یا محمد (ص)
لبیک یا رسول الله 
شيطان و پیامبر اسلام (ص)
شيطان و پیامبر اسلام (ص)


 





 

شيطان و میلاد پیامبر(ص)
هنگام ولادت پيامبر اسلام(ص) ابليس (پدر شيطانها) جيغ و فرياد بلندي کشيد که همه شيطانها به گرد او جمع شده، پرسيدند:
اي سرور ما! چه حادثه اي تو را اين گونه بي تاب و وحشت زده کرده است؟ ابليس در جواب گفت: واي بر شما! امشب وضع آسمان و زمين پريشان و دگرگون شده، و اين نشانه بروز حادثه بزرگي است که از زمان عروج عيسي(ع) به آسمان، چنين حادثه اي رخ نداده است. در همه جهان پراکنده شويد و جستجو کنيد تا ببينيد اين حادثه چيست؟
شياطين در سراسر زمين به جستجو پرداخته سپس نزد ابليس آمده و گفتند: چيز تازه اي نيافتيم.
ابليس گفت: من خود براي جستجوي آن حادثه، سزاوارترم.
آنگاه به شکل گنجشکي درآمد و از جانب کوه حراء به مکه وارد شد. جبرئيل به او نهيب زد: «بازگرد، خدا تو را لعنت کند.»
ابليس: اي جبرئيل! يک سؤال از تو دارم؛ حادثه اي که امشب رخ داده چيست؟
جبرئيل: محمّد(ص) چشم به جهان گشوده است.
ابليس: آيا من در آن بهره اي دارم؟ [مي توانم او را فريب دهم؟]
جبرئيل: نه، هرگز.
ابليس: آيا در امّت او راه نفوذي دارم؟
جبرئيل: آري.
ابليس: به همين اندازه خشنود شدم.(1)
شيطان و پيامبر اکرم(ص) و وجه نامگذاري قم
مرحوم صدوق(ره) در کتاب علل الشرايع از عيسي بن عبدالله اشعري نقل مي کند که امام صادق(ع) فرمود:
پدرم از پدرش و او از پدرش تا رسول خدا(ص) خبر دادند که آن حضرت فرمود: «هنگامي که خداوند در شب معراج مرا به آسمانها برد، جبرئيل مرا بر دوش راستش گرفت، نگاه کردم به مکاني از ارض جَبَل (زمين کنار کوه) که رنگ سرخ داشت و آنچنان مي درخشيد که از رنگ زعفران، خوشرنگ تر بود و بويش از بوي مُشک، خوشتر بود.
ناگهان ديدم در آن مکان، پيري نشسته و بر سر خود کلاه دراز گذارده، به جبرئيل گفتم: اين بُقعه و مکان سرخي که خوشرنگ تر از زعفران و خوشبوتر از مشک است، چيست؟
در پاسخ گفت: اين مکان، محل سکونت شيعه تو و شيعه وصي تو علي(ع) است، گفتم: «اين پير کلاه دراز کيست؟» گفت او ابليس (پدر شيطانها) است، گفتم او در آنجا چه مي خواهد؟ گفت: او مي خواهد مردم آنجا را از ولايت اميرمؤمنان (ع) باز دارد، و آنها را به سوي فسق و انحراف دعوت کند.
گفتم: اي جبرئيل ما را به آن مکان ببر.
جبرئيل مرا به آن مکان برد و همچون سرعت برق جهنده مرا به آنجا رساند، به آن پير کلاه دراز گفتم: «قُم يا مَلعُون...» برخيز و از اينجا برو اي لعنت شده. برو به ميان دشمنان مردم اين سرزمين و در اموال و اولاد و زنان آنها شرکت کن، چرا که شيعه من و شيعه علي(ع) به گونه اي هستند که تو را بر آنها سلطه و دست اندازي نيست. از اين رو (که پيامبر فرمود: قم يا ملعون) اين سرزمين به اسم «قم» نامگذاري شد.(2)
 

نقشه و تصميم گيري شيطان براي قتل پيامبر اکرم(ص)
 

مفسران و محدثان، آيه 29 سوره انفال را اشاره به حوادثي مي دانند که منتهي به هجرت پيامبر(ص) از مکه به مدينه شد. اين حوادث که با تغييراتي مختلف نقل شده، همگي يک حقيقت را تعقيب مي کند و آن اين که خداوند به طرز اعجازآميزي پيامبر(ص) را از دام يک خطر بزرگ و قطعي رهايي بخشيد. جريان حادثه طبق نقل «درالمنثور» چنين است: گروهي از قريش و اشراف مکه از قبايل مختلف جمع شدند تا در «دارالندوه» (محل جلسات بزرگ مکه) اجتماع کنند و درباره خطري که از ناحيه پيامبر(ص) آنها را تهديد مي کرد بينديشند.
(مي گويند) در اثناي راه، پيرمرد خوش ظاهري به آنها برخورد کرد که در واقع همان شيطان بود از او پرسيدند تو کيستي؟ گفت: پيرمردي از اهل نجد هستم، چون از تصميم شما باخبر شدم خواستم در مجلس شما حضور يابم و عقيده و خيرخواهي خود را از شما دريغ ندارم. گفتند: بسيار خوب، داخل شو. او هم همراه آنها به دارالندوه وارد شد.
يکي از حاضران رو به جمعيت کرد و گفت: درباره اين مرد (اشاره به پيامبر اسلام) بايد فکر کنيد؛ زيرا به خدا سوگند بيم آن مي رود که بر شما پيروز گردد (و آيين و عظمت شما را در هم پيچد) يکي پيشنهاد کرد او را حبس کنيد تا در زندان جان بدهد.
پيرمرد نجدي اين نظر را رد کرد و گفت: بيم آن مي رود که طرفدارانش بريزند و در يک فرصت مناسب او را از زندان آزاد کنند و او را از اين سرزمين بيرون بريزند، بايد فکر اساسي تري بکنيد.
ديگري گفت: او ر از ميان خود بيرون کنيد تا از دست او راحت شويد؛ زيرا همين که از ميان شما بيرون برود، هر کار کند ضرري به شما نخواهد زد و سر و کارش با ديگران است.
پيرمرد نجدي گفت: به خدا سوگند اين هم عقيده درستي نيست، مگر شيريني گفتار و بلاغت زبان و نفوذ او را در دل ها نمي بينيد؟ اگر اين کار را انجام دهيد به سراغ ساير عرب مي رود و گرد او را مي گيرند، سپس با انبوه جمعيت به سراغ شما باز مي گردد و شما را از شهرهاي خود مي راند و بزرگان شما را به قتل مي رساند! جمعيت گفتند: به خدا راست مي گويد، فکر ديگري کنيد.
ابوجهل که تا آن وقت ساکت بود، به سخن درآمد و گفت: من عقيده اي دارم که غير از آن را صحيح نمي دانم! گفتند: چه عقيده اي؟ گفت: از هر قبيله اي جواني شجاع و شمشيرزن را انتخاب مي کنيم و به دست هر يک شمشير برنده اي مي دهيم تا در فرصتي مناسب، دسته جمعي به او حمله کنند و هنگامي که به اين صورت او را به قتل برسانند، خونش در همه قبايل پخش مي شود و باور نمي کنم طايفه بني هاشم بتوانند با همه طوايف قريش بجنگند و مسلماً در اين صورت به خون بها راضي مي شوند و ما هم از آزار او راحت خواهيم شد.
پيرمرد نجدي (با خوشحالي) گفت: به خدا رأي صحيح همين است که اين جوانمرد گفت. من هم غير از آن عقيده اي ندارم (و به اين ترتيب، اين پيشنهاد به اتفاق عموم پذيرفته شد) و آنها با اين تصميم پراکنده شدند. جبرئيل فرود آمد و به پيامبر دستور داد که شب در بستر خويش نخوابد. پيامبر شبانه به سوي غار (ثور) حرکت کرد و سفارش نمود علي(ع) در بستر او بخوابد. هنگامي که صبح شد و به خانه او ريختند و جستجو کردند، علي(ع) را در بستر پيامبر(ص) ديدند و به اين ترتيب نقشه هاي آنان نقش بر آب شد. صدا زدند پس محمد کجاست؟ فرمود: نمي دانم. آنها به دنبال ردپاي پيامبر حرکت کردند تا به کوه رسيدند و به نزديکي غار ثور اما با تعجب ديدند که تار عنکبوتي در جلو غار نمايان است، به يکديگر گفتند: اگر او در اين غار بود، اثري از اين تارهاي عنکبوت بر در غار وجود نداشت و به اين ترتيب بازگشتند.
پيامبر سه روز در غار ماند (و هنگامي که دشمنان همه بيابان هاي مکه را جستجو کردند و خسته و مأيوس بازگشتند، او به سوي مدينه حرکت کرد.(3)

گفت و گوي پيامبر اکرم (ص) و شيطان
 

گويند روزي پيامبر اکرم(ص) از راهي مي گذشت. شيطان را ديد که خيلي ضعيف و لاغر شده، از او پرسيد چرا اين قدر لاغر گشته اي؟ گفت: يا رسول الله! از دست امت تو رنج مي برم و در زحمت هستم. پيغمبر(ص) فرمود: مگر امت من با تو چه کار مي کنند که رنج مي بري؟ گفت: يا رسول الله! شش خصلت دارند که من نمي توانم اين شش خصلت را در آنها ببينم.
اول- هر کجا به هم مي رسند سلام مي کنند.
دوم- باهم مصافحه مي کنند.
سوم- از براي هر کاري که مي خواهند بکنند ان شاء الله مي گويند.
چهارم- استغفار مي کنند، و با گفتن اين جمله سعي مرا باطل مي کنند.
پنجم- هر وقت نام مبارک تو را مي شنوند بر تو صلوات مي فرستند.
ششم- در ابتداي هر کاري که مي خواهند انجام دهند بسم الله الرحمن الرحيم مي گويند.(4)

نصيحت شيطان به پيغمبر اکرم (ص)
 

شبي که پيغمبر اکرم به معراج رفتند و برگشتند، صبحش شيطان خدمت آن حضرت مشرف شده و عرض کرد: يا رسول الله! شب گذشته که به معراج تشريف بردي، در آسمان چهارم، سمت چپ بيت المعمور، منبري شکسته و سوخته و به رو افتاده بود. آيا شناختي که آن منبر از آن چه کسي بود؟ حضرت فرمودند: از کيست؟ گفت: آن منبر از آن من بود. بالاي آن مي نشستم و ملائکه در پاي منبر من حاضر مي شدند و از براي آنها طريق عبوديت و بندگي حضرت منّان را بيان مي نمودم و ملائکه از عبادت من تعجب مي نمودند و هر وقتي که تسبيح از دستم مي افتاد چندين هزار ملک برمي خواستند و تسبيح را مي بوسيدند و به دست من مي دادند و اعتقادم اين بود که خداوند از من بهتري خلق نکرده است، يک موقع ديدم امر به عکس شد و از من بدتر در درگاه احديت نيست. يا محمد! مبادا به خود غرور راه دهي؛ چون از کارهاي الهي کسي آگاه نيست.

پرسشهای پیامبر اکرم (ص) از شیطان
 

ابن عباس مي گويد: روزي رسول خدا(ص) از مسجد بيرون آمد، ديد که شيطان درب مسجد ايستاده است حضرت فرمود: به چه سبب درب مسجد من آمده اي؟ شيطان گفت: خدا مرا آورده. حضرت پرسيد براي چه؟ گفت: براي اينکه هر چه مي خواهي از من بپرسي و من از روي صدق و راستي پاسخ گويم.
رسول خدا فرمودند:
1- به چه سبب امت مرا از نماز جماعت منع مي کني؟ گفت: هرگاه امت تو به قصد نماز جماعت از خانه بيرون روند تب شديدي به من عارض مي شود و آن تب دفع نمي شود تا اينکه آنان از نماز جدا شوند.
2- حضرت فرمودند: براي چه امت مرا از طلب علم و دعا منع مي کني؟ گفت: به علت اين که کري و کوري مرا فرا مي گيرد تا اينکه از دعا و کسب علم جدا شوند.
3- حضرت فرمودند: چرا امت مرا از قرآن منع مي کني؟ گفت: آنگاه که ايشان قرائت قرآن مي کنند من مانند سُرب آب مي شوم.
4- فرمودند: چرا امت مرا از جهاد و حج و صدقه دادن منع مي کني؟ گفت: وقتي عازم جهاد مي شوند بندي بر پاهاي من مي گذارند تا وقتي که برگردند. وقتي که به حج مي روند مرا در غل و زنجير مي کنند تا برگردند. و هرگاه قصد مي کنند براي صدقه دادن اره ها به سر من مي گذارند و مانند چوب اره مي کنند.(5)

پي‌نوشت‌ها:
 

1-بحار، ج15، ص 258؛ آيينه عبرت، ص 255.
2-داستانها و پندها، ج8، ص 77.
3-داستانهايي از شأن نزول قرآن، ص 76.
4-کشکول عباسي، ص 135.
5-شيطان کيست، ص 213 و 220.
 

منبع:قنبری، حیدر؛ (1389) داستان های شگفت انگیزی از شیطان، قم، انتشارات تهذیب، چاپ ششم.



ادامه مطلب
[ سه شنبه 14 بهمن 1393  ] [ 10:06 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
رابطه پیامبر اسلام با یهودیان
رابطه پیامبر اسلام با یهودیان


 

منبع : راسخون




 



نویسنده : محمد مهدی میرزایی


 

سرآغاز
 

مطالعه و پژوهش درتاریخ هرآیین و مذهبی از مهمترین و نخستین ترین راه های شناخت آن می باشد. در واقع شناخت یک مکتب فکری با هر رویکردی از این راه مقدمه و پنجره ایست به معرفتی واقع بینانه که زمینه های درک صحیح آن را فراهم می کند. شناخت، بیان و معرفی اسلام به عنوان آخرین دین آسمانی و تنها منبع معرفتی کامل رسیدن به کمالات انسانی نیز از این مسیر نمی تواند خود تافته باشد. بدون تردید هر محقق و پژوهشگری که در این حوزه وارد می شود تلاش می کند تا غباری را از یکی از موضوعات این تاریخ پانزده سده ای پاک کند. در این میان، به نظر می رسد تاریخ صدر اسلام به عنوان سربزنگاه ترین دوران اهمیت در خوری را دارا باشد. از این رو نگارنده برآن شده با بررسی موضوعی مهم خود را در این عرصه شریک کند.

مقدمه
 

بشر براي تکامل خود نياز به راهنما دارد، لذا خداوند متعال پيامبراني را براي هدايت بشر در طول تاريخ برگزيده است ، تا آنان را به سعادت برسانند. حضرت موسي (ع ) هم به همين دليل مبعوث شد، اما پيروان او در طول تاريخ براي سود دنيوي خود اين دين را تغيير داده و تحريف کردند، حتي يهوديان با آنکه نشانه هاي پيامبر اکرم (ص) را در تورات خوانده بودند ومنتظر ظهور او بودند، ولي بعد از بعثت دست به کارشکني زدند، چون آرمانها و دستورات اسلام با منافع دنيوي آنها مخالف بود. با مروري بر عملکرد يهود در عصر نبوي ، مي توان به راه را برای فهم بهتر تاریخ صدر اسلام افزون بر چگونگی گسترش این دین هموار نمود.


ادامه مطلب
[ سه شنبه 14 بهمن 1393  ] [ 10:06 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
تاريخ تحليلي زندگي پيامبر اسلام
تاريخ تحليلي زندگي پيامبر اسلام


 





 

بسم الله الرحمن الرحيم
روح آدمي كه وديعه اي الهي ، در كالبد خاكي او است پيوسته طالب رجوع بمبدء فياص و خواستار بازگشت بمركزيست كه از آن برخاسته ، اين طريق طولاني را پيموده و در اواسط راه ، بدين پيكر تعلق گرفته تا همراه و ياوري داشته باشد و در اين مسير ممتد از كمك معين و امداد مددكاري ، برخوردار گردد .
بر طبق مفاد كلام الهي ، در سورة بقره ، آيه 156 : (( انا الله و انا اليه راجعون : ما از خدائيم و قطعا بسوي او بازميگرديم ))‌اين بازگشت فرخنده بحر حال دست ميدهد و مفارقت و مهجوريت از ميان نيرود ، فرع باصل ميرسد ، سفر پايان مي پذيرد و مسافر عوالم هستي بمنتهاي مقصد واصل ميگردد .
اين مهم امكان پذير نيست مگر آنكه انسان ، در همين نشاة دنيوي به پيروي از انبياء و اوصياء ايشان عليهم السلام ، با تطهير ظاهر و تهذيب باطن مجال چنان بازگشت مقرون بسعادتي را ، براي خويشتن فراهم نمايد .


ادامه مطلب
[ سه شنبه 14 بهمن 1393  ] [ 10:06 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]

مدیریت در بحران
 

 

پژوهشگر: دکتر على محمد ولوى




 

پژوهشى موردى در مدیریت پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله در غزوه احزاب

یکى از حساس ترین و سرنوشت سازترین حوادث صدر اسلام، غزوه احزاب است. مورخان، این غزوه را بیشتر از آن جهت با اهمیت مى دانند که آخرین صحنه تهاجم دشمن به نیروهاى اسلام و نقطه اوج اقدامات دفاعى مسلمانان بود. اما آن چه کمتر در منابع تاریخى مورد توجه قرار گرفته، مدیریت این حادثه سرنوشت ساز و مهم است.
مدیریت پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله در این غزوه ابعاد مختلفى دارد. در مقاله حاضر کوشش شده است، در حد امکان یکى از اقدامات مدیریتى پیامبراکرم صلى الله علیه وآله در جریان یکى از تدابیر آن حضرت، یعنى «حفرخندق» بحث و بررسى شود، البته این مقاله به مدیریتى که رسول اللَّه صلى الله علیه وآله در واقعه حفر خندق اعمال کردند محدود نمى شود، بلکه موضوع اداره و بهره گیرى کامل از این اقدام دفاعى هم مورد بحث قرار مى گیرد.

طرح مسئله

مسلمانان پس از اطلاع از آغاز تهاجم قریش، حداکثر هشت روز فرصت داشتند تا درباره هرگونه اقدام تدافعى تصمیم گیرى کنند.
تصمیم پیامبرصلى الله علیه وآله به حفر خندق یکى از بهترین نمونه هاى تصمیم گیرى شجاعانه است. خندقى به طول حداقل پنج کیلومتر با عرض تقریبى هفت تا ده متر و عمق حداقل سه متر، مستلزم حجم عظیمى از خاک بردارى است؛ در حالى که تمام نیرویى که در اختیار پیامبرصلى الله علیه وآله بود به سه هزار نفر نمى رسید. این سؤال مطرح است که چه مدیریتى اعمال شد که توانست با وجود همه محدودیت ها این اقدام کم نظیر را انجام دهد و به نتیجه مطلوب برساند؟

تصویر اجمالى حادثه

غزوه احزاب بنابر قول مشهور در شوال سال پنجم هجرى 2 و در ناحیه شمال و غرب مدینة النبى واقع شد. قرآن مجید در چهار سوره و در قریب 22 آیه به مسائل مختلف این جنگ اشاره کرده است.3
سپاه مشرکان از سه لشکر به ترتیب زیر تشکیل شده بود:
1- لشکر قریش و هم پیمانانش به رهبرى ابوسفیان بن حرب، که فرماندهانى چون خالدبن ولید، عکرمة بن ابوجهل، عمروعاص، صفوان بن امیه و عمروبن عبدود در آن شرکت داشتند. مجموعه نیروهاى تحت فرماندهى ابوسفیان - با احتساب بنى سلیم - 4700 نفر بودند که بیش از 300 اسب و 1500 شتر به همراه داشتند.4 این نیروها پس از نزدیک شدن به مدینه در محلى موسوم به «رومة» مستقر شدند.
2- لشکر غطفان و هم پیمانان آن ها از قبایل نجد، به فرماندهى «عیینة بن حصن فزارى» و مسعود بن رخیله و حارث بن عوف جمعاً به استعداد 1800 نفر، که در نزدیکى «أحد» اردو زدند و تعداد 300 اسب همراه این لشکر بود.5
3- بنى اسد به فرماندهى طلیحه بن خویلد اسدى، هم چنین یهودیان بنى نضیر که قریش را همراهى مى کردند و نقش آنها بیشتر تقویت فکرى و روحى این حرکت نظامى بود. یهودیان بنى قریظه هم با شکستن پیمان، متحد احزاب محسوب مى شدند. اکثر مورخان تعداد نفرات احزاب را مجموعاً ده هزار نفر گفته اند.6 اما این عدد به نظر اندکى اغراق آمیز مى رسد. احتمالاً مجموع سپاه قریش و متحدانش از حدود 8000 نفر متجاوز نبوده است.
امتیاز عمده سپاه احزاب که تا آن زمان در منطقه حجاز کم نظیر بود، برخوردارى از سواره نظامى با حداقل 600 اسب بود که برترى کامل آنان بر نیروهاى اسلام را تضمین مى کرد. به احتمال قریب به یقین، نگرانى عمده مسلمانان از همین بخش سپاه احزاب بوده است. طبعاً اولین اقدام مؤثر سپاه اسلام هم باید به نحوى طراحى مى شد که بتواند سواره نظام دشمن را زمین گیر و بى اثر کند.

موقعیت مسلمانان

بنا به روایت ابن اسحاق، تعداد نفرات سپاه اسلام در جریان غزوه خندق 3000 نفر بوده است.7 به نظر مى رسد که این قول اندکى خوش بینانه و همراه با اغراق باشد. احتمالاً این رقم با احتساب نوجوانان و جوانان و هم چنین همراهى کراهت آمیز برخى از منافقین است. لازم به ذکر است که تعداد اسب هاى مسلمانان در غزوه خندق سى و چند اسب بوده است.8
بنا به گفته واقدى چهار روز پس از حرکت قریش از مکه، سواران خزاعه خبر حرکت احزاب را به پیامبراکرم صلى الله علیه وآله رساندند.9 فاصله میان مکه و مدینه براى سپاهى که با ساز و برگ جنگى حرکت مى کرد، ده تا دوازده روز راه بوده است. بنابراین پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله و مسلمانان تنها شش تا هشت روز براى اتخاذ هرگونه تدبیر و تصمیمى فرصت داشته اند.

وضعیت عمومى مدینه و روحیه مسلمین

در هر اقدام اجتماعى، سیاسى و نظامى، علاوه بر رهبرى، باید به دو رکن دیگر توجه شود:
1- وضعیت و شرایط عمومى جامعه: شرایط ساختارى هر جامعه و نحوه ارتباط و مناسبات افراد و کانون هاى مختلف اجتماعى متناسب با شرایط هر جامعه، در روند تحولات اجتماعى نقش تعیین کننده اى دارد. گسستگى یا هم بستگى اجتماعى که در جامعه آن روز مدینه به کیفیت تعامل قدرت هاى قبیله اى حاضر در شهر بستگى داشت، از جمله عوامل مؤثر در هم بستگى یا گسستگى نیروهاى درونى شهر به حساب مى آمد. تدابیرى که از قبل اندیشیده شده بود، شرایط مطلوب این هم بستگى را فراهم کرده بود. انعقاد پیمان نامه عمومى مدینه، عقد اخوت، و بناى مسجد براى ایجاد انسجام در فعالیت هاى مختلف جامعه از جمله اقداماتى بود که پیامبراکرم صلى الله علیه وآله با هدف تحقق شرایط وحدت اجتماعى اندیشیده بودند.
2- وضعیت نیروى انسانى: نیروى انسانى رکن اصلى در هر اقدام مدیریتى است. عواملى چون کمیت و آمار نیروهاى در اختیار، شرایط روحى نیروها، ارتباط درونى نیروها، نحوه و چگونگى تنظیم رابطه مدیران ستادى و نیروهاى در صف، عواملى هستند که مى توانند در زمینه سازى موفقیت یا عدم موفقیت یک اقدام اجتماعى یا نظامى تأثیر گذار باشد. در صورت تحقق شرایط مطلوب نسبت به دو عامل فوق، نقش رهبرى و مدیریت به عنوان عامل هماهنگى و بهره بردارى از شرایط اجتماعى مناسب و نیروى انسانى آماده، موضوعیت خواهد یافت.


ادامه مطلب
[ سه شنبه 14 بهمن 1393  ] [ 12:44 AM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
 

 از پيامبر اسلام، بدون تعصّب



 

نويسنده: سيد حسين نصر
مترجم: سيد محمد صادق خرازي



 


پيامبر اسلام (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ و آله) که از اين به بعد تنها با عنوان پيامبر از او ياد مي کنيم، بيش از هر واقعيت ديگري در جهان اسلام مورد برداشت نادرست غريبان واقع شده است. بيش از يک هزار سال در منابع مختلف اروپايي از او به عنوان مرتد، متظاهر و حتي دجّال ياد شده و مي بايست هزار سال صبر مي کرديم تا در قرن بيستم با برداشت نسبتاً منصفانه تري از او در زبان هاي اروپايي رو به رو شويم. تا چندي پيش، مسيحيان او را به گونه اي کاملاً ناعادلانه با مسيح مقايسه و تصور مي کردند که او همان موقعيتي را در اسلام دارد که مسيح در مسيحيت داشته است. آنان به همين دليل تا چند دهه پيش از اين، اسلام را «آيين محمدي» (1) مي خواندند و اين اصطلاحي بود که مسلمانان از آن ناراضي بودند؛ و در عين حال مسيحيان تمامي حملات خود را متوجه پيامبر مي کردند تا اسلام را لکه دار کنند. حتي آنان که به دستاوردهاي حيرت آور او در اين جهان معترف بودند نيز از پذيرش او به عنوان پيامبر سرباز مي زدند. حملات مسيحيت عليه او در واقع درد آورترين و بزرگ ترين عامل جدايي اسلام و مسيحيت در طول قرن ها بوده است. حتي امروزه هم برداشت نادرست در مورد پيامبر در غرب از اصلي ترين موانع در تفاهم اسلام و غرب محسوب مي شود. در دوران جديد بعضي از نويسند گان غربي که مخالف مسيحيت بودند، سعي کردند از پيامبر به عنوان وسيله اي براي حملاتشان به مسيحيت استفاده کنند بدون اين که درکي از خود پيامبر و علاقه اي به او داشته باشند. در تاريخ گذشته ي غرب به ندرت مي توان کسي را يافت که مانند گوته، شاعر آلماني، احترامي عميق و حتي علاقه اي فراوان نسبت به پيامبر داشته باشد.
بنابراين براي پي بردن به کنه اسلام، لازم است که اهميت پيامبر را از ديدگاه مسلمانان سنتي توضيح دهيم و نه مسلمانان مدرن امروزي که ساحت معنوي پيامبر را ناديده مي گيرند و يا اصطلاح طلبان خشکه مقدس که به دلايل ديگر اهميت وي را در اسلام ناديده مي گيرند. قرآن به وضوح تأکيد مي کند که پيامبر يک انسان بود نه يک موجود الهي، ولي اضافه مي کند که خداوند او را به عنوان نمونه اي اعلي براي مسلمانان برگزيد تا او را سرمشق خود قرار دهند، چنان چه در اين آيه به آن اشاره شده است: «براي شما اگر به خدا و روز قيامت اميد مي داريد و خدا را فراوان ياد مي کنيد، شخص رسول الله مقتداي پسنديده اي است» (احزاب، 21). اين آيه پايه اي است براي پيروي از سنت يا رفتار پيامبر که براي اسلام امري اساسي است. از نظر مسلمانان پيامبر بشر است ولي در عين حال کامل ترين مخلوق خداوند و يا به گفته ي صوفيان، انسان کامل است. همان طور که در يکي از شعرهاي متداول صوفيان در جهان اسلام آمده است: «محمد يک انسان است اما نه مثل ديگران، بلکه او گوهر است و ديگران احجار».
پيامبر در سال فيل [= عام الفيل] يعني 570 م. در يکي از شاخه هاي اعياني مهم ترين قبيله ي مکه که به قريش معروف بود، به دنيا آمد. خانواده ي او از نسل هاشم بود و به همين دليل او و فرزندانش به نام بني هاشم که شاخه اي از قريش است، خوانده مي شوند. پدرش عبدالله قبل از تولد وي وفات يافت و مادرش آمنه نيز هنگامي که محمد (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ و آله) - معروف ترين اسمش که به معناي بسيار ستوده شده است - خرد سال بود، در گذشت و او يتيم ماند. او در خانواده ي عمويش ابوطالب، پدر علي (عَلَيهِ السَّلام)، چهارمين خليفه ي تسنن و نخستين امام تشيع، بزرگ شد. محمد (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ و آله) جوان همچنين بخشي از زندگاني خود را با بدويان در صحرا گذراند تا فصاحت عربي و شيوه ي زندگي آنان را مطابق رسوم مردم مکه بياموزد. از اولين روزهاي زندگي او را به صداقت و امانتداري شناخته و به او لقب امين داده بودند. او تمايل زيادي به تعمق و تفکر داشت و به اين دليل اغلب براي عبادت به صحرا مي رفت. اگرچه مردمان مکه در آن زمان بت پرست بودند، اما در ميانشان افرادي نيز بودند که يکتا پرستي ابراهيمي را دنبال مي کردند و در قرآن به عنوان حنفا از آنان ياد شده است.
پيامبر نيز چنين فردي بود و قبل از اين که به رسالت برگزيده شود، به يکتايي خداوند اعتقاد داشت. محمد (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ و آله) در جواني با کاروان ها به سفر مي پرداخت و مسلمانان معتقدند که در يکي از اين سفرها، راهبي مسيحي به نام بحيره (2) پيشگويي کرد که او پيامبر خواهد شد. او که به دليل صداقت و درستکاري اش معروف بود، توجه خديجه تاجر ثروتمند مکه را به خود جلب کرد و با اين که پانزده سال از محمد (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ و آله) بزرگ تر بود به او پيشنهاد ازدواج داد و درخواست کرد تا امور تجاري را به دست بگيرد. محمد (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ و آله) پذيرفت و ازدواج بسيار سعادتمندي داشت و حاصلش چهار دختر بود که معروف ترين آنان فاطمه است. فاطمه بعد ها با علي (عَلَيهِ السَّلام) ازدواج کرد و مادر تمامي فرزندان پيامبر که سيد يا شريف خوانده مي شوند و نقش مهمي در تاريخ اسلام داشته اند، محسوب مي شود. در زمان در گذشت خديجه، پيامبر پنجاه سال داشت و زندگي تک همسري را دنبال کرده بود. او تنها در سال هاي آخر عمر بود که ازدواج هاي متعددي کرد که بيش تر بنا به دلايل سياسي و براي متحد کردن قبايل مختلف عرب بود.
وقتي محمد (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ و آله) چهل ساله بود و در غاري به نام حراء در نزديکي مکه مشغول عبادت بود، جبرئيل بر او نازل شد و اولين آيات وحي را از ابتداي سوره ي علق بر وي نازل کرد. بدين ترتيب، رسالت وي آغاز شد که مي بايست در سخت ترين شرايط دنبال مي شد؛ زيرا اين وحي پيام يکتاپرستي بدون چون و چرايي بود که در مرکز بت پرستي اعراب نازل شده بود. کعبه يا خانه ي خدا که در مرکز مکه واقع و مقدس ترين مکان در اسلام است، به گفته ي مسلمانان ابتدا توسط آدم (عَلَيهِ السَّلام) ساخته و سپس به دست ابراهيم (عَلَيهِ السَّلام) بازسازي شده بود. اما اين مکان مقدس ديرين ديگر انباشته از بت هاي قبايل گوناگون شده بود که به منظور زيارت به مکه مي آمدند. بنابراين مکه مرکز مهمي براي تجارت نيز بود و اکثر ثروت و قدرت اهالي مکه از کعبه حاصل مي شد که از بت ها انباشته شده بود. به اين ترتيب، رسالت پيامبر نه تنها مرکز مذهبي بلکه منبع ثروت و نيروي مردم شهر و از جمله خانواده ي خودش را نشانه رفته بود. در ابتدا تنها خديجه، علي (عَلَيهِ السَّلام) و قديمي ترين دوست پيامبر، يعني ابوبکر پيام او را پذيرفتند و به ايمان آوردند. گرچه به تدريج بزرگاني ديگر همچون عمربن خطاب که بعد از ابوبکر خليفه ي دوم شد و عثمان بن عفان، خليفه ي سوم، نيز اسلام آوردند. موفقيت رسالت پيامبر باعث مخالفت شديدتر با او و پيروانش شد. تلاش هاي زيادي براي از بين بردن او صورت گرفت تا اين که در سال 622 م. بعد از توافق هايي که با فرستادگان شهر يثرب در شمال مکه صورت گرفت، او همراه با پيروانش به فرمان الهي به اين شهر مهاجرت کرد. اين سفر که در عربي «هجرت» خوانده مي شود، نقطه ي عطف مهمي در تاريخ اسلام است که طي آن اسلام از يک گروه کوچک معتقدان به جامعه اي واقعي تبديل شد. يثرب به مدينه النبي يا شهر پيامبر تبديل شد و تا به امروز نيز مدينه خوانده مي شود. در اين محل نخستين جامعه ي اسلامي که نمونه ي تقليد براي جوامع اسلامي دوران هاي بعدي است، به وجود آمد.
کمي قبل از هجرت، حادثه اي در زندگي پيامبر رخ داد که از نظر روحي و معنوي از اهميت بسياري برخوردار است و در قرآن نيز از آن ياد شده است. براساس روايات اسلامي او در سفر روحاني شبانه اي همراه با جبرئيل و با اسبي ملکوتي به نام «براق» از مکه به بيت المقدس رفت. و سپس از محلي که اکنون مسجد قبة الصخرة واقع شده است، به آسمان ها و بالاترين نقطه ي هستي و به محضر الهي رفت و در اين سفر پيامبران قبلي همچون موسي (عَلَيهِ السَّلام) و عيسي (عَلَيهِ السَّلام) را نيز ملاقات کرد. معراج، خود مثال اعلي از شناخت روحاني در دين اسلام است و ساختار آن حتي در کمدي الهي دانته نيز به کار گرفته شده است. تجربيات اين سفر ملکوتي تشکيل دهنده ي حقيقت دروني نمازهاي روزانه ي اسلام است و تکامل صوري آن را نيز تحقق بخشيد.
در طول اين سفر بود که پيامبر به حضور حضرت ربوبي رسيد که فراتر از مواضع بهشتي است. به گفته ي قرآن پيامبر به سدرة المنتهي که مرز هستي کيهاني است، گذر کرد که بعد از آن ديگر اسرار پنهان خداوند قرار دارد که تنها بر او پيداست. در اين شرايط بسيار متعالي بود که به پيامبر وحي اي نازل شد که به نظر بسياري از افراد همان قلب اسلام است: «پيامبر خود به آنچه از جانب پرورگارش به او نازل شده ايمان دارد. و همه ي مؤمنان به خدا و فرشتگانش و کتابهايش و پيامبرانش ايمان دارند. ميان هيچ يک از پيامبرانش فرقي نمي نهيم. گفتند: "شنيديم و اطاعت کرديم، اي پروردگار ما، آمرزش تو را خواستاريم که سرانجامِ همه به سوي توست"» (بقره، 285).
قبل از اين که مکه طي وحي الهي به قبله ي مسلمانان تبديل شود، بيت المقدس اولين قبله ي مسلمانان بود که براساس روايات اسلامي محل وقايع قيامت است. اما سفر معراج باعث شد که بيت المقدس اهميت بيش تري براي مسلمانان پيدا کند. در واقع سه شهر مقدس اسلام، يعني مکه، مدينه و بيت المقدس کاملاً با زندگي پيامبر درهم تنيده شده اند.
جامعه ي نوپاي مدينه بلافاصله با حملات اهالي مکه رو به رو شد و جنگ هاي متعددي به نام «مَغازي» رخ داد که طي آن مسلمانان با ناباوران مي جنگيدند. سرانجام پيام اسلام در سراسر عربستان پراکنده شد. پيامبر با فتح و پيروزي به مکه بازگشت و تمام افرادي را که باعث اذيت و آزار او و پيروانش شده بودند بخشيد. او کعبه را از بت هايي که درون و بيرون آن بود پاک کرد و زيارت خانه ي خدا را بنيان گذاشت که ادامه ي سنت ابراهيم (عَلَيهِ السَّلام) بود و اين زيارت که حج نام دارد و تا امروز صورت مي گيرد به يکي از ارکان دين تبديل شد. اما او در شهري که زادگاهش بود و در آن بزرگ شده بود نماند، بلکه به مدينه بازگشت و در سال 11/633 ق بعد از سه روز بيماري در گذشت. او را در خانه ي خودش در مجاورت مسجدي که خود ساخته بود، به خاک سپردند. اين مسجد که مسجد پيامبر يا مسجدالنبي نام دارد، نمونه ي اصلي تمامي مساجدي است که بعد ها ساخته شد و اکنون هر سال ميليون ها مسلمان از تمام نقاط جهان آن را زيارت مي کنند.


ادامه مطلب
[ سه شنبه 14 بهمن 1393  ] [ 12:44 AM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By themzha :.

تعداد کل صفحات :  ::         13   14   15   16   17   18   19   20   21   22  

درباره وبلاگ

با سلام این وبلاگ در جهت موج وبلاگی "لبیک دیا رسول الله تاسیس شده است
نويسندگان
لينک دوستان
آمار سايت
كل بازديدها : 50254 نفر
كل مطالب : 310 عدد
آخرين بروز رساني : دوشنبه 9 آذر 1394 
امکانات وب