به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

پرکرده جرو لایتجزاکتاب ما

در انتظار نقطه کم است انتخاب ما

هردم زدن به وهم دگر غوطه می‌زنیم

توفا‌ن ندارد افت موج سراب ما

گردی دگر بلند نمی‌گردد از نفس

تعمیر می‌رمد ز بنای خراب ما

فانوس جسم شمع هزار انجمن بلاست

مستی بروون شیشه ندارد شراب ما

ایجاد ظرف‌کم چقدر ننگ فطرت است

تر شد جبین بحرروضع حباب ما

قسمت ز تشنه‌گامی گوهرکباب شد

در بحر نیز دست زنم شست آ‌ب‌ما

بر ما ستیزه در حق خود ظلم‌کردن است

آتش، تأملی که نگرید کباب ما

صید افکن از غرور نگاهی نکرد حیف

شد خاک بر زمین سر دور از رکاب ما

صد دشت ماند ذرة ما آن سوی خیال

آه از سیاهیی که نکرد آفتاب ما

زین قیل و قال در نفس واپسین‌گم است

خاموشی که می‌دهد آخر جواب ما

آسوده‌ایم لیک همان پایمال وهم

مانند سایه زیر سیاهی است خواب ما

صد چرخ زد سپهر و زما نیستی نبرد

صفر دگرتونیزفرا برحساب ما

عمر شراروبرق به فرصت نمی‌کشد

بیدل گذشته‌گیر درنگ از شتاب ما

ادامه مطلب
یک شنبه 24 اردیبهشت 1396  - 2:29 PM

 

سطر یقین به حک داد تکرار بی‌حد ما

این دشت جاده‌گم‌کرد ز رفت و آمد ما

افسرد شمع امید در چین دامن شب

یک آستین نمالید آن صبح ساعد ما

شاید به پایبوسی نازیم بعد مردن

غیر از حنا مکارید در خاک مشهد ما

در دیر بوالفضولیم‌، درکعبه ناقبولیم

یارب شکست دل‌کن محراب معبد ما

هرجا به خود رسیدیم‌، زین بیشترندیدیم

کآثار مقصد ز ما می‌جست مقصد ما

تجدیدرنگ هستی بریک و تیره نگذاشت

شغل فنای ما شد عیش مجدد ما

افراط ناقبولی بر خاک آبرو چید

مغز جهات‌گردید از شش طرف رد ما

سیرمحیط خواهی بر موج وکف نظرکن

مطلق دگر چه دارد غیر از مقید ما

گفتیم از چه دانش سبقت‌کنیم بر خلق

تعلیم هیچ بودن فرمود موبد ما

هرچند سر برآریم رعناییی نداریم

انگشت زینهاریم خط می‌کشد قد ما

چون شخص سایه بیدل صدربساط عجزیم

تعظیم برنخیزد از روی مسند ما

ادامه مطلب
یک شنبه 24 اردیبهشت 1396  - 2:29 PM

 

ما رشتهٔ سازیم مپرس از ادب ما

صد نغمه سرودیم ونشد بازلب ما

چون مردمک‌، آیینهٔ جمعیت نوریم

در دایرهٔ صبح نشسته‌ست شب ما

بیتابی دل آتش سودای‌که دارد

تبخال به خورشید رسانده‌ست تب ما

هستی چوعدم زین من و ما هیچ ندارد

بی‌نشئه بلند است دم؟غ طرب ما

ابرام تک و تاز غباریم درین دشت

جانی‌که نداریم چه؟د به لب ما

چون ذره پراکندگی انشای ظهوریم

جزما نقطی‌کوک؟ر‌د منتخب ما

تا معنی اسرار پری فاش توان خواند

مکتوب به‌کهسار؟رید زحلب ما

گمگشتهٔ تحقیق خود آوارهٔ وهم است

ما را بگذارید به درد طلب ما

نی قابل عجزیم نه مقبول تعین

ازننگ به آدم‌که رساند نسب ما

پیداست‌که جز صورت عنقا چه نماید

آیینه ندارد دل بیدل لقب ما

ادامه مطلب
یک شنبه 24 اردیبهشت 1396  - 2:29 PM

پیش توانگرمنشان‌، پهلوی لاغر مگشا

دست‌به‌هر دست‌مده‌، چشم به‌هردرمگشا

تا زیقینت به‌گمان‌، چشم نپوشند خسان

بند نقاب سحرت در صف شبپر مگشا

همت تمکین نظرت نیست کم ازموج‌گهر

جیب حیا تا ندری خاک شووپرمگشا

تا نفتد شمع صفت‌آتش‌ غارت به سرت

در بر محفل ز میانت‌کمر زر مگشا

آب رخ‌کس نرود جز به تقاضای هوس

شیشه تهی‌گیر ز می یا لب ساغر مگشا

گر به خود افتد نگهت‌، پشم نداردکلهت

ننگ‌کلی تا نکشی در همه جا سرمگشا

لب به‌هم آر از من وما، وعظ و بیان پرمسرا

پشت ورخ این دو ورق ته‌کن و دفتر مگشا

ماتم هم در نظر است انجمن عبرت ما

چشمی اگر بازکنی بی‌مژهٔ تر مگشا

ای نفست صبح ازل تا ابدت چیست جدل

یک‌سرت‌ز رشته‌بس‌است آن‌سر دیگرمگشا

بیدل از آیینهٔ ما غیر ادب‌گل نکند

خون تحیر به خیال از رگ جوهر مگشا

ادامه مطلب
یک شنبه 24 اردیبهشت 1396  - 2:29 PM

 

در بی‌زری ز جبههٔ اخلاق چین‌گشا

هرچند آستین‌گره آرد جبین‌گشا

از سایلان‌، دریغ نشاید تبسمت

گیرم‌کفت تهی‌ست‌، لب آفرین‌گشا

آب حیات جوی جسد جوهر سخاست

راه تراوشی چو ظروف‌گلین‌گشا

منعم اگر به تنگی خلق است نا زجاه

چین‌دارتر ز نقش نگین آستین‌گشا

گر لذت از مآل حلاوت نبرده‌ای

باری ز اشک شمع سر انگبین‌گشا

افسانه‌های بیژن و رستم به طاق نه

گر مرد قدرتی دلت از بندکین‌گشا

حیف است طبع مرد زغیبت قفا خورد

یاران حذرکنید ز حیز سرین گشا

باغ و بهار بستهٔ سیر تغافلی‌ست

مژگان به هم نه و نظر دوربین‌گشا

ازنقب سنگ‌، نقش نگین فتح باب یافت

ای نامجوتو هم ره زبرزمین‌گشا

تحقیق هر قدر دهدت مهلت نفس

گوهر به سوزن نگه واپسین‌گشا

بیدل به‌هرچه عزم‌کنی وصل مقصد است

اینجا نشانه‌هاست‌، تو شست ازکمین‌گشا

ادامه مطلب
یک شنبه 24 اردیبهشت 1396  - 2:29 PM

 

تجدید سحرکاری‌ست در جلوه‌زار عنقا

صدگردش است و یک‌گل رنگ‌بهار عنقا

هرچند نوبهاریم یا جوش لاله‌زاریم

باغ دگر نداریم غیر ازکنار عنقا

سطری نخواند فطرت ز درسگاه تحقیق

تقویمها کهن‌کرد امسال و پار عنقا

آیینه جزتحیر اینجا چه نقش بندد

از رنگ شرم دارد صورت‌نگار عنقا

تسلیم‌عشق بودن مفت‌است هرچه باشد

ما را چه‌کار وکو بار درکار و بار عنقا

شهرت‌پرستی وهم تا چند باید اینجا

نقش نگین رهاکن ای نامدار عنقا

هم‌صحبتیم و ما را ازیکدگر خبر نیست

عنقا چه وانمایدگر شد دچار عنقا

نایابی مطالب معدوم کرد ما را

دیگرکسی چه یابد در انتظار عنقا

مرگ است آخرکار عبرت‌نمای هستی

غیر از عدم‌که خندد بر روزگار عنقا

زیرپرندگردون‌، رسواست خلق مجنون

عریانی‌که پوشد این جامه‌وار عنقا

گفتیم بی‌نشانی رنگی به جلوه آرد

ما را نمود بر ما آیینه‌دار عنقا

در خاکدان عبرت غیر از نفس چه داریم

پر روشناست بیدل شمع مزار عنقا

ادامه مطلب
یک شنبه 24 اردیبهشت 1396  - 2:29 PM

 

اگر مردی در تسلیم زن راه طلب مگشا

ز هر مو احتیاجت‌گرکند فریاد لب مگشا

خم شمشیر جرأت صرف ایجاد تواضع‌کن

به‌این‌ناخن همان جزعقدة چین‌غضب‌مگشا

خریداران همه سنگند معنیهای نازک را

زبان خواهی‌کشید اجناس بازار حلب مگشا

ز علم عزت و خواری به مجهولی قناعت‌کن

تسلی برنمی‌آید معمای سبب مگشا

به ننگ انفعالت رغبت دنیا نمی‌ارزد

زه بند قبایت بر فسون این جلب مگشا

عدم گفتن‌کفایت می‌کند تا آدم و حوا

دگر ای هرزه درس وهم طو‌مار نسب مگشا

بنای سرکشی چون اشک سرتا پا خلل دارد

علاج سیل آفت‌کن سربند ادب مگشا

ستم می‌پرورد آغوش گل از خار پروردن

زبانی راکزوکار درود آید به سب مگشا

حضور نورت از دقت نگاهی ننگ می‌دارد

به رنگ‌چشم خفاش این‌گره‌جز پیش شب مگشا

سبکروحی نیاید راست با وهم جسد بیدل

طلسم بیضه تا نشکسته‌ای بال طرب مگشا

ادامه مطلب
یک شنبه 24 اردیبهشت 1396  - 2:29 PM

 

درین محفل‌که دارد شام بربند وسحربگشا

معما جزتأمل نیست یک مژگان نظربگشا

ندارد عبرت احوال دنیا فرصت‌اندیشی

گرت چشمی‌ست ازمژگان‌گشودن پیشتر بگشا

به‌کار بسته‌ای دل آسمان عاجزترست از ما

محیط از ناخنی دارد بگو عقدگهر بگشا

خرد ازکلفت اسباب‌، آزادی نمی‌خواهد

مگر شور جنون‌گویدکه دستارت ز سر بگشا

ز فیض صدق اگر داردکلامت بوی آگاهی

به‌باد یک‌نفس چشم جهانی چون سحربگشا

حدیث بی‌غرض شایستهٔ ارشاد می‌باشد

سر این نامه تا خطش نگردیده‌ست تر بگشا

به ناموس حیا دامان دل نتوان رهاکردن

تو نور شمع فانوسی همان در بیضه پر بگشا

اجابت‌پرور رحمت‌تلاش ازکس نمی‌خواهد

به دست از دعا خالی‌،‌گریبان اثر بگشا

ز هر نقش قدم واکرده‌اند آیینهٔ دیگر

مژه خم کن، ز رمز خلوت تحقیق‌، در بگشا

به عزم چارهٔ غفلت ز مژگان‌کسب عبرت‌کن

رگ خوابی‌که بگشایی به چندین نیشتر بگشا

گشاد دل به چاک پیرهن صورت نمی‌بندد

ز بند این قبا واشو،‌گریبان دگر بگشا

خیال نازکی داری دل خود جمع‌کن بیدل

بجز هیچ از میان چیزی نمی‌یابی‌کمر بگشا

ادامه مطلب
یک شنبه 24 اردیبهشت 1396  - 2:29 PM

 

نرسیدی به فهم خود ره عزم دگرگشا

به جهانی‌که نیستی مژه بربند و درگشا

زگرانجانی‌ات مبادکه شود ناله منفعل

به جنون سپند زن پی منقار پرگشا

تپش خلق پیش وپس نه زعشق است نی هوس

شررکاغذ است و بس تو هم اندک نظرگشا

ز فسردن مکش تری به فسونهای عافیت

همه‌گر موج‌گوهری به رمیدن‌کمرگشا

به چه فرصت وفاکندگل تمکین فروشی‌ات

به تماشای چشمکی زه سنگ وشررگشا

سحر نشئه فطرتی ته خاک از چه غفلتی

نفسی صرف جوش‌کن ز خم چرخ سرگشا

هوس جوع و شهوتت شده دام مذلتت

اگر از نوع آدمی ز خود افسار خرگشا

ادب آموز محرمان لب خشکی است بی‌بیان

به محیط آشنا نه‌ای رگ موج‌گوهرگشا

ادبی تا تسلسلت نکند شیشه بی‌ملت

که به انداز قلقلت پریی هست پرگشا

دل ودستی نبسته‌ای به‌چه غم در شکسته‌ای

تو به راهت نشسته‌ای‌گره این است برگشا

اگر انشای بیدلت ز حلاوت نشان دهد

شقی از خامه طرح‌کن در مصر شکرگشا

ادامه مطلب
یک شنبه 24 اردیبهشت 1396  - 2:29 PM

کو ذوق نگاهی‌که به هنگام تماشا

چون دیده‌گریبان درم از نام تماشا

چشمم به تمنای توگرداند نگاهی

گل‌کرد به صد رنگ خط جام تماشا

شد عمروبه راه طلبت چشم نبستم

قاصد مژه‌ام سوخت به پیغام تماشا

هشدارکه این منظر نیرنگ ندارد

غیر از مژه برداشتنت بام تماشا

تا آینه‌ات زنگ تغافل نزداید

هرگز به چراغی نرسد شام تماشا

چون شمع حضوری نشد آیینهٔ هوشت

ناپخته عبث سوختی‌ای خام تماشا

زان حلقهٔ عبرت‌که خم‌قامت پیری‌ست

داردکف خاک تو نهان دام تماشا

حرمانکدهٔ انجمن حال ندارد

صیدی به فراموشی ایام تماشا

فریادکه چشمی به تأمل نگشودیم

رفتیم ازین مرحله ناکام تماشا

مضمون جهان راچقدر قافیه‌تنگ است

یکسر مژه بستیم به احرام تماشا

مانند شرر توأم ازین غمکده‌گل‌کرد

آغاز نگاه من و انجام تماشا

بیدل به‌گشاد مژه زحمت نپسندی

منظور وفا نیست‌گل‌اندام تماشا

ادامه مطلب
یک شنبه 24 اردیبهشت 1396  - 2:24 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 283

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5118612
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث