جملههاي نعتي
جلت عظمته، دام اقباله العالي، عليهالسلام، طاب ثراه، صلي الله عليه و آله و سلم، عليه
آلاف التحية والثناء، معزي اليه، ادام الله ظلهم العالي، عزو علا؛
جملات و عبارات عربي
جملات عربي که گاهي مختصر است و گاه مطول، به صورت مستقل يا مکمل عبارات فارسي متن به کار رفته است مانند :
الحمدلله الواقف علي ضماير العباد الموفق للخيرات الجاريات ليومالمعاد المفيض للبرکات التامات الباقيات الي يوم الميعاد؛ والصلاة والسلام علي خيرخلقه محمد و آله شفعاء الخلق يوم يناد المناد (مقدمه) / و صلوات بلا انتها و تحياتلاتعد و لا تحصي نثار مرقد اقدس و روضهي مقدس بسط نور شهود... محمد مصطفي عليه منالصلوات ازکاها و من التحيات انماها مادام البحر محيطا والارض بسيطا. (مقدمه) /... وقف مؤبد و حبس مخلد نمود قربة الي الله و طلبا لمرضاته يک باب مسجد مبارک ومدرسهي ميمونهي مسماة بمحموديه و معلمخانهي اطفال فقرا و ايتام را... (مقدمه) / ان شاء الله. (فصل دوازدهم) / مهما امکن. (فصل شانزدهم) / مادام الحياة. (فصل بيستو هشتم) / اولا متولي را ميبايد مناف املاک را صرف در آبادي آن کند، ولو به سنواتعديده، حتي يکمل البناء و يتم العمارة. (فصل بيست و چهارم) / و همچنين در شروطاتمخصوص ديگر در حق امام جماعت و مدرس و غير ذلک من الشروط الاخر که عدم آنها صلاحباشد يا اصلح، متولي مأذون است. (فصل بيست و پنجم) / و صيغهي وقف بالعربية والفارسية جامعة لجميع الشرايط والارکان به نحو خلود و دوام جاري و واقع گرديد. (فصلبيست و هشتم)؛
کلمات تنويندار
مستمرا، تخمينا، منفردا، مشروحا، مفصلا،معجلا، غاصبا، اقلا، تبرعا، ابدا، توضيحا، مقررا، اشتباها؛
استعمال لغاتعربي
احصا، تحفه، مدرس، تعليم، استعداد، تحصيل، تمهيد، مرقد، اقدس، بسط، اعجاز،شهود، حکمت، حضرت، خليفه، وجود، ذوالجلال، هيکل، مظهر، کرامت، غفلت، موجد، مورث،امتياز، مفهوم، تشريف، سفينه، شراع، جود، مشرع، شريعت، منبع، حقيقت، غره،مقدم،اطهر، خبير، بصير، مضمون، خلعت، حيات، فسق، فجور، مستعار، مؤبد، مخلد فوز،محمدت، مغفرت، فيض، کافل، مستطاب، مفاد، اختتام، سبحان، نحوست، توسيع، تسهيم،تفويض، مشاق، مکبر، مؤذن، مسطور، کم و کيف، موقوف، اطعام، حصه، منسهم، متعه، عاق،مشتغل، حزب، وظيفه، منوط، مناجات، احيا، فهيم، ازاله، جهول، ظلوم، تقريب، تفتيش،تعظيم، تفخيم، اقتفا، امتثال، انعقاد، اعانت، مجلس، مشوق، حراست، نهج، مباحثه، جهر،تحکم، فريضه، مأذون، توليت، خلود، ميمنت، مأثور، تفريغ، فخامت؛
افعال مرکب ازکلمات عربي و مصادر فارسي
عاجز آمدن، قرار دادن، خلق فرمودن، مزين گردانيدن،احداث نمودن، تأسيس فرمودن، مفروش کردن، مجتمع بودن، متوجه داشتن، مذکور گرديدن، بهعمل آمدن، وقف نمودن، بيتوته کردن، توسط نمودن، مضايقه کردن، مناجات کردن، اخراجکردن، موقوف شدن، قرائت کردن، عايد گرديدن، باقي ماندن، موضوع نمودن، منظور داشتن،تکبير گفتن، محافظت نمودن، وکالت کردن، مقرر شدن، سکني دادن، مراجعت کردن، معطلگذاردن، خرج کردن، ضبط شدن، تخلف نمودن، تشکيل دادن، تفريط شدن، معين شدن، جمعکردن، متهم بودن، انتخاب نمودن، عطا کردن، تسهيم نمودن، منقسم گشتن، مطالبه نمودن،اصلاح نمودن، تفصيل دادن، شرح دادن، تعلق يافتن؛
استعمال مصادر مرکب از کلماتعربي با پسوند «يت»
شرعيت، مسجديت، صلاحيت، قابليت، انسانيت، مرغوبيت، اکبريت،وقفيت؛
ديگر کلمات مرکب عربي - فارسي
حقشناسي، پستفطرت، وظيفهخوار،هواپرستي، مريضخانه، معلمخانه، تعليمخانه، روضهخواني، مفسدهجويي، لغوگويي،تکبيرگويي، کتابخانه، کتابدار، کتابداري، کتابچه، رضامندي، صوابديد، صلاحديد،وقفنامه، قسط بندي، قدردان، محکم کاري.
تکرار کلمات و جملات
يکي از خصايصنثر اين وقفنامه، تکرار کلمات در عبارات و عدم حذف آنها به قرينه است. ما اينتکرارها را با توجه به نوع کلمات مکرر به اين شرح دستهبندي کردهايم:
تکراراسم
...و همچنين جاي تجير مسجد و جاي چادري که براي صحن مدرسه درست ميشود انشاء الله، و جاي چراغ و فانوسهاي مسجد و جاي از اين قبيل چيزهاست. (فصل سيم) /... من جمله، روضهي ليلهي نيمهي
شهر رجب و ليلهي نيمهي شهر شعبان و... (مقدمه) / و دالاني که... درب آبانبار و راه شير آبانبار در آن است. (فصل سيم) /... و بعددر غرهي شهر شوال غرهي شهر صفر به طلاب بدهد. (فصل شانزدهم) / مدرسي را که متوليو ناظر تعيين مينمايد، بايد... همه روزه... دو درس و سه درس بدهد. (فصل هفدهم) / وشرط است که شخص مدرس... ياد خيري از واقف و والدين واقف و ذويالحقوق او بکند. (فصلهفدهم) /... و هر قدر با زهد و تقوي باشند و هر قدر طرف قبولي عامه را داشته باشند،امامت جماعت مسجد محموديه را حق ندارند. (فصل هيجدهم) / و مقرر است که هميشگي عددتا به سي و شش نفر رسد از اطفال فقرا و اطفال ايتام بيباعث و بيباني. (فصلنوزدهم) / و سهامي را که براي نيمهي شهر رجب و نيمهي شهر شعبان و... معينگرديده... (فصل بيست و سيم) / هرگاه از اشياي متعلق به مسجد و مدرسه و از اسباب وظروف مسينهي طلاب و ظروف مسينهي روضهخواني و اسباب عاشورا و اسباب و اثاث روضهيشهر صفر و کتب و زيلو و قاليچه و غيره و غيره چيزي معيوب و مفقود شده باشد، اصلاحيا تحصيل آن را متولي بنمايد. (فصل بيست و پنجم)؛
جلت عظمته، دام اقباله العالي، عليهالسلام، طاب ثراه، صلي الله عليه و آله و سلم، عليه
آلاف التحية والثناء، معزي اليه، ادام الله ظلهم العالي، عزو علا؛
جملات و عبارات عربي
جملات عربي که گاهي مختصر است و گاه مطول، به صورت مستقل يا مکمل عبارات فارسي متن به کار رفته است مانند :
الحمدلله الواقف علي ضماير العباد الموفق للخيرات الجاريات ليومالمعاد المفيض للبرکات التامات الباقيات الي يوم الميعاد؛ والصلاة والسلام علي خيرخلقه محمد و آله شفعاء الخلق يوم يناد المناد (مقدمه) / و صلوات بلا انتها و تحياتلاتعد و لا تحصي نثار مرقد اقدس و روضهي مقدس بسط نور شهود... محمد مصطفي عليه منالصلوات ازکاها و من التحيات انماها مادام البحر محيطا والارض بسيطا. (مقدمه) /... وقف مؤبد و حبس مخلد نمود قربة الي الله و طلبا لمرضاته يک باب مسجد مبارک ومدرسهي ميمونهي مسماة بمحموديه و معلمخانهي اطفال فقرا و ايتام را... (مقدمه) / ان شاء الله. (فصل دوازدهم) / مهما امکن. (فصل شانزدهم) / مادام الحياة. (فصل بيستو هشتم) / اولا متولي را ميبايد مناف املاک را صرف در آبادي آن کند، ولو به سنواتعديده، حتي يکمل البناء و يتم العمارة. (فصل بيست و چهارم) / و همچنين در شروطاتمخصوص ديگر در حق امام جماعت و مدرس و غير ذلک من الشروط الاخر که عدم آنها صلاحباشد يا اصلح، متولي مأذون است. (فصل بيست و پنجم) / و صيغهي وقف بالعربية والفارسية جامعة لجميع الشرايط والارکان به نحو خلود و دوام جاري و واقع گرديد. (فصلبيست و هشتم)؛
کلمات تنويندار
مستمرا، تخمينا، منفردا، مشروحا، مفصلا،معجلا، غاصبا، اقلا، تبرعا، ابدا، توضيحا، مقررا، اشتباها؛
استعمال لغاتعربي
احصا، تحفه، مدرس، تعليم، استعداد، تحصيل، تمهيد، مرقد، اقدس، بسط، اعجاز،شهود، حکمت، حضرت، خليفه، وجود، ذوالجلال، هيکل، مظهر، کرامت، غفلت، موجد، مورث،امتياز، مفهوم، تشريف، سفينه، شراع، جود، مشرع، شريعت، منبع، حقيقت، غره،مقدم،اطهر، خبير، بصير، مضمون، خلعت، حيات، فسق، فجور، مستعار، مؤبد، مخلد فوز،محمدت، مغفرت، فيض، کافل، مستطاب، مفاد، اختتام، سبحان، نحوست، توسيع، تسهيم،تفويض، مشاق، مکبر، مؤذن، مسطور، کم و کيف، موقوف، اطعام، حصه، منسهم، متعه، عاق،مشتغل، حزب، وظيفه، منوط، مناجات، احيا، فهيم، ازاله، جهول، ظلوم، تقريب، تفتيش،تعظيم، تفخيم، اقتفا، امتثال، انعقاد، اعانت، مجلس، مشوق، حراست، نهج، مباحثه، جهر،تحکم، فريضه، مأذون، توليت، خلود، ميمنت، مأثور، تفريغ، فخامت؛
افعال مرکب ازکلمات عربي و مصادر فارسي
عاجز آمدن، قرار دادن، خلق فرمودن، مزين گردانيدن،احداث نمودن، تأسيس فرمودن، مفروش کردن، مجتمع بودن، متوجه داشتن، مذکور گرديدن، بهعمل آمدن، وقف نمودن، بيتوته کردن، توسط نمودن، مضايقه کردن، مناجات کردن، اخراجکردن، موقوف شدن، قرائت کردن، عايد گرديدن، باقي ماندن، موضوع نمودن، منظور داشتن،تکبير گفتن، محافظت نمودن، وکالت کردن، مقرر شدن، سکني دادن، مراجعت کردن، معطلگذاردن، خرج کردن، ضبط شدن، تخلف نمودن، تشکيل دادن، تفريط شدن، معين شدن، جمعکردن، متهم بودن، انتخاب نمودن، عطا کردن، تسهيم نمودن، منقسم گشتن، مطالبه نمودن،اصلاح نمودن، تفصيل دادن، شرح دادن، تعلق يافتن؛
استعمال مصادر مرکب از کلماتعربي با پسوند «يت»
شرعيت، مسجديت، صلاحيت، قابليت، انسانيت، مرغوبيت، اکبريت،وقفيت؛
ديگر کلمات مرکب عربي - فارسي
حقشناسي، پستفطرت، وظيفهخوار،هواپرستي، مريضخانه، معلمخانه، تعليمخانه، روضهخواني، مفسدهجويي، لغوگويي،تکبيرگويي، کتابخانه، کتابدار، کتابداري، کتابچه، رضامندي، صوابديد، صلاحديد،وقفنامه، قسط بندي، قدردان، محکم کاري.
تکرار کلمات و جملات
يکي از خصايصنثر اين وقفنامه، تکرار کلمات در عبارات و عدم حذف آنها به قرينه است. ما اينتکرارها را با توجه به نوع کلمات مکرر به اين شرح دستهبندي کردهايم:
تکراراسم
...و همچنين جاي تجير مسجد و جاي چادري که براي صحن مدرسه درست ميشود انشاء الله، و جاي چراغ و فانوسهاي مسجد و جاي از اين قبيل چيزهاست. (فصل سيم) /... من جمله، روضهي ليلهي نيمهي
شهر رجب و ليلهي نيمهي شهر شعبان و... (مقدمه) / و دالاني که... درب آبانبار و راه شير آبانبار در آن است. (فصل سيم) /... و بعددر غرهي شهر شوال غرهي شهر صفر به طلاب بدهد. (فصل شانزدهم) / مدرسي را که متوليو ناظر تعيين مينمايد، بايد... همه روزه... دو درس و سه درس بدهد. (فصل هفدهم) / وشرط است که شخص مدرس... ياد خيري از واقف و والدين واقف و ذويالحقوق او بکند. (فصلهفدهم) /... و هر قدر با زهد و تقوي باشند و هر قدر طرف قبولي عامه را داشته باشند،امامت جماعت مسجد محموديه را حق ندارند. (فصل هيجدهم) / و مقرر است که هميشگي عددتا به سي و شش نفر رسد از اطفال فقرا و اطفال ايتام بيباعث و بيباني. (فصلنوزدهم) / و سهامي را که براي نيمهي شهر رجب و نيمهي شهر شعبان و... معينگرديده... (فصل بيست و سيم) / هرگاه از اشياي متعلق به مسجد و مدرسه و از اسباب وظروف مسينهي طلاب و ظروف مسينهي روضهخواني و اسباب عاشورا و اسباب و اثاث روضهيشهر صفر و کتب و زيلو و قاليچه و غيره و غيره چيزي معيوب و مفقود شده باشد، اصلاحيا تحصيل آن را متولي بنمايد. (فصل بيست و پنجم)؛






