یا محمد (ص)
لبیک یا رسول الله 
 جايگاه تكريم كودكان در سيره نبوي
جايگاه تكريم كودكان در سيره نبوي
نويسنده:مصطفي دلشاد تهراني
منبع:روزنامه قدس
به طور كلي در برخوردها و رفتارهاي اجتماعي، روابطي كه انسانها با هم برقرار مي كنند تابع دو ديدگاه است. يا بر مبناي ديدگاه "كرامت" است و يا بر مبناي ديدگاه "اهانت" است. بر اساس اين دو نوع نگرش، روابطي كه انسانها با هم دارند يا مبتني بر "تكريم" و گرامي داشتن است و يا مبتني بر "استخفاف" و حقير شمردن. در يك نگاه، انسان موجودي است با ارزش و شريف و صاحب كرامت ذاتي و "حاصل بر و بحر" و در نگاه ديگر موجودي است بي ارزش و حقير و فاقد كرامت ذاتي و صرفاً طبيعي. هر گونه كه انسان را تلقي كنيم، همان گونه با او برخورد مي كنيم. اگر انسان را موجودي صاحب كرامت بدانيم، تلاش مي كنيم اين كرامت را در او تقويت كنيم و به عكس، اگر ديگران را بي كرامت بدانيم، از سر تفرعن، آنان را كوچك شمرده، مورد اهانت و حقارت و استخفاف قرار مي دهيم. خداوند در مورد كرامت ذاتي انسانها، در آيه 70 سوره اسراء فرموده: "و لقد كرمنا بني آدم" (ما فرزندان آدم را - نوع انسان را - كرامت بخشيديم) و همچنين فرعون را، به عنوان نمونه نگرش و برخورد تحقير آميز با انسان معرفي كرده است: "فاستخف قومه فاطاعوه انهم كانوا قوماً فاسقين."
او (فرعون) قومش را استخفاف كرد، پس اطاعتش كردند كه آنها قومي فاسق بودند. فرعون، سمبل برخورد تحقيرآميز با انسان است كه بقاي نظام فرعوني و مناسبات سلطه و استثمار و استحمار، جز در چهارچوب تهي كردن انسانها ميسر نمي شود.
بنابراين، در برخورد با انسان دو ديدگاه وجود دارد:
1- ديدگاه "الهي" كه انسان را با كرامت مي داند و نحوه برخورد با انسان را برخورد از سر تكريم مي خواهد.
2- ديدگاه "فرعوني" كه انسان را براي اين كه به زير سلطه بكشد، استخفاف مي كند او را حقير مي داند و دست به تحميقش مي زند، كه اگر انسان خرد شد، خفيف شد، سبك شد، تن به هر خواري و پستي مي دهد.

تكريم كودكان در سيره پيامبر (ص)

با حفظ و رشد كرامتهاست كه امكان اصلاح و سير صعودي فراهم مي شود و اين كه در سيره نبي اكرم آن همه تأكيد بر تكريم كودكان وجود دارد يك جهتش جنبه تربيتي آن و اصلاح مناسبات اجتماعي بر اساس تكريم است. "جامعه فاضله"، جامعه صاحب كرامت است و نقطه مقابل آن "جامعه فاسقه " است كه جامعه اي است فاقد كرامت. بنابراين از مسايل مهم در سيره اجتماعي پيامبر (ص)، تكريم كودكان است تا انسانهايي رشد يابند كه گوهر كرامتشان آنان را "سالم"، "صالح" و "قائم به حق" بدارد. آن حضرت از همين رو مي فرمود: "أكرموا اولاد كم و أحسنوا آدابكم."
فرزندان خود را كرامت كنيد و با آداب نيكو با آنها معاشرت نماييد.
تأكيد حضرت بر احترام فرزندان و رعايت برخوردهاي احترام آميز با آنان، براي اين است كه شرافت ذاتي آنها سركوب نشود. رفتار مبتني بر روشهاي پسنديده و گرامي داشتن كودكان است كه آنها را افرادي مستقل، آزاده، محكم، با شرافت و صاحب فضيلت مي سازد. اگر كودك كرامت ديد و شخصيت حقيقي اش احترام شد، راست و مستقيم و با فضيلت مي شود و چنانچه مورد تحقير واهانت قرار گيرد، رشد فضايل در او متوقف شده، به انحراف و كجي مي گرايد. پيامبر كرامت مي فرمود: "وقتي نام فرزندتان را مي بريد او را گرامي داريد و جاي نشستن را براي او توسعه دهيد (و احترامش كنيد) و نسبت به او رو ترش نكنيد".
او خود به تمام معنا كودكان را گرامي مي داشت، چنان كه سيره نويسان نوشته اند: وقتي كودك خردسالي را براي دعا يا نامگذاري به حضور پيامبر (ص) مي آوردند، حضرت براي احترام كسانش، او را به آغوش مي كشيد و در دامن خود مي نهاد.
حساسيت او نسبت به كودكان و نوع رفتارش مايه شگفتي مردمش مي شد. عبدا... بن سنان از امام صادق (ع) نقل كرده است كه: پيامبر نماز ظهر را با مردم به جماعت گزارد و دو ركعت آخر را به سرعت به پايان رساند؛ پس از نماز، مردم گفتند اي رسول خدا آيا در نماز پيشامدي شد؟ حضرت گفت: مگر چه شده؟ گفتند: دو ركعت آخر را با سرعت ادا كرديد. فرمود: مگر صداي شيون و گريه كودك را نشنيديد؟
همچنين نقل شده است كه پيامبر نشسته بود. حسن و حسين وارد شدند، حضرت چون آنها را ديد به احترامشان از جا برخاست و به انتظار ايستاد، كودكان در راه رفتن ضعيف بودند، لحظاتي چند طول كشيد، نرسيدند، رسول اكرم (ص) به طرف كودكان رفت و از آنان استقبال نمود، آغوش باز كرد و هر دو را بر دوش خود سوار كرد و به راه افتاد و در همان حال مي گفت: فرزندان عزيز مركب شما چه خوب مركبي است و شما چه سواران خوبي هستيد.
اين برخوردهاي رسول خدا (ص) در كرامت كودكان، مختص به حسن و حسين كه جايگاه ويژه اي داشتند، نبود. رفتار او با همه كودكان از موضع تكريم آنها بود. در رفتار آن حضرت نوشته اند موقعي كه رسول اكرم (ص) از سفري مراجعت مي كرد و در راه با كودكان مردم برخورد مي كرد به احترام آنها مي ايستاد، سپس امر مي فرمود كودكان را مي آوردند و از زمين بلند مي كردند و به آن حضرت مي دادند. رسول خدا بعضي را در آغوش مي گرفت و بعضي را بر پشت و دوش خود سوار مي كرد و به اصحاب خود نيز مي فرمود: "كودكان را در آغوش بگيريد و بر دوش خود بنشانيد". كودكان از اين صحنه مسرت آميز بي اندازه خوشحال مي شدند و اين خاطرات شيرين را هرگز فراموش نمي كردند چه بسا پس از مدتي دور هم جمع مي شدند و اين ماجرا را براي يكديگر بازگو مي كردند. اين صحنه ها در كرامت كودكان در تاريخ بشر بي نظير است. تاريخ به ياد ندارد كه رهبري مذهبي - سياسي، آن هم مانند رسول خدا (ص) با كودكان اين گونه رفتار كرده باشد. سيره نويسان به درستي و با دقت تعبير كرده اند: "والتلطف بالصبيان من عادة رسول ا... (ص)" (لطف و عنايت و توجه به كودكان از عادت رسول خدا بود). آن وجود گرامي در جهت تكريم كودكان، به آنان سلام مي كرد و توصيه مي كرد كه به اين عمل او تأسي شود؛ أنس بن مالك گويد: ما كودك بوديم كه رسول خدا بر ما گذشت و فرمود: "سلام بر شما كودكان" و امام باقر (ع) نقل كرده است كه رسول خدا (ص) مي فرمود: "پنج چيز است كه تا لحظه مرگ آنها را ترك نمي كنم؛ يكي از آنها سلام كردن به كودكان است، (و در انجام اين اعمال مراقبت دارم) تا پس از من به صورت سنتي بين مسلمانان بماند و معمول شود".

 


ادامه مطلب
[ جمعه 17 بهمن 1393  ] [ 7:42 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
چرا پيامبراعظم صلي الله عليه و آله الگوي جهانيان است؟
چرا پيامبراعظم صلي الله عليه و آله الگوي جهانيان است؟
نويسنده:زهرا رضاییان
منبع:روزنامه کیهان
بشر امروز نيازمند الگويي است كه او را از اين روزمرگي نجات دهد، الگويي كه او را فراتر از تفسير مادي حيات ببرد و اين الگو رفتار و كردار پيامبر خاتم حضرت محمد(صلي الله عليه وآله) است. دانستن تاريخ دقيق ولادت و وفات آن حضرت، روزهاي زندگي، تعداد همسران يا فرزندان و جنگهاي حضرت و.. گرچه مفيد است اما آنچه امروز بدان نياز داريم دانستن اصول اخلاقي اوست. شناخت ماهيت حركت و دعوت او. رفتار و كردار پيامبر(ص) در همه جهات براي همگان الگو و اسوه كامل است. از رفتارهاي فردي اش: ادب ورزي، امانتداري، پوزش پذيري، حق گرايي، حياورزي، راستگويي، خوش خلقي، فروتني و... تا رفتارهاي اجتماعي اش: قانون مداري، گشاده دستي، گشاده رويي، مشورت پذيري، همزيستي با اقشار مختلف اجتماع و... از عبادتش با خدا تا رفتارش با طبيعت همه و همه الگو و سرمشق است كه براي رسيدن به سعادت دنيوي و اخروي مي توان به آن تمسك جست. قرآن پيامبر(ص) را اسوه و الگويي معرفي مي كند كه پيروي از او سعادت دنيا و آخرت را به همراه دارد كه براي رسيدن به اين سعادت بايد در همه زمينه ها او را الگو قرار داد. اسلام دين خاتم است كه سرانجام بر جهان حاكم خواهد شد. پيامبر اعظم(ص) نيز آخرين فرستاده و رسول خداست كه براي هدايت بشر آمده است، لذا تنها پيامبر مسلمانان نبوده و نمي باشد بلكه پيامبر جهانيان است و رسالتش هدايت تمامي انسانهاست پس در حقيقت الگو و سرمشقي براي جهانيان مي باشد. مقاله حاضر كه از مركز فرهنگ و معارف اخذ گرديده درصدد تبيين اين موضوع است كه از نظر خوانندگان عزيز مي گذرد.

نقش الگو در خودسازي و جامعه سازي

در خودسازي فردي و تربيت هاي اجتماعي، «نمونه عملي» سهم عمده اي را بازي مي كند. نمونه عملي در حقيقت همان الگوها و سرمشق هايي است كه آرمان ها و وعده وعيدهاي يك مكتب در وجودشان تبلور يافته است. الگوگيري، روش و سيره همه انسان ها است. انسان از هنرها و ارزش هاي ديگران متأثر شده و خو مي پذيرد. الگوها در حقيقت آيينه تمام نماي صفات الهي اند كه بر همگان حجت و راهنما باشند.در شيوه معرفي الگو، ارزش هايي كه آدمي را به كمال مي رساند مطرح شده و نمونه عيني آن ها به تصوير كشيده مي شود. لذا بهترين و پايدارترين اين شيوه بهترين روش براي ترويج حق است كه پس از گذشت سالها و حتي قرن ها، هم چنان ارزش خود را حفظ كرده است اما شيوه هايي كه از حقيقت و واقعيت تهي باشند، با گذر چند صباح بي رنگ شده و رسوايي آنها آشكار خواهد شد.

پيامبر(ص) اسوه حسنه

انسان موجودي است كه بر روي زمين زندگي مي كند و با ملائكه تفاوت بسيار دارد، پس پيامبري كه براي هدايتش آمده و مي خواهد الگوي او در زندگي واقع شود بايد موجودي زميني و از ميان خود انسان ها باشد اما خوي ملكوتي داشته باشد. همچنان كه خداوند به اين امر نيز اشاره مي كند كه اگر پيامبر خود را از ميان فرشتگان انتخاب مي كرديم او را انسان مي آفريديم و بر او همان لباسي كه مردم پوشند مي پوشانديم (انعام/9) پس حالا كه انسان است پيامبر او بايد ملكوتي باشد «قل انما انا بشر مثلكم يوحي الي...» (كهف/110) بگو من نيز همانند شما بشر هستم كه بر من وحي فرود مي آيد...» در حقيقت قرآن با اين بيان، بهانه را از بهانه جوها مي گيرد و مي فرمايد تنها بشر است كه مي تواند الگو و پيامبر بشر قرار گيرد و انبياء گذشته هم از ميان انسان ها بودند: «هيچ پيامبري قبل از تو نفرستاديم جز اين كه همانند مردم غذا مي خوردند و در بازارها راه مي رفتند...» (فرقان/20) پيامبر چون انساني ملكوتي است مي تواند الگوي انسان قرارگيرد و انسان ها را به سوي خدا پرواز دهد.
اگر با ديده حقيقت بين بنگريم جالب ترين، پاك ترين و ارجمندترين دفتر در همه تاريخ بشر، آن دفتري است كه تاريخ زندگي انسان كامل يعني پيامبراعظم(ص) در آن درج شده است، تاريخي كه زيباترين ارمغان ها براي هوشمندان روشن دل بوده و درخشان ترين گوهر گرانبها براي كاوشگران است. خداوند سبحان در زيباترين سخن خود رسول الله(ص) را الگوي تمام نماي حق بيان كرده و تمام انسان ها را به تماشاي اين سيماي الهي و الگوگيري از سيره اش فراخوانده است: «لقدكان لكم في رسول الله اسوه حسنه...» (احزاب/21) قطعاً براي شما رسول خدا مقتدا و اسوه زندگي است..»
پيامبر اعظم(ص) به عنوان آخرين پيامبر كه كامل ترين دين را در اختيار بشر نهاده در ميان پيامبران الهي همانند خورشيد مي درخشد؛ چرا كه هم اولوالعزم است و رسالت جهاني دارد و هم صاحب كتاب و شريعت مستقل است كه هم اصول اديان پيشين را نه نسخ، بلكه تصديق و تكميل مي كند و هم راه جديدي را پيش پاي انسان مي نهد. او بشري است كه چون ديگران مي خورد، مي آشامد و بر زمين خدا در پي روزي تلاش مي كند. انساني كه ازدواج مي كند و حتي در غم از دست دادن فرزندش مي گريد، همان گونه كه قرآن اشاره مي فرمايد بشري است مانند ديگران: «قل انما انا بشر مثلكم... (كهف/110) بگو من بشري چون شما هستم...» اما اين بشر داراي ويژگي هاي خاصي است كه از جمله اين ويژگي ها متصل بودن به سرچشمه وحي است. خداوند او را برگزيده و تعليم داده لذا همه رفتار و گفتارش منطبق بر وحي است و سخني از خود نمي گويد: «... يوحي الي.... (فصلت/6) به سوي من وحي مي شود...» هرگز از روي هواي نفس سخن نمي گويد و گفتارش جز وحي خالص نيست و خداوند تعليم او را به عهده گرفته است. «وما ينطق عن الهوي¤ ان هو الا وحي يوحي¤ علمه شديد القوي» (نجم/5) بشري معصوم از خطا و گناه كه هرگز لغزشي از او سرنمي زند و گفتار و رفتارش الهي و آموزنده است. بزرگ مردي كه هيچ كس به عظمت خلق و خوي او نمي رسد «و انك لعلي خلق عظيم؛(قلم/4) و در حقيقت تو بر نيكو خلقي عظيم آراسته اي.» كه در راه هدايت انسان ها و رساندن آنها به حق و دست گيري از آنها تا آنجا به تلاش و تكاپو مي پردازد كه خدايش به او تسلي مي دهد: «طه¤ ما انزلنا عليك القرءان لتشقي» (طه/2) اي رسول ما قرآن را نازل نكرديم كه خويشتن را به رنج در افكني» و از گمراهي ره گم كردگان بقدري متأسف مي شود كه خدا او را اين گونه مورد خطاب قرار مي دهد:
«اي رسول نزديك است كه اگر امت تو به قرآن ايمان نياورند جان عزيزت را از شدت حزن و تأسف بر آنان هلاك سازي.» (كهف/6)

ويژگي هاي پيامبر(ص) براي اسوه بودن

اخلاق نيكو

قرآن در ستايش خلق و خوي نيك پيامبر مي فرمايد: «در حقيقت تو بر نيكو خلقي عظيم آراسته اي.» (قلم/4) نيكوترين جلوه انسان همان جلوه خدايي است يعني مظهر جلوه هاي الهي مي شود و خليفه و جانشين صفات خدايي در روي زمين قرار مي گيرد. چنان كه در روايتي آمده است:«حسن الخلق، خلق الله الاعظم؛(1) معيار خلق نيكو خلق الله است.» اخلاق نيكو و كردار پسنديده سرمايه اي زوال ناپذير است. عامل مهم موفقيت پيامبر اكرم در ابلاغ رسالت خويش، همين بوده است يعني خلق و خوي خوش آن حضرت كه توانست افراد را به سوي او جذب نمايد چنان كه تا پاي جان به حضرت عشق و علاقه پيدا كرده بودند. حضرت مي فرمايد:«براي آن مبعوث شدم كه مكارم اخلاق را به غايت برسانم.» (2) اين خلق و خوي نيك و صفات حسنه در حقيقت ريشه در عقيده آن حضرت به خدا و توجه به مبدأ كمالات داشت. خداوند در قرآن به اين مطلب اشاره كرده و مي فرمايد:«و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا... عنكبوت/ 69) كساني كه به سوي ما تلاش كنند ما آنها را رهنمون خواهيم بود.»

پايداري و قاطعيت

براي بدست آوردن آرمان ها و اهداف بزرگ بايد سختي ها را تحمل كرد و رنج برد.
همواره دو نيروي حق و باطل درمقابل يكديگرصف آرايي كرده اند «و ما ارسلنا من قبلك من رسول و لانبي الا اذا تمني القي الشيطان في أمنيته ... (حج/ 52) هيچ پيامبري را نفرستاديم جز اين كه شيطان درمقابل آرزوهاي او مانع ايجاد كرد...» بزرگ ترين آرزوي پيامبر هدايت مردم به راه حق است و شيطان در برابر اين آرمان مخالفت مي كند و موجب انحراف انسان ها از مسيرحق مي شود. براي مقابله با اين توطئه ها مقاومت و روحيه با صلابت لازم است. پس از هجرت رسول الله (ص) به مدينه و قدرت پيدا كردن مسلمانان، آنان بر اساس دستور حضرت براي دستگيري كاروان تجارتي ابوسفيان از مدينه بيرون مي آيند و انگيزه شان به دست آوردن غنيمت است، اما خداوند اين چنين مقرر مي كند كه آنها با كاروان مسلح كه از مكه براي حمايت كاروان آمده بودند، درگير شوند و اين درگيري منجر به شكستن عظمت و شوكت كفار شود. اين پايداري رسول خدا (ص) و مسلمانان در جنگ بدر موجب عظمت اسلام و اعتلاي كلمه حق مي شود:
«به خاطرآور زماني كه خدا يكي از دو كاروان را براي شما وعده مي داد. شما مي خواستيد با كاروان غير مسلح برخورد كنيد، ليكن خداي سبحان مي خواست حق را پايدار كند و ريشه كفار را از جا بر كند.» (انفال / 7)
ريشه كن شدن كفار بايد به دست انسان هاي موحد صورت پذيرد تا پايداري آنها در راه حق روشن شود. هم چنان كه خداوند مي فرمايد:« اگر دفاع مجاهدان نباشد تمام مراكز عبادي و ديني مانند صومعه ها، كنيسه ها كليساها و مساجد كه اسم خدا درآن زياد برده مي شود، منهدم مي شوند.... (حج/ 40) و رسول خدا (ص) در راه آرمان الهي بقدري پايداري و استقامت كرد كه وقتي از او سؤال شد چگونه اين مقدار زود پير شدي؟ فرمود: سوره هود به خاطر اين آيه دستور مقاومت مي دهد و سوره واقعه مرا پير كرد. (3)
قاطعيت رسول خدا(ص) در اجراي فرامين الهي و امور گوناگون يكي ديگر از جنبه هاي وجودي حضرت است كه مي تواند به عنوان اسوه و الگو، سرمشق انسان ها قرار گيرد. از جمله صلابت و قاطعيت حضرت در اجراي فرامين الهي مي توان به رويارويي سپاه اسلام با روميان درجنگ تبوك اشاره كرد كه درگرماي شديد تابستان حجاز صورت گرفت، درحالي كه عده اي كارشكني مي كردند و خداوند در سوره توبه از آن ياد مي كند«... و قالوا لاتنفروا في الحر قل نار جهنم اشد حرا لو كانوا يفقهون؛ (توبه/81) و مي گفتند درگرماي تابستان به سوي جبهه حركت نكنيد، بگو آتش جهنم سوزان تر است اگر آنها مي فهميدند.»

رعايت حقوق ديگران و تحقق عدالت

از ديگر ويژگي هاي رسول خدا(ص) رعايت حقوق ديگران و تحقق عدالت است كه درحيات پربار ايشان نقش برجسته و آشكاري دارد. همواره با افراد آن گونه برخورد مي كرد كه استحقاق آن را داشتند و آن جايي كه استحقاقي دركار نبود حتي در نگاه كردن هم تفاوتي قائل نمي شد. (4) اما آنجا كه مسئله استحقاق مطرح مي شد آن را رعايت كرده و معيار عدل قرار مي دادند، همچنان كه هنگام تقسيم غذا ميان اهل صفه، آن را به كساني كه بيشتر نياز داشتند مي داد. (5) حضرت اختياردار امور مسلمانان و بيت المال آنان بود و اگر چيزي اضافه مي آمد كه مورد هزينه اش پيدا نمي شد و شب فرا مي رسيد، به منزل برنمي گشت تا مستحق آن را پيدا كند و مسئوليت را انجام داده و فارغ البال به منزل بازگردد.» (6)

شجاعت وخطرپذيري

براي رسيدن به اهداف بزرگ بايد خطرهاي بزرگ را از سر راه برداشت. انسان هاي جسور و شجاع كه در آغوش خطر پرورش مي يابند، مسئوليت هاي بزرگ و پرخطر را تقبل مي كنند. هر مقدار آرمان، بزرگ تر باشد خطرها نيز بيشتر است و انبياء كه بزرگ ترين تحول عقيدتي و اجتماعي و سياسي را در جامعه دنبال مي كردند، بيشترين مخالفت ها و جنگ ها را نيز در مقابل داشتند. رسول خدا(ص) براي به ثمر رساندن رسالتش كه جهاني بود از هيچ خطري نترسيد و حتي در شب ليله المبيت نيز با توكل به خدا بدون هيچ ترسي از خانه خارج شد و راه هجرت درپيش گرفت و در طول 10 سال اقامت در مدينه حدود 27 جنگ همچون بدر، احد، احزاب، خيبر، حنين و... را فرماندهي كرد. رسول خدا(ص) براساس رهنمود و دستور خداوند سبحان مسئول است سخت ترين خطر را پذيرا باشد: در راه خدا قتال كن، كسي جز تو بر اين مسئوليت مكلف نيست.»( نساء 84) شجاعت و خطرپذيري حضرت تا بدان جا بود كه امام علي (عليه السلام) مي فرمايد:«هنگامي كه رو در روي دشمن قرار مي گرفتيم و جنگ سخت مي شد، به رسول الله پناه مي برديم.»(7)

تلاش و سازندگي

خداوند در قرآن انسان را از سرگرم شدن به زندگي دنيا و متاع آن نهي كرده و مي فرمايد:«و لاتمدن عينيك الي ما متعنا به ازواجا منهم زهره الحيوه الدنيا...(طه/ 131) چشمان خويش را به آنچه كه متاع دنيا به حساب مي آيد و ما برخي را از آن بهره داده ايم، خيره مكن كه اينها شكوفه اي بيش نيستند.» اما اين معناي آن نيست كه آدمي دست از تلاش و كوشش بردارد و تنها به عبادت خدا مشغول شود. انسان درعين حال كه زاهد است مي تواند پرتلاش باشد چرا كه خدا دستور تلاش و سازندگي مي دهد: «او خدايي است كه زمين را رام شما قرار داده است، ليكن براي بدست آوردن روزي حلال بايد بر دوش آن (زمين) سوار شويد تا روزي حلال به كف آريد.» (ملك/15) رسول خدا(ص) زاهدترين انسان بود چنان كه در روايت است نان سفره وي تا هنگام رحلت نان جو بود (8) اما در عين حال پرتلاش ترين انسان نيز بود. يكي از پيام هاي اسلام تلاش و سازندگي اجتماعي است تا آنجا كه كسي كه با دسترنج خود زندگي اش را تأمين مي كند همانند كسي مي داند كه در راه خدا جهاد كرده است. (9) اين رهنمود دين در حقيقت دعوت مسلمانان به توسعه اجتماعي و سازندگي است تا خودكفا بوده و وابسته به بيگانگان نباشند و اين در سيره رسول خدا(ص) آشكار و بارز بود.

هم گرايي و دوري از تفرقه

وجود آدمي به گونه اي است كه ازسويي به نور و صداقت وصفا گرايش دارد و ازسوي ديگر به انحصارطلبي و نزاع و ستيز، هم چنان كه قرآن نيز مي فرمايد: «فالهمها فجورها وتقويها» (شمس/8) شناخت تقوا و فجور در درون انسان نهاده شده است.»
در جوامع مختلف با وجود پيامبران، اختلاف ها و جنگ ها رواج داشته و مردم به خاطر ايمان نياوردن، از بسياري از فضايل بي بهره بوده اند. رسول خدا(ص) توانست از جامعه بي فرهنگ جاهلي كه افتخار آن، ستيز و غارتگري بود جامعه اي متعهد متشكل و همگرا و صميمي ايجاد كند و اين همان عمل به فرمايش قرآن است كه مي فرمايد: «واعتصموا بحبل الله جميعا ولاتفرقوا» (آل عمران /103) همه با هم به ريسمان ايمان متمسك شويد و جدايي و تفرقه ايجاد نكنيد...»
پيامبر(ص) همواره سعي مي كرد تا مردم را با يكديگر متحد و دوستي و برادري آنان را مستحكم نمايد. اصلاح ميان مردم و رفع اختلافات ميان آنان، يكي ديگر از كارهاي پيامبر براي ايجاد وحدت و يگانگي در جامعه بود. پيامبر به اهميت و نقش وحدت و يگانگي مردم درپيشبرد اهداف اسلام و دستيابي به مقصد والاي آن آگاهي كامل داشت و اتحاد را در نيرومندي مسلمانان موثر مي دانست لذا براي ايجاد وحدت در جامعه نوپاي اسلامي تلاش هاي جدي و پيگيري مي نمود. جامعه ساخته شده توسط پيامبر اين حقيقت را در خارج متبلور ساخت كه خدا مي فرمايد: «مؤمنان پايداري كنند و با هم مقاومت كنند و با هم مراوده داشته باشند و تقوا پيشه كنند تا شايد به رستگاري برسيد.» (آل عمران/200)

برخورد با خانواده

سيره رسول خدا(ص) درنهاد خانواده نيز براي ديگران الگو است. آن حضرت به افراد آسيب پذير جامعه كه زنان از جمله آنان مي باشند، مهربان ترين بود و همواره ديگران را به دوري از ظلم بر دو گروه برحذر مي داشت: زنان و يتيمان (10) مهرباني و احسان به همسر خويش را بهترين معيار فضيلت مي دانست و مي فرمود: «بهترين شما نيكوكارترين بر خانواده اش است و من نيكوكارترين به خانواده خويش هستم.» (11)
با همسران خود با عطوفت و عدل رفتار مي كرد و ترجيح بين آنها قائل نمي شد و در مسافرتها به قيد قرعه يكي از آنها را همراه خود مي برد.

برخورد با كودكان و جوانان

رسول خدا(ص) در برخورد با كودكان همواره ابعاد وجودي و روحي آنان را در نظر گرفته و با آنان رفتاري سرشار از عطوفت و مهرباني و انس و شادابي داشت. با آنان با كمال ملاطفت برخورد مي كرد و به استعدادهاي فطري آنان توجه مي نمود. در برخورد با كودكان، خود را همسان آنان قرار مي داد. امام حسن و حسين(عليهماالسلام) را بردوش خود سوار مي كرد و به آنها مي فرمود: خوب مركبي داريد و شما هم سواران كار خوبي هستيد. (12) مهرباني با كودكان، سيره رسول الله بود.(13) همواره تلاش مي كرد تا آنها را خوشحال كند و خواسته هاي آنان را اجابت مي نمود.(14)

جوانان از ديدگاه پيامبر

درنگاه پيامبر(ص) دوره جواني نيز از اهميت خاصي برخوردار بود. رسول خدا جوانان را به خوبي درك مي كرد و به گرايش هاي آنان توجه داشت. در جامعه اي كه رسول خدا آن را بوجود آورده، امر ازدواج به سهولت انجام كارهاي روزمره بود؛ مشورت كردن با جوانان در موارد مختلف و پرورش عزت نفس آنها، كمك به شكوفاكردن استعدادهاي دروني توسط جوانان، آموزش آنان و مسئوليت دادن به آنها تنها گوشه اي از رفتار نبي اكرم(ص) با جوانان بود. (15) به همين جهت بود كه ياران پايدار حضرت، جوانان بودند كه وي را در راه اعتلاي توحيد ياري نمودند.

برخورد با زنان

زنان حداقل نيمي از جمعيت جامعه را تشكيل مي دهند كه تاكنون جوامع و تاريخ با آنها برخوردهاي مختلفي داشته است اما درهيچ كجاي تاريخ رفتاري به لطافت رفتار رسول خدا در مورد زنان ديده نشده است.- پيامبر اعظم با الهام از وحي الهي بسترهاي رشد و بالندگي را در زنان بوجود آورد و آنها را از ذلت ها، بي هويتي ها، تحقيرها، محدوديت ها و بردگي نجات داد، به گونه اي كه زنان همدوش مردان آزادانه با حفظ حرمت و كرامت خويش در اجتماع حضوريافتند، حتي در جنگ ها نيز همراه سپاه اسلام زناني بودند كه با امدادرساني و حتي دفاع شركت مي كردند. رفتار الهي رسول خدا براي زنان همانند مردان كرامت، شرافت و آزادي را به ارمغان آورد و محدوديت نابه جا، خشك، بسته و بي روح را از بين مي برد. رسول خدا به زن آزادي همراه با كرامت داد تا در بسترهاي سياسي و اجتماعي و فرهنگي حضور يابد. (16)

 


ادامه مطلب
[ جمعه 17 بهمن 1393  ] [ 7:42 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
کار و اشتغال در سیره پیامبر اعظم (ص )
کار و اشتغال در سیره پیامبر اعظم (ص )
نويسنده:غلامرضا نادمی گرو
منبع:روزنامه قدس

1) زمينه رستگاري

در بينش توحيدي اسلام، كار و اشتغال يك ارزش شمرده مي شود و تلاش بيشتر در كارهاي دنيوي و اخروي، زمينه سعادت و رستگاري افراد را در دنيا و آخرت فراهم مي نمايد و آنان را تا درجه جهادگران در راه خداوند بالا مي برد. رسول اكرم(ص) مي فرمايد: «كسي كه براي تأمين معاش خانواده اش تلاش مي كند، همانند مجاهد در راه خداست»

2) تأمين مخارج زندگي

يك مسلمان با پيش گرفتن كسب حلال، مخارج زندگي خود را تأمين نموده و تا حدودي از فقر اقتصادي، اخلاقي و فرهنگي خود و جامعه مي كاهد.

3) وسيله ارتباط سالم

اشتغال به كار، افراد را در زندگي تحت يك برنامه منظم و منسجم قرار داده و آنان را در روابط اجتماعي و معاشرت با ديگران ياري مي نمايد.


ادامه مطلب
[ جمعه 17 بهمن 1393  ] [ 7:42 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
رفتار پيامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) با پيروان اديان
رفتار پيامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) با پيروان اديان
نويسنده:دكتر محمد منصورنژاد
منبع:روزنامه جوان
اشاره: رفتار پيامبر اعظم(ص) با پيروان ساير اديان اعم از مسيحى و يهودى در صدر اسلام موضوع مقاله اى بود كه نويسنده در كنفرانس وحدت اسلامى كه هفته گذشته در تهران برگزار شده ارايه كرد. در اين مقاله به تعامل مسلمانان با اهل كتاب از منظر رفتار نبوى پرداخته شد و چنين نتيجه گرفته شده كه پيامبر اسلام با اهل كتاب چه در زمانى كه در موضع قدرت بودند و چه در ساير ايام تعامل مثبت و سازنده داشتند تا حدى كه برخى از نخبگان اهل كتاب صرفاً از طريق نامه و يا ارسال سفير و از طريق ارتباط غير مستقيم با پيامبر مسلمان مى شدند .شيوه ارتباط پيامبر با اهل كتاب نيزگاه مستقيم وگاه غير مستقيم به صورت مكتوب يا شفاهى بوده و مخاطبان نيز در دو سطح نخبگان و عامه قابل تقسيم بندى بوده اند. نوع ارتباط با نخبگان دينى و سياسى اهل كتاب در موضع دينى محض توسط پيامبر به صورت مستقيم و در موضع سياسى و دينى توسط ياران و سفيران پيامبر(به صورت غير مستقيم) بوده است.
نوشتار حاضر تحت عناوين زير سامان يافته است:
الف) مدخل بحث ب) پيامبر و اهل كتاب ج) نتيجه گيرى.

الف) مدخل بحث:

۱) طرح مساله:

از آنجا كه رسول خدا(ص) علاوه بر رسالت معنوى به تاسيس حكومت در مدينه نيز دست زده اند از جهات مختلفى شيوه مواجهه پيامبر با اهل كتاب قابل تامل و بررسى است. اول، رفتار پيامبر با اقليتها: يكى از مسايل عصر شيوه تعامل نظامهاى سياسى با اقليتهاى مختلف دينى قومى نژادى و. . . است.از اين رو است كه در جامعه جهانى تاريخچه حمايت از حقوق اقليتها پيشينه اى قابل توجه خصوصا در قرن بيستم دارد. از اين رو در كنوانسيون حقوق مدنى و سياسى سازمان ملل متحد سخن از اعتقاد و عمل به مذهب به عنوان حقوق اقليتها است و حق ابراز عقيده و مذهب در عبادات و رسوم مذهبى و همچنين عمل به مذهب و تعليم آن مورد تاكيد است و در اعلاميه هاى رفع كليه اشكال تبعيض مذهبى و اعتقادى (نوامبر ۱۹۸۱) مجمع عمومى آزادى فكر و وجدان (نفس) مذهب يا عقيده را به صورت عملياتى تعريف نموده اند و يا سخن از حق عدم اعمال تبعيض عليه اقليتها و. . . است.
در چنين فضايى بررسى، تعامل پيامبر(ص) با اهل كتاب كه اقليتهاى عصر نبوى بودند موضوعيت يافته و شيوه مواجهه با رسول اكرم با آنان قابل مطالعه است و اين پرسشها را توليد مى كند كه آيا در رفتار پيامبر با اهل كتاب حقوق آنان رعايت مى گرديد آيا سنت و سيره نبوى احترام به حقوق اقليتها است؟ برخورد خشونت آميز پيامبر و يارانش خصوصا با برخى از يهوديان مدينه را چگونه مى توان تفسير نمود؟ حكومت هاى اسلامى عصر و مسلمانان كه مى خواهند سنت نبوى را احياء كنند با تاسى به سنت و سيره پيامبر امروزه با اقليتهاى دينى چگونه برخوردى داشته باشند؟ آيا مى توان با اتكاء به سنت دينى-اسلامى كنوانسيونها مواد حقوقى اعلاميه ها و. . . بين المللى و جهانى را پذيرفت؟
پاسخ روشن بدين پرسشها، هرگز آسان نيست. هر كدام از اين پرسشها كه مسايل امروز جهان نيز مى باشند نياز به تحقيق و تدقيق و تامل دارند. در اين نوشتار مساله رفتار پيامبر با پيروان اديان از منظر يادشده كمتر مورد توجه قرار مى گيرد و به عبارت ديگر حقوق سياسى و اجتماعى اقليتها در حكومت اسلامى گرچه مساله بسيار مهمى است اما چون اين تحقيق بر رويكرد تربيتى و اخلاقى سنت و سيره نبوى تمركز عمده دارد در حاشيه و به صورت پيرامونى مورد بحث قرار مى گيرد و مساله رفتار پيامبر با اقليتها از زاويه ديگرى بسط خواهد يافت.
دوم: از منظر ديگرى نيز رفتار پيامبر با مسيحيان و يهوديان و. . . مساله برانگيز و درخور پژوهش جدى است. از يكسو بنا بر نص قرآنى پيامبر خدا(ص) مظهر رحمت الهى بود و اين رحمت نيز خاستگاه حتى آسمانى دارد و رمز و راز موفقيت پيامبر در رسالت نيز به همين عطوفت رحمت و مهربانى ايشان بازمى گردد. بدون ورود تفصيلى بدين مدعا حداقل دو آيه زير مويد مطلب نقل شده اند: و ما ارسلناك الا رحمه للعالمين (انبياء‎/۱۰۷). و اى رسول ما تو را نفرستاديم مگر آنكه رحمت براى اهل عالم باشى. فبما رحمه من الله لنت لهم و لو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك (آل عمران‎/۱۵۹).

 


ادامه مطلب
[ جمعه 17 بهمن 1393  ] [ 7:42 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
 
روی نگار - بررسی داده های خداوند متعال به پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم)
روی نگار - بررسی داده های خداوند متعال به پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم)
نويسنده:حسن عرفان
منبع:مجله ديدار آشنا
اشاره
صاحب این کتاب از عرفای محترم گیلان بوده است و در رحیم آباد رشت می زیسته ، شاگردش مرحوم آیت الله سید موسی زرآبادی بوده و اسم اعظم را نیز می دانسته است .در همسایگی ایشان بیوه زنی فقیر زندگی می کرده است که قوت غالب او و بچه هایش از شیر گاوش تأمین می شده . روزی آن عارف از منزل بیرون می آید می بیند زن همسایه و بچه هایش به شدت گریه می کنند . می پرسد چه شده ؟ جواب می دهند که : گاو ما مرد و ما هم از شیرش محروم شدیم و حتی فرصت ذبح کردن آن را نیافتیم و از گوشتش هم بی نصیب ماندیم .ایشان آهسته اسم اعظم را تلاوت می کند و با نوک پا به گاو می زند گاو زنده می شود و بچه ها شادمانی می کنند دو یا سه روز بعد از آن ، استادش ، آیت الله سید موسی زرآبادی که ساکن قزوین بوده است نامه ای برای ایشان می فرستد با این پیام : « تو چرا اسم اعظم را در چنین مورد کوچکی به کار بردی ؟ تو تا یک ماه دیگر می میری . وصیتت را بنویس » 1 این حکایت ، نداشتن ظرفیت در پاس داشت اسرار الهی بود .
ظرفیت ستایش
برخی از انسان ها وقتی ستایش می شوند خود را گم کرده و تصویر نادرستی از خویش پیدا می کنند و غرور پیشه می سازند . از این رو گفته اند : « کسی که تو را بستاید گویا تو را کشته است » 2 در فرهنگ اسلامی نیز یکی از منش های ناروا و نکوهیده ، تملق گویی ، چاپلوسی و ستایشگری های نارواست چنین شیوه هایی بت می سازد و دیکتاتور می پردازد و شخصیت های بادکنکی به وجود می آورد . من به یاد دارم سخن یکی از دانشمندان را که می گفت : کسانی در تاریخ به اوج رسیده اند که کم تر ستایش شده اند .
ظرفیت نکوهش
ایجاد جنبش های اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و دینی ، مخالفت ها ، ستیزه جویی ها و نارواگویی های فراوانی را در پی دارد .زورمندان و حافظان قدرت و سنت های جاهلانه با هر نو اندیشی می ستیزند ؛ از این رو شب ستیزان و سپیده آوران باید در برابر اتهام ها ، جسارت ها و حسادت ها ظرفیتی به گستره دریا داشته باشند تا بتوانند فانوس هدایت را بر فراز راه بشر برافروزند ، پرچم پیروزی برافرازند و کشتی سعادت را از بام ناهموار موج ها بر ساحل نشانند .داستان شکوه مند پیامبران و امامان را در تاریخ باز بخوانید . موج های شایعه ، سیل های تهمت ، آتشفشان پرخاش را ببینید و از سوی دیگر کوه استقامت و پایداری را تماشا کنید .حضرت محمد صلی الله علیه وآله را شاعر نامیدند ( سوره طور ، آیه 30 ) ساحر خواندند ( سوره شعرا ، 153 و 185 ) دیوانه گفتند ( ذاریات ، 52 و 53 ) و دروغ گو پنداشتند ( حج ، 42 ) لیکن ظرفیت عظیم آن حضرت برای تحمل این همه ناروا از شگفتی زا ترین ابعاد شخصیت آن حضرت بود .
آنان که زندگی حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله را کاویده اند و سر بر آستان حضرت ساییده اند و راه آن بزرگ را پیموده اند تحمل خود را در برابر نکوهش ها بالا برده اند و بیهوده گویان را نرنجانده و خویش را نرنجیده اند . در حکایت های واقعی آورده اند : عالمی نزد آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی مرجع تقلید شیعیان جهان گلایه کرد که برخی به من پرخاش کرده اند و حرمت شخصیت مرا پاس نداشته اند . ایشان انبوه نامه هایی را به او نشان داد که سرشار از ناسزا بود و نویسندگان نامه ها ، آن مرجع را به هزاران تیر سخن هدف قرار داده بودند . زندگی بزرگ مردان تاریخ دین باوری ، پر است از این تحمل ها .یکی از علمای روزگار ما شیخ محمدحسین زاهد بود که بر روحش سلام باد . یک روز کسی یا ناکسی از درون قطار بر ایشان آب دهن انداخت ، دوستانش خواستند به درون قطار رفته و آن شخص را تنبیه کنند ولی آقا فرمودند : داداشی چیزی نبود ببینید با یک دستمال پاک شد . قرآن کریم می گوید : وقتی با لغو و بیهوده ای برخورد می کنند بزرگوارانه در می گذرند . ( فرقان ، 72 )
و گویند : روزی شخصی حکیم و دانشمند بر مردی مسخره و لاابالی گذر کرد . مرد بی ادب بدون دلیل فیلسوف را به باد دشنام گرفت . رهگذران به حکیم گفتند : چرا جوابش را نمی دهی ؟ گفت : از چون اوچه انتظاری جز این توان داشت ؟ ( از کوزه همان برون تراود که در اوست . ) من از کلاغ بد صورت انتظار نغمات دل انگیز بلبلان و پرندگان خوش صورت ندارم ، جواب ابلهان خاموشی است .
ظرفیت بلاها
تار و پود زندگی دنیا را آفت بلا ها ، دردها ، درگیری ها وکاستی ها می سترد . حضرت علی علیه السلام فرمودند : « دنیا خانه ای است که با بلا ها در هم تنیده است . » 3
مرد زندگی و پیروز عرصه ها کسی است که قهرمانانه بازو در بازوی بلا اندازد و با تیشه ستیز ریشه آن را براندازد . آنان که با یک درد از پا می افتند . با یک درگیری خانه نشین می شوند با یک رنج زبونی پیشه می کنند مرد حوزه های پیشرفت و پویایی نیستند .حضرت محمد صلی الله علیه و آله را سنگ باران کردند زخمهای ژرف بر بدنشان نشاندند ، دندانشان را شکستند و راه های تغذیه و اقتصاد را بر آن حضرت بستند ولی آن حضرت ، دست از دعوت خود برنداشتند . از راه پایداری بیرون نرفتند و از پا نیفتادند . این ظرفیت بلا و رنج است . این دانشگاه شاگردانی می پرورد چونان زینب کبری که هزاران تیر ستم بر جانش نشست و انبوه خنجر ها نای و توانش را شکست و باز در برابر دژخیم چکمه پوش و خون نوش بنی امیه ( ابن زیاد ) گفت : من جز زیبایی ندیدم . 4

پی نوشت ها :

1. غم عشق ، ص 262 و 263
2. غررالحکم ، حدیث 8330
3. نهج البلاغه ، خطبه 226
4. الخصائص الزینبیه ، ص 287 .

 


ادامه مطلب
[ جمعه 17 بهمن 1393  ] [ 7:41 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By themzha :.

تعداد کل صفحات :  ::         10   11   12   13   14   15   16   17   18   19   >  

درباره وبلاگ

با سلام این وبلاگ در جهت موج وبلاگی "لبیک دیا رسول الله تاسیس شده است
نويسندگان
لينک دوستان
آمار سايت
كل بازديدها : 50255 نفر
كل مطالب : 310 عدد
آخرين بروز رساني : دوشنبه 9 آذر 1394 
امکانات وب