به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

تعاطی الکاس من شان الصبوح

فسق بالراح یا ریحان روحی

ببین هم‌چون لبت خندان رخ صبح

بده چون اشک من جام صبوحی

هواک الکاس الذی لاتستفت فیها

ولاتخفی الهوی خوف الفضوح

لبت می در می است و نوش در نوش

بنامیزد فتوح اندر فتوحی

جرحت القلب فاسق الراح صرفا

فاصفاها قصاصا للجروح

سخن‌ها تازه کن خاقانی ایراک

کهن شد قول‌های بوالفتوحی

ادامه مطلب
سه شنبه 19 اردیبهشت 1396  - 1:12 PM

 

ما انصف ندمانی لو انکر ادمانی

فالقهوة من شرطی لاالتوبة من شانی

ریحان به سفال اندر بسیار بود دانی

آن جام سفالی کو و آن راوق ریحانی

لو تمزجها بالدم من ادمع اجفانی

یزدادلها صبغ فی احمرها القانی

مجلس ز پری‌رویان چون بزم سلیمانی

باغنهٔ داودی مرغان خوش الحانی

یا یوسف عللنی ادلامک اخوانی

کم من علل تشفی من غایة الاحزانی

شو گوش خرد برکش چون طفل دبستانی

تا پیر مغان بینی در بلبله گردانی

اقبلت علی وصلی و احتلت لهجرانی

این القدم الاولی این النظر الثانی

خاقانی اگر خواهی کز عشق سخن‌رانی

کم زن همه عالم را پس گو کم خاقانی

چون بر ملک مشرق عید گهر افشانی

العبد نویس از جان بر تختهٔ پیشانی

ادامه مطلب
سه شنبه 19 اردیبهشت 1396  - 1:12 PM

 

یارب لیل مظلم قد قلت یارب ارحم

حتی تجلی الصبح لی فی‌الساترین المعلم

جام صبوحی ده قوی چون صبح بنمود از نوی

بوئی چو باد عیسوی رنگ چو اشک مریمی

هات من الدن دما فاشرب هنیا فی‌الملا

فالنفس من قبل الصبی ربت جنانا بالدم

خون خورده‌ای نه مه پسر خون رزان می خور دگر

کاین آدمی را آبخور خون است مسکین آدمی

ادامه مطلب
سه شنبه 19 اردیبهشت 1396  - 1:12 PM

 

ای رخ نورپاش تو پیشه گرفته دلبری

رونق آفتاب شد زان رخ هم‌چو مشتری

ماهی و چون عیان شوی شمع هزار مجلسی

سروی و چون روان شوی شور هزار لشکری

طرهٔ تو به رغم من چون شب من به تیرگی

کیسهٔ من ز ناز تو چون لب تو به لاغری

گرچه سپید کاری است از همه روی کار تو

رو که قیامتی است هم زلف تو در سیه‌گری

از سرشک سوختم ز آن همه سوزم از درون

با همه آب ساختی ز آن همه آبی از تری

هم شکری تو هم نمک با تو چه نسبت آب را

چند به رغم دوستان دشمن خویش پروری

ابر زیان کار توست، ابر مکن دو چشم من

کفت آن به تو رسد زآنکه به چشم من دری

اشک مرا چو روی خود دار عزیز اگر تو را

در خورد آب و افتاب از پی ساز گازری

کنت تعاف نظرة من لحظات مقلتی

لست تخاف جمرة من ز فرات خاطری

سینهٔ خاقنی اگر پاک بشوئی از عنا

پیش خدایگان تو را بیش کند ثناگری

ادامه مطلب
سه شنبه 19 اردیبهشت 1396  - 1:12 PM

 

دلم خاک تو شد گو باش من خون می‌خورم باری

ز دست این دل خاکی به دست خون درم باری

مرا مهره به کف ماند تو را داو روان حاصل

تو نو نو کعبتین میزن که من در ششدرم باری

گر از من رخ نهان کردی سپاس حق کنون کردم

سپاس زندگانی نیست بی‌تو بر سرم باری

مرا گر خال گندم‌گونت جوجو می‌کند گو کن

من آن جو سنگ خالت را به صد جان می‌خرم باری

مپوش آن رخ ز من کآخر ز من نگزیرد آن رخ را

که آن رخ آینه سیماست من خاکسترم باری

مرا دردی است ناپرسان مپرس از من که سربسته

چه شب‌ها زنده می‌دارم چه تب‌ها می‌برم باری

چو آهی برکشم از دل مگو ای دوست دشمن خور

چه جای دشمن است ای دوست خود را می‌خورم باری

دلم گر باز می‌ندهی دل دیگر به وامم ده

که بر خاک عراق این بار بی‌دل نگذرم باری

جهان گفتی سفالی دان که خاقانی است ریحانش

جهان را گرچه ریحانم تو را خاک درم باری

به لشکرگاه دارم روی وبر سلطان فشانم جان

گر آن دریاست وین خورشید من نیلوفرم باری

ادامه مطلب
سه شنبه 19 اردیبهشت 1396  - 1:12 PM

 

اذا ما الطیر غنت فی‌الصباح

اجب داعی معاطاة الملاح

هوا پر خندهٔ شیرین صبح است

بیار آن گریهٔ تلخ صراحی

ارق فضلاتها فالارض عطلی

تحلیها بوشی او وشاح

قبای صبح را مشکین زره زن

به موی زلف ترکان سلاحی

سیر نوالدیک عن عین‌السکاری

ویشدو کالسکاری و هو صباح

صلاح از می سر رشته کند گم

صلائی درده ار مرد صلاحی

کان الدار و الکاسات دارت

ریاض اللهو حفت بالاقاحی

توئی تو راح را خاقانیا اهل

قفای عقل زن گر مرد راحی

به شروان شاخ اخستان تیمن

تری سعدالسعود علی‌النواحی

ادامه مطلب
سه شنبه 19 اردیبهشت 1396  - 1:12 PM

 

ماهی که مه از قفای او بینی

خورشید ز روی و رای او بینی

جوزا کمر کلاه او یابی

گردون گرهٔ قبای او بینی

عاشق‌تر و زارتر ز من یابی

آن سایه که در قفای او بینی

او خود نزید برای ما هرگز

جان کندن ما برای او بینی

اندر دل سنگ اگر نشان جوئی

هم سوختهٔ هوای او بینی

با این همه گنج‌های پر معنی

خاقانی را گدای او بینی

از لب بفرست شربت وصلی

ای یار اگر شفای او بینی

ادامه مطلب
سه شنبه 19 اردیبهشت 1396  - 1:12 PM

 

داور جانی، پس این فریاد جان چون نشنوی

یارب آخر یارب فریاد خوان چون نشنوی

داد خواهم بر درت در خاک و خون افغان کنان

گیر داد عاشقان ندهی فغان چون نشنوی

آه سوزان کز ره دل می‌برم سوی دهان

سوی دل باز آرم از ره دهان چون نشنوی

هر زمان گوئی بگو تا خود نشان عشق چیست

من چه دانم داد عشقت را نشان چون نشنوی

در کمین غمزها ترکان کمان کش داشتی

گاه تیر افشاندن آواز کمان چون نشنوی

جوش دریای سرشکم گوش ماهی بشنود

چون در آن دریا تو راندی جوش آن چون نشنوی

پرسی از حال دلم چون بشنوی فریاد من

حال دل چون پرسی از من هر زمان چون نشنوی

گوش زیر زلف و زیور زان نهان کردی که آه

نشنوی پیدا ز من باری نهان چون نشنوی

گویمت کامروز جانم رفت زودش برزنی

چون توئی جان داور ای جان حال جان چون نشنوی

هر دمت خاقانی از چشم و زبان گنجی دهد

نام خاقانی به گوش دوستان چون نشنوی

کوه سیمینی و در کوه اوفتد آواز گنج

آخر این آوازهٔ گنج روان چون نشنوی

ادامه مطلب
سه شنبه 19 اردیبهشت 1396  - 1:12 PM

 

گویم همه دل منی و جانی

مانم به تو و به من نمانی

آن سایه منم که خاک خاکم

وان نور تویی که جان جانی

من خاک توام به جای اینم

تو جان منی به جای آنی

گفتم چه شود که من شوم تو

گفتا که تو من شو ار توانی

گر من توشوم تو نیست گردی

اما تو چو من شوی بمانی

بر دلدل دل چنان زن آواز

کز خندق غم برون جهانی

کز طبع تو در خزان عالم

پیداست بهار شادمانی

امروز مرا مسلم آمد

در ملک سخن خدایگانی

هم نام تو خالق الکلام است

هم نعت تو خالق المعانی

ادامه مطلب
سه شنبه 19 اردیبهشت 1396  - 1:12 PM

 

خاکم که مرا منی نیابی

بادم که مرا تنی نیابی

هیچم به عیار تو دو جو کم

گر بر محکم زنی نیابی

دشمن کامم ز دوستداریت

وز من دم دشمنی نیابی

چون من تو شدم تو زی مغان شو

کآنجا توئی و منی نیابی

چون سایه مرا به تیرگی جوی

کاندر ره روشنی نیابی

گفتی که چه نامی از دلت پرس

کز من صفت منی نیابی

نقش الحجر دل تو نامم

جز عاشق گلخنی نیابی

بار دل من توئی که جز گل

بار گل خوردنی نیابی

در سینهٔ آتشین طلب دل

کاندر بر سوسنی نیابی

دل تافته شد مجوی ازو صبر

کز آتش آهنی نیابی

پیروزهٔ چرخ را از آهم

جز رنگ خماهنی نیابی

خاقانی را چنان مکن گم

کانگه که طلب کنی نیابی

ادامه مطلب
سه شنبه 19 اردیبهشت 1396  - 1:12 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 136

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5024436
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث