همه تسبیح حضرتش گویند
همه ناطق به رحمت اویند
همه تسبیح حضرتش گویند
همه ناطق به رحمت اویند
همه پابند آن دلارامند
مرغ و دانه تمام در دامند
همچو غنچه تمام بگشوده
نور خود را به عین خود دیده
هرکه رو را ز غیر او بر تافت
پرتو نور او بر او برتافت
هرچه داری به عشق او درباز
تا کند او به روی تو در باز
هر یار که ثابت نبود در یاری
شاید که ورا به یاریش نشماری
هر کس که نهد تاج سر ما بر سر
فارغ شود از درد سر هر دو سرا
هر که سلطان خویش نشناسد
عزت او تمام کی دارد
هر که در بند نفس حیوان است
بندهٔ آب و چاکر نان است
هر که دریافت آن از انسان است
لاجرم این فقیر از آن سان است