اگر بخواهیم از پند و اندرزهای حکیمانهای مانند «سرمایهگذار باید غرور ملی داشته باشد و پولش را در داخل کشور سرمایهگذاری کند» پرهیز کنیم، متوجه میشویم که سرمایهگذار و کارآفرین هم لزوما امکان مانور زیادی ندارند. شکوفا شدن کسب و کار در بخشهای مختلف صنعتی در درجه اول به همان چشماندازهای سوشیوتکنیکال (socio-technical landscapes) مربوط میشود و تا وقتی آن چشماندازها مناسب نباشند، بازارهای جاویژه (niche markets) و فرصتهایی که در زمینههای مختلف به وجود میآیند نمیتوانند شکوفا شوند. از طرف دیگر، با توجه به دو نکته زیر، سرمایهگذاران و کارآفرینهای داخلی به یک فرصت تاریخی برای راهاندازی یا توسعه کسب و کار در ایران مواجه هستند:
۱) ایران یک کشور در حال توسعه با جمعیتی بیش از ۷۰ میلیون نفر است که در زمینههای مختلف نیازمند خدمات و کالاهای صنعتی است.
۲) ایران هدف تحریمهای فلجکننده مختلف قرار گرفته که واردات خدمات و کالا را دشوارتر کرده است.
با توجه به دو نکته بالا، میتوان حدس زد که خلاء ایجاد شده (کاهش عرضه خارجی، افزایش تقاضای داخلی) در بازارهای مختلف، منجر به ایجاد تعداد زیادی بازارهای جاویژه داخلی خواهد شد. این بازارهای جاویژه دقیقا همان منطقههایی هستند که یک کارآفرین یا سرمایهگذار فرضی میتواند روی آنها مانور دهد و کسب و کار خود را بر اساس نفوذ در آنها شکل دهد. در نتیجه علیرغم وجود چشماندازهای خطرناک و بحرانی موجود، نمیتوان از این مساله غافل ماند که شرایط امروز ایران برای کارآفرینها و سرمایهگذاران زیرک عاری از فرصتهای طلایی نیست.