از نظر اسلام ، قوام جامعه بر اقتصاد است . تجارت و بازرگانی ، مهم ترین بخش اقتصاد را شکل می بخشد . بنابراین می توان گفت که قوام جامعه بر تجارت سالم است . از این رو بخش مهمی از آموزه های اسلامی به آداب و احکام و قوانین تجاری تعلق گرفته و با ارایه راهکار هایی بر آن است تا بهترین شکل تجارت سالم در جامعه اسلامی تحقق یابد و جامعه در مسیر تعالی و کمال بیشتر ، گام بردارد .
خداوند در آیه ۲۹ سوره نساء ، تجارت و مبادلات اقتصادی مشروع را مایه حفظ جامعه از تباهی و نابودی معرفی می کند و با اشاره به قتل نفس ، این معنا را تقویت می کند که انسان نباید خود را با ارتکاب گناه و تجاوز و تصرفات باطل به هلاکت افکند ( مجمع البیان ، طبرسی ، ج۳ و ۴، ص۶۰) چرا که هر گونه تصرف باطل به معنای سلب اعتماد عمومی و امنیت زدایی است . جامعه ای که سرمایه مهمی چون اعتماد عمومی را از دست دهد ، در سراشیب سقوط قرار می گیرد و تباهی و فساد موجب می شود تا جنگی نهان در جامعه شکل گیرد و انسان ها در جنگ خاموش فقر مزمن و رفاه افراطی بمیرند .
تجارت و بازرگانی ، یکی از مهم ترین فتنه های بشر نیز به شمار می رود . به این معنا که آدمی هنگامی که گرفتار مسائل تجاری و اقتصادی می شود باید درجه هوشیاری اش بسیار بالا برود ؛ چرا که اقتصاد ، آزمون سختی است که بسیاری در آن مردود می شوند . اقتصاد و تجارت ، آدمی را چنان به خود مشغول می سازد که از خدا و اهداف اصلی زندگی دور می افتد . به سخن دیگر ، اقتصاد ، تجلی تمام نمای دنیاست و آدمی به سادگی هنگامی که سرگرم کارهای اقتصادی می شود ، از خدا غافل می گردد . از این رو خداوند به مومنان هشدار می دهد که دچار غفلت نشوند و کارهای اقتصادی ایشان را سرگرم به خود نکنند .
خداوند در آیه ۳۷سوره نور ، تجارت و داد و ستد را زمینه ای برای غفلت آدمی معرفی می کند . کسانی که به تجارت مشغول می شوند ، در بیشتر موارد از وظایف و تکالیف عبادی مالی و غیرمالی خود غافل می شوند . لذا آنان به خاطر تزکیه نفس به نماز نمی ایستند و در اندیشه دیگران نیز نیستند و زکات مال خویش را پرداخت نمی کنند . این گونه است که مایه قوام جامعه ، بلای جان آدمی و جامعه می شوند .
انسان و جامعه برای دست یابی به آسایش ، نیازمند اقتصاد و تجارت سالم و عادلانه است . اقتصاد سالم ، اقتصادی است که آدمی را در مسیر کمالی قرار دهد و حکمت و فلسفه آفرینش را مدنظر داشته باشد .
به سخن دیگر ، یکی از وظایف و ماموریت های انسان در مسیر عبودیت ، ایجاد بستری مناسب و سالم برای عبادت است که از طریق آبادسازی زمین امکان پذیر می باشد . جامعه ای که به اقتصاد و تجارت و آبادانی زمین اشتغال دارد ، شرایط مناسب برای افراد جامعه اش فراهم می آورد تا با آسودگی به کارهای برتر بپردازند ؛ چرا که با اقتصاد شکوفا و آبادانی زمین ، آسایش برای شهروندان جامعه فراهم می آید و انسان دیگر دغدغه شکم ندارد و می تواند به کارهای دیگر بپردازد و به نیازهای برتر خود پاسخ دهد .
اصولا نخستین دغدغه انسان ، امنیت غذایی است . آرامشی که در سایه سار امنیت غذایی پدید می آید و موجب می شود تا شخص به نیازهای دیگر خود بپردازد که تفکر و تدبر در هستی و اهداف آن از جمله مهم ترین آنهاست .
اما گاه پاسخ گویی به نخستین نیاز انسانی ، چنان آدمی را سرگرم خویش می کند که دیگر به نیازهای اساسی دیگر بی توجه می شود . در چنین حالتی است که از غفلت سخن به میان می آید ؛ چرا که غفلت ، نادیدن چیزی است که در جلوی دیده هاست . انسان هنگامی که سرگرم پاسخ گویی به نیازی چون امنیت غذایی می شود ، در همان حال باید توجه داشته باشد که امنیت غذایی مقدمه ای برای رسیدن به کمالات انسانی است و نباید با سرگرم شدن به مقدمه از ذی المقدمه و هدف باز ایستد . این در حالی است که بسیاری از انسانها در مقدمه می مانند ؛ مثال آنان مثال کسی است که ادبیات می خواند تا به زبانی مسلط شود و یا منطق می خواند تا بتواند فلسفی بیندیشد ، اما در ادبیات و منطق می ماند و از هدف اصلی خویش باز می ایستد . از این رو خداوند در آیه ۳۷ سوره نور و نیز آیات ۹ و ۱۰ سوره جمعه از غفلت آدمی و سرگرم شدن وی به اقتصاد و تجارت سخن می گوید به گونه ای که دیگر هدف اصلی یعنی نماز و آخرت و مانند آن از یادش می رود و از آن غافل می شود .
به یک معنا می توان چنین اقتصادی که آدمی را سرگرم و غافل می کند ، اقتصاد ناسالم نامید ، چرا که عدم سلامت اقتصادی می تواند به چند دلیل و عامل باشد که از جمله آنها غفلت زایی و سرگرم سازی اقتصاد است که آدمی را از هدف اصلی باز می دارد ، چنان که می تواند این عدم سلامت به سبب عدم صحت معامله و یا ظالمانه بودن آن باشد .
بر این اساس تجارت ناسالم به سبب آن که به شخص و جامعه آسیب می رساند مورد نهی خداوند قرار گرفته است ( بقره ، آیه ۱۸۸) چرا که تملک اموال از راه تجارت باطل و نامشروع ، تباهی و نابودی جامعه را به دنبال دارد ( نساء، آیه ۲۹) و اجازه نمی دهد تا انسان به اهداف اصلی آفرینش توجه یابد و در مسیر آن حرکت نماید . ( جمعه ، آیات ۹ و ۱۱)
در مقابل ، اقتصاد و تجارت سالم و عادلانه ، موجب رشد و بالندگی شخص و جامعه می شود و انسان و جامعه را در مسیری قرار می دهد که صلاح و خیر شخصی عمومی را فراهم می آورد . ( اعراف ، آیه ۸۵) به این معنا که وی را از نظر روحی در شرایطی قرار می دهد که بتواند به هدف های اصلی بیندیشد و نیازهای برتر خود را بجوید . بنابراین نه تنها تجارت برای مردان خدا مانع از برپایی نماز نیست بلکه همین تجارت عامل روآوری آنان به نماز است و حتی زمینه ساز گرایش ایشان به پرداخت زکات می شود ، چراکه آنان اقتصاد و تجارت را ابزار رشد و بالندگی شخصی و جمعی برمی شمارند .( نور ، آیه۳۷)
تجارت سالم به سبب آن که زمینه ساز آسایش و آرامش بشر و قرار گرفتن در مسیر پاسخ گویی به نیازها و خواسته های اصلی و بنیادین است ، در آیات چندی از جمله آیه ۱۹۸ سوره بقره و ۲ سوره مائده و ۱۲ سوره اسراء و ۲۰سوره مزمل مورد تشویق و ترغیب خداوند قرار گرفته است .
منبع:وفاق