در سال همت مضاعف و كار مضاعف





در اين دعائى كه در آغاز هر سال، در هنگام تحويل، همه مي‌خوانيم، اين فِقره جالب توجه است كه مي‌فرمايد: «حوّل حالنا الى احسن الحال». نمي‌فرمايد ما را به روز نيكى، حال نيكى برسان؛ به پروردگار عرض مي‌كند ما را به بهترين حال‌ها، به بهترين روزها، به بهترين وضعيت‌ها برسان. همت والاى انسان مسلمان همين است كه در همه‏ى عرصه‏ها به بهترين‌ها دست پيدا كند.

عدالت کلي
 
اين نوع عدالت، هم‌مرز فضيلت است. فضيلت وقتي در نفس پديد مي‌آيد که انسان در برخورد با انفعالات نفساني «حد و وسط» و ميانه را برگزيند؛ بنابراين، معيار آن انتخاب، «حد و وسط» و پرهيز از افراط و تفريط است. روشن است که اين عنوان «حد و وسط» رياضي نيست که از جهت عدد و مقدار در همه موارد يکسان صادق باشد؛ بلکه دقيقاً امر اضافي است که در افراد و احوال تغيير مي‌کند. (اکرم، 1946: ص 248 - 254). با اين‌که فضيلت در افعال انساني دوري جستن از افراط و تفريط است، بايد توجه داشت که در روابط اجتماعي، محدوده آن طبق قوانين مشخص مي‌شود؛ زيرا فرض بر اين است که قانون روال زندگي را براساس قواعد مخصوص به هر فضيلتي تعيين کند؛ بنابراين، در ساحت جامعه آن‌گاه عدالت کلّي تحقق مي‌يابد که رفتارهاي افراد طبق قانون انجام پذيرد (همان: ص 254).
عدالت توزيعي
عدالت توزيعي ناظر به تکاليف دولت در برابر مردم است و چگونگي توزيع مشاغل، مناصب و اموال عمومي را معيّن مي‌کند؛ به همين جهت اين نوع عدالت، اهميت بيش‌تري از عدالت کلّي و تعويضي دارد. ماهيت عدالت و جوهره آن در اين قسم تبلور مي‌يابد. انديشه ارسطو در اين باره اين است که بايد امتيازات و اموال بين اشخاص به نسبت شايستگي و لياقت آن‌ها توزيع شود. اگر اشخاص برابر نباشند، سهمي برابر نخواهند داشت (کاتوزيان، 1377: ج 1، ص 615). شايستگي که مبناي برخورداري از مناصب اجتماعي و اموال عمومي است، سرچشمه گرفته از طبيعت انسان‌ها و استعداد ذاتي آن‌ها است. او تصريح مي‌کند که برخي انسان‌ها از همان ساعت تولد براي فرمانبرداري، و برخي ديگر براي فرمانروائي تعيين مي‌شوند (کاپلستون، بي‌تا: ج 1، ص 42؛ ارسطو،1371: ص 12) و بر همين اساس، جهت شکل‌گيري جامعه سياسي مطلوب، تأمين نيازهاي گوناگون اجتماعي را ضرور مي‌داند (همان: ص 300) و بهترين راه براي تامين اين نيازها تقسيم کار است (همان، ص 302)، و بر همين اساس ترکيب جامعه را از طبقاتي همانند شهروندان، کارگران، کشاورزان و افزارمندان، عنصري ضرور مي‌داند (کاپلستون، بي‌تا: ج 1، ص 407)؛ نتيجه اين‌که چيستي عدالت توزيعي عبارت است از توزيع مشاغل اجتماعي، اموال عمومي و ديگر امتيازات بين افراد جامعه بر اساس استعداد و شايستگي آن‌ها و مسؤوليت اين توزيع به طور طبيعي برعهده دولت است.
عدالت تعويضي
اين نوع عدالت ناظر به نسبت اشيا با يک‌ديگر است. در مبادله کالاها بايد نسبت تساوي رعايت شود تا مباد‌له در جهت طبيعي خود انجام پذيرفته باشد. به‌طور کلّي او تحصيل ثروت و تأمين نيازهاي مادّي را از طريق فعّاليت‌هاي توليدي همانند دامپروري، کشاورزي، صيّادي، شيوه طبيعي تلقي مي‌کند؛ زيرا طبيعت، اين نوع تلاش‌ها را طرّاحي کرده است. همچنين تحصيل دارايي را از طريق داد و ستد (مبادله) که مرتبط با نيازهاي زندگي افراد انجام پذيرد، طبيعي تلقّي مي‌کند به ديگر تعبير، محصول فعّاليت‌هاي توليدي در صورتي که بيش از مصرف توليد کنندگان باشد، مي‌بايد از طريق مباد‌له در اختيار ديگران که نيازمندند، گذاشته شود و در مقابل کالاي مورد نياز تامين شود؛ بنابراين، تحصيل دارايي از طريق فعّاليت‌هاي توليدي يا تلاش‌هاي خدماتي همانند مباد‌له و تجارت از نظر او طبيعي به‌شمار مي‌آيد؛ امّا تحصيل ثروت از طريق مبادله پول کم‌تر با پول بيش‌تر را برنمي‌تابد و ربا خواري را تحمّل نمي‌کند و آن را غيرطبيعي مي‌داند؛ زيرا پول از نظر او وسيله مباد‌له کالاها با يک‌ديگر است و آن‌گاه که مبادله پول با پول وسيله درآمد بيش‌تر قرار مي‌گيرد، پول را از مسير طبيعي‌اش خارج و غير قابل توجيه مي‌داند (کاپلستون، بي‌تا: ج 1، ص 404؛ ارسطو،1371: ص 28 و 29).


 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در چهارشنبه 19 خرداد 1389  ساعت 7:48 PM نظرات 0 | لینک مطلب

وقف، ايده شهروندي فعال و امنيت

نکته ديگر اينها نهاد دولت خود همواره تامين کننده ي امنيت نيست و برخي اوقات تهديدي جدي نسبت به امنيت محسوب مي شود دولت بزرگ که ابزارهاي قدرتيش فوق العاده رشد کرده است همواره مي تواند تهديدي امنيتي در سطوح گوناگون آن تلقي گردد. بنابر اين هر چقدر که قدرت دولتها حجم بيشتري پيدا کرد احتمال خطر و فساد آن نيز افزايش مي يابد. پس همواره لازم است که در کنار نهادهاي منتخب قدرتي نهادهاي جامعه مدني نيز نقش آفرين باشند نقش اين نهادها نظارت و کنترل و مهار قدرت است. همان طوري که در انديشه تفکيک قوا فلسفه سرشکن کردن قدرت تحديد آن و نظارت قوا براي جلوگيري از فساد قدرت است به همين ترتيب نقش نهادهاي مدني نيز تحديد قدرت و نظارت بر آن مي باشد تا اينکه قدرت به فساد کشانده نشود. البته که نهادهاي مدني اين مهم را در خارج از ساختار قدرت بهتر مي توانند به نتيجه برسانند هم خود به قدرت "آلوده" نيستند و هم اينکه از انگيزه هاي بيشتري برخوردار مي باشند.
وقف به عنوان يک آموزه اسلامي هم ريشه هاي ايراني و هم جهاني دارد، در ابتدا به عنوان يک ارزش در مقابل ضد ارزشها مطرح است در مقابل دنيا خواهي اسراف گونه، تکاثر مال و ثروت اندوزي بي حد حصر. وقف مي خواهد که هم در فرد و هم در جامعه و هم امروز در نظام ملت - کشورها در دنياي معاصر امنيت ايجاد کند وقف کنندگان با تامين موقوفات راه را براي تامين امنيت خاطر خود فراهم مي سازند و آثار وقف. البته به شرط مديريت درست آن مي تواند منشا خير و برکات زيادي در جامعه و کشور و حتي در سطح بين المللي باشد.
وقف نهاد جامعه مدني است وبه شرط که با ساير مولفه هاي مطرح در جامعه مدني هماهنگ و موثر عمل کند مي تواند داراي آثار امنيتي بسيار خوبي باشد. وقف به عنوان گوشه اي از نهادهاي مدني و در کنار آنها تسهيل کننده شرايط لازم براي ايجاد برابري فرصتها و عدالت اجتماعي محسوب مي شود که خود اين پديده ها به شرط تحقق و گسترش در جامعه تامين کننده ي امنيت مي شوند.
نکته حايز اهميت اين است که وقف به عنوان نهادي در راه تحقق شهروندي فعال و نه شهروندي اجتماعي بايد نقش آفريني کند اين موضوع نيازمند سهم تاثير گذاري دولت است دولتي که نظارت کننده باشد و به مديريت اوقاف بپردازد اگر دولت از اين مقوله خارج شود و تصدي گري را پيشه کند چالشهاي زيادي را که در يک دولت بزرگ امکان وقوع دارند ممکن مي سازد. بنابر اين مديريت بهينه نهاد دولت در امور وقف از شرايط موفقيت آن در تامين امنيت در سطوح مختلف آن مي باشد.

پي نوشت:

1-Individual Security
2-Security of the State.
3-Ian Bellany..
4-Penelope Hartland-Thunberg.
5-Walter Lipmann.
6-Cia Domo Luciani.
7-يرنويس=Laurance Martin.
8- John E.Morz.
9-Physical Threat.
10-Threats to Rights.
11-Economic Threats.
12-Threats to Position or Stutus.
13-Kenneth N. Waltz.
14-Thomas Hobbes.
15-Parliamentary Systems.
16-Parameters of Power.
17-Presidential System.
18-Independent political parties.
19-Unions.،
20-Interest Groups.
21-Non-Governmental Organizations.
22-Independent Medias.
23-Institutionalized Toleratoin.
24-Political and Economic Process.
25-Privatization.
26-civil and political rghts.
27-The First Generation of human rights.
28-Legal equality.
29-Equality of opportunities.
30-Welfare states.
31-Social and Economic Rights.
32-Environmental Rights and Sustainable Development.
33-Classic Liberalism.
34-Social Citizenship.
35-Active Citizenship.



 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در چهارشنبه 19 خرداد 1389  ساعت 7:46 PM نظرات 0 | لینک مطلب

وقف، ايده شهروندي فعال و امنيت
 
پس از آنکه در نيمه دوم قرن بيستم ايده دولتهاي رفاه در پاسخ به گسترش کمونيسم در کشورها متداول شد انديشه شهروندي نيز رواج يافت. دولتهاي غربي مي ترسيدند به دليل بيکاري، فقر و رکود، مردم هر چه بيشتر به سمت کمونسيم که اتحاد جماهير شوروي هم به شدت براي آن تبليغ مي کرد، متمايل شوند. به دنبال اين دغدغه بود که دولتهاي رفاه را به وجود آوردند که در آن بر پرداخت حقوق بيکاري – حق تامين اجتماعي و درماني و حقوق بازنشستگي تاکيد مي کرد. اين فرهنگ به تدريج در بسياري از کشورهاي جهان ترويج يافت.
در ايده دولت رفاه ذکر دو نکته حائز اهميت است اول اينکه دولت رفاه برخلاف انديشه ليبراليسم کلاسيک (33) که خواهان دولت بسيار کوچک بود. براي تحقق ايده رفاه نيازمند دولتي قدرتمند بود که بتواند به اخذ مالياتها بپردازد و از طريق هزينه آنها آرمانهاي خود را متحقق کند. نکته دوم اينکه موضوع به دو موضوع شهروندي اجتماعي (34) و شهروندي فعال (35) منجر شد. در شهروندي اجتماعي تاکيد بر بالا بردن ضريب امنيت افراد از طريق کمکهاي دولتي بود. اما ايده شهروندي اجتماعي کم کم در بسياري از جوامع مورد اعتراض قرار گرفت چرا که هزينه هاي زيادي را بر دولت تحميل مي کرد واز طرف ديگر شهروندان تنبل و متکدي را رواج مي داد که از خود هيچ ابداع و ابتکاري نشان نمي داد و تنها به دست دولت براي ارايه کمک نگاه مي کردند به اين ترتيب بود که ايده دولت رفاه تعديل شد و کم کم در برخي کشورها دولتها در ميزان و نحوه کمکها تجديد نظر به وجود آوردند به نوعي که شهروندان از خود فعاليت بيشتري را براي رفع نيازهايشان نشان دهند.
حال در اينجا به نظر مي رسد نهاد وقف مي تواند کمکي براي تحقق ايده ي شهروندي اجتماعي و شهروندي فعال شود يعني دولت با نظارت و مديريت شايسته به نحوي عمل کند که راه را براي کمک به محروميت. رشد نهادهاي مردمي و فرهنگي باز کند. البته با توجه به سابقه کشورها در اين باره اوقاف بايد به نحوي اداره شود که فرهنگ تکدي گري و رخوت در جامعه ترويج پيدا نکند و بيشتر تاکيد بر نظارت و کمک دولت باشد و مردم از آن بهره مند شوند ولي اگر دولت صرفا وقف را منبع سرمايه اي بداند که به پرداخت اعانات و کمکهاي بلاعوض بپردازد دغدغه هاي موجود در ايده هاي شهروندي اجتماعي جان مي گيرد و آسيبهاي آن متوجه هم حکومت و هم جامعه مي شود به عبارت ديگر باز در اينجا مديريت شايسته وقف از طرف مردم و حکومت بازدهي آن را افزايش مي دهد.
تامين امنيت همواره از اصلي ترين دغدغه هاي انسان و جوامع بشري محسوب مي شود و تامين امنيت از حقوق اوليه فردي است که هم در حقوق مدني و سياسي، هم در حقوق اقتصادي –اجتماعي و هم حق محيط زيست و توسعه پايدار جايگاه دارد. انسان داراي امنيت راحت تر مي تواند مسير تکامل و توسعه فردي را طي نمايد.
اما از آنجائي که مفهوم امنيت يک مفهوم نسبي است گاه تامين امنيت براي عده اي به معناي بي امنيتي براي ديگران خواهد بود. همان گونه که امنيت زراندوزي جنبه تاراج پيدا نمود به خوبي اين مفهوم را مي توان دريافت براي همين است که امنيت جامع امنيتي است که حق امنيت را بطور نسبي براي همه شهروندان مي طلبد فقر، بيکاري، عدم توسعه اقتصادي ها مقدار ضد امنيت است که استبداد و ناامني جاني و مالي براي چالشي بزرگ براي افراد محسوب مي شود.


 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در چهارشنبه 19 خرداد 1389  ساعت 7:44 PM نظرات 0 | لینک مطلب

وقف، اسلام و امنيت
 

علاوه بر اين وقف در عرصه هاي تاسيس و مديريت مساجد، مدارس، آموزشگاه ها، دانشگاه ها، کتابخانه ها، درمانگاه ها و حتي آرامگاه ها نيز شرکت مي کند حتي وقف کنندگان به آسايش مسافران نيز توجه داشته اند و استراحتگاه هايي به اين منظور در برخي راههاي اصلي مي ساختند. به هر حال از آنجا که هيچ محدوديتي براي وقف کننده در نظر گرفته نمي شود، البته تا زماني که وقف مستلزم گناه و معصيت نباشد، عرصه وقف همچنان رو به گسترش است. در هر حال با وجود اين که وقف در طول تاريخ توسط حکومت هاي مختلف، دوران پر از فراز و نشيبي را گذرانده، اما حکومت هايي هم بوده اند که در عصر آنها، وقف دوران طلايي رشد خود را طي کرده است. مانند دوران عباسيان که توجه شاياني در آن به عمل وقف صورت گرفت، به طوري که درآمد موقوفات سالانه بالغ بر صدها هزار دينار طلا مي گرديد و نظاميه هاي بغداد و نيشابور از اين طريق اداره مي شدند.
در اين عصر تشکيلاتي به نام ديوان اوقاف نيز براي رسيدگي به امور وقفي وجود داشت. وقف از قرن چهارم تا هفتم هجري نيز رونقي به سزا داشت، تا جايي که در قرن ششم به دليل استقبال مردم، سنت حسنه موقوفات به منظور تاسيس مدارس، بيمارستان، کتابخانه و مصارف عامه گسترش فراوان يافت و ضرورت رعايت ضوابط شرعي ايجاب کرد تصدي امور موقوفات بر عهده دانشمندان و علماي دين واگذار شود.
در دوران صفويه نيز به دليل تنوع فراوان موقوفات و انجام امور ثبت در دفاتر ويژه و مصرف عوايد گوناگون آنها بر اساس مفاد وقف نامه ها، تشکيلاتي مانند وزارت اوقاف براي اولين بار در کشور تاسيس شد. در هر صورت، وقف يکي از عوامل تاثيرگذار در شکوفايي تمدن اسلامي بوده است.
البته در کشورهاي اروپايي فکر ايجاد سازماني که دارايي آن به اهداف خير اختصاص يابد از ديرباز وجود داشته است و هم اکنون بنيادهاي خيريه در بيشتر کشورها سهم بزرگي در امور اجتماعي و سياسي و اقتصادي به عهده دارند، مانند بنياد نوبل در سوئد. گر چه موقوفات و بنيادهاي وقفي در کشورهاي غربي با موقوفات اسلامي تفاوت بسياري دارند، اما در مواردي که مقصود آنها حل مشکلات عمومي، پشتيباني، تشويق، ترغيب و ترويج دانش وفن است، وجوه مشترکي دارند.(لاريجاني، 15-14)
به هر حال به منظور فعال سازي اوقاف در زمينه توسعه اقتصادي و اجتماعي ملل و جوامع اسلامي و رفع مشکلات اقتصادي اقشار فقير جامعه و همچنين در پاسخ به درخواست تعداد زيادي از کارشناسان مبني بر ضرورت تاسيس يک نهاد جهاني براي اوقاف اسلامي، بانک توسعه اسلامي به تاسيس بنياد جهاني وقف در نوامبر سال 2000 ميلادي اقدام کرد.
اهداف اين بنياد جهاني براساس مفاد ماده 3 آيين نامه بنياد از اين قرار است:
1-حمايت و پشتيباني از شبکه اي از موسسات وقفي براي پيگيري و انجام اهداف خيريه شرعي
2-مراقبت و نظارت بر موسسه هاي وقفي و حمايت از آنها و ايجاد هماهنگي ميان آنها
3-کمک به دانشجويان و ارائه بورس تحصيلي در رشته هايي که امت به آنها نيازمندند.
4-تاسيس و پشتيباني از موسسات و برنامه هاي آموزشي، بهداشتي و اجتماعي
5-مبارزه با فقر براي ريشه کن کردن رنج مردم جهان از طريق توسعه گسترش و توانايي ها
6-تهيه ابزارها و وسايل امداد رساني و ارائه آنها به صورت کالا و خدمات
7-همکاري با دولتهاي عضو بانک به منظور وضع قوانين يکسان براي وقف(گزارش نهايي بانک توسعه اسلامي 13-11)
وقف به عنوان يکي از پديده هاي مهم اجتماعي و فرهنگي جهان اسلام و يکي از ابزارهاي رسيدن به توسعه در جوامع اسلامي مي تواند در گسترش علمي، دانش و فناوري در سطح جامعه نقش سازنده اي داشته باشد.
اجراي علمي و شفاف نيات واقفين از سوي متوليان موقوفات و ادارات اوقاف و تجليل مستمر از نيکوکاران و تشويق آنها به منظور انفاق مال و تبيين برکات وقف براي عامه مردم، از جمله راههايي است که زمينه رشد و توسعه اين نهاد اجتماعي را فراهم مي کند.


 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در چهارشنبه 19 خرداد 1389  ساعت 7:43 PM نظرات 0 | لینک مطلب

 
وقف، اسلام و امنيت
 
دستهاي بخشنده و نگاههاي مهرباني که از اقشار محروم جامعه دستگيري مي کنند و با وقف بخشي از دسترنج خود، گره هاي بسياري را از مشکلات زندگي نيازمندان مي گشايد، حقيقتا خود را مجراي فيوضات رباني و تجلي گاه اوصاف بخشندگي و رحمانيت پروردگار قرار داده اند و بر اين توفيق بي نظير شاکر هستند. خداوند بزرگ که خود فياض علي الاطلاق و معطي وجود و منبع همه خيرها و خوبيهاست کساني را که واجد چنين صفاتي باشند گرامي داشته و در قرآن مجيد با آيه کريمه والله يحب المحسنين وآيات بسياري ديگر ستوده است.
فاما من اعطي واتقي، و صدق بالحسني، فسينسره لليسري: کسي را که از مال يا جان خود مي بخشد، تقوا پيشه مي کند و نيکوکاري را فراموش نمي کند به گشايش در کارها نويد داده مي شود. (ليل 6-5) بايد گفت وقف از مختصات نظام حقوقي و اقتصادي اسلام است. وقف در اسلام داراي ويژگيهايي است. وقف عملي است صالح و باقي، و مصداق روشني است از تعاون و تعاضد، و انفاقي است عاري از منت، و احساني است خالي از اذيت و بدور از تحقير شخصيت ديگران، و تصدقي است دايمي و مستمر و بدون ربا، و وامي است بدون اضطراب و تکاثر (تکاثر، 2-1) و با بروز اختلافات فاحش طبقاتي به صورتي معقول مبارزه مي شود، و برگ سبزي است که براي انسان ذخيره مي شود. (مزمل، 20) و سرانجام عاملي است که نام واقف را نيز جاودان مي سازد و وي را به نوعي خلود و بقا مي رساند. وقف عبارت است از حبس کردن مال، تصرف نکردن در آن و بخشيدن منفعت هاي حق استفاده از آن در راه خير. به عبارتي وقف به معني نگاه داشتن دايمي اصل مال و بهره برداري از منافع آن براي خيرات است.
با تعمق به آيات اشاره شده مي توان متوجه شد که يک قسمت عمده تاکيد بر روي ايجاد امنيتي است که وقف ايجاد مي کند به خصوص در آنجا که تاکيد مي شود احسان، کمک و صدقه اي است بدون منت و بدون اضطراب هم در ارايه کننده ي وقف و در کسي که موضوع وقف قرار مي گيرد ايجاد امنيت مي کند. البته با ديدگاه الهي و معنوي آيات شريفه قرآن ديدگاه آن دنيايي و آرامش و امنيت آخرتي نيز مد نظر است و قطعا براي مومنين به نوعي در اين دنيا احساس امن و آسايش خاطر ايجاد خواهد کرد. اين در حالي است که مبارزه باتکا شود اختلافات فاحش طبقاتي نيز در افراد و در جامعه امنيت ايجاد مي کند چرا که نابرابري هاي عمده اقتصادي عوارض منفي گوناگون، خشونت و نهايتا ناامني را به کل جامعه تحميل خواهند کرد. در اين ديدگاه نهاد وقف از ديدگاه قرآن کريم هموار کننده راه براي گسترش خير در جامعه و نهايتا مبارزه با زياده خواهي هاست.
اين عمل نيک، با 14 قرن سابقه در اسلام، ابتدا با توجه به حديثي از پيامبر(ص) صدقه جاريه نام داشته است: بهترين يادگار و ميراثي که انسان از خود بر جاي مي گذارد 3 چيز است: صدقه جاريه (وقف) که اجر و مزدش به او مي رسد، دانشي که پس از او مورد استفاده واقع شود و فرزند شايسته اي که خيري در برداشته باشد.(مطهري، 38-37)
در هر صورت نقش وقف در فعاليت هاي نيک و خير و ارائه خدمات به اشخاص و موسسه ها، سرپرستي ايتام، ضعفا، فقرا و مراقبت و توجه بر اوضاع و احوال آنان انکارناپذير است.


 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در چهارشنبه 19 خرداد 1389  ساعت 7:41 PM نظرات 0 | لینک مطلب

[تعداد کل صفحات:14 [ 1 ]  [ 2 ]  [ 3 ]  [ 4 ]  [ 5 ]  [ 6 ]  [ 7 ]  [ 8 ]  [ 9 ]  [ 10 ]  [ > ] 






POWERED BY RASEKHOON.NET