به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

عاشقانه به عشق او سرمست

جان و دل داده ایم ما از دست

آنچنان واله ایم و آشفته

که ندانیم نیست را از هست

تا که مائی ازین میان برخاست

عشقش آمد به جای ما بنشست

هرکه او از خودی خود ببرید

همچو ما با خدای خود پیوست

تندرستم به یُمن همت او

گرچه عشقش دل مرا بشکست

شادی عاشقی که جان درباخت

وز غم عقل و این و آن وارست

همچو سید ندیده ام دیگر

عاشق رند مست باده پرست

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 2:12 PM

 

عاشقانه به عشق او سرمست

جان و دل داده ایم ما از دست

آنچنان واله ایم و آشفته

که ندانیم نیست را از هست

تا که مائی ازین میان برخاست

عشقش آمد به جای ما بنشست

هرکه او از خودی خود ببرید

همچو ما با خدای خود پیوست

تندرستم به یُمن همت او

گرچه عشقش دل مرا بشکست

شادی عاشقی که جان درباخت

وز غم عقل و این و آن وارست

همچو سید ندیده ام دیگر

عاشق رند مست باده پرست

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 2:12 PM

 

نوش بادا مرا شراب الست

که از آن باده گشته ام سرمست

در دلم عشق و در نظر ساقی

در سرم ذوق و جام می بر دست

پرده از دل گشود شاهد غیب

دل ما را به زلف خود دربست

جان به جانان ما وصالی یافت

قطرهٔ ما به بحر ما پیوست

گر تو را عقل هست ما را نیست

ور تو را عشق نیست ما را هست

ای که پرسی دوای درد از ما

دردمندیم و این دوا دردست

بشنو از سید این روایت عشق

تا کی آخر سخن ز عاقلی ویست

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 2:12 PM

 

دامن دلبر اگر آری به دست

نیک باشد ور نیاری آن به دست

ما خراباتی و رند و عاشقیم

چشم مستش توبهٔ ما را شکست

چشم ما بسته خیالش در نظر

نور دیده خوش به جا دارد نشست

شاهبازی رفته بود از دست ما

باز آمد شاهباز ما به دست

حق پرست کاملی دانی که کیست

آنکه او از خودپرستی باز رَست

عاقلان در نیست و هست افتاده اند

عشقبازان فارغند از نیست و هست

در خرابات مغان دیگر مجو

همچو سید نعمت الله رند و مست

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 2:12 PM

 

دل ما در هوای الوند است

در سر زلف یار دربند است

خواجه تبریزی است و در قره باع

شاه سروان امیر در بند است

یار بلخی ما ز تربت رفت

در کش خواجهٔ سمرقند است

سخن از روم و شام چون گوید

آن خجندی که ساکن جَند است

ترک سرمست و هندوی شیرین

آن یکی چون گل است و این قند است

گرچه آدم به جسم بود پدر

نزد خاتم به روح فرزند است

سید بزم عشق دانی کیست

آنکه او بندهٔ خداوند است

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 2:12 PM

 

هرچه او می دهد همه داده است

دادهٔ او مگو که بیداد است

ای خوشا وقت عاشقی که مدام

بر در میفروش افتاده است

بزم عشقست و عاشقان سرمست

کس چنین بزم خوب ننهادست

غم عشقش خجسته باد که دل

به غم عشق دایما شاد است

عقل در بزم عشق دانی چیست

چون چراغی نهاده بر باد است

هرکه او شد غلام سید ما

بنده مقبلست و آزاد است

چه کنم نعمت همه عالم

نعمت الله خدا مرا داده است

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 2:12 PM

 

دوای درد دل ای یار دردست

بحمدالله که ما داریم در دست

بیا و دُردی دردش بماده

که صاف عاشقانش دُرد دردست

دلی کو کشتهٔ عشق است زنده است

کسی کو مردهٔ دردست مرده است

بدادم دین و دل دردش خریدم

چنین سودی بدین مایه که کرده است

مرا مهری است در خاطر که خورشید

بگرد سایهٔ چترش چه گرد است

اگر دردم نمی دانی نظر کن

سرشک سرخ بین و رخ که زرد است

کسی داند شفای درد سید

که جامی از شراب درد خورده است

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 2:12 PM

 

دل به دنیا مده که آن هیچست

آن جهان جو که این جهان هیچست

هر کرا علم هست و مالش نیست

قدر او نزد جاهلان هیچست

چه کنی مفردات ای مولا

غیر مفرد در این میان هیچست

ای که گوئی نشان او جویم

بی نشانست و آن نشان هیچست

لطف معنی طلب تو از صورت

بی معانی همه بیان هیچست

در پی زن مرو که چون دنیا

شیوهٔ شکل این و آن هیچست

ذوق نقش خیال چندان نیست

لذت و وهم عاقلان هیچست

منصب زهد نزد ما سهلست

عشرت و عشق فاسقان هیچست

به جز از زندگی حضرت ما

نزد رندان عاشقان هیچست

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 2:12 PM

 

دنیی دون بی وفا هیچست

شه دنیا و هم گدا هیچست

دُردی درد او خوری حیفست

زانکه آن درد و این دوا هیچست

شک ندارم که در همه عالم

به جز از حضرت خدا هیچست

نقش غیری خیال اگر بندی

آن خیالت به نزد ما هیچست

رو مجرد شو و خوشی می باش

کدخدای در سرا هیچست

سرمهٔ چشم ماست خاک درش

غیر از این سرمهٔ توتیا هیچست

بی ریا یار نعمت الله شو

رو رها کن ریا ، ریا هیچست

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 2:12 PM

 

بیا ای شاه ترکستان که هندوستان غلام تست

جهان صورت و معنی همه دیدم به کام تست

به باطن آفتابی تو به ظاهر ماه خوانندت

شده دور قمر روشن هم از بدر تمام تست

اگرحوری اگر رضوان تو را بیند همی گویند

سلام الله سلام الله سلام ما پیام تست

خدا عالم تو را بخشید ای سلطان انس و جان

بهشت جاودان داری همه عالم زمام تست

به جان ساقی رندان که مستان ذوق می داند

توئی آب حیات ما و جام جم ز جام تست

اگر چه ما و هم یاران سخن گوئیم مستانه

ولی خوشتر ازین و آن کلام بانظام تست

تو خورشیدی و ما سایه منور گشته از نورت

پناه نعمت اللهی همه در اهتمام تست

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 2:12 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 268

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5125376
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث