به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

نیست باک از برق آفت دل به‌آفت بسته‌را

زخم‌خنجر فارغ از تشویش دارد دسته را

برنمی‌آید درشتی با ملایم‌طینتان

می‌شکافد نرمی مغز استخوان پسته را

خاک نتواند نهفتن جوهر اسرار تخم

طبع‌دون‌کی پاس داردنکتهٔ سربسته را

یأس‌ ‌کرد آخر سواد موج دریا روشنم

خواندم‌از مجموعهٔ آفاق نقش شسته‌را

نشئه را از شوخی خمیازهٔ ساغر چه باک

نیست از زنجیرپروا نالهٔ وارسته را

خصم عاجز را مدارا کن اگر روشندلی

می‌کشد شمع ازمژه خاربه‌پا بشکسته را

نسخهٔ حسن آنقدر روشن سوادافتاده است

کز تغافل می‌توان خواندن خط نارسته را

محوشد هستی وتشویش من وماکم نشد

شبهه‌بسیار است مضمون ز خاطرجسته را

تا زغفلت وارهی درفکرجمعیت مباش

تهمت خواب است مژگان بهم پیوسته را

دام راه دل نشد بیدل خم وپیچ نفس

پاس‌گوهر نیست‌ممکن رشتهٔ بگسسته‌را

ادامه مطلب
یک شنبه 24 اردیبهشت 1396  - 2:23 PM

 

قید هستی نیست مانع خاطرآزاده را

در دل مینا برون‌گردی‌ست رنگ باده را

خوابناکان را نمی‌باشد تمیز روز و شب

ظلمت ونور است یکسان تن به‌غفلت داده‌را

ناتوانی مشق دردی کن که در دیوان عشق

نیست خطی جز دریدن نامه‌های ساده را

همچوگوهر سبحهٔ یکدانهٔ دل جمع‌کن

چند چون‌کف بر سر آب افکنی سجاده را

نیست سرو از بی‌بری ممنون احسان بهار

بار منت خم نسازدگردن آزاده را

آب در هر سرزمین دارد جدا خاصیتی

نشئه باشد مختلف در هر طبیعت باده را

اشک یأس‌آلوده بود، از دیده بیرون ریختم

خاک بر سرکردم این طفل ندامت زاده را

هرکجا عبرت سواد خاک روشن می‌کند

خجلت‌کوری‌ست چشم از نقش پا نگشاده را

بی‌نفس‌گشتن طلسم راحت دل بوده است

موج منزل می‌زنم تا محوکردم جاده را

بیدل از تسلیم‌، ما هم صید دلهاکرده‌ایم

نسبتی ، با زلف می‌باشد سر افتاده را

ادامه مطلب
یک شنبه 24 اردیبهشت 1396  - 2:23 PM

 

کو دماغ جهد، تن در خاکساری داده را

ناتوانی سخت افشرده‌ست نبض جاده را

وصل نتواند خمار حسرت دلها شکست

کم نسازد می‌کشی خمیازه جام باده را

از زبان خامشی تقریر من غافل مباش

جوهرتیغ است این موج به جا استاده را

نیست ممکن رنگ را با بوی‌گل آمیختن

کم رسد گردکدورت دامن آزاده را

بی‌تکلف شعله جولان تمنای توایم

نقش پای ما به رنگ شمع سوزد جاده را

شوخی چشمت هم‌از مژگان توان دیدآشکار

گردن مینا بود رگهای تاک این باده را

سینه صافی می‌کند آیینه را دام مثال

از قبول نقش نبود چاره لوح ساده را

موج درگوهر زآشوب تپشها ایمن است

نیست تشویش دگر در بند دل افتاده را

زندگی نذر فناکن از تلاش سوده باش

حفظ تاکی مشت خاری سوختن آماده را

ساز ‌خسّت نیست بیدل بی‌درشتیهای طبع

کمتر افتد نرمی پستان زن نازاده را

ادامه مطلب
یک شنبه 24 اردیبهشت 1396  - 2:23 PM

 

بدزدگردن بی‌مغز برفراخته را

به وهم تیغ مفرسا نیام آخته را

در این بساط ندامت چو شمع نتوان کرد

قمارخانهٔ امید رنگ باخته را

به‌گردن دل فرصث‌شمار باید بست

ستم ترانهٔ گریال نانواخته را

جهان پسث مقام عروج فطرت نیست

نگون‌کنید علم‌های سرفراخته را

تکلف من و مای خیال بسیار است

نیاز خوب کن افسانه‌های ساخته را

ز خلق‌گوشه‌گرفتن سلامت است اما

خیال اگر بگذارد به خویش ساخته را

فروتنی‌کن و تخفیف زیرد‌ستان باش

که رنجهاست به‌گردن سر فراخته را

تلاش ما چوسحرشبنم حیا پرداخت

عرق شد آینه آخر نفس‌گداخته را

حق است آینه‌، ا‌ینجا‌، خیال ما وتو چیست

که دید سایهٔ در آفتاب تاخته را

به طبع‌کارگه عشق آتش افتاده است

کسی چه آب زند آشیان فاخته را

چوسود اگربه فلک رفت‌گرد ما بیدل

ز سجده نیست‌امان عجز خودشناخته را

ادامه مطلب
یک شنبه 24 اردیبهشت 1396  - 2:23 PM

 

عقبه‌ای دیگر نباشد روح از تن رسته را

نیست بیم سوختن دود زآتش جسته را

شکوه ازگردون دلیل‌تنگدستیهای ماست

ناله در پرواز باشد طایر پربسته را

انتظام عافیت از عالم کثرت مخواه

بی‌ثبات‌است اعتبار رنگ و بوگل دسته‌را

همچوسروآزادگان را قیدالفت راستی‌ست

خط مسطر دام باشد مصرع برجسته را

از زبان چرب و نرم خلق دارم وحشی

کز دهان شیر نشناسم دهان بسته را

جوهر وارستگان مشکل اگر ماند نهان

راه در چشم‌است‌گرد بر زمین ننشسته را

از شکسش دل نمی‌افتد ز چشم اعتبار

کس نمی‌خواهد ته پا شیشه بشکسته را

موج چون با یکدگر جوشیدگوهرمی‌شود

دل توان‌گفتن نفسهای به هم پیوسته را

غنچه‌ها در بستر زخم جگر آسوده‌اند

ای نسیم آتش مزن دلهای الفت خسته را

باکلام آبدارت‌کی رسد لاف‌گهر

بیدل اینجا اعتباری نیست حرف بسته را

ادامه مطلب
یک شنبه 24 اردیبهشت 1396  - 2:23 PM

 

به حیرت آینه پرداختند روی تو را

زدند شانه ز دلهای چاک موی تو را

چه آفتی توکه از شوخیت زبان شرار

به‌کام سنگ برد شکوه‌های خوی تو را

زخارهرمژه صد ر‌نگ موج‌گل جوشد

به دیده‌گرگذر افتد خیال روی تو را

غلام زلف تو سنبل‌، اسیر روی توگل

بنفشه بنده خط سبز مشکبوی تو را

ز رنگ غازه فروشد به شاهدان چمن

نسیم اگر برباید غبارکوی تو را

ز تیغ ناز توام این قدر امید نبود

به زخم دل‌که روان‌کرد آب جوی تو را

ندانم از دل تنگ‌که جسته است امشب

که غنچه‌ها به قفس‌کرده‌اند بوی تو را

به حرف آمدی و زخم‌کهنه‌ام نو شد

به حیرتم چه نمک بودگفت وگوی تورا

تپیدن دل عشاق نسخه‌پرداز است

دقایق طلب وبحث جستجوی تورا

بهار حسرت ما زحمت خزان نکشد

کستگی نبرد رنگ آرزوی تو را

درین چمن به‌چه سرمایه‌خوشدلی بیدل

که شبنمی نخریده‌ست آبروی تو را

ادامه مطلب
یک شنبه 24 اردیبهشت 1396  - 1:57 PM

 

گداز سعی دلیل است جستجوی تو را

شکست آینه‌، آیینه است روی تو را

ز دست لطف و عتابت در آتش و آبم

بهشت‌و دوزخ ماکرده‌اند خوی تو را

به هرطرف نگری، شوق‌،‌محو خودبینی‌ست

دکان آینه‌گرم است چارسوی تو را

به ترهات مده زحمت نفس زاهد

که ازاثر، نمکی نیست های وهوی تورا

ز خاک میکده سرمایهٔ تیمم‌گیر

که هیچ معصیتی نشکندوضوی‌تورا

به‌چاک جیب سحر فکربخیه برباد است

گسسته‌اند چو شبنم ز هم رفوی تو را

چه لازم است‌کشی انتظار تیغ اجل

فشارآب بقا بس بودگلوی تو را

بود به جرم درستی شکست‌کار حباب

پری‌ست آنکه تهی می‌کند سبوی تورا

غم شکنجهٔ اوهام تا به‌کی خوردن

به رنگ آن همه نشکسته‌اند بوی تورا

زفرق تا قدم افسون حیرتی بیدل

کسی چه شرح دهد معنی نکوی تورا

ادامه مطلب
یک شنبه 24 اردیبهشت 1396  - 1:57 PM

 

مغتنم‌گیرید دامان دل آگاه را

محرمان لبریزیوسف دیده‌اند این چاه را

در دبستان طلب تعطیل مشق درد نیست

همچونال خامه در دل خشک‌مپسند آه‌را

زحمت شیب و شباب ازپیکرخالی مکش

محوگیر از خاطر این تصویر سال و ماه را

درخور هرکسوت اینجا تار و پود دیگر است

بر نوای نی متن ماسورهٔ جولاه را

پند ناصح پر منغص‌کرد وقت می‌کشان

ازکجا آورد این خر نغمهٔ جانکاه را

ناتوانی‌گر شفیع ما نگردد مشکل ست

عاجزان دارند یک سر زیر دندان‌کاه را

چاپلوسی در طبیعت چند پنهان داشتن

حیله آخر پوست بر تن می‌درّد روباه را

تاگهر باشد، حباب‌، آرایش عزت مباد

از سر بی‌مغز بردارید تاج شاه را

می‌توان‌کردن بدی را هم به حرف نیک‌، نیک

از اثر خالی مدان خاصیت افواه را

مرگ هم زحمتکش هستی‌ست تاروز حساب

منزل ما جمع دارد پیچ وتاب راه را

کارها داریم بیش از رنج دنیا، چاره نیست

احتیاج است آنکه رغبت می‌کند اکراه را

چون شرارم امتحان مدّ فرصت داغ‌کرد

یک‌گره میدان نبود این رشتهٔ کوتاه را

ای هوس شکرقناعت‌کن‌که استغنای فقر

بر سر ما چتر شاهی‌کرد برگ‌کاه را

یار غافل نیست بیدل لیک از شوق فضول

لغزش پا در هوای اشک دارد آه را

ادامه مطلب
یک شنبه 24 اردیبهشت 1396  - 1:57 PM

 

حسن شرم آیینه داند روی تابان ترا

چشم‌عصمت سرمه‌خواندگرد دامان تو را

بسکه بر خود می‌تپد از آرزوی ناوکت

می‌کند در سینه دل هم‌کار پیکان تو را

در تماشایت همین مژگان تحیر ساز نیست

هر بن مو چشم قربانی‌ست حیران تو را

گلشن‌از اوراق‌گل عمری‌ست‌پیش عندلیب

می‌گشاید دفتر خون شهیدان تو را

درگرفتاری بود آسایش عشاق و بس

آشیان از حلقهٔ دام است مرغان تو را

سرمه از خاک شهیدان‌گر نینگیزد غبار

کیست تا فهمد زبان بینوایان تو را

غیر جرم عشق در آزار ما آزردگان

حیله بسیار است خوی ناپشیمان تو را

طیلسان را از غبار خود به‌دوش افکندنست

تا توان بستن به دل احرام دامان تو را

پیکر مجنون به‌تشریف دگرمحتاج نیست

کسوت خارا همان زیباست عریان تو را

نشئهٔ عمر خضر جوش دوبالا می‌زند

گر عصا گیرد بلندیهای مژگان تو را

می‌تواند دقتم فرق شکست از موج‌کرد

لیک نشناسم ز رنگ خویش پیمان تو را

ای دل‌گم‌کرده مطلب هرزه نالی تا به‌کی

جوش ابرامت اثرگم کرد افغان تو را

تا شوی یک چشم رسوای تماشای بتان

چون مژه صد چاک می‌بایدگریبان تو را

بیدل از رنگین خیالیهای فکرت می‌سزد

جدول رنگ بهار اوراق دیوان تو را

ادامه مطلب
یک شنبه 24 اردیبهشت 1396  - 1:57 PM

 

کرده‌ام سرمشق حیرت سرو موزون تورا

ناله می‌خوانم بلندیهای مضمون تو را

شام پرورد غمم با صبح اقبالم چه‌کار

تیره‌بختی سایهٔ بید است مجنون تو را

خاکهای این چمن می‌بایدم بر سر زدن

بسکه‌گل پوشید نقش پای‌گلگون تو را

ساز محشرگشت آفاق از نگاه حیرتم

درنی مژگان چه فریاد است مفتون تو را

شور استغنابرون از پرده‌های عجز نیست

رشتهٔ ماسخت پیچیده‌ست قانون تو را

فهم یکتایی‌ست فرق اعتبارات دویی

عمرهاشد خوانده‌ام برخویش افسون تورا

هرچه می‌بینم سراغی از خیالت می‌دهد

هردو عالم یک‌سر زانوست محزون تورا

ای دل‌دیوانه صبری‌کز سویدا چاره نیست

دیدهٔ آهو فرو برده‌ست هامون تو را

بیدل آزادی گر استقبال آغوشت کند

آنقدر واشوکه نتوان بست مضمون تو را

ادامه مطلب
یک شنبه 24 اردیبهشت 1396  - 1:57 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 283

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5118096
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث