عروس ایام ...

< تبریک="" ما="" را="" در="" دهه="" عاشقانه="" ترین="" ایام="" پذیرا="" باشید="">

به لطف خداوند متعال بر آن هستیم تا در این ایام باقی مانده تا ۱۸ ذی الحجه و ماجرای غدیرخم هر روز به بررسی یکی از فضائل امیرالمومنین بپردازیم و گاهی اوقات روایات جعلی در برابر این روایت ها را نیز بیان کنیم. امیدوارم با ما همراه باشید

یکی از مناقب و فضائل علی بن ابیطالب مربوط به آیه ۱۲ و ۱۳سوره مجادله می باشد.

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نَاجَیْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْوَاکُمْ صَدَقَةً ذَلِکَ خَیْرٌ لَّکُمْ وَأَطْهَرُ فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ﴿۱۲﴾

اى کسانى که ایمان آورده‏ اید هرگاه با پیامبر [خدا] گفتگوى محرمانه مى‏ کنید پیش از گفتگوى محرمانه خود صدقه‏ اى تقدیم بدارید این [کار] براى شما بهتر و پاکیزه‏ تر است و اگر چیزى نیافتید بدانید که خدا آمرزنده مهربان است

أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْوَاکُمْ صَدَقَاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ فَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَاللَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُون﴿۱۳﴾

آیا ترسیدید که پیش از گفتگوى محرمانه خود صدقه‏ هایى تقدیم دارید و چون نکردید و خدا [هم] بر شما بخشود پس نماز را برپا دارید و زکات را بدهید و از خدا و پیامبر او فرمان برید و خدا به آنچه مى‏ کنید آگاه است

خلاصه ای از داستان:

همیشه گروهی از مسلمانانی که وضع مادیشان خوب بود با پیامبر نجوا میکردند. آیه ای نازل شد که ای نبی از این پس اگر کسی می خواهد با شما نجوا کند باید صدقه بدهد. زمانی که این امر نازل شد همه صحابه به کنار رفتند و تنها کسی که این امر را انجام داد جناب علی بن ابیطالب بود. و پس از آن هم آیه توسط آیه ۱۳ همین سوره نسخ شد.

خود امیرالمومنین نیز در مورد این روایت فرمودند:

یک دینار پول داشتم آنرا با چند درهم عوض کردم و هر گاه مى‏ خواستم با رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله مشورت و نجوائى کنم، پیش از مشورت با حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله، یکى از آن درهمها را صدقه مى‏ دادم و به این ترتیب رفتار کردم تا درهمها تمام شد! سپس آیه نجوا، به آیه أَ أَشْفَقْتُمْ … نسخ شد  .

اما مدارک موجود بر این کلام:

وأخرج سعید بن منصور وابن راهویه وابن أبی شیبة وعبد بن حمید وابن المنذر وابن أبی حاتم وابن مردویه والحاکم وصححه عن علی قال إن فی کتاب الله لآیة ما عمل بها أحد قبلی ولا یعمل بها أحد بعدی آیة النجوى یا أیها الذین آمنوا إذا ناجیتم الرسول فقدموا بین یدی نجواکم صدقة کان عندی دینار فبعته بعشرة دراهم فکنت کلما ناجیت النبی صلى الله علیه وسلم قدمت بین یدی درهما ثم نسخت فلم یعمل بها أحد

المستدرک علی الصحیحین ج۸ ص۴۸۱

حاکم نیشابوری در مورد این روایت نوشته است

هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین ولم یخرجاه

عبدالباری در الروایات التفسیریة فی فتح الباری ج۳ ص۱۱۹۰ به بیان این روایت پرداخته و چنین نوشته است

أخرج الترمذی وحسنه وصححه ابن حبان وابن مردویه من طریق علی بن علقمة عن علیّ قال: لما نزلت {یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نَاجَیْتُمُ الرَّسُولَ} الآیة، قال لی النبی صلى الله علیه وسلم “ما ترى؟ دینار”، قلت: لا یطیقونه، قال: “فنصف دینار؟” قلت: لا یطیقونه، قال: “فکم؟” قلت: شعیرة، قال: “إنک لزهید”، فنزلت {أَشْفَقْتُمْ} الآیة، قال: فبیّ خفف الله عن هذه الأمة.

{تصریح علمای اهل سنت بر اینکه این فضیلت مربوط به امیرالمومنین می باشد. ترمذی آنرا حسن شمرده. ابن حبان و ابن مردویه هم آنرا توثیق کرده اند}

جالب اینجاست علمای زیادی از بزرگان اهل سنت در تفاسیر خویش این روایت را ذکر کرده اند و به تصحیح حاکم پیرامون این روایت استناد کرده اند

الدر المنثور – جلال الدین السیوطی – ج ۶ – ص ۱۸۵

تفسیر الآلوسی – الآلوسی – ج ۲۸ – ص ۳۱

فخر رازی هم به این مساله تصریح کرده است و چنین نوشته است:

لم یتصدق غیر علی رضی الله عنه

التفسیر الکبیر ج۳ ص۲۰۸

راه هایی برای پوشاندن این فضیلت:

الف: سانسور

البته برخی افراد هم چشم دیدن فضائل امیرالمومنین را نداشتند و به ناچار به فکر سانسور افتاده اند. داستان نسخ آیه را ذکر می کنند اما ماجرا را کامل بیان نمی کنند

وبهذا قلّت تلک الأعداد الکثیرة التی کانت تسعى إلى مناجاة النبی

{باید از مولف پرسید کم شد. یا جز یک نفر عمل نکرد؟؟}

التفسیر القرانی للقران ج۱ ص۳۸۸

ب: جعل

عن سعد بن أبی وقاص قال : نزلت { یا أیها الذین آمنوا إذا ناجیتم الرسول فقدموا بین یدی نجواکم صدقة } فقدمت شعیرة ، فقال رسول الله صلى الله علیه وسلم : « إنک لزهید » فنزلت الآیة الأخرى { أأشفقتم أن تقدموا بین یدی نجواکم صدقات }

{{ سعدبن ابى وقاص نقل می‌کند که آیة «یا ایها الذین آمنوا اذا ناجیتم الرسول فقدموا بین یدى نجوایکم صدقة» نازل شد و من یک شعیر پرداختم پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: «انک لزهید» تو به راستى به کم قناعت کردى آن‌گاه آیة «أاشفقتم» نازل شد}}

الدر المنثور ج۹ ص۴۴۱

البته خود سیوطی بر ضعف سندی این روایت تصریح کرده است

نظر شما چیست؟؟


[دوشنبه 29 مهر 1392 ]  [12:09 AM]  [عروس ایام]

به لطف خداوند متعال بر آن هستیم تا در این ایام باقی مانده تا ۱۸ ذی الحجه و ماجرای غدیرخم هر روز به بررسی یکی از فضائل امیرالمومنین بپردازیم و گاهی اوقات روایات جعلی در برابر این روایت ها را نیز بیان کنیم. امیدوارم با ما همراه باشید

ماجرا چیست؟

از أنس نقل شده است که کبک بریان شده را همراه یک تکه نان و ظرف شیری خدمت رسول خدا صلى الله علیه وآله آوردند؛ پس رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمود: «خدایا محبوب‌ترین مخلوق نزد خودت را بیاور تا با من از این غذا بخورد» پس عائشه گفت: خدایا این شخص را پدر من قرار بده، و حفصه گفت: خدایا آن را پدر من قرار بده. أنس گفت: من گفت: خدایا آن را سعد بن عبادة قرار بده. پس حرکتی را از در شنیدم و خارج شدم؛ دیدم که علی علیه السلام است؛ پس گفتم: رسول خدا کار دارد؛ پس بازگشت، سپس صدای حرکت در را شنیدم، خارج شدم؛ دیدم علی علیه السلام است؛ پس پیش رسول خدا آمدم و قضیه را گفتم؛ پس گفت: خدا او را دوست بدار، خدایا او را دوست بدار

سخن ابن تیمیه مورد روایت:

فإن حدیث الطیر لم یروه أحد من أصحاب الصحیح و لا صححه أئمة الحدیث و لکن هو مما رواه بعض الناس کما رووا أمثاله فی فضل غیر علی بل قد روی فی فضائل معاویة أحادیث کثیرة

{کسی از اصحاب صحیح حدیث طیر را نقل نکرده است و هیچ یکی از ائمه و بزرگان حدیث آن را تصحیح نکرده اند. اما ان چیزی که برخی از مردم آنرا نقل کرده اند در فضل علی. همانا در فضیلت معاویه احادیث بیشتری از این می باشد که بدون سند است همانگونه که فضائل علی بدون سند است}

منهاج السنه ج۷ ص۳۷۱

 

برخی از اسناد این روایت به همراه بررسی رجالی:

در اینجا قصد داریم به بررسی این ادعا بپردازیم که آیا کسی از علمای بزرگ اهل سنت این روایات را نقل کرده اند؟ آیا سند آن مورد قبول است یا ضعیف و باطل است؟؟

کلام حاکم نیشابوری در مورد این فضیلت امیرالمومنین:

و قد رواه عن أنس جماعة من أصحابه زیادة على ثلاثین نفسا ثم صحت الروایة عن علی و أبی سعید الخدری و سفینة

المستدرک ج۳ ص۱۴۱

تصحیح اول:

وقال أبو یعلى : ثنا قطن بن نسیر ، ثنا جعفر بن سلیمان ، عن عبد الله بن المثنى ، عن عبید الله بن أنس ، عن أنس ، قال : أهدی لرسول الله صلى الله علیه وسلم حجل مشوی بخبزة وضبابة ، فقال رسول الله صلى الله علیه وسلم : « اللهم ائتنی بأحب خلقک إلیک یأکل معی من هذا الطعام » فقالت عائشة : اللهم اجعله أبی ، وقالت حفصة : اللهم اجعله أبی ، قال أنس : فقلت : اللهم اجعله سعد بن عبادة ، قال : فسمعت حرکة بالباب فخرجت فإذا علی ، فقلت : إن رسول الله على حاجة ، فانصرف ، ثم سمعت حرکة بالباب فخرجت فإذا علی کذلک ، فسمع رسول الله صلى الله علیه وسلم صوته ، فقال : « انظر من هذا ؟ » فخرجت فإذا هو علی ، فجئت رسول الله صلى الله علیه وسلم فأخبرته فقال : « اللهم وإلی ، اللهم وإلی »

از أنس نقل شده است که کبک بریان شده را همراه یک تکه نان و ظرف شیری خدمت رسول خدا صلى الله علیه وآله آوردند؛ پس رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمود: «خدایا محبوب‌ترین مخلوق نزد خودت را بیاور تا با من از این غذا بخورد» پس عائشه گفت: خدایا این شخص را پدر من قرار بده، و حفصه گفت: خدایا آن را پدر من قرار بده. أنس گفت: من گفت: خدایا آن را سعد بن عبادة قرار بده. پس حرکتی را از در شنیدم و خارج شدم؛ دیدم که علی علیه السلام است؛ پس گفتم: رسول خدا کار دارد؛ پس بازگشت، سپس صدای حرکت در را شنیدم، خارج شدم؛ دیدم علی علیه السلام است؛ پس پیش رسول خدا آمدم و قضیه را گفتم؛ پس گفت: خدا او را دوست بدار، خدایا او را دوست بدار.

المطالب العالیة للحافظ ابن حجر العسقلانی ج۱۱ ص۲۲۱

بررسی رجالی:

قطن:

از رجال مسلم است

جعفر:

از رجال مسلم و بخاری است

عبدالله بن المثنی:

از رجال بخاری است

عبدالله بن انس:

ابن حجر عسقلانی: ثقه

محمد بن سعد: ثقه قلیل الحدیث

ابن حبان: ذکره فی الثقات

انس بن مالک:

صحابی است

تصحیح دوم:

(أخبرنا) زکریا بن یحیى ، قال : حدثنا الحسن بن حماد  ، قال : أخبرنا مسهر بن عبد الملک ، عن عیسى بن عمر  ، عن السدی عن أنس بن مالک  : ان النبی صلى الله علیه وسلم کان عنده طائر فقال : اللهم إئتنی بأحب خلقک الیک یأکل معی من هذا الطیر. فجاء أبو بکر فرده ، ثم جاء عمر فرده ، ثم جاء علی فأذن له

{از أنس بن مالک نقل شده است که در نزد رسول خدا صلى الله علیه وآله مرغی بود؛ پس فرمود: خدایا محبوب‌ترین مخلوقت را بیاور تا با من از این مرغ بخورد؛ پس ابوبکر آمد، رسول خدا او را بازگرداند، عمر نیز آمد و باز رسول خدا او را رد کرد؛ سپس علی علیه السلام آمد و رسول خدا صلى الله علیه وآله به او اجازه داد.}

السنن الکبری نسائی ج۵ ص۱۰۷

بررسی رجالی:

 زکریا بن یحیی:

قال النسائى : ثقة .

و قال فى موضع آخر : أحد الثقات .

و قال عبد الغنى بن سعید : حافظ ثقة .

الحسن بن حماد:

ذکره ابن حبان فى ” الثقات “

رتبته عند ابن حجر :  ثقة

رتبته عند الذهبی :  ثقة

مسهر:

ذکره ابن حبان فی الثقات

عیسی بن عمر:

رازی: ثقه

ابن حبان ذکره فی الثقات

ذهبی: ثقه

سجستانی: ثقه

اسماعیل السدی:

ذهبی: حسن الحدیث

ابن حبان ذکره فی الثقات

العجلی: ثقه

تصحیح سوم:

حدثنا أحمد قال حدثنا سلمة بن شبیب قال حدثنا عبد الرزاق قال أخبرنا الأوزاعی عن یحیى بن أبی کثیر عن أنس بن مالک قال : أهدت أم أیمن إلى النبی طائرا بین رغیفین فجاء النبی فقال هل عندکم شیء فجاءته بالطائر فرفع یدیه فقال اللهم ائتنی بأحب خلقک إلیک یأکل معی من هذا الطائر فجاء علی فقلت إن رسول الله مشغول وإنما دخل النبی آنفا النبی من الطائر شیئا ثم رفع یده فقال اللهم ائتنی بأحب خلقک إلیک یأکل معی من هذا الطائر فجاء علی فارتفع الصوت بینی وبینه فقال النبی لها خلة من کان یدخل فقال النبی والی یا رب ثلاث مرات فأکل مع رسول الله حتى فرغا

{از أنس بن مالک نقل شده است که گفت: ام أیمن مرغی را در میان دو تکه نان به رسول خدا صلى الله علیه وآله هدیه کرد؛ وقتی رسول خدا صلى الله علیه وآله آمد سؤال کرد: آیا چیزی در نزد شما هست؟ پس مرغ را آ‌وردند؛ آن حضرت دستانش را بلند کرد و فرمود: خدایا محبوب‌ترین خلائق در نزد خودت را بیاور تا با من از این مرغ بخورد؛ پس علی علیه السلام آمد، من گفتم: رسول خدا صلى الله علیه وآله مشغول است، مدتی بعد دو باره رسول خدا وارد شد و کمی از مرغ را خود و دوباره دعا کرد: خدایا محبوب‌ترین خلائق نزد خودت را بیاور تا با من از این مرغ بخورد؛ پس علی علیه السلام آمد، بین من و او سر و صدا شد؛ پس رسول خدا گفت: هر کس که هست بگذار وارد شود، پس داخل شد، رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمود: پروردگارا او را دوست بدار. این سخن را سه بار تکرار کرد؛ پس علی با پیامبر از آن مرغ خورد تا هر دو دست کشیدند.}

المعجم الاوسط ج۲ ص۲۰۶

بررسی رجالی:

احمد:

أحمد بن محمد بن عبد العزیز

ذهبی: الثقه العالم

الدار القطنی: لا باس به

سلمه بن شبیب:

از رجال مسلم است

عبدالرزاق:

از رجال مسلم و بخاری است

الاوزاعی:

از رجال مسلم و بخاری است

یحیی بن ابی کثیر:

از رجال مسلم و بخاری است

انس بن مالک:

صحابی است نیاز به توثیق ندارد

تصحیح چهارم:

حدثنی أبو علی الحافظ أنبأ أبو عبد الله محمد بن أحمد بن أیوب الصفار و حمید بن یونس بن یعقوب الزیات قالا : ثنا محمد بن أحمد بن عیاض بن أبی طیبة ثنا أبی ثنا یحیى بن حسان عن سلیمان بن بلال عن یحیى بن سعید عن أنس بن مالک رضی الله عنه قال : کنت أخدم رسول الله صلى الله علیه و سلم فقدم لرسول الله صلى الله علیه و سلم فرخ مشوی فقال : اللهم ائتنی بأحب خلقک إلیک یأکل معی من هذا الطیر قال : فقلت اللهم اجعله رجلا من النصار فجاء علی رضی الله عنه فقلت إن رسول الله صلى الله علیه و سلم على حاجة ثم جاء فقلت إن رسول الله صلى الله علیه و سلم على حاجة ثم جاء فقال رسول الله صلى الله علیه و سلم افتح فدخل فقال رسول الله صلى الله علیه و سلم ما حبسک علی فقال إن هذه آخر ثلاث کرات یردنی أنس یزعم أنک على حاجة فقال : ما حملک على ما صنعت ؟ فقلت : یا رسول الله سمعت دعاءک فأحببت أن یکون رجلا من قومی فقال رسول الله : إن الرجل قد یحب قومه

 هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین و لم یخرجاه

تعلیق الذهبی قی التلخیص : ابن عیاض لا أعرفه

المستدرک ج۳ ص۱۴۱

اشکال جناب ذهبی به این روایت “مجهول بودن ابن عیاض” می باشد

اما جالب اینجاست در نرم افزار “جوامع الکلم” که مربوط به وزارت اوقاف عربستان هست. در مورد این شخص نوشته شده است

قال الذهبی: کنت اتهمه ثم ظهر لی انه صدوق

یعنی برای جناب ذهبی ثابت شده است همین شخصی که به او اشکال گرفته است. صدوق است

در انتها:

اینجاست که باید از ابن تیمیه پرسید. این افراد که روایت را نقل کرده اند؟ علمای بزرگ اهل سنت نیستند؟؟

آیا این اشخاص افراد عادی هستند {افراد بیسواد هستند که حرف بدون سند بزنند}

اسناد روایات را نیز بررسی کردیم و دیدیم که مستند است

حالا حکم ابن تیمیه چیست؟

ایا او بغضا این روایت را بدون سند خواند یا برای ادعایش دلیلی داشت؟؟

آیا این چند نمونه برای تصحیح روایت کافی است یا خیر؟؟


[دوشنبه 29 مهر 1392 ]  [12:08 AM]  [عروس ایام]

به لطف خداوند متعال بر آن هستیم تا در این ایام باقی مانده تا ۱۸ ذی الحجه و ماجرای غدیرخم هر روز به بررسی یکی از فضائل امیرالمومنین بپردازیم و گاهی اوقات روایات جعلی در برابر این روایت ها را نیز بیان کنیم. امیدوارم با ما همراه باشید

در این مطلب توجه شما مخاطب گرامی را به کنار هم قرار دادن دو روایت کنار هم جلب میکنم. امیدوارم با توجه بیشتری دقت کنید

روایت اول:

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ سِنَانٍ حَدَّثَنَا فُلَیْحٌ حَدَّثَنَا هِلاَلُ بْنُ عَلِىٍّ عَنْ عَطَاءِ بْنِ یَسَارٍ عَنْ أَبِى هُرَیْرَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ – صلى الله علیه وسلم – قَالَ « کُلُّ أُمَّتِى یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ ، إِلاَّ مَنْ أَبَى » . قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ وَمَنْ یَأْبَى قَالَ « مَنْ أَطَاعَنِى دَخَلَ الْجَنَّةَ ، وَمَنْ عَصَانِى فَقَدْ أَبَى »

رسول الله فرمودند:

تمام امت من وارد بهشت می شوند مگر کسانی که سرپیچی کنند. پرسیده شد ای رسول الله چه کسی ابا می کند. فرمودند: کسی که مرا اطاعت کند وارد در بهشت می شود و کسی که من را عصیان کند و اطاعت نکند همانا سرپیچی کرده است

صحیح بخاری ص۱۷۸۹ حدیث شماره ۷۲۸۰

روایت دوم:

أبوذر غفارى از رسول خدا (ص) نقل کرده است که به على بن أبى طالب علیه السلام فرمود: هرکس از من اطاعت کند، به راستى که از خداوند اطاعت کرده است، و هر کس از (فرمان) من سرپیچى کند، به راستى که از (فرمان) خداوند سرپیچى کرده است، هر کس از تو اطاعت کند به راستى که از من اطاعت کرده ، هر کس از (فرمان) تو سرپیچى کند، از (فرمان) من سرپیچى کرده است.

حدثنا أبو العباس محمد بن یعقوب ، ثنا إبراهیم بن سلیمان البرنسی ، ثنا محمد بن إسماعیل ، ثنا یحیى بن یعلى ، ثنا بسام الصیرفی ، عن الحسن بن عمرو الفقیمی ، عن معاویة بن ثعلبة ، عن أبی ذر رضی الله عنه قال : قال رسول الله صلى الله علیه وسلم لعلی بن أبی طالب رضی الله عنه : « من أطاعنی فقد أطاع الله ، ومن عصانی فقد عصى الله ، ومن أطاعک فقد أطاعنی ، ومن عصاک فقد عصانی » « هذا حدیث صحیح الإسناد ، ولم یخرجاه »

المستدرک علی الصحیحین ج۱۰ص۴۴۶

أخبرنا أبو أحمد محمد بن محمد الشیبانی من أصل کتابه ثنا علی بن سعید بن بشیر الرازی بمصر ثنا الحسن بن حماد الحضرمی ثنا یحیى بن یعلی ثنا بسام الصیرفی عن الحسن بن عمرو الفقیمی عن معاویة بن ثعلبة عن أبی ذر رضی الله عنه قال : قال رسول الله صلى الله علیه و سلم : من أطاعنی فقد أطاع الله و من عصانی فقد عصی الله و من أطاع علیا فقد أطاعنی و من عصی علیا فقد عصانی

 هذا حدیث صحیح الإسناد و لم یخرجاه

تعلیق الذهبی قی التلخیص : صحیح

مستدرک حاکم ج۳ص۱۳۰

البته جالب است بدانید در مورد این حدیث حتی ابن تیمیه ناچار به سکوت شده است و حرفی در مورد روایت نزده است

اما یکی از شاگردان مکتب ابن تیمیه چنین نوشته است

وحدیث : “من أطاع علیا فقد أطاعنی ومن أطاعنی فقد أطاع الله “

هذه لا تثبت ولا تصح عند أهل العلم

الفتاوى العامة ج۱ ص۴۲

حالا اینجاست باید پرسید که آیا ذهبی. حاکم و…. که از علمای بزرگ اهل سنت  هستند بیشتر می فهمند یا شاگرد ابن تیمیه؟


[دوشنبه 29 مهر 1392 ]  [12:08 AM]  [عروس ایام]

به لطف خداوند متعال بر آن هستیم تا در این ایام باقی مانده تا ۱۸ ذی الحجه و ماجرای غدیرخم هر روز به بررسی یکی از فضائل امیرالمومنین بپردازیم و گاهی اوقات روایات جعلی در برابر این روایت ها را نیز بیان کنیم. امیدوارم با ما همراه باشید

آیه مباهله چیست؟

سوره آل عمران، آیه ۶۱: فمن حآجَّکَ مِن بَعْدِ ما جآءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أبْناءَنا وَ أبْناءَکُمْ وَ نِسآءَنا وَ نِسآءَکُمْ وَ أنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَعْنَتَ اللّهِ عَلىَ الْکاذِبینَ «هر گاه بعد از علم و دانشى که(درباره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانى با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را; ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را; ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود; آنگاه مباهله کنیم; و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم»

خلاصه داستان مباهله:

در روایات اسلامی وارد شده است: هنگامی که پای مباهله به میدان آمد، نمایندگان مسیحیان «نجران» از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مهلت خواستند تا در این باره بیندیشند و با بزرگان خود به شور بنشینند. سرانجام نتیجه ی مشورت آن ها که از یک نکته ی روان شناسی سرچشمه می گرفت، این بود که به افراد خود دستور دادند اگر دیدید محمد صلی الله علیه و آله و سلم با سر و صدا و جمعیت و جار و جنجال به مباهله می آید، نترسید و با او مباهله کنید؛ زیرا معلوم است حقیقتی در کار او نیست و از این رو؛ به جار و جنجال متوسل شده است؛ ولی اگر دیدید با افراد محدود و به همراه نزدیکان و فرزندان خردسالش به میعادگاه آمد، بدانید که او پیامبر خدا است و از مباهله با او بپرهیزید که خطرناک است.

بر این اساس، آن ها طبق قرار قبلی به میعادگاه رفتند، ولی ناگاه دیدند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در حالی که فرزندانش حسین علیه السلما را در آغوش دارد و دست حسن علیه السلام را دست گرفته، و علی و فاطمه علیهما السلام نیز همراه او هستند، رو به سوی میعادگاه روان است. و در این حال، به آنان سفارش می کند که هر گاه من دعا کردم شما «آمین» بگویید. مسیحیان هنگامی که این صحنه را مشاهده کردند، سخت به وحشت افتاده و از اقدام به مباهله خودداری کردند، لذا حاضر به مصالحه شده و به شرایط ذمه (عدم تظاهر به خوردن گوشت خوک و شرابخواری، زنا و ازدواج با زنانی که ازدواج کردن با آن ها در اسلام حرام است) تن در دادند

این روایت در منابع متعدد اهل سنت نقل شده است

نقل مشهور همان نقلی است که سعد بن ابی وقاص نقل کرده است که در مباحث گذشته نیز به آن اشاره کردیم که در این بحث هم جهت یاداوری آنرا بیان می کنیم

حَدَّثَنَا قُتَیْبَةُ بْنُ سَعِیدٍ وَمُحَمَّدُ بْنُ عَبَّادٍ وَتَقَارَبَا فِی اللَّفْظِ قَالَا حَدَّثَنَا حَاتِمٌ وَهُوَ ابْنُ إِسْمَعِیلَ عَنْ بُکَیْرِ بْنِ مِسْمَارٍ عَنْ عَامِرِ بْنِ سَعْدِ بْنِ أَبِی وَقَّاصٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ أَمَرَ مُعَاوِیَةُ بْنُ أَبِی سُفْیَانَ سَعْدًا فَقَالَ مَا مَنَعَکَ أَنْ تَسُبَّ أَبَا التُّرَابِ فَقَالَ أَمَّا مَا ذَکَرْتُ ثَلَاثًا قَالَهُنَّ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَلَنْ أَسُبَّهُ لَأَنْ تَکُونَ لِی وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ حُمْرِ النَّعَمِ

سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ لَهُ خَلَّفَهُ فِی بَعْضِ مَغَازِیهِ فَقَالَ لَهُ عَلِیٌّ یَا رَسُولَ اللَّهِ خَلَّفْتَنِی مَعَ النِّسَاءِ وَالصِّبْیَانِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَمَا تَرْضَى أَنْ تَکُونَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نُبُوَّةَ بَعْدِی وَسَمِعْتُهُ یَقُولُ یَوْمَ خَیْبَرَ لَأُعْطِیَنَّ الرَّایَةَ رَجُلًا یُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیُحِبُّهُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ قَالَ فَتَطَاوَلْنَا لَهَا فَقَالَ ادْعُوا لِی عَلِیًّا فَأُتِیَ بِهِ أَرْمَدَ فَبَصَقَ فِی عَیْنِهِ وَدَفَعَ الرَّایَةَ إِلَیْهِ فَفَتَحَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَلَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ

{ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ }

دَعَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ عَلِیًّا وَفَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَحُسَیْنًا فَقَالَ اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلِی

عامر بن سعد بن ابى وقّاص ، از پدرش روایت کرده است که در یکى از روزها ، معاویة بن ابى سفیان به سعد دستور داد تا به حضرت على بن ابیطالب علیه السّلام ناسزا بگوید! «سعد» از دستور او سرپیچى کرد.

معاویه ، از وى پرسید : به چه سبب على را آماج ناسزا و دشنامت قرار نمی دهی ؟ سعد گفت : بخاطر آن که سه فضیلت از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در شأن على علیه السّلام شنیده ام که با توجه به آن ها، هیچگاه به سبّ و دشنام آن حضرت ، اقدام نمى‏کنم و هر گاه یکى از آن ها براى من بود ، بهتر و ارزنده‏تر از شتران سرخ مو بود که در اختیار من باشد .

۱ . در کارزارى ، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله ، حضرت على علیه السّلام را به جانشینى خود ، در مدینه باقى گذاشت و حضرت على علیه السّلام به عرض رسانید : یا رسول الله ! مرا به خلافت بر زنان و کودکان گماشته ای ؟! رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در پاسخ او ، فرمود : آیا خرسند نیستى از این که جایگاه تو نسبت به من ، همانند جایگاه هارون ، به حضرت موسى علیه السّلام باشد ؛ با این تفاوت که پس از من پیغمبرى مبعوث نمى‏شود .

۲ . در جنگ خیبر ، از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدم ، مى‏فرمود : پرچم اسلام را به دست کسى می‌دهم که خدا و رسول را دوست مى‏دارد و خدا و رسول هم ، او را دوست مى‏دارند ! از شنیدن این سخن همه ما در انتظار این که این فضیلت بزرگ نصب ما گردد ، سر از پا نمی شناختیم ، همان زمان رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله على را به حضور طلبید . على علیه السّلام را در حالى به حضور حضرت رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله شرف یاب شد که به درد چشم دچار بود ، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله آب دهان مبارک را بر چشم حضرت على علیه السّلام مالید ، دیدگانش شفا یافت و پرچم اسلام را که یادبود نصرت الهى بود ، به دست او سپرد و از برکت وجود حضرت على علیه السّلام ، فتح و پیروزى نصیب اسلام شد .

۳ . هنگامى که آیه مباهله ( فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ ؛ آل عمران / ۶۱ ) نازل شد ، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله ، حضرت على علیه السّلام و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین علیهم السّلام را به حضور طلبید و فرمود : بار پروردگارا ! اینان اهل بیت من هستند .

صحیح مسلم  ج۱۲ ص۱۲۹

البته این روایت را برخی از منابع به تنهایی نقل کرده اند

عن عامر بن سعد ، عن أبیه قال : لما نزلت هذه الآیة : ( ندع أبناءنا وأبناءکم ونساءنا ونساءکم وأنفسنا وأنفسکم) دعا رسول الله صلى الله علیه وسلم علیا وفاطمة وحسنا وحسینا رضی الله عنهم ، فقال : « اللهم هؤلاء أهلی » « هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین ، ولم یخرجاه »

المستدرک ج۱۱ ص۲۶

البته به صورت های دیگر نیز نقل شده است از قبیل طبری. سیوطی و….

چیزی که در آن شکی نیست این است که این روایت صحیح می باشد و نمی توان در آن خلل یا اشکالی وارد ساخت

شان نزول در برخی از کتب تفسیری:

الدر المنثور ج۲ ص۳۵۴

تفسیر ابن ابی العز ج۱ ص۴۲

تفسیر طبری ج۶ ص۴۸۲

تفسیر المنار ج۳ ص۲۶۵

ابن تیمیه و یارانش زمانی که نمی توانند این فضیلت امیرالمومنین را که حتی صحابی رسول الله را تحت تاثیر قرار داده است مخدوش کند به ناچار دست به کارهایی میزنند جهت اینکه این فضیلت را بی اهمیت کنند

الف: بی اهمیتی فضیلت

وهؤلاء أقرب الناس إلى النبی صلى الله علیه و سلم نسبا وإن کان غیرهم أفضل منهم عنده فلم یؤمر أن یدعو أفضل أتباعه لأن المقصود أن یدعو کل واحد منهم أخص

منهاج السنه ج۵ ص۴۱

اگر به راستی چنان که ابن تیمیه می گوید این مساله فضیلتی نیست و فقط به دلیل ارتباط خانوادگی و نسب خانوادگی می باشد. چرا هیچ یک از همسران رسول الله در این جمع نبودند؟؟

چرا چنانچه این افراد ادعا می کنند حضرت رسول الله فرزندانی به جز حضرت زهرا داشتند در این جمع نبودند؟؟

و….

اگر واقعا این مساله فضیلتی برای علی بن ابیطالب محسوب نمی شود چرا سعد بن ابی وقاص صحابی که جزو سلف شما می باشد چنین برداشتی کرده است ولی شما که مدعی تبعیت از سلف هستید خلاف آن برداشت می کنید؟؟؟

ب: سانسور حقایق روش جلوگیری از نشر فضائل اهل بیت رسول الله

یکی از روش هایی که ابن تیمیه و شاگردانشان دنبال کرده اند سانسور اخبار و روایاتی بوده است که در فضائل اهل بیت رسول الله می باشد. یکی از این فضائل ماجرای مباهله می باشد. آنها بعد از ذکر آیه تنها می گویند اهل کتاب فهمیدند که رسول الله به حق هستند و از این مباهله سر باز زدند و از بیان ماجرا پرهیز کردند تا مبادا فضائل اهل بیت بیان شود

قول الله فدعاهم إلى المباهلة فعرفوا أنهم إن باهلوه أنزل الله علیهم لعنته فأقروا بالجزیة

دقائق التفسیر ج۱ ص۳۲۰

فلمّا ذکر النّبی صلى الله علیه وسلّم ذلک استشاروا بینهم، فقالوا: تعلمون أنه نبی ، وأنّه ما باهل أحد نبیاً فأفلح ، فأدوا إلیه الجزیة ، ودخلوا فی الذمّة

رساله القبرصیه ج۱ ص۱۵

ج: حذف نام امیرالمومنین از روایت

فأصبح رسول الله صلى الله علیه وسلم وغدا حسن وحسین وفاطمة وناس من أصحابه، وغدوا إلى رسول الله صلى الله علیه وسلم فقالوا: ما للملاعنة جئناک، ولکن جئناک لتفرض علینا شیئا نؤدیه إلیک، وتبعث معنا من یهدینا الطریق.

پس. فردای آن روز رسول خدا ص   صبح کرد و سحرگاهان حسن، حسین، فاطمه و عده ای از اصحاب پیامبر بیرون آمدند و نصرانیان نیز صبح زود نزد رسول خدا ص  آمدند و گفتند: «ما برای ملاعنه نیامده ایم لکن نزد تو آمده ایم تا چیزی بر ما مقرّر کنی و ما آن را بپردازیم…»

تاریخ المدینه ج۲ ص۵۸۲

د: عایشه و حفصه به حدیث اضافه می شوند

لو لاعنتهم بید من کنت تأخذ ، قال : آخذ بید على ، وفاطمة ، والحسن ، والحسین ، علیهم السلام ، وحفصة ، وعائشة ، رحمهما الله

تفسیر مقاتل بن سلیمان ج۱ ص۱۷۴

و: ابوبکر و عمر و عثمان با خانواده وارد می شوند

«أنه لما نزلت هذه الآیة جاء بأبی بکر وولده وبعمر وولده وبعثمان وولده وبعلی وولده»

تفسیر الوسی ج۳ ص۷۶

اینجاست که باز باید از ابن تیمیه پرسید. اگر این مسائل فضیلتی محسوب نمی شود برای امیرالمومنین. چرا عزیزان شما اصرار دارند برخی ها را به زور وارد این ماجرا کنند؟؟؟؟


[دوشنبه 29 مهر 1392 ]  [12:08 AM]  [عروس ایام]

به لطف خداوند متعال بر آن هستیم تا در این ایام باقی مانده تا ۱۸ ذی الحجه و ماجرای غدیرخم هر روز به بررسی یکی از فضائل امیرالمومنین بپردازیم و گاهی اوقات روایات جعلی در برابر این روایت ها را نیز بیان کنیم. امیدوارم با ما همراه باشید

ماجرا چیست؟

عبد الله بن نیار اسلمى از عمرو بن شاس اسلمى که از اصحاب حدیبیّه است، نقل کرده است که گفت: که در سفرى که همراه على علیه السّلام به یمن رفته بودم، احساس کردم که مرا مورد جفا قرار داده است. نسبت به ایشان در دل خود کدورتى یافتم. هنگامى که به مدینه بازگشتم، از چگونگى برخورد على علیه السّلام با خودم، به اهل مسجد شکایت مى‏کردم تا این که این شکایت به گوش رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله رسید.

 

یک روز صبح که به مسجد وارد شدم. اصحاب گرداگرد رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله را فرا گرفته بودند، در این هنگام چشم پیامبر صلّى اللّه علیه و آله به من افتاد، فرمود: اى عمرو! به من نگاه کن! همچنان به آن حضرت چشم دوخته بودم تا در محل خود قرار گرفتم. آنگاه فرمود: اى عمرو! به خدا سوگند! مرا آزرده‏اى. گفتم: پناه مى‏برم به خداى تعالى از اینکه مرتکب کارى بشوم که موجبات آزار شما را فراهم آورد.

 

فرمود: آرى، کسى که على علیه السّلام را آزرده خاطر و ناراحت سازد، مرا آزرده است.

تصحیح روایت:

یا عمرو أما و الله لقد آذیتنی فقلت أعوذ بالله أن أؤذیک یا رسول الله قال : بلى من آذى علیا فقد آذانی

هذا حدیث صحیح الإسناد و لم یخرجاه

تعلیق الذهبی قی التلخیص : صحیح

عمرو بن شاس مى‌گوید: رسول خدا صلى الله علیه وآله به من فرمود: به درستى که تو مرا اذیت کرده‌ای! گفتم: اى پیامبر خدا ! من دوست ندارم شما را اذیت کنم. آن حضرت فرمود: هر کس على را اذیت کند، به راستى که مرا اذیت کرده است.

المستدرک ج۳ ص۱۳۱

[ من آذى علیا فقد آذانی ] . ( صحیح )

السلسله الصحیحه المختصره ج۵ ص۳۷۳

حکم اذیت کننده رسول الله:

إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِینًا

بى ‏گمان کسانى که خدا و پیامبر او را آزار مى ‏رسانند خدا آنان را در دنیا و آخرت لعنت کرده و برایشان عذابى خفت‏آور آماده ساخته است

نکته ای جالب:

زمانی که به ماجرای کلام رسول الله پیرامون این روایت و ماجرای آن می پردازیم با مساله جذابی روبرو می شویم

اینکه شخصی که از امیرالمومنین شکایت می کرده است و پیامبر به او تذکر داده اند کیست؟

برخی از روایات گفته شده است. عمرو بن شاس بوده است البته در برخی روایات او عمرو بن شاش و برخی روایات عمرو بن شماس معرفی شده است {البته می توان گفت غلط تایپی بوده است}

در برخی روایات این شخص عمر بن خطاب معرفی شده است

عن جابر عن عمر ابن الخطاب رضی الله عنه قال کنت أجفو علیاً رضی الله عنه فلقینی النبی صلى الله علیه وآله وسلم فقال آذیتنی یا عمر، فقلت بایش یا رسول الله قال تجفو علیاً من آذى علیاً فقد آذانی قلت والله لا أجفو علیاً أبداً توفی سنة إثنتین وأربعین وثلاثمائة.

التدوین فی اخبار قزوین ج۱ ص۴۶۰

اما در برخی روایات کلام رسول الله مربوط به چند نفر است نه تنها یک شخص

وأخرج أبو یَعْلى عن سعد بن أبی وقاص رضی الله عنه قال: کنت جالساً فی المسجد أنا ورجلان معی فنلنا من علی رضی الله عنه، فأقبل رسول الله یُعرف فی وجهه الغضب، فتعوذت بالله من غضبه، فقال: “ما لکم وما لی؟ من آذى علیاً فقد آذانی” کذا فی البدایة . قال الهیثمی : رواه أبو یعلى والبزّار باختصار ورجال أبی یَعْلى رجال الصحیح غیر محمود بن خِداش وقَنَان وهما ثقتان

در مسجد نشسته بودم، دو نفر دیگر نیز همراه من بودند؛ پس از على علیه السلام بدگویى کردیم؛ رسول خدا صلى الله علیه وآله آمد؛ در حالى که خشمگین بود و غضب از چهره‌اش هویدا بود. از خشم آن حضرت به خداوند پناه بردم. آن حضرت فرمود: مرا با شما چکار ؟! هر کس على را اذیت کند، به درستى که مرا اذیت کرده است.

حیاه الصحابه ج۳ ص۳۰۵

آیا می توان گفت این دو نفر (عمرو بن شاس و عمر بن خطاب) بوده اند؟

که اسم عمرو بن شاس نقل شده است و خودش گفته است من در جمعی نشستم و از علی شکایت می کردم که رسول الله مرا دید و چنین فرمود. اما اسم نفر دوم این جمع که سعد گفته است ذکر نشده است

حکم کسانی که باعث رنجش امیرالمومنین و جنگ علیه ایشان شده اند چیست؟؟


[دوشنبه 29 مهر 1392 ]  [12:06 AM]  [عروس ایام]

به لطف خداوند متعال بر آن هستیم تا در این ایام باقی مانده تا ۱۸ ذی الحجه و ماجرای غدیرخم هر روز به بررسی یکی از فضائل امیرالمومنین بپردازیم و گاهی اوقات روایات جعلی در برابر این روایت ها را نیز بیان کنیم. امیدوارم با ما همراه باشید

ماجرا چیست؟

همانگونه که در روایات و فضائل گذشته امیرالمومنین مطالعه کردید. رسول الله بارها امیرالمومنین را نفس خویش معرفی کردند. محبت ایشان را محب خویش. اذیت و ازار ایشان را اذیت و ازار خویش و… بیان کردند. در این مطلب شما مخاطب گرامی با یکی دیگر از این فضائل امیرالمومنین روبرو خواهید شد

ابی عبدالله الجدلی نقل می کند که بر حضرت ام المومنین ام سلمه وارد می شود. ایشان از او می پرسند آیا شما رسول الله را سب می کنید که من هم عرضه داشتم. معاذالله و یا چیزی شبیه آن. اینجا بود که ام سلمه فرمودند. شنیدم که رسول الله چنین می فرمودند:

سب کننده علی سب کننده رسول الله

عن عبد اللَّهِ الجدلی قال دَخَلْتُ على أُمِّ سَلَمَةَ فقالت لی أَیُسَبُّ رسول اللَّهِ (ص) فِیکُمْ قلت مَعَاذَ اللَّهِ أو سُبْحَانَ اللَّهِ أو کَلِمَةً نَحْوَهَا قالت سمعت رَسُولَ اللَّهِ (ص) یقول من سَبَّ عَلِیاًّ فَقَدْ سبنی

ابی عبدالله الجدلی نقل می کند که بر حضرت ام المومنین ام سلمه وارد می شود. ایشان از او می پرسند آیا شما رسول الله را سب می کنید که من هم عرضه داشتم. معاذالله و یا چیزی شبیه آن. اینجا بود که ام سلمه فرمودند. شنیدم که رسول الله چنین می فرمودند:

هر کسی علی بن ابیطالب را سب کند مرا سب کرده است

المستدرک علی الصحیحین ج۳ص۱۳۰- دارالکتب العلمیه

این کتاب به همراه تعلیقات امام ذهبی می باشد.

جالب است که حاکم نیشابوری در مورد این روایت چنین نوشته است:

هذا صحیح الاسناد و لم یخرجاه

و ذهبی هم در مورد این روایت چنین نوشته است

صحیح

المستدرک علی الصحیحین ج۳ص۱۳۰- دارالکتب العلمیه

همین روایت در منابع دیگر:

وَعَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْجَدَلِیِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أُمِّ سَلَمَةَ فَقَالَتْ لِی: أَیُسَبُّ رَسُولُ اللَّهِ – صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ – فِیکُمْ؟ قُلْتُ: مَعَاذَ اللَّهِ، أَوْ سُبْحَانَ اللَّهِ، أَوْ کَلِمَةً نَحْوَهَا. قَالَتْ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ – صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ – یَقُولُ: ” «مَنْ سَبَّ عَلِیًّا فَقَدْ سَبَّنِی» “.

رَوَاهُ أَحْمَدُ، وَرِجَالُهُ رِجَالُ الصَّحِیحِ غَیْرَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْجَدَلِیِّ، وَهُوَ ثِقَةٌ

مجمع الزوائد ج۹ ص۱۳۰

( من سب علیا ) أی ابن أبی طالب ( فقد سبنی ) أی فکأنه سبنی ( ومن سبنی فقد سب الله ) ومن سب الله فهو أعظم الاشقیاء ( حم ک عن أم سلمة ) واسناده صحیح

{هر کسی علی بن ابیطالب را سب کند مانند کسی است که مرا سب کرده است و کسی که مرا سب کند مانند کسی است که خدا را سب کرده است و کسی که خدا را سب کند از بزرگترین اشقیاست}

التیسیر بشرح الجامع الصغیر ج۲ ص۸۱۷

سب علی باعث ازار رسول الله:

من سبّ علیّا فقد أذى رسول اللّه صلى اللّه علیه و سلم حیث قال رسول اللّه صلى اللّه علیه و سلم

{کسی که به علی بن ابیطالب ناسزا بگوید همانا رسول الله را اذیت کرده است}

تفسیر المظهری ج۱ ۵۳۵۴

حکم ازار دهنده رسول الله:

إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِینًا

بى ‏گمان کسانى که خدا و پیامبر او را آزار مى ‏رسانند خدا آنان را در دنیا و آخرت لعنت کرده و برایشان عذابى خفت‏ آور آماده ساخته است

حکم ساب رسول و الله:

« من سب علیا فقد سبنی ، ومن سبنی فقد سب الله ، ومن سب الله عز وجل أکبه الله عز وجل على منخریه فی نار جهنم »

الشریعه ج۴ ص۲۰۶۱

بنی امیه و سب علی بن ابیطالب:

حَدَّثَنَا قُتَیْبَةُ بْنُ سَعِیدٍ وَمُحَمَّدُ بْنُ عَبَّادٍ وَتَقَارَبَا فِی اللَّفْظِ قَالَا حَدَّثَنَا حَاتِمٌ وَهُوَ ابْنُ إِسْمَعِیلَ عَنْ بُکَیْرِ بْنِ مِسْمَارٍ عَنْ عَامِرِ بْنِ سَعْدِ بْنِ أَبِی وَقَّاصٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ أَمَرَ مُعَاوِیَةُ بْنُ أَبِی سُفْیَانَ سَعْدًا فَقَالَ مَا مَنَعَکَ أَنْ تَسُبَّ أَبَا التُّرَابِ فَقَالَ أَمَّا مَا ذَکَرْتُ ثَلَاثًا قَالَهُنَّ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَلَنْ أَسُبَّهُ لَأَنْ تَکُونَ لِی وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ حُمْرِ النَّعَمِ

سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ لَهُ خَلَّفَهُ فِی بَعْضِ مَغَازِیهِ فَقَالَ لَهُ عَلِیٌّ یَا رَسُولَ اللَّهِ خَلَّفْتَنِی مَعَ النِّسَاءِ وَالصِّبْیَانِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَمَا تَرْضَى أَنْ تَکُونَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نُبُوَّةَ بَعْدِی وَسَمِعْتُهُ یَقُولُ یَوْمَ خَیْبَرَ لَأُعْطِیَنَّ الرَّایَةَ رَجُلًا یُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیُحِبُّهُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ قَالَ فَتَطَاوَلْنَا لَهَا فَقَالَ ادْعُوا لِی عَلِیًّا فَأُتِیَ بِهِ أَرْمَدَ فَبَصَقَ فِی عَیْنِهِ وَدَفَعَ الرَّایَةَ إِلَیْهِ فَفَتَحَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَلَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ

{ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ }

دَعَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ عَلِیًّا وَفَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَحُسَیْنًا فَقَالَ اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلِی

عامر بن سعد بن ابى وقّاص ، از پدرش روایت کرده است که در یکى از روزها ، معاویة بن ابى سفیان به سعد دستور داد تا به حضرت على بن ابیطالب علیه السّلام ناسزا بگوید! «سعد» از دستور او سرپیچى کرد.

معاویه ، از وى پرسید : به چه سبب على را آماج ناسزا و دشنامت قرار نمی دهی ؟ سعد گفت : بخاطر آن که سه فضیلت از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در شأن على علیه السّلام شنیده ام که با توجه به آن ها، هیچگاه به سبّ و دشنام آن حضرت ، اقدام نمى‏کنم و هر گاه یکى از آن ها براى من بود ، بهتر و ارزنده‏تر از شتران سرخ مو بود که در اختیار من باشد .

۱ . در کارزارى ، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله ، حضرت على علیه السّلام را به جانشینى خود ، در مدینه باقى گذاشت و حضرت على علیه السّلام به عرض رسانید : یا رسول الله ! مرا به خلافت بر زنان و کودکان گماشته ای ؟! رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در پاسخ او ، فرمود : آیا خرسند نیستى از این که جایگاه تو نسبت به من ، همانند جایگاه هارون ، به حضرت موسى علیه السّلام باشد ؛ با این تفاوت که پس از من پیغمبرى مبعوث نمى‏شود .

۲ . در جنگ خیبر ، از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدم ، مى‏فرمود : پرچم اسلام را به دست کسى می‌دهم که خدا و رسول را دوست مى‏دارد و خدا و رسول هم ، او را دوست مى‏دارند ! از شنیدن این سخن همه ما در انتظار این که این فضیلت بزرگ نصب ما گردد ، سر از پا نمی شناختیم ، همان زمان رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله على را به حضور طلبید . على علیه السّلام را در حالى به حضور حضرت رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله شرف یاب شد که به درد چشم دچار بود ، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله آب دهان مبارک را بر چشم حضرت على علیه السّلام مالید ، دیدگانش شفا یافت و پرچم اسلام را که یادبود نصرت الهى بود ، به دست او سپرد و از برکت وجود حضرت على علیه السّلام ، فتح و پیروزى نصیب اسلام شد .

۳ . هنگامى که آیه مباهله ( فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ ؛ آل عمران / ۶۱ ) نازل شد ، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله ، حضرت على علیه السّلام و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین علیهم السّلام را به حضور طلبید و فرمود : بار پروردگارا ! اینان اهل بیت من هستند .

صحیح مسلم  ج۱۲ ص۱۲۹

توجیه عمل معاویه:

وأما سؤال معاویة رضی الله عنه لسعد بن أبی وقاص رضی الله عنه : ما منعک أن تَسُبّ أبا التراب ؟

فقد أجابه سعد رضی الله عنه بذِکْر ثلاث من فضائل علیّ رضی الله عنه . کما فی صحیح مسلم .

ولیس فی سؤال معاویة ما یُفهم منه سبّ علیّ رضی الله عنه

{سوال معاویه از سعد که چرا علی را سب نمی کنی و جواب سعد در بیان فضائل علی بن ابیطالب همانگونه که مسلم نقل کرده است. از این سوال فهمیده نمی شود که معاویه امر به سب کرده باشد}

پاسخ ابن تیمیه به این ادعا:

وأما حدیث سعد لما أمره معاویة بالسب فأبى فقال ما منعک أن تسب علی بن أبی طالب فقال ثلاث قالهن رسول الله صلى الله علیه و سلم فلن أسبه لأن یکون لی واحدة منهن أحب إلی من حمر النعم الحدیث فهذا حدیث صحیح رواه مسلم فی صحیحه وفیه ثلاث فضائل لعلی لکن لیست من خصائص الأئمة

{اما حدیث سعد زمانی که معاویه او را امر می کند به سب علی بن ابیطالب و او نمی پذیرد. و از سعد می پرسد که چرا سب نمی کنی علی بن ابیطالب را…..}

منهاج السنه ج۵ ص۴۲

وقتی قرار است چهره معاویه تطهیر شود

دعا بعض الأمویین سعد بن أبی وقاص لیسب علیًا، فما فعل، قالوا: ما منعک أن تسب علیًا؟….

تحفة المجیب على أسئلة الحاضر والغریب ج۱ ص۶

آری جهت تطهیر چهره معاویه از این عمل ننگین. اسم او حذف می شود و بعض الامویین بیان می شود. همانگونه که امر او به سعد بن ابی وقاص جهت حفظ ابرویش حذف شده بود

نتیجه تلاش بنی امیه در سب امیرالمومنین:

فمر على قوم من أهل الشام فی صفة زمزم ؛ یسبون علی بن أبی طالب رضی الله عنه ، فقال لسعید بن جبیر وهو یقوده : ردنی إلیهم ، فقال : أیکم الساب الله ؟ قالوا : سبحان الله ؛ ما فینا أحد یسب الله قال : فأیکم الساب رسول الله ؟ قالوا : والله ما فینا أحد یسب رسول الله قال : فأیکم الساب علیا ؟ قالوا : أما هذا فقد کان ، فقال ابن عباس : فإنی أشهد لسمعت رسول الله صلى الله علیه وسلم یقول : « من سب علیا فقد سبنی ، ومن سبنی فقد سب الله ، ومن سب الله عز وجل أکبه الله عز وجل على منخریه فی نار جهنم »

{ابن عباس از کنار قومی از اهل شام گذشت که علی بن ابیطالب را سب می کردند. ابن عباس از آنها پرسید کدام یک از شما خداوند را ناسزا می گوید. گفتند: سبحان الله. در بین ما کسی نیست که خداوند را سب کند. دوباره پرسید: کدام یک از شما به رسول الله سب می کنید. گفتند: سبحان الله. به خدا سوگند در بین ما کسی نیست که به رسول الله ناسزا بگوید. سپس پرسید کدامیک از شما علی بن ابیطالب را ناسزا می گوید. گفتند: این کار را انجام می دهیم. ابن عباس گفت من از رسول الله شنیدم که فرمود:

هر کس علی بن ابیطالب را سب کند مرا سب کرده است و هر که مرا سب کند خدا را سب کرده است و هر که خدا را سب کند خداوند او را با صورت در آتش جهنم خواهد انداخت}

الشریعه ج۴ ص۲۰۶۱

جاعلان حدیث و این فضیلت:

عن أنس قال رسول الله صلى الله علیه وسلم من افترى على الله کذبا قتل ولا یستتاب ومن سبنی قتل و لا یستتاب و من سب أبا بکر قتل و لا یستتاب و من سب عمر قتل و لا یستتاب و من سب عثمان و علیا جلد الحد قیل یا رسول الله و لم ذاک قال لأنه الله خلقنی و خلق أبا بکر و عمر من تربة واحدة و فیها ندفن

{کسی که ابو بکر یا عمر را دشنام دهد می کشند، و کسی که علی یا عثمان را ناسزا گوید فقط بمقدار حد تازیانه می زنند}

میزان الاعتدال ج۷ ص۲۷۵

ذهبی هم به جعلی بودن این روایت اقرار کرده است

به راستی آیا این ناشیانه ترین نوع جعل حدیث نمی باشد؟؟؟

بهتر نبود جاعلین حداقل روایت صحیح خودشان را مطالعه می کردند و سپس چنین روایت رسوایی جعل کنند

که ساب ابوبکر و عمر مهدور الدم شوند. ولی ساب علی بن ابیطالب؟؟

حالا شما بگویید. اگر سب امیرالمومنین همان سب الله و رسولش می باشد

اگر سب امیرالمومنین باعث اذیت و ازار رسول الله می باشد

حکم بنی امیه و شخص معاویه بن ابی سفیان چیست؟؟


[دوشنبه 29 مهر 1392 ]  [12:06 AM]  [عروس ایام]

به لطف خداوند متعال بر آن هستیم تا در این ایام باقی مانده تا ۱۸ ذی الحجه و ماجرای غدیرخم هر روز به بررسی یکی از فضائل امیرالمومنین بپردازیم و گاهی اوقات روایات جعلی در برابر این روایت ها را نیز بیان کنیم. امیدوارم با ما همراه باشید

علی از من است و من از علی:

یا رسول الله ، ألم تر أن علیا صنع کذا وکذا ، فأقبل علیه رسول الله صلى الله علیه وسلم والغضب فی وجهه ، فقال : « ما تریدون من علی ، إن علیا منی ، وأنا منه وولی کل مؤمن » « هذا حدیث صحیح على شرط مسلم ولم یخرجاه »

المستدرک ج۱۰ ص۳۸۲

فقال مثل ما قالوا فأقبل رسول الله صلى الله علیه و سلم والغضب یعرف فی وجهه فقال ما تریدون من علی ؟ ما تریدون من علی إن علیا منی وأنا منه وهو ولی کل مؤمن بعدی

 قال أبو عیسى هذا حدیث حسن غریب لا نعرفه إلا من حدیث جعفر بن سلیمان

قال الشیخ الألبانی : صحیح

سنن الترمذی بتعلیق البانی ج۵ ص۶۳۲

فقال : یارسول الله ألم تر أن علیا صنع کذا وکذا فأقبل إلیه رسول الله صلى الله علیه و سلم والغضب یعرف فی وجهه فقال : ( ما تریدون من علی – ثلاثا – إن علیا منی وأنا منه وهو ولی کل مؤمن بعدی )

قال شعیب الأرنؤوط : إسناده قوی

صحیح ابن حبان بتعلیق ارنووط ج۱۵ ص۳۷۳

فَقَالَ: یَا رسول الله ألَمْ تَرَ أنَّ عَلِیاً صَنَعَ کَذَا وَکَذَا. فَأَقْبَلَ إِلَیْهِ رَسُولُ الله -صلى الله علیه وسلم- وَالْغَضَبُ یُعْرَفُ فِی وَجْههِ فَقَالَ: “مَا تُرِیدُونَ مِنْ عَلِیٍّ- ثَلاثاً- إنَّ عَلِیاً مِنِّی، وَأنَا مِنْهُ، وَهُوَ وَلِیُّ کُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِی

إسناده صحیح

موارد الظمآن إلى زوائد ابن حبان ج۷ ص۱۳۴

[ ما تریدون من علی ؟ إن علیا منی وأنا منه وهو ولی کل مؤمن بعدی ] . ( صحیح )

السلسله الصحیحه ج۵ ص۲۶۱

اما مانند فضائل دیگری که از امیرالمومنین دیدید. در برابر این فضیلت امیرالمومنین هم برای خلفا فضیلت تراشی شده است. که به بررسی آن می پردازیم

حدیث جعلی:

قال رسول الله صلى الله علیه و سلم عمر منی وانا من عمر

این روایت چند سلسله سند دارد که همه مشکل دارند

سلسله سند اول:

عثمان بن صالح، عن ابن لهیعة، عن عطاء، عن ابن عباس، عن النبی صلى الله علیه وسلم، قال: عمر منی، وأنا من عمر

ابن لهیعه:

وابن لهیعة ضعیف

ذخیره الحفاظ ج۳ ص۱۵۹۹

سلسله سند دوم:

حدثنا الحسن قثنا أحمد بن محمد أبو بکر المکی قثنا محمد بن إسماعیل الأنصاری قثنا شعیب بن إسحاق ، عن خلید بن دعلج ، وأبی الجودی ، عن سعید بن مهاجر ، عن المقدام بن معدی کرب قال

حسن:

حسن بن علی بن زکریا العدوی ملقب به ذئب می باشد

که او را یضع الحدیث معرفی کرده اند

سعید بن مهاجر:

مجهول الحال

خلید بن دعلج:

ضعیف الحدیث

احمد بن محمد:

مجهول الحال

*این بررسی ها طبق نرم افزار جوامع الکلم ساخته شده توسط وزارت اوقاف عربستان می باشد*

سلسله سند سوم:

این روایت به صورت دیگری در منابع اهل سنت نیز آمده است

عمر معی وأنا مع عمر

اسنی المطالب فی احادیث المختلفه ج۱ ص۱۸۹

این روایت از فضل بن عباس نقل شده است. که در این سلسله سند هم قاسم بن یزید ضعیف الحدیث می باشد

حدثنا عبد الله بن محمد ثنا علی بن المدینی ثنا معن بن عیسى ثنا الحارث بن عبد الملک بن عبد الله بن إیاس اللیثی ثم الأشجعی عن القاسم بن یزید ابن عبد الله بن قسیط عن أبیه عن عطاء عن ابن عباس عن أخیه الفضل

القاسم بن یزید ابن عبد الله بن قسیط

حدیثه منکر

دیوان الضعفاء ج۱ ص۳۲۵

جالب است بدانید ابی علی طوسی عالم اهل سنت در ذیل این روایت چنین نگاشته است

تفرد عمر بن الخطاب بهذه الفضیلة لم یشرکه فیها أحد

مستخرج الطوسی ج۱ ص۸۶

آری این افراد چنان در احادیث جعلی غرق شده اند که خودشان باور کرده اند این فضائل اختصاصی برای خلیفه است و هیچ کس دیگری در این فضائل شریک نیست؟؟

کاش کسی بود و به جناب طوسی روایت صحیح در فضیلت امیرالمومنین پیرامون این مساله را نشان می داد

نظر شما مخاطب گرامی چیست؟؟


[دوشنبه 29 مهر 1392 ]  [12:05 AM]  [عروس ایام]

به لطف خداوند متعال بر آن هستیم تا در این ایام باقی مانده تا ۱۸ ذی الحجه و ماجرای غدیرخم هر روز به بررسی یکی از فضائل امیرالمومنین بپردازیم و گاهی اوقات روایات جعلی در برابر این روایت ها را نیز بیان کنیم. امیدوارم با ما همراه باشید

ماجرا چیست؟

در یکى از روزهاى جنگ خیبر فرماندهى عملیّات با خلیفه اوّل بود که متاسفانه فرار کرد و به وقت برگشتن ، او نفرات خود را متّهم به ترس و فرار مى کرد، و نفراتش او را.

روز دوّم ، فرماندهى با خلیفه دوّم بود، او نیز مانند خلیفه اوّل فرار کرد

رسول خداصلى الله علیه و آله و سلم که از این پیشامد بسیار ناراحت شده بودند ، فرمود :

«قالَ: لاُعطِیَنَّ الرّایَةَ غَدا رَجُلا یُحِبُّ اللّهَ وَ رَسُولَهُ و یُحِبُّهُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ کَرّارٌ غَیْرُ فَرّارٍ، لا یَرْجِعُ حَتّى یَفْتَحُ اللّهُ عَلَى یَدَیْهِ»

فردا پرچم را به دست مردى خواهم داد که خدا و رسولش او رادوست دارند و او خدا و رسولش ‍ را دوست دارد، هجوم کننده است ، فرار کننده نیست از حمله بر نمى گردد تا خدا به دست او قلعه را فتح کند.

صحیح مسلم ج۹ ص۳۰۴

اقرار ابن تیمیه بر صحت روایت:

لأعطین الرایة رجلا یحب الله ورسوله ویحبه الله ورسوله فنقل ذلک غیر واحد من الصحابة

منهاج السنه ج۸ ص۱۷۷

دشمنی ابن تیمیه با این فضیلت

الف: تطهیر خلفا:

و لم تکن الرایة قبل ذلک لأبى بکر و لا لعمر و لا قربها واحد منهما بل هذا من الأکاذیب

{پرچم قبل از علی بن ابیطالب به دست ابوبکر و عمر نبوده است و این از دروغهاست که قبل از علی پرچم دست این اشخاص بوده است}

منهاج السنه ج۷ ص۳۶۶

ب: عادی نشان دادن فضیلت امیرالمومنین

نگارنده فتح المجید در شرح حدیث الرایه زمانی که به این بخش روایت (( یحب الله و رسوله و یحبه الله و رسوله)) چنین نوشته است.

قال شیخ الاسلام (ابن تیمیه) لیس هذا الوصف مختصا بعلی و لا بالائمه فان الله یحب کل مومن تقی

ابن تیمیه گفت است که این وصف مختص بر علی بن ابیطالب و سایر ائمه نیست بلکه خداوند همه مومنین با تقوا را دوست دارد.

شارح در ادامه چنین می گوید:

این روایت دلیلی بر فضیلت علی بر دیگر صحابه نمی باشد بلکه تنها جواب برای کسانی هست که می گویند در حال کفر از دنیا رفته است.

*فتح المجید ص۸۹ – داراحیاء التراث العربی چاپ سال ۱۴۱۲ قمری*

پاسخ به این ادعاها:

الف: فرار خلفا

ابوبکر:

فإن رسول الله صلى الله علیه و سلم بعث أبا بکر إلى خیبر فسار بالناس و انهزم حتى رجع

 هذا حدیث صحیح الإسناد و لم یخرجاه

تعلیق الذهبی قی التلخیص : صحیح

{{ پیامبر – درود و سلام خدا بر او باد- ابوبکر را به خیبر فرستاد و او نیز مردم را به پیش راند و شکست خورد تا اینکه بازگشت. (فرار کرد) }}

المستدرک ج۳ ص۳۹

عمر:

أخبرنا أبو العباس محمد بن أحمد المحبوبی بمرو ثنا سعید بن مسعود ثنا عبید الله بن موسى ثنا نعیم بن حکیم عن أبی موسى الحنفی عن علی رضی الله عنه : قال : سار النبی صلى الله علیه و سلم إلى خیبر فلما أتاها بعث عمرو رضی الله تعالى عنه و بعث معه الناس إلى مدینتهم أو قصرهم فقاتلوهم فلم یلبثوا أن هزموا عمر و أصحابه فجاءوا یجبنونه و یجبنهم فسار النبی صلى الله علیه و سلم الحدیث

 هذا حدیث صحیح الإسناد و لم یخرجاه

تعلیق الذهبی قی التلخیص : صحیح

{{ پیامبر – درود و سلام خدا بر او باد- به طرف خیبر حرکت کرد وقتی به آن‌جا رسید عمر و عده‌ای از مردم را به همراه وی به شهرهایشان یا به قصرشان فرستاد پس با آن‌ها مبارزه کردند و طولی نکشید که عمر و یارانش را شکست دادند یارانش با ترس به نزدش آمدند و او را هراسان دیدند، پس حدیث پیامبر– درود و سلام خدا بر او باد- اینگونه رایج شد.}}

المستدرک ج۳ ص۴۰

خب این رسوا شدن اول ابن تیمیه در مورد این مساله. چون ادعا کرد اصلا رسول الله شیخین را برای فتح نفرستاد در حالی که علمای بزرگ اهل سنت خلاف این مساله نظر دارند

ب: آیا فضیلتی برای علی بن ابیطالب هست یا نیست؟

در این مورد پای مجلس وعظ جناب سعد بن ابی وقاص صحابی رسول الله می نشینیم

عامر بن سعد بن ابى وقّاص ، از پدرش روایت کرده است که در یکى از روزها ، معاویة بن ابى سفیان به سعد دستور داد تا به حضرت على بن ابیطالب علیه السّلام ناسزا بگوید! «سعد» از دستور او سرپیچى کرد.

معاویه ، از وى پرسید : به چه سبب على را آماج ناسزا و دشنامت قرار نمی دهی ؟ سعد گفت : بخاطر آن که سه فضیلت از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در شأن على علیه السّلام شنیده ام که با توجه به آن ها، هیچگاه به سبّ و دشنام آن حضرت ، اقدام نمى‏کنم و هر گاه یکى از آن ها براى من بود ، بهتر و ارزنده‏تر از شتران سرخ مو بود که در اختیار من باشد .

۱ . در کارزارى ، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله ، حضرت على علیه السّلام را به جانشینى خود ، در مدینه باقى گذاشت و حضرت على علیه السّلام به عرض رسانید : یا رسول الله ! مرا به خلافت بر زنان و کودکان گماشته ای ؟! رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در پاسخ او ، فرمود : آیا خرسند نیستى از این که جایگاه تو نسبت به من ، همانند جایگاه هارون ، به حضرت موسى علیه السّلام باشد ؛ با این تفاوت که پس از من پیغمبرى مبعوث نمى‏شود .

۲ . در جنگ خیبر ، از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدم ، مى‏فرمود : پرچم اسلام را به دست کسى می‌دهم که خدا و رسول را دوست مى‏دارد و خدا و رسول هم ، او را دوست مى‏دارند ! از شنیدن این سخن همه ما در انتظار این که این فضیلت بزرگ نصب ما گردد ، سر از پا نمی شناختیم ، همان زمان رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله على را به حضور طلبید . على علیه السّلام را در حالى به حضور حضرت رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله شرف یاب شد که به درد چشم دچار بود ، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله آب دهان مبارک را بر چشم حضرت على علیه السّلام مالید ، دیدگانش شفا یافت و پرچم اسلام را که یادبود نصرت الهى بود ، به دست او سپرد و از برکت وجود حضرت على علیه السّلام ، فتح و پیروزى نصیب اسلام شد .

۳ . هنگامى که آیه مباهله ( فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ ؛ آل عمران / ۶۱ ) نازل شد ، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله ، حضرت على علیه السّلام و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین علیهم السّلام را به حضور طلبید و فرمود : بار پروردگارا ! اینان اهل بیت من هستند .

حَدَّثَنَا قُتَیْبَةُ بْنُ سَعِیدٍ وَمُحَمَّدُ بْنُ عَبَّادٍ وَتَقَارَبَا فِی اللَّفْظِ قَالَا حَدَّثَنَا حَاتِمٌ وَهُوَ ابْنُ إِسْمَعِیلَ عَنْ بُکَیْرِ بْنِ مِسْمَارٍ عَنْ عَامِرِ بْنِ سَعْدِ بْنِ أَبِی وَقَّاصٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ أَمَرَ مُعَاوِیَةُ بْنُ أَبِی سُفْیَانَ سَعْدًا فَقَالَ مَا مَنَعَکَ أَنْ تَسُبَّ أَبَا التُّرَابِ فَقَالَ أَمَّا مَا ذَکَرْتُ ثَلَاثًا قَالَهُنَّ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَلَنْ أَسُبَّهُ لَأَنْ تَکُونَ لِی وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ حُمْرِ النَّعَمِ

سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ لَهُ خَلَّفَهُ فِی بَعْضِ مَغَازِیهِ فَقَالَ لَهُ عَلِیٌّ یَا رَسُولَ اللَّهِ خَلَّفْتَنِی مَعَ النِّسَاءِ وَالصِّبْیَانِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَمَا تَرْضَى أَنْ تَکُونَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نُبُوَّةَ بَعْدِی وَسَمِعْتُهُ یَقُولُ یَوْمَ خَیْبَرَ لَأُعْطِیَنَّ الرَّایَةَ رَجُلًا یُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیُحِبُّهُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ قَالَ فَتَطَاوَلْنَا لَهَا فَقَالَ ادْعُوا لِی عَلِیًّا فَأُتِیَ بِهِ أَرْمَدَ فَبَصَقَ فِی عَیْنِهِ وَدَفَعَ الرَّایَةَ إِلَیْهِ فَفَتَحَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَلَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ

{ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ }

دَعَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ عَلِیًّا وَفَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَحُسَیْنًا فَقَالَ اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلِی

صحیح مسلم  ج۱۲ ص۱۲۹

{{نکته مهم: معاویه از سعد می پرسد چه دلیلی پیدا شده که علی را سب نمی کنی؟ یعنی سب علی بن ابیطالب برای معاویه امری عادی شده بود در حالی که رسول الله مبغض علی بن ابیطالب را منافق و ساب او را کافر معرفی کرده بودند؟؟}}

اولا: در روایت چنین آمده است:: لاعطین الرایه رجلا…. لیس بفرار:: پس قبل از علی بن ابیطالب برخی (( ابوبکر و عمر قبل از علی بن ابیطالب فرستاده شدند که نتوانستند کاری کنند)) فرار کرده بودند که پیامبر چنین قیدی را بیان کردند. و این خود نوعی بیان اختصاص کلام می باشد

ثانیا: مگر شما مدعی تبعیت از سلف نیستید؟ مگر صحابی رسول الله مصداق بزرگ سلف نیست؟ چرا حرفی را میزنید که خلاف کلام صحابی رسول الله هست؟

صحابی رسول الله این مساله را فضیلت اختصاصی امیرالمومنین می داند اما شما؟؟؟

اما در پاسخ به ادعای نویسنده فتح المجید و ابن تیمیه هم نیازی به توضیح خاصی نیست. می گوییم اگر خدا همه مومنان متقی را دوست دارد از دو حالت خارج نیست

الف: ادعای شما در مورد اینکه این فضیلت اختصاصی امیرالمومنین نیست دروغ است

ب: سعد بن عباده صحابی رسول الله مومن و متقی نبوده است زیرا این مساله را فقط فضیلت علی بن ابیطالب می دانسته است

نظر شما چیست؟


[دوشنبه 29 مهر 1392 ]  [12:05 AM]  [عروس ایام]

به لطف خداوند متعال بر آن هستیم تا در این ایام باقی مانده تا ۱۸ ذی الحجه و ماجرای غدیرخم هر روز به بررسی یکی از فضائل امیرالمومنین بپردازیم و گاهی اوقات روایات جعلی در برابر این روایت ها را نیز بیان کنیم. امیدوارم با ما همراه باشید

یا على أنت منى بمنزلة هارون من موسى إلا أنه لا نبى بعدى

یا علی تو برای ما مانند هارون برای موسی هستی. جز اینکه بعد از من پیامبری نیست

اما به بررسی این روایت بپردازیم

صحیح مسلم کتابی است که اهل سنت عقیده دارند همه روایاتش صحیح می باشد. پس نیازی به بررسی رجالی روایت نیست

صحیح مسلم ج۱۲ص۱۲۷

خلال در السنه خویش چنین نوشته است:

أخبرنا أبو بکرالمروذی قال سألت أبا عبدالله عن قول النبی لعلی أنت منی بمنزلة هارون من موسى أیش تفسیرة قال أسکت عن هذا لا تسأل عن ذا الخبر کما جاء // إسناده إسناده صحیح

السنه للخلال ج۲ص۳۴۷

سیوطی روایت را نقل می کند و چنین در ادامه آن می نویسد:

یا على أنت منى بمنزلة هارون من موسى إلا أنه لا نبى بعدى

رجال أحمد رجال الصحیح غیر فاطمة بنت على وهى ثقة

جامع الاحادیث سیوطی ح ش۲۶۱۴۲

آلبانی در تصحیح و تحقیق سنن ابن ماجه این روایت را صحیح شمرده است

سنن ابن ماجه ج۱ص۴۵

روایت در سنن ترمذی هم تصحیح شده است

سنن ترمذی ج۱۲ص۱۹۳

شعیب ارنووط در تحقیق صحیح ابن حبان پیرامون این روایات گفته است

إسناده صحیح على شرط الشیخین

صحیح ابن حبان ج۱۵ص۳۶۹

حسین سلیم اسد در تحقیق مسند ابی یعلی این روایت را صحیح شمرده است

مسند ابی یعلی ج۲ص۹۹

آیا در برابر این روایت. برای خلفا روایتی جعل شده است یا خیر؟

أبو بکر وعمر منی بمنزلة هارون من موسى

ابوبکر و عمر برای من مانند هارون برای موسی هستند

تاریخ بغداد ج۵ص۱۹۴

تاریخ مدینه دمشق ج۳۰ص۶۰

هر دو سلسله سند به یک استاد و شاگرد ختم می یعنی: قزعه بن سوید و بشر بن دحیه

مقام قزعه در رجال اهل سنت

قال أبو طالب ، عن أحمد بن حنبل : مضطرب الحدیث

و قال النسائى : ضعیف

و قال أبو عبید الآجرى : سألت أبا داود عن قزعة بن سوید ، فقال : ضعیف . کتبت إلى العباس العنبرى أسأله عنه فکتب إلى أنه ضعیف

و قال ابن حبان : کان کثیر الخطأ ، فاحش الوهم ، فلما کثر ذلک فى روایته ، سقط الاحتجاج بأخباره .

رواه التهذیبین ش ۵۵۴۶

قال الذهبی: وقزعة لیس بشیء

فکر کنم اقسام تضعیف شمردن در کلام این بزرگان رجالی اهل سنت واضح می باشد

از همین رو می باشد که برخی از بزرگان اهل سنت به این روایت که میرسند چنین می نویسند:

قَالَ أَبُو الْفَرَجِ : « هَذَا حَدِیثٌ لا یَصِحُّ ، وَالْمُتَّهَمُ بِهِ الشَّاعِرُ . وَقَدْ قَالَ أَبُو حَاتِمٍ الرَّازِیُّ : لا یُحْتَجُّ بِقَزَعَةَ بْنِ سُوَیْدٍ . وَقَالَ أَحْمَدُ : هُوَ مُضْطَرِبُ الْحَدِیثِ »

تنقیح الروض الأنیق مما وضع فی فضل الصدیق ج۱ص۱۹

راوی دیگر بشر بن دحیة که فقط از قزعه روایت نقل کرده است

اما جالب است بدانید این دشمنی ها و مجعولات فقط به مدح برای خلفا ختم نشده است. بلکه گروهی از نواصب به دلیل دشمنی که با امیرالمومنین داشتند روایت مدح را ذم کرده اند و به عنوان تخریب امیرالمومنین استفاده کردند. یکی از این نمونه ها یکی از رجال بخاری می باشد

سمعت حریز بن عثمان یقول: هذا الذی یرویه الناس عن النبی انه قال لعلی: انت منی بمنزله هارون من موسی حق و لکن اخطا السامع. قلت: فما هو: فقال: انما هو: انت منی بمنزله قارون من موسی

** تهذیب التهذیب ج۱ص۵۲۷- دارالمعرفه**

ترجمه:حریز بن عثمان گفته است: این روایتی که مردم از رسول خدا بیان می نماید که فرمود: ای علی تو برای من بمنزله هارون هستی برای موسی حقیقت دارد. اما کسی که این روایت رو گوش میداده اشتباه کرده است. پرسیدم این اشتباه چه بوده. حریز گفت روایت چنین بوده: تو برای من بمنزله قارون هستی برای موسی


[دوشنبه 29 مهر 1392 ]  [12:04 AM]  [عروس ایام]

به لطف خداوند متعال بر آن هستیم تا در این ایام باقی مانده تا ۱۸ ذی الحجه و ماجرای غدیرخم هر روز به بررسی یکی از فضائل امیرالمومنین بپردازیم و گاهی اوقات روایات جعلی در برابر این روایت ها را نیز بیان کنیم. امیدوارم با ما همراه باشید

برادری بین رسول الله و امیرالمومنین در یوم الدار

خلاصه ماجرا:

رسول الله بعد از ایه و انذر عشیرتک الاقربین خاندانش را جمع کرد. در روز اول با پیشدستی ابولهل اتفاقی نیفتاد. اما در شب دوم رسول الله رو به خاندانش کرد و فرمود: ای فرزندان عبد المطلب!من بخدا سوگند در میان عرب جوانی را سراغ ندارم که برای قوم خود چیزی بهتر از آنچه من برای شما آورده ام آورده باشد،من برای شما خوبی دنیا و آخرت آورده ام و خدا بمن دستور داده تاشما را بدان دعوت کنم،اینک کدامیک از شما است که مرا در این ماموریت کمک کند تا بپاداش آن برادر من و وصی و جانشین من در میان شما باشد؟

در اینجا بود که آنها سرباز زده و من که از همه آنها کم سن و سال ترو کم دیدتر و(در اثر کودکی)شکم بزرگتر،و ساق پایم نازکتر از همه بودگفتم:

ای پیامبر خدا!من کمک کار تو در این ماموریت خواهم بود!

رسول خدا(ص)(که چنان دید)گردنم را گرفت و فرمود:

براستی که این است برادر و وصی و جانشین من در میان شما و شمااز او شنوائی داشته و پیرویش کنید!

و آن گروه برخاسته در حالی که میخندیدند به ابو طالب گفتند:

تو را مامور کرد تا از پسرت شنوائی داشته و از او اطاعت کنی!

أخبرنا الفضل بن سهل قال حدثنی عفان بن مسلم قال حدثنا أبو عوانة عن عثمان بن المغیرة عن أبی صادق عن ربیعة بن ناجد أن رجلا قال لعلی یا أمیر المؤمنین لم ورثت بن عمک دون عمک قال : جمع رسول الله صلى الله علیه و سلم أو قال دعا رسول الله صلى الله علیه و سلم بنی عبد المطلب فصنع لهم مدا من طعام قال فأکلوا حتى شبعوا وبقی الطعام کما هو کأنه لم یمس ثم دعا بغمر فشربوا حتى رووا وبقی الشراب کأنه لم یمس أو لم یشرب فقال یا بنی عبد المطلب إنی بعثت إلیکم بخاصة وإلى الناس بعامة وقد رأیتم من هذه الآیة ما قد رأیتم فأیکم یبایعنی على أن یکون أخی وصاحبی ووارثی فلم یقم إلیه أحد فقمت إلیه وکنت أصغر القوم فقال اجلس ثم قال ثلاث مرات کل ذلک أقوم إلیه فیقول اجلس حتى کان فی الثالثة ضرب بیده على یدی ثم قال أنت أخی وصاحبی ووارثی ووزیری فبذلک ورثت بن عمی دون عمی

سنن نسائی ج۵ص۱۲۵

بررسی سندی روایت:

الفضل بن سهل:

از رجال مسلم و بخاری است

عفان بن مسلم:

از رجال بخاری و مسلم است

ابو عوانه:

از رجال بخاری و مسلم است

عثمان بن المغیره:

از رجال بخاری است

ابی صادق:

قال یعقوب بن شیبة : ثقة .

و ذکره ابن حبان فى کتاب ” الثقات “

رواه التهذیبین ش ۸۱۶۷

ربیعه بن ناجد:

ذکره ابن حبان فى کتاب ” الثقات “

و قال العجلى : کوفى تابعى ثقة .

رواه التهذیبین ش ۱۹۱۸

و در کتاب فضائل الصحابه نیز آمده است که:

حدثنا عبد الله قال : حدثنی أبی ، قثنا زید بن الحباب قال : حدثنی حسین بن واقد قال : حدثنی مطر الوراق ، عن قتادة ، عن سعید بن المسیب ، أن رسول الله صلى الله علیه وسلم آخى بین أصحابه ، فبقی رسول الله صلى الله علیه وسلم وأبو بکر وعمر وعلی ، فآخى بین أبی بکر وعمر ، وقال لعلی : « أنت أخی ، وأنا أخوک » .

فضائل الصحابه ج۲ص۴۹۷

رسول الله بین صحابه برادری ایجاد کردند و تنها ابوبکر. عمر و علی بن ابیطالب باقی ماندند. رسول الله بین عمر و ابوبکر برادری ایجاد کردند و به علی بن ابیطالب فرمودند: تو برادر من هستی و من برادر تو

بررسی سندی:

عبدالله:

پسر احمد بن حنبل است و علمای رجالی اهل سنت او را توثیق کرده اند

احمد بن حنبل:

جزو ائمه اهل سنت می باشد و نیازی به توثیق ندارد

زید بن الحباب:

از رجال مسلم و بخاری است

حسین بن واقد:

از رجال بخاری و مسلم است

مطر الوارق:

از رجال بخاری و مسلم است

*البته گفته اند اگر از عطا نقل کند ضعیف است. که در این روایت از عطا نقل نکرده است*

قتاده:

از رجال بخاری و مسلم است

سعید بن مسیب:

از رجال مسلم و بخاری است

رسول الله همچنین به امیرالمومنین فرمودند:

«أَنْتَ أَخِی فِی الدُّنْیَا وَالآخِرَةِ»: هَذَا حَدِیثٌ حَسَنٌ غَرِیبٌ

سنن ترمذی ج۵ ص۶۳۶

 اقرار وهابیان بر صحت ماجرای اخوت:

جالب اینجاست سایتهای وهابی هم این مساله را پذیرفتند. {سایت اسلام ویب سایتی که مربوط به وزارت شئون عربستان هست در مورد بحث مواخاه چنین نوشته است}:

لکن صح عن النبی صلى الله علیه وسلم أنه قال لعلی: أنت أخی وصاحبی. رواه أحمد

دشمنی ابن تیمیه با این فضیلت:

اما حدیث المواخاه فباطل موضوع فان النبی صلی الله علیه و سلم لم یواخ احد ولا اخى بین المهاجرین بعضهم مع بعض ولا بین الأنصار بعضهم مع بعض ولکن اخى بین المهاجرین والأنصار

اما حدیث مواخات همانا باطل و جعلی است. زیرا پیامبر با کسی برادری برقرار نکردند. و بین دو مهاجر یا دو انصار برادری ایجاد نکردند بلکه بین یک مهاجر و یک انصار برادری ایجاد کردند

**منهاج السنه ج۴ص۳۲**

آیا دشمنی این اشخاص با فضائل امیرالمومنین باز هم نیاز به دلیل بیشتری دارد؟؟


[دوشنبه 29 مهر 1392 ]  [12:04 AM]  [عروس ایام]