عروس ایام ...

< تبریک="" ما="" را="" در="" دهه="" عاشقانه="" ترین="" ایام="" پذیرا="" باشید="">

بعد از آن که رسول خدا صلى الله علیه وآله امیر مؤمنان علیه السلام را به عنوان خلیفه و جانشین خود انتخاب و آن را بر همگان اعلام کرد، به مردم دستور داد که یکى یکى با آن حضرت بیعت کرده و این منصب جدید را تبریک بگویند.
طبق روایات صحیح السندى که در کتاب‌هاى اهل سنت وجود دارد، خلیفه دوم از کسانى است که خود را به امیر المؤمنین علیه السلام رساند و پس از بیعت با آن حضرت، منصب جدیدش را تبریک گفت.

بیعت عمر با امیرمؤمنان علیه السلام در غدیر خم
بعد از آن که رسول خدا صلى الله علیه وآله امیر مؤمنان علیه السلام را به عنوان خلیفه و جانشین خود انتخاب و آن را بر همگان اعلام کرد، به مردم دستور داد که یکى یکى با آن حضرت بیعت کرده و این منصب جدید را تبریک بگویند.
طبق روایات صحیح السندى که در کتاب‌هاى اهل سنت وجود دارد، خلیفه دوم از کسانى است که خود را به امیر المؤمنین علیه السلام رساند و پس از بیعت با آن حضرت، منصب جدیدش را تبریک گفت.
غزالی، دانشمند شهیر قرن ششم در باره تبریک و تهنیت خلیفه دوم و پیمانى که در آن روز بست و فقط چند روز بعد آن را فراموش کرد، مى‌نویسد:
واجمع الجماهیر على متن الحدیث من خطبته فی یوم عید یزحم باتفاق الجمیع وهو یقول: « من کنت مولاه فعلی مولاه » فقال عمر بخ بخ یا أبا الحسن لقد أصبحت مولای ومولى کل مولى فهذا تسلیم ورضى وتحکیم ثم بعد هذا غلب الهوى تحب الریاسة وحمل عمود الخلافة وعقود النبوة وخفقان الهوى فی قعقعة الرایات واشتباک ازدحام الخیول وفتح الأمصار وسقاهم کأس الهوى فعادوا إلى الخلاف الأول: فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قلیلا.
از خطبه‌هاى رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه وآله وسلم) خطبه غدیر خم است که همه مسلمانان بر متن آن اتفاق دارند. رسول خدا فرمود: هر کس من مولا و سرپرست او هستم، على مولا و سرپرست او است. عمر پس از این فرمایش رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) به على (علیه السلام) این گونه تبریک گفت:
«تبریک، تبریک، اى ابوالحسن، تو اکنون مولا و رهبر من و هر مولاى دیگرى هستی.»
این سخن عمر حکایت از تسلیم او در برابر فرمان پیامبر و امامت و رهبرى على (علیه السلام) و نشانه رضایتش از انتخاب على (علیه السلام) به رهبرى امت دارد؛ اما پس از گذشت آن روز‌ها، عمر تحت تأثیر هواى نفس و علاقه به ریاست و رهبرى خودش قرار گرفت و استوانه خلافت را از مکان اصلى تغییر داد و با لشکر کشى‌ها، برافراشتن پرچم‌ها و گشودن سرزمین‌هاى دیگر، راه امت را به اختلاف و بازگشت به دوران جاهلى هموار کرد و از مصادیق این سخن شد: (فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قلیلا). پس، آن [عهد] را پشتِ سرِ خود انداختند و در برابر آن، بهایى ناچیز به دست آوردند، و چه بد معامله ‏اى کردند.
.الغزالی، أبو حامد محمد بن محمد، سر العالمین وکشف ما فی الدارین، ج ۱، ص ۱۸، باب فی ترتیب الخلافة والمملکة، تحقیق: محمد حسن محمد حسن إسماعیل وأحمد فرید المزیدی، ناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت / لبنان، الطبعة: الأولى، ۱۴۲۴هـ ۲۰۰۳م.
روایات بسیارى در کتاب‌هاى اهل سنت وجود دارد که سخن غزالى را ثابت مى‌کند؛ اما به جهت اختصار به دو روایت همراه با تصحیح سند آن، بسنده مى‌کنیم:

>>>>>


[دوشنبه 29 مهر 1392 ]  [11:31 PM]  [عروس ایام]

خطبه غدیر یکی از خطبه هایی است که پیامبر صلی الله علیه وآله اسلام وقتی بر گشتن از حجة الوداع در منطقه‌ای بنام غدیر خم در مقابل انبوهی از مسلمانان که بیش از صد هزار گفته شده است امامت علی علیه السلام را به دستور خداوند ابلاغ واعلام رسمی نمودند . در این خطبه رسول خدا صلی الله علیه وآله ، ولایت امیر المومنین علیه السلام را مانند ولایت خودش بر مسلمانان دانسته و تصریح می‌کند به این که:

 ألست أولى بکم من أنفسکم ؟ قالوا : نعم ، قال : من کنت مولاه فعلی مولاه

کسی را که من مولی اولی به تدبیر و تصرف اوهستم ، علی مولی او است

در تعبیر دیگر این چنین آمده است :

إن الله مولای وأنا ولی کل مؤمن من کنت ولیه فهذا ولیه

ودر تعبیر سوم آمده است :

یا أیها الناس من أولى بکم من أنفسکم ؟ قالوا : الله ورسوله أعلم . قال : ألست أولى بکم من أنفسکم ؟ قالوا : بلى . قال : « من کنت مولاه فعلی مولاه »

رسول خدا با جمله « ألست اولی بالمؤمنین» می‌خواست آن‌ها را به یاد این آیه از قرآن کریم بیندازند که : « النَّبِیُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ »

پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است .

بعد با اقرار گرفتن از آن‌ها این مطلب را دیکته کرد که : هر کس من به خودش سزاوارتر هستم ، علی نیز همان منصب را دارد .

شبهه :

 در این که منظور از « أَوْلَى » در آیه « النَّبِیُّ أَوْلَى بالمؤمنین من أنفسهم » اولی به تصرف است اجمالاً جای تردید نیست ؛ اما در عین حال برای عده‌ای از برادران اهل سنت این شبهه و اشکال مطرح پیش آمده که با چه دلیل و مستندی کلمه «اولی» در خطبه غدیر حمل بر اولی به تصرف و تدبیر می گردد ؟

سوال دیگری که مطرح شده این است که کار برد کلمه ای «اولی» در این خطبه ، ریشه در قرآن دارد ، و آیه « النَّبِیُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ » دارد ، به چه دلیل می‌گویند که این واژه به معنای اولی به تصرف وتدبیر آمده است ؟ حمل کلمه « اولی » بر اولی به تصرف و تدبیر وجه و موردی ندارد ؛ زیرا این حدیث برای تنبیه و آگاهاندن مورد خطاب است به این که من نسبت به خود تان سزاوار و اولی به تصرف هستم ؛ اما کار به بیان اولی به تصرف دیگران ندارد .

برای روشن شدن پاسخ این شبهه لازم است که این کلمه هم از نظر لغت و هم از نظر کاربرد در تفسیر ؛ به ویژه از دیدگاه مفسرین اهل سنت تحقیق و بررسی دقیق صورت گیرد تا کاربرد این کلمه در خطبه پیامبر در جریان غدیر روشن گردد

آیا به منظور ابلاغ و اعلام رسمی حق اولویت به تصرف و تدبیر امیر المومنین علیه السلام به جعل و تشریع الهی (که همان ولایت الهی است) بعد از پیامبر (ص) صورت گرفته یا به منظور اعلام این مطلب که محبت و دوستی که مسلمانان به پیامبر داشتند با امیر المومنین داشته باشند انجام پذیرفته است؟

>>>>


[یک شنبه 28 مهر 1392 ]  [11:56 PM]  [عروس ایام]

اگر مقصود رسول خدا (ص) از حدیث غدیر ، تعیین علی (ع) به عنوان خلیفه بود ، نباید میان صحابه اختلاف می‌شد ؛ چون آن‌ها صحابه رسول خدا (ص) و دست پروده آن حضرت بودند .‌ چگونه می‌توان تصور کرد که تنها بعد از چند روز از حادثه غدیر خم ، صحابه وصیت و فرمان رسول خدا را فراموش کرده باشند و به آن حضرت خیانت کنند ؟ بنابراین قطعاً مقصود رسول خدا امامت آن حضرت نبوده است

نقد و بررسی :

خواستگاه این شبهه ، تصور نادرستی است که اهل سنت از صحابه دارند ، زیرا آن‌ها بر این باورند که اگر کسی نام صحابی را گرفت وملقب به این نام شد، عدالتش قطعی است و کاری بر خلاف فرمان رسول خدا صلی الله علیه وآله انجام نخواهد داد .

بی تردید اگر مواردی یافت شود که صحابه حتی در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله ، دچار اختلافات شدیدی شده‌ و بر خلاف فرمان رسول خدا صلی الله علیه وآله رفتار کرده‌اند ، بی اساس بودن این شبهه روشن و ثابت می‌شود که اختلاف صحابه در باره یک مسأله ، تأثیری در تعیین مقصود رسول خدا نداشته و خدشه‌ای بر دلالت حدیث غدیر وارد نخواهد کرد . اکنون به چند مورد از مخالفت‌های صحابه با رسول خدا اشاره می کنیم:

مخالفت با فرمان رسول خدا (ص) در قضیه وصیت :

بارزترین نمونه از اختلاف میان صحابه و سرپیچی از فرمان رسول خدا صلی الله علیه وآله ، قضیه وصیت آن حضرت است که به بعضی از اصحاب حاضر در مجلس دستور داد تا کاغذ و دوات بیاورند، چون تصمیم داشت مطالبی بنویسد که هرگز گمراه نشوند ؛ اما صحابه بدون این که حرمت پیامبر خدا را رعایت کنند ، با یکدیگر به نزاع پرداختند ، تا جایی که خلیفه دوم آن حضرت را متهم به هذیان گویی کرد ! .

وقتی صحابه در حضور رسول خدا از دستور مستقیم آن حضرت و با یکدیگر به نزاع می‌پردازند ، چه استبعادی دارد که بعد از آن حضرت نیز دچار همان اختلاف و سرپیچی نشوند ؟

محمد بن اسماعیل بخاری در صحیحش می نویسد :

عن بن عَبَّاسٍ رضی الله عنهما أَنَّهُ قال یَوْمُ الْخَمِیسِ وما یَوْمُ الْخَمِیسِ ثُمَّ بَکَى حتى خَضَبَ دَمْعُهُ الْحَصْبَاءَ فقال اشْتَدَّ بِرَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم وَجَعُهُ یوم الْخَمِیسِ فقال ائْتُونِی بِکِتَابٍ أَکْتُبْ لَکُمْ کِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا فَتَنَازَعُوا ولا یَنْبَغِی عِنْدَ نَبِیٍّ تَنَازُعٌ فَقَالُوا هَجَرَ رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم … .

ابن عباس می گفت : روز پنجشنبه و چه روزی بود آن روز . سپس آن قدر گریه کرد که اشک چشمش سنگریزه هارا خیس کرد، آنگاه گفت: روز پنجشنبه درد بر رسول خدا (ص) شدید شد ، فرمود : کاغذی بیاورید تا برای شما چیزی بنویسم که هرگز گمراه نشوید ، حاضران اختلاف کردند در حالی که چنین عملی در حضور پیامبر خدا شایسته و سزاوار نبود ، گفتند : او بیمار است و هزیان می گوید .

الجامع الصحیح المختصر ،  محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی (متوفای۲۵۶ هـ) ، ج ۳ ، ص۱۱۱۱ ، ح ۲۸۸۸ ، کتاب الجهاد والسیر  ب ۱۷۶ ،  باب هَلْ یُسْتَشْفَعُ إِلَى أَهْلِ الذِّمَّةِ وَمُعَامَلَتِهِمْ ، ناشر : دار ابن کثیر ، الیمامة – بیروت – ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷ ، الطبعة : الثالثة ، تحقیق : د. مصطفى دیب البغا .

>>>>>


[یک شنبه 28 مهر 1392 ]  [11:54 PM]  [عروس ایام]

آیا آیه «بلاغ» شامل تمام آنچه بر پیامبر (ص) نازل شده، می‌شود یا اختصاص به تبلیغ ولایت امیر مؤمنان (ع) دارد؟

خداوند در سوره مبارکه ۶۷ سوره مائده می‌فرماید :اى پیامبر ! آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ، ابلاغ کن و اگر نکنى پیامش را نرسانده‏اى . و خدا تو را از [گزندِ] مردم نگاه مى‏دارد . آرى ، خدا گروه کافران را هدایت نمى‏کند 

یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللهُ یَعْصِمُکَ مِنْ النَّاسِ إِنَّ اللهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ

شیعیان معتقد هستند که این آیه کریمه بعد از بازگشت رسول خدا صلی الله علیه وآله از حجة الوداع نازل شده و به آن حضرت دستور داده شده است که خلیفه و جانشین بعد از خودش را تعیین نماید . رسول خدا نیز بعد از نزول آیه در منطقه غدیر خم امیر مؤمنان علیه السلام را به جانشینی خود معرفی و صحابه نیز بعد از آن با علی بن أبی طالب علیه السلام به عنوان امیر مؤمنان بیعت کرده و به آن حضرت تبریک گفتند .

از آن جایی که این آیه اهمیت فراوانی دارد ، مخالفان ولایت اهل بیت علیهم السلام نیز  تلاش‌های زیادی کرده‌اند تا در دلالت آن بر ولایت امیر مؤمنان خدشه وارد نمایند و به این منظور شبهات فراوانی را مطرح کرده‌اند . از جمله ابن تیمیه حرانی در منهاج السنة شبهاتی را مطرح کرده است که ما یکی از آن ها را بررسی می کنیم.

>>>>>>>


[یک شنبه 28 مهر 1392 ]  [11:54 PM]  [عروس ایام]

حدیث غدیر ، برترین دلیل شیعه بر ولایت امیر مؤمنان علیه السلام است که با سند‌های صحیح و به صورت متواتر از طریق شیعه و سنی نقل شده است ؛ اما در عین حال برخی از علمای اهل سنت که اعتراف به چنین مطلبی برایشان ناگوار و پذیرش چنین حقیقتی سخت بوده ، چشمان خود را بسته و صحت آن را زیر سؤال برده‌اند !

از جمله ابن حزم اندلسی ظاهری که با دفاع از ابن ملجم مرادی ، عداوت خود با امیر مؤمنان علیه السلام را علنی کرده است ، در کتاب الفصل خود می‌نویسد :

وأما من کنت مولاه فعلى مولاه فلا یصح من طریق الثقات أصلاً .

حدیث: من کنت مولاه… به هیچ وجه از طریق افراد ثقه تایید نشده است.

ابن حزم اندلسی ، علی بن أحمد بن سعید بن حزم الطاهری أبو محمد (متوفای۵۴۸ هـ) ، الفصل فی الملل والأهواء والنحل ، ج ۴ ، ص ۱۱۶ ، ناشر : مکتبة الخانجی – القاهرة .

و ابن تیمیه حرانی (متوفای۷۲۸هـ) نیز که در انکار فضائل اهل بیت علیهم السلام زبانزد عام و خاص است در منهاج السنة می‌نویسد :

وأما قوله من کنت مولاه فعلی مولاه فلیس هو فی الصحاح لکن هو مما رواه العلماء وتنازع الناس فی صحته فنقل عن البخاری وإبراهیم الحربی وطائفة من أهل العلم بالحدیث انهم طعنوا فیه وضعفوه … .

حدیث: من کنت مولاه… در کتب روائی صحیح شش گانه آورده نشده است ، بعضی از دانشمندان آن را روایت کرده‌اند ؛ ولی در صحت آن دچار اختلاف شده‌اند ، از بخاری و ابراهیم حربی وگروهی دیگر از اهل دانش نقل شده است که آنان این حدیث را تضعیف کرده‌اند .

إبن تیمیة الحرانی ، أبو العباس أحمد بن عبد الحلیم ، منهاج السنة النبویة ، ج ۷ ، ص ۳۱۹ ، تحقیق : د. محمد رشاد سالم ، ناشر : مؤسسة قرطبة ، الطبعة الأولى ، ۱۴۰۶ .

و سعد الدین تفتازانی (متوفای۷۹۱هـ) در جواب از حدیث غدیر می‌نویسد :

والجواب منع تواتر الخبر فإن ذلک من مکابرات الشیعة کیف وقد قدح فی صحته کثیر من أهل الحدیث ولم ینقله المحققون منهم کالبخاری ومسلم والواقدی .

جواب ما این است که حدیث غدیر متواتر نیست و این از زورگویی‌های شیعه است ، ؛ زیرا بسیاری از علما و محققین علم حدیث ؛ از جمله بخاری ، مسلم و واقدی در صحتش اشکال کرده و آن را نقل ننموده‌اند .

التفتازانی ، سعد الدین مسعود بن عمر بن عبد الله ، شرح المقاصد فی علم الکلام ، ج ۲ ، ص ۲۹۰ ، ناشر : دار المعارف النعمانیة – باکستان ، الطبعة : الأولى ، ۱۴۰۱هـ – ۱۹۸۱م .

>>>>>>>


[یک شنبه 28 مهر 1392 ]  [11:54 PM]  [عروس ایام]

به راستی چه کسی جانشین رسول الله است؟

الف: علی بن ابیطالب وصی رسول الله
الکامل – عبد الله بن عدی – ج ۴ – ص ۱۴
فحدثنا محمد بن منیر ثنا علی بن سهل ثنا محمد بن حمید ثنا سلمة حدثنی محمد بن إسحاق عن شریک بن عبد الله عن أبی ربیعة الإیادی عن ابن بریدة عن أبیه ان رسول الله صلى الله علیه وسلم قال : [ لکل نبی وصی ووارث وان علیا وصیی ووارثی
خلاصه ترجمه: ............ پیامبر اکرم فرمودند: برای هر پیامبر  جانشینی است و همانا علی بن ابیطالب جانشین و وارث من است.
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تاریخ مدینة دمشق - ابن عساکر - ج ۴۲ - ص ۳۹۲
محمد بن حمید نا علی بن مجاهد عن محمد بن إسحاق عن شریک بن عبد الله النخعی عن أبی ربیعة الأیادی عن ابن بریدة عن أبیه أن النبی ( صلى الله علیه وسلم ) قال إن لکل نبی وصیا ووارثا وإن علیا وصیی ووارثی
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
الموضوعات - ابن الجوزی - ج ۱ - ص ۳۷۶
حدثنا محمد بن إسحاق عن شریک بن عبد الله عن أبی ربیعة الأیادی عن ابن بریدة عن أبیه قال قال النبی صلى الله علیه وسلم : " لکل نبی وصى ، وإن علیا وصیی ووارثی
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
جواهر المطالب فی مناقب الإمام علی (ع) - ابن الدمشقی - ج ۱ - ص ۱۰۷
عن بریدة [ الأسلمی ] قال : قال رسول الله صلى الله علیه وسلم : لکل نبی وصی ووارث وإن علیا وصیی ووارثی
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

>>>>>

 


[یک شنبه 28 مهر 1392 ]  [11:49 PM]  [عروس ایام]

یکی از مسائلی که در بین برادران شیعه و سنی زیاد مورد بحث می باشد. قضیه غدیر می باشد. که به لطف خداوند در مقاله (آسمانی ترین عهد) در مورد آن به طور کامل بحث کرده ایم. اما یه نکته که شاید برای تمامی دوستان جالب باشد.

خلیفه ثانی. ای علی همانا تو مولای من هستی
((شواهد التنزیل – الحاکم الحسکانی – ج ۱ – ص ۲۰۳

 فقال عمر بن الخطاب : بخ بخ لک یا ابن أبی طالب أصبحت مولای ومولا کل مؤمن ! ! وأنزل الله : ( الیوم أکملت لکم دینکم )
یا علی تبریک به تو می گویم. همانا تو شدی مولای من و مولای تمام مومنین و خداوند نازل کرد در این هنگام ( الیوم اکملت لکم دینکم)
شواهد التنزیل – الحاکم الحسکانی – ج ۱ – ص ۲۰۰
 فقال له عمر بن الخطاب : بخ بخ لک یا ابن أبی طالب .
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تاریخ بغداد – الخطیب البغدادی – ج ۸ – ص ۲۸۴
فقال عمر بن الخطاب : بخ بخ لک یا بن أبی طالب أصبحت مولای ومولى کل مسلم ، فأنزل الله : ( الیوم أکملت لکم دینکم ) [ المائدة ۳
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تاریخ مدینه دمشق – ابن عساکر – ج ۴۲ – ص ۲۳۳
فقال عمر بن الخطاب بخ بخ لک یا ابن أبی طالب أصبحت مولای ومولى کل مسلم فأنزل الله عز وجل ” الیوم أکملت لکم دینکم

>>>>>>>>>>>>
 


[یک شنبه 28 مهر 1392 ]  [11:45 PM]  [عروس ایام]

آقای هدایتی

آیا علماء و بزرگان اهل سنت، به حدیث غدیر استدلال کرده‌اند که این حدیث دال بر ولایت امیر المومنین (علیه السلام) است؟

استاد حسینی قزوینی

در این مورد، سخن زیاد است و اگر بخواهیم در این مورد، بحث کنیم، باید سه چهار جلسۀ یک ساعت و نیمی، به این اختصاص بدهیم. ولی بینندگان عزیز توجه داشته باشند که برخی از شخصیت‌های برجسته اهل سنت در معتبرترین کتاب‌ها نقل کرده‌اند که حدیث غدیر دلالت بر امامت و خلافت و جانشینی امیر المومنین (علیه السلام) دارد. آقای ابو حامد غزالی – که آقای سیوطی از ایشان به الإمام نام می‌برد و آقای یافعی از ایشان به الإمام حجت الاسلام نام می برد و ایشان را مجدد قرن پنجم هجری می‌داندٰ

در مرآة الجنان، حوادث ۵۰۵ – التنبئة بمن یبعثه الله على رأس کل مائة للسیوطی، ص۱۲

- وقتی به حدیث غدیر می‌رسد، با صراحت تمام می‌گوید:
حدیث غدیر، حجت قطعی است بر ولایت امیر المومنین (علیه السلام) و خلیفه دوم بعد از بیان قضیه غدیر و نصب حضرت علی (علیه السلام) برای خلافت، به ایشان تبریک گفت:
لقد أصبحت مولای و مولى کل مؤمن و مؤمنة.

جالب این‌که آقای ابوحامد غزالی می‌گوید:
وهذا تسلیم و رضا و تحکیم.

این‌که آقای خلیفه دوم به امیر المومنین (علیه السلام) تبریک می‌گوید، برای تسلیم و راضی شدن به خلافت حضرت علی (علیه السلام) است و حکم کرد بر این امر.

مسئله محبت و یاری حضرت علی (علیه السلام)، که تبریک گفتن نمی‌خواهد، تبریک برای یک امر جدید و انتصاب و مقام و موقعیت جدید است.

>>>>>>>


[یک شنبه 28 مهر 1392 ]  [11:45 PM]  [عروس ایام]

توضیح سؤال :

از اشکالاتی که به حدیث غدیر وارد نموده‌اند حدیثی است که در ذیل می‌آید. این اشکال اوّلین بار در غالب روایتی منسوب به فرزند امام حسن مجتبی علیه السلام‌(حسن المثنی) در ردّ خلافت امیر المؤمنین علیه السّلام از سوی دهلوی (شیخ عبد العزیز بن ولی الله بن عبد الرحیم حنفی متوفاى ۱۲۳۹ هق.) در کتاب «التحفه الاثنا عشریه» طرح گردید. و مرحوم میر سیّد حامد حسین نقوی(متوفای ۱۳۰۶هق.) نیز برای اولین بار به این اشکال در کتاب «عبقات الانوار» پاسخ داده است.

در عصر حاضر نیز که عصر هجوم وهابیت به اسلام است ؛ این شبهه از سوی بعضی از علمای وهابی از جمله دکتر قفاری در کتاب «اصول مذهب الشیعه» تکرار شده است.

این روایت طبق نقل صاحب عبقات از دهلوی در «التحفه الاثنا عشریه» و وهابیان نو ظهور  این گونه است :

أخرج أبو نعیم عن الحسن المثنى ابن الحسن السبط رضی الله عنهما أنه سئل: هل حدیث من کنت مولاه نص على خلافة علی رضی الله عنه؟ فقال: لو قال رسول الله صلى الله علیه وسلم یعنی بذلک الخلافة لأفصح لهم بذلک، فإن رسول الله(ص) کان أفصح الناس، ولقال لهم: یا أیها الناس هذا والی أمرکم والقائم علیکم بعدی فاسمعوا له وأطیعوا. ولو کان الأمر أن الله جل وعلا ورسوله صلى الله علیه وسلم اختار علیا لهذا الأمر وللقیام على الناس بعده فإن علیا أعظم الناس خطیئة وجرما إذ ترک أمر رسول الله(ص) أن یقوم فیه کما أمره ویعذر إلى الناس.

فقیل له: ألم یقل النبی(ص) لعلی من کنت مولاه فعلی مولاه؟ فقال: أما والله لو یعنی رسول الله(ص) بذلک الأمر والسلطان لأفصح به کما أفصح بالصلاة والزکاة ولقال: یا أیها الناس إن علیا والی أمرکم من بعدی والقائم فی الناس».

خلاصة عبقات الأنوار، سید حامد نقوی،  ج ۹، ص ۲۴۰ ، ر.ک. الاعتقاد، بیهقی، ص۳۵۵، به تحقیق: أحمد عصام الکاتب، ناشر، دار الآفاق الجدیدة، بیروت، ط۱، ۱۴۰۱هـ. .

ابو نعیم از حسن مثنی فرزند [امام] حسن علیه السلام‌ نوه رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم روایت نموده است که از او در باره حدیث «من کنت مولاه» سئوال شد که آیا جمله دلیل بر خلافت [علی] علیه السلام‌ محسوب می‌شود؟ حسن مثنی در پاسخ گفت: اگر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم از این جمله چنین منظوری می‌داشت باید برای مردم به وضوح و روشنی بیان می‌فرمود؛ چرا که آن حضرت فصیح‌ترین مردم در بیان مطالب بود و اگر چنین منظوری می‌داشت باید به این گونه بیان می‌فرمود(یا أیها الناس هذا والی أمرکم): ای مردم! این شخص بعد از من سرپرستی امور شما را به عهده دارد پس شما هم به او گوش فرا داده و از او اطاعت نمائید.

و اگر امر این چنین بود که خداوند جلّ و علا [حضرت] علی علیه السلام‌ را برای این منصب برای زمان بعد از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم  انتخاب نموده بود هر آینه می‌بایست [حضرت] علی علیه السلام از همه مردم گناه‌گارتر باشد؛ چون در حقیقت او امر آن حضرت را ترک کرده و به دستور رسول خدا مبنی خلافت را ترک نموده است و می‌بایست از این کوتاهیش در انجام وظیفه از مردم عذر خواهی کند.

>>>>>>>>>>


[یک شنبه 28 مهر 1392 ]  [11:38 PM]  [عروس ایام]

آرزوى هر شیعه است که اى کاش زمان، به عقب برمى گشت و در غدیر حاضر بود و با مولایش دست بیعت مى داد و به آن حضرت تبریک مى گفت. اى کاش امیرالمؤمنین (علیه السلام) اکنون زنده بود، و هر ساله در روز غدیر به حضورش شرفیاب مى شدیم و با او تجدید بیعت مى کردیم و بار دیگر به او تهنیت مى گفتیم

تحقق این آرزو چندان مشکل نیست. زیارت امیرالمؤمنین حضرت علی (علیه السلام) در نجف اشرف و حضور در حرم مطهر آن حضرت و عرض ادب به ساحت مقدس و سخن گفتن با ایشان از صمیم جان و بازگفتن این آرزوى قلبى در پیشگاهش از نظر شیعه، تجدید بیعت حقیقى و تبریک و تهنیت واقعى است. سلام غدیر به آن دوم شخصیت عالم وجود که صداى ما را مى شنود و پاسخ ما را مى دهد در حکم حضور در بیابان غدیر و بیعت با دست مبارک اوست.

امام صادق و امام رضا (علیهماالسلام) سفارش اکید فرموده اند(۱) که تا حد امکان در روز غدیر کنار قبر امیرالمؤمنین (علیه السلام) حاضر باشیم و این یادبود عظیم را در حرم صاحب غدیر بپا کنیم. حتى اگر نمى توانیم در حرم او حاضر شویم در هر جایى که باشیم کافى است به سوى مزار با صفایش اشاره کنیم و به او سلامى دهیم و قلب خود را در حرم او حاضر کنیم و با مولایمان سخن بگوییم، که او سلام ما را پاسخی گرم مى دهد و دست بیعت ما را با دستان یداللهى خویش مى فشارد.

این یادبود سالانه، تجدید خاطره غدیر و بیعت مجدد با صاحب آن است، و از زمان ائمه (علیهم السلام) تاکنون همواره برگزار شده است. سالانه هزاران نفر در شب و روز غدیر در حرم امیرالمؤمنین (علیه السلام) حضور یافته اند و به صاحب اختیارى مطلق او بر همه هستى شان افتخار نموده اند، و این را به عنوان بیعت با فرزندش حضرت قائم آل محمد (عجل الله تعالی فرجه) تلقى نموده اند.
زیارت امیرالمؤمنین حضرت علی (علیه السلام) در نجف اشرف و حضور در حرم مطهر آن حضرت و عرض ادب به ساحت مقدس و سخن گفتن با ایشان از صمیم جان و بازگفتن این آرزوى قلبى در پیشگاهش از نظر شیعه، تجدید بیعت حقیقى و تبریک و تهنیت واقعى است. سلام غدیر به آن دوم شخصیت عالم وجود که صداى ما را مى شنود و پاسخ ما را مى دهد در حکم حضور در بیابان غدیر و بیعت با دست مبارک اوست.

امام هادى (علیه السلام) – در سالى که معتصم عباسى آن حضرت را از مدینه به سامرا تبعید کرد ـ در روز غدیر به نجف آمدند و در حرم جدشان امیرالمؤمنین (علیه السلام) حضور یافتند و زیارت مفصلى خطاب به آن حضرت انشا فرمودند.(۲) این زیارت دوره کامل عقاید شیعه درباره ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) و فضایل و سوابق و محنت هاى آن حضرت را بیان مى کند. در اینجا جملاتى از این زیارت را که تجدید عهدى با عقاید ریشه دارمان است و نیز برخى دعاها که در آن مسئله غدیر مطرح شده است مى آوریم:

>>>>>>>


[یک شنبه 28 مهر 1392 ]  [11:38 PM]  [عروس ایام]
تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2