یا محمد (ص)
لبیک یا رسول الله 

 اقدامات يهود عليه پيامبر اسلام  (ص) در عصر بعثت
 

 

نويسنده: مهدي طائب




 

« و خداوند به من گفت:... نبي اي را براي ايشان، از ميان برادران ايشان، مثل تو معبوث خواهم کرد و کلم خود را به دهانش خواهم گذاشت و هر آنچه با اوامر فرمايم، به ايشان خواهد گفت و هرکسي که سخنان مرا که او به اسم من گويد، نشنود، من از او مطالبه خواهم کرد ».(1)

يک. تحريف تاريخ

بخش عمده اي از تاريخ قرآن، به بازگويي تاريخ بني اسرائيل و يهود و رويارويي آنان با پيامبر آخرالزمان اختصاص يافته و همين دليل، کافي است تا نويسندگان مسلمان به اين موضوع توجه کنند. اما با نگاهي هر چند گذرا به کارنامه آثار نويسندگان شيعه، چنين چيزي را نخواهيم ديد. حتي در کتابخانه ها نيز در اين زمينه آثار فراواني يافت نمي شود. در بيان علت اين امر بايد گفت: يهود براي اثرگذاري بر تاريخ، بسيار کوشيده و هزينه هاي هنگفتي براي تحريف تاريخ صرف کرده است. ايجاد سيستمي براي حذف و سانسور کتاب ها و نوشتارهاي ضد يهودي، از جمله اين تلاش هاست. يهود اين همه توفيق در تحريف تاريخ را، مديون آموزش هايي است که در دوران بيابان ديده است.
با جست و جوي اندکي در تاريخ، ردپاي يهوديان را در جنگ هايي که ضد آنها برپا شده، خواهيم يافت. مظلوم نمايي يکي از مهم ترين ابزار آنان براي دستيابي به هدف بوده است. گويي در طول تاريخ، دستي در کار بوده تا يهوديان را از سال هاي پيش از ميلاد تا قرون حاضر، همواره ستم کش و در عين حال، شجاع و راسخ در عقيده نشان دهد. آمار شگفت انگيز کشتارهاي يهوديان که بيشتر به صورت اعدام دسته جمعي گزارش شده است، احتمال جعل و دست کم، تحريف را در ذهن تقويت مي کند.(2)
پس از عيسي (عليه السلام) تنها عنصر تهديد عليه يهود، پيامبر آخرالزمان بود. آنها اوصاف او را که در تورات نيز آمده است، دقيق مي دانستند، ولي با تحريف معنوي، آيات مربوط به آن حضرت را به گونه اي ديگر تفسير کردند.(3) خداوند درباره اين عمل آنها مي فرمايد:
« إِنَّ الَّذِينَ يَکْتُمُونَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْکِتَابِ وَ يَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً أُولئِکَ مَا يَأْکُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ وَ لاَ يُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لاَ يُزَکِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ‌ »؛(4)
آنان که کتابي را که خداوند نازل کرد است پنهان مي دارند، تا بهاي اندکي بستانند، شکم هاي خود را جز از آتش انباشته نمي سازند و خدا در روز قيامت با آنها سخن نگويد و پاکشان نسازد و براي آنها عذابي دردآور است. »
سازمان يهود که مجموعه گسترده اي از اطلاعات را در اختيار دارد، پيامبر آخرالزمان را همانند فرزندان خويش، مي شناخت.(5) اين سازمان که عيسي (عليه السلام) را به پيامبر مفقود الاثر تاريخ تبديل و در حواريون او نيز نفوذ کرد، براي نابودي تهديد نهايي، چه کرد؟
سازمان يهود، پس از حضرت عيسي (عليه السلام) جز اسلام، هيچ تهديدي در برابر خود نمي ديد. آنان درباره اسلام، اهداف آن، آورنده و ادامه دهنده آن، اطلاعات جامع و کاملي داشتند. با توجه به آموزش هاي پيشين و تجربه عملي آنها و نيز با توجه به تاکيد و پشتکار اين سازمان در رسيدن به حکومت جهاني، طبيعي بود که در برابر اين تهديد به برنامه ريزي و مقابله بپردازد، همان گونه که در برابر عيسي (عليه السلام) ايستاد و شايعه فحشاي مريم (عليه السلام) و تصميم به سنگسار ايشان(6) و براندازي عيسي (عليه السلام) از برنامه هاي يهود بود.
مجموعه عمليات يهوديان براي مبارزه با پيامبر آخرالزمان، در سه مرحله طرح ريزي شده بود:
1 - ترور پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و جلوگيري از ظهور ايشان؛
2- ايجاد موانع بر سر راه ايشان براي جلوگيري از رسيدن به قدس؛ چون قدس محور خواسته يهود بود و اگر اين منطقه به دست پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) فتح مي شد، يهود براي هميشه نااميد مي گرديد؛
3- نفوذ در حکومت پيامبر خاتم (صلي الله عليه و آله و سلم) و حاکميت بر آن.

دو: انتظار جهاني

در عصر بعثت، اديان مدعي آن روز، همچون مسيحيت و يهود، از شخصي مي گفتند که ظهور مي کند و جهان را از فتنه و ستم و بي عدالتي پاک مي سازد. بيشترين ترويج اين عقيده، از سوي جهان مسيحيت بود. کشيشان و عالمان مسيحي که در جهان آن روز، در معرض تهاجم شديد شرک و کفر بودند، براي مبارزه با آن فساد و براي اينکه مومنان را اميدوار نگه دارند، آياتي را که در انجيل مربوط به پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) است، مي خواندند.
« الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَ الْإِنْجِيلِ »؛(7)
آنان که از اين رسول، اين پيامبرامي، که نامش را در تورات و انجيل مي يابند، پيروي مي کنند... ».
از سوي ديگر، يهوديان نيز منجي آخرالزمان را از خويش مي دانستند. يهودياني که در مکه زندگي مي کردند، به يمن، حبشه و شام هجرت کردند. نجران يمن که مرکز مسيحيان بود، از اخبار مربوط به پيامبر آخرالزمان موج مي زد. همه منتظر او بودند. آنان تا اهالي مکه را مي ديدند، مي پرسيدند: در شهر شما اتفاقي نيفتاده است؟(8) چون مطابق کتاب هاي آنان، پيامبر موعود، در جبل فاران، که همان جبل النور و غار حرا در مکه است.(9) ظهور مي کرد. اين خبر به مکه رسيد و دهان به دهان مي گشت. مسيحيان در عصر نزديک به بعثت، به مکه مهاجرت کردند. کشيش ها و عالمان آن روز، آستانه ظهور را نزديک مي ديدند و براي درک حضور پيامبر آخرالزمان به مکه رفته بودند. آنها براساس تفاوت برداشت هايشان از تورات و انجيل، مکان هايي متفاوت را برمي گزيدند (10) و در اين مکان ها منتظر ظهور بودند.
زماني حضرت عبدالمطلب براي تجارت به من که در عصر تولد پيامبر (عليه السلام)در سلطه ايرانيان قرار داشت، رفته بود. شبي فرماندار يمن، عبدالمطلب را در خلوت فرا خواند و گفت: مي خواهم رازي از رازهاي خود را برايت بازگويم و از تو مي خواهم آن را پنهان ني تا هنگام ظهور فرار رسد. در شهر شما طفلي خوش رو و خوش قامت به دنيا آمده که يگانه اهل زمين است. در کتاب هاي بني اسرائيل، وصف او از ماه شب چهاردهم و روشن تر است. او پس از بيان ويژگي هاي پيامبر موعود، آهي از حسرت کشيد و ادامه داد: کاش در عصر پيامبري او بودم و از ان ياري اش مي کردم. سپس عبدالمطلب را به پاسداري از او در برابر يهود سفارش کرد و هشدار داد که اگر آنها او را بيابند، وي را خواهند کشت.(11)


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 15 بهمن 1393  ] [ 7:39 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]

آیت الله اراکی در گردهمایی اعتراض آمیز طلاب غیر ایرانی :

اهانت به مقدسات عامل شکل گیری تروریسم است / پیامبر اسلام نماد آزادی، عدل و پاکی است

اهانت به مقدسات عامل شکل گیری تروریسم است / پیامبر اسلام نماد آزادی، عدل و پاکی استدبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی با اشاره به تفاوت گفتار و کردار غرب و اروپا اظهار داشت : تفاوت در گفتار و کردار دروغی بزرگ است و این دروغ در بین سیاست مداران غرب مانند یک ارزش است.
 
به گزارش راسخون به نقل از رسا، آیت الله محسن اراکی دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی پیش از ظهر امروز در تجمع اعتراض آمیز طلاب غیر ایرانی که در پی اهانت نشریه فرانسوی به ساحت قدسی حضرت رسول اعظم(ص) در مدرسه علمیه حجتیه قم گردهم آمده بودند، این توهین و جسارت گستاخانه را غیر قابل بخشش دانست و آن را محکوم کرد.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 15 بهمن 1393  ] [ 7:39 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و قرآن  کریم
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و قرآن کریم
نويسنده:آيت اللَّه جوادى آملى
منبع:تفسير موضوعى قرآن

پيامبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله و سلم، وقتى در برابر قرآن قرار مى‏گرفت، بدنش مرتعش مى‏شد و خود را مرعوب احساس مى‏كرد. اين خوف عقلى است نه خوف نفسى. يعنى او اين هراس را ادراك مى‏كند و در بدن، نشانه آن خشيت به صورت لرزش، ظهور مى‏كند اين ترس نفس نيست. او نمى‏ترسد كه آسيبى به او برسد، بلكه او از مقام اوج گرفته اين قرآن، حريم مى‏گيرد. به عنوان نمونه، خداى متعال به موساى كليم مى‏فرمايد : آن چه در دست دارى، رها كن. وقتى موساى كليم، عصاى را به فرمان خدا انداخت و آن عصا به صورت يك اژدها و مار بزرگ در آمد، اين تعبير را از قرآن به ياد داريم كه خدا فرمود : - اى موسى! مترس، كه پيغمبران در حضور من، هرگز نمى‏ترسند. آن خوف عقلى است كه انسان در برابر عظمت خدا حريم مى‏گيرد.

پی نوشت:

1. سوره نمل، آيه


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 15 بهمن 1393  ] [ 7:39 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
عصمت پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم
عصمت پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم
نويسنده:بتول نصري
منبع:روزنامه جام جم

تعريف عصمت

يکي از اختصاصات انبياء که لازمه رسالت آنهاست ، مساله عصمت مي باشد. به بيان ديگر يکي از ويژگي هاي انبياء که بدون آن نبوت آنها قابل پذيرش نيست ، مصون بودن آنها از گناه و اشتباه است. دانشمندان اسلامي در تعريف عصمت گفته اند که آن نيرويي است در درون انبياء که آنها را از گناه و معصيت و خطا و اشتباه باز مي دارد.علامه طباطبايي عصمت را علم شکست ناپذير مي داند که به فرد معصوم اعطا مي گردد. به بيان ديگر خداوند اين علم را به برگزيدگان خود اضافه مي کند.
قرآن درباره بني اسرائيل که مقصود پيامبران آنان است چنين مي فرمايد: و لقد اخترنا هم علي علم علي العالمين «آنان را از روي آگاهي بر جهانيان برگزيديم». (دخان / 32) و درباره اهل بيت پيامبر مي فرمايد: «انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهرکم تطهيرا». «خداوند مي خواهد پليدي ها را از شما اهل بيت ببرد و شما را پاک گرداند.» (احزاب / 33) به طور مسلم از اله هر نوع رجس و گناه جز در سايه اعطاي عصمت امکان پذير نيست.
سيدمرتضي مساله قابل ستايش بودن عصمت را چنين مطرح مي کند. اگرچه عصمت لطفي الهي شامل گروهي از بندگان خاص مي باشد، ولي در عين حال قابل ستايش است ، زيرا بندگان خدا در برابر عصمت بر دو گروهند: گروهي بر فرض افاضه عصمت بر آنها هرگز از آن در طريق اطاعت بهره نمي گيرند،از اين جهت تنها به آن گروه که در صورت افاضه از آن در ترک گناه کمک مي گيرند، افاضه مي گردد، و اين يکي از افتخارات آنان محسوب مي گردد.لاهيجي در تعريف عصمت و فرق آن با عدالت چنين مي فرمايد: «بدان که مراد از عصمت غريزه ايي است که ممتنع باشد با آن صدور داعيه گناه و به سبب امتناع داعيه گناه ممتنع باشد صدور گناه با قدرت بر گناه و فرق ميان وي در عدالت آن است که عدالت ملکه اي است که مانع باشد از صدور گناه نه مانع از داعيه گناه و منع از گناه نيز اکثري باشد نه کلي.
پس با وجود عدالت صدور گناه ممتنع نباشد و با وجود عصمت صدور گناه ممتنع باشد، اگر چه قدرت بر گناه حاصل باشد چه امتناع به سبب عدم داعي منافي قدرت نيست ، چنانچه وجوب به سبب داعي منافي قدرت نيست».
در عبارات فوق الذکر به چند نکته اشاره شده است :
اولا: عصمت نيرويي است که بر اثر برخورداري از آن انگيزه گناه در وجود پيامبر از ميان مي رود و در نتيجه پيامبر مرتکب گناه نمي شود.
ثانيا: فرق عصمت با عدالت در اين است که در عدالت اولا انگيزه گناه وجود دارد.
ثالثا: عدم ارتکاب به گناه هميشگي نيست بنابراين با وجود عدالت صدور گناه از ميان نمي رود، در حالي که با وجود عصمت ، صدور گناه از ميان مي رود.
رابعا: با برخورداري از عصمت هر چند پيامبر مرتکب گناه نمي شود، اما قدرت بر گناه همواره وجود دارد؛ چرا که عدم انگيزه موجب نفي قدرت بر ارتکاب گناه نمي شود.
خلاصه اين که عصمت يک خصوصيت نفساني و دروني است که دارنده آن را از ارتکاب به گناه بازمي دارد.براي انبياء ، دو نوع عصمت مطرح گرديده است :


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 15 بهمن 1393  ] [ 7:39 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
بررسى ديدگاه خاتميت در سيره نبوي
بررسى ديدگاه خاتميت در سيره نبوي
نويسنده: على نورايى يگانه

اشاره:
خاتميت پيامبر هدف اصلى در نگارش اين مقاله مى‌باشد. در اين نوشتار ،ضرورت پرداختن به اين موضوع ، تعريف خاتميت ، نويد پيامبران سابق به آمدن پيغمبر خاتم ، ختم نبوت ، خاتميت و جاويد بودن دين ، ارکان خاتميت ، بلوغ يا نشانه ختم نبوت ، ضرورت وجود علما در دين خاتم، ضرورت خاتميت دين ، دلايل خاتميت پيامبر ،سوالاتى در زمينه خاتميت پيامبر و نتيجه گيرى مورد بررسى قرار مى گيرد .موضوع ختم نبوت و خاتميت پيامبراسلام يکى از اصول ضرورى دين اسلام به شمار مى رود که بر اساس آن هر مسلمانى اعتقاد دارد که ماجراى پيامبرى و نبوت باآمدن حضرت محمد (ص)پايان مى گيرد .اعتقاد به خاتميت در نزد مسلمانان در رديف اعتقاد به يگانگى خداوند و ايمان به معاد يکى از ارکان دين اسلام به شمار مى آيد.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 15 بهمن 1393  ] [ 7:39 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By themzha :.

تعداد کل صفحات :  ::         10   11   12   13   14   15   16   17   18   19   >  

درباره وبلاگ

با سلام این وبلاگ در جهت موج وبلاگی "لبیک دیا رسول الله تاسیس شده است
نويسندگان
لينک دوستان
آمار سايت
كل بازديدها : 50227 نفر
كل مطالب : 310 عدد
آخرين بروز رساني : دوشنبه 9 آذر 1394 
امکانات وب