یا محمد (ص)
لبیک یا رسول الله 
حضرت محمد

 

 

 

 

 


در زمان ولادت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و اله) این ندا از آسمان شنیده شد: «جاءالحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا(اسراء/81)» (بحارالانوار، ج 15ص274)

 


 

یک افسانه و یک حقیقت

برخی از تاریخ نویسان می گویند: هیچ یك از دایگان حاضر نشد به محمد (صلی الله علیه و اله) شیر دهد، زیرا بیشتر طالب بودند كه اطفال غیر یتیم را انتخاب كنند، تا از كمكهای پدران آنها بهره مند شوند، و نوعاً از گرفتن طفل یتیم سر باز می زدند. حتی حلیمه این بار از قبول او سر باز زد ولی چون بر اثر ضعف اندام، هیچ كس طفل خود را به او نداد؛ ناچار شد كه نوه ی عبدالمطلب را بپذیرد و با شوهر خود چنین گفت كه: برویم همین طفل یتیم را بگیریم و با دست خالی برنگردیم، شاید لطف الهی شامل حال ما گردد. اتفاقاً حدس او صائب درآمد، از آن لحظه كه آماده شد به « محمد »، آن كودك یتیم، خدمت كند؛ الطاف الهی سراسر زندگی او را فرا گرفت.

نخستین قسمت این تاریخ افسانه ای بیش نیست، زیرا عظمت خاندان بنی هاشم؛ و شخصیت مردی مانند «عبدالمطلب» كه جود و احسان، نیكوكاری و دستگیری او از افتادگان، زبانزدِ خاص و عام بود، سبب می شد كه نه تنها دایگان سر باز نزنند بلكه مایه ی سر و دست شكستن دایگان درباره او می گردید. از این جهت این بخش از تاریخ افسانه ای بیش نیست.

علت اینكه او را به دیگر دایگان ندادند، این بود كه نوزاد قریش پستان هیچ یك از زنان شیرده را نگرفت. سرانجام، حلیمه ی سعدیه آمد پستان او را مكید. در این لحظه وجد و سرور خاندان عبدالمطلب را فرا گرفت.

عبدالمطلب رو به حلیمه كرد و گفت: از كدام قبیله ای؟ گفت: از « بنی سعد ». گفت: اسمت چیست؟ جواب داد: حلیمه. عبدالمطلب از اسم و نام قبیله او بسیار مسرور شد و گفت: آفرین آفرین، دو خوی پسندیده و دو خصلت شایسته، یكی سعادت و خوشبختی و دیگری حلم و بردباری.

عظمت خاندان بنی هاشم؛ و شخصیت مردی مانند «عبدالمطلب» كه جود و احسان، نیكوكاری و دستگیری او از افتادگان، زبانزدِ خاص و عام بود، سبب می شد كه نه تنها دایگان سر باز نزنند بلكه مایه ی سر و دست شكستن دایگان درباره او می گردید. از این جهت این بخش از تاریخ افسانه ای بیش نیست

ماجرای مرد یهودی

روایت شده که وقتی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) دیده به جهان گشود، مردی یهودی نزد قریشیان رفت و گفت: آیا امشب در میان شما کودکی به دنیا آمده است؟... گفتند: آری. گفت: مرا نزد او ببرید تا ببینمش. قریش همراه او حرکت کردند و نزد آمنه رفتند و به او گفتند: کودک خود را بیاور تا او را بنگریم. مرد یهودی کودک را گرفت و به او نگاه کرد و سپس با مشاهده خالی که بین شانه های کودک بود، بیهوش شد. پس از این که به هوش آمد، مردان قریشی به او گفتند: چرا بیهوش شدی؟ گفت:

مقام نبوت، تا روز قیامت از بنی اسرائیل بیرون رفت. سوگند به خدا این کودک همان پیامبری است که آن ها را به هلاکت می رساند. شادمان شوید. سوگند به خدا این مولود شکوه و عظمت شگفتی به شما می بخشد و زبانزد مردم مشرق و مغرب خواهد شد.

 

نامهای آسمانی

جابربن عبداللّه انصاری روایت کرده که حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: من شبیه ترین مردم به حضرت آدم هستم و حضرت ابراهیم، شبیه ترین مردم به من بود. هم چنین حق تعالی نام مرا در تورات و انجیل بسیار یاد کرده و کلام خود را به من تعلیم نموده، نام مرا از نام های بزرگوار خود برگرفته است. او محمود است و مرا محمد نام نهاده. در تورات هم مرا «احید» نامید؛ زیرا به واسطه توحید و یگانه پرستی، جسدهای امت من بر آتش جهنم حرام گردیده است. در کتاب مقدس ترسایان مرا «احمد» نامید؛ زیرا من در میان آسمان محمودم و امت من حمد کنندگان اند. در زبور هم مرا «ماحی» نامید؛ زیرا به سبب من، زمین عبادت بت ها را محو می کند. در قرآن نیز مرا «محمد» نامید؛ زیرا در قیامت همه امت ها مرا ستایش خواهند کرد، چون در روز قیامت، هیچ کس جز به اذن من شفاعت نخواهد کرد.

ما باید به پیامبر اقتدا و تأسّی کنیم، نه فقط در چند رکعت نماز خواندن؛ در رفتارمان، در گفتارمان، در معاشرت و معامله مان هم باید به او اقتدا کنیم، پس باید او را بشناسیم. خدای متعال، شخصیت روحی و اخلاقی آن بزرگوار را در ظرفی تربیت کرد و به وجود آورد که بتواند آن بار عظیم امانت را به دوش حمل کند»

خنده پیامبر خوبیها

انس بن مالک می گوید: من در حضور پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بودم که یک نفر بیابان نشین آمد و عبای آن حضرت را گرفت و محکم کشید، به طوری که حاشیه آن عبا، گردن آن حضرت را خراشید. مرد عرب با گستاخی گفت: ای محمد! از مال خدا که در نزد تو هست، بر این دو شترم بارکن تا ببرم؛ چرا که این اموال نه مال توست، نه مال پدرت. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله اندکی سکوت کرد و سپس فرمود:

مال، مال خداست و من بنده خدا هستم. آن گاه فرمود: ای اعرابی! آسیبی که به من رساندی، به تو برسانم؟ مرد گفت: نه، زیرا تو، بدی را با بدی جواب نمی دهی. پیامبر صلی الله علیه و آله از سخن او خندید و سپس دستور داد بر یکی از شتران او جو و بر دیگری خرما بار کردند و به او دادند.

 

سیمای نبوی در کلام رهبری

رهبر معظم انقلاب اسلامی، درباره وجود گران قدر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرموده اند:

«نبیّ مکرم اسلام، جدای از خصوصیات معنوی و نورانیت و اتصال به غیب، و آن مراتب و درجاتی که امثال بنده از فهمیدن آن ها حتی قاصر هستیم، از لحاظ شخصیت انسانی و بشری، یک انسان فوق العاده، طراز اول و بی نظیر است. یک شخصیت عظیم، با ظرفیت بی نهایت و با خلق و رفتار و کردار بی نظیر، در صدر سلسله انبیا و اولیا قرار گرفته است و ما مسلمانان موظف شده ایم که به آن بزرگوار اقتدا کنیم. ما باید به پیامبر اقتدا و تأسّی کنیم، نه فقط در چند رکعت نماز خواندن؛ در رفتارمان، در گفتارمان، در معاشرت و معامله مان هم باید به او اقتدا کنیم، پس باید او را بشناسیم. خدای متعال، شخصیت روحی و اخلاقی آن بزرگوار را در ظرفی تربیت کرد و به وجود آورد که بتواند آن بار عظیم امانت را به دوش حمل کند».

داریوش عشقی               

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

 


منابع:

1-      تاریخ تحلیلی اسلام

2-      اسلام در ایران 

3-      روش شناخت اسلام 

4-      سیرة النبویة

5-      فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام

6-      محمد ستاره ای که در مکه بدرخشید

7-      منتهی الامال


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 16 بهمن 1393  ] [ 7:30 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
حضرت محمد

 

 

 

 

 

 


نبی مكرم اسلام حضرت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه وآله)، خاتم پیامبران و برترین شخصیت جهان هستی است كه با رسالت الهی خویش جهانیان را از ورطه جهالت و فساد نجات داد و با تعالیم انسان ساز قرآن و سنت، راه سعادت و تكامل و پیشرفت را به بشر نشان داد و تمدن عظیم اسلامی را در سرزمینی كه از تمدن و پیشرفت بهره چندانی نداشتند، پایه ریزی كرد و از آن به بعد اسلام و آموزه ‌های متعالی آن به سرعت در جهان پیشرفت كرد و مناطق وسیعی را در بر گرفت.


عموم مورخان سال ولادت آن حضرت را سال «عام الفیل» (570 میلادی) نوشته‌اند. مشهور بین شیعیان هفدهم ماه ربیع الاول و در بین اهل سنت دوازدهم این ماه به عنوان روز ولادت ایشان مطرح است.

بدون شك با ولادتِ خاتم الانبیاء حضرت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه وآله) پربركت‌ ترین مولود بشری پا به عرصه وجود گذاشت.

سخن درباره پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) و ویژگیهای منحصر به فرد ایشان بسیار گسترده است. ما در این مقاله به یکی از مقوله های مهم در مورد ایشان که در قرآن هم به آن اهمیت داده شده اشاره می کنیم.

 

وظائف مسلمانان در برابر پیامبر

از جمله مسائلى كه قرآن به آن اهمیت خاصى داده است، وظیفه جامعه اسلامى نسبت به پیامبر گرامى(صلی الله علیه وآله) است، در قرآن این وظایف به طور آشکاری بیان شده است. ما در این مجال یکی از این وظایف دهگانه را مورد بررسی قرار می دهیم:

درخواست استغفار

درهاى رحمت خدا و مغفرت و آمرزش او، به روى بندگان باز است، این فیض گاهى بدون واسطه و گاهی نیز از طریق اولیاى او به افراد مى ‏رسد از این جهت قرآن گنهكاران را دستور مى‏دهد كه براى تحصیل مغفرت او، حضور پیامبر (صلی الله علیه وآله) برسند و از او درخواست كنند كه درباره آنان از خدا طلب مغفرت كند و در این حالت دعاى او مستجاب مى‏باشد و در پوشش مغفرت او قرار مى‏گیرند چنانكه مى ‏فرماید:

«و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاۆك فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله تواباً رحیماً» (نساء /64)

«هرگاه آنان كه بر خویشتن ستم كردند پیش تو مى ‏آمدند و خود طلب مغفرت كرده و پیامبر نیز درباره آنان طلب آمرزش مى ‏كرد، خدا را توبه‏ پذیر و رحیم مى ‏یافتند».

درهاى رحمت خدا و مغفرت و آمرزش او، به روى بندگان باز است، این فیض گاهى بدون واسطه و گاهی نیز از طریق اولیاى او به افراد مى ‏رسد از این جهت قرآن گنهكاران را دستور مى‏دهد كه براى تحصیل مغفرت او، حضور پیامبر (صلی الله علیه وآله) برسند و از او درخواست كنند كه درباره آنان از خدا طلب مغفرت كند

در آیه دیگر منافقان را مذمت مى‏كند و یادآور مى‏شود كه وقتى به آنان گفته مى‏شود كه به حضور پیامبر (صلی الله علیه وآله) رسند تا وى درباره آنان طلب مغفرت كند سرهاى خود را به عنوان اعتراض به عقب بر مى‏گردانند، چنانكه مى ‏فرماید:

«و اذا قیل لهم تعالوا یستغفرلكم رسول الله لوّوا رۆسهم و رایتهم یصدون و هم مستكبرون» (منافقون /5)

همانطور كه فیض مادى از طریق اسباب ظاهرى به انسانها مى ‏رسد، مثلاً اشعه حیات بخش به وسیله خورشید در اختیار ما قرار مى‏گیرد، همچنین فیض معنوى خدا، گاهى بدون واسطه و گاهى از طریق پیامبران و اولیاى خدا به انسانها مى‏رسد و این حقیقت در دو آیه دیگر كاملاً متجلى است:

1ـ خدا به پیامبر(صلی الله علیه وآله) دستور مى‏دهد كه در حق مۆدیان زكات، دعا كند زیرا دعاى وى مایه سكونت و آرامش خاطر آنها است چنانكه مى‏فرماید :

«وصل علیهم ان صلوتك سكن لهم (توبه /103): درباره آنان دعا كن، زیرا دعاى تو مایه آرامش خاطر آنان است».

2ـ این حقیقت به اندازه‏ اى روشن بوده كه فرزندان گنهكار یعقوب به خاطر پرورش در خانه وحى به آنان توجه داشتند و آنگاه كه پرده از راز آنان برافتاد، از پدر درخواست استغفار كرده گفتند:

«قالوا یا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا كنا خاطئین قال سوف استغفر لكم ربى انه هو الغفور الرحیم» (یوسف آیه‏ها 97 و 98)

«گفتند پدرجان براى ما درباره‏ گناهان طلب آمرزش بنما زیرا ما خطاكار بودیم (یعقوب گفت به همین زودى براى شما طلب مغفر مى‏نمایم، او بخشایشگر و رحیم است».

در اینجا یکی از وظائف مهم مسلمانان درباره پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) روشن گردید، هر چند دائره وظائف گسترده‏تر از این است ولى این وظیفه به عنوان بارزترین وظائف بیان گردید.

فرآوری: آمنه اسفندیاری         

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

 


منابع:

سایت آوینی.

سایت پژوهشکده باقرالعلوم .

 تفسیر منشور جاوید، آیت الله سبحانى، ج6، 167– 192.


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 16 بهمن 1393  ] [ 7:26 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
حضرت محمد

 

 

 

 

 

 

 

 


طلوع فجر روز جمعه 17 ربیع الاول سال 571 میلادى و چهل سال قبل از بعثت بود که سرزمین مكه نور باران گشت. بیاییم به وقایع نزدیک میلاد نخستین معصوم نظری بیفکنیم.


خبر از تولد پدر

هنگامیكه عبدالله پدر پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله) در مكه دیده به جهان گشود همه كشیشان یهود كه در شام بودند اطلاع یافتند، به این ترتیب كه : در نزد آنها جامه پشمى سفید رنگى بود كه به خون حضرت یحیى (علیه السلام) آغشته بود و آنها در كتابهاى دینى خود خوانده بودند كه هرگاه آن جامه را به رنگ سفید یافتند و دیدند كه از آن قطره هاى خون مى چكد بدانند كه در همان ساعت پدر حضرت محمد (صلى الله علیه و آله) متولد شده است. آنها همین موضوع را در آن جامه دیدند، همه آنها به مكه مسافرت نمودند و تصمیم داشتند كه با نیرنگ به عبدالله آسیب برسانند، خداوند عبدالله را از گزند آنها حفظ كرد و آنها به هدف شوم خود دست نیافتند. آنها در مكه از هر كس در مورد عبدالله سئوال مى كردند جواب مى شنیدند كه عبدالله نورى است كه در خاندان قریش مى درخشد.(1)

 

ازدواج عبدالله و آمنه

روزى عبدالله در مكه به شكار رفت در آن مكان 90 نفر از كشیشان یهود كه به شمشیرهاى زهر آلود مسلح بودند به سوى او رفتند تا او را غافلگیر كرده و بكشند. وهب پدر حضرت آمنه (مادر پیامبر (صلى الله علیه و آله)) صاحب آن شكارگاه بود در آنجا حضور داشت وقتى كشیشان را در آنجا دید دریافت كه در كمین عبدالله هستند تا به او آسیب برسانند با اینكه تنها بود براى كمك به سوى عبدالله شتافت. وهب مى گوید:

نزدیك عبدالله رفتم ناگاه مردانى را كه شباهت به مردان دنیا نداشتند و سوار بر اسب هاى شهاب بودند دیدم كه بر آنها حمله كردند و آنها را سركوب نمودند و عبدالله را از گزند آنها نجات دادند.

این حالت بیش از چند لحظه دوام نیافت كه آهسته آهسته این حالت محو شد و جاى خود را به نورى روحانى بخشید در روشنائى این نور ملكوتى ، پسرم را بر دامنم یافتم كه پیشانى عبودیت بر زمین گذاشته بود و نجوائى نامفهوم گوشم را نوازش مى داد

هنگامى كه وهب این منظره زیبا را دید شیفته مقام عبدالله شد و گفت : براى دخترم آمنه همسرى مناسبتر و شایسته تر از عبدالله نیست، با توجه كه اشراف و ثروتمندان قریش از آمنه خواستگارى كرده بودند ولى آمنه آنها را نمى پذیرفت و به پدر مى گفت هنوز وقت ازدواج من نرسیده است. وهب به خانه بازگشت و جریان مقام با شكوه عبدالله را براى همسرش تعریف كرد و افزود كه عبدالله زیباترین مردان قریش است و داراى نسب شایسته اى است و من براى دخترم شوهرى را غیر از او نمى پسندم، نزد او برو و آمادگى دخترم را براى همسرى با او اعلام كن.

مادر آمنه به حضور عبدالمطلب (پدر عبدالله) آمد و عرض كرد: دخترى دارم، آماده ایم كه او را همسر عبدالله نمائیم. عبدالمطلب گفت : هیچ دخترى براى پسرم عبدالله پیشنهاد نشده كه مناسب تر و شایسته تر از آمنه باشد.(2)

 

حضرت محمد

رحلت پدر

عبدالله از طریق ازدواج فصل نوینى از زندگى به روى خود گشود و شبستان زندگى خود را با داشتن همسرى مانند آمنه روشن ساخت و پس از چندى براى تجارت راه شام را همراه كاروانى كه از مكه حركت مى كرد در پیش ‍ گرفت. امام کاروان پس از چند ماه، بی عبدالله بازگشت. عبدالمطلب و عروسش آمنه، پس از تحقیق مطلع شدند كه عبدالله موقع مراجعت در یثرب (مدینه) مریض شده و براى استراحت و رفع خستگى، میان خویشان توقف كرده است. عبدالمطلب بزرگترین فرزند خود به نام حارث را مامور كرد كه به یثرب برود و عبدالله را همراه خود بیاورد، اما وقتى وارد مدینه شد اطلاع یافت كه عبدالله یك ماه پس از حركت كاروان با همان بیمارى چشم از جهان بربسته است. آنچه از عبدالله باقى مانده بود پنج شتر و یك گله گوسفند بود و یك كنیز بنام (ام ایمن) كه بعدها پرستار پیامبر (صلى الله علیه و آله) شد.(3)

 

عزیز آمنه آمد

آمنه مادر رسول خدا (صلى الله علیه و آله) مى فرماید: هنگامى كه نطفه محمد از عبدالله به من منتقل شد نورى از او ساطع گردید كه آسمانها و زمین را روشن كرد.

حضرت آمنه مى فرماید: چند روزى بر من گذشت كه ناراحت بودم ، مى دانستم پا به ماه هستم. شب ولادت درد من افزون شد و من تك و تنها در اطاق به شوهر جوان مرگم عبدالله و به تنهائى و غربت خودم كه دور از سرزمین یثرب افتاده ام فكر مى كردم كه ناگهان به گوشم آوائى رسید كه شادمان شدم ، صداى چند زن را شنیدم كه بر بالینم نشسته اند و درباره من صحبت مى كنند. از صداى آرام و دلپذیرشان آنقدر خوشم آمد كه تقریبا درد خود را فراموش ‍ كرده بودم ، سرم را از روى زمین برداشتم كه ببینم زنانى كه در كنارم نشسته اند كجائى هستند و از كجا آمده اند و با من چه آشنائى دارند؟ دیدم چقدر زیبا! و چه خوشبو و پاكیزه ! من گمان كردم از خانمهاى قریش هستند حیرتم از این بود كه چگونه بى خبر به اتاق من آمده اند! و چه كسى ایشان را از حال من با خبرشان كرده است؟

به رسم و روش عرب ها كه در برابر عزیزترین دوستانشان قربان صدقه مى روند با سخن گرم و گیرنده گفتم : پدر و مادرم به فداى شما باد از كجا آمده اید و چه كسانى هستید؟

در نزد آنها جامه پشمى سفید رنگى بود كه به خون حضرت یحیى (علیه السلام) آغشته بود و آنها در كتابهاى دینى خود خوانده بودند كه هرگاه آن جامه را به رنگ سفید یافتند و دیدند كه از آن قطره هاى خون مى چكد بدانند كه در همان ساعت پدر حضرت محمد (صلى الله علیه و آله) متولد شده است

آن زن كه طرف راستم نشسته بود گفت : من مریم مادر مسیح و دختر عمرانم. دومى مى گفت : من آسیه همسر فرعون هستم و دو زن دیگرى هم دو فرشته بهشتى بودند كه به خانه من آمده بودند، دستى كه از بال پرستو نرم تر بود به پهلویم كشیده شد. دردم آرام گرفت اما دیگر نه چیزى مى دیدم و نه چیزى مى شنیدم. این حالت بیش از چند لحظه دوام نیافت كه آهسته آهسته این حالت محو شد و جاى خود را به نورى روحانى بخشید در روشنائى این نور ملكوتى ، پسرم را بر دامنم یافتم كه پیشانى عبودیت بر زمین گذاشته بود و نجوائى نامفهوم گوشم را نوازش مى داد.(4)

 

ابلیس هنگام تولد نور

هنگام تولد پیامبر (صلى الله علیه و آله) ابلیس در میان فرزندان خود فریاد كشید كه همه نزد آن آمدند و پرسیدند چرا بى تاب و نگران شده اى ؟ ابلیس در پاسخ گفت : واى بر شما امشب چهره آسمان و زمین دگرگون شده ، و موضوع عظیمى براى من رخ داده كه از زمان عروج عیسى به آسمان تاكنون برایم رخ نداده است. ابلیس به جستجوی علت پریشانی اش پرداخت. او روى سراسر زمین فرو رفت و همه جا را گشت تا اینكه به سرزمین مكه آمد دید سراسر حرم مكه پر از فرشتگان است خواست وارد حرم گردد فرشتگان بر او فریاد زدند. از نهیب فرشتگان به عقب بازگشت ، سپس به صورت گنجشگى شد و از جانب كوه حراء (كه در یك فرسخى مكه بود) داخل حرم شد، ناگهان جبرئیل بر او فریاد زد: برگرد خدایت تو را لعنت كند! ابلیس گفت : یك سوالى دارم بگو بدانم امشب در زمین چه اتفاقى رخ داده است؟ جبرئیل فرمود: محمّد (صلى الله علیه و آله) متولد شده است. ابلیس گفت : آیا مرا در او بهره اى است؟ جبرئیل فرمود: خیر. ابلیس گفت : آیا در امت او بهره اى است؟ جبرئیل فرمود: آری. ابلیس گفت : به همین اندازه راضى و خشنودم.(5)

بارالها به این شب میلاد عزیزترینت، ما را از وسوسه های شیطان رهایی بخش. اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد.

 

پی نوشت :

1-      كحل بصره، ص 12.

2-      همان، ص 13.

3-      تاریخ طبرى ، ج 2، ص 7 و 8.

4-      نخستین معصوم ، ص 30.

5-      منتهى الامال، ص 18.

فرآوری: فاطمه سرفرازی       

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

 


منبع:

کتاب «قصص الرسول» یا داستانهایى از رسول خدا (صلّی الله علیه و آله)، قاسم میرخلف زاده.


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 16 بهمن 1393  ] [ 7:26 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
حضرت محمد

 

 

 

 

 


حضرت محمد صلی الله علیه وآله همچون خورشید تابان در آسمان انسانیت  می درخشید و کالبد ارزشهای والای اخلاقی و کمالات و سجایای انسانی را روح می بخشید. ایشان الگوئی به تمام معنا از جمیع کمالات و امتیازاتی که یک انسان در همه ابعاد وجودی خود می تواند داشته باشد در زندگی سراسر عظمت و شگفت انگیز آن حضرت ترسیم شده است که برای همیشه چون مشعلی فروزان فراراه آدمیان پرتو افشانی می نماید. دراین مجال برانیم شمه ای از اخلاق ملکوتی ان حضرت را بیان نماییم.


ساده زیستی

او زندگی بی آلایشی داشت و زوائد معیشت را از زندگانی خود دور نمود. امام محمد باقر علیه السلام می فرماید: فرشته ای خدمت رسول خدا آمد و گفت: ای محمد! خدایت سلام می رساند و می فرماید: اگر بخواهی سرزمین مکه را برای تو از طلا پر سازم. رسول خدا سر بسوی آسمان بلند کرده عرض کرد: خدایا ! این حال برای من بهتر است که یک روز از غذا سیر شوم و سپاسگزاری تو را کنم و روز دیگر گرسنه باشم و از تو گدایی کنم.

رسول خدا صلی الله علیه وآله در این ارتباط می فرمایید: از خوشبخت ترین مردم در نظر من مۆمنی است که متعلقادش کم و از نماز بهره مند باشد. از روزی به حد کفاف قناعت کند و به آن بسازد تا به خدای خویش برسد و خدای را به خوبی پرستش کند .

حضرتش در جای دیگر می فرماید: زهد در دنیا کوتاه کردن آرزوهاست و شکر نعمت و خودداری از آنچه خدا حرام کرده است.

 

پاکیزگی و آراستگی

رسول خدا صلی الله علیه وآله از دوران طفولیت به آراستگی و پاکیزگی علاقه خاصی داشت . موهایش را مرتب و سر و صورت خود را تمیز نگه می داشت. در طول حیات نیز چنین بود.

ایشان فرمود: ای عایشه! خداوند دوست دارد وقتی کسی برای دیدن برادرانش از خانه بیرون می رود خود را آراسته کند .

پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله حتی در جهت تعمیم این امر مهم به یاران و پیروانش هم همت داشت. روزی مردی را مشاهده کرده که ژولیده بود. فرمود : چه ضرر داشت اگر این مرد ریش خود را اصلاح می کرد . آن مرد حرف پیامبر صلی الله علیه وآله را شنید و اصلاح کرد و مورد تشویق رسول خدا قرار گرفت.

از دوران کودکی پر تحرک و علاقمند به کار و فعالیت بود. در طول زنگی دیده نشد روزی را به بطالت بگذراند. کارهای شخصی و اموری که مربوط به خانه بود شخصاً انجام می داد و در مقام نیایش عرض می کرد: از بیکاری و تنبلی به تو پناه می برم

آن حضرت درباره تمیزی لباس نیز تأکید فراوان داشت و فرمود: هرکسی لباسی برای خود تهیه کرد باید همیشه آن را پاکیزه نگه دارد.

پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: اسلام پاکیزه است. شما هم پاکیزه باشید که به بهشت وارد نشوند مگر پاکیزگان.

در جای دیگر می فرماید: پاکیزگی جزئی از ایمان است و ایمان انسان را به بهشت رهبری می کند.

پاکیزگی کلید قبولی نماز است. پایه دین بر پاکیزگی استوار است. و درنهایت «النظافته من الایمان».

معطر بودن

رسول خدا صلی الله علیه وآله از هر کوی و برزنی که می گذشتند بوی عطر تا مدتها به مشام می رسید.

پیغمبر صلی الله علیه وآله مُشکی داشت که پس از وضو بدست می مالید و همچنین در این زمینه می فرماید: هر زنی که بوی خوش بکار برد و از خانه بیرون رود مورد لعن خداوند است تا آنکه به خانه برگردد.

 

مسواک کردن

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله روزانه چند بار بویژه پیش از خواب و پس از بیداری با دقت مسواک می کردند و دهان و دندانهایش را می شستند و می فرمودند: اگر ترس آن نبود که پیروانم دچار مشقت و زحمت شوند بر آنها مسواک کردن را واجب می کردم که هنگام اداء هر نماز مسواک کنند و بالاخره ایشان می فرماید: مسواک دهان را تطهیر می کند و رضایت خدا را جلب می نماید.

 

حق شناسی

در تاریخ مهر و وفا و قدردانی و حق شناسی، نمونه ای زیبا تر از قدردانی حضرت نسبت به کسانیکه به هر شکل به پیامبر صلی الله علیه وآله مساعدت کردند سراغ نداریم. از احترام به والدین گرفته تا کسانی که دایه و عهده دار شیردادن او بودند که نمونه بارز آن ثوبیه کنیز ابوطالب که چهار ماه به ایشان شیر داد. پیامبر صلی الله علیه وآله تا آخرین لحظات عمر با برکت خویش از او تقدیر و تشکر می کرد.

حضرت محمد

حق شناسی معلم نسبت به مدیر و مدیر نسبت به مسئولین بالاتر و قدردانی دانش آموز نسبت به معلم و همه نسبت به والدین و یا هرکسی در طول حیات آدم به سبب خیر و عمل نیکی را نسبت به ما به انجام رساند گویای آن است که می بایست ما از سیره رسول خدا تأسی بجوییم و نسبت به آنان ادای دین و حق شناسی کنیم.

 

کار و تلاش

از دوران کودکی پر تحرک و علاقمند به کار و فعالیت بود. در طول زنگی دیده نشد روزی را به بطالت بگذراند. کارهای شخصی و اموری که مربوط به خانه بود شخصاً انجام می داد و در مقام نیایش عرض می کرد: از بیکاری و تنبلی به تو پناه می برم.

و می فرمود: خدا کارگر امین را دوست دارد. عبادت هفتاد جزء دارد که بهترین آن کسب روزی حلال است.

در جای دیگر می فرماید: پاکیزه ترین غذایی که انسان می خورد غذایی است که با کوشش خودش بدست آید.

پیامبر صلی الله علیه وآله پس از انجام وظایف خطیر روزانه وقتی به خانه بر می گشت وقت خود را به سه قسمت تقسیم می کرد:

1 - قسمتی را به عبادت خدا.  2- قسمتی را به خانواده اختصاص می داد.  3- سهمی را به استراحت و کار شخصی خود.

 

مغتنم شمردن عمر

پیامبر صلی الله علیه وآله به روشهای گوناگون مسلمین را به درک ارزش عمر خود دلالت و به استفاده بیشتر از آن توصیه می کرد و می فرمود: من تعجب از اولاد آدم دارم وقتی که سرمایه اش زیاد می شود خرسند می گردد و اگر کم شود سخت محزون ولیکن شبانه روز بر او می گذرد و عمرش را کوتاه می کند غمگین نمی شود. بدانید که بی نیاز و راحت نمی گردد کسیکه مالش زیاد شود و عمرش کوتاه باشد.

می فرمود: فرشته الهی هر شب به جوانان بیست ساله ندا می دهد کوشش و جدیت کنید و برای نیل به کمال و سعادت خود مجاهده نمایید و در ادامه حضرت می فرماید: در قیامت هیچ بنده ای قدم از قدم بر نمی دارد تا به چند پرسش پاسخ دهد:

در تاریخ مهر و وفا و قدردانی و حق شناسی، نمونه ای زیبا تر از قدردانی حضرت نسبت به کسانیکه به هر شکل به پیامبر صلی الله علیه وآله مساعدت کردند سراغ نداریم. از احترام به والدین گرفته تا کسانی که دایه و عهده دار شیردادن او بودند

1 - اینکه عمرش را در چه کاری به پایان رسانده است.

2- جوانیش را چگونه و در چه راهی به سر آورده است.

3- اینکه مالش را چگونه به دست آورده و چگونه خرج کرده است.

4- از امامش که او کیست. چنانکه خدای عزوجل فرموده است : «یوم ندعوا کل اناس بامامهم».

رسول خدا می فرماید: هرکه امروزش با روز گذشته او مساوی باشد مغبون است و هرکه فردایش بدتر از امروزش باشد ملعون است و هرکه جستجوی نقصان عملش را ننماید و برطرف نکند عقلش ناقص است و هرکه عمل و عقلش ناقص باشد مرگ برای او بهتر است از زنده بودن .

 

سخن و سکوت

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله گفتاری فصیح و شیرین داشت و هنگام سخن گفتن تبسم می کرد نه کم و نه زیاد حرف می زد. بدون ضرورت حرف نمی زد. روزی به ابوذر فرمود: ای ابوذر هر چه را که در آن تو را بهره نیست ترک کن و به سخنی که فایده ای به حال تو ندارد لب مگشا و زبان خود خود را مانند پول خود که در حفظ آن می کوشی نگهداری نما. ای ابوذر اگر سخن گفتن نقره باشد سکوت طلا است.

کلامش جوامع الکلام و اظهاراتش فضل الخطاب بود. می فرمود: «انا افصح الکلم»؛ من فصیح ترین عرب هستم. و می فرمودند: «اعطیت جوامع الکلم» خدا به من کلمات جامع داده است.

امام علی علیه السلام درباره سکوت پیامبر صلی الله علیه وآله، فرمود: سکوت آن حضرت در چهار چیز بود در تفکر،تقدیر، حلم و حذر.

جوهره صدای رسول خدا بلند و آهنگ صدایش از همه مردم زیباتر بود. تا جایی که اکثر مردم به مجرد شنیدن سخنش و دیدن قیافه و چشیدن حلاوت الفاظ به اسلام ایمان می آوردند .

فرآوری: فاطمه زین الدینی       

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

 


منابع:

سیره عملی پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله در تعلیم و تربیت، سید ناصر موسوی.

سایت سازمان تبلیغات اسلامی.


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 16 بهمن 1393  ] [ 7:26 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
حضرت محمد

 

 

 

 

 

 

 

 


پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله)با مركب تفكر و تعقل از مرز ماده و طبیعت عبور كرده و در آن سوی این پدیده های چشم گیر و در همان حال ناپایدار و زودگذر، به پدید آورنده و آفریدگار نیرومند و دانا و ابدی و ازلی می اندیشید و محصول آن، روی آوردن به وی با همه وجود و تسلیم در برابر او بود.


الگوی گفتار و رفتار

پیامبر(صلی الله علیه وآله) الگو است. «لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ» (الأحزاب/21) «اسوه» یعنی الگو، نگفته (لقد کان رسول الله اسوه)، گفته «فِی رَسُولِ اللَّهِ» می‌دانی «فِی» یعنی چه؟ در پیغمبر (صلی الله علیه وآله) الگو است، اگر می‌گفت پیغمبر(صلی الله علیه وآله) الگو است یعنی خودتان را مثل پیغمبر کنید، آن وقت باید گفته می شد : ما کجا، پیغمبر کجا؟ می‌گوید ببین شما که نمی‌توانی مثل پیغمبر(صلی الله علیه وآله) باشی، منتهی از کارهای پیغمبر(صلی الله علیه وآله) الگوبرداری کنید، یعنی یک گوشه کارتان لااقل به پیغمبر(صلی الله علیه وآله) نزدیک بشود.

آخر ما در بعضی مواقع می بینیم که هیچ چیزمان به پیغمبر (صلی الله علیه وآله)نمی‌خورد. پیغمبر (صلی الله علیه وآله)راست می‌گفت ما دروغ می‌گوییم، پیغمبر (صلی الله علیه وآله)امین بود ما خیانت می‌کنیم، پیغمبر (صلی الله علیه وآله)نماز می‌خواند باحال، ما اصلا نماز نمی‌خوانیم یا نماز می‌خوانیم بی‌حال. پیغمبر (صلی الله علیه وآله)چقدر تمیز بود.

سیره اخلاقی و رفتاری

سیره اخلاقی و رفتاری هر کس، به صورت های گوناگون نمود پیدا می کند. گاهی اخلاق فردی گویای خصلت های شخصیتی افراد است. حضرت رسول(صلی الله علیه وآله)در اخلاق فردی، روش خاصی داشت که به بعضی آنها اشاره می شود:

پاکی و آراستگی

آراستگی و پاکی سر، صورت و لباس مورد تأکید اسلام است; زیرا خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد.(وسائل الشیعه، ج 3، ص 340) خداوند زیبایی را برای بندگان می پسندد و ژولیدگی را برایشان روا نمی دارد; چنان که رسول خدا(صلی الله علیه وآله)فرمود: خداوند چرکین بودن و ژولیدگی را دشمن دارد.(نهج الفصاحه، ص 150، ح 741)

 

مسواک

بهداشت دهان و دندان از عوامل مهم تأمین سلامتی است. توجه به این نکته بهداشتی دستور خداوند است; چنان که پیامبر(صلی الله علیه وآله)فرمود: آن قدر از سوی پروردگار به مسواک دستور یافتم که ترسیدم بر من واجب شود.(بحارالانوار،، ج 16، ص 319)

فرمود: ای اباذر! خدای عزوجل روشنی چشم مرا درنماز قرار داده وآن را محبوب من گردانیده، همچنانکه طعام را بر گرسنه و آب را بر تشنه محبوب ساخته است سپس فرمود: آدم گرسنه با خوردن غذا و تشنه با نوشیدن آب سیر می شود اما من با خواندن نماز سیر نمی ‌شوم

پیامبر (صلی الله علیه وآله)به مسواک اهمیت ویژه می داد، پیوسته دندان های مبارکش پاک و سفید بود، دوستان خود را هم به مسواک کردن تأکید می کرد. ایشان همیشه پیش از خواب مسواک می زد. هرگاه می خوابید مسواک را بالای سر خود می گذاشت، و وقتی از خواب بیدار می شد، ابتدا مسواک می زد.(همان)

 

عطرآگینی

خوش بویی و استفاده از عطریات موجب نشاط روحی می شود. افزون بر آن، برای دیگران نیز مسرّت و نشاط می آورد. بالعکس، بوی بد دهان، بدن، لباس و جوراب مایه اذیت و رنجش خاطر دیگران می شود.

پیامبر (صلی الله علیه وآله) همواره مواد خوش بوکننده استفاده می کرد; چنان که هرگاه از راهی عبور می کرد و دیگران به آنجا می رسیدند، به واسطه بوی عطر ایشان، می فهمیدند که آن جناب از اینجا عبور کرده است.( سنن النبی، ص 63)

خرج کردن برای عطریات پسندیده است و اسراف به شمار نمی آید. بخشی از مخارج پیامبر(صلی الله علیه وآله) صرف خرید عطر و مواد خوش بوکننده می شد. به فرموده امام صادق(علیه السلام)، رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بیش از آنچه برای طعام خرج کند، در خرید عطریات خرج می کرد.( بحارالانوار، ج 16، ص 248 )

 

رعایت بهداشت

شستشوی بدن، نظافت لباس، و گرفتن ناخن و شارب از عوامل نشاط آور و تأمین کننده سلامتی است. رسول خدا(صلی الله علیه وآله)همواره موهای سر و صورت را با «سدر» شستشو می داد.( همان، ج 16، ص 247) پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله) هر جمعه ناخن ها را می گرفت، شارب را کوتاه می کرد و برای زدودن موها، بر بدن خویش نوره می کشید.( سنن النبی، ص 94) آن حضرت روز جمعه پیش از آنکه برای اقامه نماز جمعه از خانه بیرون رود، ناخن هایش را می چید و شارب خود را کوتاه می کرد.( همان، ص 106)

 

حضرت محمد

غذا خوردن

سیره پیامبر(صلی الله علیه وآله) درباره خوردن و آشامیدن و احترام به نعمت ها، بسیار جالب و آموزنده است. آن حضرت از اسارت شکم پرستی آزاد بود و از پرخوری پرهیز داشت. حضرت هر نوع غذایی که می خواست قدرت تهیه آن را داشت و خود فرمود: ای ابوذر! جبرئیل خزینه های دنیا را برایم آورد و گفت: ای محمّد! اینها کلید خزینه های دنیا هستند، می توانی از آنها بهره گیری، بدون اینکه از جایگاه و نعمت های آخرت تو چیزی کم شود، ولی من گفتم: ای جبرئیل! مرا نیازی نیست; هرگاه سیر می شوم خدای را سپاس می گویم، و اگر گرسنه شدم از او در خواست می کنم.(عین الحیوه، ص 306)

 

لباس پوشیدن

پیامبر(صلی الله علیه وآله) به سادگی، عافیت جسمی و نوع سالم تر لباس دقت داشت. از این رو، لباس پنبه مورد علاقه آن حضرت بود. حضرت علی(علیه السلام)فرمود: لباس های پنبه ای بپوشید; چراکه لباس پیامبر خداست.(پیشین، ص 126)

رسول خدا(صلی الله علیه وآله)، هم بُرد یمانی می پوشید و هم جُبّه پشمین و خشن از پنبه و کتان(بحارالانوار، ج 16، ص 227)

همواره لباس را از طرف راست می پوشید. ولی هرگاه جامه را از تن بیرون می آورد از جانب چپ شروع می کرد; و چون لباس نو می پوشید، لباس های کهنه را به فقیر می داد و می گفت: هر گاه آن لباس به تن فقیر است، دهنده آن در خیر و نگه داری خداوند خواهد بود.(پیشین، ص 123)

خرج کردن برای عطریات پسندیده است و اسراف به شمار نمی آید. بخشی از مخارج پیامبر(صلی الله علیه وآله) صرف خرید عطر و مواد خوش بوکننده می شد. به فرموده امام صادق(علیه السلام)، رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بیش از آنچه برای طعام خرج کند، در خرید عطریات خرج می کرد

عشق به نماز

درکتاب "امالی شیخ طوسی" از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) روایت شده که فرمود: ای اباذر! خدای عزوجل روشنی چشم مرا درنماز قرار داده وآن را محبوب من گردانیده، همچنانکه طعام را بر گرسنه و آب را بر تشنه محبوب ساخته است سپس فرمود: آدم گرسنه با خوردن غذا و تشنه با نوشیدن آب سیر می شود اما من با خواندن نماز سیر نمی ‌شوم.

 

نماز جماعت

درتنبیه الخواطرآمده است که لقمان می گوید: پیامبر(صلی الله علیه وآله) صفوف ما را منظم می کرد که گویا مانند چوب‌های تیر هیچ گونه کجی نداشت و گاهی که می‌ دید ما غفلت داریم تذکرمی ‌داد ولذا روزی هنگام تکبیرة الاحرام متوجه مردی شد که سینه‌اش جلوتر از دیگران است فرمود: بندگان خدا، صفوف خود را منظم کنید وگرنه بین دلهایتان اختلاف و تفرقه خواهد افتاد. پیامبر(صلی الله علیه وآله) درنماز دست به شانه‌های ما می‌ گذاشت و می فرمود: منظم وصاف بایستید وگرنه دل‌هایتان دچارتفرقه خواهد شد.

 

قرائت قرآن

شیخ ابوالفتوح رازی در "تفسیر" خود نقل کرده که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نمی‌خوابید تا "مسبحات" راتلاوت کند ومی فرمود: دراین سوره‌ها آیه ‌ای است که ازهزار آیه برتراست، گفتند: چه سوره‌هایی است، فرمود: حدید، حشر، صف، جمعه و تغابن.

درکتاب "مجمع البیان" روایت شده که حضرت علی (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه وآله) سوره "سبح اسم ربک الاعلی" را دوست داشت وفرمود: اول کسی که گفت "سبحان ربی الاعلی" همانا میکائیل بود.  

فرآوری : زهرا اجلال            

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

 


منابع :

سایت حوزه.

بیانات حجت الاسلام ضیاء آبادی.

بیانات حجت الاسلام قرائتی.


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 16 بهمن 1393  ] [ 7:26 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By themzha :.

تعداد کل صفحات :  ::         10   11   12   13   14   15   16   17   18   19   >  

درباره وبلاگ

با سلام این وبلاگ در جهت موج وبلاگی "لبیک دیا رسول الله تاسیس شده است
نويسندگان
لينک دوستان
آمار سايت
كل بازديدها : 50238 نفر
كل مطالب : 310 عدد
آخرين بروز رساني : دوشنبه 9 آذر 1394 
امکانات وب