به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

چشم مردم دیدهٔ ما نور رویش دیده است

لاجرم در دیدهٔ ما همچو نور دیده است

از سر ذوق است این گفتار ما بشنو ز ما

زانکه قول این چنین هرگز کسی نشنیده است

در خیال آنکه نقش روی او بیند به چشم

دیدهٔ اهل نظر گرد جهان گردیده است

تُرک چشم مست او دلها به غارت می برد

زلف طرّارش به هر موئی دلی دزدیده است

عشق سرمست است و با رندان حریفی می کند

عقل مخمور است و از زندان ما رنجیده است

از کرم ساقی ما مِی می دهد ما را مدام

بر سر ما آب رحمت گوئیا باریده است

هرکسی از لطف سلطانی نوائی یافتند

حضرت او نعمت الله را به ما بخشیده است

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 2:08 PM

 

نعمة الله در شراب افتاده است

سر به پای خم می بنهاده است

در خرابات مغان بزمی نهاد

خوش در میخانه را بگشاده است

در صدف دُر یتیمی یافتم

گوهر اصلی است نه بیجاده است

ما خراباتی و رند و عاشقیم

چون توان کردن چنین افتاده است

آب چشم ما به هر سو رو نهاد

عزتش دارید مردم زاده است

بندهٔ جانی و جانانیم ما

جان ما از بندگی آزاده است

سید ما رهنمای عارفیست

در طریق عاشقی بر جاده است

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 2:08 PM

 

دیده تا نور جمالش دیده است

در نظر ما را چه نور دیده است

چشم ما روشن به نور روی اوست

خوش بود چشمی که نورش دیده است

دل هوا دارد که پیوندد به او

گوئیا از جان خود ببریده است

تا خبر یابد از آن جان عزیز

از همه یاران خبر پرسیده است

عشق مست است و حریف جان ماست

عقل مخمور و ما ز ما رنجیده است

عاشق یک روی می دانی که کیست

آنکه در او غیر او پیچیده است

نعمة الله نیک داند عاشقی

مدتی شد تا همین ورزیده است

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 2:08 PM

 

نور چشمت در نظر پیداست

نظری کن ببین که او با ماست

نقش رویش خیال می بندم

دیدهٔ ما به دیدنش پیداست

آفتابست او و ما سایه

ما حبابیم و عین ما دریاست

مبتلای بلای بالائیم

خوش بلائی که عشق او بالاست

می جام بقا اگر نوشی

خانهٔ میفروش دار بقاست

دُرد درش مدام می نوشم

چه کنم دُرد درد صاف دواست

نعمت الله برای سرمستان

مجلس عاشقانه ای آراست

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 2:08 PM

 

چشمی که به نور عشق بیناست

بیناست همیشه از چپ و راست

دیده نگران دیدهٔ اوست

این خرقه که نور دیدهٔ ماست

ما در غم هجر یار واصل

جان تشنه و دل غریق دریاست

عشقست که در بطون کس نیست

عشقست که از ظهور پیداست

امروز کسی که مست عشقست

فارغ ز خمار دی و فرداست

خورشید جمال او برآمد

از دیده خیال سایه برخاست

دیدیم چنانکه دیدنی بود

داند سخنم هر آنکه داناست

در آینه روی خویش بیند

هر دیده که او به خویش بیناست

ای یار رموز نعمت الله

پنهان چه کنیم چون که پیداست

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 2:08 PM

 

هر که ز اهل عباست تابع آل عباست

منکر آل رسول دشمن دین خداست

دوستی خاندان درد دلم را دواست

جان علی ولی در حرم کبریاست

صورت او هل اتی معنی او انّما

باب حسین و حسن ابن عم مصطفاست

پیروی او بود دین حق و راه راست

سلطنت لافتی غیر علی را کراست

مشهد پاک نجف روضهٔ رضوان ماست

یک سر موی علی هر دو جهانش بهاست

لحمک لحمی وراست همدم او مصطفاست

هر که موالی بود خویش من و آشناست

آیهٔ او انّماست آنکه ولی خداست

آنکه ولی خداست آیهٔ او انماست

نور ظهور ازل ذرهٔ بیضای ماست

حب نبی و ولی از صفت اولیاست

مدعی این طریق دشمن دین خداست

بندهٔ درگاه او سید هر دو سراست

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 2:08 PM

 

هر ذره که می بینی خورشید در او پیداست

در دیدهٔ ما بیند چشمی که به حق بیناست

گر شخص نمی بینی در سایه نگر باری

همسایهٔ او مائیم این سایه ازو پیداست

تا صورت خود بیند در آینهٔ معنی

معنی همه عالم در صورت او پیداست

ما در طلبش هر سو چون دیده همی گردیم

ما طالب و او مطلوب وین طرفه که او با ماست

موجیم در این دریا مائیم حجاب ما

چون موج نشست از پا مائی ز میان برخواست

هر بنده که می بینی دریاب که سلطانیست

هر قطره ز جود او چون درنگری دریاست

گفتار خوشم بشنو کز ذوق همی گویم

گر بنده ز خود گوید سید به خدا گویاست

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 2:08 PM

 

منزل صاحبدلان صُفّهٔ صدق و صفاست

گوشهٔ اهل نظر خلوت خاص خداست

سایهٔ آزادها بر سر کوی مغان

صومعهٔ صوفیان خانقه و جای ماست

در حرم ما در آ محرم مستانه شو

میکدهٔ عاشقان با تو بگویم کجاست

ماه من اندر سما آمده رقصان دگر

جان و دل از بهر او ذره صفت بر هواست

هر دم چشمت از آن دارمش اندر نظر

هر که چو سید ندید دیدهٔ جانش عماست

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 2:08 PM

 

چشم عالم روشن از نور خداست

هر که این را دید نور چشم ماست

در دل آن کس که او گنجیده است

همچو او صاحبدلی دیگر کراست

حال ما داند درین دریا به ذوق

یار بحر وی که با ما آشناست

دُرد درد او اگر یابی بنوش

زانکه دُرد درد او ما را دواست

ذرهٔ خورشید این و آن همه

در نظر آئینه گیتی نماست

عاشق ار در عشق او کشته شود

حضرت معشوق او را خونبهاست

نعمت الله رند سرمستی خوشست

پادشاهست او نپنداری گداست

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 2:08 PM

 

پادشاهی چه بندگی خداست

بندگی کن که پادشاه گداست

از هوا بگذر و خدا را جو

هرچه غیر ازویست باد هواست

بر درش هر که خلوتی دارد

فارغ از خانقاه هر دو سراست

دُرد دردش دوای درد دلست

درد دل خوشتر از هزار دواست

آفتابست و ماه خوانندش

نظری کن که نور دیدهٔ ماست

در خرابات ساقی سر مست

سید ما و خادم فُقراست

دیگران در پناه علم و عمل

نعمت الله در پناه خداست

ادامه مطلب
شنبه 31 تیر 1396  - 2:08 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 268

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5125378
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث