یا محمد (ص)
لبیک یا رسول الله 
 
روی نگار - بررسی داده های خداوند متعال به پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم)
روی نگار - بررسی داده های خداوند متعال به پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم)
نويسنده:حسن عرفان
منبع:مجله ديدار آشنا
اشاره
صاحب این کتاب از عرفای محترم گیلان بوده است و در رحیم آباد رشت می زیسته ، شاگردش مرحوم آیت الله سید موسی زرآبادی بوده و اسم اعظم را نیز می دانسته است .در همسایگی ایشان بیوه زنی فقیر زندگی می کرده است که قوت غالب او و بچه هایش از شیر گاوش تأمین می شده . روزی آن عارف از منزل بیرون می آید می بیند زن همسایه و بچه هایش به شدت گریه می کنند . می پرسد چه شده ؟ جواب می دهند که : گاو ما مرد و ما هم از شیرش محروم شدیم و حتی فرصت ذبح کردن آن را نیافتیم و از گوشتش هم بی نصیب ماندیم .ایشان آهسته اسم اعظم را تلاوت می کند و با نوک پا به گاو می زند گاو زنده می شود و بچه ها شادمانی می کنند دو یا سه روز بعد از آن ، استادش ، آیت الله سید موسی زرآبادی که ساکن قزوین بوده است نامه ای برای ایشان می فرستد با این پیام : « تو چرا اسم اعظم را در چنین مورد کوچکی به کار بردی ؟ تو تا یک ماه دیگر می میری . وصیتت را بنویس » 1 این حکایت ، نداشتن ظرفیت در پاس داشت اسرار الهی بود .
ظرفیت ستایش
برخی از انسان ها وقتی ستایش می شوند خود را گم کرده و تصویر نادرستی از خویش پیدا می کنند و غرور پیشه می سازند . از این رو گفته اند : « کسی که تو را بستاید گویا تو را کشته است » 2 در فرهنگ اسلامی نیز یکی از منش های ناروا و نکوهیده ، تملق گویی ، چاپلوسی و ستایشگری های نارواست چنین شیوه هایی بت می سازد و دیکتاتور می پردازد و شخصیت های بادکنکی به وجود می آورد . من به یاد دارم سخن یکی از دانشمندان را که می گفت : کسانی در تاریخ به اوج رسیده اند که کم تر ستایش شده اند .
ظرفیت نکوهش
ایجاد جنبش های اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و دینی ، مخالفت ها ، ستیزه جویی ها و نارواگویی های فراوانی را در پی دارد .زورمندان و حافظان قدرت و سنت های جاهلانه با هر نو اندیشی می ستیزند ؛ از این رو شب ستیزان و سپیده آوران باید در برابر اتهام ها ، جسارت ها و حسادت ها ظرفیتی به گستره دریا داشته باشند تا بتوانند فانوس هدایت را بر فراز راه بشر برافروزند ، پرچم پیروزی برافرازند و کشتی سعادت را از بام ناهموار موج ها بر ساحل نشانند .داستان شکوه مند پیامبران و امامان را در تاریخ باز بخوانید . موج های شایعه ، سیل های تهمت ، آتشفشان پرخاش را ببینید و از سوی دیگر کوه استقامت و پایداری را تماشا کنید .حضرت محمد صلی الله علیه وآله را شاعر نامیدند ( سوره طور ، آیه 30 ) ساحر خواندند ( سوره شعرا ، 153 و 185 ) دیوانه گفتند ( ذاریات ، 52 و 53 ) و دروغ گو پنداشتند ( حج ، 42 ) لیکن ظرفیت عظیم آن حضرت برای تحمل این همه ناروا از شگفتی زا ترین ابعاد شخصیت آن حضرت بود .
آنان که زندگی حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله را کاویده اند و سر بر آستان حضرت ساییده اند و راه آن بزرگ را پیموده اند تحمل خود را در برابر نکوهش ها بالا برده اند و بیهوده گویان را نرنجانده و خویش را نرنجیده اند . در حکایت های واقعی آورده اند : عالمی نزد آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی مرجع تقلید شیعیان جهان گلایه کرد که برخی به من پرخاش کرده اند و حرمت شخصیت مرا پاس نداشته اند . ایشان انبوه نامه هایی را به او نشان داد که سرشار از ناسزا بود و نویسندگان نامه ها ، آن مرجع را به هزاران تیر سخن هدف قرار داده بودند . زندگی بزرگ مردان تاریخ دین باوری ، پر است از این تحمل ها .یکی از علمای روزگار ما شیخ محمدحسین زاهد بود که بر روحش سلام باد . یک روز کسی یا ناکسی از درون قطار بر ایشان آب دهن انداخت ، دوستانش خواستند به درون قطار رفته و آن شخص را تنبیه کنند ولی آقا فرمودند : داداشی چیزی نبود ببینید با یک دستمال پاک شد . قرآن کریم می گوید : وقتی با لغو و بیهوده ای برخورد می کنند بزرگوارانه در می گذرند . ( فرقان ، 72 )
و گویند : روزی شخصی حکیم و دانشمند بر مردی مسخره و لاابالی گذر کرد . مرد بی ادب بدون دلیل فیلسوف را به باد دشنام گرفت . رهگذران به حکیم گفتند : چرا جوابش را نمی دهی ؟ گفت : از چون اوچه انتظاری جز این توان داشت ؟ ( از کوزه همان برون تراود که در اوست . ) من از کلاغ بد صورت انتظار نغمات دل انگیز بلبلان و پرندگان خوش صورت ندارم ، جواب ابلهان خاموشی است .
ظرفیت بلاها
تار و پود زندگی دنیا را آفت بلا ها ، دردها ، درگیری ها وکاستی ها می سترد . حضرت علی علیه السلام فرمودند : « دنیا خانه ای است که با بلا ها در هم تنیده است . » 3
مرد زندگی و پیروز عرصه ها کسی است که قهرمانانه بازو در بازوی بلا اندازد و با تیشه ستیز ریشه آن را براندازد . آنان که با یک درد از پا می افتند . با یک درگیری خانه نشین می شوند با یک رنج زبونی پیشه می کنند مرد حوزه های پیشرفت و پویایی نیستند .حضرت محمد صلی الله علیه و آله را سنگ باران کردند زخمهای ژرف بر بدنشان نشاندند ، دندانشان را شکستند و راه های تغذیه و اقتصاد را بر آن حضرت بستند ولی آن حضرت ، دست از دعوت خود برنداشتند . از راه پایداری بیرون نرفتند و از پا نیفتادند . این ظرفیت بلا و رنج است . این دانشگاه شاگردانی می پرورد چونان زینب کبری که هزاران تیر ستم بر جانش نشست و انبوه خنجر ها نای و توانش را شکست و باز در برابر دژخیم چکمه پوش و خون نوش بنی امیه ( ابن زیاد ) گفت : من جز زیبایی ندیدم . 4

پی نوشت ها :

1. غم عشق ، ص 262 و 263
2. غررالحکم ، حدیث 8330
3. نهج البلاغه ، خطبه 226
4. الخصائص الزینبیه ، ص 287 .

 


ادامه مطلب
[ جمعه 17 بهمن 1393  ] [ 7:41 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
 پيامبر (ص)را بايد از قرآن شناخت
پيامبر (ص)را بايد از قرآن شناخت
منبع:روزنامه قدس
اشاره:
حجة الاسلام والمسلمين محسن اديب، محقق، قرآن پژوه و عضو هيأت علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران است. وي پس از تكميل درس خارج در حوزه و سپس اخذ مدرك كارشناسي ارشد «معارف و الهيات» از دانشگاه، سالهاست كه به تحقيق در علوم قرآني روي آورده و همزمان با تدريس در دانشگاه، به پژوهش در ميزان انطباق مباحث تاريخي اسلام با قرآن كريم مشغول است.وي بزرگترين تفضل الهي بر خويش را قرار گرفتن در مسير قرآن مي داند و مي گويد: در تحقيقات قرآني خود به اين نتيجه رسيدم كه تحريفهاي بي شماري در تاريخ- بخصوص در مورد زندگاني و شخصيت رسول خدا(ص)- به ثبت رسيده كه هيچ انطباقي با مباحث قرآني ندارند. احساس كردم كه در تاريخ هم ظلمهاي فراواني به چهره هاي تابناك معصومين(ع)، به ويژه پيامبر(ص)، صورت گرفته كه بشدت نيازمند تأمل و بررسي است. از اين رو كارهاي قرآني خود را همزمان با تحقيقات تاريخي و تطبيق مباحث تاريخ با قرآن، به پيش بردم.
از حجةالاسلام محسن اديب تاكنون مقالات متعدد و تأليفاتي به چاپ رسيده كه كتاب «معراج از ديدگاه قرآن و روايات» از جمله آنهاست.روزنامه قدس، نظر به اهميت موضوع و ترسيم شخصيت قرآني پيامبر اعظم(ص)، گفتگويي را با وي انجام داده كه تقديم خوانندگان مي گردد.
* در ترسيم شخصيت وجود مقدس رسول ا... (ص)، با دو رويكرد «قرآني» و «تاريخي» مواجهيم كه در يك نگاه كلي، تفاوتهايي بين اين دو رويكرد، به چشم مي خورد. در تشريح علل اين تفاوتها، چه توضيحي وجود دارد؟
** در پاسخ به اين سؤال، لازم است ابتدا، نگاه قرآن كريم به شخصيت نوراني پيامبر(ص) را تا حدودي تبيين نموده و سپس با تشريح بعضي رويكردهاي تاريخي به اين موضوع و مقايسه آن با رويكردهاي قرآني، به تحليل درباره علل پيدايش اين تفاوتها بپردازيم. اگر به صورت خيلي ساده وگذرا، به روي نگاه قرآني تمركز كنيم، مي بينيم خداي متعال در آيه 107 سوره انبياء، خطاب به پيامبرش مي فرمايد: «و ما ارسلناك الا رحمة للعالمين». از تفسيرهاي ذيل اين آيه مي توان دريافت كه خلاصه نظرات بزرگان ما در بيان معناي آيه، اين است كه وجود مقدس رسول ا... (ص)، براي تمام موجودات، خواه انسان و خواه غير انسان، عامل و منبع خير و بركت است. مفهوم و برداشت از آيه اين است كه از لحظه اي كه پيامبري حضرت اعلام شده، تا لحظه اي كه دنيا به پايان مي رسد، وجود نازنين آن بزرگوار براي تمام موجودات، جز خير و بركت و رحمت، چيزي نخواهد بود. به عبارت ديگر، آن حضرت انساني است كه تنها به دوره زندگي خود اختصاص نداشته و پس از دوره 63 ساله حيات مباركش هم پيام بركت و رحمتش به صورت كاربردي در زندگي انسانها جاري است. از سوي ديگر در آيه اي مربوط به صلوات هم داريم كه بصراحت بيان مي شود خداوند و ملائكه اش براي وجود مقدس پيامبر(ص)، دعا مي كنند و بر او صلوات مي فرستند. حاصل سخن اين است كه دعا و صلوات خداوند، ملائكه بر پيامبر(ص)، درجات رحمت ايشان را ثانيه به ثانيه زيادتر مي كند. همه اينها نه تنها گواه محبوبيت خاص آن حضرت در پيشگاه الهي است، بلكه حكايت از آن دارد كه بايد از وجود مقدس رسول خدا(ص)، نتايج و نكاتي فراتر از زندگي روزمره را به دست آورد. اهميت اين سخن از آنجا نشأت مي گيرد كه در همين قرآن خداي متعال در خصوص ويژگي هاي پيامبرش، خطاب به بندگان مي فرمايد: «و لقد كان لكم في رسول ا... اسوة حسنه» مسلمانان در تعاليم ديني خود، الگوهاي فراواني را يافته اند. از اين رو خداوند متعال، به تنهايي از الگو بودن حضرت رسول(ص) سخن نمي گويد، بلكه با به كار بردن واژه «اسوه حسنه» مي فرمايد كه در ميان الگوهاي موجود زندگي، رسول ا... (ص)، بهترين الگويي است كه شما در همه امور دنيا و آخرت خود، مي توانيد به ايشان تأسي جوييد. اهداف بلندش را مورد توجه قرار داده و آن را به صورت كاربردي در زندگي خود جاري سازيد.
* آيا تاريخ نگاران ما به تناسب اين نگاه بلند قرآن به شخصيت پيامبر(ص)، گام برداشته اند؟
** متأسفانه خير. بررسيهاي تاريخي در برخي موارد نشان مي دهد كه پيامبر معرفي شده توسط بعضي مورخان، همان پيامبري نيست كه خداوند او را حاصل خير و رحمت واسوه حسنه معرفي مي كند. طبيعي است اگر اين معرفي به درستي انجام نگيرد، انسانها قادر نخواهند بود كه يك رابطه دو سويه را با حضرت برقرار سازند. «اسوه حسنه» يا بهترين الگو به معناي آن است كه هيچ نقصي در شخصيت نوراني حضرت وجود نداشته و اگر رفتاري به تبعيت از ايشان در زندگي انجام گيرد هم، بايد پيام مثبتي به همراه داشته باشد. پس اگر رفتاري انجام گيرد كه آثار منفي داشت، معنايش اين است كه يا پيام حضرت نادرست منتقل شده و يا اينكه در استفاده و اجراي آن پيام، كوتاهي هايي صورت گرفته كه نتيجه مثبتي در بر نداشته است. واضح است كه انتقال نادرست شخصيت واقعي رسول خدا(ص) به انسانها، نه تنها ظلم بزرگي به آن حضرت، بلكه تضييع حقوق مخاطبان هم هست. براي مثال در روايات مربوط به بعثت و شب نزول وحي، روايتي وجود دارد كه متأسفانه قدري مشهور هم هست. در ذيل اين روايت آمده كه حضرت بعد از نزول وحي، دچار اضطراب شديدي شدند. از غار بيرون آمده و به سوي منزل شتافتند. ملاحظه مي كنيد كه حضرت در اين روايت، به عنوان انساني معرفي مي شود كه نعوذ باا... قابليت درك وحي الهي را ندارد. يقيناً اين روايت با تمام تعاليم قرآني ما و آنچه را كه در معرفي حضرت، از اين كتاب آسماني سراغ داريم، منافات دارد. متأسفانه اين گونه نگاه مورخان به پيامبر(ص)، فراوان در تاريخ، يافت مي شود.
* اين شيوه تاريخ نگاري، آيا از بيان ناقص و اطلاعات اندك برخي مورخان سرچشمه مي گيرد يا از تعمد آنها؟
** از هر دو. ترديدي نيست كه بعضي دستهاي ناپاك در طول تاريخ، به عمد سعي داشته اند، شخصيت تابناك حضرت را مخدوش سازند و اين دستهاي ناپاك، در عرصه تاريخ نويسي هم وجود داشته است. ولي با اين حال بايد اذعان كرد كه ذكر بعضي روايتهاي ناصحيح، از همين اطلاعات ناقصي است كه به آن اشاره كرديد. ضمن آنكه شيوه انتقال مطلب هم ناقص بوده است. يعني در انتقال يك مفهوم، همه جانبه نگري صورت نگرفته و همه ابعاد موضوع مورد دقت و تأمل قرار نداشته است. متأسفانه در كتابهاي معروف سيره نويسي كه حتي توسط مؤلفان شيعه هم نوشته شده، چنين نواقصي به چشم مي خورد. براي مثال از ابوهريره نقل شده كه من كسي را نديدم كه بيشتر از پيامبر(ص)، با دوستانش مشورت كند. رسول خدا(ص) در اين روايت، انساني معرفي شده كه بيشترين مشورت را با ديگران دارد. تا اينجاي بحث، ايرادي ندارد، زيرا حاوي اين پيام است كه ما هم بايد در زندگي خود، به پيامبر خدا(ص) تأسي جسته و با ديگران مشورت كنيم. ولي چه بسا يك انساني، اين پيام را در زندگي خود اجرا سازد و در طول اجراي آن، اين سؤ ال در او ايجاد گردد پيامبري كه در اين روايت به عنوان فردي نيازمند به مشورت ديگران معرفي شده، آيا همان پيامبري است كه خداوند او را در قرآن «اسوه حسنه» و «رحمة للعالمين» معرفي كرده است؟ اينكه از نگاه همه جانبه به موضوع سخن گفتيم، در اينجا نمود پيدا مي كند. شكي نيست كه حضرت رسول(ص)، با ديگران مشورت مي كردند، ولي در كنار طرح اين بحث، اين مسأله هم بايد مطرح شود كه اساساً ايشان به عنوان شخصيتي معصوم و متصل به وحي، نيازي به مشورت نداشته و عمدتاً اين كار را براي ترويج اين شيوه حسنه در جامعه اسلامي انجام مي دادند تا مردم و جامعه را از بركات ارزنده آن بهره مند سازند. يا در فرازهايي از روايات تاريخي، در آنجا كه از روحيه شوخ طبعي رسول ا... (ص)، سخن به ميان مي آيد، اين روحيه را به قضاوتهاي حضرت هم تسري داده و چنين نوشته اند كه حضرت حتي در هنگام قضاوت هم اين روحيه را داشته اند. بنابراين ما در انتقال شخصيت واقعي پيامبر(ص) نياز به آن داريم كه شيوه انتقال صحيح را يافته و از آن مهمتر، نسبت به درك واقعي مفاهيم هم تلاش كنيم. در غير اين صورت و با انتقال مفاهيم ناقص و يا غير صحيح - با همه ارادتمان به حضرت- خدمتي به ايشان نكرده ايم.
* به عنوان يك محقق علوم قرآني، چه راهكاري براي حل اين معضل پيشنهاد مي كنيد؟
** من معتقدم كه ما مظلومتر از شخصيت پيامبر(ص)، در تاريخ نداريم و متأسفانه، به گونه اي ناخودآگاه، پيامبر(ص) را طوري معرفي كرده اند كه در برخي مواقع با معرفي قرآن، تفاوت دارد. راهكار حل مشكل را در اين مي بينيم كه ما در معرفي، شناختن و شناساندن وجود مقدس حضرت، به قرآن رو آوريم. خوشبختانه ما بيش از يكصد آيه در قرآن داريم كه به شيوه هاي مختلف به معرفي شخصيت رسول ا...(ص) پرداخته اند. ما بايد اين شخصيت را با نگاه قرآني محور قرار دهيم. من نمي گويم كه ما تاريخ زندگي حضرت را فقط و فقط از قرآن استخراج كنيم. شايد در حال حاضر اين مسأله قابل اجرا نباشد، ولي آنچه كه قابل اجراست، اين است كه ما آنچه را كه از بستر تاريخ به دست مي آوريم و تمام گزارشاتي را كه تاريخ از معرفي شخصيت پيامبر(ص) نقل مي كند، با قرآن مورد نقد قرار دهيم. اگر قرآن آن را تأييد مي كند، بپذيريم و اگر تأييد نمي كند، آن را كنار بگذاريم. حتي اگر تاريخ نگاران مطرح و مورد وثوق ما هم گفته باشند، ما نبايد از كنار گذاشتن گزارشهايي كه با قرآن تعارض دارند، در هراس باشيم. شهامت واقعي در اين است كه ما آن دسته از گزارشاتي را بپذيريم و اجرا كنيم كه با قرآن، هماهنگي دارند. من اطمينان دارم كه اگر وجود مقدس حضرت، اين گونه معرفي شود، و اگر اين گزارشها به درستي اجرا شوند، به جايي مي رسيم كه به مانند ملائكه، عاشق رسول خدا(ص) خواهيم شد و برگرد حضرت، عاشقانه مي چرخيم.
* مشكل اينجاست كه به هر حال قدرت تشخيص و استنباط روايات صحيح از نادرست، در همه مردم وجود ندارد. ولي همه اين روايات در دسترس مردم هست. در اين شرايط چه بايد كرد؟
** بهترين راهكار اجرايي در اين قضيه، آن است كه كارشناسان و محققان ما در رشته تاريخ، اين كار را انجام دهند. من معتقدم يك محقق و مورخ تاريخ اسلام، قبل از آنكه محقق تاريخ اسلام باشد، بايد مفسري باشد كه قرآن را به درستي بفهمد. يعني يك مورخ تاريخ اسلام، بايد يك كارشناس قرآني هم باشد. اگر محقق تاريخي بدون تخصص قرآني به تاريخ وارد شود، گرفتاريهاي ما همچنان ادامه خواهد داشت. محقق تاريخ اسلام بايد متخصص علوم قرآني باشد و خود او اين كار را انجام دهد. يعني با تطبيق گزارشها با قرآن و نقد بر قرآن، آن گزارشها را در اختيار جامعه قرار دهد. بايد پذيرفت اين مسأله نه تنها در حيطه توان جامعه نيست، بلكه در حيطه توان محقق تاريخ اسلامي كه تخصص قرآني ندارد هم نيست.
* در آنجايي كه قرآن درباره موضوع خاصي صراحت ندارد چطور؟
** اتفاقاً تمام گزارشهاي تاريخي، از مجموعه آيات قرآني، قابل استنباط هستند. يك وقت است كه انسان، يك آيه را به عنوان محور قرار مي دهد، واضح است كه اين مشكلات هست و به بن بست مي رسيم. ولي اگر مجموعه آيات را در يك چينش قرآني، كنار هم قرار مي دهيم و با نگاه قرآني به تفسير مي نشينيم، مي بينيم كه هيچ گزارشي وجود ندارد كه قابل نقد قرآني نباشد. يعني همه گزارشها و روايات موجود در مورد شخصيت نوراني پيامبر(ص)، با قرآن قابل تطبيق است.
* تأثيرات نگاه قرآني به شخصيت تابناك رسول خدا(ص)، در زندگي انسانها، چگونه خواهد بود؟
** در روايت معروفي داريم كه در شب اول قبر، دو سؤال از انسان مي پرسند. سؤال اول اينكه خداي تو كيست و سؤال دوم اينكه پيامبرت كدام است؟ امام خميني (ره) هم در كتاب چهل حديث خود اين روايت را نقل كرده اند. در اين روايت داريم كه بسياري از انسانها نمي توانند اين سؤال را پاسخ دهند. چرا؟ در ابتداي اين گفتگو به آيه صلوات اشاره كرديم. همه مي دانيم كه در انتهاي اين آيه، از مردم هم خواسته شده كه بر پيامبر(ص)، درود و صلوات بفرستند. به نظر مي رسد كه اگر انسان در زندگي با پيامبر(ص) از راه صلوات و سلام روزانه، ارتباط برقرار كرد، اين دو ذكر يعني «لااله الاا...» و محمدرسول ا...» كه همان دو پاسخ سؤال شب اول قبر هم هست، از حافظه به قلب انسان انتقال مي يابد و اين مهمترين دستاورد توجه به شخصيت پيامبر(ص)، طبق دستوري است كه در قرآن آمده است. ما معتقديم كه اين نگاه به پيامبر در كنار صلوات روزانه به حضرت، حتي در ورود به برزخ هم كمكي براي انسانها خواهد بود. پيامبر(ص) در نگاه قرآني، انساني است كه در تمام لحظه هاي زندگي ما، منبع بركت و خير است و در ورود ما به برزخ هم - قبل از هر سؤالي- منبع خير و رحمت خواهد بود و اين در صورتي است كه با او ارتباط و انس داشته باشيم، اين انس هم زماني امكان پذير خواهد بود كه پيامهاي رفتاري و اخلاقي پيامبر(ص) را اول با نقد قرآني اش بپذيريم و آنگاه به عنوان يك رفتار عملي در زندگي روزانه خود اجرا سازيم. به طور حتم همين نتيجه مثبت، موجبات يقين ما را بيشتر از گذشته نسبت به قرآن، فراهم خواهد آورد. در مقابل، اگر پيامهاي اخلاقي و رفتاري حضرت را كه از تاريخ به دستمان رسيده، با قرآن نقد نكنيم، در مقام عمل، راه را به خطا خواهيم رفت و يا حداقل اينكه، بر سوء ظن خود مي افزاييم.
* و همه اين آسيبها، در حقيقت به خاطر فاصله گرفتن از تعاليم قرآني است...
** كاملاً درست است، نگاه محض به تاريخ بدون نقد قرآني، پيوسته چنين زيانهايي را به همراه خواهد داشت، ولي اگر تاريخ در كنار نقد قرآني به مخاطب، عرضه شود، من اعتقاد دارم كه ما به يك اطمينان روشن نسبت به آنچه كه تاريخ از زندگي پيامبر(ص) بيان كرده، خواهيم رسيد. امري كه يك پيام مثبت در زندگي ما خواهد داشت. و اين مستلزم آن است كه تاريخ نگاران ما هم در مرحله اول، متخصص و اسلام شناس باشند كه اگر غير از اين باشد، خطاهاي زيادي، تاريخ زندگي ائمه معصومين(ع) و بخصوص رسول ا... (ص) را تهديد خواهد كرد.
* و سخن آخر...
**آخر سخن اين كه انسان وقتي در بن بستهاي فكري، اخلاقي، اعتقادي و رفتاري قرار مي گيرد، اگر قبل از توسل به هر گوهر تابناك جهان هستي، توسلي به وجود مقدس پيامبر(ص)، داشته باشد، زودترين و بهترين نتايج را عايد خود خواهد ساخت.

ادامه مطلب
[ جمعه 17 بهمن 1393  ] [ 7:41 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
نگاهي به سيره اخلاقي پيامبر اعظم
نگاهي به سيره اخلاقي پيامبر اعظم
نويسنده:
منبع:
يا رسول ا...
كلامت، روشن بود و فصيح. به فراخور عقل ودرك مخاطب سخن مي گفتي. گاهي سخني را سه بار تكرار مي كردي تا طرف خوب بفهمد. هنگام سخن، كلام را با لبخند مي آميختي. هرگز سخن كسي را قطع نمي كردي، زبان به بدگويي و عيبجويي از ديگران نمي گشودي.
صدايت كه مي كردند، مي گفتي:" لبيك!" خطبه هايت از همه كوتاهتر، ولي پرمايه تر بود.
زبانت را از آنچه بي مورد و بيهوده بود، فرو مي بستي. همواره خدا را ياد مي كردي و استغفار بر زبان داشتي. چيزي مي گفتي كه دلها را به هم الفت دهد، نه آنكه ميانه ها را به هم بزند.با كسي مجادله و جر و بحث نمي كردي. هنگامي كه سخن مي گفتي، همه ساكت بودند؛ چنان كه گويي بر سرشان پرنده نشسته است، سراپاگوش! نزد تو نزاع لفظي نمي كردند. به سخن ديگران، خوب گوش مي كردي.محكم و استوار راه مي رفتي، گام برداشتنت چنان بود كه نشان مي داد ناتوان و كسل نيستي!چنانكه گويي سنگي از سرازيري مي غلطد، با مهابت و چالاك!وقتي سواره بودي، اجازه نمي دادي ديگران پياده پا به پايت راه آيند؛ يا سوار برمركب مي كردي يا بر سر موعدي، قرار مي گذاشتي.
از گذرگاهي كه عبور مي كردي، عطرت نشان مي داد كه از آن جا گذشته اي.از هر جا مي گذشتي، سنگها و درختان تعظيمت مي كردند.در سفرها همواره آخر جمعيت راه مي رفتي، تا اگر كسي درماند يا كمك خواست، كمكش كني.گاهي سوار اسب مي شدي، گاهي بر قاطر و الاغ سوار مي شدي، يا بر شتر و گاهي نيز پياده! سواره كه بودي، ديگران را هم بر ترك مي نشاندي.اوقات داخل خانه را به سه قسمت تقسيم مي كردي. بخشي براي نيايش و عبادت براي خدا، قسمتي براي خانواده و بخش ديگري براي كارهاي شخصي خود.در خانه با خانواده همكاري مي كردي. شير مي دوشيدي، لباس وصله مي زدي، هر غذايي كه مي پختند مي خوردي، از طعامي بد نمي گفتي، در را مي گشودي، كفش خود را مي دوختي و...
بر زمين مي نشستي و بر سطح آن غذا مي خوردي. به خدمتكار خانه وقتي خسته مي شد، كمك مي كردي. زيراندازت عبايي بود و بالشي از پوست، پرشده از ليف خرما! بر حصير مي خوابيدي. هنگام خواب، مسواك مي زدي و دعا مي خواندي و چون از خواب برمي خاستي، خدا را سجده مي كردي.
كار مراجعه كنندگان را راه مي انداختي، نيازمند و سائلي را دست خالي رد نمي كردي.
بنده شكور خدا بودي. نور چشمانت "نماز" بود. وقتي به نماز مي ايستادي، از خوف خدا رنگ از چهره ات مي پريد.
در سينه ناله هاي سوزناك و آواي هزيني داشتي. هنگام سجود، چنان بر زمين مي چسبيدي كه گويا جامه اي بر زمين افتاده است.
وقت نماز كه مي رسيد، ديگر كسي را نمي شناختي و به چيزي توجه نداشتي جز به نماز! به نماز عشق مي ورزيدي.
فرا رسيدن "وقت" نماز را انتظار مي كشيدي و هنگام نماز كه مي شد، مي گفتي: "بلال! خوشحالمان كن." هيچ چيز را بر نماز مقدم نمي داشتي.
مي فرمودي(به ابوذر): "خداوند فروغ ديدگانم را در نماز قرار داده است. آن گونه كه گرسنه، غذا را دوست مي دارد و تشنه آب را، من هم شيفته نمازم. با اين تفاوت كه گرسنه و تشنه، سير و سيراب مي شود، اما من از نماز، سير نمي شوم."
ركوعها و سجده هاي طولاني داشتي، به خدا عرضه مي داشتي: "پروردگارا! دوست دارم يك روز سير باشم و شكرت كنم، روز ديگر گرسنه باشم تا از تو سؤال كنم."
نشست و برخاستت با "ذكرخدا" همراه بود. با آنكه "معصوم" بودي، ولي آن قدر از خشيت خدا مي گريستي كه مصلا و سجده گاهت خيس مي شد.
هنگام دعا همچون مسكينان نيازمند، دستها را بالا مي گرفتي "بنده خالص خدا" بودي.
يك بار كه بر زمين نشسته و با دست غذا مي خوردي، زني گفت: يا رسول ا...، چرا مانند بندگان نشسته و غذا مي خوري؟ و فرمودي: "واي بر تو! چه كسي بنده تر از من است؟" تو عبد خدا و رسول او بودي.
چهره ات گشاده بود و خوش رو. به هر كس مي رسيدي سلام مي گفتي. با هر كه دست مي دادي، آن قدر صبر مي كردي كه او دستش را بكشد. به صورت كسي خيره نمي شدي.
به هيچ كس دشنام وناسزا نمي گفتي. بر تندخويي و بداخلاقي ديگران صبر مي كردي. هديه مردم و دعوت بردگان را مي پذيرفتي به عيادت بيماران و تشييع جنازه مي رفتي.
از اصحاب، تفقد و احوالپرسي مي كردي. دير غضبناك مي شدي. پيش ديگران، پايت را دراز نمي كردي. مزاح و شوخي مي كردي، ولي جز "حق" سخن نمي گفتي.
با ياران، حلقه وار مي نشستي. خود را براي اصحاب مي آراستي و عطر مي زدي.
باري بر دوش مردم نبودي. در كارها ي اجتماعي مشاركت داشتي. بخشنده و سخي بودي. چيزي را از خواستاران مضايقه نمي كردي. به بزرگ هر قومي احترام مي گذاشتي.
آري... اي رسول خدا!
وفاي به عهد، صدق و راستي، امانت و محبت، از ويژگيهاي تو بود. از ميهمان كار نمي كشيدي. خلاف وعده نداشتي. مردم دار و اهل مدارا بودي. سعه صدر و وسعت نظر داشتي. اخلاقت قرآني بود.
قرآن مجسم بودي و آيات عينيت يافته كلام ا...

پي نوشت

1- برگرفته از مكارم الاخلاق، سنن النبي، بحارالانوار، ج 16

 


ادامه مطلب
[ جمعه 17 بهمن 1393  ] [ 7:41 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
رحمتي از جنس نور
رحمتي از جنس نور
منبع:روزنامه قدس

حضرت محمد(ص)، فرزند عبدا... بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف، در مكه به دنيا آمد. پيش از ولادت، پدرش عبدا... درگذشته بود. محمد(ص) شش سال داشت كه مادرش آمنه را نيز از دست داد. ايشان تا هشت سالگي تحت سرپرستي جدش عبدالمطلب بود و پس از مرگ جدش، در خانه عمويش ابوطالب سكني گزيد.رفتار و كردار محمد(ص) در خانه ابوطالب، نظر همگان را به سوي خود جلب كرد و ديري نگذشت كه مهرش در دلها جاي گرفت. او برخلاف كودكان همسالش كه موهايي ژوليده و چشماني آلوده داشتند،موهايش را مرتب مي كرد و سر و صورت خود را تميز نگه مي داشت. او به چيزهاي خوراكي هرگز حريص نبود. كودكان همسالش، چنان كه رسم اطفال است، با دستپاچگي و شتابزدگي غذا مي خوردند و گاهي لقمه از دست يكديگر مي ربودند، ولي او به غذاي اندك اكتفا و از حرص ورزي در غذا خودداري مي كرد.


ادامه مطلب
[ جمعه 17 بهمن 1393  ] [ 7:41 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
امام علی علیہ السلام

 


"پس آگاه باش! که هیچ مردی حریص تر از من بر اجتماع امت رسول خدا صلی الله علیه وآله و الفت یافتن میان اعضای آن وجود ندارد. با این عمل در جستجوی ثواب نیکو و سرانجام همراه با کرامت هستم".


شاید خواننده گرامی گمان ببرد این جملات صریح و روشن که در ایام هفته ی وحدت و میلاد رسول الله صلی الله علیه وآله و ولادت حضرت امام صادق علیه السلام ارائه می شوند سخن یکی از علمای معاصر و مصلحان اجتماعی است که بر وحدت بین مسلمین تأکید جدی دارد ولی اینها عباراتی دردمندانه از مولای متقیان است، از حضرت امیرالمۆمنین علی علیه السلام. همان امامی که به خاطر مصالح اسلام و مسلمین بیش از دو دهه سکوت پیشه کرد و از حق خود چشم پوشید و البته در پاره ای اوقات حق مغصوب خویش را بر یاد مردمان آورد و گهگاه به انتقاد از عملکرد حکام وقت پرداخت.

اکنون مناسب است متن عربی این سخن را به همراه کمی توضیح ذکر کنیم. وصی برحق خاتم الانبیاء علیهما و علی آلهماالسلام این جملات را ضمن نامه ای درباره ی مسأله ی حکمیت مطرح شده در صفین و در جواب ابوموسی اشعری نگاشته اند:


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 16 بهمن 1393  ] [ 7:30 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By themzha :.

تعداد کل صفحات :  ::         10   11   12   13   14   15   16   17   18   19   >  

درباره وبلاگ

با سلام این وبلاگ در جهت موج وبلاگی "لبیک دیا رسول الله تاسیس شده است
نويسندگان
لينک دوستان
آمار سايت
كل بازديدها : 50212 نفر
كل مطالب : 310 عدد
آخرين بروز رساني : دوشنبه 9 آذر 1394 
امکانات وب