آمده موسم فتح ایمان
شعله زد از افق نور قرآن
در دل بهمن سرد تاریخ
لاله سر زد، ز خون شهیدان
لالهها قامت سرخ عشقند
سرنوشت تو با خون نوشتند
پیكر پاكت ای جان به كف را
از ازل با شهادت سرشتند
بهمن خونین جاویدان
تا ابد زنده بادا قرآن
بهمن خونین جاویدان
تا ابد زنده یاد شهیدان
مقدمت را اماما شهیدان
با نثار تن خود گشودند
خونشان فرش راه تو بادا
عاشق راه پاک تو بودند
آمدی با پیامت خمینی
از رهایی و از حق سرودی
آنكه بر ظلم شب حمله ور شد
ای خمینی تو بودی، تو بودی
بهمن خونین جاویدان
تا ابد زنده بادا قرآن
بهمن خونین جاویدان
تا ابد زنده یاد شهیدان
در دل تار شب ای شهیدان
دست قهار خلق خدائید
از تبار حسین شهیدید
از دیار عروج و خدائید
در زمستان بهاران آمد
آدم از قعر دوران آمد
بوی نسل شقایق پیچید
بوی عطر شهیدان آمد
بهمن خونین جاویدان
تا ابد زنده بادا قرآن
بهمن خونین جاویدان
تا ابد زنده یاد شهیدان
ادامه مطلب
حکایت برگزاری مراسم جشن سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در دوران اسارت برای آزادگان سرافراز ایران اسلامی شنیدنی است، آن هم از زبان فرزندان مقاوم و مؤمن ایران.
آزادگان عزیز، آن گونه که در خاطرات زیر آمده است با کمترین امکانات و در سخت ترین موقعیت ها و در اوج محدودیت ها، توانستند یاد و خاطره پیروزی مسلمانان ایران را به رهبری پیر و مرادشان امام خمینی (ره) در بهمن سال 1357، گرامی بدارند.
ایام 22 بهمن کم کم نزدیک می شد و بچه ها درصدد انجام کارهایی برای بزرگداشت آن بودند. گروهی مشغول اجرای یک نمایش سیاسی شدند که راهی از جنگ را دنبال می کرد و شخصیت های آن همچون امام، صدام، فرماندهان نظامی و... بودند.

من و چند نفر دیگر مسئول تدارکات آن بودیم. ما در طول آماده سازی نمایش با چوب و مقوا تعداد بسیاری از ماکت وسایل مورد نیاز را ساختیم. مثل اسلحه، دوربین عکاسی و... سرنگ و قرص را از بچه های بهداری تأمین کردیم. تنها جای پنهان کردن این وسایل از دید عراقی ها تا روز اجرا، درون کیسه نان خشک ها بود.
ما در آسایشگاه، تعدادی کیسه نان خشک داشتیم که آنها را برای روز مبادا کنار گذاشته بودیم. تفتیش های گاه و بیگاه عراقی ها، گاه به هفته ای دو بار می انجامید. وقتی از تفتیش می رفتند، ما چیزی نزدیک یک ساعت، باید صرف می کردیم تا وسایل به هم ریخته مان را از هم جدا می کردیم. این کار همیشگی شان بود.
آن روز نگهبان عراقی درون کیسه نان خشک ها را هم گشت و متوجه ماکت های نمایش شد. تندی به طرف مقر دوید تا فرماندهی را خبر کند. توی این فاصله بچه ها سریع دور هم جمع شدیم تا چاره ای بیندیشیم و حرف هایمان را یکی کنیم.
بروبچه های نمایشنامه نویس، پیشنهاد دادند این گونه بگوییم، چون تازه قطعنامه 598 از سوی ایران پذیرفته شده و عید نوروز نیز نزدیک است، ما تصمیم گرفته ایم برای شادی این روزها، نمایش کمدی بازی کنیم؛ اینها وسایل نمایش کمدی است.
ده دقیقه بعد ضابط خلیل، افسر اردوگاه با چند نفر از نیروهایش وارد آسایشگاهمان شدند و یکراست رفتند سراغ وسایل نمایش. علت را پرسیدند، همان جواب آماده شده را تحویلشان دادیم.
او دستمان را خوانده بود. گفت: اشکالی ندارد من از شما می خواهم که همگی به مقر رفته و در آنجا این نمایش را برایم بازی کنید.
عجب رو دستی خورده بودیم. ما در شب های شعر خود، اشعار نانوشته بسیاری را فی البداهه سروده بودیم و تجربه کافی در این زمینه داشتیم اما نمایش نانوشته آن هم با بازی دوازده نفره به گونه ای که وسایل نمایشنامه هم به کار بیاید را اصلا تجربه نکرده بودیم. دل را به دریا زدیم و گفتیم: می آییم.
گفت: اشکالی ندارد من از شما می خواهم که همگی به مقر رفته و در آنجا این نمایش را برایم بازی کنید.
عجب رو دستی خورده بودیم. دل را به دریا زدیم و گفتیم: می آییم.
ضابط خلیل، مترجمی مورد اعتماد از خودشان را هم آورده بود که سکانس ها را برایش ترجمه کند. بچه ها با هنرمندی خاصی، آنقدر زیبا بازی کردند که مترجم از بس خنده اش گرفته بود، فرصت نمی کرد برای فرمانده ترجمه کند
ضابط خلیل، مترجمی مورد اعتماد از خودشان را هم آورده بود که سکانس ها را برایش ترجمه کند. بچه ها با هنرمندی خاصی، آنقدر زیبا بازی کردند که مترجم از بس خنده اش گرفته بود، فرصت نمی کرد برای فرمانده ترجمه کند. معلوم نبود بچه ها آن همه دیالوگ خنده دار و صحنه های مربوط به استفاده هنرمندانه از وسایل نمایش را چگونه خلق کرده بودند؟!
آن روز فرمانده با شلاقش به ستون میانی زد و گفت: من اگر در این سال ها می خواستم هر تقشی را حک کنم، موفق می شدم اما روی مغز شما هرگز. اگر خبردار شوم در هر جای این کره زمین، صابونی هست که می شود با آن مغز شما را شستشو داد، حتما آن را پیدا می کردم و با آن، مغز همه شما را می شستم. آن روز واقعاً به خیر گذشت.
***
هر ساله در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در دهه فجر مسابقات حفظ حدیث و قرآن برگزار می کردیم. حاج آقا ابوترابی، برای جایزه بچه هایی که قرآن حفظ می کردند، گفته بود که از امام خمینی برای شما وقت ملاقات حضوری می گیریم. نزدیک به چهارصد نفر در اردوگاه موصل چهار، حافظ قرآن شدند. تعدادی از بچه ها حتی بخش های بسیاری از نهج البلاغه را هم حفظ کردند... دیوارهای بغداد. صفحه 33
***
ما روزهای دهه فجر را نه مطابق با ایران که به مقتضیات مکان نام گذاری کرده بودیم؛ برای نمونه یک روز به نام «اسیر و رسالتش» نام گرفته بود که همه برنامه ها در این روز به گونه ای وظایف یک رزمنده اسیرا در قبال انقلاب اسلامی و خون شهدا بیان می کرد.
در روز دیگری که عنوانش «روز خادمین اسرا» بود، از زحمات بی شایبه و مخلصانه افرادی تجلیل و قدردانی می شود که اندک وقت آسایش خود را هم بی منت وقف خدمت به دیگر اسرا کرده بودند، در صورتی که شرایط و امکاناتشان هیچ فرقی با دیگران نداشت، حتی ممکن بود به علت چهره شناخته شده شان، بیشتر از سوی عراقی ها مورد اذیت و آزار قرار گیرند مثل مسئولان نظافت، آشپز، فرمانده ایرانی اردوگاه، دکتر مسئول بهداری و ...
(موصل 3، صفحه 103)
***
در ماه بهمن برنامه مسابقه فوتبال و دو میدانی را برنامه ریزی کردیم. مرحله مقدماتی پیش از 22 بهمن برگزار شد و فینال هم در روز 22 بهمن.
هر روز مسابقات را با خواندن آیاتی از کلام الله مجید آغاز می کردیم. بچه ها در آسایشگاه می دویدند و خود را برای مسابقه آماده می کردند. جوایز قرار بود به سه دسته و سه نفر داده شود؛ یکی به تیم برنده، یکی به تیمی که بیشتر گل زده و یکی هم به تیمی که در مسابقه اخلاق اسلامی را بیشتر رعایت کرده است. جوایز هم همه معنوی بود. برای برندگان یک یا دو جزء قرآن ختم می شد، تعدادی صلوات فرستاده می شد و برنده ها عموما این جوایز معنوی را به امام خمینی هدیه می کردند...
(یک قفس، صد پرنده، هزار پرواز. صفحه 24)
بخش فرهنگ پایداری تبیان
برگرفته از تابناک
ادامه مطلب
منبع:باشگاه اندیشه
حضرت آیةا... خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، صبح روز پنجشنبه در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان با تشکر از رفتار و گفتار عاقلانه و مدبرانه خبرگان ملت در انتخاب هیأت رئیسه جدید این مجلس، در سخنانی مهم و صریح خطاب به همه، بویژه جوانان تأکید کردند: «این پیام من است، هرگونه هتک حرمت و رفتارهای غیراخلاقی و توهین آمیز، خلاف شرع، مخالف عقل سیاسی و ضربه به جمهوری اسلامی است و خداوند را خشمگین می سازد».
در سخنان اخیر مقام معظم رهبری در نشست اعضای خبرگان، نکاتی کلیدی در ارتباط با تعاملات سیاسی اجتماعی و فرهنگی در جامعه به چشم می خورد که به برخی از آنها اشاره می شود.
- در نظر گرفتن معادلات معنوی در سیاست: سیاست در جمهوری اسلامی بر اساس نگاه وحیانی و سیره معصومین(ع) شکل گرفته است. تبیین این مفهوم در نظرگاه بنیانگذار جمهوری اسلامی نیز از همین منظر قابل توجیه است، زیرا الگوی سیاسی در ایران پس از انقلاب کاملاً با مفهوم مصطلح آن در ادبیات سیاسی و روابط بین الملل، متمایز است. سیاست در آموزه های انقلاب اسلامی در تعامل شهروندان با یکدیگر و شهروندان با دولت و همچنین در عرصه سیاست خارجی، متفاوت از الگوی موجود جهانی است. به همین دلیل، این ویژگی ایران را در بین کشورهای جهان از جایگاه منحصر به فردی برخوردار کرده است.
- حفظ آرامش جامعه ایمانی: در شرایط کنونی، بیش از هر زمان دیگری جامعه به آرامش و ثبات نیازمند است. اکنون نگاه کلان در محاسبات توده ها، تمامی برآوردهای بیگانگان را نقش بر آب نموده است و دشمنان که هر از چندگاهی تلاش می کنند با سوژه سازی ایران اسلامی را که امروز محور و الگوی تحولات منطقه گردیده، بی ثبات معرفی کنند، به مدد عقل سیاسی نخبگان و توده مردم، به ناکامیهایشان بیش از پیش افزوده شده است.
- انتقاد، مخالفت و بیان عقاید همراه با جرأت و دوری از هتک حرمت، اهانت و دشنام: فضای کنونی جامعه به برکت انقلاب اسلامی از نعمت آزادی برخوردار است و گروه ها و جریانهای سیاسی با هر گونه ذائقه و سلیقه سیاسی در بیان نظرها و انتقادها آزادی دارند و مانعی در دستیابی آنها به این حق مسلم وجود ندارد. نکته ای که ظرافت قابل تأملی را می طلبد، تمیز بین مرز نقد، روشنگری و بیان نظرات با اهانت و هتک حرمت است. خداوند علتهای بسیاری از رفتارهای ضد اخلاقی از جمله اتهام زدن به دیگران را در آیات متعدد قرآن در هواهای نفسانی و روحیه استکباری غفلت از خداوند و ترک راه رشد و کمال، عجب و غرور و خودپسندی نسبت به خود می داند و از انسان می خواهد که با یاد خداوند، خود را از این بیماریهای خطرناک برهاند.
- پرهیز از تأثیرپذیری اخبار ناصواب در مورد دولتمردان: برخی احزاب و گروه ها با خبرسازی و تأثیرپذیری از فضاسازی رسانه ای بیگانگان، موضعگیری کرده و زحمات دولتمردان را زیر سؤال می برند که بر اساس فرمایشات رهبری این مدل رفتاری قابل پذیرش نیست. این سخن به منزله چشم پوشی از نقد و بی تفاوتی نسبت به کاستیها نمی باشد، بلکه ضمن نقد به الزامهای آن نیز پایبند است. مدتی است بعضی جریانها و نحله های سیاسی با ژست انتقادی گرفتن، خدمات دولت را به نحوی مورد هجمه سنگین قرار داده اند که نمی توان از آن بوی انتقاد را استشمام کرد، بلکه ادبیات به کار رفته، بعضاً نوعی تخریب و انتقامجویی را در اذهان تداعی می کند. بر کسی پوشیده نیست، انتقاد سازنده آینه ای برای نمایش کاستیهایی است که با در نظر گرفتن محدودیتهای اجرایی و با نگاهی علمی مطرح شده اند. چنین است که هر «انتقاد هدفمند و صادقانه» در بطن خود، راهکاری منطقی و علمی را نیز برای رفع کاستیها خواهد داشت.
- رصد کردن دست دشمن در جریانهای اجتماعی و مراقبت از نفوذیها: در اجتماعات خودی، برخی اوقات اتفاق افتاده است که جریانهای غیرخودی با هدف ایجاد اغتشاش، فضا را رادیکال نموده اند تا از این رهگذر جریانهای سیاسی موجه را متهم کنند که این موضوع تاکنون مسبوق به سابقه بوده است و جوانان بر اساس رهنمود رهبری، باید مراقبت ویژه در مقابل این انحرافها داشته باشند.
- درک پویایی و حرکت رو به پیش انقلاب اسلامی و امید به آینده: دشمن همواره تلاش می کند با نفوذ در ادراکات جامعه، نوعی رخوت و سستی و ناامیدی را تلقین نماید تا از این منظر پویایی و رشد شتابان انقلاب اسلامی را در عرصه های گوناگون با کندی و بن بست مواجه سازد. نکته ای که همواره در رهنمودهای ولایت از فراوانی قابل توجهی برخوردار است، اهتمام به امید دادن به جامعه به عنوان راهکار مقابله در مقابل ایجاد یأس و ناامیدی دشمن است.
بنابراین، آنچه رهبری در اظهارات اخیرشان مطرح فرمودند، مخاطب آن همه آحاد جامعه می باشند و جریانهای سیاسی و گروه ها باید با در نظر گرفتن الزامهای دینی و سیاسی، حرکتهای فردی و جمعی ناصواب را اصلاح و با نفوذیها برخورد کنند تا الگوی صحیح مناسبات سیاسی جریانها و افراد تبیین گردد و بستر سؤاستفاده دشمن فراهم نشود. از سوی دیگر، جامعه پیروی خویش را از منویات مقام معظم رهبری با این فرمایش امام(ره) اعلام می نماید: «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیب نرسد.»
ادامه مطلب
به میدان امام حسین كه رسیدیم وارد خیابان سپه شدیم:دقیقه به دقیقه به جمعیت اضافه می شد :یكی ندای مرگ بر آمریكا می داد ،یكی ندای مرگ بر اسراییل ،هر كدوم از اقشار از محله های مختلف اصفهان داشتند به سوی میدان امام (ره)می رفتند وندای الله اكبر خامنه ای رهبر سر می دادند :چهارراه مسجد حكیم را ردكردیم :یك سری از سربازان زحمت كش ارتش با نوای طبل وساز از ما استقبال می كردند دیگر وارد میدان امام شدیم وپرچم ایران كه فكر كنم حدود 33ویا 35متر داشت را باز كردند وهمه بر بالای سر خود گرفتند تا جایگاه میدان امام كه امام جمعه اصفهان ودیگر مسوولین استان سخنرانی كردند.
یا علی
ادامه اولین دلنوشته من بودم.
منتظر نظرات خوبتون هستم
ادامه مطلب
با سلام خدمت همه ی شما بازدیدگنندگان محترم
با خودم گفتم بیام ودلنوشته از 22بهمن91اصفهان كه ساعت 9صبح رفتم مسجد وبا یه گروه ویه وانت راه افتادیم تا بریم میدان امام :یه پرچم ایران بزرگ به من دادند وگفتند پشت جمعیت آن ها را ساماندهی كنم ومن هم رفتیم ورسیدیم به میدان شهدا :دیدم دارد هی به جمعیت افزوده می شود :همه باهم می گفتند مرگ بر آمریكا،مرگ برآمریكا وپیش می رفتند دیدم چهارراه تختی را رد كردیم ،دیدم از از آن چهارراه هم همه دارند وارد خیابان چهارباغ پایین می شوند با آن ها پیش رفتیم تا رسیدیم به میدان امام حسین (دروازه دولت )ووارد خیابان سپاه شدیم.
بقیه داستان را دوستان در پست بعدی بهتون می گم...
ادامه مطلب
- آسیب وچالش های انقلاب
- دانستنی هایی درباره انقلاب
- وقایع پیروزی انقلاب
- دستاوردهای انقلاب
- دهه فجر در کلام ولایت
- معرفی کتاب
- پرسش وپاسخ درباره انقلاب
- آلبوم تصاویر انقلاب
- نمادهای انقلابی
- انقلاب اسلامی ونهضت بیداری اسلامی
- مطالب تولیدی خودم
- اشعار فجر
- مقالاتی پیرامون دهه فجر
- کلیپ های دهه فجر
- احادیث فجر
- عاقبت پهلوی
- کل بازديد : 79076
- تاريخ ايجاد وبلاگ: دوشنبه 21 بهمن 1392
- تعداد کل نظرات : 0
- تعداد کل پست ها : 176
- آخرين بروز رساني : دوشنبه 9 آذر 1394
![]() فلكه در ساختمان كميته مشترك، اتاقهاي بازجويي از همه طرف به يك حصار استوانه منتهي مي شد، كه با ميله هاي آهني مشبك، اتاقها را از فضاي رو به حياط جدا مي كرد، كه زنداني را به آن ميله ها مي بستند يا براي اينكه ورم كف پاها بخوابد و زنداني تحمل شلاق دوباره را داشته باشد، در آن فضا مي دواندند. هرگاه زنداني از حركت مي ايستاد بازجوها با زدن كابل به سر و روي زنداني، وي را وادار به حركت مي كردند.به اين دايره اطراف اتاقهاي بازجويي، اصطلاحا فلكه مي گفتند. ![]()
|













