به لطف خداوند متعال بر آن هستیم تا در این ایام باقی مانده تا ۱۸ ذی الحجه و ماجرای غدیرخم هر روز به بررسی یکی از فضائل امیرالمومنین بپردازیم و گاهی اوقات روایات جعلی در برابر این روایت ها را نیز بیان کنیم. امیدوارم با ما همراه باشید
ماجرا چیست؟
همانگونه که در روایات و فضائل گذشته امیرالمومنین مطالعه کردید. رسول الله بارها امیرالمومنین را نفس خویش معرفی کردند. محبت ایشان را محب خویش. اذیت و ازار ایشان را اذیت و ازار خویش و… بیان کردند. در این مطلب شما مخاطب گرامی با یکی دیگر از این فضائل امیرالمومنین روبرو خواهید شد
ابی عبدالله الجدلی نقل می کند که بر حضرت ام المومنین ام سلمه وارد می شود. ایشان از او می پرسند آیا شما رسول الله را سب می کنید که من هم عرضه داشتم. معاذالله و یا چیزی شبیه آن. اینجا بود که ام سلمه فرمودند. شنیدم که رسول الله چنین می فرمودند:
سب کننده علی سب کننده رسول الله
عن عبد اللَّهِ الجدلی قال دَخَلْتُ على أُمِّ سَلَمَةَ فقالت لی أَیُسَبُّ رسول اللَّهِ (ص) فِیکُمْ قلت مَعَاذَ اللَّهِ أو سُبْحَانَ اللَّهِ أو کَلِمَةً نَحْوَهَا قالت سمعت رَسُولَ اللَّهِ (ص) یقول من سَبَّ عَلِیاًّ فَقَدْ سبنی
ابی عبدالله الجدلی نقل می کند که بر حضرت ام المومنین ام سلمه وارد می شود. ایشان از او می پرسند آیا شما رسول الله را سب می کنید که من هم عرضه داشتم. معاذالله و یا چیزی شبیه آن. اینجا بود که ام سلمه فرمودند. شنیدم که رسول الله چنین می فرمودند:
هر کسی علی بن ابیطالب را سب کند مرا سب کرده است
المستدرک علی الصحیحین ج۳ص۱۳۰- دارالکتب العلمیه
این کتاب به همراه تعلیقات امام ذهبی می باشد.
جالب است که حاکم نیشابوری در مورد این روایت چنین نوشته است:
هذا صحیح الاسناد و لم یخرجاه
و ذهبی هم در مورد این روایت چنین نوشته است
صحیح
المستدرک علی الصحیحین ج۳ص۱۳۰- دارالکتب العلمیه
همین روایت در منابع دیگر:
وَعَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْجَدَلِیِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أُمِّ سَلَمَةَ فَقَالَتْ لِی: أَیُسَبُّ رَسُولُ اللَّهِ – صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ – فِیکُمْ؟ قُلْتُ: مَعَاذَ اللَّهِ، أَوْ سُبْحَانَ اللَّهِ، أَوْ کَلِمَةً نَحْوَهَا. قَالَتْ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ – صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ – یَقُولُ: ” «مَنْ سَبَّ عَلِیًّا فَقَدْ سَبَّنِی» “.
رَوَاهُ أَحْمَدُ، وَرِجَالُهُ رِجَالُ الصَّحِیحِ غَیْرَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْجَدَلِیِّ، وَهُوَ ثِقَةٌ
مجمع الزوائد ج۹ ص۱۳۰
( من سب علیا ) أی ابن أبی طالب ( فقد سبنی ) أی فکأنه سبنی ( ومن سبنی فقد سب الله ) ومن سب الله فهو أعظم الاشقیاء ( حم ک عن أم سلمة ) واسناده صحیح
{هر کسی علی بن ابیطالب را سب کند مانند کسی است که مرا سب کرده است و کسی که مرا سب کند مانند کسی است که خدا را سب کرده است و کسی که خدا را سب کند از بزرگترین اشقیاست}
التیسیر بشرح الجامع الصغیر ج۲ ص۸۱۷
سب علی باعث ازار رسول الله:
من سبّ علیّا فقد أذى رسول اللّه صلى اللّه علیه و سلم حیث قال رسول اللّه صلى اللّه علیه و سلم
{کسی که به علی بن ابیطالب ناسزا بگوید همانا رسول الله را اذیت کرده است}
تفسیر المظهری ج۱ ۵۳۵۴
حکم ازار دهنده رسول الله:
إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِینًا
بى گمان کسانى که خدا و پیامبر او را آزار مى رسانند خدا آنان را در دنیا و آخرت لعنت کرده و برایشان عذابى خفت آور آماده ساخته است
حکم ساب رسول و الله:
« من سب علیا فقد سبنی ، ومن سبنی فقد سب الله ، ومن سب الله عز وجل أکبه الله عز وجل على منخریه فی نار جهنم »
الشریعه ج۴ ص۲۰۶۱
بنی امیه و سب علی بن ابیطالب:
حَدَّثَنَا قُتَیْبَةُ بْنُ سَعِیدٍ وَمُحَمَّدُ بْنُ عَبَّادٍ وَتَقَارَبَا فِی اللَّفْظِ قَالَا حَدَّثَنَا حَاتِمٌ وَهُوَ ابْنُ إِسْمَعِیلَ عَنْ بُکَیْرِ بْنِ مِسْمَارٍ عَنْ عَامِرِ بْنِ سَعْدِ بْنِ أَبِی وَقَّاصٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ أَمَرَ مُعَاوِیَةُ بْنُ أَبِی سُفْیَانَ سَعْدًا فَقَالَ مَا مَنَعَکَ أَنْ تَسُبَّ أَبَا التُّرَابِ فَقَالَ أَمَّا مَا ذَکَرْتُ ثَلَاثًا قَالَهُنَّ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَلَنْ أَسُبَّهُ لَأَنْ تَکُونَ لِی وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ حُمْرِ النَّعَمِ
سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ لَهُ خَلَّفَهُ فِی بَعْضِ مَغَازِیهِ فَقَالَ لَهُ عَلِیٌّ یَا رَسُولَ اللَّهِ خَلَّفْتَنِی مَعَ النِّسَاءِ وَالصِّبْیَانِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَمَا تَرْضَى أَنْ تَکُونَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نُبُوَّةَ بَعْدِی وَسَمِعْتُهُ یَقُولُ یَوْمَ خَیْبَرَ لَأُعْطِیَنَّ الرَّایَةَ رَجُلًا یُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیُحِبُّهُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ قَالَ فَتَطَاوَلْنَا لَهَا فَقَالَ ادْعُوا لِی عَلِیًّا فَأُتِیَ بِهِ أَرْمَدَ فَبَصَقَ فِی عَیْنِهِ وَدَفَعَ الرَّایَةَ إِلَیْهِ فَفَتَحَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَلَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ
{ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ }
دَعَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ عَلِیًّا وَفَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَحُسَیْنًا فَقَالَ اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلِی
عامر بن سعد بن ابى وقّاص ، از پدرش روایت کرده است که در یکى از روزها ، معاویة بن ابى سفیان به سعد دستور داد تا به حضرت على بن ابیطالب علیه السّلام ناسزا بگوید! «سعد» از دستور او سرپیچى کرد.
معاویه ، از وى پرسید : به چه سبب على را آماج ناسزا و دشنامت قرار نمی دهی ؟ سعد گفت : بخاطر آن که سه فضیلت از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در شأن على علیه السّلام شنیده ام که با توجه به آن ها، هیچگاه به سبّ و دشنام آن حضرت ، اقدام نمىکنم و هر گاه یکى از آن ها براى من بود ، بهتر و ارزندهتر از شتران سرخ مو بود که در اختیار من باشد .
۱ . در کارزارى ، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله ، حضرت على علیه السّلام را به جانشینى خود ، در مدینه باقى گذاشت و حضرت على علیه السّلام به عرض رسانید : یا رسول الله ! مرا به خلافت بر زنان و کودکان گماشته ای ؟! رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در پاسخ او ، فرمود : آیا خرسند نیستى از این که جایگاه تو نسبت به من ، همانند جایگاه هارون ، به حضرت موسى علیه السّلام باشد ؛ با این تفاوت که پس از من پیغمبرى مبعوث نمىشود .
۲ . در جنگ خیبر ، از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدم ، مىفرمود : پرچم اسلام را به دست کسى میدهم که خدا و رسول را دوست مىدارد و خدا و رسول هم ، او را دوست مىدارند ! از شنیدن این سخن همه ما در انتظار این که این فضیلت بزرگ نصب ما گردد ، سر از پا نمی شناختیم ، همان زمان رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله على را به حضور طلبید . على علیه السّلام را در حالى به حضور حضرت رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله شرف یاب شد که به درد چشم دچار بود ، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله آب دهان مبارک را بر چشم حضرت على علیه السّلام مالید ، دیدگانش شفا یافت و پرچم اسلام را که یادبود نصرت الهى بود ، به دست او سپرد و از برکت وجود حضرت على علیه السّلام ، فتح و پیروزى نصیب اسلام شد .
۳ . هنگامى که آیه مباهله ( فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ ؛ آل عمران / ۶۱ ) نازل شد ، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله ، حضرت على علیه السّلام و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین علیهم السّلام را به حضور طلبید و فرمود : بار پروردگارا ! اینان اهل بیت من هستند .
صحیح مسلم ج۱۲ ص۱۲۹
توجیه عمل معاویه:
وأما سؤال معاویة رضی الله عنه لسعد بن أبی وقاص رضی الله عنه : ما منعک أن تَسُبّ أبا التراب ؟
فقد أجابه سعد رضی الله عنه بذِکْر ثلاث من فضائل علیّ رضی الله عنه . کما فی صحیح مسلم .
ولیس فی سؤال معاویة ما یُفهم منه سبّ علیّ رضی الله عنه
{سوال معاویه از سعد که چرا علی را سب نمی کنی و جواب سعد در بیان فضائل علی بن ابیطالب همانگونه که مسلم نقل کرده است. از این سوال فهمیده نمی شود که معاویه امر به سب کرده باشد}
پاسخ ابن تیمیه به این ادعا:
وأما حدیث سعد لما أمره معاویة بالسب فأبى فقال ما منعک أن تسب علی بن أبی طالب فقال ثلاث قالهن رسول الله صلى الله علیه و سلم فلن أسبه لأن یکون لی واحدة منهن أحب إلی من حمر النعم الحدیث فهذا حدیث صحیح رواه مسلم فی صحیحه وفیه ثلاث فضائل لعلی لکن لیست من خصائص الأئمة
{اما حدیث سعد زمانی که معاویه او را امر می کند به سب علی بن ابیطالب و او نمی پذیرد. و از سعد می پرسد که چرا سب نمی کنی علی بن ابیطالب را…..}
منهاج السنه ج۵ ص۴۲
وقتی قرار است چهره معاویه تطهیر شود
دعا بعض الأمویین سعد بن أبی وقاص لیسب علیًا، فما فعل، قالوا: ما منعک أن تسب علیًا؟….
تحفة المجیب على أسئلة الحاضر والغریب ج۱ ص۶
آری جهت تطهیر چهره معاویه از این عمل ننگین. اسم او حذف می شود و بعض الامویین بیان می شود. همانگونه که امر او به سعد بن ابی وقاص جهت حفظ ابرویش حذف شده بود
نتیجه تلاش بنی امیه در سب امیرالمومنین:
فمر على قوم من أهل الشام فی صفة زمزم ؛ یسبون علی بن أبی طالب رضی الله عنه ، فقال لسعید بن جبیر وهو یقوده : ردنی إلیهم ، فقال : أیکم الساب الله ؟ قالوا : سبحان الله ؛ ما فینا أحد یسب الله قال : فأیکم الساب رسول الله ؟ قالوا : والله ما فینا أحد یسب رسول الله قال : فأیکم الساب علیا ؟ قالوا : أما هذا فقد کان ، فقال ابن عباس : فإنی أشهد لسمعت رسول الله صلى الله علیه وسلم یقول : « من سب علیا فقد سبنی ، ومن سبنی فقد سب الله ، ومن سب الله عز وجل أکبه الله عز وجل على منخریه فی نار جهنم »
{ابن عباس از کنار قومی از اهل شام گذشت که علی بن ابیطالب را سب می کردند. ابن عباس از آنها پرسید کدام یک از شما خداوند را ناسزا می گوید. گفتند: سبحان الله. در بین ما کسی نیست که خداوند را سب کند. دوباره پرسید: کدام یک از شما به رسول الله سب می کنید. گفتند: سبحان الله. به خدا سوگند در بین ما کسی نیست که به رسول الله ناسزا بگوید. سپس پرسید کدامیک از شما علی بن ابیطالب را ناسزا می گوید. گفتند: این کار را انجام می دهیم. ابن عباس گفت من از رسول الله شنیدم که فرمود:
هر کس علی بن ابیطالب را سب کند مرا سب کرده است و هر که مرا سب کند خدا را سب کرده است و هر که خدا را سب کند خداوند او را با صورت در آتش جهنم خواهد انداخت}
الشریعه ج۴ ص۲۰۶۱
جاعلان حدیث و این فضیلت:
عن أنس قال رسول الله صلى الله علیه وسلم من افترى على الله کذبا قتل ولا یستتاب ومن سبنی قتل و لا یستتاب و من سب أبا بکر قتل و لا یستتاب و من سب عمر قتل و لا یستتاب و من سب عثمان و علیا جلد الحد قیل یا رسول الله و لم ذاک قال لأنه الله خلقنی و خلق أبا بکر و عمر من تربة واحدة و فیها ندفن
{کسی که ابو بکر یا عمر را دشنام دهد می کشند، و کسی که علی یا عثمان را ناسزا گوید فقط بمقدار حد تازیانه می زنند}
میزان الاعتدال ج۷ ص۲۷۵
ذهبی هم به جعلی بودن این روایت اقرار کرده است
به راستی آیا این ناشیانه ترین نوع جعل حدیث نمی باشد؟؟؟
بهتر نبود جاعلین حداقل روایت صحیح خودشان را مطالعه می کردند و سپس چنین روایت رسوایی جعل کنند
که ساب ابوبکر و عمر مهدور الدم شوند. ولی ساب علی بن ابیطالب؟؟
حالا شما بگویید. اگر سب امیرالمومنین همان سب الله و رسولش می باشد
اگر سب امیرالمومنین باعث اذیت و ازار رسول الله می باشد
حکم بنی امیه و شخص معاویه بن ابی سفیان چیست؟؟