آن چه در این گفتار می خوانیم :
1- اسم مخصوص امام زمان علیه السلام
2- صفات امام عصر ارواحنافداه
3- هلاک شدن مکذّبین
4- امام زمان علیه السلام؛ آخرین امام
5- حکومت جهانی
اسم مخصوص امام زمان علیه السلام
پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله مسئله ی مهدویت، ظهور، فرج و حکومت امام زمان علیه السلام را بسیار طبیعی بیان فرموده اند. به جز مواردی که راجع به مسئله امامت،به صورت کلی صحبت فرموده اند ـ که امام زمان علیه السلام هم بخشی از آن می باشند ـ در چهار بخش دیگر از خطابه ی غدیر اختصاصاً در مورد امام زمان علیه السلام صحبت فرموده اند، و اسم مخصوص امام زمان علیه السلام را بیان فرموده اند) دو مورد به نام مهدی و دو مورد به نام قائم. )
در بخش ششم، دردو عبارت؛ در بخش دهم، یک عبارت؛ و در بخش هشتم در ضمن هیجده جمله با لفظ اَلا به معنای آگاه باشید راجع به امام زمان علیه السلام صحبت فرموده اند. غیر از احوالات بسیار خاص امام زمان علیه السلام ـ که به طور مثال دارای غیبت کبری و غیبت صغری هستند، یا این که از کجا ظهور می کنند و... ـ همه ی موارد دیگر را پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله در ضمن بیست و یک بخش خطابه بیان فرموده اند که به آنها اشاره می کنیم:
در بخش ششم، آمده است :
مَعاشِرَالنّاسِ، النُّورُ مِنَاللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَسْلوكٌ فِی ثُمَّ فی عَلِی بْنِ أَبی طالِبٍ، ثُمَّ فِی النَّسْلِ مِنْهُ إِلَی الْقائِمِ الْمَهْدِی الَّذی یَأْخُذُ بِحَقِّ اللَّهِ وَ بِكُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنا [1]
هان مردمان! نور از سوی خداوند در جان من، سپس در جان علی ابن ابیطالب آنگاه در نسل او تا قائم مهدی - که حق خدا و ما را می ستاند - جای گرفته.
![]()
پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله مسئله ی خلقت نوری و ترتیب آن در آفرینش را بیان فرموده اند. به این معنا که در فرآیند آفرینش، نور خلقت از سوی خدا در من راه یافته است و سپس از من به امیرالمؤمنین علیه السلام منتقل شده وسپس در نسل ایشان تا برسد به امام قائم مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و در نهایت به وسیله ی امام زمان علیه السلام به بقیه ی موجودات رسیده است هر چند این موضوع، صریح آیه ی قرآن نیست؛ ولی هم بحث عقلی دارد و هم بحث نقلی که روایات متواتری مؤیّد این مطلب می باشند.
بحث عقلی؛ امکان اَشرف و اَخَص نامیده می شود؛ یعنی عرفا و فلاسفه ـ در آفرینش ـ از نظر عقلی با قاعده ی اَشرف و اَخَص، وجود یک موجود کامل را ثابت می کنند؛ به این معنا که در امر آفرینش، اگر خدا می خواهد بیافریند، از نظر امکان اَشرف و اَخَص، باید اوّل اَ شرف را و بعد فالاَشرف را بیافریند تابرسد به مراتب اَخَص که پایین ترین سطح موجودات است. این مسئله بحث علمی عقلی دقیقی دارد که این جا در همین حد کفایت می کند.
>>>>>>
