زيارت عاشورا امام حسین (ع)
 
امام حسین (ع)
«او (حسين) سرور شهيدان از نخستين تا آخرين آنها در دنيا و آخرت است و سرور جوانان همه اهل بهشت است.»
درباره وبلاگ


با عرض سلام خدمت تمامی بازدید کنندگان وبلاگ یار حسین(ع) در این وبلاگ سعی میشود مطالبی از سیره امام حسین (ع) و پیامدهای بعد از عاشورا و تاثیر عاشورا پس از وقوع و...قرار داده شود باشد تا با استفاده از این مطالب و افزودن معرفت خود نسبت به امام بی کفن دری از فضایل تمام نشدنی ارباب برایمان نمایان شود. با نظرهاتون وبلاگ خودتون رو یاری نمایید تشکر

مطالب اخير
نويسنده
روي نگين انگشتري امام حسين چه نوشته شده بوده است؟

پاسخ: امام حسين عليه السلام دو انگشتر داشت . نقش يكي « ان الله بالغ امره » بود . خداوند فرمان خود را به سرانجام مي رساند . ( بحار الانوار ج 43 حديث 13 و ص 258 حديث 43 ) و نقش نگين ديگر « لا اله الا الله عده للقاء الله » . لا اله الا الله توشه ديدار خداست . ( بحار الانوار ج 43 ص 247 حديث 22 )

 



چرا امام حسن با معاويه صلح كرد ولي امام حسين با يزيد صلح نكرد؟

پاسخ: با سلام در پاسخ به سوال شما بايد گفت:‌ قيام امام حسين (ع) سه دليل مهم داشت كه هر يك از آنها در زمان امام حسن (ع) به شكل ديگري رخ نمود:

الف) حكومت ستمكار وقت از امام حسين (ع) بيعت مي‏­خواست: «خذ الحسين بالبيعة اخذاً شديداً لَيسَ فيه رخصة»[1]؛ «از حسين بيعت محكم بگير و هيچ گذشت هم نبايد داشته باشي». اما تنها پاسخ ايشان اين بود: «نه، بيعت نمي‏كنم» و نكرد. هنگام صلح امام حسن (ع)، معاويه از امام بيعت نخواست؛ يعني بيعت كردن از مواد صلح نبود و هيچ مورخي هم ادعا نكرده است كه امام حسن (ع) يا كسي از كسان او يا برادران و اصحاب و شيعيانش با معاويه بيعت كرده باشد. پس بيعت كه يكي از عوامل وادارنده امام حسين (ع) به مقاومت شديد بود، در جريان امام حسن (ع) نبود.

ب) يكي از علل قيام امام حسين (ع) دعوت مردم كوفه بود. اين مردمان بيست سال حكومت معاويه را چشيدند. در دوره او زجر ديدند و ستم­هايش را تاب آوردند، اما سرانجام بي‌تاب شدند. حتي برخي از مورخان معتقدند كه زمينه قيام امام، در كوفه صد درصد آماده‏ بود، اما روي­دادهايي پيش­بيني نشده اوضاع را دگرگون كرد. مردم كوفه‏ هجده­هزار نامه براي امام فرستادند و آمادگي خود را به او اعلام كردند. اما هنگامي كه امام حسين (ع) آمد، كوفيان ياري­اش نكردند. همه مي‌گويند كه زمينه‏ قيام فراهم نبوده است. اما از ديد تاريخي اگر امام آن نامه‏ها را ناديده مي­گرفت، بي­گمان در تاريخ محكوم مي­شد؛ يعني آيندگان مي‏گفتند كه زمينه بسيار خوبي را از دست داد. اوضاع كوفه در دوره امام حسن (ع) چنين نبود، بلكه مردم كوفه خسته، ناخشنود و پراكنده بودند و ميانشان اختلاف عقيده پيدا شده بود.

اعلام آمادگي مردم كوفه حجت را بر امام حسين (ع) تمام كرد و....




عبیدالله در این روز نامه‏اى به عمر بن سعد نوشت که: من از نظر کثرت لشکر اعم از سواره و پیاده و تجهیزات، چیزى را از تو فروگذار نکردم، توجه داشته باش که هر روز و هر شب گزارش کار تو را براى من مى‏فرستند!(48)

وضعیت لشکر دشمن
چون مردم مى‏دانستند که جنگ با امام حسین علیه‏السلام در حکم جنگ با خدا و پیامبر اوست، تعداى در اثناى راه از لشکر دشمن جدا شده و فرار کردند.
نوشته‏اند که: فرمانده‏اى که از کوفه با هزار رزمنده حرکت کرده بود، چون به کربلا مى‏رسید فقط سیصد یا چهار صد نفر و یا کمتر از این تعداد همراه او بودند، بقیه به علت اعتقادى که به این جنگ نداشتند، اقدام به فرار کرده بودند.(49)



چهارشنبه 7 آبان 1393 

روز چهارم محرم
در این روز(37) عبیدالله بن زیاد مردم را در مسجد کوفه گرد آورد و خود به منبر رفت و گفت: اى مردم! شما آل ابى سفیان را آزمودید و آنها را چنان که مى‏خواستید، یافتید! و یزید را مى‏شناسید که داراى سیره و طریقه‏اى نیکو است! و به زیر دستان احسان مى‏کند! و عطایاى او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! و اینک یزید دستور داده است که بهره شما را از عطایا بیشتر کنم و پولى را نزد من فرستاده است که در میان شما قسمت نموده و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم! این سخن را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید.
سپس از منبر به زیر آمد و براى مردم شام(38) نیز عطایائى مقرر کرد و دستور داد تا در تمام شهر ندا کنند که مردم براى حرکت آماده باشند، و خود و همراهانش به سوى نخیله حرکت کرد و حصین بن نمیر و حجار بن ابجر و شبث بن ربعى و شمر بن ذى الجوشن را به کربلا گسیل داشت تا عمربن سعد را در جنگ با حسین کمک نمایند.(39)
پس از اعزام عمربن سعد به کربلا، شمربن ذى الجوشن اولین فردى بود که با چهار هزار نفر سپاهى آزموده براى جنگ با امام حسین علیه‏السلام اعلام آمادگى کرد و بعد یزیدبن رکاب کلبى با دو هزار نفر و حصین بن نمیر با چهار هزار نفر که جمعا بیست هزار نفر مى‏شدند.(40)



 

متقى ولايى و اهل دانش و دين ، شمس المحدثين حسينى ، مى گويد: معاصر جليل حاج شيخ محمد طاهر روضه خوان شوشترى ، كه از متدينين و موثقين در نجف اشرف است ، براى ما نقل نمود:
من در طفوليت كه به سن دوازده سالگى بودم در شب دوشنبه اى ساعت شش از شب گذشته بود به اتفاق پدرم به مجلسى از مجالس عزادارى امام حسين (عليه السلام) رفتيم كه پدرم روضه بخواند چون وارد آن مجلس ‍ شديم ، صاحب مجلس (كه مشهدى رحيم نام داشت ) اعتراض كرد به پدرم كه چرا دير آمدى

....



امام حسین (علیه السلام) که به عبادت و ذکر پروردگار عشق می ورزید به حضرت عباس (علیه السلام) فرمود : برو به سوی دشمنان و اگر توانستی تا بامداد فردا برای ما مهلت بگیر ، باشد که ما امشب برای پروردگار خود نماز بخوانیم و دعا کنیم و در پیشگاه پروردگار آمرزش بخواهیم ، خدا می داند که من نماز خواندن و قرآن خواندن و زیاد دعا کردن و استغفار کردن را دوست دارم. ارشاد مفید صفحه 212 ، گذرنامه بهشت (شرح موضوعی زیارت جامعه کبیره ، سید کاظم ارفع ، صفحه 202 )



سه شنبه 6 آبان 1393 

 

اعزام لشکر به سوى کربلا
عمر بن سعد یک روز بعد از ورود امام به کربلا یعنى روز سوم محرم با چهار هزار سپاهى از اهل کوفه وارد کربلا شد.(25)
برخى نوشته‏اند که: بنو زهره (قبیله عمر بن سعد) نزد او آمده و گفتند: تو را به خدا سوگند مى‏دهیم از این کار درگذر و تو داوطلب جنگ با حسین مشو، زیرا این باعث دشمنى میان ما و بنى‌هاشم مى‏گردد.
عمر بن سعد نزد عبیدالله رفت و استغفا کرد، ولى عبیدالله استعفاى او را نپذیرفت، و او تسلیم شد.(26)
و برخى از تاریخ نویسان نوشته‏اند: عمر بن سعد دو پسر داشت: یکى به نام حفص که پدر را تشویق و ترغیب به رفتن کرد تا با امام علیه‏السلام مقابله کند، ولى فرزند دیگرش او را به شدت از اقدام به چنین کارى بر حذر مى‏داشت، و سرانجام حفص نیز با پدرش راهى کربلا شد.(27)

خریدارى اراضى کربلا
از وقایعى که در روز سوم ذکر شده، این است که امام علیه‏السلام قسمتى از زمین کربلا را که قبرش در آن واقع، شده است، از اهل نینوا و غاضریه به شصت هزار درهم خریدارى کرد و با آنها شرط کرد که مردم را براى زیارت قبرش راهنمایى نموده و زوار...

وقایعی همچون:

هوشیارى یاران امام علیه السلام

نامه عمر بن سعد

نامه عبیدالله به عمربن سعد

عبیدالله در نخیله

نیز صورت گرفته که در ادامه مطلب میتوانید بخوانید...



امام حسين† كه در معرض بازداشت و ترور توسط مأموران امنيّتي بني‏اُمَيَّه در شهر مقدس مكّه بود، در روز سه‌شنبه هشتم ذي‌الحجة سال شصت هجري از آنجا خارج شده و به سوي عراق روانه گرديد؛[1] چنانكه ابومِخْنَف مي‏گويد: حسين† خانة خدا را طواف كرد و سعي بين صفا و مروه را انجام داد و مويش را كوتاه كرد و از احرام عمره خارج شد.[2] شيخ مفيد مي‏گويد: وقتي امام حسين† خواست به سوي عراق روانه شود، طواف كعبه نمود و سعي بين صفا و مروه را انجام داد و از احرامش خارج شد، و آن را عمره قرار داد چون قادر به انجام حج كامل نبود. زيرا مي‌ترسيد [توسط مأموران بني‌اُمَيَّه‏] دستگير شود و به نزد يزيد فرستاده شود، لذا عمره بجا آورد و همراه اعضاي خاندان، فرزندان و شيعيانش كه به او پيوسته بودند، از مكّه خارج شد.[3]

تهديدها در مورد جان امام در مكّه در سخنان و فرمايشات آن حضرت به فراواني به چشم مي‏خورد، همچنين امام حسين† در مورد بني‌اُمَيّه فرمود:
«به خدا سوگند آنان مرا رها نخواهند كرد، تا اينكه روحم را از بدنم جدا كنند و آنگاه كه اين كار را كردند، خداي تعالي كسي را بر آنان مسلّط كند كه آنان را ذليل...



 

«فَاذْكُرُونِى أَذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُواْ لِى وَ لاَ تَكْفُرُون»؛ بقره (2)، آيه 152.
«پس مرا بياد آريد تا بيادتان آورم و شكرم بگذاريد و كفران نعمتم مكنيد».
مقدمه
يكى از بركات ماه محرم، برپايى مجالس امام حسين عليه السلام است و به بركت اين گونه مجالس از آيات قرآن مجيد و احاديث معصومين عليه السلام، بيشتر بهره مند مى شويم.
به طور طبيعى ياد خوبان انسان را به «خوبى ها» نزديك مى كند؛ «ياد بزرگان» آدمى را به «بزرگوارى» مى رساند و «ياد معصومان» انسان را در مسير دست يابى به مقام عصمت و «دورى از گناه» قرار مى دهد.
خداوند متعال نيز به ما وعده داده است اگر او را ياد كنيم بى درنگ ما را ياد مى كند و لطف و رحمت و هدايتش را به سوى ما سرازير مى سازد.
«فاذكرونى اذكركم» (ملاحظه مى كنيد هيچ لفظى مانند «فاء» يا «ثم» ميان اين دو كلمه به كار نرفته است).
پيامبرصلى الله عليه وآله و امامان عليه السلام نيز كه خليفه خدا و تجلى لطف و رحمت و هدايت خداوند هستند نيز اين چنين اند لذا غيرممكن است آنها را ياد كنيم و به ياد آنها مجلس برپا كنيم و آن ها ما را ياد نكنند و ما را مورد لطف و رحمت و هدايت قرار ندهند. در مقابل...



سالار شهیدان (علیه‏السلام) هرگز در اندیشهٴ کشتار و خونریزی نبود. هدف اصلی آن حضرت (علیه‏السلام) آگاهی بخشیدن به مردم بود. به همین دلیل، بارها با سپاهیان «عمر سعد» به اتمام حجّت پرداخت. گاه قرآن به دست، بی‏سلاح و جامهٴ نبرد به میان آنان رفته، می‏فرمودند: آیا مرا می‏شناسید؟ من حسین بن علی بن ابی طالب هستم؛ یگانه فرزند دختر رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بر روی زمین. به چه انگیزه‏ای قصد کشتن مرا دارید؟! جرم من چیست؟! آیا بدعتی در دین نهاده‏ام که خون مرا حلال می‏دانید؟! آیا جرم سیاسی مرتکب شده‏ام؟! آیا آشوب کرده‏ام یا کسی را کشته‏ام؟! «ابن زیاد» که اکنون بر طبل جنگ می‏کوبد، چندی پیش در منزل «هانی بن عروه» زیر شمشیر نماینده‏ام مسلم بن عقیل بود. اگر هدف ما آدمکشی و آشوبگری یا ترور بود، «مُسْلِم» همان جا او را از پای در می‏آورد.
آنگاه آن حضرت (علیه‏السلام) پرسیدند: آیا از ما پولی طلب دارید؟ (مسلم بن عقیل، وجوه شرعی بسیاری در اختیار داشت؛ ولی از آن استفاده نکرد و برای گذران امور خویش، اندکی پول از مردم کوفه قرض گرفت و هنگام شهادت وصیّت کرد که زره و ابزار جنگی او را بفروشند و قرضش را بپردازند). سپس فرمودند: بنابراین، نه از ما طلبکارید و نه خونی ریخته‏ایم و نه شورش کرده‏ایم و نه در دین بدعت نهاده‏ایم؛ یعنی هیچ مجوّزی برای مبارزه با ما و قیام برای کشتن ما وجود ندارد. پس، به چه دلیل خونمان را حلال کرده و کمر به قتل ما بسته‏اید؛ «فبم تستحلّون دمى؟!»[۱].
گفتنی است: سالار شهیدان (علیه‏السلام) در سخنانی دشمنان خویش را در ردیف مشرکان و ملحدان برشمرده، فرمودند: خداوند بر چهار گروه بسیار خشم گرفت:
۱.یهودیان که عُزیر را پسر خدا می‏دانستند؛ ﴿قالت الیهود عزیر ابن الله﴾[2]
۲. ترسایان که می‏گفتند: خدا، روح القدس، عیسی؛ ﴿إنّ الله ثالث ثلثة﴾[3]
۳. مجوسیان که آفتاب و ماه را می‏پرستیدند.
۴. گروهی که تصمیم به کشتن من گرفته‏اند[4].
بدین‏سان آن حضرت (علیه‏السلام) عمر سعد و سپاهیانش را همتای یهودیان، ترسایان و مجوسیان، شایستهٴ شدیدترین کیفر الهی دانستند؛ زیرا آنان می‏خواستند چراغ امامت را خاموش کنند و بساط دین را از اساس برچینند؛ یعنی همان‏طوری که در جهت مُثْبَتْ، ولایت اولیای الهی حصن حصین امّت است؛ «ولایة علی بن أبى طالب حصنى» و در ظلّ توحید که حصنِ حصینِ بالذات است واقع می‏باشد، در جهت منفی نیز انکار آن و قیام برای از بین بردن آن، شبیه انکار توحید و قیام برای اثبات تثنیهٴ یهود یا تثلیت ترسایان یا پرستش ثنوی گبریان کهن است.
پي نوشتها:
[۱] ـ بحار الأنوار، ج۴۴، ص۳۱۸
[2] ـ سورهٴ توبه، آیهٴ ۳۰
[3] ـ سورهٴ مائده، آیهٴ ۷۳
[4] ـ بحار الأنوار، ج۴۵، ص۱۲
منبع: شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی،آیت الله جوادی آملی، ص190






( کل صفحات : 3 )    1   2   3   


 
 
 

کد لوگوي سه گوش گوشه نما

360 ?±U†?¯
ساير مطالب محرم
احکام محرم
موضوع Code center
صفحه نخست سيره زندگاني سردار شهيدان ياران و و امامزادگان پشتيباني آنلاين