موذن دلير

يكي از مسائلي كه براي عراقي ها گران تمام مي شد ، خواندن نماز جماعت و گفتن اذان در وقت نماز بود .
يك روز صبح ، يكي از بچه ها زودتر از بقيه بيدار شد و شروع به گفتن اذان كرد . اين كار هر روز انجام مي شد ، اما دور از چشم نگهبانان عراقي . آن روز ، هنوز اذان بسيجي به پايان نرسيده بود كه سرو كله يكي از نگهبانان پيدا شد و با فرياد از او خواست تا كارت شناسائي اش را بياورد . اما او تا اذان را به پايان نرساند ، كوچكترين توجهي به عراقي نكرد . نگهبان بعد از گفتن اذان ، با خونسردي به پنجره نزديك شد و از نگهبان عراقي پرسيد كه چه مي خواهد . نگهبان ، كه رگهاي گردنش از شدت عصبانيت متورم شده بود ، مجددا فرياد كشيد : « مگر نگفتم كارتت را بياور ؟ مرا مسخره مي كني ، چنان بلائي سرت بياورم كه تا ابد يادت بماند .»
ادامه مطلب
یک شنبه 17 اسفند 1393 | றojdeh
نظرات(0)
ادامه مطلب
لحظات آخر زندگى يك سردار

سيّد مجتبى نواب رهبر بزرگ فدائيان اسلام براى مقابله با مزدوران استعمار، سازمان فدائيان اسلام را در سال 1324 ه .ش تشكيل داد كه اعضاى مركزى اين سازمان عبارت بودند از:
1- سيّد حسين امامى
2- خليل طهماسبى
3- سيّد عبدالحسين واحدى
4 - محمّد مهدى عبد خوانى
5 - مظفر ذوالقدر و ...
هژير از مهره هاى مورد اعتماد انگليسيها بود هميشه مشاغل مهمى داشت و پس از شهريور 20 چندين بار وزير شد و پس از سقوط كابينه قوام در سال 1327 چند ماه نخست وزير بود. نخست وزيرى او به علت مخالفت مردم دوامى نياورد و پس از آن به دستور شاه وزير دربار شد و در همين سمت توسط((فدائيان اسلام ))كشته شد. روز جمعه اى بود و محمّد رضا به اتفاق عده اى در فرح آباد بود، من هم بودم بعد از ظهر خبر رسيد كه هژير را ترور كرده اند.
ادامه مطلب
پنج شنبه 14 اسفند 1393 | றojdeh
نظرات(0)
ادامه مطلب
قبله پنهان

در اوايل اسارت ، ما را از «العماره» به بغداد انتقال دادند و يك راست به سازمان امنيت (استخبارات ) بردند. وقتى به آنجا رسيديم ، موقع خواندن نماز بود، امّا عراقيها اجازه اين كار را به ما نمى دادند. ناچار روى زمين نشستيم و براى اينكه نگهبانان متوجه نشوند، نماز را به صورت نشسته خوانديم . آن هم در چهار زاويه مختلف . چرا كه حتى جراءت پرسيدن جهت قبله را از ماءمورين عراقى نداشتيم .[1]
ادامه مطلب
چهارشنبه 13 اسفند 1393 | றojdeh
نظرات(0)
ادامه مطلب
نماز جماعت پرشكوه

يكى از خاطرات خوب من درباره نماز جماعت ، مربوط به آخرين روز اسارت است . آن روز وقتى متوجه شديم كه ظهر شرعى فرا رسيده ، پتوهاى داخل آسايشگاهها را در وسط حياط پهن كرديم . از طرفى چون ماموران صليب سرخ در آنجا بودند، نگهبانها چيزى به ما نگفتند و ممانعتى نكردند. ما هم از فرصت استفاده كرديم و به اتفاق حدود 600 نفر، نماز جماعت پرشكوهى را برگزار نموديم
ادامه مطلب
دوشنبه 20 بهمن 1393 | றojdeh
نظرات(0)
ادامه مطلب
سرباز نماز

در يكى از روستاهاى فيروزكوه ، جلسه بزرگداشت شهدا برپا بود و شهيد امير سپهبد صياد شيرازى به عنوان سخنران دعوت شده بود. پس از مداحى و چند برنامه مرسوم ديگر از شهيد صياد خواستند سخنرانى بكند.
ايشان پشت تريبون قرار گرفت و پس از شروع به صحبت با نام خداوند تبارك و تعالى و درود و صلوات بر پيامبر و آلش (عليهم السّلام) فرمود: روزى جلسه مهمى در مورد جنگ خدمت حضرت امام بوديم ، وقت نماز شد ، امام وضو گرفت و به نماز ايستاد و ما هم به تبع امام فهميديم وقت نماز است و نماز بر همه چيز ترجيح دارد. بعد شهيد صياد شيرازى با اشاره به وقت نماز به حضار فرمود: الان هم وقت نماز هست اگر خواستيد بعد از نماز براى شما سخنرانى مى كنم.
صحبت را تمام كرد و صفهاى نماز تشكيل شد و همانجا در اول وقت نماز جماعت برپا شد.
ادامه مطلب
