شبهاى اسارت
ساعت 5/3 نيمه شب بود كه از خواب بلند شدم . مثل شبهاى گذشته تعداد زيادى از بچه ها حدود هفتاد نفر را ديدم كه مشغول اقامه نماز شب بودند مدّتى بعد، سرباز عراقى از پشت پنجره مسئول آسايشگاه را صدا زد و پرسيد: دو ساعت به نماز صبح مانده است چرا اينها الان نماز مى خوانند؟ حتماً در دوره گذشته نخوانده اند و مي خواهند جبران كنند!
مسئول آسايشگاه در جواب او گفت : اينها نماز شب مى خوانند و با خدا راز و نياز مى كنند. سرباز گفت : يك ساعت است دارم قدم مى زنم و مى بينم كه همه قنوت گرفته اند. اينها چه مى گويند؟ من بايد بدانم كه چرا قنوت گرفته اند و گريه مى كنند. و يكى از بچه ها را خطاب قرار داد و با لحنى تمسخر آميز پرسيد: براى چه گريه مى كنى ؟ مگر مرد هم گريه مى كند؟ حتماً دلت براى پدر و مادرت تنگ شده ؟!
ادامه مطلب
پنج شنبه 9 بهمن 1393 | றojdeh
نظرات(0)
ادامه مطلب
عامل عابد
شب باران تندى مى باريد. وقت نماز مغرب و عشاء بود. رفتيم داخل چادر براى خواندن نماز. بين دو نماز يكى از بچه ها گفت كه نمازهاى مستحبى و نوافل را در حين راه رفتن هم مى شود خواند، هنگام نگهبانى ، وقت رزم شبانه و...
البته بچه هاى جبهه بيشترشان اهل تهجد و نماز شب بودند و اين از چهره شان ، از اخلاصشان در كار، از برخورد و رفتارشان هم مشخص بود.
دو شب قبل كه نگهبان بودم . يكى از بچه ها را در تاريكى شب ديدم كه نرم نرمك و آهسته از سنگر زد بيرون و وضو گرفت و باز آرام و بى صدا به سنگر برگشت . مى دانستم كه براى نماز شب بلند شده است . از بيرون سنگر نجوا و زمزمه عاشقانه اش را مى شنيدم . آرام نشستم كنار سنگر، هم براى نگهبانى ، هم به اميد ثواب از زمزمه هاى آن عابد عاشق .
ادامه مطلب
شنبه 4 بهمن 1393 | றojdeh
نظرات(0)
ادامه مطلب
نماز شهيد بروجردى ، مشكل گشاى جنگ
هرگز نماز شب او ترك نمى شد. به عبادت ، عشق مى ورزيد. مشتاقانه در دعاى توسل و كميل شركت مى كرد. بروجردى در سخت ترين شرايط و در مقابله با دشوارترين كارهاى جنگ به حبل المتين نماز و دعا چنگ مى زد.
يك بار در عملياتى كه در نزديكى مهاباد قرار بود انجام شود، فرماندهان به شور و غور نشستند. سرانجام هيچ كس فكرش به جايى قد نداد. برنامه ها مثل كلاف سردرگم شده بود. ناگهان بروجردى رو به قبله نشست و با قلبى شكسته و چهره اى غمگين ، اما سرشار از اميد گفت :
خدايا! مى دانى كه ما هيچ كاره ايم و ذهن و فكرمان قاصر است . بى توجه تو هيچ كارى از ما ساخته نيست . خدايا! خودت فرجى حاصل كن و ما را از اين سرگشتگى نجات بده .
ادامه مطلب
سه شنبه 30 دی 1393 | றojdeh
نظرات(0)
ادامه مطلب
نماز جماعت در محاصره دشمن
بيمارستان از هر طرف در محاصره دشمن بود. صد انقلاب بيمارستان را بشدت زير انواع گلوله گرفته بود. با تاريك شدن هوا، شهيد دكتر چمران چند نفر را بيرون بيمارستان گذاشت تا دشمن را سرگرم كنند به بقيه دستور داد كه براى خواند نماز جماعت بروند داخل بيمارستان . خودش با آرامش تمام به نماز ايستاد و ما هم به او اقتدا كرديم .
نماز عاشقانه اى بود. هر لحظه ممكن بود گلوله اى تمام هستى ما را به آتش بكشد، اما چنان در جذبه شورانگيز نماز غرق بوديم كه هيچ نمى شنيديم .
بعد از تمام شدن نماز متوجه شديم كه در اين فاصله ، چهار گلوله آرپى جى به بيمارستان خورده است .
ادامه مطلب
سه شنبه 30 دی 1393 | றojdeh
نظرات(0)
ادامه مطلب
اولين نماز وحدت در خط مقدم
نمازهاى جماعت خيلى در روحيه بچه ها تاثير داشت . به اين نتيجه رسيديم كنار نمازهاى جماعت روزانه كه همه جاى جبهه برگزار مى شد، نمازهاى جماعت ديگرى هم برگزار كنيم . يعنى نماز وحدت .
اولين نماز وحدت بعد از آزاد سازى پادگان حميد خوانده شد به امامت حجت الاسلام موسوى جزايرى . اطراف پادگان پر بود از نيروهاى رزمنده ؛ هم ارتشى هم سپاهى و هم بسيجى . بعد از نماز، سكوت دشت با فرياد وحدت و همبستگى رزمندگان شكسته شد. دعاى وحدت را با شوق واميد به پيروزى خوانديم و پيروز هم شديم .
ادامه مطلب
