یا محمد (ص)
لبیک یا رسول الله 

پیامبر مهربانی

پیامبر مهربانی

 

مرکز ملی پاسخگوئی به سوالات دینی اقدام به تولید نرم افزار پرسش و پاسخ با عنوان «پیامبر مهربانی» نمود.
 
حجت الاسلام و المسلمین علی مخدوم، رئیس مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی با تاکید بر رسالت متولیان دینی در پاسخگویی به سوالات و شبهات دینی، این رسالت را یکی از سنت های ماندگار رسول گرامی اسلام(ص) و اهل بیت عصمت و طهارت(ع) دانسته که شایسته است بیشتر مورد توجه عالمان و مبلغان دینی قرار گیرد.
 
وی گفت: رویکرد این مرکز تولید مجموعه های تخصصی از موضوعات و دغدغه های موجود در جامعه و آشنایی محققان و مبلغان دینی با سوالات و شبهات پیرامون زندگی رسول گرامی اسلام می باشد.
این مجموعه به دلیل تلاش برخی در ارائه تصویر ناصحیح از زندگانی و سیره رسول خدا(ص) در صدد تبیین روشنی از زندگانی فردی، اجتماعی و دینی آن حضرت در قالب پاسخ به پرسش هایی است که توسط مخاطبان برای این مرکز ارسال شده است.
ایشان در ادامه افزود: این نرم افزار مشتمل بر ۴۲۷ پرسش و پاسخ در موضوعاتی چون زندگانی پیامبر، سیره و سنت، ویژگی و فضایل، معجزات، همسران و فرزندان، اصحاب و یاران و حوادث بعد از رحلت، توسط کارشناسان این مرکز تهیه شده است.
منبع:مرکز ملی پاسخگوئی به سوالات دینی

 

لینک های دانلود

حجم فایل

رمز فایل

پرسش و پاسخ

 

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 13 بهمن 1393  ] [ 8:24 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
پيامبرِ مدارا و قاطعيت(1)
پيامبرِ مدارا و قاطعيت(1)


 

نويسنده : سيدغلامحسين حسيني




 

اشاره:
 

مقاله، از مدارا و صلابت - و هر يك در جايگاه خود - دفاع ميكند، و پس از ذكر نمونههائي از امر به مدارا و تسامح اسلامي در قرآن كريم، احاديث پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و اهلبيت(علیهم السلام) ، به نمونههائي از موضعگيريهاي قاطع و صلابت اسلامي در قرآن و سنت، اشاره ميكند.
« مدارا » و « صلابت » ، هر دو از سيرة پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و تعاليم قرآن كريم به شمار آمده و در حيات سياسي و اجتماعي پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) چه در فقدان قدرت و حكومت، و چه پس از تشكيل حكومت و كسب اقتدار، در گفتار و رفتار ايشان استمرار داشتهاند.1 «مُدارا» در لغت، به معني نرمش و ملاطفت و رفق با مردم و چشم پوشي از خطاي آنان است و در روايات اسلامي نيز به همين معنا بكار رفته است.
در بررسي قرآن كريم و روايات و سيره پيشوايان دين به دست ميآيد كه « مدارا و نرمش» و « رأفت و رحمت»، اصل جاري اسلامي و ارزش مسلم قرآني و از عوامل گسترش اسلام در شبه جزيره عربستان و جهان بوده است. ابتدا بايد بررسي كرد كه ظرف جريان مُدارا و نرمش بعنوان اصل ارزشي اسلام كجاست؟ آيا يك اصل مطلق است؟ و آيا همه جا حتي در اصول و قوانين ديني جاري است؟ اين اصل، بيشك نميتواند مطلق باشد و حتماً حدودي دارد كه اجراي آن فراتر از اين حدود، آن را تبديل به يك پديدة ضدارزشي يعني مداهنه و مصانعه و سازشكاري در حق ميگرداند. همانگونه كه ترك اين اصل در مرز خويش نيز به ناهنجاري «خشونت» ميانجامد. از آيات و روايات به دست ميآيد كه مُدارا در مسائل شخصي و نيز مسائل اجتماعي كه در تقابل با حقوق ديگران نيست و در كيفيت ترويج اسلام و ارزشهاي ديني، توصيه شده اما در مسائل اصولي دين و اجراي حدود و احكام ديني، نرمش كاملاً مذموم و ناروا است و سهلانگاري در اينگونه مسائل، به پديدهاي مذموم بنام «ادهان و مُداهنه» منجر ميشود كه مورد نهي شديد اسلام است و اگر به تضييع حقوق ديگران [حقالناس] بيانجامد نيز «معاونت در ظلم» بشمار ميرود.
اينك به نمونهاي مختصر از آيات و روايات و سيرة اوليأ ديني در خصوص مدارا و نيز قاطعيت و صلابت، اشاره ميكنيم:

قرآن و مُدارا :
 

قرآن كريم در توصيه به مدارا در مواردي كه به تضييع حقوق و حدود شرعي نينجامد ، از جمله فرموده است:
1) فبما رحمةٍ من الله لِنتَ لهم و لو كنتَ فظاً غليظ القلبِ لانفضوا من حولك فاعف عنهم و استغفرلهم و شاورهم فيالامر فاذا عزمت فتوكل علي الله ان الله يحب المتوكلين.2
(به رحمت الهي، با آنان نرمخو و پرمهر شدي. اگر تندخو و سختدل بودي بيشك از پيرامون تو پراكنده ميشدند، از آنان درگذر و برايشان آمرزش بخواه و در كارها با آنان مشورت كن و چون تصميم نهائي را گرفتي بر خدا توكل كن كه خداوند، توكلكنندگان را دوست ميدارد.)
در اين آيه به يك صفت لازم در رهبري اسلامي يعني گذشت و نرمش و انعطاف در برابر كساني كه تخلفي از آنها سر زده و بعد پشيمان شدهاند اشاره شده است.3
2) لقدجأكم رسولٌ من أنفسكم عزيزُ عليه ما عنتم حريصٌ عليكم بالمؤمنين رؤفٌ رحيمٌ.4
(بيشك براي شما پيامبري از خودتان آمد كه بر او دشوار است اگر شما در رنج بيفتيد، به سعادت شما حريص و نسبت به مؤمنان ، دلسوز و مهربان است.)
3) فلعلك باخعٌ نفسك علي آثار هم اًن لم تُؤمنوا بهذا الحديث أسَفاً.5
(بسا اگر ايمان نياورند ، تو جان خود را از اندوه در پيگيري مصالح مردم، تباه كني.)
4)... فلا تذهب نفسك عليهم حسراتٍ انالله عليمٌ بما يصنعون.6
(مبادبا حسرتيكه براي مردم ميخوري جانت را بدهي و خداوند به آنچه ميكنند دانا است.)6
اين قبيل آيات بيانگر يكي ديگر از شرايط رهبري و حاكمان اسلامي يعني « دلسوزي و رأفت نسبت به امت» است. پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) براي هدايت بشريت عشق ميورزيد و براي اجراي اين هدف ، شب و روز مجاهدت ميكرد و در نهان و آشكار ، در اجتماع و انفراد ، تبليغ دين ميكرد و از هدايت نشدن گروههائي از مردم، رنج ميبرد و اين عاليترين درجه رأفت و مهرباني نسبت به امت است.
5) و ما ارسلناك الارحمةً للعالمين.7
(و تو را جز رحمتي براي جهانيان نفرستاديم).


ادامه مطلب
[ دوشنبه 13 بهمن 1393  ] [ 8:24 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
پيامبرِ‌ مدارا و قاطعيت‌(2)
پيامبرِ‌ مدارا و قاطعيت‌(2)


 

ن نويسنده : سيدغلامحسين‌ حسيني‌




 

‌قاطعيت‌ و عدم‌ مُداهنه‌ در روايات‌
 

در جوامع‌ روايي‌ نيز احاديث‌ فراواني‌ در زمينه‌ قاطعيت‌ و عدم‌ مُداهنه‌ و ابراز خشم‌ و اعمال‌ خشونت‌ نسبت‌ به‌ دشمنان‌ و بزهكاران‌ وارد شده‌ كه‌ برخي‌ از اين‌ احاديث‌ به‌ دلالت‌ مطابقي‌ و به‌ صراحت‌ لفظي، دال‌ بر اين‌ مطلب‌ است‌ و برخي‌ ديگر به‌ دلالت‌ التزامي‌ و تضمني، و ما تنها به‌ نمونه‌اي‌ از اين‌ احاديث‌ اشاره‌ مي‌كنيم:
- در باب‌ «الحُب‌ في‌الله‌ والبغض‌ في‌الله»30، احاديثي‌ آمده‌ دال‌ بر اينكه‌ «بغض‌ و خشم، در مواردي، لازم‌ و ضروري‌ است. البته‌ نه‌ خشم‌ و كينه‌توزي‌ ماد‌ي‌ بلكه‌ خشم‌ و قاطعيتي‌ كه‌ در راه‌ خدا و براي‌ اجراي‌ احكام‌ الهي‌ و احقاق‌ حقوق‌ شرعي‌ مردم‌ باشد.
- در باب‌ «الأ‌مربالمعروف‌ و النهي‌ عن‌ المنكر نيز امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر، مراحلي‌ دارد كه‌ مآلأ‌به‌ برخورد فيزيكي‌ و ضرب‌ و جرح‌ و حتي‌ قتل‌ مي‌انجامد. گفتني‌ است‌ كه‌ اين‌ مرحلة‌ از امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر به‌ دستور حاكم‌ شرع‌ اسلامي‌ بايد باشد و بدون‌ اذن‌ و فرمان‌ ديني‌ نمي‌شود. خشونت‌ در شرع‌ مقدس، روي‌ مصالح‌ و عللي‌ تجويز شده‌ و تعيين‌ حدود و ثغور آن‌ يك‌ بحث‌ فقهي‌ است.31
- در باب‌ «الغيرة‌ والحمية»32 نيز رواياتي‌ بيانگر اين‌ است‌ كه‌ فرد مسلمان‌ در مسائل‌ ديني‌ و... بايد غيرت‌ و خشم‌ بورزد و واكنشهاي‌ صريح‌ و شديد و البته‌ عادلانه‌ نشان‌ دهد.

بعنوان‌ نمونه‌ علي‌ عليه‌السلام‌ فرمود:
 

«لا ترخصوا لانفسكم‌ فتد هنوا و تذهب‌ بكم‌ الرخص‌ مذاهب‌ الظلمة‌ فتهلكو ولاتداهنو في‌الحق‌ اذا ورد عليكم‌ و عرفتموه‌ فتخسروا خسراناً‌ مبيناً.33
(بندگان‌ خدا! به‌ خويشتن، اجازه‌ مداهنه‌ و لاابالي‌گري‌ ندهيد كه‌ شما را به‌ ستم‌ مي‌كشاند. آن‌ گاه‌ كه‌ حق‌ را شناختيد و حق‌ به‌ شما روي‌ آورد و نياز به‌ ياري‌ شما دارد، هرگز مداهنه‌ و سستي‌ نكنيد.)
و نيز فرمود: لايقيم‌ امرالله‌ سبحانه‌ الامن‌ لايصانع‌ و لايضارع‌ ولايتبع‌المطامع.34
(فرمان‌ خدا را برپاي‌ نمي‌دارد مگر كسي‌ كه‌ در حق، مدارا نكند و سازش‌ نكند و در پي‌ طمعها نتازد.)
قاطعيت‌ و صلابت‌ در سيرة‌ پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله و سلم)
نقل‌ شده‌ است‌ كه: كان‌ النبي(صلی الله علیه و آله و سلم) اذا غضب‌ احمر وجهه‌
و در روايت‌ ديگر است‌ كه: حنف‌ لونه‌ و اسود.35
يعني‌ پيامبر ، وقتي‌ براي‌ خدا و عدالت، غضب‌ مي‌فرمود رنگ‌ چهره‌اش‌ تغيير مي‌يافت‌ و عكس‌العمل‌ شديد مي‌ورزيد.
اينك‌ به‌ چند نمونه‌ از رفتار قاطع‌ و پرصلابت‌ پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در برخورد با متخلفان‌ و عاصيان‌ توجه‌ كنيم:
هنگامي‌ كه‌ پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) براي‌ جنگ‌ با روميان‌ به‌ تبوك‌ مي‌رفتند، سه‌ نفر از مسلمانان‌ به‌ نامهاي‌ از شركت‌ در جنگ‌ و از روي‌ تنبلي‌ و سُستي‌ و دنياطلبي‌ سر باز زدند اما به‌ هنگام‌ بازگشت‌ پيامبر از جنگ‌ تبوك، جهت‌ عذرخواهي‌ خدمت‌ آن‌ حضرت‌ رسيدند اما برخلاف‌ انتظار، مورد غضب‌ و بي‌مهري‌ پيامبر قرار گرفتند و پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) حتي‌ يك‌ كلمه‌ با آنان‌ سخن‌ نگفت‌ و به‌ مسلمانان‌ دستور فرمود كه‌ هيچ‌ كس‌ با آنان‌ سخن‌ نگويد بگونه‌اي‌ كه‌ حتي‌ زنان‌ و فرزندان‌ آنان‌ به‌ محضر پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمدند و اجازة‌ جدايي‌ از آنها را خواستار شدند. متخلفان‌ در محاصره‌ شديد اجتماعي، قرار گرفته‌ بودند و فضاي‌ شهر مدينه‌ با آن‌ وسعت‌ براي‌ آنان‌ تنگ‌ شده‌ بود بگونه‌اي‌ كه‌ مجبور شدند براي‌ نجات‌ از اين‌ خواري‌ و رسوايي، مدينه‌ را ترك‌ گويند و به‌ كوههاي‌ اطراف‌ پناه‌ برند و مدتي‌ طولاني‌ در كوهها به‌ سر بردند و به‌ دعا و نيايش‌ و توبه‌ به‌ درگاه‌ خدا روي‌ آوردند تا اينكه‌ سرانجام‌ آيه‌ شريفه: «وعلي‌الث‌لاثة‌ الذين‌ خلفوا حتي‌ ضاقت‌ عليهم‌ الارض‌ بما رحبت‌ و ضاقت‌ عليهم‌ انفسهم‌ وظنوا ان‌ لاملجأَ‌ من‌ الله‌ الا‌ اليه‌ ثم‌ تاب‌ عليهم‌ ليتوبوا ان‌الله‌ التواب‌ الرحيم» نازل‌ شد و توبه‌ آنان‌ را پذيرفت. پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در مقابل‌ متخلفان، هيچ‌ نرمشي‌ نشان‌ نداد و با كمال‌ قاطعيت‌ با آنان‌ برخورد نمود. يعني‌ چنان‌ بر آن‌ سه‌ تن‌ تنگ‌ گرفتند كه‌ تمام‌ زمين‌ با همة‌ وسعتش، جائي‌ براي‌ آنان‌ نداشت‌ و جان‌شان‌ به‌ لب‌ رسيد.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 13 بهمن 1393  ] [ 8:24 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]

صفات پیامبر(ص) در قرآن کریم

 صفات بسیاری در قرآن کریم برای پیامبر اکرم بیان شده است که به بعضی از آن ها اشاره می شود

۱ . نبی امی پیام آور درس ناخوانده ( اعراف آیه ی 157و158 )

البته امی را به معنای مردمی هم گفته اند . یعنی پیامبری که از مردم و از میان امت برگزیده شد در مقابل کسانی که از طبقه ی اعیان و اشراف بودند .

۲ . نذیر مبین ، هشدار دهنده ی آشکار ( حجر آیه ی 89 )

۳ . ناصح امین ، خیر خواه امین ( اعراف آیه ی 68 )

۴ . خاتم النبیین ، آخرین پیامبر ( احزاب آیه ی 40 )

۵ . اول المسلمین ، اولین اسلام آورنده ( اعراف آیه ی 163)

۶ . رحمه للعالمين ، رحمت براي جهانيان ( انبياء آیه ی 107 )

۷ . حریص علیکم ، بر شما حریص است ( توبه آیه ی 128 )

۸ . « رئوف »، اهل رأفت است ( توبه آیه ی 128 )

۹ . « رحیم » ، مهربان است ( توبه آیه ی 128 )

۱۰ . خلق عظیم ، پیامبر خلق عظیم است ( قلم آیه ی 4 )

۱۱ . اسوه حسنه، پیامبر الگوی خوبی است ( احزاب آیه ی 21 )

 


ادامه مطلب
[ شنبه 11 بهمن 1393  ] [ 8:11 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]

 

چرا پيامبر اسلام در جريان بيماري وجسارت بي شرمانه عمر در ان مجلس به عمر جواب كوبنده وشكننده نداد و وي را از خود نراند و او را رسوا نكرد؟

پاسخ:

براي پاسخ به اين سؤال ذكر چند نكته لازم است:
۱- پيامبر مأمور به حكم به ظاهر بودند و از طرف خداوند اجازه نداشتند كه افراد منافق را بازخواست و يا بطور علني رسوا نمايند. چنانكه در قسمتي از خطبۀ غدير پس از اشاره به آيه: «آمِنُوا بِالله وَ رَسُولِهِ وَالنَّورِ الَّذي أُنْزِلَ مَعَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلي أَدْبارِها أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَما لَعَنَّا أَصْحابَ السَّبْتِ» مي فرمايند: «به خدا سوگند كه مقصود خداوند از اين آيه گروهي از صحابه اند كه آنان را با نام و نسب مي شناسم ليكن به پرده پوشي كارشان مأمورم.» كه البته اين فرمان مي تواند جنبۀ امتحان و آزمايش داشته باشد.
۲- مسلماً تصريح پيامبر به نام برخي اشخاص, آتش كينه و جنگهاي داخلي را شعله ور مي كرد و اين با توجه به كثرت منافقان به مصلحت اسلام نو پا نبود. مهمترين كار پيامبر زدودن شرك و بت پرستي آشكار از جامعه و برقراري كلمه توحيد بوده است نه مبارزه آشكارا با پديده نفاق. مبارزه علني با نفاق، مأموريت خطيري است كه بر عهده آخرين وصيّ پيامبر نهاده شده است.
۳- در قبول سخنان پيامبر توسط مردم نيز جاي بحث است. چراكه وقتي واقعه غدير با آن عظمت را كه سخني ايجابي بود، انكار كردند، و ولايت حضرت علي(عليه السلام) را نپذيرفتند، چطور مي توان انتظار داشت كه اين نفي را كه سخني سلبي است، بپذيرند. هر چند كه پيامبر با نشانه ها و اشاره ها و كنايه هاي فراوان، منافق بودن آنان را براي اصحاب روشن نموده بودند. (و انسان عاقل تنها با يك اشاره به مقصود مي رسد)

 


ادامه مطلب
[ شنبه 11 بهمن 1393  ] [ 8:11 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By themzha :.

تعداد کل صفحات :  ::         13   14   15   16   17   18   19   20   21   22  

درباره وبلاگ

با سلام این وبلاگ در جهت موج وبلاگی "لبیک دیا رسول الله تاسیس شده است
نويسندگان
لينک دوستان
آمار سايت
كل بازديدها : 50270 نفر
كل مطالب : 310 عدد
آخرين بروز رساني : دوشنبه 9 آذر 1394 
امکانات وب