عروس ایام ...

< تبریک="" ما="" را="" در="" دهه="" عاشقانه="" ترین="" ایام="" پذیرا="" باشید="">
  نام معصوم نام لقب نام پدر نام مادر   تاریخ تولد محل تولد دوران رهبری به سال مدت عمر به سال تاریخ شهادت نام قاتل محل دفن
1 حضرت

محمد (ص)

محمد مصطفی عبدالله آمنه 17ربیع الاول

عام الفیل

مکه 23 63 28 صفر

11 هـ

زن یهودی

با زهر

مدینه
2 حضرت

فاطمه (س)

فاطمه زهرا محمد خدیجه 20جمادی الاخر

5 بعثت

مکه --- 18 13جمادی الاول یا

3جمادی الاخر11هـ

صدمات وارده توسط دشمن نامعلوم
3 حضرت

امام علی (ع)

علی مرتضی ابوطالب (عمران) فاطمه 13رجب

10سال قبل بعثت

مکه 30 63 21 رمضان

40 هـ

عبدالرحمان

ابن ملجم

نجف
4 حضرت امام

حسن مجتبی (ع)

حسن مجتبی علی فاطمه 15رمضان

3 هـ

مدینه 10 47 28 صفر

50 هـ

جعده

با زهر

بقیع
5 حضرت

امام حسین (ع)

حسین سید الشهداء علی فاطمه 3 شعبان

4 هـ

مدینه 10 57 10 محرم

61 هـ

شمر

بدستور یزید

کربلاء
6 حضرت

امام سجاد (ع)

علی زین العابدین حسین شهربانو 5 شعبان

38 هـ

مدینه 35 57 12 یا 25 محرم

95 هـ

ولیدبن عبدالملک

با زهر

بقیع
7 حضرت امام

 محمدباقر (ع)

محمد باقر علی فاطمه 3صفر با 1 رجب

57 هـ

مدینه 19 57 7 ذی الحجه

114 هـ

ابراهیم ابن ولید

با زهر

بقیع
8 حضرت امام

جعفرصادق (ع)

جعفر صادق محمد ام فروه 17 ربیع الاول

83 هـ

مدینه 34 65 25 شوال

148 هـ

منصور عباسی

با زهر

بقیع
9 حضرت

امام کاظم (ع)

موسی کاظم جعفر حمیده 7 صفر

128 هـ

ابواء 35 55  25 رجب

183 هـ

هارون

با زهر

کاظمین
10 حضرت

امام رضا (ع)

علی رضا موسی تکتم 11 ذی القعده

148 هـ

مدینه 20 55 آخر صفر

203 هـ

مأمون

با زهر

مشهد
11 حضرت امام

محمد تقی(ع)

محمد جواد علی سبیکه 10 رجب

195 هـ

مدینه 18 25 آخر ذی القعده

220 هـ

ام الفضل بدستور

معتصم بازهر

کاظمین
12 حضرت امام  

علی النقی (ع)

علی هادی محمد سمانه 15 ذی الحجه یا

2 رجب 212 هـ

مدینه 33 42 3 رجب یا 27 جمادی الاخر

254 هـ

معتّز

با زهر

سامرا
13 حضرت امام

حسن عسگری (ع)

حسن عسگری علی حُدیث 8 ربیع الاخر

232 هـ

مدینه 6 28 8 ربع الاول

260 هـ

معتمدعباسی

با زهر

سامرا
14 حضرت 

امام زمان (ع)

م.ح.م.د مهدی حسن نرجس 15 شعبان

255 هـ

سامرا از سال 260 هـ

شروع شده است

امام قائم(ع) زنده و از نظرها غایب است

 


[جمعه 3 آبان 1392 ]  [12:24 PM]  [عروس ایام]

قالب عید غدیر (www.shiasun.com)

پایگاه اینترنتی خورشید شیعه این بار به مناسبت فرا رسیدن عید بزرک شیعیان جهان ، عید سعید غدیر

خم برای شما بازدیدکنندگان و وبلاگ نویسان مذهبی قالبی راطراحی کرده است که با عنوان "قالب عید

غدیر" آماده دانلود شده است.

امیدواریم که نیاز شما رادر این رابطه رفع کرده باشیم.

شما بازدید کنندگان محترم می توانید این قالب مذهبی را از پایگاه اینترنتی خورشید شیعه دانلود کنید.

دانلود

پسورد : www.shiasun.com

 هزینه : سه صلوات برای ظهور امام زمان (عج)


[یک شنبه 28 مهر 1392 ]  [11:10 PM]  [عروس ایام]

علامه امینی

سپیده فجر

در سال 1320 ه. ق برابر با 1281 ه. ش ستاره‌ای در شهر تبریز، در خانه‌ای سرشار از علم و تقوا بدرخشید و افراد خانواده‌ را سرشار از شادی و شعف نمود.

فرزند را عبدالحسین نامیدند تا همواره سینه‌اش سرشار از عشق اهل‌بیت علیهم السلام باشد؛ پیوسته در مسیر ایشان گام بردارد و همچون مولایش امام حسین علیه‌السلام، شمیم روح افزای ولایت را پراكنده سازد. آری، عبدالحسین به دنیا آمد و الغدیر با او جان گرفت.

 

خاندان پاك علامه

شیخ احمد امینی تبریزی،(1) پدر بزرگوار علامه امینی از عالمان با تقوا بود و مردم به ایشان همواره به دیده احترام می‌نگریستند. ایشان در سال 1287 هـ.ق در سَردها از توابع تبریز به دنیا آمد. میرزا احمد از فقها و مجتهدین زمان خود و در زهد و پارسایی زبانزد عموم بود. او در سال 1304 ه.ق به تبریز مهاجرت نمود و برای همیشه ساکن آنجا گردید. 

برخی آثار به یادگار مانده از ایشان عبارتند از: شرحی بر قصیده المفجع و تعلیقاتی بر مكاسب شیخ انصاری. این مرد بزرگ در سال 1370 ه. ق، دیده از جهان فرو بست و در قبرستان نو شهر مقدس قم دفن گردید.

علامه امینی(ره) در مقام اجتهاد، منزلت و جایگاه والایی داشتند و بیشتر ساعات ایشان به تحقیق و مطالعه می‌گذشت. و از منابع علمی اسلامی توشه  برمی‌گرفت. ایشان در تفسیر، حدیث، تاریخ و علم رجال صاحب‌نظر بودند.

پدربزرگ علامه امینی، مولی نجفقلی مشهور به امین الشرع بود كه نام خانوادگی علامه نیز از همین لقب گرفته شده است. ایشان در سال 1257ه. ق، در روستای سَردها ـ از توابع تبریز پا به عرصه هستی نهاد و به یادگیری دانش و ادب پرداخت. وی نیز بعدها ساکن شهر تبریز گردید. مردی زاهد، فاضل، پرهیزگار و ادیبی برجسته بود كه به گردآوری اخبار ائمه اطهار علیهم السلام علاقه بسیاری داشت و چند مجموعه روایت نیز تدوین كرده و اشعاری به فارسی و تركی از وی به جا مانده است. او در شعر خود به "واثق" تخلص می‌کرد و نقش مُهر او - آن طوری که در پشت برخی از رسائلش مشهود است - " الواثق بالله الغنیِ عبدهُ نجفقلی" بوده است . وی در سن 83 سالگی در سال 1340ه. ق از دنیا رفت و در وادی السلام نجف اشرف به خاك سپرده شد.(2)

وادی السلام

واقعه عجیبی در مورد مرحوم نجفقلی نقل می‌کنند که ایشان بعد از رحلت، در تبریز دفن شدند اما بنا بر وصیت خود ایشان، جنازه آن بزرگوار پس از گذشت 13 سال به نجف اشرف منتقل گردید و در قبرستان وادی السلام آرام گرفت.(3) کسانی که در آن روز حضور داشتند نقل می‌کنند که پیکر ایشان پس از 13 سال کاملا سالم بود. (4)      

  

                 

دوران كودكی و جوانی علامه

كودكی عبدالحسین مانند دیگر همسالانش سپری نشد، بلكه او از همان كودكی، استعداد و تیزهوشی عجیبی از خود نشان می‌داد. وی از آغاز زندگی، با حافظه قوی و سرعت عجیبش در درك مسائل دینی،(5) همه نگاه‌ها را به خویش جلب كرد. روح پرسشگر و جست و جوگر عبدالحسین نمی‌گذاشت تا او مانند دیگر كودكان باشد. هر كس در كودكی او را درك می‌كرد، از تیزهوشی وی خبر می‌داد.(6)

خانوده مذهبی و علاقه‌مند به دانش و معرفت علامه نیز، زمینه رشد و تعالی عبدالحسین را آماده كردند. ایشان شاگردی و یادگیری را در محضر پدر بزرگوارش آغاز نمود و با مبانی دانش آشنا شد.

پدر؛ ادبیات فارسی، عربی، منطق و تا اندازه‌ای فقه و اصول را به فرزندش آموخت. در كنار اینها، عبدالحسین به كتاب‌های حدیثی و اعتقادی نیز اشتیاق زیادی داشت، ولی با این همه، «قرآن و نهج‌البلاغه دو كتاب گرانقدر برای آموزش این محصل جوان بود.»(7)

از همان كودكی، وجود عبدالحسین از آیه‌های قرآن و سخنان والای امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام و امامان دیگر پر شد. پس، عشق به اهل‌بیت علیهم السلام در تار و پود وجودش نفود كرد.

بدین ترتیب، علامه امینی با كوشش علمی و با استعداد و پشتكار خویش، خانواده و اطرافیانش را به آینده خود امیدوار می‌ساخت.

>>>>>>


[جمعه 26 مهر 1392 ]  [10:39 PM]  [عروس ایام]

گروه قرآن و معارف خبرگزاری شبستان، اگرچه از دیرباز، با تلاش محققان و نویسندگان، کتاب ها، رساله ها و مقالات فراوانی در زمینه «حجّ» نگاشته شده، لیکن بیشتر آن ها ناظر به ابعاد فقهی، عبادی و فردی این فریضه عظیم الهی است و کمتر پژوهشگر و نویسنده ای را می توان یافت که در پژوهش و نوشته هایش به ابعاد سیاسی، اقتصادی، اخلاقی و اجتماعی این عمل ارزشمند معنوی توجّه کرده باشد.
نکته قابل توجه این است که از بررسی پاره ای از متون و منابع نگارش یافته در باب «حجّ»، چنین برمی آید که بُعد اخلاقی این فریضه والای آسمانی، بیش از دیگر ابعادش مورد غفلت و بی توجّهی محققان و نویسندگان قرار گرفته است. در حالی که به یقین، توجّه به جنبه های اخلاقی این سفر الهی و معنوی، موجب پُربار شدن معنویات برآمده از آن خواهد شد.
بررسی سنّت گفتاری و رفتاری پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله در زمینه «حجّ»، حکایت از آن دارد که آن بزرگوار، ضمن اهمیت دادن به بُعد فقهی «حجّ» و کوشش فراوان در جهت آموزش مناسک آن به مسلمانان، از توجه دادن آنان به دیگر ابعاد حج، به ویژه بُعد اخلاقی آن، دریغ نورزید.
آن حضرت، از سویی در طول این سفر همچون دیگر لحظات زندگیش خود عامل به فضایل اخلاقی بوده و از دیگر سوی، با لحاظ فرصت های مناسب، بارها از سالکان این سفر معنوی خواست تا به اصول و فضایل اخلاقی پایبند باشند و از هر چیزی که از رذایل اخلاقی محسوب می گردد، پرهیز نمایند. تنها در خطبه ای که در جریان «حَجّة الوداع» در صحرای عرفات ایراد نمود، رعایت امور اخلاقی ذیل را به مسلمانان توصیه کرد.

اخلاص در عمل و پرهیز از ریا، حفظ و ادای امانت، پرهیز از سنت های جاهلی مانند تعصّب های نابه جا، اعمال بغض و کینه توزی، نادیده گرفتن برتری های کاذب نژادی و قبیله ای، برخورد شایسته با زیردستان و رعایت حقوق آنان به ویژه بانوان ، حفظ وحدت، اخوّت و همدلی مؤمنان با یکدیگر و دوری جستن از خیانت به دیگران و غیبت. اکنون در این نوشتار کوتاه، تنها پاره ای از توصیه ها و کارکردهای اخلاقی پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله در سفر معنوی حج به بحث و بررسی گذارده شده است.

اخلاص یا پرهیز از ریا
از برترین مصادیق فضایل اخلاقی، خصلت والای «اخلاص» است. در اهمیت اخلاص همین بس که معیار و ملاک عبادی بودن افعال بندگان قلمداد گردیده و علی علیه السلام در رابطه با آن فرمود: الإخلاص ملاک العبادة ؛ اخلاص، معیار و ملاک عبادت است. به سخن دیگر قبولی هر عملی از بندگان الهی، مشروط به برخورداری آن، از خصلت زیبای «اخلاص» است. پیامبر خدا صلی الله علیه وآله می فرماید: إذا عملت عملاً فاعمل لله خالصاً لأنّه لا یقبل من عباده الأعمال إلاّ ما کان خالصاً ؛  هرگاه کاری کردی، آن را تنها برای خدا انجام ده زیرا او، تنها اعمال خالص بندگانش را می پذیرد.
بی تردید، فریضه ارزشمندِ حج، از این قاعده مستثنی نیست بلکه می توان گفت وابستگی آن به اخلاص، امری اجتناب ناپذیر است. زیرا هدف غایی در این سفر، راه یافتن به محضر پروردگار و مشاهده جمال محبوب است. امام سجّاد علیه السلام، به وقت ملاقات با «شبلی» از وی پرسید: فَحِینَ وَصَلْتَ مَکَّةَ نَوَیْتَ بِقَلْبِکَ أَنَّکَ قَصَدْتَ اللَّهَ؟ قَالَ: لاَ، قَالَ علیه السلام : فمَا دَخَلْتَ الْحَرَمَ وَ لاَ رَأَیْتَ الْکَعْبَةَ وَ لاَ صَلَّیْتَ. ثُمَّ قَالَ: طُفْتَ بِالْبَیْتِ وَ مَسِسْتَ الاَ رْکَانَ وَ سَعَیْتَ؟ قَالَ: نَعَمْ. قَالَ علیه السلام : فَحِینَ سَعَیْتَ، نَوَیْتَ أَنَّکَ هَرَبْتَ إِلَی اللَّهِ  آن گاه که به مکه رسیدی با قلب خود نیّت خدا را داشتی؟... آیا وقتی به سعی پرداختی، بر آن بودی که به سوی خدا بگریزی؟
امام خمینی (قدس سره) نیز با الهام از این گونه گفتار ائمّه علیهم السلام فرمود: لبیک های مکرر از کسانی حقیقت دارد که ندای حق را به گوش جان شنیده و به دعوت الله تعالی به اسم جامع جواب می دهند. مسأله، مسأله حضور در محضر است و مشاهده جمال محبوب. گویی گوینده از خود در این محضر بی خود شده و جواب دعوت را تکرار می کند. و دنباله آن سلب شریک به معنای مطلق آن می نماید، که اهل الله می دانند، نه شریک در الوهیت فقط ... در گفتار دیگری فرمود: مهم آن است که حاج بداند که کجا می رود و دعوت کی را اجابت می کند و میهمان کیست، و آداب این میهمانی چیست; و بداند هر خودخواهی و خودبینی با خداخواهی مخالف است و با هجرت الی الله مباین و موجب نقص معنویت حج است.  به یقین، دست یابی و حضور در چنین جایگاهی، بدون اخلاص ممکن نخواهد بود.

کسب «اخلاص» در عبادت و حفظ آن از ریا، کاری دشوار است
استاد فرزانه، آیت الله جوادی ر آملی نیز فرمود: تجلّی این خلوص در برخی از عبادات نمایان تر و طرد شرک در برخی دیگر قوی تر و آشکارتر است. از جمله این عبادات، حج می باشد; زیرا توحید در آن تجسّم می یابد و از آغاز تا انجام نمونه ای است برای توحید و طرد شرک... از مولای ما امام صادق علیه السلام در دعای سفر حج، روایت شده است، پس از ادای کلمات فرج فرمود: بِسْمِ اللَّهِ خَرَجْتُ وَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ... فَإِنَّمَا أَنَا عَبْدُکَ وَ بِکَ وَ لَکَ.  سپس فرمود: کسی که آگاه است و به زبان دعا احاطه دارد، تفاوت میان فرمایش آن حضرت که فرمود: «فَإِنَّمَا أَنَا عَبْدُکَ وَ بِکَ وَ لَکَ» را با دیگر ادعیه و اوراد، به خوبی درمی یابد. چون مهم در این جا ذات خدای تعالی است و لقای اوست، نه اسمی از اسمای حُسنای حضرتش.  حج، سیر به سوی خدا و رفتن برای دیدار او و تعالی است برای نزدیکی به آن، که در علوّ و والایی نزدیک و در نزدیکی اش بس والا و بالا است و تکامل به جوار کسی است که از رگ گردن به ما نزدیک تر است و بنده جز با توحید دایم و ناب و طرد شرک جلی و خفی به مولایش تقرّب نمی جوید. ناگفته نماند: کسب «اخلاص» به وقت انجام اعمال عبادی ـ به خصوص فریضه حج ـ و حفظ آن از آلوده شدن به ریا و خودنمایی، کاری بس سخت و دشوار است. امیرمؤمنان علیه السلام می فرماید: تَصْفِیَةُ الْعَمَلِ أَشَدُّ مِنَ الْعَمَلِ وَ تَخْلِیصُ النِّیَّةِ عَنِ الْفَسَادِ أَشَدُّ عَلَی الْعَامِلِینَ مِنْ طُولِ الْجِهَادِ  خالص ساختن عمل سخت تر از خود عمل است و پاک کردن نیت از فساد و ناخالصی برای عمل کنندگان از جهادِ طولانی دشوارتر است.
 

ثروتمندان برای تفریح، مردم عادی برای تجارت و قاریان برای خودنمایی حج می روند 

البته دشواری کسب اخلاص در سفر حج و دیگر اعمال عبادی موجب نمی شود که ما در پی تحصیل آن نباشیم، بلکه می بایست با تلاشی مضاعف در این راستا حرکت کنیم و پس از شناسایی آفت ها به مقابله جدّی با آن ها برخیزیم; زیرا همان گونه که پیشتر اشاره شد، اعمال غیر مخلصانه مورد قبول درگاه خداوند قرار نخواهد گرفت. امام صادق علیه السلام می فرماید: قَالَ اللَّهُ ـ عَزَّ وَ جَلَّ ـ أَنَا خَیْرُ شَرِیک، مَنْ أَشْرَکَ مَعِی غَیْرِی فِی عَمَل عَمِلَهُ لَمْ أَقْبَلْهُ؛  خداوند متعال فرموده است: من بهترین شریک هستم، هرکس در عمل خود برای من شریک بیاورد، هرگز آن را نمی پذیرم.
پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله، افزون بر توصیه حج گزاران به کسب اخلاص و دوری از ریا و خودنمایی، خود نیز در پی تحصیل این خصلت نیکو بود و مأموریت یافت که به مردم اعلام کند: إِنِّی أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّینَ ؛  من مأمور شده ام که خدا را بپرستم و برای او دین را خالص گردانم.
لبیک های مکرر از کسانی حقیقت دارد که ندای حق را به گوش جان شنیده و به دعوت الله تعالی به اسم جامع جواب می دهند. مسأله، مسأله حضور در محضر است و مشاهده جمال محبوب
انس بن مالک می گوید: پیامبر گرامی صلی الله علیه وآله ، پس از تهیه ابزار و وسایل مورد نیاز و تهیه حوله ای که قیمت آن چهار درهم یا کمتر از آن بوده، آماده حرکت برای سفر حج شد. در آن هنگام روبه درگاه خداوند نموده، چنین گفت: اللّهُمّ حَجَّةً لاَ رِیَاءَ فِیهَا وَ لاَ سُمْعَةَ ؛ خدایا! حجّی را انجام می دهم که از خودنمایی و کسب عنوان و اعتبار دور است. متأسفانه، هرچه بر عمر حج و تاریخ اسلام می گذرد، شاهد دور شدن و فاصله گرفتن جمع زیادی از حج گزاران از این سیره نبوی می شویم; این است که می بینیم پیامبر خدا صلی الله علیه وآله با علم و آگاهی دقیق از نیت و باطن این گروه از راهیان به دیار کعبه و حرم، فرمود: یَأْتِی عَلَی النّاسِ زَمانٌ یُحِجّ أَغْنِیَاءِ أُمَّتِی لِلنُّزْهَةِ، أَوْسَاطُهَا لِلتِّجَارَةِ، فُقَرَاؤُهُمْ لِلرِّیَاءِ وَ السُّمْعَةِ. زمانی می رسد که ثروتمندان امّت من برای تفریح به حج می روند، و مردم عادی برای تجارت، و قاریان آن ها برای خودنمایی و کسب عنوان و اعتبار، و فقرای امت من برای تکدّی و گدایی به حج مشرف می شوند.

حج برای خدا یا حج  برای مردم

سلمان فارسی از شنیدن این جملات تعجب می کرد، ولی هر جمله ای که سبب تعجّب وی می شد، پیامبر صلی الله علیه وآله می فرمود: سوگند به خدایی که جان من در دست اوست، این حوادث در آینده واقع خواهد شد.  امام صادق علیه السلام نیز در این باره فرمود: الْحَجُّ حَجَّانِ، حَجٌّ لِلَّهِ وَ حَجٌّ لِلنَّاسِ، فَمَنْ حَجَّ لِلَّهِ کَانَ ثَوَابُهُ عَلَی اللَّهِ الْجَنَّةَ وَ مَنْ حَجَّ لِلنَّاسِ کَانَ ثَوَابُهُ عَلَی النَّاسِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ، حج دو گونه است; برای خدا و برای مردم، هرکه برای خدا حج کند، پاداش او بهشت است و هرکه برای مردم به حج رود، در قیامت پاداش خود را باید از مردم بگیرد. کنایه از این که پاداشی نصیب وی نخواهد شد. در هر حال، اگر با انجام حج، دنبال ثواب و پاداش الهی و طالب غفران و آمرزش پروردگار کریم هستیم، باید اخلاص را سرلوحه کار خویش قرار دهیم. امام سجّاد علیه السلام در این باره می فرماید: مَنْ حَجَّ یُرِیدُ بِهِ وَجْهَ اللَّهِ ـ عَزَّ وَ جَلَّ ـ لاَیُرِیدُ بِهِ رِیَاءً وَ لاَ سُمْعَةً غَفَرَ اللَّهُ لَهُ الْبَتَّةَ .  کسی که در حج، هدفی جز خدا نداشته باشد و در فکر دیدن و شنیدن و ستایش مردم نباشد، حتماً خداوند او را می بخشد. پس شایسته است برای دستیابی به خوی شایسته اخلاص، رو به درگاه خدا آوریم و بگوییم:  اللَّهُمَّ طَهِّرْ قَلْبِی مِنَ الشِّرْکِ، وَ عَمَلِی مِنَ الرِّیَاءِ وَ لِسَانِی مِنَ الْکَذِبِ وَ عَیْنِی مِنَ الْخِیَانَة. خدایا! قلبم را از توجه و تکیه بر غیر خودت، و عملم را از ریا، و زبانم را از دروغ و چشمم را از نگاه های ناپاک و خیانت بار حفظ فرما.

برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی لبیک


[چهارشنبه 24 مهر 1392 ]  [2:19 PM]  [عروس ایام]