زيارت عاشورا امام حسین (ع)
 
امام حسین (ع)
«او (حسين) سرور شهيدان از نخستين تا آخرين آنها در دنيا و آخرت است و سرور جوانان همه اهل بهشت است.»
درباره وبلاگ


با عرض سلام خدمت تمامی بازدید کنندگان وبلاگ یار حسین(ع) در این وبلاگ سعی میشود مطالبی از سیره امام حسین (ع) و پیامدهای بعد از عاشورا و تاثیر عاشورا پس از وقوع و...قرار داده شود باشد تا با استفاده از این مطالب و افزودن معرفت خود نسبت به امام بی کفن دری از فضایل تمام نشدنی ارباب برایمان نمایان شود. با نظرهاتون وبلاگ خودتون رو یاری نمایید تشکر

مطالب اخير
نويسنده

از ارکان مهم بعد سیاسی فرهنگ تشیع، گسترش مسئولیت شیعیان نسبت به حکومت و حاکمان است، امری که پویایی و تداوم فرهنگ تشیع را در سیاست به دنبال دارد و علاوه بر آن زمینه ساز تبلور مؤلفه های اساسی دیگری از فرهنگ تشیع بوده است.
روشن است که انسان دربرابر آنچه نسبت به آن مسئولیت فردی یا اجتماعی دارد کنش ها یا واکنش های مناسب را انجام می دهد.برای ایجاد تحرک و پویایی نسبت به چیزی کافی است تا مسئولیت نسبت به آن چیز برانگیخته و تحریک شود و برای جلوگیری از تحرک و پویایی، کافی است که تلقین شود مسئولیتی در کار نیست.
علاوه بر اصل مسئولیت، تنگی و فراخی دایره مسئولیت و میزان ارزش و اهمیت آن، حرکت ها و جنب و جوش های آدمی را محدود یا وسعت می بخشد یا آن را ضعیف یا شدید می کند. انسانی که تنها سر در لاک زندگی شخصی خود دارد و فقط خود را در آن محدوده مسئول می بیند از تحرک و پویایی کمتری نسبت به انسانی که خود را در برابر اجتماع نیز وظیفه مند و مورد پرسش می داند، برخوردار است.
تاریخ اسلام نشان می دهد که تأثیر مستقیم نگرش انسان به اهمیت و دایره مسئولیت های سیاسی او در میزان و گسترش تحرک و پویایی وی موجب شد تا از همان آغاز ایجاد جریان خلافت اسلامی، این تفکر از سوی زمام داران غاصب به شکل ها و صورت های مختلف ترویج گردد که عموم مردم نسبت به حکومت و حاکمان مسئولیت ندارند. هرکس به خلافت و زمامداری رسید با خواست و اراده الهی بوده است و هرکس از خلافت و زمامداری کنار زده شد نیز با تقدیر الهی بوده است. مردم در برابر حکومت و حاکمان باید تسلیم محض باشند و آنان را چه عادل و چه جائر به جان و دل بپذیرند، از دستورهای آنان سرپیچی نکنند و خواست و اراده آنان را بر خواست و اراده خود مقدم دارند.
در روایات اهل سنت آمده است :
پیامبر (ص) فرموده : «هرکس از اطاعت (حاکم) خارج شود و با مردم فاصله گیرد به مرگ جاهلی مرده است.»(بیهقی، بی تا، 234)
نیز فرمود: «هرکس از امیرش یچزی ببیند که آن را ناپسند می داند باید شکیبا باشد چرا که هرکس از مردم به اندازه یک وجب دور شود و بمیرد،مرگش جاهلی گونه است.»(نیشابوری، بی تا، 21)
نیز فرموده: «کسی که دست از اطاعت (حاکم) بردارد، خداوند را در روز قیامت ملاقات خواهد کرد در حالی که برایش حجتی نیست . و هرکس بمیرد و در گردنش بیعتی نباشد به مرگ جاهلی مرده است.» (نیشابوری، بی تا، 22)
مسلم بن حجاج نیشابوری (261 ق) از حذیقه بن یمان یکی از اصحاب پیامبر(ص) و او از پیامبر (ص) نقل می کند که آن حضرت فرمود: «پس از من پیشوایانی خواهند بود که به هدایت من هدایت نمی شوند و به سنت من عمل نمی کنند. و به زودی مردانی به پا خواهند خاست که دل هایشان دل های شیطان ها در بدن انسان ها است. (حذیفه) می گوید:اگر آن زمان رادرک کردم چگونه عمل کنم؟ فرمود: می شنوی و امیر را طاعت می کنی. و اگر پشتت را زد و مالت را گرفت بشنو و اطاعت کن.»
(نیشابوری، بی تا، 20)
براساس همین روایات و روایات مشابه آن ها است که پیشوایان مذهبی اهل سنت به نوعی مسئولیت زدایی از مسلمانان در برابر حاکمان و رفتارهای نادرست آنان پرداختند، و درحقیقت دین را سیاست زدایی کردند.
احمد بن حنبل( 241ق) پیشوای دینی حنبلیان می گوید: «واجب است )شنیدن و اطاعت کردن از پیشوایان و حاکم مسلمانان، نیکوکار و بدکار، و (نیز) هرکس خلافت را عهده دار شود و مردم (در اطرافش )گرد آیند و به او خشنود شوند، و (نیز) هرکس با شمشیر بر مردم چیره گردد و امیرالمؤمنین نامیده شود. و جنگ به همراه امیران تا روز قیامت رواست، نیکوکار و بدکار،و برپاداشتن حدود با پیشوایان است و هیچ کس را نیست که برآنان طعنی وارد سازد و به نزاع برخیزد.و پرداخت صدقات به آنان جایز است .هرکس صدقات را به آنان دهد از او مجزی است،(حاکم) نیکوکار باشد یا بدکار. و اقامه نماز جمعه پشت سراو و پشت سر هر والی رواست و هرکس نمازش را...

بقیه را بطور مفصل در ادامه مطلب بخوانید...




مبناي هر حکومتي در همه ابعاد، بايد عدالت باشد در غير اين صورت به سان خانه‏اي است که بر پايه‏هاي لغزان، بنا شده باشد و هرگز، استوار نخواهد ماند. در روايات آمده است: «حکومت و فرمانروايي، با کفر قابل بقاست؛ اما با ظلم و ستم، قابليت دوام ندارد»،
امام حسين عليه السلام بهتر از هر جامعه ‏شناس و سياست‏مداري، مبناي اصلي استواري جامعه و ريشه کژي‏ها و انحرافات را نشان داد و خود به همراهي خاندان و جمعي از يارانش، به اصلاح‏گري دست زد و همه روشنفکران و عالمان دين را به اين راه دعوت نمود. آن فرزند رسول صلي الله عليه و آله در خطبه‏اي در مني فرمود: «شما اي گروه نيرومند! دسته‏اي هستيد که به دانش و نيکي و خيرخواهي، معروفيد و با اين خطبه، مردم را دعوت به همکاري كرد و اهداف خود را با شاهد گرفتن خداي متعال، چنين بيان كرد:
«خدايا! تو مي داني که آن‏چه از ما سر زد [دعوت به نهضت و انقلاب]، براي رقابت در فرمانروايي و نيز دسترسي به مال بي‏ارزش دنيا نبود؛ بلکه از آن روست که نشانه‏هاي آيين تو را بنمايانيم و سر و سامان‏بخشي و اصلاحات را در سرزمين‏هايت، آشکار سازيم؛ تا بندگان ستمديده تو آسوده گردند و به فرايض و سنن و احکام تو، عمل کنند».10
در اين کلام و دعوت، امام‏عليه‏السلام هم راه را نشان داد و هم نشانه‏هاي اصلاحات راستين را که ايجاد امنيت براي مظلومين و ستم‏ديدگان است، بيان كرد. امام عليه‏السلام بيان كرد كه کساني صلاحيت دارند داعيه‏دار اصلاحات در جامعه باشند كه شيفته خدمت باشند و اهتمام به تبلور و تجلي عيني شعائر و ارزش‏هاي ديني در جامعه داشته باشند؛ نه كساني كه نه تشنه قدرت و مال و مقام دنيا باشند.
عدالت اجتماعي، سنگ بناي جامعه ارزشي و اسلامي است و راه تحقق آن، اصلاح‏گري از سوي مصلحان واقعي، با هدف
حاکميت دين است؛ چون بدون حاکميت دين، عدالت گستري، اگر فرضا ممکن هم باشد، همه جانبه نخواهد بود و همه اين
راهکارهاي عملي، در راه و کلام اباعبدالله عليه‏السلام و در نهضت بزرگ عاشورا، بيان شد.
در جوامع کنوني شايد شکل‏ها و قالب‏هاي اعمال حاکميت، متفاوت از آن زمان باشد؛ ولي اين اصل ثابت را نبايد از نظر دور داشت که در تنظيم روابط اجتماعي در قالب سياست‏هاي کلان و خرد اقتصادي، سياسي، فرهنگي و...، بايد عدل محور باشيم.
اباعبدالله عليه‏السلام نهضت اصلاح‏طلبي خود را در مواجهه با برادرش محمد بن حنفيه، قبل از عزيمت از مدينه به مکه، چنين معرفي نمود:
«من از روي هوا و هوس و سرکشي و تبهکاري و ستم‏گري، قيام نکردم و تنها به انگيزه سامان‏بخشي در امت جدم، برخاستم؛ مي‏خواهم به نيکي‏ها فرمان دهم و از بدي‏ها بازدارم و روش جد خود و پدرم علي عليه‏السلام را دنبال کنم».
راهي که انبيا و ائمه بزرگوارعليهم‏السلام براي اصلاح جامعه در پيش گرفتند، فرهنگ‏سازي، امر به معروف و نهي از منکر و همگاني نمودن قيام برضد حاکميت طاغوت با اقدامات سنجيده و پسنديده بود




روح پاک حسين عليه‏السلام به او اجازه نمي‏دهد حيات طيبه انساني را با هيچ چيز عوض کند، اگر کسي عزت، غيرت، دين‏داري و شرف انساني و الهي او را نشانه گيرد، حتي اگر او را در دوراهي بين مرگ سرخ با شمشير آويخته يا ذلت سازش با ظلم، تهديد کنند، با صداي رسا فرياد مي‏زند و به ديگران نيز با تعبير «الا» هشدار مي دهد که شما نيز بيدار باشيد که سخن و فرياد من اين است: «الا ان الدعي بن الدعي قد رکزنا بين اثنتين الذله و السله و هيهات منا الذله».12 آري، وي در جواب خيرخواهي برادرش محمد بن حنفيه، مبني بر حفظ جان خود با گريختن به يمن يا جاي امن ديگر مي‏فرمايد: «برادرم! به خدا سوگند! اگر در دنيا هيچ پناهي نداشته باشم، باز هرگز با يزيد بن معاويه، بيعت نخواهم کرد».13
اين يک راهکار عملي در زندگي اجتماعي است که چنين حاکميتي را به هيچ وجه، نبايد تحميل کنند؛ بلکه با يک قيام انقلابي و اسلامي، بساط حاکميت طاغوت و چنين حاکماني بايد برچيده شود. غيرت ديني، عزت مسلمين و جامعه اسلامي، هيچ گونه سکوت يا سازشي را بر نمي‏تابد و اگر بعد از عاشورا، مردم کوفه و جهان اسلام به آن وضع ذلت بار و ننگين مواجه شدند، ريشه‏هاي آن را بايد در همين سکوت و سازش ناشي از بي‏غيرتي و خواري روح آنان دانست.



واقعه عاشورا الگويي براي بشريت است نه شيعه. راز ماندگاري آن هم در دست شعيان نيست بلكه در علل زير نهفته است:
واقعه كربلا يكي از معدود وقايع تاريخي است كه در ميان همه حوادث ويژگي خاص يافته و ممتاز گشته است و گذر زمان نه تنها آن را به فراموشي نسپرده بلكه هر روز بيش از پيش آن را نمايانتر و شكوفاتر ساخته است، بي شك عناصري در اين نهضت وجود داشته كه سبب شده اين واقعه بر تارك تاريخ درخشنده و ماندگار شود. عوامل جاودانگي واقعه عاشورا به اختصار عبارتند از:
1. حسين عليه السلام اولين كشته از خاندان رسول خدا
پيامبر صلي الله عليه و آله به عنوان بزرگ و پيشواي مسلمانان جايگاه خطيري داشت و ادب اجتماعي و اخلاقي ديني اقتضا مي كرد كه نسبت به خاندان و نزديكان او سر تعظيم فرود آرند به ويژه آنكه حسين عليه السلام بارها از سوي رسول خدا ستوده شده بود و يا به نجات بشر خوانده شده بود بي ترديد كشتن سبط پيامبر، با آن شيوه فجيع واقعه اي غيرمنتظره و بي پيشينه بود و يكي از عوامل مهم جاودانه شدن واقعه عاشورا شد.
هر چند امام حسن عليه السلام نيز پيش از امام حسين عليه السلام به دست كين به شهادت رسيده بود اما ظواهر امر به گونه اي بود كه مي شد آن را انكار كرد و نيز قضيه امام حسن عليه السلام هرگز مانند عاشورا آشكار و در ملأعام نبوده است.
2. ناجوانمردانه بودن شيوه هاي جنگ
عرب به اصولي مقيد بود از جمله اينكه در جنگ دست تعرض به كودكان و زنان و پيران دراز نمي كرد. بستن آب بر روي سپاه امام حسين، كشتن طفل شش ماهه، رفتار ناخوشايند آنان با اسراء، تعرض به جنازه ها از موجبات ماندگاري واقعه عاشورا بود.
3. نابرابري نبرد و پيكار شجاعانه
در يك سوي ميدان جنگ شماري اندك و انگشت شمار قرار داشتند و در طرف ديگر سپاهي گران و بي شمار اما شجاعت، شهامت و استواري كوه قلنيل همراه امام حسين عليه السلام مايه شگفتي همگان در طول تاريخ شد آناني كه آشكارا مرگ را در پيش روي خود ديدند ولي با شجاعتي وصف ناپذير زنده دلان را به اعجاب واداشته و اين واقعه را در طول تاريخ بشري يگانه جلوه دادند.
4. استواري امام و پافشاري بر اصول
در طول تاريخ انسان هاي بزرگي همواره وجود داشتند كه به اهداف خود معتقد بودند و به هيچ روي از اصول خويش دست برنداشتند و حتي جان خويش را بر سر آن نهادند اما به راستي جريان امام حسين عليه السلام كمتر نظيري در تاريخ يافته و به راستي بي نظير است. حسين عليه السلام به حكم وظيفه ديني و مسئوليت انساني با استواري هرچه تمام بر اصول و عدم نرمش در مقابل دشمنان در تمام تاريخ بي بديل است. اصرار امام بر رد پذيرش بيعت، عدم توجه به نصايح ديگران، آگاهانه به مرگ نزديك شدن، اعتقاد واقعي به اصول و... فضايي آفريد كه هرگز مشابهي نيافت.
5. قرباني كردن بهترن ها (خانواده)
حضور اعضاي خانواده در ميان همراهان امام حسين عليه السلام عنصر ديگري بود كه حادثه كربلا را يگانه كرد. حضور تمامي اعضاي خانواده اعم از خردسالان، بيماران و زنان در صحنه كربلا با وجود اينكه امام به پايان كار خود وقوف داشت هيبتي ديگر به جريان عاشورا داده است خصوصاً اينكه همينان پس از اسارت و حضور در ميان مردم به ترسيم آنچه روي داده پرداخته و شبانه روز به يادكرد آن واقعه مشغول بودند.
6. الگودهي قيام
قيام عاشورا سرمشقي براي بسياري از انسان ها شد كه در پي يافتن راه صحيح زندگي باعزت و گريز از ذلت در جستجو و كاوش بودند اين قيام از همان آغاز الگويي براي ديگران شد الگويي قابل پيروي و عمل.
در واقع نهضت عاشورا و ايثارگري در آن تفسير متعالي از زندگي و هستي ارائه مي داد و براي بسياري از آدميان كه در پي يافتن راه صحيح زندگي و گريز از ذلت در جست وجوي حق هستند، اسوه اي جديد شد، به بيان ديگر همين الگودهي قيام عاشورا در ماندگاري عاشورا مؤثر افتاد و هر روز عده اي در پي شناخت بهتر آن برآمده و زوايايي از آن را گشودند تا بتوانند بهتر و بيشتر طبق آن عمل كنند.
7. حق محوري و حق طلبي
از ويژگي هاي قيام عاشورا كه در جاودانه شدن اين قيام نقش مؤثري داشت. حق محوري و حق طلبي اين قيام بود كه در لحظه لحظه آن موج مي زد.
مكتب امام حسين عليه السلام مكتبي است استوار بر محور حق و حق جويي معيار هر حركت و اقدامي. بنابراين وقتي حق طلبي معيار شد، خداترس ميزان مي شود و ترس از غيرخدا بي معنا و از آنجا كه جاء الحق و ذهق الباطل و حق هميشه ماندني است و ظلم و ستم ناپايداري نهضت عاشورا نيز يكي از جاودانه قيامت هاي بشري شد.

 



با خود فكر مي‌كردم كه آيا اين تاثيرات بعد از 1400 سال در زندگاني و جامعه ما منشا اثر شده يا نه؟ كه به زودي دريافتم تاثير خون شهيدان كربلا و قهرمانان واقعي دشت نينوا از همان ساعتي كه رئوس مبارك ايشان وارد شهر كوفه گرديد اثرگذار بود. گرچه گروهي نابخرد به ظاهر شادي و پايكوبي مي‌كردند ولي خبر نداشتند كه اين خوشي آرامش قبل از طوفان است. طوفاني كه بعد از چندي طومار ظالمان و مستكبران را در هم پيچيد، وآنها نيز مانند ساير ستمگران تاريخ در قعر زباله‌داني تاريخ فروخواهند افتاد.

آيا تاثيرات گفتار و خطابه‌هاي حضرت زينب(س) در بارگاه شام يزيد او را رسوا نكرد؟ آيا به گفته تاريخ نويسان زنان و اهالي حرم يزيد بن معاويه تحت تاثير كلام پرشور حضرت زينب كبري(س) قرار نگرفتند؟



 

جبهه‌هاي‌ نور عليه‌ ظلمت‌ در شب‌هاي‌ عمليات‌ سراسر شور، عشق‌ و صفا بود. درگوشه‌ گوشه‌ ميدان‌، صوت‌ مناجات‌، زيارت‌ عاشورا و ذكر و ياد خدا به‌ گوش‌ مي‌رسيد. اگرمورخان‌ در احوالات‌ شب‌ عاشورا نوشته‌اند كه‌ شبي‌ توأم‌ با اشتياق‌، عبادت‌، تلاوت‌ قرآن‌ ونيايش‌ بود، شوق‌ ديدار حضرت‌ حق‌ همه‌ آنها را به‌ وجد وصف‌ ناشدني‌ رسانيده‌ بود، گويي‌با تمام‌ وجود لحظه‌ شماري‌ مي‌كردند تا صبح‌ وصال‌ بدمد و چه‌ زيبا رزمندگان‌ خداجو وحق‌ طلب‌ِ ما از اصحاب‌ ابا عبدالله (ع) الگو گرفتند.

 

امام‌ (ره‌) و تلاش‌ در جهت‌ پاسداري‌ از اسلام‌

يكي‌ از موضوعاتي‌ كه‌ در كلام‌ گهر بار امام‌ حسين‌ (ع) و شبيه‌ آن‌ در بيانات‌ امام‌خميني‌ (ره‌) توجه‌ هر شنونده‌اي‌ را به‌ خود جلب‌ مي‌كند حفظ‌ اسلام‌ است‌. حضرت‌سيدالشهداء (ع) مي‌فرمايند:«لو لم‌ يستقم‌ دين‌ جدي‌ الا بقتلي‌ فيا سوف‌ خذيني‌؛ اگر دين‌جدم‌ پيامبر (ص) ، استوار نمي‌ماند مگر به‌ كشته‌ شدن‌ من‌، پس‌ اي‌ شمشيرها مرادريابيد!»

امام‌ خميني‌ (ره‌) ـ كه‌ شاگرد مكتب‌ حسين‌ (ع) است‌ ـ همه‌ مقصد خويش‌ را درمكتب‌ خود مي‌داند و مي‌فرمايد:تمام‌ مقصد ما مكتب‌ ماست‌ و همه‌ بايد فداي‌ اسلام‌شويم‌ اگر ما اسلام‌ را در خطر ديديم‌، همه‌ مان‌ بايد برويم‌ تا حفظش‌ كنيم‌. اگر جهان‌خواران‌ بخواهند در مقابل‌ دين‌ ما بايستند، ما در مقابل‌ همة‌ دنياي‌ آنان‌ خواهيم‌ ايستاد.



 

حضرت‌ امام‌ (ره‌) علل‌ محدثه‌ و مبقيه‌ انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ را مديون‌ عاشورا ودرسي‌ كه‌ مردم‌ از امام‌ حسين‌ (ع) آموختند مي‌دانند. لذا در سخنان‌ خويش‌ مي‌فرمايند:امابايد همه‌ متوجه‌ اين‌ معنا باشيم‌ كه‌ اگر قيام‌ حضرت‌ سيدالشهداء (ع) نبود امروز مانمي‌توانستيم‌ پيروز شويم‌. انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ پرتوي‌ از عاشوراو انقلاب‌ عظيم‌ الهي‌آن‌ است‌. همه‌ نقل‌ قول‌هايي‌ كه‌ درباره‌ واقعه‌ عاشورا مطرح‌ مي‌شود بر وظيفه‌شناسي‌ امام‌حسين‌ (ع) اتفاق‌ نظر دارند. امام‌ خميني‌ (ره‌) با تكيه‌ بر عاشورا، انجام‌ وظيفه‌ را اساس‌همه‌ فعاليت‌هاي‌ خود قبل‌ ازپيروزي‌ و پس‌ از آن‌ قرار دادند.






( کل صفحات : 2 )    1   2   


 
 
 

کد لوگوي سه گوش گوشه نما

360 ?±U†?¯
ساير مطالب محرم
احکام محرم
موضوع Code center
صفحه نخست سيره زندگاني سردار شهيدان ياران و و امامزادگان پشتيباني آنلاين