طلوع فجر انقلاب
Slideshow Image 1
Slideshow Image 2
Slideshow Image 3
Slideshow Image 4
Slideshow Image 5
Slideshow Image 6
Slideshow Image 7
درباره وبلاگ


با سلام هم اینک 35سال پیروزی انقلاب فرار رسید ،خوشحال که در 35سال بهار انقلاب شاهد 35طلوع فجر انقلاب بودیم .امسال با تهدید های زیاد آمریکا واستکبارستیزارن غربی روبه رو هستیم ،گزینه روی میز 75میلیون ایرانی راهپیمایی 22بهمن 1392هست تا ثابت کنیم ما گزینه روی میزمان وحدت هست ،پس بیاید تا همچون بهمن57حماسه سیاسی دیگری را در سال حماسه سیاسی رقم بزنیم

نويسنده
- چرا جنگ این گونه و با پذیرش قطعنامه ی 598 تمام شد؟

پرسش از «پایان جنگ» در واقع به «علت» آن، معطوف نیست، زیرا هر جنگی در نهایت به پایان می رسد این پرسش متأثر از ملاحظات دیگری، از جمله نحوه ی پایان جنگ و مقایسه ی آن، با وضع دیگری که جنگ می توانست در بستر آن به پایان برسد می باشد. در واقع این گونه استدلال می شود که اگر قرار بود، جنگ با راه حل سیاسی پایان پذیرد، چرا این اقدام پیش از این به ویژه پس از فتح خرمشهر انجام نشد؟ هم چنین تغییر موقعیت نظامی ایران در ماه های پایانی جنگ و پذیرش قطعنامه ی 598 یک سال پس از تصویب آن، منجر به پیدایش این پرسش شد که چرا ایران قطعنامه ی 598 را هم زمان با زمان تصویب آن، در تیرماه سال 1366 نپذیرفت؟
چنان که ملاحظه می شود، پرسش سوم بر دو مسأله متمرکز است؛ نخست، وضعیت نظامی ماه های پایانی جنگ و ابهام هایی که نسبت به آن، وجود دارد و دیگری روش پایان بخشیدن به جنگ با راه حل سیاسی و پذیرش قطعنامه ی 598 می باشد. در نتیجه این پرسش به میان می آید که تحولات نظامی جنگ چه روندی را طی کرد که در ماه های پایانی جنگ منجر به تغییر وضعیت نظامی به زیان ایران و به سود عراق شد؟
استراتژی ایران پس از فتح خرمشهر تهاجمی و با هدف دستیابی به یک منطقه با اهمیت و پایان دادن به جنگ بود. عملیات رمضان در چارچوب همین استراتژی انجام شد، ولی به نتیجه ای نرسید و موقعیت برتر ایران را که حاصل فتح خرمشهر بود، تضعیف کرد.
قدرت تهاجمی ایران که ماشین نظامی عراق و استحکامات دفاعی این کشور را در هم کوبیده بود و می توانست پشتوانه ی نظریه ی صدور انقلاب و برتری ایران در سطح منطقه قرار گیرد، لذا مهم ترین مشکل عراق و حامیانش همین امر بود. بنابراین دفاع مطلق بر روی زمین، سیاست تهاجم در هوا و دریا را دنبال می کرد. توقف و خنثی سازی قدرت تهاجمی ایران با این هدف دنبال می شد که ایران در برابر یک جنگ فرسایشی، در نهایت موافقت خود را با اتمام جنگ اعلام نماید.
افزایش توان نظامی عراق و سایر حمایت هایی که از این کشور صورت می گرفت، تدریجاً توازن نظامی را به سود عراق تغییر داد. در واقع استراتژی تهاجمی در مقایسه با استراتژی تدافعی نیازمند توان نظامی بیشتر است(1) ولی عراق در حالی که استراتژی تدافعی داشت، از برتری بیشتر نسبت به ایران برخوردار بود. در عین حال روحیه ی نیروهای ایران سبب شده بود، عراق همچنان در وضع دفاعی زمین گیر شود و قدرت تهاجمی خود را از دست بدهد، ولی برتری نظامی عراق دو خاصیت برای این کشور داشت؛ نخست، آنکه از میزان آسب پذیری نیروهای عراقی در برابر تهاجمات ایران کاسته می شد و در نقطه ی نهایی که می توانست، سرنوشت یک نبرد را مشخص سازد، برتری عراق مانع از کسب پیروزی قوای نظامی ایران می شد. علاوه بر این قوای تحلیل رفته ی ارتش عراق به سرعت بازسازی می شد و انسجام اولیه ی خود را باز می یافت، در حالی که تجدید قوای نیروهای ایران نیاز به زمان داشت و همین امر به سود عراق بود.
در این روند فتح فاو توازن نظامی را به سود ایران تغییر داد، ولی برتری نیروهای عراق و قدرت تهاجمی عراق در هوا و دریا فشار برای خنثی سازی پیروزی ایران را افزایش داد تا هزینه ی هر پیروزی بیشتر از دستاوردهای آن باشد. اگر آنچه در فاو حاصل شد، بلافاصه پس از فتح خرمشهر به دست آمده بود، قطعاً سرنوشت جنگ تغییر می یافت، ولی تأخیر در دستیایی به این پیروزی و برتری عراق در زمینه های مختلف و سایر ملاحظات، مانع از یک تحول جدی در امر جنگ شد.
تلاش برای انجام عملیات سرنوشت سازی که به نام عملیات کربلای چهار انجام شد و سپس عملیات کربلای شش تمام توان نظامی ایران را هزینه کرد و عملاً در نقطه ای که قوای نظامی ایران تحلیل رفت، عراق افزایش توان نظامی خود را آغاز کرد.* در سال 1366 قوای نظامی ایران در جنوب به بن بست رسید و سپس در خلیج فارس با امریکا درگیرشد و این بهترین فرصت برای عراق برای بازسازی توان نظامی و تغییر استراتژی از پدافند به آفند بود. بنابراین تحولات نظامی در سال 1367 نتیجه ی سرمایه گذاری عراق در سال های قبل به ویژه سال 1366 و تغییر استراتژی های این کشور با کمک مستشاری روس ها بود. (2)
ادوارد لوتواک در توضیح سه وجه از استراتژی های خصمانه معمول در جنگ ، وجه اول را که بالاترین حد تأثیر یک استراتژی ست، آن می داند که همه ی اهداف تعیین شده را تحقق می بخشد یا از دشمن شکست بخورد اگر این استراتژی موفق باشد، پیروزی به همراه می آورد و اگر دشمن دفع کند، به ناچار استراتژی های دیگر مورد استفاده قرار می گیرد که وجه دوم می باشد. این استراتژی در چرخه ی عمل و عکس العمل طرفین تأثیرات یکدیگر را خنثی می کنند و تداوم این مرحله می تواند حالت سوم یعنی «ماهیت متناقض» استراتژی را به دنبال داشته باشد که در اوج ناباوری نتایج خطرناکی را به همراه خواهد داشت. (3) در واقع در حال سوم پیش بینی تا اندازه ای دشوار است و افزایش دامنه ی جنگ به صورت تصاعدی مشاهده می شود. رخدادهای نظامی پایان جنگ بر پایه ی این توضیح مفهومی قابل درک است، در حالی که برتری در جنگ طی شش سال با ایران بود، ناگهان در عرض کم تر از پنج ماه اوضاع به زیان ایران و به سود عراق تغییر کرد.
پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران یک سال پس از تصویب آن، بیشتر متأثر از تحولات نظامی در ماه های پایانی جنگ بود که به نحو غیر منتظره ای موازنه را تغییر داد و شاید همین امر به همان میزان که در تغییر موضع ایران تأثیر داشت، در پیدایش پرسش در مورد نحوه ی پایان دادن جنگ نیز اثر گذاشت.
نظر به این که ماهیت سیاست حامیان عراق حفظ این کشور در برابر تهاجمات ایران بود و متقابلاً تلاش برای مهار تهاجمات ایران و خنثی سازی آن را دنبال می کردند، بنابراین به هر نحو ممکن از پذیرش برتری ایران و ارایه ی امتیاز به این کشور امتناع می ورزیدند و شاید همین سیاست در واقع ریشه ی طولانی شدن جنگ نوعی امتیاز به ایران و متقاعد ساختن این کشور برای پایان بخشیدن به جنگ بود. به همین دلیل اولین پیشنهاد صلح، قطعنامه ی 598 سازمان ملل در هشت ماده بود(4) که واکنش مثبت ایران را به دنبال داشت. (5) گرچه ایران این قعطنامه را رسماً نپذیرفت، ولی رد نکرد و عملاً همکاری با دبیر کل سازمان ملل را آغاز کرد تا علاوه بر چانه زنی برای جا به جایی بندهای قطعنامه، امکان اجرایی شدن آن را فراهم سازد. حاصل این همکاری این بود که به محض آنکه ایران قطعنامه ی 598 را پذیرفت، امکان اجرای آن، فراهم شد و تنها تردید عراق در پذیرش آن و حمله ی مجدد به ایران، اجرای آن را با تأخیر همراه ساخت.
توضیحاتی که در چارچوب تحولات نظامی و سیاسی بیان شد، به صورت مختصر می تواند ابعاد پرسش از نحوه ی پایان جنگ و پذیرش قطعنامه 598 را روشن سازد. مسلماً اگر ایران بلافاصه با صدور قطعنامه 598 در سال 1366 به پذیرش آن مبادرت می ورزید، باز بدان معنا نبود که پرسشی به میان نمی آمد، بلکه مجدداً این سؤال به قوت خود، باقی می ماند که چرا پیش از این چنین اقدامی صورت نگرفت؟
با بررسی اوضاع و واقعیت هایی که در صحنه ی سیاسی – نظامی جنگ واقع شده و امروز به عنوان بخشی از تاریخ جنگ و انقلاب و کشور در حافظه ی تاریخی این ملت به ثبت و ضبط رسیده است، قضاوت ها نسبت به آن، متنوع و بعضاً پر انتقاد می باشد و این وضعیت احتمالاً تا سالیان دیگر ادامه خواهد داشت، اما آیا راه حل های دیگری وجود داشت و در صورت برگزیدن آن، وضعیت به گونه ای دیگر می شد و دیگر پرسشی به میان نمی آمد؟ پاسخ آن نامشخص و کاملاً مبهم است. بنابراین به نظر می رسد، بررسی و تبیین آنچه که به هر دلیلی انجام گرفته است، در مقایسه با تأکید بر راه حل های دیگری که انتخاب نشد و اگر می شد، سرانجامِ پیامدهای آن، مشخص نیست، روش مناسب تری می باشد. امید است، در آینده هر یک از پرسش های سه گانه به صورت مستقل در کتاب های جداگانه بررسی گردد و در اختیار ملت شریف ایران قرار گیرد تا بخشی از حقایق تاریخ ایران برای نسل های آینده روشن شود.
پی نوشتها:
1- گری، کالین، همان، ص 19 و 18.
* نگاه کنید به کتاب پایان جنگ، درودیان، محمد، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ 1378.
2- همان.
3- پیترز، جان، همان، ص 11.
4- رضایی، محسن، روزنامه ی عصر آزاگان، ش 93، 10/1/1378، ص 9.
5- نگاه کنید به کتاب پایان جنگ، همان.
منبع : کتاب پرسش های اساسی جنگ



ادامه مطلب
دوشنبه 21 بهمن 1392 
1- پى آمدها و دست آوردهاى انقلاب اسلامى چه بود؟

در بهمن ماه 1357 خورشیدى، تحولى بزرگ و شگرف و از دیدگاه امام امت، «معجزه ى الهى» در تاریخ ایران و جهان اسلام و حتى جهان بشریت رخ داد كه همه ى اندیشمندان و تحلیل گران علوم سیاسى، تاریخ نگاران و سیاست مداران دنیا را به شگفتى واداشت; زیرا هیچ یك از آنان، حتى سازمان هایى كه به انبوه اطلاعات حسّاس و سرّى دسترسى داشتند، نتوانستند رخ دادن انقلاب اسلامى ایران را در چنین زمان و موقعیّت منطقه اى و در این شكل و ماهیّت، پیش بینى كنند.
تاكنون درباره ى اهمیت انقلاب، پژوهش هاى فراوانى انجام شده و هر كس به فراخور دانش و توان فكرى خود در این باره سخن گفته است، ولى مهم ترین نكته در این انقلاب، پیروزى مكتب، ایدئولوژى و فرهنگ اسلام در همه ى جنبه هاى ایدئولوژیك، سیاسى و فرهنگى بود و در یك كلام باید گفت این انقلاب، انقلاب اسلامى بود.
بررسى پى آمدها و دست آوردهاى انقلاب اسلامى به پژوهش مفصّل و تحلیل مستقل نیاز دارد كه در گنجایش این بحث نیست. این گفتار به طور فشرده به مهم ترین دست آوردها و بازتاب هاى انقلاب مى پردازد.
- دست آوردهاى انقلاب اسلامى در داخل كشور
دست آوردهاى داخلى را در چهار محور سیاسى، فرهنگى، اقتصادى و نظامى مى توان بررسى كرد:
الف ـ دست آوردهاى سیاسى
1. سرنگونى نظام شاهنشاهى
بیست و پنج قرن حاكمیت نظام شاهنشاهى بر ایران، معیارهایى را بر این كشور حاكم ساخته بود كه در هیچ یك از آن ها، سعادت، عزّت و سربلندى ملّت جایى نداشت. در فرهنگ مردم، نظام شاهنشاهى با زور، زر، تزویر، فساد، حق كشى و بى عدالتى و در یك كلام، ضدارزش ها مترادف بود كه هر یك از آن ها براى به تباهى كشاندن سرنوشت یك ملت، كافى است.
از یك سو، رژیم پهلوى به پندار حاكمیّت 2500 ساله ى نظام شاهنشاهى بر ایران، حیات و دوام خود را سنّت قطعى و محتوم تاریخى مى دانست. از سوى دیگر، سرمایه گذارى هاى امریكا و غرب در ایران، رژیم شاه را چنان مقتدر و مسلّح ساخته بود كه هرگونه تصوّر تزلزل یا سقوط آن را ناممكن مى ساخت. با این حال، انقلاب اسلامى در عینى ترین دست آورد خود، این نظام را درهم كوبید و نهال طیبه ى «استقلال، آزادى و جمهورى اسلامى» را در این كشور آبیارى كرد.
2. استقرار نظام جمهورى اسلامى
نظام هاى رایج سیاسى در نظریه هاى اندیشمندان جهان ریشه دارد كه در طول تاریخ بر اساس نیازهاى مقطعى، به آن دست یافته اند. براى نمونه، پس از تجربه ى قرون وسطى در اروپا و حاكمیت زورمدارانه ى كلیسا به نام دین، «لیبرال دموكراسى» غرب، راه كارِ كنار نهادن دین و ناكارآمد جلوه دادن آن را برگزید. در این رهگذر، با اثرپذیرى اندیشمندان مسلمان از این نظریه، كم كم اسلام به مجموعه اى از احكام فردىِ بى تأثیر و كم محتوا تبدیل شد كه در سرنوشت اجتماعى بشر هیچ نقشى نداشت.
انقلاب اسلامى، حاكمیت اسلام و ارزش هاى اسلامى را در قالب نظام جمهورى اسلامى پدید آورد و با تبلور یافتن جنبه هاى سیاسى احكام اسلام در قانون اساسى، دگرگونى هاى كلى در اصول، جهت گیرى ها و سیاست هاى داخلى و بین المللى كشور رخ داد. دو مورد از مهم ترین دگرگونى ها عبارت است از:
الف ـ شكل گیرى نظام مبتنى بر ولایت فقیه.
ب ـ افزایش نقش مردم در تعیین سرنوشت خویش با گسترش آزادى هاى سیاسى در جامعه.
3. افزایش آگاهى و بینش سیاسى مردم
دور نگه داشتن مردم از مسایل و واقعیت هاى جامعه، از سیاست هاى رژیم هاى نامشروع، براى تداوم حیات خویش است. رژیم پهلوى نیز با پى گیرى همین هدف، مى كوشید بینش اجتماعى و سیاسى مردم افزایش نیابد و جامعه هم چنان در بى خبرى و بى تفاوتى به سر برد.
با پیروزى انقلاب اسلامى، افزایش آگاهى ها و تقویت بینش سیاسى مردم به عنوان اصلى مهم در قانون اساسى جمهورى اسلامى، سرلوحه ى برنامه ریزى هاى كشور قرار گرفت. بدین ترتیب، مردم به منزله ى صاحبان اصلى انقلاب و ولىّ نعمت نظام، با ایده ها و آرمان هاى خویش به یارى حكومت اسلامى شتافتند.
4. استقلال و دگرگونى اصول سیاست خارجى
یكى دیگر از مهم ترین دست آوردهاى انقلاب اسلامى، استقلال سیاسى در كشورى است كه به گواهى تاریخ، دست كم در دوران معاصر همواره زیر نفوذ قدرت هاى استعمارى و بیگانه بوده است. پس از جنگ جهانى دوم و صف بندى بلوك غرب و شرق، امریكا به صورت قدرت خارجى بى رقیب در عرصه ى سیاست و اقتصاد ایران درآمد، به گونه اى كه سفیر امریكا در ایران به نزدیك ترین مشاور شاه و دربار تبدیل شد. امام خمینى(رحمهم الله) در وصف دولت شاهنشاهى ایران مى فرمود:
یك مملكتى كه استقلال ندارد و وابسته به غیر است و همه اش به عمل ایشان (یعنى شاه) وابسته به غیر شده، به این نمى شود گفت یك مملكت متمدن.[1]
بارى، آرمان استقلال طلبى مردم در زمان انقلاب در شعار «نه شرقى، نه غربى، جمهورى اسلامى» تبلور یافت و پس از پیروزى انقلاب اسلامى در كلام امام خمینى و متن قانون اساسى نمودار شد:
سیاست خارجى جمهورى اسلامى ایران براساس نفى هرگونه سلطه جویى و سلطه پذیرى، حفظ استقلال همه جانبه و تمامیت ارضى كشور، دفاع از حقوق مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرت هاى سلطه گر و روابط صلح آمیز با دول غیر محارب استوار است.[2]
ب ـ دست آوردهاى فرهنگى
رژیم پهلوى، برنامه ى ایده آل خود را براى آینده ى ایران بر پایه ى استقرار رژیمى به سبك غرب بنا نهاده بود. در پرتو این سیاست، معیارها و ارزش هاى غربى در عرصه هاى سیاسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى ایران حكم فرما شد و كشور به سوى فراموشى تاریخ گذشته و ارزش هاى دینى و اسلامى خویش پیش رفت. الگوى استعمار و استبداد بر «استحاله ى فرهنگى» ایران پایه ریزى شده بود و براى تحقق این هدف شوم، عرصه هاى گوناگون اجتماع مانند: هنر و ادبیات، سینما، تئاتر، رادیو و تلویزیون، مطبوعات، كتاب، سیستم آموزش كشور، مدارس، دبیرستان ها، دانشگاه ها و ... به كنترل ارزش هاى غربى درآمد. «افكار عمومى به ویژه نوجوانان وجوانان در معرض بمباران تفرقه و ترویج ابتذال و اباحى گرى قرار گرفت تا بدین وسیله، هویت اسلامى ـ ملى به فراموشى سپرده شود و فرهنگ غرب به طور تمام عیار پذیرفته شود».[3]
انقلاب اسلامى كه در درجه ى اول، یك انقلاب فرهنگى بود، با تعمیم خود باورى فرهنگى و گسترش شعایر دینى، زمینه را براى تقویت پایه هاى ایمانى مردم، كاهش بزه كارى و خطاهاى اجتماعى و پرورش نسل هاى خودباور فراهم كرد. هم چنین با عمومى كردن آموزش در سطح جامعه و افزایش سطح علمى دانش آموختگان، به رشد استعدادها و شكوفایى قدرت ابتكار مردم به ویژه جوانان، یارى رساند. افزون بر آن، با دگرگون ساختن نگرش زن مسلمان به خود و محیط پیرامون خویش، وى را به بازیابى جایگاه و نقش واقعى زنان ایرانى در خانواده و جامعه فراخواند.
ج ـ دست آوردهاى نظامى
انقلاب اسلامى، با بسیج مردم به پیروزى رسید و با پشتیبانى آنان توانست از جنگ تحمیلى گسترده و تحرك هاى تجزیه طلبانه، سربلند بیرون آید. بدین ترتیب، جمهورى اسلامى به ثبات و امنیت ملى و اعتبار بین المللى دست یافت.
بحث را با سخن امام خمینى(رحمهم الله) درباره ى دست آوردهاى دفاع مقدس به پایان مى بریم. ایشان فرموده است:
در یك تحلیل منصفانه از حوادث انقلاب... باید عرض كنم كه انقلاب اسلامى ایران در اكثر اهداف و زمینه ها موفق بوده است... حتى در جنگ، پیروزى از آنِ ملت ما گردیده و دشمنان در تحمیل آن همه خسارات، چیزى به دست نیاوردند. البتّه اگر همه ى علل و اسباب را در اختیار داشتیم، در جنگ به اهداف بلندتر و بالاترى مى نگریستیم و مى رسیدیم، ولى این بدان معنى نیست كه در هدف اساسى خود كه همان دفع تجاوز و اثبات صلابت اسلام بود، مغلوب خصم شده ایم. هر روز ما در جنگ بركتى داشته ایم... ما انقلاب مان را در جنگ به جهان صادر نموده ایم. ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده ایم. ما در جنگ، پرده از چهره ى تزویر جهان خواران كنار زدیم. ما در جنگ، دوستان و دشمنان مان را شناخته ایم. ما در جنگ، به این نتیجه رسیده ایم كه باید روى پاى خودمان بایستیم. ما در جنگ، ابهّت دو ابرقدرت شرق و غرب را شكستیم. ما در جنگ، ریشه هاى انقلاب پربار اسلامى مان را محكم كردیم. ما در جنگ، به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان دادیم كه علیه تمامى قدرت ها و ابرقدرت ها سالیان دراز مى توان مبارزه كرد... تنها در جنگ بود كه صنایع نظامى ما از رشد آن چنان برخوردار شد و از همه مهم تر، استمرار روح اسلام انقلابى در پرتو جنگ تحقق یافت.[4]
- دست آوردهاى انقلاب اسلامى در خارج از كشور
انقلاب اسلامى افزون بر دست آوردهاى داخلى، پى آمدهاى مهمى نیز براى بشر امروز و محرومان جهان به ارمغان آورد كه در مسایل استراتژیك جهان، بازتاب گسترده اى داشته است. اینك به طور گذرا، از آن ها یاد مى كنیم:
الف. جهان اسلام و مسلمانان جهان
1. تجدید حیات اسلام به عنوان نظام سیاسى برتر
2. ظهور جنبش ها و احزاب اسلامى و اصول گرایى اسلامى
3. پى ریزى یك قطب قدرت جهانى در دنیاى اسلام
ب. دیگر جهانیان
انقلاب اسلامى از یك سو سبب روى آوردن مردم جهان به دین، رشد گرایش هاى معنوى و تضعیف اندیشه هاى مادى گرایانه شد و از سوى دیگر، به الگوى مبارزه ى مردم ستم دیده در مناطق گوناگون جهان تبدیل گشت. براى مثال، پس از پیروزى انقلاب اسلامى، «الهیات رهایى بخش» به معناى پناه بردن مردم به كلیسا براى رهایى از مشكلات اجتماعى و سیاسى، در امریكاى لاتین رشد كرد و شمار انجمن هاى مسیحى سیاسى، افزایش چشم گیرى یافت.[5]
گفتنى است افزون بر دست آوردهاى یاد شده، پیروزى انقلاب اسلامى در مسایل استراتژیك منطقه اى و جهانى، بازتاب گسترده اى داشته كه ورود به آن از حوصله ى این گفتار خارج است.
پی نوشتها:
[1]. صحیفه ى نور، ج 2، ص 407.
[2]- قانون اساسى، اصل 152.
[3]. غرب زدگى، جلال آل احمد، تهران، رواق، 1365، ص 217.
[4]. صحیفه ى نور، ج 21، ص 94.
[5]. براى آگاهى بیشتر ر.ك: فیدل كاسترو و مذهب، گفتوگوى فیدل كاسترو با كشیش فرى بتو، برگردان: حسن پستا و سیروس طاهباز، تهران، نشر همبستگى، چ اول، 1367; كلیساى شورشى، كامیلو تورس، برگردان: جواد یوسفیان، تهران، نشر نى، 1368.



ادامه مطلب
دوشنبه 21 بهمن 1392 

 

 

 

تالیف: شیرین، فاطمه

تاریخ انتشار: آبان 1384

تعداد صفحات: 84

قیمت: 4000 ریال

قطع: پالتویی

نوبت چاپ: اول

شمارگان: 3000

معرفی کتاب: آگاهی از روند تحمیلی غرب زدگی، دنیامداری و دین زدایی رژیم پهلوی بر جامعه ایران، گامی به منظور شناسایی هویت و حقیقت انقلاب اسلامی است.

ارمغان این حرکت در زمره اولین آثار آشنایی و ارتباط ایرانیان با غرب بود که حتی بدون همراهی مبانی نظری و فلسفی اش - که در دوران رنسانس تقوم و تنظیم یافت- وارد فرهنگ و جامعه دینی ایران شد و پایه بسیاری از تحولات و حوادث در تاریخ معاصر ما گردید.

جشن هنر شیراز از جمله شاخص سیاست "هویت شکن"، "دین برانداز" و "ضد مذهبی" بود که پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در کشور ما دنبال می شد و در طول یک دهه برگزاری 1356-1346، نگرش های کاملا متضادی با فرهنگ اسلامی- ایرانی را به نام فرهنگ و هنر عرضه داشت. بی شک، مطالعه پاسخ و مقاومت جامعه مذهبی ایران در مقابل این کودتای ارزشی، در درک عمیق تر نهضت اسلامی مردم ایران در دهه پنجاه شمسی و هویت دینی و فرهنگی آن راهگشا خواهد بود.

مرکز اسناد انقلاب اسلامی سعی دارد، با انتشار این اثر، ضمن جبران خلا متون در این موضوع خاص، گامی دیگر در جهت شناساندن تحولات تاریخی – فرهنگی ایرن، خصوصا به نسل جوان برداشته باشد.



ادامه مطلب
دوشنبه 21 بهمن 1392 
امام خمینی(رحمت الله علیه)  و انقلاب اسلامی از منظر مقام معظم رهبری
امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی از منظر مقام معظم رهبری

تهیه کننده : سید امیرحسین کامرانی راد

عصر امام خمینی (رحمت الله علیه) از منظر مقام معظم رهبری

امام (رحمت الله علیه) كه خود درحقیقت پرچم دار بزرگ عصر جدیدی در زندگی بشر است ضمن ابراز تعجب از غفلت علمای بلاد اسلامی‌از رسالت تاریخی خود باتصریح به آغاز عصر بشریت تشنة معنویت، گرایش جوامع بشری به ارزش‌‌‌‌‌های وحی و عطش ملت‌ها به دین معنویت را‌، از ویژهگی‌‌‌‌‌های این عصر ذكر نموده می‌فرماید :
«..تعجب است كه چگونه بسیاری از علما و روحانیون كشورها و بلاد اسلامی‌از عظیم و رسالت الهی و تاریخی خود در «این عصر » كه بشریت تشنة معنویت واحكام نورانی اسلام است غافلند « و عطش ملت‌ها را درك نمی‌كنند » واز التهاب و گرایش جوامع بشری به ارزش‌‌‌‌‌های وحی بی خبرند و قدرت ونفوذ معنوی خود را دست كم گرفته‌اند. »
ولی امر مسلمین حضرت آیه الله خامنه ای ‌، با اعتقاد به اهمیت فراوان بررسی وتحلیل موضوع تحولات عمیق گسترد‌‌‌‌های كه امام (رحمت الله علیه) درعرصة جهانی پدید آوردند بارها به طرح و تبیین وتحلیل مقولة «عصر امام خمینی (رحمت الله علیه) پداخته‌اند.ایشان دراین باره می‌فرمایند:«امروز یك عصر و یك دوران جدید به وجود آمده است‌، دوران جدید راباید دوران امام خمینی (رحمت الله علیه) نامید.»
معظم له با بیان برخی ا زمهم‌ترین شاخصه‌‌‌‌‌های این دوران اضافه فرمودند:
«با آغاز دوران جدید نه تنها در ایران یا كشور‌‌‌‌های اسلامی‌مردم به باور‌‌‌‌های الهی بازگشته‌اند بلكه در سطح جهان «عقیدةمذهبی»وگرایش معنوی درمیان جوامعی كه ده‌ها سال تحت سلطة حكومت‌‌‌‌‌های ضد مذهب زندگی كرده بودند رشد نموده است. »
درجای دیگر با تصریح به این كه: «این عصر راباید عصر امام خمینی (رحمت الله علیه) نامید و ویژه‌گی آن عبارت است از بیداری و جرأت ملت‌ها در بابر زورگویی ابر قدرت‌ها... و سر بر آوردن ارزش‌‌‌‌‌های معنوی والهی » می‌فرمایند:
ما امروز نشانه ‌‌‌‌های رشد معنویت وافول مادیت را در دنیا می‌بینیم » وامروز دردنیا گرایش به دین شروع شده است » «وقرن حاضر قرن گرایش عمومی‌بشریت به معنویت ودین است. »
ایشان می‌افزایند: «آن روزی كه دین ومعنویت ضد ارزش به حساب می‌آمد ومورد استهزا قرار می‌گرفت گذشته است‌، امروز بی دینی واز اعتقاد معنوی تهی بودن یك ضد ارزش است این ویژه‌گی ‌‌‌‌های عصر جدیدی است كه امام (رحمت الله علیه) – این مرد بزرگ – پرچم آن را درجهان بر افراشت. »
و دگر باره تأكید می‌نمایند :« این دوران {عصر امام خمینی (رحمت الله علیه) دوران اسلام ودوران غلبة ارزش‌‌‌‌‌های الهی ومعنوی است‌، این دوران دوران امام خمینی(رحمت الله علیه) می‌باشد وان شاء الله جوان‌‌‌‌‌های ما این اینده را خواهند دید. »
همان‌گونه كه مقام معظم رهبری فرمودند امام (رحمت الله علیه) مبشر دوران جدیدی درتاریخ حیات بشری است كه مطالبات معنوی بشر و رویكرد دینی و مذهبی انسان بیش از ادوار گذشته وچند قرن اخیر، جلوه‌گر خواهد شد‌، البته : «امام خمینی (رحمت الله علیه) پیامبر تازه ای نبود‌، اما او از یادآوران بود‌، ازمخاطبان «انت مذكر» كه عهد فطری مردمان با خداوند را به آنان یاداوری كرد وپس از چند قرن كه از هبوط بشر در مصداق جمع كلی می‌گذشت چون اسلاف خویش از ابراهیم واسماعیل ومحمد (ص) دور‌‌‌‌ه ای از جاهلیت وعصر دیگری از دینداری زا آغاز كرد، این عصر تازه راباید عصر امام خمینی (رحمت الله علیه) نام نهاد.»
اكنون هر تحلیل‌گر بصیر ومنصفی كه تحولات چند دهة اخیر جهان را به خوبی تعقیب وبررسی نموده باشد بر این امر صحه می‌گذارد كه: «جهان امروز دردوران انتقال از یك عصر به عصر دیگری قرار دارد و تا این انتقال به انجام رسد دیگر روی ثابت به خود نخواهددید.»
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در جایی دیگر در تبیین شخصیت رهبرکبیر انقلاب اسلامی می فرمایند:
خمینی(رحمت الله علیه) تنها انسان معاصر است که حقیقت اسلام ناب را در خود مجسم ساخته است در میان انسان های غیر معصوم، خمینی(رحمت الله علیه) هیچ نظیری ندارد.
هیچ بعد ارزشی وجود ندارد مگر آن که در وجود پربرکتش تابشی کامل یافته است.
آنانی که تاسف می خورند چرا در زمان حضور ائمه معصومین نبودند تا از سرچشمه زلال وحی، قلب و اندیشه و رفتار خویش را تطهیر کنند و همان انسانی شوند که خداوند متعال درباره اشان می فرماید: خداوند از آنان راضی است و آنها نیز از او خشنود هستند...
آنانی که در حسرت دیدار مهدی آل محمد اندوه روز را به اشک شبانه پیوند می زنند...
آنانی که نگرانند که آیا اسلامی که اکنون ارایه می شود با وجود فاصله زمانی زیاد با عصر وحی، چقدر می تواند همان اسلامی باشد که خداوند آن را مظهر نعمت کامل بر بشریت می داند...
خلاصه این که همه آنانی که تشنه حقیقت در سراسر گیتی هستند بدانند خمینی(رحمت الله علیه) مژده بزرگ خداوند برای بشریت اکنون و انسان های بعد تا روز ظهور منجی کل است.
این خمینی(رحمت الله علیه) است که همه زندگیش جلوی روی ماست و همه نوشته هایش در دسترس ماست. زندگی و سخنانی که انسان هر چه بیشتر در آنها عمیق شود خداوند را به خاطر این نعمت بزرگ بیشتر شاکر می شود.
آنچه گفتیم نه به معنای انکار بزرگی بزرگان و بیقدر شمردن زحمات و مقامات معنوی آنهاست. هرگز!
منظور این است که خمینی(رحمت الله علیه) عصاره همه خوبان پیشین خود است و سخنانش جامع همه حرف های درستی است که هر بزرگی قسمتی از آن را در تارک تاریخ به ثبت رسانده است. خمینی(رحمت الله علیه) عصاره همه حقیقت هایی است که پیشینیانش به مقداری از آن دست یافته بودند.
کتاب خمینی(رحمت الله علیه) روبروی همه جهانیان تابشی بی سایه دارد. بنابر این در این عصر و روزگاران، عذر هیچ کس برای نفهمیدن، برای تردید کردن، برای فریب خوردن و گمراه گشتن با وجود این کتاب پذیرفته نیست.



ادامه مطلب
دوشنبه 21 بهمن 1392 

کى از خاطرات خیلى جالب من، آن شب اوّلى است که امام وارد تهران شدند؛ یعنى روز دوازدهم بهمن - شب سیزدهم - شاید اطّلاع داشته باشید و لابد شنیده‌اید که امام، وقتى آمدند، به بهشت زهرا رفتند و سخنرانى کردند، بعد با هلى‌کوپتر بلند شدند و رفتند.

تا چند ساعت کسى خبر نداشت که امام کجا هستند! علّت هم این بود که هلى‌کوپتر، امام را در جایى که خلوت باشد برده بود؛ چون اگر مى‌خواسشت جایى بنشیند که جمعیت باشد، مردم مى‌ریختند و اصلاً اجازه نمى‌دادند که امام، یک جا بروند و استراحت کنند. مى‌خواستند دور امام را بگیرند.

هلى‌کوپتر در نقطه‌اى در غرب تهران رفت و نشست، بعد اتومبیلى امام را سوار کرد. همین آقاى «ناطق نورى» اتومبیلى داشتند، امام را سوار مى‌کنند - مرحوم حاج احمد آقا هم بود - امام مى‌گویند: مرا به خیابان ولى‌عصر ببرید؛ آن‌جا منزل یکى از خویشاوندان است. درست هم بلد نبودند؛ مى‌روند و سراغ به سراغ، آدرس مى‌گیرند، بالاخره پیدا مى‌کنند - منزل یکى از خویشاوندان امام - بى‌خبر، امام وارد منزل آنها مى‌شوند!

امام هنوز نماز هم نخوانده بودند - عصر بود - از صبح که ایشان آمدند - ساعت حدود نه و خرده‌اى - و به بهشت زهرا رفتند تا عصر، نه ناهار خورده بودند، نه نماز خوانده بودند، نه اندکى استراحت کرده بودند! آن‌جا مى‌روند که نمازى بخوانند و استراحتى بکنند. دیگر تماس با کسى نمى‌گیرند؛ یعنى آن‌جا که مى‌روند، با کسى تماس نمى‌گیرند. حالا کسانى که در این ستادهاى عملیاتى نشسته بودند - ماها بودیم که نشسته بودیم - چقدر نگران مى‌شوند! این دیگر بماند. چند ساعت، هیچ کس از امام خبر نداشت؛ تا بعد بالاخره خبر دادند که بله، امام در منزل فلانى هستند و خودشان مى‌آیند، کسى دنبالشان نرود!

من در مدرسه رفاه بودم که مرکز عملیاتِ مربوط به استقبال از امام بود - همین دبستان دخترانه رفاه که در خیابان ایران است که شاید شما آشنا باشید و بدانید - آن‌جا در یک قسمت، کارهایى را که من عهده‌دار بودم، انجام مى‌گرفت؛ دو، سه تا اتاق بود. ما یک روزنامه روزانه منتشر مى‌کردیم. در همان روزهاى انتظار امام، سه، چهار شماره روزنامه منتشر کردیم. عدّه‌اى آن‌جا بودیم که کارهاى مربوط به خودمان را انجام مى‌دادیم.

آخر شب - حدود ساعت نه‌ونیم، یا ده بود - همه خسته و کوفته، روز سختى را گذرانده بودند و متفّرق شدند. من در اتاقى که کار مى‌کردم، نشسته بودم و مشغول کارى بودم؛ ناگهان دیدم مثل این که صدایى از داخل حیاط مى‌آید - جلوِ ساختمان مدرسه رفاه، یک حیاط کوچک دارد که محلِّ رفت و آمد نیست؛ البته آن هم به کوچه در دارد، لیکن محلِّ رفت و آمد نیست - دیدم از آن حیاط، صداى گفتگویى مى‌آید؛ مثل این‌که کسى آمد، کسى رفت. پا شدم ببینم چه خبر است. یک وقت دیدم امام از کوچه، تک و تنها به طرف ساختمان مى‌آیند! براى من خیلى جالب و هیجان‌انگیز بود که بعد از سالها ایشان را مى‌بینم - پانزده سال بود، از وقتى که ایشان را تبعید کرده بودند، ما دیگر ایشان را ندیده بودیم - فوراً در ساختمان، ولوله افتاد؛ از اتاقهاى متعدّد - شاید حدود بیست، سى نفر آدم، آن‌جا بودند - همه جمع شدند. ایشان وارد ساختمان شدند. افراد دور ایشان ریختند و دست ایشان را بوسیدند. بعضیها گفتند که امام را اذیّت نکنید، ایشان خسته‌اند.

براى ایشان در طبقه بالا اتاقى معیّن شده بود - که به نظرم تا همین سالها هم مدرسه رفاه، هنوز آن اتاق را نگه داشته‌اند و ایام دوازده بهمن، گرامى مى‌دارند - به نحوى طرف پله‌ها رفتند تا به اتاق بالا بروند. نزدیک پاگرد پله که رسیدند، برگشتند طرف ما که پاى پله‌ها ایستاده بودیم و مشتاقانه به ایشان نگاه مى‌کردیم. روى پله‌ها نشستند؛ معلوم شد که خود ایشان هم دلشان نمى‌آید که این بیست، سى نفر آدم را رها کنند و بروند استراحت کنند! روى پله‌ها به قدر شاید پنج دقیقه نشستند و صحبت کردند. حالا دقیقاً یادم نیست چه گفتند. به‌هرحال، «خسته نباشید» گفتند و امید به آینده دادند؛ بعد هم به اتاق خودشان رفتند و استراحت کردند.

البته فرداى آن روز که روز سیزدهم باشد، امام از مدرسه رفاه به مدرسه علوىِ شماره دو منتقل شدند که برِ خیابان ایران است - نه مدرسه علوى شماره یک که همسایه رفاه است - و دیگر رفت و آمدها و کارها، همه آن‌جا بود. این خاطره به یادم مانده است.

منبع : سایت خامنه ای .ای ار



ادامه مطلب
دوشنبه 21 بهمن 1392 



( کل صفحات : 15 )    1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >   
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

http://s5.picofile.com/file/8112807018/u.jpg

آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 79070
  • تاريخ ايجاد وبلاگ: دوشنبه 21 بهمن 1392 
  • تعداد کل نظرات : 0
  • تعداد کل پست ها : 176
  • آخرين بروز رساني : دوشنبه 9 آذر 1394 
امکانات جانبي