در سال همت مضاعف و كار مضاعف





در اين دعائى كه در آغاز هر سال، در هنگام تحويل، همه مي‌خوانيم، اين فِقره جالب توجه است كه مي‌فرمايد: «حوّل حالنا الى احسن الحال». نمي‌فرمايد ما را به روز نيكى، حال نيكى برسان؛ به پروردگار عرض مي‌كند ما را به بهترين حال‌ها، به بهترين روزها، به بهترين وضعيت‌ها برسان. همت والاى انسان مسلمان همين است كه در همه‏ى عرصه‏ها به بهترين‌ها دست پيدا كند.

ريشه هاي قوت و ضعف در فرهنگ كار را بايد در حضور و وجود ارزشها و عقايدي جستجو كرد كه در فرهنگ و در سلسله مراتب ارزشها جايگاهي فراتر از كار را به خود اختصاص دادهاند از اين حيث تعريف فرهنگ در ژاپن و تاثير آن در اخلاِ كار بسيار اهميت دارد.

دايره المعارف ژاپني، فرهنگ اين چنين تعريف شده است:«تلاش براي استفاده از طبيعت يا منابع طبيعي در بهتر كردن زندگي انسان (نوع بشر)» كه داراي دو بعد زير ميباشد:

الف ـ دانش، هنر، مذهب و ثمره ي فعاليتهاي روحي انسان

ب ـ ثمره ي فعاليتهاي فني كه مترادف كلمه تمدن است

تعريف فرهنگ، در عبارت بالا هم به معني به فعليت رساندن استعدادها و امكانات طبيعي براي تنظيم و بهتر كردن زندگي نوع بشر در نظر گرفته شده است و هم به معني استعدادها و امكانات و پديدههاي عالي انساني، مانند علم، هنر، مذهب و ساير ثمرههاي فعاليتهاي روحي انسان. (علامه جعفري، 1379، ص 98)

تلاش و كوشش در فرهنگ ژاپني نقش اساسي را ايفا ميكند به طوري كه يكي از عوامل موثر بر موفقيت اقتصادي ژاپن تاكيد نظام ترتيبي آن بر تلاش و پشتكار است. اين عقيده در بين ژاپنيها رايج است كه عنصر وجدان كاري و پشتكار در رفتار كودكان و جوانان ژاپني رازموفقيت اقتصادي آنهاست. اطلاعات بدست آمده از مطالعهي تطبيقي درباره پشتكار انجام كار و تكليف در كودكان ژاپني و آمريكايي در سال 1985-1984 نشان ميدهد كه يك تفاوت بزرگ بين اين كودكان وجود دارد و آن عبارتست از اين كه بچههاي ژاپني در مقايسه با كودكان آمريكايي بيشتر به پشتكار دعوت ميشوند، در خانوادههاي آمريكايي توانايي، دليل بر موفقيت است و خانوادههاي ژاپني خواستن و پشتكار را از رموز موفقيت بر ميشمارند. (سجادي، 1376، ص 302)

ايران و ژاپن تقريباً به طور همزمان يعني از اواسط قرن نوزدهم شروع به الگوبرداري از روشهاي جديد غرب كردند، اما با توجه به شرايط فرهنگي و سياسي متفاوت حاكم بر دو كشور، نتايج حاصله يكسان نبوده است. درحالي كه ژاپن برقراري رابطه با ممالك غربي را ضروري ميدانست و با نزديكي به آنها با درك، اخذ و جذب روشهاي علمي توانست با شتاب در رديف كشورهاي صنعتي قرار گيرد و در سايه همين پيشرفت خود را از سلطهي غرب رها سازد، اما ايران با توجه به بافت فرهنگي متفاوت، مغرور از فرهنگ و تاريخ گذشتهي خود و فقدان انعطافپذيري در گرفتن تصميم به اخذ علوم غربي، دچار ترديد شد و در نهايت نتوانست صنعتي شود.

از لحاظ آمادگيهاي فكري و فرهنگي نيز ميتوان به اين نكته اشاره كرد كه روشنفكران و اصلاحطلبان ژاپني كه با تحولات غرب آشنا شده بودند و به ضرورت درك آن براي توسعهي ژاپن واقف بودند به راحتي موفق شدند با نوشتهها و سخنرانيهاي خود تفسيرهاي تازهاي از سنتهاي گذشته عرضه كنند و به آگاه كردن مردم بپردازند. پس از اين روشنگري، ژاپنيها نياز به بازنگري و تجديدنظر در بعضي از ارزشهاي كهن و سنتها را ضروري تشخيص دادند و در تطبيق آنها با فرهنگ نوين تلاش كردند، اما در ايران شرايط به گونهي ديگري بود. شاهان هرگونه انديشه نو، تفكر جديد و دموكراسي را كه تضعيف قدرت سلطنت را به همراه داشت به شدت سركوب ميكردند.

پيشرفت ژاپن نيز بيش از همه مديون بالا بودن بهرهوري كار بوده است كه در سايهي تلاش زياد و احساس مسئوليت حاصل شد. براي آنها كار فراتر از وسيله معاش است، اما در ايران آن روحيهي سختكوشي در ميان مردم ديده نميشود. در حقيقت ما كار ميكنيم تا زندگي كنيم اما در كشورهاي صنعتي و ژاپن زندگي ميكنند تا كار كنند. كار مهمترين عامل پيشرفت و توسعه است و در كشورهاي جهان سوم كمكاري، كاهلي و عدم احساس مسئوليت دربين تعداد زيادي از مردم رايج است.

 منابع:

احمدپور دارياني، محمود؛ «كارآفريني ؛ تعاريف، الگوها و نظريات»،اميركبير، 1378

رجب زاده، احمد، «ارزشها و ضعف و جدان كاري در ايران»، نامه پژوهش، شماره 5

سجادي، سيد مهدي، «تعليم و تربيت، خانواده و وجدان كار»، نامه پژوهش، شماره 5، 1376

سعيدي يا، مهدي، «آشنايي با كارآفريني»، كيا،1382

سوداگر، محمد، «نظام ارباب ـ رعيتي در ايران»، موسسات تحقيقات اقتصادي و اجتماعي پازند، 1359

قانعي راد، محمد امين، «جامعه شناسي علم»، 1378

كلدي، عليرضا و منظر رازقي ؛ «فرهنگ، خلاقيت و توسعه علم و فناوري»،مجله رهيافت، ش 26

مطهري، مرتضي ؛ «احياي تفكر اسلام»، 1381، كيا

mcclelland,d.(1965).achievement montivation can developed,harvard business review, 40


 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در یک شنبه 30 خرداد 1389  ساعت 3:56 PM نظرات 0 | لینک مطلب

 در جامعه ما با وجود عناصر مثبت بسيار در فرهنگ آرماني ديني كه در آن به كار ارزش بسيار داده ميشود و نيز با وجود سنت امامان در ارج نهادن به كار و تاكيد بيشتر بر ارزش اكتسابي تا انتسابي. ولي ارزشهايي در جامعه غلبه دارد كه اخلاِ كار و به تبع آن كارآفريني را تضعيف ميكند.

در ساختار كلي و سطح كلان جامعه، بخصوص ارزشهاي موبوط به نظام سياسي، ارزشهاي غالب بطور عمده انتسابي بوده است و ارزشهاي اكتسابي كه تقويت كننده كار و خلاقيت، نوآوري به عنوان ارزش في نفسه است جايي نداشته يا جايگاهي محدود به خود اختصاص داده است. اهميت نسبت در اشغال مناصب و تخصيص منابع، اصل وراثت خانداني سمتها و بهرهمندي از منابع كمياب، غلبه ارزش وابستگي و وفاداري شخصي بر لياقت و كارداني، كه جوهرهي نظام سياسي موروثي در ايران را تشكيل ميدهد. از عواملي است كه در سطح كلان جامعه و فرهنگ با كار به عنوان ارزش في نفسه در تعارض بوده، كارآفريني و خلاقيت و نوآوري را تضعيف كرده است. (رجب زاده 1376، 69)و حال آنكه فرهنگي كه خواستار پرورش كارآفرين باشد بايد مردم را به خاطر دستاوردهايشان و نه به خاطر مقتضيات تولدشان طبقه بندي كند.

همچنين وجود ارزشهايي چون اشرافيگري، تجملگرايي، رفاهطلبي و مصرفگرايي در فرهنگ مرتبط با نظام سياسي موروثي سبب مرگ خلاقيت و تولد مصرف زدگي شده است كه علت عمده اين معضل را بايد در وجود ثروتهاي ملي و استفادهي نادرست و غير مدبرانه از آن جست وجو كرد.

از سوي ديگر در فرهنگ عمومي و اعتقادات ديني با وجود باورهايي همچون بياعتنايي به مال دنيا، زشت شمردن انگيزههاي مادي، تقبيح رفتار سودطلبانه، تاكيد بر بيوفايي دنيا و كفايت حداقل معيشت نميتوان انتظار كار و تلاش فوِ العاده همچون كشورهاي پيشرفته داشت.

همچون جريان نوسانات اقتصادي در دورهي گذشته و دست يافتن افراد به پولهاي بادآورده در جريان اين تغييرات موجب شد پول كه در مباحث اقتصادي به عنوان «كار تبلور يافته» شناخته ميشود بصورت كالا و غنيمتي درآيد كه دستيابي به آن لزوماً با انجام كار همراه نيست بلكه زرنگي، اطلاع از اوضاع و مهمتر از همه «شانس و اقبال» بيشتر از كار در آن سهم دارد. اين عوامل به همراه «درآمد نفت» كه عمدهي آن را سود تشكيل ميدهد و توسط دولت به مصرف ميرسد، موجب شد پول به عنوان ارزش في نفسه و تاحدي «مستقل از كار» و بيشتر وابسته به شانس و اقبال در جهت تضعيف كارآفريني عمل كند. (رجب زاده، 1376)

اما اخلاِ كار و پديدههاي مرتبط به آن مانند كارآفريني پديدههايي هستند قابل شناسايي و مطالعه و تغييرپذير، قابل كنترل و دستكاري كه از قواعد كلي حاكم بر فرهنگ و جامعه تبعيت ميكنند از اينرو ميتوان از آنها به عنوان يك مسئله اجتماعي ياد كرد و مسئله اجتماعي همواره قابل حل بوده و ميتوان براي اصلاح آن كاري انجام داد ولي اگر فكر كنيم كه درباره مسائل اجتماعي نميتوانيم كاري كنيم و اينها همه سابقه تاريخي داشته وغير قابل تغيير به حساب ميآيد بايد آن مسايل را از فهرست مسائل اجتماعي حذف كنيم زيرا ديگر مسئلهي اجتماعي به شمار نميروند.

بنابراين با همه ضعفهاي فرهنگي و اجتماعي كه در اخلاِ كار در ايران وجود دارد اين مسئله قابلحل است و بنظر ميرسد كه راهحل آن نيز ميتوانند كارآفرينان باشند زيرا براساس نظر «ماكس وبر» كارآفريني يك فرايند اجتماعي است كه در آن كارآفرين با اشتياِ و پشتكار در كار، خويشتن خويش را پيدا ميكند و از بند عادات و سنتهاي مرسوم رها ميگردد.

او معتقد است كه فرهنگ كارآفرين در سطح تعامل انسانها با يكديگر شكل ميگيرد و شخصيت ارزشها نگرشها و باورهاي فرد نسبت به كارآفريني تحت تاثير تعامل وي با ساير افراد جامعه شكل گرفته و تكامل پيدا ميكند.(احمدپور، 138، ص 25)

بنابراين براساس نظر «وبر» جامعه و باورها و ارزشهاي آن نقش مهمي در ايجاد كارآفريني دارند و همچنين كارآفرينان نيز نقش بسيار موثري در ايجاد تحولات ارزشمند و نجات جامعه از بند عادات و سنتهاي بياساس و بي فايده اما مرسوم ايفا مينمايند.

كارآفرينان در اجتماع سبب پويايي و افزايش بهرهوري شده و در سطح اجتماع ارزش كار را افزايش ميدهند و روحيه سعي و تلاش در بدنه جامعه را بالا ميبرند. كارآفرينان سبب تشويق جامعه به كارهاي خلاِ و كارآفرينانه ميشوند و همين امر سبب رشد و بالندگي در اجتماع ميشود.

زماني كه كارآفرين به عنوان يك شيوه زندگي توسط اكثريت افراد يك جامعه پذيرفته شود، آن جامعه بسيار سريع توسعه مييابد. زيرا كارآفريني سبب

ـ اشتغال،

ـ انتقال تكنولوژي،

ـ بهبود كـيـفيت زنـدگي ،

ـ تولـيد رفاه، ثروت و سرمايه،

ـ نــــــوآوري و انـعطاف مـــحيط ،

ـ تـحريـك و تـشويـق حـس رقـابت،

ـ تـرغيب و تشويق سرمايه گذاري در توليد،

ـ شـناخت، ايـجاد و گـسترش بازارهاي جـديد،

ـ كشف منابع جديد، ساماندهي و استفاده اثر بخش از آنها،

ـ رفع خلل، شكافهاو تنگناهاي بازار و اجتماع، توزيع متناسب درآمد

ـ و كاهش اضطرابهاي اجتماعي ميشود.

 

منابع:

احمدپور دارياني، محمود؛ «كارآفريني ؛ تعاريف، الگوها و نظريات»،اميركبير، 1378

رجب زاده، احمد، «ارزشها و ضعف و جدان كاري در ايران»، نامه پژوهش، شماره 5

سجادي، سيد مهدي، «تعليم و تربيت، خانواده و وجدان كار»، نامه پژوهش، شماره 5، 1376

سعيدي كيا، مهدي، «آشنايي با كارآفريني»، كيا،1382

سوداگر، محمد، «نظام ارباب ـ رعيتي در ايران»، موسسات تحقيقات اقتصادي و اجتماعي پازند، 1359

قانعي راد، محمد امين، «جامعه شناسي علم»، 1378

كلدي، عليرضا و منظر رازقي ؛ «فرهنگ، خلاقيت و توسعه علم و فناوري»،مجله رهيافت، ش 26

مطهري، مرتضي ؛ «احياي تفكر اسلام»، 1381، كيا

mcclelland,d.(1965).achievement montivation can developed,harvard business review, 40


 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در یک شنبه 30 خرداد 1389  ساعت 3:55 PM نظرات 0 | لینک مطلب

نویسنده :دکتر توسلی


(«بلاك بورن» و «مان» در نقد نظريه هاي گلدتروپ و لاك وود بين وجهه نظر قوي و وجهه نظر ضعيف تمايز قايل شدند.وجهه نظر قوي دال بر وضعيتي است كه در آن يك نوع كار ثمر بخش بر انواع ديگر كار برتري مي يابد.(مي توان وجهه نظر ابزاري گلدتروپ و لاك وود را در اين مقوله جاي داد).در حالي كه وجهه نظر ضعيف دال بر وضعيتي است كه كارگر ممكن است داراي شبكه ي وسيعي ار انتظارات و اولويت هايي باشد كه ناگزير آن ها را به طرقي با هم سازگار مي كند… وجهه نظر قوي مشكل انتخاب را به طور وضوح براي كارگر حل مي كند،اما وجهه نظر ضعيف،مشكل بزرگتري را براي او ايجاد مي كند.


البته خود بلاك بورن و مان نيز اذعان داشتند كه بازار كار سرمايه داري به نحوي سازمان يافته است كه قدرت انتخاب افراد را به حداقل مي رساند.



 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در یک شنبه 30 خرداد 1389  ساعت 3:53 PM نظرات 0 | لینک مطلب

 

 نقش دولت در اين ميان از همه مهمتر است. از جمله:

تنظيم و تدوين سياست‌هاي بلند مدت و ميان مدت در خصوص حمايت از فعاليت‌هاي كارآفريني و كارآْفرينان نوپا.

ترويج فرهنگ كارآفريني و معرفي كارآفرينان نمونه از طريق مطبوعات و قدرداني از آنها.ساختن فيلم و سريال در مورد زندگي كارآفرينان نمونه و تشويق مردم به سوي كارآفريني توسط صدا و سيما.

وارد كردن مضامين كارآفريني در كتاب‌هاي درسي مي‌تواند بذر ايجاد انگيزه كارآفريني را در كودكان بارور كند.تبيين شرايط محيطي لازم براي پرورش و رشد استعدادهاي كارآفريني.

برگزاري سمينار، نشر مقاله و ارائه سخنراني به منظور تغيير دانش و معرفت مديران و سياستگذاران و كارگزاران مؤسسات.گسترش فرهنگ كارآفريني در بخش دولتي و تعاوني.

تدوين دوره‌هاي آموزشي بلند مدت در چارچوب دوره‌هاي تحصيلي كارشناسي،‌ كارشناسي ارشد و دكترا در دانشگاه‌ها، ايجاد مراكز آموزشي مستقل و مراكز آموزشي مديريت در سطح دبيرستان‌ها و مدارس راهنمايي و ابتدايي.

حمايت‌هاي دولتي و خصوصي جهت فعاليت بيشتر و مطلوب‌تر كارآفرينان.ايجاد و گسترش صنايع كوچك به منظور بهره‌برداري از ظرفيت‌هاي خالي اقتصاد كشور.

اصلاح سياست‌ها و قوانين دست و پاگير دولتي.برگزاري جلساتي با حضور كارآفرينان و بيان مشكلات موجود بر سر راه آنان و ارائه شيوه‌هاي مقابله با آن مشكلات.

معرفي يك روز به عنوان روز كارآفرين تا به عمل آنها ارزش و اعتبار بخشيم.

منبع:نمایه نشریات



 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در یک شنبه 30 خرداد 1389  ساعت 3:49 PM نظرات 0 | لینک مطلب


جنبش دانشجويي با همت مضاعف براي ايجاد كرسي‌هاي آزاد انديشي تلاش كند.خبرگزاري فارس: مسئول سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه تهران، گفت: جنبش دانشجويي بايد در دانشگاه با همت مضاعف، نسبت به رونق دادن فضاي آزادانديشي و ايجاد كرسي‌هاي آزاد فكري همت بگمارند.

محمد ذوقي مسئول سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه تهران در گفتگو با خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاري فارس، در خصوص نامگذاري امسال به نام "همت مضاعف، كار مضاعف " از سوي مقام معظم رهبري، خاطرنشان كرد: مقام معظم رهبري با توجه به فضاي سياسي و كلي كشور در چند سال اخير، امسال را به عنوان سال "همت مضاعف و كار مضاعف " نامگذاري كرده‌اند.

وي افزود: نقطه كليدي كه كشور و انقلاب اسلامي ايران بوسيله آن به قله تمدن اسلامي مي‌رسد عملياتي كردن پيام "همت مضاعف و كار مضاعف " است و در اين راستا تمامي نخبگان، اساتيد، طلاب، دانشجويان و ساير اقشار مردم بايد با تمامي توان خود به وظايف‌شان عمل كنند.

اين فعال دانشجويي تصريح كرد: مطمئنا براي رسيدن به تمدن والاي اسلامي در كشور به همت و كار مضاعف نيازمند هستيم و با همت و كار مضاعف مي‌توان راه‌هاي ميان‌بر براي رسيدن به تمدن والاي اسلامي را پيدا كرده و از آن عبور كرد.

مسئول سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه تهران با اشاره به ويژگي‌ منحصر به فرد دولت دهم خاطرنشان كرد: يكي از ويژگي‌هاي منحصر به فرد دولت دهم تلاش و پركاري شخص رئيس‌جمهور و دولتمردان است و به نظر مي‌رسد مقام معظم رهبري پيام "همت مضاعف و كار مضاعف " را بيشتر نسبت به افرادي تاكيد كردند كه سال گذشته و در ايام 8 ماه پس از انتخابات رياست جمهوري، با حركات و سخنان نامربوط خود هزينه‌هاي سنگيني را به نظام اسلامي و مردم ايران تحميل كردند.

ذوقي در ادامه افزود: اين افراد و شخصيت‌ها در سال جديد و با توجه به نامگذاري امسال به نام "همت مضاعف و كار مضاعف " از سوي مقام معظم رهبري به جاي طرح مسائل حاشيه‌اي و تفرقه‌افكن كه از پيشرفت روزافزون كشور جلوگيري مي‌كند، پرهيز كرده و واقعا به حل مشكلات كشور بپردازند و در كنار منتخب مردم به حل مشكلات مردم همت گمارند.

مسئول سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه تهران به بحث عملياتي كردن اين پيام در سطح دانشگاه‌ها اشاره و تصريح كرد: جنبش دانشجويي بايد دو فضاي جدي را در دانشگاه‌ها و با توجه به پيام امسال مقام معظم رهبري مدنظر داشته باشد.

وي افزود: از اين‌ رو اساتيد و دانشجويان بايد در خصوص توليد علم و خودكفايي كشور تلاش و همت‌ مضاعف داشته باشند تا كشورمان در تمامي رشته‌ها، از علوم‌انساني گرفته تا علوم‌پزشكي به رشد و بالندگي روزافزون برسند.

اين فعال دانشجويي در پايان خاطرنشان كرد: جنبش دانشجويي بايد در دانشگاه با همت مضاعف، نسبت به رونق دادن فضاي آزادانديشي و ايجاد كرسي‌هاي آزاد فكري همت بگمارند تا بدين وسيله يك فضاي سالم سياسي در دانشگاه‌ها شكل بگيرد و هر دانشجو با هر نظر و سليقه بتواند نظرات خود را مطرح كرده و در فضاي تضارت آراء يك فضاي با نشاط سياسي را در دانشگاه‌ها پديد آورد.

منبع : خبر گزاری فارس



 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در یک شنبه 30 خرداد 1389  ساعت 3:44 PM نظرات 0 | لینک مطلب

[تعداد کل صفحات:14 [ 1 ]  [ 2 ]  [ 3 ]  [ 4 ]  [ 5 ]  [ 6 ]  [ 7 ]  [ 8 ]  [ 9 ]  [ 10 ]  [ > ] 






POWERED BY RASEKHOON.NET