پیوندی به قدمت 2016 سال
غرب آسیا منطقه ای که بیگانگان آن را خاورمیانه می خوانند منطقه ای است با بافتی گونه گون اما متحد که قرن هاست در کنار هم به خوبی زندگی کرده اند در مشکلات یار هم بوده اند بدون این که فکر کنند مذهب برادرشان چیست و آنها با هم متفاوتند.

من مسلمان نیستم!
خدا پرستم ولی مسلمان نیستم. من در مراسم عید مسلمانان شرکت می کنم در حالی که مسلمان نیستم. به مدرسه می روم ؛ چگونه می توانم حس و درکم را از واژه های عربی همچون " عید" یا " مدرسه بیان کنم. من که مسیحی هستم!! اما این ها بخشی از وجود من هستند. من با این واژه ها بزرگ شده ام و آنها را تجربه کرده ام. ما در کنار هم زیسته ایم و واژگان ما با هم در آمیخته است؛ همان گونه که همواره در کنار هم بوده ایم و در کنار هم در غم و شادی هم شریک خواهیم بود. من حجاب را می شناسم؛ می دانم زنان مسلمان شهرم وقتی به حج می روند حاجی می شوند و پوشش حجاب را بر می گزینند؛ و با وجودی که مسیحی هستم اما با حجاب مأنوسم.
منطقه ای که من در آن به دنیا آمده و بزرگ شده ام هیچ ویژگی خاصی ندارد؛ مردمانی دارد مسیحی و مسلمان با تاریخی به وسعت تاریخ؛ اما مورد تهاجم کسانی که می خواهند ما این گونه نباشیم؛ کسانی که تیشه ی تفرقه را به ریشه ی قرن ها پیوند و برادری می زنند. برای آنها فرقی ندارد مسیحی می میرد یا مسلمان؛ دورزی کشته می شود یا ایزدی، علوی بمباران می شود یا لائیک. آنها این پیوند را هدف قرار داده اند و به هر وسیله ای برای شکستن آن متوسل می شوند. گویی آنها می خواهند به جای ما تصمیم بگیرند.
چرا با هم به خوبی زندگی می کنید؟ او مسلمان است؛ تو مسیحی هستی! او مسیحی است ؛ تو ایزدی هستی! براساس آن چه از رسانه ها به گوش می رسد، این ها همه نقشه هایی است از پیش طراحی شده برای گسست این اقوام؛ برنامه ی دقیقی که آمریکا و به خصوص مسیحیان صهیونیست که نفوذ زیادی در لابی های اسرائیل دارند برای حفظ این غده ی سرطانی طراحی و اجرا می کنند. طرح طوری طراحی شده است که برای مناطقی که از اقوام مختلف تشکیل شده مانند مرزهای ترکیه و سوریه ؛ تفکیک نژادی هدف است؛ و در مناطقی که تنوع مذهبی وجود دارد؛ اختلاف افکنی میان پیروان مذاهب و در مناطقی که تنوع دینی میان مردم وجود دارد؛ طرح تفکیک آنها از طریق بزرگ نمایی اختلافات دینی.
قرآن بالا می برد
آنچه مستکبرین چندان به آن توجه نکرده اند؛ متون دینی ادیان منطقه است. با وجودی که حضرت مریم سلام الله علیها از میان قوم یهود متولد شده اما آن چه در متون دینی یهودیان به نام کتاب مقدس مشاهده می شود؛ دور از شأن والای این حضرت است. در حالی که در قرآن کریم ضمن تکریم مقام ایشان، به حوادث دقیقی از زندگی مریم سلام الله علیها و تولد حضرت عیسی بیان می پردازد. از جمله ی این تفاوت ها:
١شیوه ی زندگی حضرت مریم؛
٢ نداشتن همسر برای حضرت مریم سلام الله علیها و پدر برای حضرت عیسی علیه السلام؛
٣ مکان و زمان تولد حضرت عیسی علیه السلام؛
٤ نوع نامیدن حضرت عیسی و مریم علیهما السلام؛
٥ سرنوشت حضرت عیسی و مریم علیهما السلام
قرآن کریم در نحوه ی بیان نهایت احترام را نسبت به حضرت عیسی علیه السلام و مادرشان به کار می برد؛ طوری که در شأن پیامبری الهی است؛ و حضرت مریم علیها سلام را شخصی پاک و معصوم توصیف می کند در حالی که در کتاب مقدس عکس آن دیده می شود.
شدت توجه قرآن کریم به عنوان متن کتاب مقدس مسلمانان نیز حائز اهمیت است به طوری که در قرآن کریم بیست و سه بار نام حضرت عیسی و نه بار نام مسیح بیان شده است.
قرآن چنان دقیق به جزئیات ابعاد گوناگون زندگی ایشان می پردازد که نمی توان آنها را در نظر نگرفت. این جزئیات در رسالت ایشان و تعالیم و سرنوشت و حتی حواریون بیان کننده ی شدت توجه قرآن و نشانه ای دیگر از نزدیکی و تداوم راه انبیاء است.
در متون روایی اسلام، مناظراتی میان ائمه علیهم السلام و مسیحیان بیان شده است که بر پیامبر بودن ایشان و رد عقیده ی تثلیث که برخی از آنان به آن معتقدند تأکید شده است؛ این ها همه در متون دینی و روایی مسلمانان موجود است که قائل به تقدس حضرت و مادرشان هستند؛ متقابلاً در مجموعه ی اناجیل، انجیل " برنابا" انجیلی است که حضرت در مورد بشارت دهنده ای صحبت می شود که پس از حضرت خواهد آمد که همان حضرت رسول خاتم پیامبران صلی الله علیه و آله است.
با وجود تفاوت های دیدگاه های دو کتاب در مورد زندگی و رسالت حضرت عیسی مسیح اما توجه ویژه و دقیق قرآن پیروان هر دو دین را می تواند نزدیک تر کند. آن چه مسلم است این که انجیل 2016 سال پیش ظهور بشارت دهنده را نوید داده و قرآن هزار و چهارصد سال است که در حال دفاع از شرف و آبروی حضرت مریم سلام الله علیهاست و این همان رشته ی پیوند میان دو دین است.
غرب به خوبی واقف است که نمی تواند میان ادیان ابراهیمی گسستی ایجاد کند؛ و این ها همه پاسخ های متعدد دندان شکن به کارشکنی های غرب برای گسست پیروان ادیان است.

جهانی شدن و تفکیک
متأسفانه جریان موسوم به مسیحیت صهیونیستی با در دست داشتن مدیریت رسانه ها و صنعت تبلیغات با برجسته نشان دادن تفاوت ها و دست گذاشتن بر روی اختلافاتی که برای این مردم نه سال ها، بلکه قرن هاست که حل شده سعی دارد این جوامع را بگسلند. چگونه است که برخی از کشورها بانگ جهانی شدن را سر می دهند؛ گوش مردم را از توصیف دهکده ی جهانی پر کرده اند اما از سوی دیگر مردم این منطقه را جدا می خواهند؟ نتیجه ای که می توان گرفت تنها این است، شعار جهانی شدن با اجرای تفکیک و جدا سازی! ایجاد تفرقه در میان مردم با استفاده از هر ابزاری! سؤالی که باز هم ذهنم را مشغول می کند این است که چگونه مردمی که در منطقه ای به این وسعت با چنین اختلافاتی که آن ها مطرح می کنند نتوانند در منطقه ی غرب آسیا زندگی کنند؛ چگونه می توانند در یک دهکده با هم در صلح زندگی کنند؟؟
می خواهم با عزت زندگی کنم
ذهنم پر است از خاطرات از فرهنگ های در هم تنیده، در درک ایمان و اعتقادات یکدیگر، در تاب آوردن اختلافات و تلاش برای پیوند محکم تر. مردم این منطقه با وجود گونه گونی های دینی، مذهبی و نژادی شان، با وجود تفاوت در کتاب های مقدس شان، در متون دینی شان، با وجود تفاوت سطح درآمد و دارایی شان، قرن هاست که حدود یکدیگر را شناخته اند و با احترام به این حدود به زندگی مسالمت آمیزشان ادامه داده اند. آنها می خواهند مطابق متون دینی شان عمل کنند و در صلح و صفا با برادران هم کیش و غیر هم کیش شان با عزت زندگی کنند.
ادامه مطلب
لباس مطلوب خانم ها در مجالس زنانه

از بایدها و نباید های برخی اعمال انسان، به تلاطم انداختن عواطف و احساسات دیگران در جهت منفی است. به عبارت دیگر، اگر انسان دارای زندگی اجتماعی است و همیشه باید یک پای تصمیم گیری هایش، دیگران باشند؛ باید دقت کند که آیا دیگران با این تصمیمِ من، به مشغله فکری و احساسی عاطفی دچار نمیشوند؟! اگر چنین بود، باید در تصمیم خودم تجدید نظر کنم.
نقل می کنند آخوند ملا محمد کاشی، (از عرفای دو نسل پیش، و دارای چشم برزخی بوده است) در مدرسه صدر اصفهان زندگی می کرد و از فرط پیری، به تنهایی توان انجام امور شخصی از قبیل استحمام را نداشت لذا هر بار، یکی از شاگردان وی، او را در امر استحمام یاری می رساندند.
یک بار که در معیت یکی از شاگردان به حمام رفت، در حمام، شروع به خرده گیری و اعتراض و نق و نوق کردن به این شاگرد کرد در حالیکه عدهای در حمام این گونه رفتارِ آخوند با این شاگرد را مشاهده کردند به گونهای که شاگرد در مقابل آن عده تحقیر شد و به قول خودمان، کنف شد؛ طلبه در ذهن خود می پروراند که دیگر من این استاد را به حمام نمی آورم به جای آنکه از من تشکر کند تازه به من غرغر هم می کند!
وقتی از حمام خارج شدند استاد رو به طلبه گفت: دیگر مرا به حمام نمی آوری؟! می دانی چرا در درون حمام به تو غرغر کردم؟! به خاطر اینکه برخی از افرادی که در حمام بودند دارای صورت برزخی کریه المنظری بودند و من نمی خواستم بدین صورت آنها را مشاهده کنم لذا این طور احساساتت را جریحه دار کردم تا پردهای مقابل چشمانم بیاید و آنها را به صورت معمولی مشاهده کنم.
آری، هر گونه دست بردن در احساسات دیگران (در جهت منفی)، عواقب سوء و آثار وضعی زیانباری برای انسان به ارمغان می آورد.
یکی از فلسفه های حرمت موسیقی حرام نیز همین است زیرا به جا و نا بجا، احساسات و عواطف انسان را به تلاطم می اندازد و چنین امری، مخرب روح انسان است. همچنین، از فلسفه های حجاب، همین مطلب را متذکر شده اند.
بنابر این اگر خانمی با پوشیدن لباسی (در مقابل زنان دیگر)، دل دیگران را پریشان و فکر آنان را مشغول کند، به لحاظ ظاهر، برنده است اما به لحاظ روح و روانش، بازنده است و امور گرانقیمتی را از دست داده است.
روی سخن تنها داشتن حجاب به معنای پوشاندن خود از نامحرم (جنس مخالف) نیست بلکه آن ، یکی از مصادیق برای پوشش است.
«قُل لِلْمُوْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصرِهِمْ وَ یحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِک أَزْکى لهَمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصنَعُونَ» (سوره ى نور، آیه ى 30)؛ به مومنان بگو چشم هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و فروج خود را حفظ کنند، این براى آنها پاکیزه تر است، خداوند از آنچه انجام مى دهید آگاه است.
داشتن حیا و نکته ای که عرض شد را باید در همه جا، حتی در مجالس زنانه (در برابر هم جنسان خودمان) مد نظر رفتارها، حرف زدن ها و پوششمان داشته باشیم. یادمان باشد حیا جزو فطرت ما است: آیه ای از داستان حضرت آدم و حوا (علیهماالسلام): «فَلَمّا ذاقا الشَّجَرَهَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءاتُهُمَا وَ طَفِقا یَخْصِفانِ عَلَیْهِما مِن وَرَقِ الْجَنَّه (40)» : چون از آن درخت تناول کردند، زشتی هایشان بر آنان آشکار گردید و بر آن شدند که از برگ درختان بهشت خود را بپوشانند.

از سرگذشت حضرت آدم و حوا (علیهما السلام) می توان فهمید که ایشان هنگام برهنه شدن، مضطرب و پریشان شدند، زیرا برای رهایی از این حالت، به برگ درختان پناه آوردند و خود را با آن ها پوشاندند و صبر نکردند تا لباس مناسبی بدست آورند.
در نزد بانوان هم پرهیزگاری و شرم و حیاء در پوشش را رعایت کنیم ... لباس و رفتارهایمان طوری باشد که نمایانگر حیاء ذاتی خانم باشد؛ چنانچه در کلامى گهربار از پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) در بیان صفات عاقل آمده است: «صِفَةُ الْعاقِلِ... لایُفارِقُهُ الْحَیاءُ...» (بحار الأنوار، ج1 ص129 حدیث12)؛ ویژگى عاقل این است که هرگز حیا از او جدا نمى شود.
از امام باقر (علیه السلام) نیز نقل شده: «اَلْحَیاءُ وَالاْیمانُ مَقْرُونانِ فِی قَرْن، فَإذا ذَهَبَ أَحَدُهُما تَبِعَهُ صاحِبُهُ» (الکافى، ج2 ص106 حدیث 4)؛حیا و ایمان در کنار هم در یک ظرف قرار دارند (و چنان به هم پیوسته اند که) اگر یکى از آنها برود، دیگرى هم به دنبالش خواهد رفت.
از ابی جعفر علیه السلام وارد شده: «واما زینته المحرم فموضع القلاده فما فوقها و الدملج مادونه والخلخال و ما اسفل منه و اما زینه الزوج فالجسد كله» (میرزا حسین نوری، مستدرك الوسائل مستنبط المسائل ، ج 14، ص 275)
زینت برای سایر محارم که شامل محل گردنبند و بالای آن، بازوبند و زیر آن و خلخال و آنچه پائین آن است می باشد.
بنابراین باید به این مهم توجه داشت كه از پوشیدن لباس حلقه ای، دامن های كوتاه و یقه های باز بیش از حد متعارف حتی در برابر محارمی به جز شوهر مانند پدر ، برادر عمو و دایی .... خودداری کرد.
جواز نگاه كردن به زینت های باطنی زنان آن هم در محدوده ای كه در روایات نقل شده برای محارم غیر شوهر به شرطی است كه قصد لذت در بین نباشد و نگاه عاری از هرگونه هوس باشد.
حواسمان باشد بعضی خانم ها هم نامحرمند
تاکنون شده بخواهید حرفی را بزنید فرض یکی از دوستان ایستاده باشد و شما حرفتان را نزنید ، بعد دوستان بپرسن چرا نگفتی؟ شما بگویید چونکه او آدم نامحرمی است و دیده ام که حرف دیگران را جلوی من می زند، ممکن است حرف مرا هم درجای دیگر بگوید!
در مجالس زنانه نیز متاسفانه بعضی خانم ها نامحرمند ! یعنی آنچه از ظاهر خانم ها در مجلس دیده اند را به راحتی برای برادر و شوهر و .... تعریف میکنند!!
این موضوع خیلی خطرناک است و مشکلات زیادی را هم تاکنون به وجود آورده است!!
متاسفانه رعایت نکردن خانم ها در پوشش در جمع همجنسان (در خوابگاه های دانشجویی، عروسی ها و...) مفاسد خیلی زیادی را به دنبال داشته است.
یادمان باشد یک خانم به جز برای همسر که کاملاً آزاد است، در جاهای دیگر باید حدود را رعایت کند، در جمع محارم لازم نیست حجاب داشته باشد اما هرگز هم نباید خدایی نکرده لباس های نیمه عریان بپوشد به این امید که همه محرمند!!!
امام علی علیه السلام فرمودند: مردی از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم پرسید: ای رسول خدا! خواهرم موهای خود را در مقابل من باز می گذارد. حضرت فرمودند: نه (نباید این کار را انجام دهد)؛ زیرا می ترسم وقتی چیزی از زیبایی ها و موها یا ساعد خود را برای تو نمایان کند, به گناه بیفتی. [بحارالأنوار, ج ۱۰۱, ص ۳۸؛ مستدرک الوسائل, ج۱۴, ص ۳۰۳]
پس به هوش باشیم که اگر کمی در رفتارهای اجتماعی مان دقت کنیم، باور کنید بسیاری از مشکلات خود به خود حل خواهند شد ...
فرآوری: زهرا اجلال
بخش قرآن تبیان
ادامه مطلب
محاسبه عجیب و غریب خدا!

خدا می فرماید حتی به اندازه سنگینی یک اتم در حساب و کتاب اعمال ما ظلم نخواهد کرد و نه تنها ستم نمى كند، بلكه اگر كار نیكى انجام شود آن را مضاعف مى نماید و پاداش عظیم از طرف خود در برابر آن مى دهد.
انسان های زیرک همیشه دنبال معاملاتی هستند که دو خصلت در آنها باشد: یکی آنکه طرف معامله اهل خیانت نباشد و کلاه سرشان نگذارند، دوم اینکه در این تجارت سود مناسب و معقولی عایدشان شود.
حالا اگر کسی بود که در معامله با شما کوچکترین ظلمی مرتکب نمی شد و از طرفی در یک معامله ساده سود چندین برابر (۱۰ تا ۷۰۰ برابر!) نصیبتان می گردید آیا درنگ می کردید!؟
خداوند متعال بارها در قرآن کریم نسبت به این دو امر تاکید دارد که اولا حتی به اندازه ذره ای کوچک به کسی که با او وارد تجارت شود ظلم نمی کند، ثانیا اگر شما مثلا هزار تومان صدقه بدهید خدا ۱۰ برابر آن را پاداش می دهد، اگر صد هزار تومان به برادر مسلمانت که نیاز مالی داشت قرض دادی ۱۸ برابر سود می دهد. حتی در آیاتی به سود ۷۰۰ برابری نیز اشاره شده است! انصافا کدام تجارتی چنین سودی برای ما به ارمغان خواهد آورد!؟
در آیه ۴۰ سوره نساء می خوانیم: «إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَكُ حَسَنَةً یُضاعِفْها وَ یُوْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظِیماً.»
«همانا خداوند، به مقدار ذرّه اى هم ستم نمى كند و اگر كار نیكى باشد آن را دوچندان مى كند و از جانب خویش نیز پاداش بزرگى عطا مى كند.»
سه نکته:
ذره یعنی چقدر؟
امروز به "اتم" كه كوچكترین جزء اجسام است نیز ذره گفته مىشود.
مثقال به معنى سنگینى است و تعبیر "مِثْقالَ ذَرَّةٍ" به معنى سنگینى یك جسم فوق العاده كوچك است. یعنی خدا می فرماید حتی به اندازه سنگینی یک اتم در حساب و کتاب اعمال ما ظلم نخواهد کرد و نه تنها ظلم نمی کند : «وَنَضَعُ الْمَوَازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیَامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئًا وَإِن كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ أَتَیْنَا بِهَا وَكَفَی بِنَا حَاسِبِینَ؛ ما ترازوهای عدل را در روز قیامت برپا میكنیم، پس به هیچ كس كم ترین ستمی نمی شود، و اگر به مقدار سنگینی یك دانه خردل (كار نیك و بدی) باشد، ما آن را حاضر میكنیم و كافی است كه ما حساب كننده باشیم.» (47 سوره انبیاء) بلكه اگر كار نیكى انجام شود آن را مضاعف مى نماید و پاداش عظیم از طرف خود در برابر آن مى دهد: إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَکُ حَسَنَةً یُضاعِفْها وَ یُوْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظیماً : در حقیقت ، خدا هم وزن ذرّه ای ستم نمی کند و اگر [ آن ذرّه ، کارِ ] نیکی باشد دو چندانش می کند ، و از نزد خویش پاداشی بزرگ می بخشد. (40، نساء)

ذره هایی که روزی به چشم می آیند!
مثقال ذره در حیقیت همان چیزی است که اگر در دنیا خیر کنی در آخرت خیرش را ببینی.
همان مثقال ذره ای که اگر در دنیا شر کنی، دلی را برنجانی یا غفلت کنی، در آخرت پاسخش را می بینی.
در قیامت مثقال ذره ها را حساب می کنند[ فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ، وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً یَرَهُ (پس هر کس به مقدار ذرّهاى کار نیک کرده باشد همان را ببیند و هرکس هم وزن ذرهاى کار بد کرده باشد آن را ببیند سوره زلزله آیه 7-8)]، کارهای بزرگ و درشت که حساب کردن ندارد!
مثقال ذره همان پیامکی است که میفرستی و در نوع جملاتش، حتی نوع سلام کردنش ملاحظه نمی کنی که آن را برای چه کسی ارسال می کنی!
مثقال ذره حساب و کتاب زمانی است که ساعت ها وقت خود را با دوستان در شبکه های اجتماعی می گذرانیم، می خندیم و حرف های زیبا رد و بدل می کنیم اما به همسر و فرزندان و پدر و مادر که می رسیم یا اخم بر چهره داریم و یا حتی برایشان وقت نداریم!!
مثقال ذره که می گویند، یعنی همان چند لحظه ای که بوی عطر زن نامحرم تمام مردی را به هم می ریزد!!
مثقال ذره که می گویند یعنی همان چند لحظه ای که با ناز و عشوه برای نامحرمی می خندی، با چادرت ادای عفاف را برای ربودن دل کسی در می آوری و فکرش را ساعت ها درگیر همان یک لبخند و یک نگاه خودت می کنی!
امان از روزی که پرده ها کنار برود و همه چیز روشن شود. [یَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ (روزی که همه پرده ها کنار رود و راز ها فاش شود. سوره طارق آیه 9)]
مثقال ذره که می گویند یعنی همان چند لحظه ای که حواست به حجابت نیست، با لباسی ناشایست در انظار عمومی خودنمایی می کنی و جوانی نیز در همان حوالی است.
مثقال ذره یعنی همان که در پایان صحبت هایت در مکان های عمومی، اداره و محل کارت از روی ادب، جانم و قربانت می گویی و رابطه ای را به همین اندازه سرد می کنی!
مثقال ذره یعنی همان چند لحظه ای که با فروشنده مغازه صمیمی می شوی و نمی دانی که این صمیمیت پایه های زندگی او را فرو خواهد ریخت.
قدر این مثقال ها پیش ما خیلی کوچک است و به حساب نمی آید وگرنه در نظام آفرینش ما همین ذره ذره ها حساب و کتاب دارد.
باور کنیم مثقال ذره، چیزهای عجیب و غریب نیستند، مثقال ذره که می گویند همین هاست.
همین کارهای کوچکی که ابتدایش خیلی کوچک است، اما ذره ذره که جلو برود معلوم نیست چه عواقب خطرناکی برای زندگی خیلی ها به دنبال دارد!
امان از روزی که پرده ها کنار برود و همه چیز روشن شود.[یَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ (روزی که همه پرده ها کنار رود و راز ها فاش شود. سوره طارق آیه 9)]
از طرفی هم خدا این مثقال ذره ها را در جهت مثبت خیلی خوب می خرد و خریدار خوبی است؛ جنس كم را می خرد؛ معامله با او ارزش دارد: «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ» (زلزله/7) مثقال یك ذره است. یعنی به اندازهی وزن یك ذره!
فرآوری: زهرا اجلال
بخش قرآن تبیان
ادامه مطلب
نماز گنهکار به حساب شیطان است؟

مهم ترین ارزش نماز گناهکار این است که بهترین دریچه امید برای بازگشت از گناهان است، از این رو توصیه می شود نه تنها نماز خود را با این گونه وسوسه های شیطانی ترک نکند، بلکه سعی کند نسبت به حضور قلب در نماز دقت بیشتری داشته باشد: (وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِی) نماز به پادار به خاطر یاد من. (طه، 14)
نماز بهترین اعمال دینی است که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادت های دیگر هم قبول می شود و اگر پذیرفته نشود اعمال دیگر هم قبول نمی شود: و اعلم ان کل شی ء من عملک تبع لصلوتک (نهج البلاغه فیض، نامه ی 27، ص 888)
همان طور که اگر انسان شبانه روزی پنج نوبت در نهر آبی شست و شو کند، آلودگی در بدنش نمی ماند، نماز های پنج گانه هم انسان را از گناهان پاک می کند و سزاوار است که انسان نماز را در اوّل وقت بخواند و کسی که نماز را پست و سبک شمارد مانند کسی است که نماز نمی خواند.
قبول شدن نماز، آری یا خیر؟
به تازگی با پسری دوست شده ام، می دانم که این کار من اشتباه است و مرتکب گناه می شوم، آیا با این کار من، نماز خواندن و سایر کارهایی که انجام می دهم، نزد خداوند بی ارزش خواهد بود؟
پاسخ
ایجاد محدودیت و رعایت حدود الهی در برخورد با نامحرم، به سود و نفع هر دو طرف، یعنی زن و مرد است، قدم گذاشتن در نواهی الهی و انجام اعمالی که حضرت حق تعالی ما را از آن نهی کرده است، در مدت زمانی کوتاه یا طولانی، به ضرر خود و جامعه است و بالاخره دود مخالفت با حق تعالی، اول به چشم خود ما خواهد رفت.
یکی از مضرات ارتباط غیر شرعی با نامحرم، ایجاد مشغله فکری و محبت قلبی نسبت به جنس مخالف است، این مشغله، کمکم انسان را وارد معاصی بزرگتر می کند تا جایی که خدایی ناکرده، بعضی از گناهان ناشی از این ارتباط، ضربهای سهمگین به پیکره جسم و روح انسان و جامعه وارد کرده و چه بسا تبعات ملال آوری به دنبال خواهد داشت.
نماز و سایر اعمال عبادی شما نزد خداوند بی ارزش نخواهد بود، چرا که اگر قرار بود این اعمال پس از گناه نزد خداوند بی ارزش باشد، دستور می داد تا گناهکاران دیگر نماز نخوانند.
مهم ترین ارزش نماز و سایر اعمال عبادی گناهکار این است که بهترین دریچه امید برای بازگشت از گناهان است، از این رو توصیه می کنیم نه تنها نماز خود را با این گونه وسوسه های شیطانی ترک نکنید، بلکه سعی کنید نسبت به احکام نماز و حضور قلب در نماز دقت بیشتری داشته باشید.
در پایان این نکته را یادآوری می کنیم که یکی از شگردهای شیطان رانده شده، این است که گناه را در نظر انسان زیبا و ترک آن را سخت و نشدنی جلوه می دهد؛ اما با توکل به خدا و توسل به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام به ویژه امام زمان (عج) می توان از این گونه ارتباط های حرام، اجتناب کرد و بر اساس وعده الهی که فرمود: «وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً»(1) و هر کس تقواى الهى پیشه کند، خداوند راه نجاتى براى او فراهم مى کند، به فراهم شدن زمینه های ازدواج سالم خود امیدوار بود.
آیا کسى که شیطان وجود او را تسخیر کرده، نماز او به حساب شیطان گذاشته مى شود؟

خیر، نماز او به حساب خودش نوشته مى شود، منتها جزء کسانى است که «خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَ آخَرَ سَیِّئاً عَسَى اللهُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیْهِم» (2)؛ کار خوب و بد را به هم آمیختند؛ امید مى رود که خداوند توبه آن ها را بپذیرد.
در توضیح بیشتر باید بگوییم که افراد چند گروه هستند: بعضى ها منزه محض هستند، مخلِص و مخلَص هستند که در نامه عمل آن ها جز فضیلت چیز دیگرى نیست، مثل ائمه معصومین (علیهم السلام)، بعضى ها متأسفانه کسانى هستند که در نامه عمل آن ها جز تباهى و سیاهى چیزى نیست، این ها کسانى اند که «خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ» (3)؛ خدا بر دل ها و گوش هاى آنان مهر نهاده، گروه سوم کسانى هستند که «خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَ آخَرَ سَیِّئاً» (4)؛ یعنی گاهى به طرف فضیلت و گاه به طرف رذیلت حرکت مى کنند، این ها مادامى که تسلیم شیطان نشوند و عقائدشان محفوظ باشد، امید نجات دارند و نماز و عبادات این ها به حساب خودشان است، چون اصل عقیده را حفظ کردهاند و اجازه نداده اند بیگانه در مسائل عقیدتى به جاى ایشان تصمیم بگیرد.
دوست بی نماز
من دوستی دارم که نماز نمی خواند من چند بار به او توصیه کردهام که نمازش را بخواند، ولی باز هم احتمال زیادی می دهم که نمازش را نمی خواند، در ضمن من این دوستم را خیلی دوست دارم، از طرفی شنیدهام که دوستی با بی نماز گناه است، آیا واقعا دوستی با بی نماز گناه است؟ اگر هست من باید چه کار کنم؟
خداوند در رابطه با دوستان خوب که برادران دینی ما به حساب می آیند، می فرماید:«فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ فَإِخْوانُکُمْ فِی الدِّینِ وَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ»، اگر توبه کردند و نماز بر پا داشتند و زکات پرداختند، در این صورت برادران دینى شمایند و ما آیات خود را براى گروهى که مى دانند (و مى اندیشند)، به تفصیل بیان مى کنیم.(توبه، 11)
در اینجا شرط دوستی و برادر دینی بودن زکات دادن و نماز خواندن شمرده شده است و اگر می خواهید ببینید که شخصی به درد دوستی می خورد یا نه، ببینید که آیا واجباتش، از جمله نمازش را بجا می آورد یا نه؟.
همچنین در سوره الکهف آیه 28 در رابطه با دوستان خوب می فرماید: «وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِیِّ یُریدُونَ وَجْهَهُ وَ لا تَعْدُ عَیْناکَ عَنْهُمْ تُریدُ زینَةَ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ کانَ أَمْرُهُ فُرُطاً»؛ با کسانى باش که پروردگار خود را صبح و عصر مى خوانند و تنها رضاى او را مى طلبند! و هرگز به خاطر زیورهاى دنیا، چشمان خود را از آنها برمگیر! و از کسانى که قلبشان را از یاد خود غافل ساختیم اطاعت مکن! همان ها که از هواى نفس پیروى کردند و کارهایشان افراطى است.
در اینجا نیز خداوند دوست خوب را کسی معرفی می کند که به یاد خدا باشد و به ذکر خداوند و نماز مشغول باشد.
در روایات نیز یکی از مهمترین ملاک های انتخاب دوست و همنشین را نماز قرار داده است، امام صادق (علیه السلام) در این باره فرموده اند: برادران خود را با دو خصلت آزمایش کنید، پس اگر آن دو خصلت در آنها بود خوب است و گر نه دور شوید، دور شوید، دور شوید، مواظبت او بر نمازهایش در اوقات آن، نیکى به برادران در سختى و گشایش. (اصول كافى جلد 4 صفحه 497)
کسی که نماز نمی خواند و جزو دوستان شما است، اگر می دانید و یا احتمال می دهید که ارتباط با او ممکن است ایشان را به نماز بکشاند و یا اثرات خوبی بگذارد، با او ارتباط سازنده داشته باشید، به این معنا که به اصلاح زیر بناهای فکری وی پرداخته و به مرور او را به خواندن نماز ارشاد کنید و البته مراقب باشید که در اعتقادات و خلقیات شما اثر منفی نگذارد، زیرا در این صورت یعنی در صورت تأثیر او در شما، ادامه این ارتباط صحیح نبوده و شرعاً جایز نیست.
اگر احتمال مى دهید که نتیجه معکوس باشد رابطه دوستانه خود را قطع کنید، گر چه در برخوردها با او گرم بوده و به او محبت کنید، ادامه دوستی با افراد بی نماز که توجهی به خدا و دین ندارند و تأثیر پذیر هم نیستند، ممکن است در شما تأثیر منفی بگذارد و کم کم شما هم حس کنید که توجهتان به نماز و خداوند کم شده است.
پی نوشت ها:
1- الطلاق/2
2- توبه/ 102
3-سوره بقره/7
4-توبه/102
فرآوری: زهرا اجلال
بخش قرآن تبیان
ادامه مطلب
چرا باید به کشورهای دیگر کمک کنیم؟
این روزها از این ور و آن ور شنیده می شود که خوب الان که داریم رابطه مان را با امریکا برقرار می کنیم ، پس دیگر یک سری از کارهایی که در قدیم انجام می شد را نباید انجام دهیم: مثل بعضی از شعارها، کمک کردن به سرزمین های همسایه که دست نیاز دراز می کنند و آمریکا از این باب ناراحت می شود و ...در این مقاله بر آن شده ایم تا ببینیم که کمک کردن به دیگران و کسانی که نیاز به کمک دارند ربطی به برقراری با آمریکا و غیره دارد یا نه.
بحث را با ذکر یک جریان تاریخی که در قرآن به اشاره در باره آن گفته شده است شروع می کنیم.
در سوره مبارکه دهر (انسان)، خداوند داستان خانواده نیکوکاری را ذکر می کند که سه روز متوالی در ماه مبارک رمضان و در هنگام افطار، غذای خود را به مسکین و یتیم و اسیر می دهند و روزه خود را با آب باز می کنند. (وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا)(انسان، 8)
قرآن کریم جواب اهل بیت علیهم السلام را پس از شنیدن تشکر توسط درخواست کنندگان اینگونه توصیف می کند: "إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلَا شُكُورًا همانا ما به خاطر خداوند شما را اطعام می کنیم و از شما انتظار عوض و حتی تشکر نداریم."
خداوند در آیات قبل از این آیه به پاداش انسان های نیکوکار (ابرار) اشاره می کند که آنها از کاسه ای سیراب می شوند که طعم کافور دارد ( إِنَّ الْأَبْرَارَ یَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا ). آنها از چشمه ای می نوشند که مخصوص عباد خداست (عینا یشرب بها عبادالله).(انسان،5)
قرآن سپس به ویژگی ابرار در دنیا اشاره می کند که آنها به نذر خود وفا می کنند و از روزی که سختی آن فراگیر است بیمناک هستند ( یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَیَخَافُونَ یَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِیرًا )(انسان،7) و در حالی که خود نیازمند هستند به مسکین و یتیم و اسیر کمک می کنند (وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا) .(انسان،8) و این کمک را بی چشمداشت از آنها و فقط برای رضای خداوند انجام می دهند.
آنچه ما از این آیات در می یابیم آن است که برای رسیدن به مقام ابرار می بایستی در زمانی که خود نیازمند هستیم به نیازمندان دیگر کمک کنیم. کمک هم فقط برای رضوان الهی باشد و به دنبال معامله گری دنیایی نباشیم. آنگاه است خداوند رحیم و بخشنده که مالک ذخایر آسمانها و زمین است، در ازای این ایثار خالصانه، پاداش هایی را که در آیات فوق به آن اشاره شده است، به ما می دهد.

آیا ما می توانیم به عنوان مسلمان از کمک به محرومین خودداری کنیم؟
پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله می فرماید که اگر مسلمانی صدای کمک خواهی مسلمانی دیگر را بشنود و به یاری او نرود مسلمان نیست.
در همین آیات سوره دهر نیز یکی از دلایل کمک به بیچارگان ترس از عذاب آخرت ذکر شده است (إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا یَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِیرًا)(انسان،10) ابرار می گویند: ما به واسطه آنکه از قهر خداوند در روز عبوس و سخت می ترسیم، وظیفه داریم به شما کمک کنیم).
در جای دیگری خدای رحمان در قرآن بیان می کند: «إِنَّمَا الْمُوْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُواْ بَینَ أَخَوَیْكمُ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكمُ تُرْحَمونَ» (حجرات/۱۰) «همانا مومنان برادرند، پس بین برادرانتان آشتی برقرار کنید و تقوای الهی داشته باشید؛ امید است که مورد رحمت خداوند قرار گیرید.»
خداوند در این آیه شریفه مسلمانان را برادر هم خطاب می کند. ولی ما مسلمانان نسبت به این کلام پروردگار چه کار کرده ایم؟ آیا نمی بینیم که دولت های کفر، هر روز بهتر از دیروز؛ متحدتر در منافعشان که در حقیقت ضدیت با اسلام و مسلمین است؛ می شوند و ما هر روز آشفته تر؟
و جای بس تأسف و اندوه است که شاهد هستیم عده ای از مسلمانان یا بهتر بگویم مسلمان نماها، کشور هایی که ادعای اسلام دارند کاری به همدیگر ندارند و حرف هایی می زنند که از انسانیت و شأن انسان بودن به دور است...
هر گروهی از مسلمانان که در هر جای این کره خاکی به مشکلی بر بخورند؛ ما هم باید احساس همدردی کرده و در رفع مشکل آنها نهایت سعی را بکار ببندیم.
اسلام معتقد است مردم مسلمان در سراسر دنیا یک ملت هستند، لذا از آنان تعبیر به امت واحده می کند: "إِنَّ هذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُون".(انبیاء، 92) و کشورهای اسلامی یک کشورند که در فقه اسلامی به آنها «دارالاسلام» در مقابل دارالکفر [هادوی تهرانی، مهدی، ولایت و دیانت] اطلاق می شود.
بیاییم به طور جد این آیه را بار دیگر پیش روی خود قرار دهیم که آیا ما به وظیفه خود که آشتی دادن بین مسلمانان است؛ رفع گرفتاری مسلمانان است عمل کرده ایم؟ یا فقط تماشاگر بوده ایم؟
کمک به فلسطین چه سودی به حال ما دارد؟
در برخی از موارد چنین مطرح می شود که کمک به آنها چه سودی به حال ما دارند.برخی از افراد نیز در این حالت به این دام می افتند که برای این کار سودهایی بتراشند.
چنین سوالی از پایه ویران است چرا که کمک به دیگران می بایست بی هیچ چشم داشتی و بدون هیچگونه منتی صورت گیرد.
در اسلام اصل بر نیت است و به همین جهت ما از کمک به مظلوم نباید هیچ چشم داشتی داشته باشیم. البته اگر این کار در آینده سودی هم برای کشور داشته باشد باید از آن استقبال نمود ولی مشروط نمودن کمک به دیگران از جوانمردی نبوده و خلاف دستورات دینی است.
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِکُم بِالْمَنِّ وَالأذَى (بقره ،۲۶۴)
با این حال همانطور که عده ای هم بر می شمارند کمک به چنین گروه هایی در فلسطین ، لبنان ، سوریه و عراق ممکن است منافعی نیز نصیب ما صورت دهد.
چراغی که به خانه رواست به مسجد رواست؟
برخی بر این عقیده اند تازمانی که ما در داخل ایران فقیر داریم چرا باید به فلسطینی ها و لبنانی ها کمک کنیم؟
چنین سوالی دارای یک اشتباه منطقی است . در این سوال چنین استدلال شده است که مشکل فلسطین و لبنان از نوع مشابه با مشکل ایرانیان فقیر می باشد در صورتی که این طور نیست.
مسئله کمک به فلسطین و لبنان موضوع کمک به فقیر نیست که ما بگوییم چرا در حالی که در ایران فقیر داریم باید برویم به فقرای دیگران کمک کنیم.
موضوع کمک به فلسطین کمک به مظلوم در برابر ظالم است نه فقیر. موضوع این است که عده ای در حال ظلم به عده ای دیگر هستند.
در واقع چنین ضرب المثلی (هر چند هر ضرب المثلی حجت نیست) به هیچ وجه در اینجا واجد کاربرد نیست چرا که در این مثل مشکل خانه و مسجد از یک جنس است که این مشکل نداشتن چراغ است اما در مسئله کمک به فلسطین و فقرای ایران مسئله این است که عده ای در ایران فقیر هستند ولی در فلسطین عده ای تحت ظلم هستند.
بر فرض که برادر ما در خانه گرسنه باشد اما زورگویی در حال دزدی و قتل همسایه ماست آیا با این استدلال که باید به برادر کمک کنیم نباید به همسایه کمک کرد؟
در واقع اصلا موضوع در اینجا اصلا از یک جنس نیست. کمک های ایران به فلسطین و لبنان بیش از اینکه نقدی و مادی باشد کمک های معنوی و حمایتی بوده است.
حضرت علی (علیه السلام) در این زمینه می فرماید: دشمن ظالم و کمک حال مظلوم باشید.( نامه ۴۷ :از وصیتهاى امام علی علیه السلام)
کلام آخر:
این روایت را همیشه به خاطر داشته باشیم: « مَن لا یَرحَم لا یُرحَم وَ مَن لا یَغفِر لا یُغفَر لَه» (نهج الفصاحه ص۷۴۵ ، ح۲۸۸۵) هر كس رحم نكند به او رحم نشود، هر كس نبخشد بخشیده نشود»
وقتی ما به یکدیگر رحم نکنیم، زیر ساخت های کشور همسایه ی مسلمان خود را نابود کنیم، از داعشی حمایت بکنیم که به جز تخریب و سوزاندن و ویرانی هنری ندارد؛ باید هم منتظر پسرفت جوامع مسلمان و وضع نامطلوب خودمان باشیم و در مقابل پیشرفت جوامع کفر را ببینیم. چون سنگ جامعه کفر را به سینه زده (خواسته یا ناخواسته) و در جهت کمک به منافع او و در نتیجه پیشرفت او، عمر گرانمایه را هدر داده ایم.
ادامه مطلب
وقتی کورها به تعریف فیل می نشینند!

جلال الدین مولوی می گوید چند نفر کور را برای شناسایی ، به دور فیل جمع کردند هر کدام در قسمتی از بدن فیل قرار گرفتند و با لمس دست به روش کوران به شناسایی فیل پرداختند و پس از ساعتی هر کدام تعریفی از فیل داشتند که همان برداشت شخصی آنها بود و هیچکدام به تعریف فیل شباهتی نداشت.
روش برداشت برخی ما آدم ها هم از دین کمتر از کار این کوران نیست ؛ چنانچه در خیلی از مواقع با دیدن یک آیه و روایت، اسلام را به خشونت گرایی، یا فاشیسم یا تسامح و تساهل و... متهم می کنیم بدون آنکه مقدمات و موخّرات آیات و احکام را بدانیم.
یا خیلی از مواقع آن قسمت از دین ، آیات قرآن و روایات را که مناسب حال خودمان است و به شخصیت و عملکرد ما نزدیک تر است را می گیریم و بقیه را رها می کنیم و غافل از این هستیم که این نوع عملکرد ما چه ضربه هایی اولاً برای خود ما و ثانیاً برای دیگران دارد.
سوار اتوبوس شدم ... یک روز گرم و طاقت فرسای تابستان با این اتوبوس هایی که کولری برای خنک کردن هم نداشتند ...
از قسمت آقایان، یک روحانی مسنی با صدای بلند گفت: خدایا ما این گرمای دنیا را نمی توانیم تحمل کنیم، برای اینکه از عذاب و گرمای قیامت و خشم خدا در امان باشیم صلوات ...
دو تا خانم پشت سر من که از اولی که سوار شده بودم تا آخر داشتند پشت سر یکی از کسانی که هر دو او را می شناختند، با صدای بلند حرف می زدند و غیبت، گفتند؟ وااا ... این حرفارو این آخوندا از خودشون در میارن ... عذاب و گرمای آخرت و خشم خدا ... بابا این قدر مردمو از خدا نترسونید ... خدا خیلی مهربونه ...
مگه ما چیکار می کنیم؟ همین که نیتمان خوب است برای بهشتی شدن کافیه ... ما نریم بهشت پس کی می خواد بره؟
خدا رو انقدر برای خودتون ترسناک نکنید، خدا رحمن و رحیم و مهربونه
تا رسیدن به مقصد با خودم داشتم در مورد حرف آقای روحانی و این دو تا خانم فکر می کردم ... عذاب و گرمای قیامت (حرفی که به قول عده ای این ها را این آخوندها از خودشان در آورده اند) ... مهربانی خدا (با داشتن آیات و روایات فراوان در این باب)، داشتن نیت خوب برای بهشتی شدن (این هم می تواند درست باشد) ...
با مروری که در مطالعاتم داشتم دیدم حرف هیچ کدام از این ها غلط و اشتباه نیست ... هم عذاب و گرمای قیامت و غضب او وجود دارد و هم خدا خیلی مهربان است، و هم برای بهشتی شدن نیت خوب، لازم .... به نظرم نکته ای که این وسط مغفول واقع شده همان نگاه و برداشت های شخصی ما از دین است ... دقیقاً مثل تعریف کردن فیل از زبان نابینا در داستان مذکور ...

خداوند رحمان و رحیم است : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
به تصریح آیات قرآن خداوند نسبت به بندگان رافت و عطوفت و محبت دارد: رَبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ واسِعَة (انعام 147)
قُلْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ (53، سوره زمر)
مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیما (سوره فرقان، آیه 70)
و این روایت زیبا از امام رضا علیه السلام که می فرمایند: ما ندیدیم که خداوند انجام کاری را حرام کند مگر اینکه آن چیز مایه ی ذلت و خواری و فساد انسان شود و ندیدیم که خداوند انجام کاری را واجب بشمرد مگر آنکه آن چیز مایه ی سعادت و کمال انسان بشود. (میزان الحکمه - جلد 4 - صفحه 2797 - محمد محمدی ری شهری) نیز این رحمت و مهربانی خداوند را به زیبایی نشان می دهد.
اما همین خدای مهربان و رحیم، عده ای را مورد غضب خود قرار می دهد: صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ.
و طبق روایات هستند افرادی که خداوند به سبب اعمالشان به آنها غضب دارد و مورد غضب الهی واقع می شوند.
«منفورترین شما نزد خداوند كسانى هستند كه سخن چینى مى كنند، میان برادران جدایى مى افكنند و در پى یافتن خطا و لغزش براى افراد بى گناه هستند.» (بحارالانوار، ج 71، ص 383)
و امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «مبغوض ترین خلق خدا بنده اى است كه مردم از زبان او بترسند.» (کافی، ج 2 ، ص 323)
شخصی در مورد آیه وَ مَنْ یَحْلِلْ عَلَیْهِ غَضَبِی فَقَدْ هَوى (81 /طه) از امام باقر علیه السلام سوال کرد که منظور از غضب خدا چیست؟
حضرت در جواب ایشان فرمودند: غضب خدا همان عقاب الهی است (که آثار گناهان خود شخص می باشد) و هرکس که بگوید خدا از حالتی به حالت دیگر تغییر کرده است صفت مخلوق را به خداوند نسبت داده است. ( اصول کافی / ج1 / ص110)
یادمان باشد اگر کسی می خواهد «غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ » که در نماز از خدا خواستار آن است درباره او مستجاب شود نباید گناه کند. هر چه گناه کرد بداند که مورد خشم خدا قرار می گیرد.
و نکته ی آخر اینکه برای بهشتی شدن دو مولّفه ی مهم را باید رعایت کرد: ایمان و عمل صالح ( داشتن نیت درست و عمل درست)
وَ بَشِّرِ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ (25، بقره)
الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فیها خالِدُونَ (82، همان)
الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ وَ یَزیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ (173، نساء)
اصل ایمان همین است که دین را کامل و همه جانبه نگاه کنیم ... اگر این گونه عمل کردیم آن می شود که پدر در کانون گرم خانواده تنها صفت قوامیت را برای خودش نمی گیرد ، آن هم نادرست و همراه با رفتارهای خشن که همه از او بترسند ... نتیجه آن می شود که من جوان که سال های کودکی و ناتوانی ام را که زیر بال پدر و مادر آرامش داشتم را فراموش نمی کنم و حال که بزرگ و توانا شده ام و آنها ناتوان و پیر... تک بعدی به دین نگاه نمی کنم و نیاز این گوهرها به وجود من و داشتن خواسته ای از من و وجوب تبعیت از آن ها را فدای نماز جماعت مستحبی یا هیئت های مستحبی و... نمی کنم.
مراقب باشیم که شیطان به واقع خیلی زرنگ و زیرک است ... در لحظه ای بر ما وارد می شود و ما را میان درخواست پدر و مادر و یک عمل مستحبی که خیلی هم به آن علاقه داریم سرگردان می کند ...
زهرا اجلال
کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث
بخش قرآن تبیان
ادامه مطلب
دین ندارد کسی که حیا ندارد!

کسانی که حیا ندارند، عقل و دین هم ندارند. «لا دین لمن لا حیاء له»؛ کسی که حیا ندارد شرم ندارد.
گویا روایت لا دین لمن لا حیاء له را جدی نگرفته ایم ... چه شده این حرف ها دیگر خواهانی ندارد که هیچ ، بابی شده است برای مسخره کردن دیگران ...
اخیراً درباره کسی که فحاشی می کند می گویند ادبیاتش خوب نیست.
فحاشی می کند ولی جامعه با این ضد هنجار برخورد مسالمت آمیز دارد یا بهتر بگوییم آن را توجیه میکند که چیز مهمی نیست، فقط ادبیاتش خوب نیست. یا وقتی به کسی تذکر می دهی که غیبت نکن، خیلی راحت از کنار آن با این توجیه که مشغول درد و دل کردن هستم، می گذرد.
غیبت ها، بد حجابی ها، بی غیرتی ها و بسیاری از نا بهنجاری ها این قدر در جامعه دیده شده است و چشم به آن عادت کرده و توجیه شده است که دیگر حتی تیتر ناهنجار بودن آن را نیز پاک کرده ایم و آن را بد عادتی یا حتی تأسف بارتر به یک نوع مد تبدیل کردهایم.
حال آنکه واضح و مبرهن است در همه ی این موارد آنچه که وجود ندارد شرم و حیا از انجام این معاصی است. این گونه رفتارها نه تنها از نظر شرع مورد قبول نیست، حتی عقل نیز آن را به عنوان یک رفتار نابهنجار رد می کند.
پس چگونه ممکن است چیزی که عقل آن را مردود می داند آن قدر رواج پیدا کند که به یک مد تبدیل شود؟
شاید در دید اول که این حدیث گهربار امام حسین (علیه السلام) را می شنویم که می فرماید: «لا حیاء لمن لا دین له [میزان الحکمة، ج ۲، ص ۷۱۷، روایت ۴۵۶۹] کسی که حیا ندارد ایمان ندارد؛ ذهن معطوف می شود به حیای بین آقایان و خانم ها (حیای چشم و حیای زبان ) در حین معاشرت های متعارف مثلاً در اداره، در صف نانوایی، در هنگام خرید از مغازه و ... بله اصل حیا در اینجا، ظهور و بروز دارد ولی با تامل بیشتر انسان به این نکته می رسد که حیا سطوح مختلفی دارد ... به عبارت بهتر، حیا سبک زندگی است، حیا حریم نگه داشتن است، حیا از نحوه ی تعامل انسان با خودش شروع می شود تا تعامل با دوست و خانواده و جامعه، هیچ انسان عاقلی به خودش حرفهای ناروا نسبت نمی دهد (از خودش، از شخصیتش، از مرامش حیا می کند) همینطور ازدوستان، از جامعه، حریم پدر و مادر را حفظ می کند و ....
متأسفانه این روزها عدم حیا را در سطح جامعه کم و بیش شاهدیم. کسانی که چشم و زبانشان بی قید و بند است ، حیا ندارند؛ نه احترام پدر و مادر برایشان اهمیت دارد نه بزرگ و کوچکی سرشان می شود،
غیبت و تهمت و حرف های هنجارشکنانه که برایمان از آب خوردن هم آسانتر شده است.
امیر المومنین (علیه السلام) می فرمایند: «علی قدر الحیا یکون العفة»: عفت به میزان حیا بالا می رود: هرچه حیای آدم بیشتر باشد این آدم عفیف تر است
چادری بودن و تسبیح در دست داشتن نشانه ی با حیا بودن نیست!
گاهی با دیدن بعضی از آدم ها خجالت می کشم و با خودم می گویم: چرا آنقدر بعضی از ما آدم ها بی حیا شده ایم؟ حتی بعضی از چادری هایمان؛ حتی کسانی که اهل مسجد و ذکر و تسبیح و آب کشیدن جانماز هستند.
خانم چادری ... با دست باز ... دست بی آستین ... لباس باز ... مانتوی چسبان ... چسباندن چادر به بدن ... دست بی آستینش را از لای چادر می آورد، با آرایش آنچنانی و خودنمایی های آنچنانی تر و با هزار ناز و کرشمه، از مغازه خرید می کند ...
آقایی که ظاهر الصلاح است ... تسبیح و ریش و ذکر و نماز اول وقت و جماعت.... اما در مغازه ، اداره و بازار با خانم ها و خریدارها بگو و بخندی دارد بیا و ببین ...
خانمی با یک لباس زننده ... آرایش آنچنانی و پوششی که با برهنگی تفاوتی ندارد (شاید بدتر هم باشد) حیایی را برای خود باقی نگذاشته است.

آقایی که با پوشیدن لباس کوتاه ... شلوار پاره و کوتاه ...آرایش مو و صورت زن نما و زننده ...
صحبت بر سر این واقعیت در کلام معصوم علیه السلام است که حواسمان باشد نداشتن حیا یعنی نداشتن دین و حتی شخصیت ....
ای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به مومنان بگو: «قُل لِّلْمُوْمِنِینَ یَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَارِهِم» [نور/۳۰] بگو به مردان مومن که چشمهای خود را (از نامحرم) بپوشانند» و درآیه بعدش می فرماید: «وَ قُل لِّلْمُوْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَ یحَفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْیَضْرِبْنَ بخِمُرِهِنَّ عَلىَ جُیُوبهِنَّ وَ لَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ [نور/۳۱] و زنان مومن را بگو تا چشمها (از نگاه ناروا) بپوشند و فروج و اندامشان را (از عمل زشت) محفوظ دارند و زینت و آرایش خود جز آنچه قهرا ظاهر مىشود (بر بیگانه) آشكار نسازند، و باید سینه و دوش خود را به مقنعه بپوشانند و زینت و جمال خود را آشكار نسازند».
غض بصر یعنی حیا داشتن ... یعنی خیره نشدن ... می گوید خیره نشو، حیا کن ...
«من لم یستحیی من الناس لم یستحیی من الله»: کسی که از مردم حیا نکند از خدا هم حیا نمی کند.
یک جا یک جوان ۲۰ ساله به یک پیرمرد ۷۰ ساله فحش می دهد، جسارت می کند، جای دیگر فرزندی که در مقابل پدر و مادر، چشم در چشم آنان فحاشی و گستاخی می کند ...
این ها همه بی حیایی است دیگر ... قدیم ها می خواستند به هم فحش بدهند می گفتند: ای بی حیا، بی حیا فحش بود. ای بی درد، فحش های رکیک نمی دادند. لات و لوت ها فحش های رکیک و بد می دادند، ولی متدینین فحش های رکیک نمی دادند.
خداوند از افراد فحّاش بدش می آید ... کمی به خودمان بیاییم ...
امیر المومنین (علیه السلام) می فرمایند: «علی قدر الحیا یکون العفة»: عفت به میزان حیا بالا می رود: هرچه حیای آدم بیشتر باشد این آدم عفیف تر است.
دین نمی گوید عزلت نشین باش
این شرم و حیا که دین آن قدر بر آن تاکید داشته و حتی آدم بی حیا را بی دین می داند چیزی نیست که قرار باشد تو بروی گوشهی خانقاهی بنشینی و ریاضت بکشی و آن را طلب کنی... نه، کاملا فطری است.
انسان به حکم انسان بودنش آن را دارد. وقتی آدم و حوا از بهشت هبوط می کنند، تلاش آدم و حوا برای حفظ حیای خود، با استفاده از برگ درختان به وضوح دیده می شود. ... «فَدَلّهُما بِغرورٍ فلمّا ذاقا الشّجره بَدَت لَهُما سَوءاتُهُما...» و به این ترتیب، آنها را با فریب (از مقامشان) فرود آورد. و هنگامی که از آن درخت چشیدند، اندامشان [عورتشان] بر آنها آشکار شد. (سوره اعراف ـ آیه ۲۲) (سوره طه ـ آیه ۱۲۱)
آری، حیا این گونه ارزش فطری است برای بشر که از سرآغاز تاریخ همراه انسان بوده است.
این گوهر فطری وقتی بهتر درک میشود که بدانیم افراط و تفریط منشا گناه هستند و تنها نیرویی که انسان را از همین افراط و تفریط ها باز می دارد همین شرم و حیاست.
فرآوری: زهرا اجلال
بخش قرآن تبیان
ادامه مطلب
حضرت خضر علیه السلام؛ راهی برای تقرب به امام زمان علیه السلام
خواندن ادعیه مربوط به امام زمان
دورهی مخفی شدنِ امام زمان علیهالسلام
پنج گناه بزرگ شیخ نمر!
عمود چهلم !!
من، با خودِ امام رضا کار دارم!
بهار نیکان! فدای صداقتتان
سوال تأمّل برانگیز تاریخ از دوستداران پیامبری محبوب
نقشه ی گنج گمشده در دستان پیشوای صادق
شاه کلید امام صادق علیه السلام برای استفاده بهتر از دنیا 

