طلوع فجر انقلاب
Slideshow Image 1
Slideshow Image 2
Slideshow Image 3
Slideshow Image 4
Slideshow Image 5
Slideshow Image 6
Slideshow Image 7
درباره وبلاگ


با سلام هم اینک 35سال پیروزی انقلاب فرار رسید ،خوشحال که در 35سال بهار انقلاب شاهد 35طلوع فجر انقلاب بودیم .امسال با تهدید های زیاد آمریکا واستکبارستیزارن غربی روبه رو هستیم ،گزینه روی میز 75میلیون ایرانی راهپیمایی 22بهمن 1392هست تا ثابت کنیم ما گزینه روی میزمان وحدت هست ،پس بیاید تا همچون بهمن57حماسه سیاسی دیگری را در سال حماسه سیاسی رقم بزنیم

نويسنده
دانستنی هایی درباره انقلاب اسلامی(1)
دانستنی هایی درباره انقلاب اسلامی(1)

نویسنده:سید امیرحسین کامرانی راد

مقدمه

بررسی تحلیلی تاریخ دو قرن اخیر ایران ، بخصوص سالهای پس از 1300 از جهات بسیاری حائز اهمیت است . چگونگی نفوذ ،‌ حضور و سلطه استعمار و جابه‌جایی دو امپراتوری استعماری و چگونگی برخورد جریانهای فكری مختلف با مسائل سیاسی و فرهنگی و همچنین نقش مردم از زمانهای مختلف و تاثیر حضور آنان در تحولات سیاسی ـ اجتماعی ، برای سیاستگزاران و مدیران كشور بشدت مورد نیاز می‌باشد.علل و عوامل شكل‌گیری و چگونگی روند انقلاب اسلامی از دهه 40 تا كنون همچنان مورد بحث و بررسی و اختلاف نظر می‌باشد. هر یك از گروهها و جریانهای سیاسی و اعتقادی به گونه‌ای موضوع را تجزیه وتحلیل و نتیجه گیری كرده‌اند.
اگر چه بسیاری سعی كرده‌اند این انقلاب را در ردیف سایر انقلابها و تحولات معمول دنیا بدانند اما در عمل نظرات آنان با واقعیتها فاصله زیادی دارد. زیرا نیروی این انقلاب مردمی و اسلامی بدون هیچ‌گونه مرزبندی طبقاتی و گروهی بوده و ایدئولوژی ان اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله می‌باشد كه سازش با نظامهای رایج دنیا ندارد و رهبری آن توسط یكی از مردان كم نظیر تاریخ حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) با ویژگیهای خاص خود بود. به همین دلیل جریانات و تحولات قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مخالف غالب تحلیها و پیش بینی‌های سیاستمداران وتحلیگران سیاسی بود.واقعیت این است كه دنیا با چنین انقلابی آشنایی نداشت و لذا در برخورد با آن نیز شیوه‌ها و روشهای معمول را به كار می‌گرفت كه كارآیی و تاثیر چندانی در سیر جریان دیده نشد. اگر نظرهای مختلفی كه در مورد علل تكوین وداوم انقلاب مطرح شده تدوین شود طبعاً صاحبنظران داخلی تائید می‌كنند، این است كه عوامل اساسی انقلاب عبارتند از :
1. رهبری حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) رهبر كبیر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی كه با شیوه‌ای استثنایی و فوق‌العاده‌ رهبری و فرماندهی را به عهده گرفتند و تا پیروزی نهایی هدایت جریانات را به نحو احسن انجام دادند. ویژگیهای شخصی و رهبری امام خود موضوع بحثی جدید در جامعه شناسی سیاسی می‌باشد.
2. حضور یكپارچه و متحد مردم در تمامی صحنه‌ها قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، آن چنان توان و قوتی ایجاد نمود كه هیچ‌گونه امكانی برای مقابله با آن در اختیار رژیم شاه و اربابانش نبود.
3. اعتقاد به اسلام و موازین و ارزشهای آن و همچنین عشق به خاندان پیامبر و اسوه بودن آنان برای مردم و الهام از زندگی و شهادت آنان در راه خدا خصوصاً درس گرفتن از عاشورا، آن چنان تحولی به وجود آورد كه نه تنها برای خارجیان بلكه برای سران و كارگزاران سیاسی ـ امنیتی رژیم شاه هم بخوبی شناخته شده نبود.
به همین دلیل در كلیه تجزیه و تحلیهای سیاسی و اقتصادی و امنیتی اعتقادات مردم و نقش ونفوذ علما مورد توجه نبود واتفاقاً‌ مهمترین انگیزه انقلاب هم بی‌اعتنایی و تضعیف اسلام در امور مختلف كشور توسط رژیم شاه بود.بعضی تلاش كرده‌اند تا مدرنیسم و صنعتی شدن، توسعه ارتباطات و مبادلات با غرب را علت اصلی بروز انقلاب اسلامی تحلیل و تبلیغ نمایند اما واقعیت این است كه مقابله با مظاهر فاسد فرهنگ غرب و تهاجم همه جانبه سلطه استعماری برای از بین بردن هویت اعتقادی و فرهنگی یكی از عوامل اصلی انقلاب مردم مسلمان بود. زیرا اسلام با روابط مناسب و سازنده و مبادلات منطقی مخالف نیست بلكه تایید كننده و مشوق است.به طور خلاصه می‌توان گفت 22 بهمن 1357 نه تنها سرآغاز دوران جدیدی در تاریخ تحولات ایران بود، بلكه تغییرات زیادی را در سطح منطقه و در سطح بین‌المللی به دنبال داشته است .

مفهوم انقلاب

مطالعه نظام‏مند مفهوم جدید انقلاب، از قرن نوزدهم میلادی آغاز شد. در فرهنگ‏های سیاسی و علوم سیاسی، انقلاب را چنین تعریف می‏کنند: «سرنگونی یک نظام اجتماعی کهنه و فرسوده و جای‏گزین کردن آن با نظام اجتماعی نو و مترقی» یا «سرنگونی حکومت طبقه یا طبقات رو به زوال و جای‏گزین کردن آن با نظام اجتماعی جدید». در برخی موارد هم برای تعریف عام انقلاب که هر نوع تحول اساسی را در بربگیرد، آن را چنین تعریف می‏کنند: «هر نوع تحول کلی و اساسی».

انقلاب از دیدگاه اسلام

دیدگاه اسلام در مورد انقلاب، با تفسیر و تحلیل غربی و مارکسیستی آن کاملاً تفاوت دارد. در تحلیل اسلامی، مهم‏ترین عامل انقلاب، آرمان‏خواهی و عقیده به مکتبی است که نخست گروه پیشرو و مجاهدان را وارد میدان مبارزه انقلابی می‏کند و سپس با بسیج توده‏های گسترده مردم، انقلاب را به درون جامعه کشانده، از طریق توده‏های مردم به پیروزی می‏رساند. از دیدگاه اسلام، انقلابْ نوعی جهاد داخلی است که در آن گروهی برای خدا می‏جنگند و گروه دیگر مانع راه خدایند.

انقلاب اسلامی

در انقلاب اسلامی، عناصر فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی هر کدام به گونه‏ای تأثیر گذارند. نیز در کنار این عناصر، بر خشم قهرآمیز مردم تکیه می‏شود. البته می‏توان ویژگی‏های اصلی انقلاب اسلامی را در تعریف زیر مطالعه کرد: «انقلاب اسلامی، دگرگونی بنیادی در ساختار کلی جامعه و نظام سیاسی آن، منطبق بر جهان‏بینی و موازین و ارزش‏های اسلامی و نظام امامت و بر اساس آگاهی و ایمان مردم، و نیز حرکت پیشگام صالحان و قیام قهرآمیز توده‏های مردم است».

فرایند انقلاب اسلامی

مقام معظم رهبری در پیام خود به مناسبت بیستمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1377 چنین می‏فرماید: «امام بزرگوار ما با تکیه به تعالیم اسلام ناب محمدی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ، و با اعتماد به ایمان دینی مردم، و با شجاعت و اخلاص و توکل کم‏نظیر خود، راه مبارزه را در میان سختی‏ها و مصائب طاقت‏فرسا گشود و پیش رفت و صبورانه و پیامبرگونه ذهن و دل مردم را با واقعیت‏های تلخ و راه علاج آن آشنا کرد. ملت ایران که از اولین قدم‏ها به ندای این مرد الهی و روحانی گوش فرا داده و به منطق حق و درس روشنگر او دل بسته بودند، با انگیزه نیرومند ایمان و عشق به اسلام، فداکاری‏ها و جان‏فشانی‏های فراموش‏ناشدنی کردند. امام بزرگوار ما در این مدت، در عین هدایت مردم و گستردن دامنه آگاهی همگانی و کشاندن توده میلیونی به مبارزه، اندیشه حکومت اسلامی را نضج و قوام بخشید و در مقابل دو مکتب رایج سیاسی عالم... راه اسلامی را مطرح کرد که در آن بر دو عنصر دین و انسان به طور اساسی تکیه شده و ایمان دینی و اراده مردمی بزرگ‏ترین شاخصه آن است».

ماهیت انقلاب اسلامی

بزرگ‏ترین تحول قرن بیستم

با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، بزرگ‏ترین تحول جهانی قرن بیستم به وقوع پیوست. بنیان گذار این انقلاب با قیام خود، غرور ملت‏های مستضعفی را که سالیانی مدید مورد ظلم قرار گرفته بودند، به آنان باز گرداند. او نه تنها سرنوشت کشورش را تغییر داد، بلکه میلیون‏ها انسان گم‏گشته در برهوت جاهلیت عصر مدرن را به بازگشتی دوباره به معنویت و یکتاپرستی فراخواند.
پیروزی انقلاب اسلامی، چه در داخل و چه در خارج از کشور، ناظران را با پدیده‏ای تازه در صحنه سیاسی جهان روبه‏رو ساخت. این پدیده بنا به ماهیت، اهداف و سرنوشت خود، در هیچ‏یک از معیارهای سیاسی جهان نمی‏گنجد.

انقلاب آزادی‏بخش

از آنجا که انقلاب‏های آزادی‏بخش ملی، بر ضد سلطه امپریالیستی شکل می‏گیرد و رژیم شاه در ایران نیز در طول انقلاب به عنوان رژیم دست نشانده امپریالیسم آمریکا بود، برخی آن را به عنوان حرکتی ضدامپریالیستی و در گروه انقلاب‏های آزادی‏بخش ملی قرار می‏دهند. اما با وجود جنبه ضدامپریالیستی انقلاب و نیز وابستگی رژیم پهلوی از کودتای 28 مرداد 1332 به حمایت‏ها و کمک‏های مستقیم آمریکا، از آنجا که اصطلاح «انقلاب آزادی‏بخش» به جنبش‏هایی گفته می‏شود که بر ضد سلطه مستقیم خارجی شکل می‏گیرد، کاربرد آن در مورد انقلاب ایران چندان راهگشا نیست.

انقلاب اجتماعی

اصطلاح انقلاب اجتماعی، درباره انقلاب‏هایی به کار می‏رود که بر اثر آنها تحولات ساختاری اقتصادی ـ اجتماعی چشم‏گیری شکل می‏گیرد. برخی چون اِسکاچْپول که تحولات اجتماعیِ ناشی از انقلاب‏ها را به شکل وسیع‏تر تعریف می‏کنند، بر آن‏اند که انقلاب ایران، انقلابی اجتماعی است؛ زیرا با دگرگونی‏های ساختاری و ارزشیِ وسیعی همراه بوده است.

انقلاب اسلامی و همگانی

از آنجا که انقلاب ایران به روشنی بر جنبش سراسری و چند طبقه‏ای متکی بود، بسیاری از تحلیلگرانِ انقلاب، آن را انقلابی مردمی یا مردمگرا می‏دانند. تردیدی نیست که انقلاب ایران از نظر نوع ائتلاف قشرهای مختلف اجتماعی در آن، پدیده‏ای کم‏نظیر به شمار می‏آید و به همین دلیل «انقلاب مردمی» قلمداد کردنِ آن جایز به نظر می‏رسد. البته انقلاب ایران بیشتر از هر عنوانی با نام «انقلاب اسلامی» مطرح شده است. به نظر می‏رسد که با توجه به گفتمان حاکم بر انقلاب ایران، رهبری انقلاب و همچنین شکل دولت و روابط اجتماعی بعد از آن، جا دارد که انقلاب ایران به عنوان انقلاب اسلامی مطرح شود.



ادامه مطلب
دوشنبه 21 بهمن 1392 
از یك دیدگاه می‎توان جهان امروز را عصر بحران نامید. وجود بحران‎های متعدد و تهدیدهای فراگیر یكی از ویژگی‎های زمانه ما است. از این جهت یكی از ضروری‎ترین كارها، بررسی و شناخت دقیق بحران‎ها و سپس چاره‎جویی و مدیریت آنها است. ایران اسلامی نیز امروزه با بحران‎ها و تهدیدهای متعددی در چالش است. بایستی با نگاهی موشكافانه به بررسی و شناخت چالش‎های فرار پرداخت و آنگاه در پی یافتن راهكارهایی برای برون رفت از این چالش‎ها و تهدیدهای بالقوه و بالفعل برآمد. 
1. جهانی سازی 
نظریه واحدی درباره این پدیده وجود ندارد. به طور كلی این پدیده ماهیتی پیچیده دارد. اما پیچیدگی جهانی سازی از سویی، ناشی از بعد فناورای آن می‎باشد. از این جهت جهانی سازی عبارتست از برقراری روابط متنوع و متقابل بین دولت‎ها و جوامع كه به ایجاد نظام جهانی كنونی انجامیده است و نیز فرآیندی كه از طریق آن، تصمیمات و فعالیت‎ها در یك بخش از جهان می‎تواند پی آمدهای مهمی برای سایر افراد و جوامع در بخش‎های دیگر كره زمین داشته باشد. تهدید جهانی سازی از آن جهت كه این پدیده ماهیتی هدفدار و ایدئولوژیك نیز دارد. زیرا كه چه جهانی سازی را به عنوان یك پروسه تاریخی تلقی نماییم و یا یك پروژه غربی،‌در هر دو حالت مظروف این ظرف ایده‎های لیبرالیسم است و فرهنگ لیبرالیستی، به عنوان گفتمان مسلط عصر جهانی این امر به معنای چالش جدی هویت و فرهنگ اسلامی است. 
قدرت‎های بزرگ به ویژه آمریكا كه از لحاظ قدرت نظامی و اقتصادی و توان فناوری پیشرفته هستند، سعی در هدایت جریان جهانی شدن به سوی غربی شدن و آمریكایی شدن دارند. جهانی سازی آثار ناخوشایندی دارد كه از جمله آن می‎توان به تضعیف دولت ملی،‌بحران‎های مالی،‌بیكاری گسترده، شكاف مطلق اقتصادی، وخیم تر شدن وضعیت زیست محیطی، تسلط فرهنگ آمریكایی و تضعیف دمكراسی واقعی، اشاره كرد. مسلماً ایران اسلامی نیز از این آثار تهدید آمیز بركنار نیست. هر چند كه با كمال تأسف شاهد آن هستیم كه برخی از صاحب نظران ایرانی، چنان خود را در مقابل جریان جهانی سازی باخته‎اند كه هرگونه مقاومت فرهنگی و اقتصادی را تضییع و امپریالیسم جهانی را تطهیر می‎كند و یك باره چشم بر تاریخ پر از جنایت و غارت كشورهای استعمارگر می‎بندند. اكنون شاید بزرگترین چالش نظام جمهوری اسلامی ایران برای غلبه و مقابله با روند جهانی سازی غلبه بر تبلیغات امپراطوری رسانه‎ای غرب است كه به طور كامل نظام‎مند بوده و در پوشش علمی مقاصد خود را القاء می‎كند به ویژه در بعد فرهنگی بایستی هوشیارانه در برابر این پدیده ایستاد. باید توجه داشته باشیم كه امروزه مهم‎ترین چیزی كه در مراكز قدرت سیاسی دنیا برای بلند مدت مطرح است سلطه فرهنگی است. البته ممكن است هدف اصلی فرهنگ نباشد، ولی آن چیزی كه در بلند مدت مطرح است به مراكز سلطه جهانی اقتدار حقیقی و تضمین شده می‎بخشد، سلطه فرهنگی است كه اگر بر كشوری تسلط فرهنگی پیدا كند، نظام سلطه جهانی آسوده خاطر خواهد شد. و در بین مسایل فرهنگی از نظر آنان، فرهنگ سیاسی در درجه اول از اهمیت قرار دارد و به همین جهت به ترویج لیبرالیسم و دموكراسی غربی اهمیت زیادی می‎دهند. 
2. تلاش برای بالكانیزه كردن (تجزیه كشورها) 
تهدید بارز دیگری كه امروزه كشور ما را در بر گرفته است، تلاش قدرت‎های بزرگ و مخالفان نظام مقتدر ایران اسلامی برای تفرقه انداختن و در نهایت از بین بردن وحدت كلمه كه به تعبیر امام (ره) رمز پیروزی و ماندگاری است، می‎باشد تا به این طریق راه را برای تجزیه سرزمین بزرگ ایران اسلامی كه امروزه به تنهایی با تكیه بر ایمان، اعتقاد و همراهی با حكومت در برابر مقتدرترین قدرت مادی دنیا ایستاده است، مهیا كنند. تردیدی نیست كه قدرت‎های بزرگ جهانی و در رأس آنها آمریكا با جدیت تمام در تلاشند برای گسترش سیطره و هژمونی خویش بر جهان به ویژه بر قلب جهان یعنی خاور میانه، بزرگترین مانع یعنی ایران اسلامی را در مسیر منافع خود قرار دهند. از این جهت سعی در تكرار تجربه بالكان دارند. یعنی با تجزیه كشورمان به چند سرزمین كوچك اقتدار و توان ایستادگی در برابر گسترش و توسعه امپریالیسم جهانی را از بین برده و به غارت و چپاول ثروت‎های انسانی، طبیعی و فرهنگی بپردازند. برای مقابله با این تهدید وفاق ملی در شرایط حساس كنونی ضروری است. وفاق ملی نه یك شعار تاكتیكی بلكه اساساً سیاستی استراتژیك است كه باید تمامی برنامه‎های كشور برای تحقق عملی آن به كار گرفته شوند. 
3. دامن زدن به مسایل قومی ـ زبانی ـ سرزمینی و مرزی 
استراتژی و برنامه‎های نفوذ و سلطه فرهنگی و سیاسی امپریالیسم سرمایه‎داری و طبقات پیوسته به استعمار در جوامعی همچون جامعه ایران اسلامی بر این پایه استوار بوده است كه اولاً با تبلیغ فرضیه‎های نادرست و مردود درباره نژادهای متعدد هم چون نژاد آریایی، سامی، ترك و... سال‎هاست كه كوشش می‎كنند این اقوام كه از نظر فرهنگی و قومی پیشینه مشترك طولانی دارند از یكدیگر جدا شده و به صورت گروهك‎های انسانی دشمن یكدیگر، در جهت منافع اقتصادی و سیاسی امپریالیسم سرمایه‎داری به جان هم افتند. تحقیر قومی، نژادی، و نیز زبانی و مذهبی ابزار سلطه قدرت‎های استعماری جدید و قدیم بر ملت‎ها و اقوام خویشاوند در سطح جهانی و در سطح ملی نیز بر دولت‎ها و ملل مستقل جهان بوده است. 
ثانیاً، تحریف تاریخ مشترك اقوام ایرانی هم چون كرد، ترك، لر،‌بلوچ و غیره و القای یك رشته دشمنی‎ها نیز از ابزارهای سلطه استعمار بوده است. استعمارگران به ویژه آمریكا در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی در این راستا طرح‎های متعددی را اجرا كرده و می‎كنند. تلاش برای جدایی كردهای غیور و اصیل از ایران اسلامی و قرار دادن آنان در برابر نظام و نیز تبلیغ جدایی اقوام ترك و آذری از ایران و القای مقابله آنان با نظام اقداماتی حساب شده است در كنار این تبلیغات كوشش می‎شود كه با بهره‎برداری سنجیده و حساب شده از شعرها و داستان‎ها و افسانه‎ها،‌آنچه موجب تفرقه و دشمنی در میان اقوام خویشاوند است را زنده نگه دارند و در برابر آنچه در طول تاریخ چندین هزار ساله میان این اقوام مشترك بوده و نیز روزگاران صلح و دوستی با یكدیگر و نیز مقاومت همگانی در برابر دشمنان كه اوج آن در دوران هشت سال دفاع مقدس بود،‌به فراموشی سپرده شود. در این راستا دشمنان نظام و ایران اسلامی از هیچ تلاشی دریغ نمی‎كنند حتی مسئله تعلق این یا آن دانشمند یا فیلسوف و شاعر و ادیب به این یا آن كشور و ملت، به گونه دشمنی آفرین مطرح می‎گردد. 
ثالثاً: با برنامه‎ریزی حساب شده كوشش می‎شود كه نسل امروزی از تاریخ مبارزات اجتماعی و برنامه‎های این مبارزات عدالت خواهانه ناآگاه بماند. حاصل این ناآگاهی عبارتست از الف ـ پدید آمدن و رشد عقده حقارت تاریخی و چشم دوختن به تاریخ اقوامی كه در دیگر جوامع و سرزمین‎های بیگانه به سر می‎برند (از خود بیگانگی فرهنگی و تاریخی و اجتماعی) ب ـ رونویسی و تقلید از نظریات و سازمان‎های اجتماعی جوامعی كه جریان تاریخی رشد و تكاملشان با تاریخ رشد و تكامل طبقات و افكار اجتماعی و سیاسی در جامعه ما دارای تفاوت‎های اساسی است. نتیجه این دو روند، دور ماندن اندیشمندان اجتماعی و سیاسی جامعه از تاریخ توده‎های محروم از نظر فكری و سازمانی است كه سیطره امپریالیزم سرمایه‎داری و استعمارگران بر این اندیشمندان و توده‎های محروم را میسر ساخته و می‎سازد. ج ـ پدید آوردن هویت كاذب سیاسی در میان مردمان و گروه‎ها و اقوام مختلف درون واحد دولت ـ ملت ایران اسلامی تهدید و بحرانی دیگر در این راستا است. تلاش می‎شود كه با ایجاد هویت كاذب سیاسی، قومی و نژادی از یك سوره از سوی دیگر با تبلیغ دشمنی نژادی در درون جامعه تفرقه افكنی كنند تا بتوانند سرزمین عزیزمان را زیر نفوذ و كنترل داشته باشند. د ـ با تبلیغات نفاق افكنانه،‌به اختلاف سنی و شیعه دامن می‎زنند و از این امر همراه با تبلیغ فرضیه‎های نژادی برای تشدید دشمنی میان گروه‎های اجتماعی در درون یك قوم بهره‎برداری می‎كنند. به هر حال تفرقه بینداز و حكومت كن جان كلام و مهم‎ترین درونمایه استراتژی سلطه امپریالیسم سرمایه‎داری و استعماری در جامعه بزرگ اسلامی و به تبع آن در ایران اسلامی است و راه مقابله با آن تلاش گسترده و همه جانبه در مبارزه با جهل و افسون با نشان دادن واقعیت‎های تاریخی و حقایق اجتماعی و دینی به توده‎های محروم در سطوح ملی و منطقه‎ای است. بایستی با آگاهی دادن و ارتقای سطح آگاهی و بینش مردم با تحریف و تخریب باورهای دینی، مذهبی و ملی مردمان مقابله كنیم و از ترویج فرهنگ غربی جلوگیری كنیم و خودباوری و اعتماد به نفس و آگاهی به عظمت فرهنگ و دین عزتبخش را در میان تك تك افراد افراد جامعه و نیز گروه‎ها و اقوام مختلف نهادینه و درونی سازیم. 
4. تضعیف حاكمیت ملی 
همان طور كه در بخش جهانی سازی اشاره شد، تضعیف حاكمیت ملی تهدیدی است كه بایستی در عصر جهانی سازی و به عبارتی عصر استعمار نو و پسا استعماری، در برابر آن چاره جویی كرد. آمریكا و سایر قدرت‎های بزرگ سیاسی در اجرای نقش امپریالیستی جدید تلاش دارند با تضعیف حاكمیت ملی كشورها را به واحدهایی كوچك و كوچك‎تر تبدیل كنند و آنان را در همه‌ ابعاد امنیتی، سیاسی و اقتصادی و فرهنگی به خود وابسته كنند.
موسی محمدی - منشور رسالت، ش 78،مهر 84، ص13

 



ادامه مطلب
دوشنبه 21 بهمن 1392 

در اندیشه امام خمینی، علل، ماهیت و آسیب‏شناسی انقلاب سه مفهوم همبسته است. همان تقاضاهایی كه منجر به فروپاشی رژیم گذشته گردید ماهیت انقلاب را تشكیل می‏دهد و برگشت به گذشته نامطلوب در كلیه شاخصه‏ها از آسیب‏های نظام جمهوری اسلامی به شمار می‏رود، از این رو سخن از آسیب‏شناسی انقلاب بدون مطالعه فرآیند پیروزی آن، صبغه علمی نخواهد داشت.

چكیده:

 

در اندیشه امام خمینی، علل، ماهیت و آسیب‏شناسی انقلاب سه مفهوم همبسته است. همان تقاضاهایی كه منجر به فروپاشی رژیم گذشته گردید ماهیت انقلاب را تشكیل می‏دهد و برگشت به گذشته نامطلوب در كلیه شاخصه‏ها از آسیب‏های نظام جمهوری اسلامی به شمار می‏رود، از این رو سخن از آسیب‏شناسی انقلاب بدون مطالعه فرآیند پیروزی آن، صبغه علمی نخواهد داشت. در این مقاله فرآیند جنبش انقلابی ایران در اندیشه امام خمینی، در قالب تئوری آلن تورن، بررسی شده است.

واژه‏های كلیدی:
انقلاب اسلامی، امام خمینی، ایران، آسیب‏شناسی.

مقدمه:
جامعه ایران در دو سده گذشته شاهد جنبش‏هایی بوده است كه این كشور را از دیگر كشورهای آسیایی ممتاز می‏كند. نیكی. ر. كدی ضمن اذعان به «انقلاب خیز» بودن و فراوانی شورش‏ها و قیام‏ها(2) در ایران، در صدد تبیین چرایی این ویژگی بر آمده است.1 از میان این جنبش‏ها، انقلاب اسلامی كه در سال 1357 به رهبری امام خمینی قدس‏سره به پیروزی دست یافت به دلیل دامنه وسیع آن و تأثیرات عمیقی كه به دنبال داشت از ویژگی ممتازی برخوردار است.2 بررسی چرایی پیدایش این جنبش و ماهیت آن در فهم «آسیب‏های انقلاب» ما را یاری می‏رساند، زیرا فهم آسیب‏های یك پدیده فرع بر فهم شاخصه‏ها و عناصر تشكیل دهنده آن است.

 


چارچوب تئوریك
آلن تورن معتقد است جنبش‏ها بر سه اصل اساسی استوار هستند:3 1. ضدیت یا مخالفت؛ 2. هویت؛ 3. همگانی بودن. همچنان‏كه نیل اسملسر خاطر نشان می‏سازد جنبش‏های اجتماعی معلول فشار ساختاری(1) موجود در جامعه است كه باعث ایجاد منافع متعارض در درون جامعه می‏گردد.4 پس اصل «ضدیت یا مخالفت» در اندیشه آلن تورن اشاره به عناصری دارد كه افراد جامعه با آن عناصر مخالفند، همین عناصر زمینه‏های ساختاری را برای تشكیل جنبش‏های اجتماعی و در نهایت هویت‏یابی این جنبش‏ها فراهم می‏كند. پس هر جنبشی همواره نماینده گروه‏های ویژه‏ای است كه دارای منافع مشترك بوده و برای برطرف كردن موانع ساختاری تلاش می‏كنند. «هویت» جنبش جمع جبری عناصری است كه جنبش در مخالفت با آنها شكل گرفته است. جنبش‏های اجتماعی معمولاً برای معرفی «هویت» خویش به اهداف و آرمان‏هایی چنگ می‏زنند كه از زمره ارزش‏های مطلق و مورد قبول همگان است، همانند آزادی، استقلال، عدالت، برادری و برابری كه آلن تورن برای تشریح این فرآیند از مفهوم «همگانی بودن» سود می‏جوید.5
جنبش‏های اجتماعی وقتی اصل «مخالفت» را از دست دادند دیگر نام جنبش بدانها اطلاق نمی‏گردد؛ برای مثال وقتی جنبش پیروز گردد و نظام جدیدی را پایه گذاری كند، ماهیت جنبش در گزاره‏های مثبت جلوه‏گر می‏شود، یعنی رهبران جنبش كه عمدتاً خود نیز نمادی از ماهیت6 جنبش هستند سعی می‏كنند «نظام جدید» عاری از معایب نظام قبلی بوده و موجد فشار ساختاری نباشد؛ از این رو دیدگاه‏های رهبران یك جنبش در تجزیه و تحلیل جنبش و آسیب‏شناسی نظام مبتنی بر آن بسیار اهمیت دارد. البته آسیب‏های انقلاب منحصر به عوامل موجده نیست، چون جامعه نظامی پویا است و ممكن است ارزش‏ها تغییر كرده و ارزش‏های جدیدی خلق یا جایگزین شوند؛ اما در این كه عناصر موجده انقلاب از جمله آسیب‏هاست از درجه اطمینان بالایی از صحت برخوردار است، زیرا دگرگونی ارزشی از چنان سرعتی برخوردار نیست كه در زمان كوتاه ماهیت جامعه دگرگون شود.
نكته قابل توجه این كه بهترین معیار و سنجه برای آسیب‏شناسی نظام جدید، كالبدشكافی جنبش است كه منجر به پایه گذاری نظام شده است؛ بدین ترتیب سؤال از چرایی پیدایش انقلاب اسلامی و چیستی آن و آسیب‏شناسی‏اش، سه مسأله به هم پیوسته است7 كه در این راستا در مقاله حاضر به سه سؤال ذیل پاسخ خواهیم گفت: 1. از دیدگاه امام خمینی قدس‏سره چرا مردم با رژیم شاهنشاهی مخالفت كرده و انقلاب نمودند؟ 2.ماهیت انقلاب ایران، به عبارت روشن‏تر، اصول اساسی نظام اسلامی كدامند؟ 3. چه عواملی این انقلاب را تهدید می‏كند؟ آسیب‏های نظام اسلامی مبتنی بر انقلاب 1357 از دیدگاه بنیان‏گذار این نظام كدامند؟

1. عوامل پیدایش انقلاب از دیدگاه امام خمینی قدس‏ سره
بر خلاف اندیشمندان تقلیل‏گرا كه به یك عامل در پیدایش انقلاب تأكید كرده و بر عواملی چون مذهب، اقتصاد، مدرنیزاسیون، استبداد و توطئه انگشت می‏گذارند، رهیافت امام خمینی قدس‏سره چند علتی است. برخی عوامل از دیدگاه ایشان را بیان می‏‌كنیم.
الف) استبداد و سلب آزادی: امام خمینی در تحلیل هایش از قیام مردم ایران در سال 57، یكی از عوامل عمده آن را، استبداد و اختناق شاهنشاهی و شیوه حكومتی شاه می‏دانند: «آن كه اساس این انقلاب است، آن كه اساس این انفجارها است خود این آقا (محمدرضا شاه پهلوی) است».8 امام خمینی قدس‏سره قضیه اختناق و سلب آزادی را تئوریزه كرده و فرآیند آن را چونان یك جامعه شناس بیان می‏دارند: یكی از چیزهایی كه موجب پیروزی شماها شد همین زیادی ظلم و زیادی اختناق [بود] كه این اختناق وقتی زیاد شد انفجار از آن پیدا می‏شود، دنبال یك اختناق طولانی هی عقده‏ها زیاد می‏شود و منتظرند كه یك صدایی در آید، صدای اولی، فریادی در آید. دیگران دنبالش بروند.9
امام خمینی قدس‏سره فرآیند مذكور را نه یك اتفاق و حادثه استثنایی بلكه یك «قانون» تلقی كرده و دیگر حكومت‏ها را به عبرت‏گیری دعوت می‏كند: حكومت‏ها باید عبرت بگیرند از این وضعی كه در ایران پیش آمد و بدانند كه وضع برای این بود كه محیط اختناق به طوری پیش آوردند كه اختناق انفجار آورد.10
ملت ما از آزادی‏ها محروم بود، كشور ما از استقلال صحیح محروم بود. ملت ما از این مظالم به جان آمد و قیام كرد، یك قیام اسلامی بزرگ.11

ب) ماهیت طاغوتی رژیم شاهنشاهی: از دیدگاه امام خمینی قدس‏سره هر حكومتی كه مشی اسلامی را در همه زمینه‏ها مراعات نكند و محتوای آن اسلامی نباشد طاغوت است.12 امام مفهوم طاغوت را در برابر حكومت عدل اسلامی قرار داده و می‏فرمایند: «ما امیدواریم كه با پیوستن به هم بتوانیم این طاغوت‏ها را تا آخر از بین ببریم و به جای آن یك حكومت عدل اسلامی كه مملكت ما برای خودمان باشد و همه چیزمان به دست خودمان باشد...».13 امام خمینی در سال 59 نیز گرایش جوانان ایران به اسلام و تمایل به شهادت را ادامه نهضت اسلام خواهی ملت ایران در برابر طاغوت در سال‏های قبل از انقلاب ارزیابی نموده و می‏فرمایند: «این تحولی كه الآن در كشور ما هست، همه‏اش روی این مقصد است كه از اول فریادشان بلند بود كه ما اسلام را می‏خواهیم، طاغوت را نمی‏خواهیم».14

ج) ترویج مفاسد: امام معتقد بود یكی از مسائلی كه مردم ایران را به ستوه در آورد، فساد دامنگیر نهادهای رژیم شاهنشاهی بود. البته به زعم امام خود نهاد سلطنت فساد برانگیز و ریشه مفاسد بود:
این فسادی كه در ایران پیدا شده است، همه فسادها زیر سر رژیم شاهنشاهی بود. در تاریخ از اولی كه رژیم شاهنشاهی پیدا شده است تا حالا كه ما مشاهده می‏كنیم، هر چه مفسده بود، رژیم شاهنشاهی این مفاسد را ایجاد كرده.15
این رژیم و این حكومت، حكومتی است كه می‏خواهد جوان‏های ما را فاسد كند و این مراكز زیاد فحشا و همه اطراف و همه جوانب فحشا را رواج دادن برای این است كه جوان‏ها را از دانشگاه‏ها بكشند به میخانه‏ها و به كارهای زشت و بد.16
انقلاب ایران در اثر مفاسدی است كه در هیأت حاكمه وجود دارد و همچنین بر اثر كارهای مخالف عقل است كه شاه انجام می‏دهد و خرابی‏هایی كه با دست عمال شاه در سراسر مملكت انجام می‏گیرد.17
مراكز فحشا در این كشور این قدر زیاد بود كه احصا نداشت، مراكز فساد این قدر بود كه جوان‏های ما را به فساد كشاند... كاری كردند كه ملت ما به جان آمد... و خدای تبارك و تعالی بر این ملت منت گذاشت و قیام كردند.18

د) وابستگی رژیم به بیگانه: همچنان كه نیكی. ر. كدی به خوبی نشان می‏دهد، ملت ایران به دلیل داشتن هویت ایرانی دیرینه، وابستگی به بیگانه را بر نمی‏تابد؛ از این رو این هویت دیرینه در كنار حضور سنگین یك امپریالیست، مشوق انقلاب است.19 در نظر امام خمینی قدس‏سره ، علاوه بر تأثیر عامل مذكور در قیام ملت ایران، تأثیرات منفی وابستگی از جمله به یغما رفتن ثروت‏های ملی و آگاهی ملت از این امور در پیدایش انقلاب ایران دخیل بودند: در عصر ما ملت یافت كه شاه به واسطه پیوندی كه با غرب خصوصاً با آمریكا دارد و همین طور با شرق، تمام مخازن ما را به باد داده است، بلكه نیروهای انسانی ما را نیز به هدر داده است و فهمیدند جنایات فوق العاده‏ای كه مرتكب می‏شود به واسطه پیوندی است كه شاه با ابرقدرت‏ها دارد. از این جهت ملت ما به پا خواست.20



ادامه مطلب
دوشنبه 21 بهمن 1392 

دانلود کلیپ با کیفیت عالی (فرمت: wmv ، حجم : ۳۵٫۹ مگابایت )

دانلود با کیفیت متوسط (فرمت: wmv ، حجم : ۱۶٫۸ مگابایت )

دانلود کلیپ با کیفیت پایین (فرمت: wmv ، حجم : ۱۰٫۹ مگابایت )

 



ادامه مطلب
یک شنبه 20 بهمن 1392 
شهریار و شعر انقلاب اسلامی

دیباچه ی سخن

کاوش ها و پویش ها، فرهنگ انقلاب را پیش پایمان نهاد فرهنگی که بر اسلام پویا و اصیل بنیان گرفته ، فرهنگی که ادبیاتی  با همه ی  گستردگی و با تمام  بزرگیش ، به  یادگار نهاد.

شگفتا که ، بی داشتن ادبیات ، به هیچ فرهنگی و به هیچ  جهان بینی و به هیچ مسلک اعتقادی و نظام سیاسی و حرکت اصلاحی ، و تحول آزادی بخش ، نمی توان خدمتی کرد.

اتفاقا ، فرهنگ اسلام را نیز مانند فرهنگ های دیگر ، از راه ادبیات آن باید شناخت و چون انقلاب اسلامی ایران ، بر مکتب توحید و قرآن استوار است آگاهی با متن و متون برنامه ریزی و طرح روش های تحقیق ، توفیق پیروزی در آشنایی را ممکن و فراهم می سازد !

پیشینه ی دگرگونی در سخن پردازی

حوادث شگرف اجتماعی و سیاسی ، جنگ جهان گیر اول و سال های بعدش ، زمینه جنبش و تحول را در بینش مردم کشور ایران فراهم آورد و در پهنه ادبیات نیز بحرانی با همه ی نا پیدایی ایجاد کرد ، چه این که ادبیات کلاسیک ایران ، بخصوص ادبیات منظوم با قواعد و قوانین سخت خود ، دیگر قادر نبود حیات اجتماعی معاصر را با همه پیچیدگی ها و تضادهای آن بیان کند ، این بود که در این دوره، غالب کسانی که دارای موهبت شاعری بودند از تقلید گذشتگان حتی المقدور احتراز کرده و کوشیدند که مضمون های جدید را در قالب شعری قدیم وارد کنند و جماعتی نیز به فکر انقلاب ادبی افتادند و مدعی تجدید صورت و مضمون اشعار شدند و بحث درباره انقلاب و به اصطلاح تجدد ادبی در گرفت و...

این همه ، زاییده ی احتیاج مبرمی بود که در جست و جوی راه های نو برای بیان دید و دریافت تازه از زندگی ، احساس می شد و با این که قالب و بافت تغییر نیافت ولی برخی مضامین نو مانند حمایت از ایران انقلابی ، مبارزه با استبداد شاه و اطرافیان او ،ستایش از میهن و بیان احساسات میهن پرستانه ،اظهار کینه از جهان خواران امپریالیست و نکوهش از مداخلات ناروای آنان در امور کشور ، بحث از آزادی و حقوق زنان و بحث خرافات  و ... در شعر فارسی وارد شد که معروفان و بزرگان از این گوینده ها عبارتند از سید اشرف الدین قزوینی ،علی اکبر دهخدا ،محمد تقی ملک الشعرای بهار ،جعفر خامنه ، خانم پروین اعتصامی ، علی اسفندیاری.

هم چنان که در انقلاب اسلامی که در واقع از سال 1340 شمسی شروع گردیده بود با همه خشونتی که استعمارگران و عواملشان داشتند اما تو خالی کردن جامعه از فکر اسلامی، دیگر ممکن نبود چرا که پرچمدار مبارزه، یک مرجع تقلید بود و پنجه در پنجه ی استعمار زده و مبارزه با استثمار وکاپیتولاسیون امریکا را پی می گرفت.

لذا، نویسندگان و شاعرانی هم آهنگ با مردم کوچه و بازار که ندای اسلام سر می دادند دست به فعالیت زدند؛

طبقه بندی و نقد آثار، مجال خود را می طلبد که کدامیک از سخن وران به تعهد و مسئولیتی که بر عهده شان بوده بی توجه مانده و ستم روا داشته است و آن جا که می توانسته فریاد بر آورد، ساکت مانده وبا سکوتش، آب به آسیاب دشمن ریخته است!

یعنی، در دوران سردی و سیاهی و در موقعیتی که از آن تعبیر به عصر شب می شود برخی از نویسند گان و شاعران بی تعهد، راهی را رفتند که چاپلوسی سرمایه ی آنان بود اما گروه دیگر ، خود را مجهز به نبردی سخت نمودند و با زبان استعاره و با کمک گرفتن از معانی مجازی واژه ها و کلمات ، نفرت خود را از ظلم و بیدادگری ها نشان دادند.

استاد حکیم ما، شهریار سخن ، این شاعر خردمند، از جمله بزرگانی است که در عصر اختناق به شیوه ی منطقی و ستوده ، به دور از جنجال و هیاهو ، به بیان آرا و علایق و باورهای دینی خود پرداخته از موازین اخلاقی – اسلامی ، دفاع نموده آثاری ماندگار، به جای نهاده است:

لاله از خاک جوانان می دمد بر دشت و هامون

یا درفش سرخ بر سر، انقلاب گرفتند

خرم آن مردان که روزی خائنین در خون کشیدند

زان سپس،آن روز را،هر ساله عید خون گرفتند

 (ادبیات انقلاب اسلامی صفحه47)

هم سو با استاد ، دیگران هم بوده اند که در قبال تعهد انسانی و دینی خود در مقابل رخ دادها در دهه ی چهلم و پنجاهم ، بی توجه نمانده تابلوهایی از وضع ناگوار عصر شب در قالب شعر به گنجینه ادبیات متعهد تقدیم داشته اند یعنی آقایان جواد محدثی ، دکتر مصفا ، دکتر رعدی ، فریدون مشیری ، هوشنگ ابتهاج ، مهدی اخوان ثالث ، سهراب سپهری ، اکبر اکسیر و...

و... روزی رسید که امام وارد کشور شدند و ملت به استقبال ایشان شتافتند – و سلمان هراتی نیز هدیه ی استقبال را چنین سرود:

پیش از تو آب معنی دریا شدن نداشت

شب مانده بود و جرات فردا شدن نداشت



ادامه مطلب
یک شنبه 20 بهمن 1392 



( کل صفحات : 15 )    1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >   
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

http://s5.picofile.com/file/8112807018/u.jpg

آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 79062
  • تاريخ ايجاد وبلاگ: دوشنبه 21 بهمن 1392 
  • تعداد کل نظرات : 0
  • تعداد کل پست ها : 176
  • آخرين بروز رساني : دوشنبه 9 آذر 1394 
امکانات جانبي