نابينا و نماز جماعت

يك نفر نابينا به حضور پيامبر (صلي الله عليه و آله) رسيد و عرض كرد من نابينا (يا شب كور) هستم صداي اذان جماعت را ميشنوم ولي كسي نيست كه دستم را بگيرد و مرا به جماعت برساند.
پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود: از منزل خود تا مسجد، طنابي ببند، هنگام نماز جماعت، آن طناب را بگير و با راهنمايي آن خود را به مسجد برسان و در نماز جماعت شركت كن.
ادامه مطلب
یک شنبه 19 بهمن 1393 | றojdeh
نظرات(0)
ادامه مطلب
كاهلي در نماز

ابوبصير گفت: بعد از در گذشت حضرت صادق - عليه السّلام- پيش ام حميده رفتم تا او را در اين مصيبت تسليت بگويم. تا چمشمش به من افتاد شروع به گريه كرد من نيز از حال او به گريه افتادم
آنگاه گفت: ابا محمد، اگر حضرت صادق - عليه السّلام- را هنگام مرگ مشاهده مي كردي چيز عجيبي مي ديدي. در آن لحظات آخر چشم باز كرده فرمود: هر كس بين من و او خويشاوندي هست بگوئيد بيايد همه را گرد من جمع كنيد سفارشي دارم.
ادامه مطلب
یک شنبه 19 بهمن 1393 | றojdeh
نظرات(0)
ادامه مطلب
نتيجه عبادت بدون اخلاص

مردي بود كه هر كار ميكرد نميتوانست اخلاص خود را حفظ كند و رياكاري نكند، روزي چاره انديشي كرد و با خود گفت: در گوشهي شهر مسجدي متروك هست كه كسي به آن توجه ندارد و رفت و آمد نميكند، خوبست شبانه به آن مسجد بروم تا كسي مرا نديده خالصانه خدا را عبادت كنم در نيمههاي شب تاريك، مخفيانه به آن مسجد رفت، آن شب باران ميآمد و رعد و برق و بارش شدت داشت.
او در آن مسجد مشغول عبادت شد در وسطهاي عبادت، ناگهان صدائي شنيد با خود گفت: حتماً شخصي وارد مسجد شد، خوشحال گرديد كه آن شخص فردا ميرود و به مردم ميگويد اين آدم چقدر خداشناس وارستهاي است كه در نيمههاي شب به مسجد متروك آمده و مشغول نماز و عبادت است.
ادامه مطلب


