فصل اول: در تعيين مسجد است که احکام مسجديت بر آن جاري است و آن از
جايي است که سنگ نصب شده و تخمينا به فاصلهي يک ذرع و نيم از نهر آب جاري - که در
صحن مدرسه ميباشد - به طرف جنوب برود، وقف شده است براي مسجد به نحو صحيح شرعي، به
انضمام پشت بام مسجد که مخصوصا مسطح ساخته شده براي نماز گزاردن
.
فصل دويم: مدرسه مشتمل است بر هشت حجره که سمت مشرق و مغرب اوست و اطاق بزرگ سمت شمال که محلتدريس مدرس است و فضاي صحن و دهليز (39) و نهر جاري و حوض و آبانبار و ايوانهايجلو حجرات و دالانها و مطبخ و راهپلهي بام که در زاويهي شرقي مدرسه است ودالاني که درب آبانبار راه شير آبانبار در اوست و به حياط مبال (40) ميرود وبالوعه (41)که در زاويهي غربي مدرسه ميباشد و بالاخانهي روي دالان مزبور و دوانبار که يکي در مسجد است و ديگر جنب راه شير آبانبار و درب آن در حياط بالوعهميباشد و ساير مضافات (42) و مرافق(43) مدرسه که تمام آنها وقف شده بر وجه صحيحشرعي به عنوان مدرسه که هر نوع در آنها مداخله بشود، محذورات
مسجدي در آنهانميرود، وليکن هرگاه به واسطهي کثرت نمازگزاران صفوف جماعت برود در صحن و بام ودر هر کجاي مدرسه - که بخواهند نماز گزارند - خاصه در ماه مبارک رمضان؛ که در تمامحجرات و مدرس هم جايز است نماز گزارند. و طلاب در يک ماههي رمضان در صورت ضيق مکانمصلي، حق ممانعت نمازگزاران را ندارند.
فصل سيم: صورت تقسيم هشت حجره و اطاقبزرگ مدرس است و بنابر توابع و لواحق مدرسهي مبارکهي محموديه که از قرار تفصيلمعين شده، سه حجره واقع در سمت مشرق مدسه و چهار حجره از سمت مغرب متعلق به طلاباست که بايد در اين هفت حجره به تعيين متولي و ناظر چهاره نفر طلبه سکني داشته باشند، مقررا هر حجرهاي دو نفر و يک حجرهي ديگر از سمت مشرق مدرسه که جنب مسجد واقعشده و عقب آن اطاق کتابخانهي مدرسه ميباشد، مخصوص است به يک شخص کتابدار و يکاطاق بزرگ که طرف شمال صحن مدرسه واقع است و جنب مطبخ ميباشد، محل تدريس طلاب استو آن اطاق، مخصوص است به مدرس و اختيارش با خود اوست. و مطبخ واقع در زاويهي شرقيمدرسه، جهت طبخ طلبه و جهت طباخي و تهيهي اوقات شريفهي تعزيهداري حضرتسيدالشهدا، عليه آلاف التحية والثنا، و کساني که بخواهند لبه را در مدرسه اطعامنمايند و مصارف بريه و خيرات عمومي که به هم رسد، معين شده. و دالاني که در زاويهيغربي مدرسه ميباشد و به حياط بالوعه يعني مبال ميرود که درب آب انبار راه شيرآبانبار در آن است و بالاخانهي روي آن دالان که مخصوص منزل خدامهاي مسجد ومدرسهي محموديه و محل سکون ايشان است. و دو انبار که يکي واقع در مسجد است، فقطجاي زيلويي[است]که در غير شهر رمضان در مسجد زياده از کفاف مصلي است و بايد جمعکنند ودر آن انبار بگذارند و همچنين جاي مسينهآلات موقوفهي حضرت سيدالشهدا،عليهالسلام، همچنين جاي تجير (44) مسجد و جاي چادري که براي صحن مدرسه درست ميشودان شاء الله، و جاي چراغ و فانوسهاي مسجد و جاي از اين قبيل چيزها[ست]؛ و يک انبارديگر که جنب راه شري آبانبار است، جاي خنچه(45)هاي زير اطعمهي زمان تعزيهداريحضرت سيدالشهدا، عليهالسلام، و همچنين جاي غليانهاي زمان تعزيهداري و از اينقبيل چيزها[ست]. و فضاي صحن و حوض و نهر آب جاري و آبانبار و بالوعه و دهليزها وراه شير آبانبار و غيره وقف بر عموم مردم است، وليکن به اندازهاي که اسبابپريشاني حواس طلاب و بازماندن ايشان از کار و تحصيل نشود و به اين اندازه حقجلوگيري، سواي از مردمان مصلي، از ديگران را دارند.
فصل چهارم: اطاق بزرگ سمتشمالي مدرسه که مخصوص دبستان و تعليمخانهي اطفال فقرا و ايتام است، آن را از هيأتحاليه، کسي نبايد به هيچ وجه تغيير و تبديلي بدهد، حتي درهاي آن را از وضع حاليههيچ کس حق ندارد بخواهد به وضع ديگر قرار بدهد؛ و اطاق، مخصوص است از براي سي و ششنفر اطفال که هميشه بايد در آن تحصيل کنند به شرحي که در فصل نوزدهم مسطوراست.
فصل پنجم: در تعيين مستغلات و املاک موقوفه است که منافع و مالالاجارهيآن بر[اي]مسجد و مدرسهي ميمونهي محموديه و معلمخانهي اطفال فقرا و ايتام و ديگرمصارف بريه از روضهي نيمهي شهر رجب و نيمهي شهر شعبان و يک شب از ليالي متبرکهيشهر رمضان و مصارف يوم غدير و روضهي دههي عاشورا و روضهي اطعام المساکين دهشبهي آخر شهر صفر و ديگر فقرات به شرحي که در فصل ششم ذکر گرديده بايد صرف شود: ازيک باب محوطهي دستگاه حصيربافي و تيرفروشي و از هر يک سه باب دکاکين متصل به آن درسمت شمالي خيابان دولتي واقعه در جنب کارخانهي چراغ گاز، دو سهم از هفت سهم از کلشش دانگ. / هفت باب دکاکين متصل به مدرسهي محموديه، هر يک شش دانگ. / از خانهيسرچشمهي مقابل حمام معروف به حاجي عبدالکريم، سه دانگ از کل شش دانگ. / شش بابدکاکين و يک باب دکهي متصل به يکديگر واقعه در طرف غربي بازار سرچشمه محاذي کوچهيمسجد مرحوم حاجي ميرزا عباس قلي به انضمام هر يک فوقاني و تحتاني آنها، هر يک ششدانگ.
از يک بابخانه در سمت غربي شش باب دکاکين و يک دکهي واقع در بازارسرچشمهي مرقوم در متن که خانه وصل است به دکاکين مزبوره و دکه، يک دانگ و نيم ازشش دانگ و حدود اربعهي دکاکين و خانه از قرار ذيل است: شرقي به شارع عام بازارسرچشمه؛ غربي به خانهي عيال حاجي منظم الملک؛ جنوبي به دکان سمساري سر کوچه مرحومحاجي ميرزا عباس قلي و به کوچهي مزبور؛ شمالي به خانهي حاجي سيد محمدعلي. / از هريک از پنج باب دکاکين متصل به يکديگر واقعه در طرف شرقي بازار سرچشمه سرکوچهي مسجدمرحوم حاجي ميرزا عباس قلي، يک دانگ و نيم. / چهار باب دکاکين متل به يکديگر و دوبالاخانهي فوقاني دکاکين سمت غربي بازار سرچشمه مقابل دکاکين وقفي پشت تکيهيسرچشمه، هر يک شش دانگ / يک باب زورخانهي محل رياضت (46) واقعه در جنب کاروان سرايمحلهي دانگي، شش دانگ. / دو دست حياط که يکي اندروني و ديگري بيروني و محل سکنايخود واقف
است، محدود به حدود اربعه، هر يک شش دانگ: حد شرقي به کوچهي خاص؛ غربيبه خانهي حاجي ميرزا حبيبالله مجدالاطبا؛ شمال به قراول خانهي (47)دولتي؛ جنوببه خانههاي ملکي خود جناب واقف. / يک دکه و دو باب دکان متصل به يکديگر، وصل بهجلوخان (48) خانهي مزبور وقفي واقف، هر يک شش دانگ. / چهار باب دکاکين متصل بهيکديگر به انضمام حق پاچوب قصابي واقعه در سر سهراه پايمنار محدود به حدود اربعه،هر يک شش دانگ: حد شرقي به قراول خانهي دولتي؛ غربي به خانه و دکاکين حاجي ميرزاحبيبالله مجدالاطبا؛ جنوبي به خانهي وقفي واقف، شمالي به سهراه بازار محلهيپايمنار. / از سه باب دکاکين واقعه در قرب سهراه محلهي حياط شاهي (49)، از هر يکسه دانگ از شش دانگ. / از يک باب دکان کوچک گذر محلهي يهوديها، دو سهم از پنج سهماز شش دانگ. / از يک باب دکان بقالي عودلاجان واقع سر کوچهي معروف به حاجيها، سهدانگ از شش دانگ. / از يک باب دکان که مقابل دکان بقالي مزبور است در راستهيعودلاجان سر کوچهي معروف به حاجيها، يک دانگ و نيم. / از يک باب دکان نجاري بزرگواقع در سمت شمال سر سهراه بازار آهنگران در راسته بازاري (50) که به طرف چهارسوقميرود، يک دانگ و نيم از شش دانگ. / از يک باب دکان لوافي (51) که متصل است بهدکان مزبور سر سه راه آهنگران، سه دانگ از شش دانگ. / از يک باب دکان رزازي (52) بزرگ واقع در سمت جنوب راسته بازاري که به طرف چهارسوق ميرود؛ قرب سه راه آهنگران،سه دانگ از شش دانگ./ از يک باب دکان واقع در راسته بازار پشت کاروان سراي حاجينادعلي، سه ربع از يک دانگ از شش دانگ که يک سهم از هشت سهم از يک باب دکان باشد. / از يک باب دکان وصل به درب کارون سراي نو، معروف به کاروان سراي قزوينيها، دو سهماز پنج سهم از شش دانگ. / از يک باب دکان قنادي واقع در سمت جنوبي راسته بازار پشتکاروان سراي حاجي عبدالوهاب، قرب سهراه کوچهي غريبان، يک دانگ و نيم از سهدانگ.
فصل دويم: مدرسه مشتمل است بر هشت حجره که سمت مشرق و مغرب اوست و اطاق بزرگ سمت شمال که محلتدريس مدرس است و فضاي صحن و دهليز (39) و نهر جاري و حوض و آبانبار و ايوانهايجلو حجرات و دالانها و مطبخ و راهپلهي بام که در زاويهي شرقي مدرسه است ودالاني که درب آبانبار راه شير آبانبار در اوست و به حياط مبال (40) ميرود وبالوعه (41)که در زاويهي غربي مدرسه ميباشد و بالاخانهي روي دالان مزبور و دوانبار که يکي در مسجد است و ديگر جنب راه شير آبانبار و درب آن در حياط بالوعهميباشد و ساير مضافات (42) و مرافق(43) مدرسه که تمام آنها وقف شده بر وجه صحيحشرعي به عنوان مدرسه که هر نوع در آنها مداخله بشود، محذورات
مسجدي در آنهانميرود، وليکن هرگاه به واسطهي کثرت نمازگزاران صفوف جماعت برود در صحن و بام ودر هر کجاي مدرسه - که بخواهند نماز گزارند - خاصه در ماه مبارک رمضان؛ که در تمامحجرات و مدرس هم جايز است نماز گزارند. و طلاب در يک ماههي رمضان در صورت ضيق مکانمصلي، حق ممانعت نمازگزاران را ندارند.
فصل سيم: صورت تقسيم هشت حجره و اطاقبزرگ مدرس است و بنابر توابع و لواحق مدرسهي مبارکهي محموديه که از قرار تفصيلمعين شده، سه حجره واقع در سمت مشرق مدسه و چهار حجره از سمت مغرب متعلق به طلاباست که بايد در اين هفت حجره به تعيين متولي و ناظر چهاره نفر طلبه سکني داشته باشند، مقررا هر حجرهاي دو نفر و يک حجرهي ديگر از سمت مشرق مدرسه که جنب مسجد واقعشده و عقب آن اطاق کتابخانهي مدرسه ميباشد، مخصوص است به يک شخص کتابدار و يکاطاق بزرگ که طرف شمال صحن مدرسه واقع است و جنب مطبخ ميباشد، محل تدريس طلاب استو آن اطاق، مخصوص است به مدرس و اختيارش با خود اوست. و مطبخ واقع در زاويهي شرقيمدرسه، جهت طبخ طلبه و جهت طباخي و تهيهي اوقات شريفهي تعزيهداري حضرتسيدالشهدا، عليه آلاف التحية والثنا، و کساني که بخواهند لبه را در مدرسه اطعامنمايند و مصارف بريه و خيرات عمومي که به هم رسد، معين شده. و دالاني که در زاويهيغربي مدرسه ميباشد و به حياط بالوعه يعني مبال ميرود که درب آب انبار راه شيرآبانبار در آن است و بالاخانهي روي آن دالان که مخصوص منزل خدامهاي مسجد ومدرسهي محموديه و محل سکون ايشان است. و دو انبار که يکي واقع در مسجد است، فقطجاي زيلويي[است]که در غير شهر رمضان در مسجد زياده از کفاف مصلي است و بايد جمعکنند ودر آن انبار بگذارند و همچنين جاي مسينهآلات موقوفهي حضرت سيدالشهدا،عليهالسلام، همچنين جاي تجير (44) مسجد و جاي چادري که براي صحن مدرسه درست ميشودان شاء الله، و جاي چراغ و فانوسهاي مسجد و جاي از اين قبيل چيزها[ست]؛ و يک انبارديگر که جنب راه شري آبانبار است، جاي خنچه(45)هاي زير اطعمهي زمان تعزيهداريحضرت سيدالشهدا، عليهالسلام، و همچنين جاي غليانهاي زمان تعزيهداري و از اينقبيل چيزها[ست]. و فضاي صحن و حوض و نهر آب جاري و آبانبار و بالوعه و دهليزها وراه شير آبانبار و غيره وقف بر عموم مردم است، وليکن به اندازهاي که اسبابپريشاني حواس طلاب و بازماندن ايشان از کار و تحصيل نشود و به اين اندازه حقجلوگيري، سواي از مردمان مصلي، از ديگران را دارند.
فصل چهارم: اطاق بزرگ سمتشمالي مدرسه که مخصوص دبستان و تعليمخانهي اطفال فقرا و ايتام است، آن را از هيأتحاليه، کسي نبايد به هيچ وجه تغيير و تبديلي بدهد، حتي درهاي آن را از وضع حاليههيچ کس حق ندارد بخواهد به وضع ديگر قرار بدهد؛ و اطاق، مخصوص است از براي سي و ششنفر اطفال که هميشه بايد در آن تحصيل کنند به شرحي که در فصل نوزدهم مسطوراست.
فصل پنجم: در تعيين مستغلات و املاک موقوفه است که منافع و مالالاجارهيآن بر[اي]مسجد و مدرسهي ميمونهي محموديه و معلمخانهي اطفال فقرا و ايتام و ديگرمصارف بريه از روضهي نيمهي شهر رجب و نيمهي شهر شعبان و يک شب از ليالي متبرکهيشهر رمضان و مصارف يوم غدير و روضهي دههي عاشورا و روضهي اطعام المساکين دهشبهي آخر شهر صفر و ديگر فقرات به شرحي که در فصل ششم ذکر گرديده بايد صرف شود: ازيک باب محوطهي دستگاه حصيربافي و تيرفروشي و از هر يک سه باب دکاکين متصل به آن درسمت شمالي خيابان دولتي واقعه در جنب کارخانهي چراغ گاز، دو سهم از هفت سهم از کلشش دانگ. / هفت باب دکاکين متصل به مدرسهي محموديه، هر يک شش دانگ. / از خانهيسرچشمهي مقابل حمام معروف به حاجي عبدالکريم، سه دانگ از کل شش دانگ. / شش بابدکاکين و يک باب دکهي متصل به يکديگر واقعه در طرف غربي بازار سرچشمه محاذي کوچهيمسجد مرحوم حاجي ميرزا عباس قلي به انضمام هر يک فوقاني و تحتاني آنها، هر يک ششدانگ.
از يک بابخانه در سمت غربي شش باب دکاکين و يک دکهي واقع در بازارسرچشمهي مرقوم در متن که خانه وصل است به دکاکين مزبوره و دکه، يک دانگ و نيم ازشش دانگ و حدود اربعهي دکاکين و خانه از قرار ذيل است: شرقي به شارع عام بازارسرچشمه؛ غربي به خانهي عيال حاجي منظم الملک؛ جنوبي به دکان سمساري سر کوچه مرحومحاجي ميرزا عباس قلي و به کوچهي مزبور؛ شمالي به خانهي حاجي سيد محمدعلي. / از هريک از پنج باب دکاکين متصل به يکديگر واقعه در طرف شرقي بازار سرچشمه سرکوچهي مسجدمرحوم حاجي ميرزا عباس قلي، يک دانگ و نيم. / چهار باب دکاکين متل به يکديگر و دوبالاخانهي فوقاني دکاکين سمت غربي بازار سرچشمه مقابل دکاکين وقفي پشت تکيهيسرچشمه، هر يک شش دانگ / يک باب زورخانهي محل رياضت (46) واقعه در جنب کاروان سرايمحلهي دانگي، شش دانگ. / دو دست حياط که يکي اندروني و ديگري بيروني و محل سکنايخود واقف
است، محدود به حدود اربعه، هر يک شش دانگ: حد شرقي به کوچهي خاص؛ غربيبه خانهي حاجي ميرزا حبيبالله مجدالاطبا؛ شمال به قراول خانهي (47)دولتي؛ جنوببه خانههاي ملکي خود جناب واقف. / يک دکه و دو باب دکان متصل به يکديگر، وصل بهجلوخان (48) خانهي مزبور وقفي واقف، هر يک شش دانگ. / چهار باب دکاکين متصل بهيکديگر به انضمام حق پاچوب قصابي واقعه در سر سهراه پايمنار محدود به حدود اربعه،هر يک شش دانگ: حد شرقي به قراول خانهي دولتي؛ غربي به خانه و دکاکين حاجي ميرزاحبيبالله مجدالاطبا؛ جنوبي به خانهي وقفي واقف، شمالي به سهراه بازار محلهيپايمنار. / از سه باب دکاکين واقعه در قرب سهراه محلهي حياط شاهي (49)، از هر يکسه دانگ از شش دانگ. / از يک باب دکان کوچک گذر محلهي يهوديها، دو سهم از پنج سهماز شش دانگ. / از يک باب دکان بقالي عودلاجان واقع سر کوچهي معروف به حاجيها، سهدانگ از شش دانگ. / از يک باب دکان که مقابل دکان بقالي مزبور است در راستهيعودلاجان سر کوچهي معروف به حاجيها، يک دانگ و نيم. / از يک باب دکان نجاري بزرگواقع در سمت شمال سر سهراه بازار آهنگران در راسته بازاري (50) که به طرف چهارسوقميرود، يک دانگ و نيم از شش دانگ. / از يک باب دکان لوافي (51) که متصل است بهدکان مزبور سر سه راه آهنگران، سه دانگ از شش دانگ. / از يک باب دکان رزازي (52) بزرگ واقع در سمت جنوب راسته بازاري که به طرف چهارسوق ميرود؛ قرب سه راه آهنگران،سه دانگ از شش دانگ./ از يک باب دکان واقع در راسته بازار پشت کاروان سراي حاجينادعلي، سه ربع از يک دانگ از شش دانگ که يک سهم از هشت سهم از يک باب دکان باشد. / از يک باب دکان وصل به درب کارون سراي نو، معروف به کاروان سراي قزوينيها، دو سهماز پنج سهم از شش دانگ. / از يک باب دکان قنادي واقع در سمت جنوبي راسته بازار پشتکاروان سراي حاجي عبدالوهاب، قرب سهراه کوچهي غريبان، يک دانگ و نيم از سهدانگ.






