در سال همت مضاعف و كار مضاعف





در اين دعائى كه در آغاز هر سال، در هنگام تحويل، همه مي‌خوانيم، اين فِقره جالب توجه است كه مي‌فرمايد: «حوّل حالنا الى احسن الحال». نمي‌فرمايد ما را به روز نيكى، حال نيكى برسان؛ به پروردگار عرض مي‌كند ما را به بهترين حال‌ها، به بهترين روزها، به بهترين وضعيت‌ها برسان. همت والاى انسان مسلمان همين است كه در همه‏ى عرصه‏ها به بهترين‌ها دست پيدا كند.

جمله‏هاي نعتي
جلت عظمته، دام اقباله العالي، عليه‏السلام، طاب ثراه، صلي الله عليه و آله و سلم، عليه
آلاف التحية والثناء، معزي اليه، ادام الله ظلهم العالي، عزو علا؛
جملات و عبارات عربي
جملات عربي که گاهي مختصر است و گاه مطول، به صورت مستقل يا مکمل عبارات فارسي متن به کار رفته است مانند :
الحمدلله الواقف علي ضماير العباد الموفق للخيرات الجاريات ليومالمعاد المفيض للبرکات التامات الباقيات الي يوم الميعاد؛ والصلاة والسلام علي خيرخلقه محمد و آله شفعاء الخلق يوم يناد المناد (مقدمه) / و صلوات بلا انتها و تحياتلاتعد و لا تحصي نثار مرقد اقدس و روضه‏ي مقدس بسط نور شهود... محمد مصطفي عليه منالصلوات ازکاها و من التحيات انماها مادام البحر محيطا والارض بسيطا. (مقدمه) /... وقف مؤبد و حبس مخلد نمود قربة الي الله و طلبا لمرضاته يک باب مسجد مبارک ومدرسه‏ي ميمونه‏ي مسماة بمحموديه و معلم‏خانه‏ي اطفال فقرا و ايتام را... (مقدمه) / ان شاء الله. (فصل دوازدهم) / مهما امکن. (فصل شانزدهم) / مادام الحياة. (فصل بيستو هشتم) / اولا متولي را مي‏بايد مناف املاک را صرف در آبادي آن کند، ولو به سنواتعديده، حتي يکمل البناء و يتم العمارة. (فصل بيست و چهارم) / و همچنين در شروطاتمخصوص ديگر در حق امام جماعت و مدرس و غير ذلک من الشروط الاخر که عدم آنها صلاحباشد يا اصلح، متولي مأذون است. (فصل بيست و پنجم) / و صيغه‏ي وقف بالعربية والفارسية جامعة لجميع الشرايط والارکان به نحو خلود و دوام جاري و واقع گرديد. (فصلبيست و هشتم)؛
کلمات تنوين‏دار
مستمرا، تخمينا، منفردا، مشروحا، مفصلا،معجلا، غاصبا، اقلا، تبرعا، ابدا، توضيحا، مقررا، اشتباها؛
استعمال لغاتعربي
احصا، تحفه، مدرس، تعليم، استعداد، تحصيل، تمهيد، مرقد، اقدس، بسط، اعجاز،شهود، حکمت، حضرت، خليفه، وجود، ذوالجلال، هيکل، مظهر، کرامت، غفلت، موجد، مورث،امتياز، مفهوم، تشريف، سفينه، شراع، جود، مشرع، شريعت، منبع، حقيقت، غره،مقدم،اطهر، خبير، بصير، مضمون، خلعت، حيات، فسق، فجور، مستعار، مؤبد، مخلد فوز،محمدت، مغفرت، فيض، کافل، مستطاب، مفاد، اختتام، سبحان، نحوست، توسيع، تسهيم،تفويض، مشاق، مکبر، مؤذن، مسطور، کم و کيف، موقوف، اطعام، حصه، منسهم، متعه، عاق،مشتغل، حزب، وظيفه، منوط، مناجات، احيا، فهيم، ازاله، جهول، ظلوم، تقريب، تفتيش،تعظيم، تفخيم، اقتفا، امتثال، انعقاد، اعانت، مجلس، مشوق، حراست، نهج، مباحثه، جهر،تحکم، فريضه، مأذون، توليت، خلود، ميمنت، مأثور، تفريغ، فخامت؛
افعال مرکب ازکلمات عربي و مصادر فارسي
عاجز آمدن، قرار دادن، خلق فرمودن، مزين گردانيدن،احداث نمودن، تأسيس فرمودن، مفروش کردن، مجتمع بودن، متوجه داشتن، مذکور گرديدن، بهعمل آمدن، وقف نمودن، بيتوته کردن، توسط نمودن، مضايقه کردن، مناجات کردن، اخراجکردن، موقوف شدن، قرائت کردن، عايد گرديدن، باقي ماندن، موضوع نمودن، منظور داشتن،تکبير گفتن، محافظت نمودن، وکالت کردن، مقرر شدن، سکني دادن، مراجعت کردن، معطلگذاردن، خرج کردن، ضبط شدن، تخلف نمودن، تشکيل دادن، تفريط شدن، معين شدن، جمعکردن، متهم بودن، انتخاب نمودن، عطا کردن، تسهيم نمودن، منقسم گشتن، مطالبه نمودن،اصلاح نمودن، تفصيل دادن، شرح دادن، تعلق يافتن؛
استعمال مصادر مرکب از کلماتعربي با پسوند «يت»
شرعيت، مسجديت، صلاحيت، قابليت، انسانيت، مرغوبيت، اکبريت،وقفيت؛
ديگر کلمات مرکب عربي - فارسي
حق‏شناسي، پست‏فطرت، وظيفه‏خوار،هواپرستي، مريض‏خانه، معلم‏خانه، تعليم‏خانه، روضه‏خواني، مفسده‏جويي، لغوگويي،تکبيرگويي، کتاب‏خانه، کتاب‏دار، کتاب‏داري، کتابچه، رضامندي، صواب‏ديد، صلاح‏ديد،وقف‏نامه، قسط بندي، قدردان، محکم کاري.
تکرار کلمات و جملات‏
يکي از خصايصنثر اين وقف‏نامه، تکرار کلمات در عبارات و عدم حذف آنها به قرينه است. ما اينتکرارها را با توجه به نوع کلمات مکرر به اين شرح دسته‏بندي کرده‏ايم:
تکراراسم
...و همچنين جاي تجير مسجد و جاي چادري که براي صحن مدرسه درست مي‏شود انشاء الله، و جاي چراغ و فانوس‏هاي مسجد و جاي از اين قبيل چيزهاست. (فصل سيم) /... من جمله، روضه‏ي ليله‏ي نيمه‏ي
شهر رجب و ليله‏ي نيمه‏ي شهر شعبان و... (مقدمه) / و دالاني که... درب آب‏انبار و راه شير آب‏انبار در آن است. (فصل سيم) /... و بعددر غره‏ي شهر شوال غره‏ي شهر صفر به طلاب بدهد. (فصل شانزدهم) / مدرسي را که متوليو ناظر تعيين مي‏نمايد، بايد... همه روزه... دو درس و سه درس بدهد. (فصل هفدهم) / وشرط است که شخص مدرس... ياد خيري از واقف و والدين واقف و ذوي‏الحقوق او بکند. (فصلهفدهم) /... و هر قدر با زهد و تقوي باشند و هر قدر طرف قبولي عامه را داشته باشند،امامت جماعت مسجد محموديه را حق ندارند. (فصل هيجدهم) / و مقرر است که هميشگي عددتا به سي و شش نفر رسد از اطفال فقرا و اطفال ايتام بي‏باعث و بي‏باني. (فصلنوزدهم) / و سهامي را که براي نيمه‏ي شهر رجب و نيمه‏ي شهر شعبان و... معينگرديده... (فصل بيست و سيم) / هرگاه از اشياي متعلق به مسجد و مدرسه و از اسباب وظروف مسينه‏ي طلاب و ظروف مسينه‏ي روضه‏خواني و اسباب عاشورا و اسباب و اثاث روضه‏يشهر صفر و کتب و زيلو و قاليچه و غيره و غيره چيزي معيوب و مفقود شده باشد، اصلاحيا تحصيل آن را متولي بنمايد. (فصل بيست و پنجم)؛



 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در چهارشنبه 12 خرداد 1389  ساعت 3:32 PM نظرات 0 | لینک مطلب

روش جمع بستن کلمات‏
جمع کلمات فارسي و عربي به گونه‏هاي مختلف، در اين متن چشم‏گير و قابل ملاحظه است که به نمونه‏هايي از هر کدام اشاره مي‏شود :
1.جمع‏هايمکسر:
مساکن، جاهر، زواهر، علوم، حقايق، اشيا، ابواب، قواعد، فوايد، مراتب،نفايس، فنون، اوصيا، اصفيا، اولاد، شموع، قوا، مدارک، نتايج، اصوات، وظايف، تجار،امنا، دراويش، عجزه، عميان، مدارس، اهالي، اصناف، تکاليف، اوراق، خدام، مدارج،مصايب، متاعب، حوادث، نوايب، آثار، فقرا، ايتام، مساجد، اسباب، جلايل، اعمال،شمايل، اطهار، انبيا، اطفال، ازمنه، شوايب، فتن، شعاير، شرايع، توابع، لواحق، حدود،مجالس، طلبه، اجلا، علما، اعلام، فصول، شرايط، دکاکين، قنوات، مصارف، سهام، اشعار،امثال، احوال، رؤسا، اوصاف، ايام، اعيان، همم، حوايج، طلاب، ارحام، کتب، خطوط،اساتيد، تواريخ، حکما، شعرا، ظروف، مرافق، صفوف، اوقات، اطعمه، املاک، منافع،ليالي، عطايا، ادعيه، اقربا، اشخاص، اوقاف؛
2.جمع با «ات»:
مقامات، تحيات،تسليمات، زاکيات، حيوانات، ترقيات، درجات، خيرات، مبرات، مأکولات، ملبوسات،توفيقات، جاريات، طاعات، عبادات، برکات، محلات، حجرات، ساعات، متعلقات، رقبات،مستغلات، آلات، مضافات، محذورات، قطعات، سادات، تعميرات، تقلبات، تصرفات، سعادات،ثقات، خدمات، شعبات، سنوات، اتفاقات، حضرات، ترتيبات، مسطورات؛
3.جمع با «ين»:
متعلمين، واصلين، عارفين
محصلين، طالبين، مهندسين، واعظين، مصلين،مدعوين، مأمومين، مجانين، ساکنين؛
4.جمع بستن کلمات عربي با «ان»: واقفان،ساکنان، جاهلان، غافلان، معماران؛
5.جمع بستن کلمات عربي با «ها»: خاطرها،طرح‏ها، قرآن‏ها، کتاب‏ها، اعمي‏ها، متولي‏ها؛
6.جمع بستن کلمات جمع عربي با «ات»: لوازمات، امورات، شروطات، مصارفات، مخارجات؛
7.جمع بستن کلمات جمع عربي با «ان» و «ها»: اولادان، خدام‏ها؛
8.جمع بستن کلمات مرکب عربي - فارسي با «ان» و «ها»: وظيفه‏خواران، پست‏فطرتان، عروسي‏خانه‏ها، مريض‏خانه‏ها.
9.جمع بستن کلماتفارسي با «ان»: راهنمايان، پيشوايان، خردمندان، مردمان، همگنان، پيغمبران،نمازگزاران، ديگران، آقايان؛
10.جمع بستن کلمات فارسي با «ها»: راه‏ها، پل‏ها،زبان‏ها، زيلوها، قاليچه‏ها، خانه‏ها، يخچاوان‏ها، ايوان‏ها، دالان‏ها، خنچه‏ها،چيزها، دهليزها، بام‏ها، شب‏ها، چراغ‏ها، کارها، مهماني‏خانه‏ها.
11.جمع بستنکلمات مختوم به هاي غيرملفوظ با «ان»: فرزانگان، از پاي افتادگان،خليفگان.
استعمال کلمه‏ي تثنيه‏ي عربي‏
کلمات مثناي عربي ندرتا در پاره‏اي ازعبارات اين اثر ديده مي‏شود که گاهي کلمه‏ي «دو» پيش از آنها به کار رفته استمانند: از هر يک از دو دکه‏ي جنبين درب دالان بزرگ سراي خدايي که در سمت شمال راستهبازار واقع است... (فصل پنجم)؛ از هر يک از دو باب دکان‏هايي که جنبين دکه‏هايمزبوره‏ي درب دالان کوچک سراي خدايي است... (فصل پنجم)؛ سيد اسدالله و آقا سيد جوادولدان واقف... (فصل بيست و هشتم).
مطابقه‏ي صفت و موصوف‏
غالبا صفت و موصوفدر عبارات عربي ز جهت افراد و جمع يا تذکير و تأنيث با هم مطابقت دارند مانند: حکومت کامله، نفس ناطقه، قدرت شامله، سعادت دنيويه، نعمت اخرويه، نقطه‏ي منوره،رحمت ربوبيه، مدرسه‏ي ميمونه، مدرسه‏ي مبارکه، همت عليا، عزيمت عظمي، سلسله‏يجليله، مسجد مبارک، مکان شريف، توفيق رباني، تأييد سبحاني، سعي کامل، اهتمام بليغ،سهم مزبور، فوايد جليله، مراتب جميله، قواي عاليه، مدارک ساميه، نتايج عظيمه، حدوداربعه، علوم دينيه، فصول مسطوره، مصارف معينه، ليالي متبرکه، کتب علميه، زوايايمزبوره، اعمال لغويه، اوصاف مذکوره، همم عاليه، حوايج لازمه، املاک موقوفه، ترقياتکامله، درجات عاليه، خيرات اجاريه، مقامات عاليه، مستغلات مشروحه، تعميرات لازمه،ترتيبات مذکوره، سنوات عديده، تسليمات زاکيات، خيرات جاريات، جواهر زواهر، طلابساکنين.
البته گاهي نيز کلمات عربي به شيوه‏ي زبان فارسي، يعني عدم انطباق صفت وموصوف در متن وقف‏نامه به کار رفته است مانند: روضه‏ي مقدس، همت عالي، سعادت کامل،علوم رباني، امورات جزئي، شروطات مخصوص، سعادات اخروي، اولاد اطهر.
لغات وترکيبات و عبارات عربي‏
کاربرد کلمات و جملات و نعت‏هاي عربي از جمله خصايصآشکار و چشم‏گير اين اثر است. البته گاهي بخشي از عبارت را جمله‏اي عربي تشکيلمي‏دهد و نيز بعضا واژه‏هايي تنوين‏دار در اين متن ديده مي‏شود که اين موارد در اينباره قابل توجه است:
ترکيبات عربي
صراط المستقيم، قرةالعين، دارخلافه، ربالعالمين، رفيع البنيان، خاتم النبيين، مال‏الاجاره، بعبارة اخري، بالفعل، اطعامالمساکين، عين‏الحياة، حق‏التوليه، حق‏النظاره، حق‏المباشر، حق‏التدريس، فوق‏العاه،محتاج اليه، من غير حق، عندالله، عندالرسول، بلاامساک، خيرالبشر، کلام‏الله، سليمالنفس، ذوي‏الحقوق، ظاهر الصلاح، مغشوش الحال، موقوف عليهم، بنفسه، قليل البضاعه،حتي‏المقدور، نفس‏الامر، بلامالک، في‏الجمله، حسب‏الشرط، في صحة سکونه، مرجعالانام، ابوالارامل والايتام، حجةالاسلام، بالمشاورة والمشارکة، الي آخر، حسبالمقرر، بالمناصفه، هکذا.



 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در چهارشنبه 12 خرداد 1389  ساعت 3:30 PM نظرات 0 | لینک مطلب

فصول و شعب وقف‏ نامه‏
اين وقف‏نامه مشتمل بر يک مقدمه و بيست و هشت فصل است که فصل ششم خود بيست و سه شعبه دارد. مقدمه با حمد الهي ونعت رسول اکرم (ص) وائمه‏ي اطهار آغاز شده وسپس از مباحثي بدين شرح سخن به ميان
آمده است: «فضيلت انسان و ترغيب او به تأسيس آثار خيريه»؛ «همت و توفيق واقف و بنيان‏گذار مسجد و مدرسه‏ي محموديه»؛ «مکان و کيفيت ساخت مسجد و مدرسه‏ي محموديه و معلم خانه‏ي اطفال» و «موقوفات مسجد و مدرسه‏ي محموديه و وجوه مصارف آنها ».
خصايص رسم‏الخطي‏
در رسم‏الخط اينوقف‏نامه گاهي نشانه‏هايي از شيوه‏ي کتابت قديم به چشم مي‏خورد؛ چنان که في‏المثلکاتب در سراسر متن «گ» را به صورت «ک» و کلمات «حيات» و «صلاة» را به شکل «حيوة» و «صلوة» تحرير کرده است. در برخي موارد رسم‏الخط واژه‏ها به دو گونه ضبط شده است،مانند: هيأت و هيئت، ششماه و شش ماه، از اين و ازين، در اين و درين، شمايل و شمائل،شعائر و شعاير، جهت و جهة و جز آن‏ها که به منظور هماهنگي، و شيوه‏ي متداول کنونيانتخاب شد.
همچنين کلمات مختم به هاي غير ملفوظ، هنگام الحاق به «ي» نکره بهصورت «ه» نگارش يافته است. الحاق «به» حرف اضافه به اسما، و الحاق حرف تأکيد يازينت به افعال، و اتصال حرف ربط «که» و فعل ربطي «است» به اسم ماقبل آنها از ديگراختصاصات رسم‏الخط اين وقف‏نامه است. کلمات مختوم به «اء» غالبا با علامت مد و حرف «آ» در بسياري از واژگان بدون مد آورده شده است.
روش مختار ما در کتابت واستنساخ کلمات و حروف ياد شده، حتي‏الامکان رعايت قواعد رسم‏الخط رايج امروزين استتا قرائت متن براي خوانندگان به سهولت انجام پذيرد. در تصحيح متن وقف‏نامه‏ي حاضر،بدون توسل به هرگونه حدس و گمان يا ذوق و سليقه در حفظ امانت کوشيده‏ايم و در نهايتسعي و دقت به ضبط متن پرداخته‏ايم. منتها در پاره‏اي موارد، به منظور رفع نقايصجزئي دستوري، الزاما کلمه‏اي به متن افزوده شده که ميان دو قلاب[]قرار گرفتهاست.
شيوه‏ي نثر وقف ‏نامه‏
قبل از آنکه از موضوعات مهم و متعدد درباره‏يشيوه‏ي نگارش اين اثر سخن به ميان آيد و مطالب دستوري و زبان‏شناسي با ذکر مثالمورد امعان نظر قرار گيرد، ياد کرد کلياتي در اين باب لازم به نظرمي‏رسد.
1.مقدمه‏ي وقف‏نامه با نثري متين و غالبا موزون و مسجع تحرير شده است،مانند:
پس لازم است کسي را که دست قدرت ايزد به قامت وجودش خلعت حيات انسانيتپوشانيد و فرقش را به تاج کرامت (و لقد کرمنا) مزين گردانيد، مانند حيوانات حاصلزندگاني خود را خوردن و خفتن نداند و روزگار خويش را به تن‏آسايي و غفلت و کاهلي وکسالت نگذراند....
2.استشهاد به آيات شريفه‏ي قرآني و استناد به احاديث وروايات؛
3.جز در چند مورد معدود، در اين متن از شعر فارسي اثري نمي‏توانديد.
4.کلمات، ترکيبات، نعت‏ها و عبارات عربي در متن، فراوان به کار رفتهاست.
5.کاربرد مترادفات، تتابع اضافات، تکرار الفاظ از ديگر ويژگي‏هاي اينوقف‏نامه است.


 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در چهارشنبه 12 خرداد 1389  ساعت 3:28 PM نظرات 0 | لینک مطلب

نويسنده:عليرضا ميرزا محمد

مقدمه
وقف‏نامه‏ي مسجد و مدرسه‏ي محموديه از معدود وقف‏نامه‏هاي جامع و مانعي است که در عهد سلطنت مظفرالدين شاه قاجار با خط نستعليق به سلک کتابت درآمده و در نهايت دقت و رزانت تدوين يافته است. اين وقف‏نامه در 1324 هق، همراه با کتاب جواهرالاخلاق، نوشته‏ي واقف، به قطع رحلي و درصد نسخه چاپ سنگي شده است. محل کنوني مسجد و مدرسه‏ي محموديه که اين وقف‏نامه مختص بدان است، در خيابان چراغ برق بين چهارراه سرچشمه و سه‏راه امين حضور واقع است که به گذر ميرزا محمود وزير نيز شهرت دارد .
بنابر وقف‏نامه، اين مسجد و مدرسه از نظر موقعيت جغرافيايي «در راسته‏يخيابان دولتي، قرب گذر سرچشمه، محله‏ي عودلاجان من محلات دارالخلافه‏ي طهران که درآن مجراي آب روان قنات مرحوم خلدمکان حاج علي‏رضا، طاب ثراه، مي‏باشد» قرار دارد ومحدود بدين حدود است: حد شرقي به خانه‏ي والده‏ي حاجي محمد خان، معروف به باجياصفهاني. حد غربي به خانه‏ي علي نقي خان. حد شمالي به خيابان دولتي که عبور ترامواهمي‏شود. حد
جنوبي به خانه‏ها.
از نام و نسب مؤلف وقف‏نامه ذکري نرفته است. اما واقف موقوفات مزبور، آقا سيد محمود طهراني معروف به جواهري است که از ادبا وفضلاي سده‏ي سيزدهم هجري قمري بوده است؛ چنان که شيخ آقا بزرگ طهراني پس از ياد کردکتاب جواهر الاخلاق وي، او را چنين معرفي کرده است:
و هو الباني والواقف للمدرسةالمحمودية و ما يتعلق بهامن الموقوفات الواقعة في طهران في محلة سرچشمه (1)در اهميتمدرسه‏ي محمديه همين بس که بزرگاني چون شيخ عبدالنبي نوري از فقيهان برجسته وسرشناس تهران در اين مدرسه به تدريس اشتغال داشت، و در همين مدرسه بود که فقيهبزرگوار، آيت‏الله مرعشي در 1342 ه ق پس از بازگشت از نجف و سکونت در تهران بهجلسات درس فقه و اصول شيخ مي‏شتافت و بهره مي‏گرفت (2)
ميرزا کوچک خان هم پيش ازآنکه زعامت انقلابيون جنگل را بر عهده گيرد، در اين مدرسه که گويا به کلبه‏ي علومقديم شهرت داشت، کسب دانش مي‏کرد. (3)اين وقف‏نامه از جهاتي حايز اهميت است که بهطور اجمال اين موارد را دربر مي‏گيرد:
الف.ترغيب و تأکيد بر کارهاي نيک و احداثمراکز تعليم و تربيت و ايجاد آثار و ابنيه‏ي عام‏المنفعه به عنوان باقيات و ذخيره‏يروز رستخيز و معاد؛
ب.روش صحيح بهره‏برداري از موقوفات و مصرف مناسب و بجاي آنهابراساس ضابطه‏اي استوار، آن‏سان که امکان بروز هرگونه خلاف و سوءاستفاده ازدست‏اندرکاران سلب شود و تصور خطا و خيانت در اداره‏ي امور نرود.
ج.کيفيت سکونتطلاب علوم ديني در مدارس علميه و شيوه‏ي تدريس و تحصيل و معيشت، به انضمام برنامه‏يتحصيلي خاص و انواع کتب مورد استفاده در اين گونه مدارس که مشتمل است بر: قرآنکريم، کتب ادعيه، تفاسير مختلف، صرف و نحو عربي، فرهنگ‏هاي لغت عربي و فارسي،کتاب‏هاي حديث و اخلاق، فقه و اصول، رجال و تاريخ، و متون نظم و نثرفارسي؛
د.تبيين تکاليف متصديان و کارکنان شامل کتاب‏دار، مدرس، امام جماعت،معلم، مشاق، قاري، مؤذن، خادم، متولي، ناظر و نيز حوزه‏ي فعاليت و ميزان حقوق هر يکاز آنان؛
ه.دستورالعمل برگزاري روضه‏خواني در ماه‏هاي رجب و شعبان و رمضان،عزاداري در ايام ماه‏هاي محرم و صفر، مصارف روز عيد غدير، اطعام فقرا و مساکين ونيز موارد مشابه ديگر؛
و.شناخت محدوده‏ي تهران در عهد قاجاريه و آشنايي با محلاتو مناطق آن، که گذرها، بازارها، مساجد، قنوات، کاروان‏سراها، خيابان‏ها، و ديگراماکن را دربر مي‏گيرد (رک: فصل پنجم وقف‏نامه).
ز.اطلاع يافتن از وسايل و اشياو تعبيراتي که در آن روزگار معمول بوده و امروزه نام يا کاربرد برخي از آنها تقريبامنسوخ شده است و اسامي برخي از آنها را مي‏توان تنها از زبان سال‏خوردگان اصيلتهراني شنيد. اين واژگان غالبا مختص به اسباب و لوازمي است که معمولا در منازل ومساجد مورد استفاده قرار مي‏گرفته و بعضا به اماکن و ابنيه و اشياي يگر تعلق داشتهو از ديدگاه مردم‏شناسي درخور توجه و مطالعه است (رک: فصل هشتم يا يازدهموقف‏نامه).
ح.آگاه شدن از برنامه‏ريزي فرهنگي و شيوه‏ي اجرا و نظارت تا حصولنتيجه؛ بر اين اساس، محصلان علوم ملزم بوده‏اند که در کسب دانش نهايت جديت را روادارند و به موازات پيشرفت علمي به تهذيب نفس بپردازند تا در علم و عمل مقامي شايستهيابند. در اين راستا، تدوين مقررات مربوط به استفاه‏ي طلاب از حجره‏هاي مدرسه ونحوه‏ي پيشرفت تحصيلي و تشويق محصلان برجسته قابل ملاحظه است. تعيين ضوابط خاص برايکتاب‏داران و روش معمول کتاب‏داري و امانت گرفتن کتاب در آن زمان، از جمله مسائلفرهنگي چشم‏گير در اين وقف‏نامه است. ارتباط استاد و شاگرد از نظر رفتاري و نيز دقتدر نگهداري از اموال و چگونگي استعمال ظروف و اسباب و وسايل موقوفه از اهميتي بسزابرخوردار است. عنايت به آموزش و پرورش و تأکيد بر رعايت اصول اخلاقي در تمام مباحثوقف‏نامه از دانش و بينش کافي واقف و تعهد الهي وي در احياي ارزش‏هاي فرهنگي اسلامحکايت دارد که با مطالعه‏ي آن مي‏توان بدين امر وقوف يافت.در مجموع مي‏توان گفتکه اين وقف‏نامه، نظام‏نامه‏ي جامعي است که فرهنگ تعليم و تربيت اسلامي را درحوزه‏هاي علميه به شيوه‏ي سنتي تبيين مي‏کند و چه بسا اين وجه، گذشته از سنت
در حوزه‏هاي علميه به شيوه‏ي سنتي تبيين مي‏کند و چه بسا اين وجه، گذشته از سنت وقف و ارزش‏هاي مترتب بر آن، از مميزات برجسته‏ي چنين وقف‏نامه‏اي به شمار آيد .


 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در چهارشنبه 12 خرداد 1389  ساعت 3:17 PM نظرات 0 | لینک مطلب

 
شکوفایی غنچه نبوی
در آسمان مکه و در منزل نزول وحی، شوری برپا بود. فرشتگان و حوریان بهشتی هلهله کنان و تبریک گویان به زمین می آمدند و گرداگرد خدیجه حلقه می زدند و آیه « فتبارک الله احسن الخالقین» را زمزمه می کردند. آن شب درهای عرش گشوده شده بود و لیله القدر خدا و تنزل الملائکه تفسیر شده و از دامان پاک خدیجه، ناز دانه نبوی و گل سپید احمدی درخشید.
 
جشن حضور:
او که آمد، متولد شد و دل های آسمانیان و زمینیان، سر سبزتر از همیشه گشت. دردانه بوستان عصمت و طهارت در بیست جمادی الثانی، زمین و آسمان مکه را نورافشانی کرد. شاه بیت غزل آفرینش، غایت خلقت و میوه باغ رسالت خانه محمد (ص) را با قدوم خود مزین نمود. پدر بر دستان کوچکش بوسه زد؛ چرا که او بضعه النبی، همراه و هم راز پدر و ام ابیها بود.
 
تهنیت باد:
سال روز میلاد اسوه زهد و تقوا، نازدانه آل کسا، اقیانوس علم و حلم، چشمه سار نجابت، صابره عصمت، عصاره بعثت، هم کفو ولایت، پیوند دهنده حلقه نبوت و ولایت، بارور کننده درخت امامت، کوثر الهی، قصیده پاکی ها، مثنوی عرفان، غزل خوبی ها، مدافع ولایت، ام ابیها، صدیقه کبری، فاطمه زهرا (س) بر همه شیفتگان و ره پویان طریقش تبریک و تهنیت باد.
 
القاب مبارک:
گوهر دردانه نبوی و قره العین رسول را با القاب بسیاری می شناسند که هر کدام از آنها، به دلیل ویژگی های خاص آن بزرگوار به ایشان نسبت داده شده است. در روایات اسلامی و کتاب های تاریخی، بیش از 104 لقب برای آن حضرت آورده اند؛ از جمله این القاب می توان از زهرا، کوثر، مرضیه، مبارکه، محدثه، انسیه حورا، منصوره و عالمه نام برد.
 
نور آسمانی:
یکی از القاب مبارک و مشهور حضرت فاطمه (س) زهرا، به معنای نور و درخشندگی است. از امام صادق (ع) پرسیدند که چرا فاطمه را زهرا نامیده اند؟ آن حضرت فرمود: زیرا هر گاه فاطمه در محراب عبادت می ایستاد و به عبات مشغول می شد، نور او بر اهل آسمان می درخشید، همان طور که ستارگان بر اهل زمین درخشیدند.
 
هدیه الهی:
از میان القاب بانوی دو سرا، کوثر لقبی است که از سوی خداوند به او و پدرش داده شد و به معنای فراوانی و زیادی هر چیزی است. شیخ طبرسی در تفسیر خود می نویسد: گفته اند مراد از کوثر، نسل و ذریه حضرت رسول (ص) است که از فاطمه زهرا (س) دختر آن حضرت به وجود آمده و تا روز قیامت تعدادشان بیرون از شمار است. خداوند این لقب را در جواب مشرکانی که پیامبر را به واسطه نداشتن پسر، ابتر و بدون دودمان می نامیدند، به پیامبر خود عطا فرموده است.
 
سلام بر تو ....
سلام بر تو ای دختر بهترین مخلوقات، سلام بر تو ای بانوی زنان جهانیان از اولین و آخرین، سلام بر تو ای همسر ولی خدا، سلام بر تو ای خشنود از خدا و پسندیده او، سلام بر تو ای حوریه از جنس آدمی، سلام بر تو ای فاضله پاکیزه، سلام بر تو ای پرهیزکار نیکو رفتار و سلام بر تو ای هم سخن فرشتگان و ای دانا.
 
اولین بهشتی:
منزل گاه صالحان و شایستگان بهشت جاویدان است؛ آنان که راه سعادت را شناختند و خود راه هدایتی برای سعادت دیگران شدند. اولیای الهی و خاندان عصمت و طهارت، از جمله اینانند و فاطمه فرزند محمد (ص)، اولین این بزرگواران است که وارد بهشت می شود. پدر بزرگوارش رسول خدا (ص) فرموده است: «اولین کسی که وارد بهشت می شود، فاطمه (س) است».
 
روح فداکاری:
ای سمبل ایثار و فداکاری، آن گاه که به محراب می ایستی و با معشوق خود خلوت کرده و راز و نیاز می نمایی و اشک سجاده ات را در بر می گیرد و زانوانت از کثرت عبادت ورم کرده و قادر به ایستادن نیست، در پیشگاه یگانه ات دست بر دعا می گشایی و دیگران را دعا می کنی و حوایج آنان را از خداوند می طلبی و در جواب فرزند ارجمندت امام حسن مجتبی (ع) که می پرسد: مادر چرا ابتدا همسایگان را دعا می کنی؟ می فرمایی:
«یا بنی الجار ثم الدار» پسرم! اول همسایگان و سپس خودمان».
 
بهترین همسر:
حضرت زهرا (س)، نه تنها دختری مهربان و غم خوار پدر، که همسری شایسته و بهترین شریک زندگی برای علی (ع) نیز بود و از هیچ مهر و محبت و ایثاری در مورد همسر خود دریغ نمی ورزید. هرگز از او تقاضا و درخواستی نمی کرد و آن گاه که شویش به او می فرمود: فاطمه جان! چرا از من چیزی نمی خواهی تا برایت مهیا سازم، در جوابش می فرمود: «علی جان! من از پروردگار خود حیا می کنم که چیزی را که تو بر فراهم آوردن آن توان نداری، از تو در خواست کنم.»
 
ازدواج آسمانی:
جگر گوشه رسول خدا، همانند نهالی نو رسته در حال رشد و نمو، و در آستانه ازدواج بود. او هم چون پدر و مادر بزرگوارش، به ارزش های انسانی و سجایای اخلاقی آراسته بود. بسیاری از مهاجر و انصار خواهان او بودند و آرزوی خویشاوندی با رسول خدا را داشتند، ولی پیامبر به همه آنان جواب منفی می داد و می فرمود: «کار ازدواج فاطمه با پروردگارش است، نه پدرش. من در این مورد در انتظار فرمان خدا هستم.» بعدها پیامبر درباره ازدواج فاطمه فرمود: «فرشته ای از بارگاه خدا بر من فرود آمد که: هان ای محمد! خدای فرزانه بر تو درود می فرستد و می گوید: من در آسمان ها دختر ارجمندت فاطمه را به همسری امیرمومنان علی (ع) در آوردم. تو نیز در زمین او را به ازدواج علی در آور».
 
بهترین مادر:
سرور بانوان جهان، حضرت فاطمه زهرا (س) که آراسته به امتیازات معنوی و سجایای اخلاقی است، دختری غم خوار برای پدر، همسری وفادار و فداکار برای شوهر، و مادری نمونه و موفق برای فرزندانش بود. او که خود در دامان وحی تربیت شده و مربی ای چون رسول خدا داشت، به همان شیوه و روش فرزندانش را تربیت کرد و از نسل او، یازده ستاره تابناک در آسمان عصمت و طهارت درخشیدند که هر کدام از آنان، پرچمدار اسلام و قرآن بودند و نیکوست آن حضرت را ام الائمه یعنی مادر پیشوایان بخوانند.
 
احیاگر شخصیت:
اسوه زنان عالم در زمانی پا به عرصه گیتی نهاد که مردم حجاز، هیچ گونه ارزش و شخصیتی برای زن قائل نبودند. او خورشیدی بود که در شب یلدای ظلمت و بی عدالتی، روح حیات را در کالبد زنان زمان خود دمید. او انسانیت، شرافت و عزت را برای مردمان به ارمغان آورد. در آن هنگام که داشتن دختر مایه ننگ و خفت و خواری بود، پدر بر دستان او بوسه می زد و از داشتن چنین دختری، بر خود می بالید.
 
عشق پدری:
فاطمه (ع) میوه باغ رسالت، نور چشم پیامبر و عزیزترین و محبوب ترین فرد نزد پدر بود. فاطمه، میوه دل و روح و روان مصطفی بود و بارها نبی اسلام فرمود: «هر که فاطمه را دوست بدارد، مرا دوست داشته است. محبت به او، محبت به من و خشم او، خشم من است. هر کس او را بیازارد، مرا آزرده است.» آخرین کسی که پدر با او خداحافظی می کرد و اولین کسی که در هنگام بازگشت از سفر به سراغ او می رفت. فاطمه بود. پدر به او افتخار و مباهات می کرد و بارها بر دستان او بوسه می زد و در حق او می فرمود: «سراسر وجود فاطمه، ایمان و قلب او، سرشار از یقین است.»
 
آینه تمام نمای پدر:
عایشه، یکی از همسران رسول گرامی(ص) می گوید: «هیچ کس را ندیدم که در کلام و راه و روش، شبیه تر از فاطمه به رسول خدا باشد.»
بوی بهشت: عشق و علاقه پدر به فرزند خود به حدی بود که هرگاه او را می دید، می فرمود: « من بوی بهشت را از وجود فاطمه استشمام می کنم.»
 
مادر در نگاه فرزند:
امام مهدی (عج) در نامه ای به یکی از یارانشان نوشته اند: «دختر پیامبر خدا، فاطمه زهرا (س) برای من سرمشق و الگوی نیکویی است.» او که خود از خاندان وحی و یادگار آخرین پیامبر است، مادرش زهرا (س) را الگوی خویش قرار می دهد. چه نیکوست ما نیز به پیروی از این مهمان دل های منتظر، مقتدا و سرمشق خود را فاطمه (س) قرار دهیم که نیکوترین پیشوا است.
 
ساده زیستی و قناعت:
ساده زیستی، زهد و قناعت از ویژگی های اصلی زندگانی حضرت زهرا (س) بود. او هم در خانه پدر و هم در خانه همسر، این روش را دنبال می کرد و آن را پیشه خود قرار داده بود. روح لطیف و بی آلایش او، از دلبستگی به دنیا و تجملات آن دو روش می ساخت. فاطمه (س) در تمام عمر، زندگی ساده، با صفا و پر از معنویت را بر گزید.
 
معلم نمونه:
حضرت فاطمه زهرا (س) بانوی دو سرا را « عالمه» می نامند؛ چرا که او شاگردانی را تربیت کرده که الگوی دین اسلام و خاندان اهل بیت بوده اند. از جمله این افراد می توان از «فضه» خادم حضرت (ع) نام برد. او که درس آموخته سرای فاطمه (س) بود. فراوان از مکتب او آموخت. فضه، این شاگرد نمونه، حدود بیست سال جز با کلام خدا (قرآن) سخن نگفت.
 
شخصیت حضرت زهرا (س) در کلام رهبر معظم:
مقام معظم رهبری در شأن والای حضرت زهرا (ع) فرموده اند: «شخصیت زهرای اطهر (س) در ابعاد سیاسی، اجتماعی و جهادی، شخصیت ممتاز و برجسته ای است، به طوری که همه زنان مبارز و انقلابی و برجسته سیاسی عالم، می توانند از زندگی کوتاه و پر مغز او درس بگیرند.»
 
فدک، میراث نبوی:
یکی از ویژگی های حضرت زهرا (س)، علم بی کران و فصاحت و بلاغت در سخنوری است. ایشان در خطبه زیبایی که از آن به «خطبه فدکیه» یاد می کنند، دریای بی کرانی از نکات سودمند اخلاقی و معارف بلند اسلامی را مطرح می سازند. فاطمه (س) در بخشی از این خطبه چنین می فرماید: «خدای تعالی، ایمان را وسیله تطهیر شما از شرک، نماز را برای جلوگیری از تکبر، روزه را برای به ثبوت رساندن مراتب اخلاص و حج را وسیله ای برای استوار ساختن بنیان دین، عدالت را سببی برای نزدیکی دل ها، جهاد را برای عزت و سر بلندی اسلام، صبر و بردباری را مایه استحقاق پاداش، امر به معروف را برای مصلحت حال عموم، نیکی به پدر و مادر را مسیری برای جلوگیری از خشم الهی و صله رحم را وسیله تأخیر افتادن مرگ و طول عمر قرار داد».
 
پای درس فاطمه (س):
«من دنیای دنیا پرستان را دوست ندارم.»
«از دنیای شما سه چیز محبوب من است: تلاوت قرآن، نگاه به چهره رسول خدا و انفاق در راه خدا».
«بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم خو و مهربان تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند.»
«لذتی که از خدمت حضرت حق می برم، مرا از هر درخواستی باز داشته است. حاجتی جز این ندارم که پیوسته ناظر جمال زیبا و والای خداوند باشم.»
«جهاد در راه خدا، مایه عزت و جاودانگی اسلام است.»
«در خدمت مادر باش، زیرا بهشت زیر پای مادران است.»
 
اشعار:
عالم صدف است و فاطمه گوهر اوست
گیتی عرض است و فاطمه جوهر اوست
در قدر و شرافتش همین بس که زخلق
احمد پدر است و مرتضی شوهر اوست
فواد کرمانی


حروف عشق را معناست زهرا
جهان را منشأ میناست زهرا
نمی گیرد خزان باغ علی
که رود سبز اعطیناست زهرا
ایوب پرندآور
 
ز سرا پرده عصمت گهری پیدا شد
که جهان روشن از آن گوهر بی همتا شد
خرما طرفه نسیمی که زانفاس خوشش
دامن خاک طرب خیز و طرب افزا شد
آفتابی ز شبستان رسالت بدمید
که چو خورشید جهان گیر و جهان آرا شد
در رحمت بگشودند و سراپای وجود
روشن از نور رخ فاطمه زهرا شد
گلشن عفت از او رونق و آرایش یافت
پایه عصمت از او محکم و پا برجا شد
مژده کاندر شب میلاد بتول عذرا
بر رخ خلق، در لطف و عنایت وا شد
قاسم رسا


 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در چهارشنبه 12 خرداد 1389  ساعت 2:56 PM نظرات 0 | لینک مطلب

[تعداد کل صفحات:14 [ 1 ]  [ 2 ]  [ 3 ]  [ 4 ]  [ 5 ]  [ 6 ]  [ 7 ]  [ 8 ]  [ 9 ]  [ 10 ]  [ > ] 






POWERED BY RASEKHOON.NET