درباره جشنواره



بر روی عکس کلیک کنید

نويسنده وبلاگ
میثم طاهری
موضوعات
آیین های عزاداری و فرهنگ محرم در شاهرود
اشعار
تصاویر
فلسفه قیام عاشورا
مقالات
اربعین حسینی
اشعار (مشاعره حسینی) ماه محرم به ترتیب حروف الفبا
عاشورا و امام حسین(ع)‏ از دیدگاه اندیشمندان جهان
احادیث
مرثیه شب عاشورا
شخصیت شناسی امام حسین(ع)
دلنوشته
کتاب الکترونیک
نرم افزارهای موبایل
40 پرسش و پاسخ درباره قیام امام حسین (ع)
مناسبتها
مطالب مرتبط
مناجات محرمی با امام زمان (عج)
قطعه ادبی
فایل های فلش
فایل های پاورپوینت
وداع با محرم و صفر
فایل های صوتی (کتاب گویا)
فایل های ورد
فضیلت زیارت امام حسین (ع)
گرافیک
مراجع تقلید
آیت الله خامنه ایَ

آیت الله سیستانی



آیت الله وحید خراسانی
مترجم 36 زبان وبلاگ
زیارت عاشورا
زیارت عاشورا
سخنی از بهشت
دانشنامه عاشورا
دانشنامه عاشورا
لينک دوستان
موکب امام حسین (ع)
یاد و خاطره شهدا
صَباحَت
جشن قرآن کریم
مسجد المهدی ناجی اباد کاشان
دومین سوگواره عاشورایی راسخون
حجاب و عفاف
منبرک عاشورا
˙·٠•●✿ حسینیون ✿●•٠·˙
راسخون
مجتبی روشن روان

ای که دادی به دست ما پرچم

با  غمت کرده‌ای مرا همدم

لطف خود را بیا و افزون کن

تا شوم با غم دلت مَحرم

چه کنم تا که این دل مستم

نشود از غمت جدا یکدم

ای غریب به خاک افتاده

وی اسیر غمت بنی آدم

لب خشکیده ات فرات حیات

تشنه کام لبت بود زمزم

نظری کن به سوی این وادی

ما همه گمشده تویی هادی

به تو و خاک پای تو سوگند

به تو و کربلای تو سوگند


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 12 آبان 1395  | 7:13 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
ببین که نذرِ درِ زینبیه‌ات شده‌ام

بگیر بالِ مرا باز در هوای خودت

مرا بِبَر به کنارت،به کربلایِ خودت

من آشنایِ توام خانه زادِ مادرتان

نصیب در به درت کن شبی دعایِ خودت

نفس بزن که مذابم کنی در این شب‌ها

نفس بده که بسوزم فقط برایِ خودت

دلم کتیبه‌یِ اشعار محتشم شده است

بزن به سینه‌ام آتش،به روضه‌هایِ خودت

ببین که نذرِ درِ زینبیه‌ات شده‌ام

بکش به دیده‌ام از گرد و خاک پایِ خودت

از آن زمان که مرا نوکرت خدا خوانده

نشسته بر جگرم داغِ بوریای خودت

وصیتم شده آقا!مرا کفن نکنند

مگر به پیرهن مشکی عزای خودت 

 

شاعر : حسن لطفی


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 12 آبان 1395  | 7:11 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
اولین روضۀ جانسوز تو را خوانده خدا

چشم ما تا که به زخم بدنت گریان است

اشک ما گوهر رخشان یم عرفان است

به همان آیه که خواندی به سر نیزه قسم

خون پاک تو، حیات دگر قرآن است

دین ز خون بدنت جامۀ گلگون پوشید

گرچه در دامن صحرا بدنت عریان است

حوض کوثر شود از اشک محبان تو پر

ساقی اش دست خدای اَحد منّان است

هرکه را نیست به دل داغ تو، داغش به جگر

هر کجا نیست عزاخانۀ تو زندان است

کفن عاشق تو، پیرهن سینه زنی است

خاک زنجیر زنت، درد مرا درمان است

آب تا روز قیامت جگرش می سوزد

که تو خود خضر حیاتی و لبت عطشان است

اولین روضۀ جانسوز تو را خوانده خدا

اولین گریه کن تو پدر انسان است

حَیَوان بهر تو گریند، خدا می داند

منکر گریه به تو پست تر از حیوان است

چه به دوزخ ببرندش، چه به گلزار بهشت

چشم "میثم" به جراحات تنت گریان است

 

شاعر : غلامرضا سازگار


ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 12 آبان 1395  | 7:07 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
عاشورا

با تو آسوده‌ كنم‌ طی‌، سفر عقبی‌ را

لحظاتی‌ كه‌ به‌ زیر علمت‌ سینه‌ زدم‌

حس‌ نمودم‌ به‌ خدا مرحمت‌ زهرا را

كاش‌ امروز بیاید گل‌ نرگس‌ ز سفر

تا كه‌ زیبا بكند با فرج‌ عاشورا را

همه‌ امید من‌ این‌ است‌ به نام‌ زینب‌

راضی‌ از خویش‌ كنم‌ قلب‌ تو ای‌ مولا را

شادی‌ هر دو جهانم‌ به‌ خدا از غم‌ توست‌

غم‌ تو می‌بَرد از دل‌ همۀ‌ غم ها را

شاعر : جواد حیدری‌


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 8 آبان 1395  | 7:41 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
چه قدر گریه كنم تا نبری از یادم!؟

بده در راه خدا، من به خدا محتاجم

من به بخشندگی آل عبا محتاجم

از قنوت سحر مادرتان جا ماندم

پسر حضرت زهرا به دعا محتاجم

مهربان كاش زهیری بغلم می كردی

من به آغوش پُر از مِهر شما محتاجم

فطرس نفس مرا گوشه ی چشمی كافی ست

با پر و بال شكسته به شفا محتاجم

شوق پرواز بده روح زمین گیر مرا

به جنون سر ایوان طلا محتاجم

دود این شهر مرا از نفس انداخته است

به هوای حرم كرببلا محتاجم

چه قدر گریه كنم تا نبری از یادم!؟

در سراشیبی قبرم به شما محتاجم

شاعر :  وحید قاسمی


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 8 آبان 1395  | 7:40 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
امام حسین(ع) - مناجات

تو که یک گوشۀ چشمت غم عالم را بُرد

نم اشکت گنه حضرت آدم را برد

از بهشت تو چه گوییم که از روز ازل

روضه ات را که خدا خواند؛ جهنم را برد

شیشۀ عطر شما در دل آدم که شکست

عطر انفاس بهشتت دل آدم را برد

هر که از کرببلا رفت محرم را باخت

هر که در کرببلا ماند محرم را برد

زمزم کعبه پس از کرببلا شیرین شد

اشک شش ماهۀ تو شوری زمزم را برد

تو که رفتی به خدا چادر خیمه افتاد

و سپس باد جفا معجر مریم را برد

کینه های عرب از بدر و حنین و اُحدت

ساربانی شد و انگشتر خاتم را برد

آه انگشتر تو دست جسارت افتاد

بعد از آن پیرهنت نیز به غارت افتاد

 

 

شاعر : رحمان نوازنی


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 8 آبان 1395  | 7:38 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
گر جگر خشک شود، خشکی لب ها حتمی ست

گر جگر خشک شود، خشکی لب ها حتمی ست

رفتن ناله ی لب تشنه به بالا حتمی ست

آب اگر یافت نشد، مرگ ربابِ بی شیر

بر سر درسِ جگر سوز الفبا، حتمی ست

قطره ی آب اگر نذرِ سر او بکند

بر علی اصغرمان معجزه ای سا، حتمی ست

بدنِ غیرت اگر که عرق سرد کند

خیس تب هم بشود، شعله ی رگ ها حتمی ست

دختر شاه بخواهد، احدی مانع نیست

طلب آب کند، حلّ معما حتمی ست

 

ادامه شعر در ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 8 آبان 1395  | 7:32 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
نوای نینوا را دوست دارم

نوای نینوا را دوست دارم

صدای آشنا را دوست دارم

اگر جام بلا از چشم یار است

من این جام بلا را دوست دارم

دعا یعنی تکلّم با خداوند

تکلّم با خدا را دوست دارم

اگر چه خارم و از خار کمتر

گل باغ وفا را دوست دارم

محبّت را عجب، حال و هوایی ست

من این حال و هوا را دوست دارم

نمی دانم کی ام آن قدر دانم

علیّ مرتضی را دوست دارم

خدا می داند، ای آل محمّد!

که من تنها شما را دوست دارم

چو ممزوج است با عطر حسینی

نسیم نینوا را دوست دارم

خدایا روز محشر باش شاهد

حسین و کربلا را دوست دارم

شود "میثم" که مولایت بگوید

که این بی دست و پا را دوست دارم؟

منبع : گنجینه اشعار باختر

 


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 8 آبان 1395  | 7:30 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
فــداي خـوانـدن قـرآن دلـربــات حـسين

سـلام مــا بــه تــو و قــبــر بــاصفات حسين

درود حق به تو اي مظهر صفات حسين

فــداي تـو هـمـه خـلـق جهان ز پير و جوان

تـويـي بهر دو جهان كشتي نجات حسين

تـويــي مــروج احــكـــام ديــــن پــيــغــمـبـر

تـويـي خــلاصــه ايــجــاد كـائنات حسين

چـه حـكـمـتـي است به ايثار و جانفشاني تو

كـه گـشـته ذات خداوند خونبهات حسين

چه كرده اي تو به درگاه حق كه خلق جهان

كــنـنـد آروزي طــوف كـربـلات حـسـين

ز داغ مـاتــم جـانـسـوزت اي عــزيــز خـــدا

كـنند جـن و بشر گريه در عزات حسين

ســلام مــا بــه تــن چــاك چــاك بـي كـفنت

فـداي پـيـكـر پـرخـون سـرجدات حسين

ســلام مــا بــه تــو و شـيـرخواره اصغر تو

فـداي اكـبــر و عـبـاس بـاوفــات حسين

سـلام مــا بــه سـر انـورت كـه شـد بـر نـي

فــداي خـوانـدن قـرآن دلـربــات حـسين

زهـــي بــه هــمـت مـردانــگــي و ايــثــارت

فـداي دســت سـخي گـره گـشات حسين

ز راه لـطــف نـظـر كـن بـه حال خسـته دلان

بـرس به داد «حياتي» گه ممات حسين

----------------------------
شعری از محمد حیاتی


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 8 آبان 1395  | 7:29 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
مناجات روز عاشورا

دل من اگه نخونه، برا تو غزل ترونه

خودش اینو خوب میدونه، نباید دیگه بمونه

از خدا همیشه می خوام، که تو رو ازم نگیره

بکشه همیشه از دل، آتیش غمت زبونه

من یقین دارم که هر کس، برا تو روضه میگیره

دست مهر مادر تو، زده رو دلش نشونه

هرکسی میون روضه ت زمزمه داره دمش گرم

دعا خونه مادر تو برا هر کی نوحه خونه

هوا سرد سرده امّا، دل به یاد تو بهاره

تو رگای سینه زن هات، خون حنجرت روونه

هرکسی آتیش بگیره، میون روضه ی داغت

اونو آتیش جهنّم، نمیتونه بسوزونه

دل اهل آسمونا، همه روزه بی قرارت

شاهدم تنگ غروب و... رنگ سرخ آسمونه

ملکوتیا میمیرن، برای لبای خشکت

گل زخم و ذکر یا رب... زده از لبت جوونه

گرگا دورتو گرفتن... مادر تو ناله می زد

یوسف تشنه لب من! توی چاه پُرِ خونه

تنتو طواف کردن، نیزه دارای سواره

بگم آخرش رو یا نه... باقی روضه بمونه

زینب و با دست بسته، بعد تو اسیری بردن

دختر شیرخدا رو تا کجا برده زمونه!

با کبودی نگاهش، دخترت ازت میپرسید

چی شده لبت کبوده، جای چوبه خیزرونه؟!

* مجتبی روشن روان*


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 7 آبان 1395  | 11:52 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
مرثیه کوفه

ما آب از دو دیده ی گریان گرفته ایم

از سفره ی شماست اگر نان گرفته ایم

روزی ما به دست شما میخورد رقم

پس رزق را ز دست کریمان گرفته ایم

از عشق های بی سر و سامان گذشته ایم

با عشق روضه هاست که سامان گرفته ایم

عالِم زیاد هست که کافر کند مرا

از دست روضه خوان تو ایمان گرفته ایم

ما مرده ی گناه و گناهی نداشتیم

تو آمدی و از نفست جان گرفته ایم

دردی به جز تو نیست دوایی به جز تو نیست

با درد آمدیم که درمان گرفته ایم

شرمنده ایم از غمتان جان نداده ایم

مشکل چه بود اینقدر آسان گرفته ایم

دل سنگ بوده ایم و کویری دوچشممان

همراه زخمهای تو باران گرفته ایم

**

با سایه ی سرت سر ما گرم شد أخا...

تا کوفه روی سر، مه تابان گرفته ایم

إحیا گرفته ایم همه با سرت حسین

بر روی سر ببین همه قرآن گرفته ایم

شاعر :  مهدی خیامیان


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 7 آبان 1395  | 11:51 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
مناجات با امام حسین(ع)

داده خدا مقام مرا خادم الحسین

ارباب خوانده نام مرا خادم الحسین

من بی حسین گمشده ای بی نشانه ام

بنویس پس تمام مرا خادم الحسین

مثل ازل در اول روز تولدم

برداشته است کام مرا خادم الحسین

هر صبح و شام همدم فطرس شود دلم

یعنی برَد سلام مرا خادم الحسین

نامردمان زنند اگر طعنه ام چه غم

دارند احترام مرا خادم الحسین

ارباب من به دستِ کریمش نوشته است

نسلِ علیَ الدوامِ مرا خادم الحسین

داده قلم به دستِ دلم صاحبِ علَم

تا بشنود پیام مرا خادم الحسین

میگفت آیه های سرِ روی نیزه ها

احیا کند قیام مرا خادم الحسین

از حنجرِ بریده صدا زد اناالغریب

تکرار کن کلام  مرا خادم الحسین

(محمود ژولیده)


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 7 آبان 1395  | 11:47 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
امام حسین(ع) - مناجات اول مجلس

دلی که نیست حسینیه ی غمت دل نیست

بدون حب تو ایمان خلق کامل نیست

هزار شکر که بر دوش ما تمامی عمر

به غیر بیرق تو بیرقی حمایل نیست

بریده ام ز همه تا رسم به درگاهت

چنان که عقربه ی دل بجز تو مایل نیست

به راه عشق تو باید که جان فدا کردن

اگر چه جان جهان در ره تو قابل نیست

به تیغ پیک اجل بوسه میزنم آن دم

که روح و جان مرا جلوه ی تو شامل نیست

چنان که نار بسوزد تمام قامت چوب

دل بدون تو را جز شراره حاصل نیست

همای اوج سعادت به بام اوست همیشه

هرآنکه در همه ی عمر از تو غافل نیست

تو آن جهاد کبیری که نیست مانندت

که راه توست حقیقت که راه باطل نیست

تویی که در رخ خود جلوه ی خدا داری

چه شدکه نقش رخت دیگر آن شمایل نیست

به جای دوش پیمبر نشسته ای تو به نیزه

چه شد که راس تو را غیر تشت منزل نیست

***

با تشکر از شاعر گرامی  آقای ناصر شهریاری


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 7 آبان 1395  | 11:45 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
امام حسین(ع) - مناجات اول مجلس - اربعین

خدا برای دم تو به ما زبان داده است

برای کرببلا آمدن توان داده است

بهشت چیست فقط راه مستقیم حرم

خدا مسیر خودش را به ما نشان داده است

حدود و مرز ندارد فضیلت حرمت

چقدر پای تو حق لطف بی کران داده است

دو چشم داده اگر بهر دیدن حرم است

برای خواندن ذکر است اگر دهان داده است

نمیرد آنکه برای تو شعر می گوید

خدا به شاعر تو عمر جاودان داده است

به روز حشرگرسنه نماند آنکه حسین

به زائران ضریح تو آب و نان داده است

زهول روز قیامت دلش تکان نخورد

کسی که در غم تو پرچمی تکان داده است

بکوش تا که تو هم اربعین حرم باشی

که حق فضیلت آن را به مومنان داده است

شاعر :  رضا حمامی


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 7 آبان 1395  | 11:43 PM | نويسنده : میثم طاهری | نظرات 0
.: BlackSkin - Edit By Teshneh-Lab:.

تعداد کل صفحات : :: 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 >

آرشيو مطالب
فروردین 1396 ،
مهر 1395 ،
آبان 1395 ،
آذر 1395 ،
دی 1395 ،
بهمن 1395 ،
اسفند 1395 ،
نظر سنجی



الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد
وَعَجِّل فَرَجَهُم

آخرين مطالب
تصویر بین الحرمین در شهر کربلا
چرا به امام حسین (علیه السلام) اباعبدالله می گویند
دسته های سینه زنی
نرم افزار اندرویدی زندگانی امام حسین (ع) از ولادت تا شهادت
نمای لانگ شات از حرم ارباب دو عالم...
جواد هاشمی (تربت) - مولای غریب
«برآمده از خنده بهار»
ماندگاری امام حسین (علیه السلام) و عاشورا
داستان غلام سیاه امام حسین (علیه السلام) و دعای حضرت
ضریح و شش گوشه امام حسین (ع)
سید رضا مؤیّد - هرکس که حسینى است
«و حسین علیه ‏السلام می‏خندد»
نرم افزار اندروید شهادت نامه امام حسين عليه السلام
حرم مطهر سیدالشهدا علیه السلام
عاشورا؛ آینه حقیقت مطلق
و تو آمدى ...
سین اول سلام بر ارباب
فطرس پر سوخته - سید رضا مؤیّد
خیابان منتهی به حرم اباعبدالله علیه السلام
آورده‌اند که ... : فطرس
ماجرای سلام امام حسین (علیه السلام) به پیرمرد
حرم امام حسین علیه السلام در نمایی دور
ترس از غم طوفان بلا بی معنی است - اصغر چرمی
رازهاى ماندگارى عاشورا
کتاب اللهوف علی قتلی الطفوف مشهور به لهوف
تاریخ و ساعت

الأربعاء‬، ٧ رجب ١٤٣٨
Wednesday, April 05, 2017

ساعت فلش مذهبی
جستجو




در اين وبلاگ
در كل اينترنت

آي پي شما

آمار سايت
كل بازديدها : 180287 نفر
كل مطالب : 1327 عدد
آخرين بروز رساني :
چهارشنبه 16 فروردین 1396 
صوت وبلاگ

تقویم مناسبتی

ذکر ایام هفته

ذکر روزهای هفته