عروس ایام ...

< تبریک="" ما="" را="" در="" دهه="" عاشقانه="" ترین="" ایام="" پذیرا="" باشید="">

آن چه در این گفتار می خوانیم :
1- اسم مخصوص امام زمان علیه­ السلام
2- صفات امام عصر ارواحنافداه
3- هلاک شدن مکذّبین
4- امام زمان علیه­ السلام؛ آخرین امام
5- حکومت جهانی


 اسم مخصوص امام زمان علیه ­السلام
پیامبر اکرم صلّی­ الله­ علیه­ و­آله مسئله­ ی مهدویت، ظهور، فرج و حکومت امام ­زمان علیه­ السلام را بسیار طبیعی بیان فرموده ­اند. به جز مواردی که راجع به مسئله امامت،به صورت کلی صحبت فرموده ­اند ـ که امام ­زمان علیه­ السلام هم بخشی از آن می­ باشند ـ در چهار بخش دیگر از خطابه ­ی غدیر اختصاصاً در مورد امام­ زمان علیه ­السلام صحبت فرموده­ اند، و اسم مخصوص امام­ زمان علیه ­السلام را بیان فرموده ­اند) دو مورد به نام مهدی و دو مورد به نام قائم. )

 در بخش ششم، دردو عبارت؛ در بخش دهم، یک عبارت؛ و در بخش هشتم در ضمن هیجده ­جمله­  با لفظ  اَلا به معنای آگاه باشید راجع به امام ­زمان علیه السلام صحبت فرموده­ اند. غیر از احوالات بسیار خاص امام ­زمان علیه ­السلام ـ که به طور مثال دارای غیبت ­کبری و غیبت ­صغری هستند، یا این که از کجا ظهور می­ کنند و... ـ همه­ ی موارد دیگر را پیامبر اکرم صلّی ­الله علیه­ و­آله در ضمن بیست و یک بخش خطابه بیان فرموده ­اند که به آن­ها اشاره می­ کنیم:

در بخش ششم، آمده است :
مَعاشِرَالنّاسِ، النُّورُ مِنَ‏اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَسْلوكٌ فِی ثُمَّ فی عَلِی بْنِ أَبی طالِبٍ، ثُمَّ فِی النَّسْلِ مِنْهُ إِلَی الْقائِمِ الْمَهْدِی الَّذی یَأْخُذُ بِحَقِّ اللَّهِ وَ بِكُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنا [1]
هان مردمان! نور از سوی خداوند در جان من، سپس در جان علی ابن ابیطالب آنگاه در نسل او تا قائم مهدی - که حق خدا و ما را می ستاند - جای گرفته.

عید غدیر خم

پیامبر اکرم صلّی­ الله­ علیه ­و­آله مسئله ­ی خلقت نوری و ترتیب آن در آفرینش را بیان فرموده ­اند. به این معنا که در فرآیند آفرینش، نور خلقت از سوی خدا در من راه یافته است و سپس از من به امیرالمؤمنین علیه ­السلام منتقل شده وسپس در نسل ایشان تا برسد به امام قائم مهدی عجل ­الله­ تعالی­ فرجه­ الشریف و در نهایت به وسیله­ ی امام زمان علیه ­السلام به بقیه­ ی موجودات رسیده است هر چند این موضوع، صریح آیه­ ی قرآن نیست؛ ولی هم بحث عقلی دارد و هم بحث نقلی که روایات متواتری مؤیّد این مطلب می­ باشند.

بحث عقلی؛ امکان اَشرف و اَخَص نامیده می­ شود؛ یعنی عرفا و فلاسفه ـ در آفرینش ـ از نظر عقلی با قاعده­ ی اَشرف و اَخَص، وجود یک موجود کامل را ثابت می­ کنند؛ به این معنا که در امر آفرینش، اگر خدا می­ خواهد بیافریند، از نظر امکان اَشرف و اَخَص، باید اوّل اَ شرف را و بعد فالاَشرف را بیافریند تابرسد به مراتب اَخَص که پایین­ ترین سطح موجودات است. این مسئله بحث علمی­ ­عقلی دقیقی دارد که این جا در همین حد کفایت می­ کند.

>>>>>>
 


[جمعه 3 آبان 1392 ]  [1:12 PM]  [عروس ایام]

آن چه در این گفتار می خوانیم :
1- شیعه یعنی چه؟
2- نکاتی در معرفی صفات امام و امامت
3- علم

عید غدیر خم

شیعه
کسی ­که اعتقاد دارد ـ­ در تمام ابعاد شخصیتی­، به جز قانون­ آوری ـ جا­نشینان پیامبر­ اکرم صلی ­الله­ علیه ­و­­آله امیرالمؤمنین تا امام زمان علیهم السلام هستند. رسول­ خدا­ صلی­ الله­ علیه­ و­­آله، امیرالمؤمنین علیه ­السلام را در خطابه­ ی غدیر با سه صفت معرفی می­ فرمایند: صفات فردی، اجتماعی و اخلاقی.

صفات فردی:
أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ (لَمْ یَسْبِقْهُ إِلَی الْایمانِ بی أَحَدٌ) وَالَّذی فَدی رَسُولَ‏اللّهِ بِنَفْسِهِ، وَالَّذی كانَ مَعَ رَسُولِ اللّهِ ... (أَوَّلُ النّاسِ صَلاةً وَ أَوَّلُ مَنْ عَبَدَاللّهَ مَعی [1] او نخستین مؤمن به خدا و رسول اوست و کسی در ایمان به من از او سبقت نجسته و همو جان خود را فدای رسول خدا کرده با او همراه بو ده است... علی اولین نماز گزار و پرستش کننده ی همراه من است.
صفات اخلاقی:

إِلَی الْحَقِّ وَیَعْمَلُ بِهِ، وَیُزْهِقُ الْباطِلَ وَیَنْهی عَنْهُ [2] چرا که شما را به درستی و راستی خوانده و خود نیز بدان عمل می کند ، او باطل را نابود و شما را از آن باز دارد.

از اوّل خطابه تا آخِر خطابه حدود دویست صفت از صفات امیرالمؤمنین علیه ­السلام را برشمرده اند. به اصطلاح، ویژگی ­های دینی امیرالمؤمنین علیه ­السلام را بیان می­ فرمایند که بعضی از آن­ها تکراری است. مانند:

مَعاشِرَالنّاسِ، هذا عَلِی أخی وَ وَصیی وَ واعی عِلْمی [3]
 هان مردمان ! این علی است برادر و وصی و نگاهبان دانش من
وَ مُعْلِمُكُمْ: أَنَّ مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِی مَوْلاهُ [4]
 و اعلام می دارم که هر آن کس که من سرپرست اویم این علی سرپرست اوست.

سخن این است که امیرالمؤمنین علیه ­السلام دارای کمالاتی هستند که در درس بعدی به آن­ ها اشاره خواهیم کرد.

>>>>>


[جمعه 3 آبان 1392 ]  [1:06 PM]  [عروس ایام]

دراین گفتار می خوانیم :
1.اشاره به همراهی قرآن وعترت
2. سرپرستی در علم قرآن
3. خلافت پیامبر اکرم صلی الله­ علیه ­وآله در سه حوزه­

عید غدیر خم

همراهی قرآن و عترت
در خطابه­ ی غدیر، چند جا به همراهی قرآن و عترت اشاره شده است که آن­ها را مورد بررسی قرار می­ دهیم:

رسول خدا صلی الله علیه و آله می ­فرمایند :
 لاحَلالَ إِلاّ ما أَحَلَّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَهُمْ، وَلاحَرامَ إِلاّ ما حَرَّمَهُ اللَّهُ (عَلَیْكُمْ) وَ رَسُولُهُ وَ هُمْ  [1]
حلالی نیست مگر آن چه خدا و رسول خدا و ائمه علیهم ­السلام حلال دانسته­ اند و حرامی نیست مگر آن چه آنان حرام دانسته ­اند.

 وَاللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عَرَّفَنِی الْحَلالَ وَالْحَرامَ وَأَنَا أَفْضَیْتُ بِما عَلَّمَنی رَبِّی مِنْ كِتابِهِ وَحَلالِهِ وَ حَرامِهِ إِلَیْهِ  [2]

رسول و ائمه علیهم ­السلام هم كه باطن و حقیقت قرآن را می­ فرمایند. پس معلوم می­ شود توضیحات، نزد رسول و ائمه علیهم ­السلام است. حلّیت و حرمت را خدا و رسول خدا و ائمه صلوات ­الله­ علیهم باید بفرمایند. كتاب به اضافه­ ی اهل­ بیت علیهم­ السلام حجّیت دارد و برای ما دلیل و برهان است.

در ادامه می­ فرمایند:
مامِنْ عِلْمٍ إِلاَّ وَقَدْ أَحْصاهُ‏اللَّهُ فِی وَ كُلُّ عِلْمٍ عُلِّمْتُ فَقَدْ أَحْصَیْتُهُ فی إِمامِ الْمُتَّقینَ وَما مِنْ عِلْمٍ إِلاّ وَقَدْ عَلَّمْتُهُ علِیّاً [3]
 هان مردمان !او را برتر دانید، هیچ دانشی نیست مگر اینکه خداوند در جان من نبشت و من تمامی آن را در جان علی امام پرهیزگاران ضبط کرده ام و دانشی نبوده مگر اینکه آن را به علی آموخته ام

این مطلب نكته‌ ی بسیار ظریفی دارد؛ چون امام متّقین است و در قلّه‌ ی تقوا قرار دارد، می­ تواند تمام علم من را بگیرد و ضبط كند. چون معصوم ­اند و ذهنشان از آلودگی­ ها پاك و منزّه است، می‌توانند تمام علوم را بگیرند. علم كائنات، علم ماكان و مایكون، علم ماهو كائن، علم مربوط به موجودات، علم فیزیك، علم متافیزیك و امثال این‌ ها.

>>>>>>


[جمعه 3 آبان 1392 ]  [1:05 PM]  [عروس ایام]

در این گفتار می خوانیم :
1- جواب به اشکالات ضد اهل بیت علیهم السلام
2- ائمه علیهم السلام عالمان به علم


 اشكال­ های درباره­ ی قرآن و عترت جواب به آن ها

در ابتدا اشكال­ های رایجی كه درباره­ ی قرآن و عترت وجود دارد را بیان کرده، سپس به واژه ­ها و قسمتی از خطابه که راجع به این موضوع آمده است و مرجع آن اشاره می­ کنیم.

مهم ­ترین مخالفان شاخص قرآن و عترت، وهابیان تندرو به­ خصوص وهابیان ایران­ اند. روشن­فكرانی كه تحت تأثیر آن­ ها قرار گرفته ­اند و به اهل­ بیت علیهم­ السلام رو نمی­ آورند نیز جزء این­ ها هستند. متأسفانه در جامعه­ ی ما به­ خصوص در جامعه­ ی دانشگاهی یا در جلساتی به نام جلسات قرآنی ـ که بسیار زیاد شده­ اند ـ به ترویج این شبهه می­ پردازند که: ما با عقل خودمان می ­توانیم قرآن را بفهمیم و به حدیث احتیاجی نداریم. سنّی­ های معمولی هم این حرف را می­ زنند؛ امّا به اندازه­ ی وهابیان و روشن­فكران روی آن پا­فشاری و اصرار ندارند.

اهل تسنن می­ گویند: لزومی ندارد برای تفسیر قرآن به عترت مراجعه كنیم، هرچه از پیامبر صلی ­الله ­علیه ­وآله و صحابه­ ی ایشان به ما رسیده است، می­ پذیریم. احادیث و تفاسیر روایی زیادی هم دارند؛ مانند تفسیر طبری و تفسیر دُرّالمنثور سیوطی كه برای چهار ـ پنج قرن پیش است. منتها، روایات شان یك­سری از پیامبر صلی ­الله ­علیه­ وآله و یك­سری از صحابه است. عده زیادی از سنّی­ ها سخت نیستند؛ امّا مثل شیعه هم نیستند كه حتماً تمام تفاسیر و مطالب قرآنی را از ائمه علیهم­ السلام بگیرند. آن­ها به امامت ائمه علیهم­ السلام اعتقاد ندارند ولی می­ گویند كه ایشان انسان­های خوبی بوده­ اند و راجع به امیرالمؤمنین علی علیه ­السلام و امام حسن و امام حسین علیهماالسلام و حضرت زهرا سلام­ الله علیها معتقدند كه ایشان هم از صحابه­ ی پیامبر صلی­ الله­ علیه­ وآله می باشند. از نظر فرهنگ اهل تسنن هر که در زمان نبوّت پیامبر صلی­ الله­ علیه­ و­آله ایشان را دیده باشد؛ اگر مرد باشد، صحابی و اگر زن باشد، صحابیه محسوب می­ شود. لذا یك­سری از سنّی­ هایی كه در واقع وهابی ­اند و در قرآن و عترت بسیار سخت­ گیرند، روی صحابیه هم بحث كرده­ اند و ضمن اینکه برایشان احترام بسیاری قائلند، به عدالت و اجتهادشان هم عقیده دارند.

>>>>>>
 


[جمعه 3 آبان 1392 ]  [12:59 PM]  [عروس ایام]

دراین گفتار می خوانیم :
1- مُبدِئاً و مُعیداً
2- رجعت
3- تجسم اعمال
4- جنّت


مواردی از خطابه­ ی غدیر راجع به معاد
در ادامه­ ی درس گذشته، مواردی از خطابه­ ی غدیر که راجع به معاد آمده است را بیان می­ کنیم:
مَحْموداً لایَزالُ وَ مَجیداً لایَزولُ، وَمُبْدِئاً وَمُعیداً وَ كُلُّ أَمْرٍ إِلَیْهِ یَعُودُ [1] مجد و بزرگی او را پایانی نیست آغاز و انجام از او و برگشت تمامی امور به سوی اوست.

مُبدِئاً و مُعیداً: خدا آغازگر و برگرداننده است. بر خالق، هم الفاظ مبدأ و معاد و هم مُبدء و مُعید اطلاق می­ شود.

عید غدیر خم

اشاره به این که هر کاری به سوی خدا برمی­ گردد. معاد را به این جهت معاد گفته­ اند که انسان زندگی و آغازی دوباره  خواهد داشت. لغت عید نیز از همین خانواده است. برای این که دوباره برمی­ گردد، عید گفته می­ شود. پارسال بوده، امسال هست و دوباره برمی­ گردد.

 الْعَدْلُ الَّذی لایَجُوُر وَالْأَكْرَمُ الَّذی تَرْجِعُ إِلَیْهِ الْأُمُورُ [2] دادگری که ستم روا نمی دارد و بخشنده ترین که کارها به او باز می گردد.

>>>>>


[جمعه 3 آبان 1392 ]  [12:56 PM]  [عروس ایام]

دراین گفتار می خوانیم :
1.معاد درخطبه ی غدیر
2. ملاقات با خدا و رسولش
3. مالکیت
4. رابطه­ ی عمل و جزا
5. اسم ذات و اسم معنا

عید غدیر خم

موضوع معاد در خطابه­ ی غدیر به صورت کلی بیان شده است ـ صرف ­نظر از جسمانی یا روحانی بودن و یا دیگر جزئیات ـ. با یک نگاه اجمالی، پنجاه مورد راجع به قیامت از خطابه­ ی غدیر فهرست شده است که قبل از بررسی آن لازم است سه مقدمه ذکر شود:

مقدّمه­ ی اوّل:
اثبات قیامت به عنوان ادامه­­ ی دنیا با روحیّه­ ی ابدیّت­ خواهی انسان منطبق است؛ به این معنا که  فطرت و روح انسانی خواستار ابدیّت است و ذاتاً می­ خواهد که همیشه باشد. معمولاً همه­ ی افراد دوست دارند عمرِ طولانی داشته باشند. این خصوصیّت بشر است. حتّی در تحقیقات روانشناسی به این نتیجه رسیده ­اند؛ کسانی­ که خود­کشی می­ کنند، نمی­ خواهند معدوم شوند؛ بلکه می­ خواهند در یک زندگی جدیدی قرار بگیرند تا رنج­ و سختی در آن نباشد. بشر از نیستی به شدّت ترس دارد و حتّی آنانی که از مُردن وحشت دارند، مقداری از وحشت شان برای این است که گوشه ­ای از نیستی در این دنیا را می­ بینند و گرنه انسان ذاتاً روحیّه­ ی جاودانه ­طلبی دارد.

در تعبیرات دقت کنید! تجربه، ثابت کرده است که تمام خواسته­ ها و نیازهای انسان که به جنبه­ ی نباتی انسان مربوط می ­شود (فطری، غریزی و یا مادون حس و غریزه) نیاز به رافع دارند. اگر انسان ذاتاً علم ­خواه است، خدا راه پیدا کردن علم را برای او باز گذاشته است. اگر جمال­ خواه است، خدا برایش در طبیعت جمال گذاشته است. اگر کمال ­طلب است، خدا راه تکامل را برایش قرار داده است. اگر قدرت­ خواه است، خدا راه به دست آوردن قدرت را برایش ایجاد کرده است. اگر از نظر غریزی دنبال ارضای غرایز است، خدا برایش آماده کرده است. خداوند متعال برای تمام نیازهای انسان رافع گذاشته و چون انسان روحیّه ­ی ابدیّت­ خواهی دارد، خداوند متعال برای او معاد را قرار داده است. این یکی از دلایل اثبات معاد است، البته به صورت مطلق و نه اثبات معاد جسمانی یا روحانی. خداوند در قرآن می­ فرماید:

 ­أفَحَسِبْتُمْ أنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أنَّكُمْ إلَیْنا لا تُرْجَعُونَ ­ [1]
 آیا فکر می­ کنید که من شما را عبث و بیهوده خلق کرده ­ام و به سوی من باز نمی­ گردید؟

معلوم می­ شود اگر معادی نباشد، خلقت انسان عبث می­ شود؛ برای این که زندگی محدود شده و محدودیّت تمام خواهد شد و چون انسان خواستار ابدیّت و نامحدودی در زندگی است ، باید به ابدیّتش برسد.
 


[جمعه 3 آبان 1392 ]  [12:51 PM]  [عروس ایام]

آن چه در این گفتار می خوانیم :
1- اسوه ی کمال وتمام عبودیت خداوند
2- اقراربه ربوبیت خدا
3- خدا ترسی علما
4- کرامت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله
5-  معرفی حضرت علی علیه السلام به عنوان ولی
6- تکنولوژی تبلیغ در خطابه­ ی غدیر
7- حجّت برمخلوقین آسمان وزمین
8- وظيفه­ ي پیامبراکرم صلی الله علیه وآله بَلاغِ مبين
9- امر و نهی
10- الگوی انسان ها
11- صفات پیامبرصلی الله علیه وآله
12- اطاعت از خدا وائمه علیهم السلام


سيستم­ حکومت بشری پیامبران علیهم السلام
در ادامه­ ی درس گذشته، مواردی از خطابه­ ی غدیر که راجع به نبوت آمده است را بیان می ­کنیم:
رسول خدا صلی الله علیه وآله در بخش اول خطبه ی غدیر می ­فرمایند:
أَحْمَدُهُ كَثيراً وَأَشْكُرُهُ دائماً عَلَي السَّرّاءِ والضَّرّاءِ وَالشِّدَّةِ وَالرَّخاءِ، وَأُومِنُ بِهِ و بِمَلائكَتِهِ وكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ  [1] او را ستایش فراوان و سپاس جاودانه می گویم در شادی ورنج و آسایش و سختی و به او و فرشتگان و نبشته ها و فرستاده هایش ایمان داشته

در سيستم هاي حکومت بشري ، اساساً حُکم پادشاه غير از حُکم رعيت و ساير مردم محسوب می شده است و از قانون رعيت جدا بوده است. پيامبران، اسوه­ ی کمال و تمام عبوديت خداوند هستند؛ چون در تمام احکام با مردم شريک ­اند و در عین حال تکاليف  سخت­ تری نیز دارند. يکي از آن مواردي که با مردم شريک ­اند، ايمان و اقرار به محتواي دين است؛ لذا در ادامه ­ی حمدشان مي ­فرمايند: وَ أُومِنُ بِهِ و بِمَلائكَتِهِ وكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ.

>>>>>


[جمعه 3 آبان 1392 ]  [12:34 PM]  [عروس ایام]

آن چه در این گفتار می خوانیم :
1. خطابه­ ي غدير در بستر نبوّت
2. انواع پیامبر
3. معجزه
4.اشکال وهابی ها وجواب به آن ها


 نبیّ ومرسل
خطابه­ ي غدير در بستر نبوّت مطرح شده است؛ به اين معني که نبيّ معرفی کرده است. لغت نبيّ از نبأ مي­ آيد. نبأ يعني خبر. نبيّ يعني خبردار. اگر کسي خبردار باشد؛ لازمه­ اش اين نيست که حتماً مسؤوليت ابلاغ و ارسال هم داشته باشد. نبي؛ ممکن است رسول باشد يا نباشد. ما 124هزار نبي داشته ایم؛ اما همه­ مُرسَل نبوده ­اند. طبق رواياتي که داريم، 133نبیّ مرسل و 5 نبیّ هم اولوالعزم بوده ­اند؛ يعني صاحب شريعت بوده­ اند(با يک مقدار اختلاف). مرسل­ شان بسيار کم بوده است؛ ولي نبيّ کساني بودند که براي خود و خانواده­ شان خبردار بودند؛ ولی مرسل به ديگران نبوده ­اند.

پیامبر اکرم صلی­ الله علیه ­وآله از نظر سير مقامات ظاهري، اوّل نبيّ شدند. از همان موقعي که نبيّ شدند، رسول هم شدند. بقيّه­ ی پيامبران منطقه­ اي بوده ­اند و نبوّت شان زمانی بوده، یعنی ابتدا و انتها داشته ­است. ولي رسالت پيامبر ما با زمان و بشر باقي است، یعنی تا قيام قيامت، نبوّت و رسالتشان ساري و جاري است.

در بحث نبوّت، اوّل به يک­ سري چيزهاي عمومي می­ پردازیم و بعد به برخی گزينه ­هايي که در خطابه مطرح شده اشاره خواهيم کرد. بحث نبوّت در کتاب­ هاي فلسفي به ­صورت کم­رنگ مطرح شده است؛ ولي در کتاب­ هاي کلامي بسيار پر رنگ مطرح می­ شود. (فرق فلسفه و کلام چيست؟ موضوع هر دو در اصل،­"موجود" بِما هُوَ موجود است؛ فلسفه فقط از نظر عقلی بحث مي­ کند. ولی کلام از نظر عقلی ­و ­نقلی بحث مي­ کند.) يکي از پايه ­هاي اصلي علم کلام، نبوّت است. علم کلام، مختص به اسلام نيست. يهودي، مسيحي، زرتشتي، بودايي، هندي و همه ­ی ادیان­ علم کلام دارند؛ چون بالأخره در عقايدشان بحث مي ­کنند.
 


[جمعه 3 آبان 1392 ]  [12:32 PM]  [عروس ایام]

در این گفتار می خوانیم :
1- خدا عدل مطلق
2- عدل جزء اصول اعتقادات شيعه
3- معنای عدل


عدل جزء صفات خدا
در این درس جملاتی از خطابه ی غدیر که راجع به عدل می­ باشد را بیان می­ کنیم و سپس، اين که چرا عدل جزء اصول اعتقادات شيعه شده است را مورد بررسی قرار می­ دهیم.

فَهُوَاللَّهُ الَّذي لا إِلاهَ إِلاَّ هُوالمُتْقِنُ الصَّنْعَةَ اَلْحَسَنُ الصَّنيعَةِ الْعَدْلُ الَّذي لايَجُوُر  [1]
پس اوست الله و معبودی جز او نیست هم او که صنعش استوار و ساختمان آفرینش اش زیباست . دادگری که ستم روا نمی دارد.

خداوند آن عدلی است که جور و ستم نمی­ کند. چرا خدا عدل است؟ بايد بگویيم خدا عدل است يا عادل است؟ خدا عِلم است يا عالِم است؟ عرب برای کسی­ که صفتی را به شدّت و فراوان داشته باشد، از باب مبالغه، مصدرش را به ­کار می­ برد. لذا می­ فرماید: الْعَدْلُ الَّذي لايَجُوُر خدا عدل است نه العادل؛ يعنی تجسّم عدل است. در ادبيات عرب زيدٌ عدلٌ در مبالغه ضرب ­المثل شده است. وقتی می ­خواهند بگويند کسی صفتی را بسیار دارد، مي­ گویند از باب زيدٌ عدلٌ است. ­الله عدلٌ­ و الْعَدْلُ الَّذي لايَجُوُر خدا عدلی است که ظلم و جور نمی ­کند. این جزء صفات خداست.

>>>>>


[جمعه 3 آبان 1392 ]  [12:30 PM]  [عروس ایام]

دراین گفتار می خوانیم :
1- بیان مسائل  توحیدی
2- ربوبیت
3- فضل خدا
4- تدریج در کار خداوند


بیان مسائل ریز توحیدی
پيامبر ­اکرم صلي­ الله­ عليه ­و­آله، خداوند متعال را حمد فرموده ­اند و در اين حمد، مسائل ريز توحيدي را بیان فرموده ­اند؛ توحيد تنزيهي و نه توحید تشبيهي و تعطيلي.
توحيد تشبيهي؛ اين که خداوند را به يکي از موجودات تشبيه کنيم.
توحيد تعطيلي؛ اين که بگوييم خدا نيست و يا در مورد خدا صحبت نکنيم.

با بررسي کلام ائمه عليهم­ السلام راجع به توحيد مي­ یابیم که بيشتر هَمِّشان بر اثبات و تذکّر توحيد تنزيهي و نفي توحيد تشبيهي است که در درسِ قبل، در اين مورد توضيحاتي داده شد. در اين درس، افعال خداوند ـ ­که آن­ هم تنزيهي است و به هيچ چيزی شبيه نيست ­ـ را مورد بررسي قرار مي­ دهيم.

>>>>>
 


[جمعه 3 آبان 1392 ]  [12:29 PM]  [عروس ایام]