عروس ایام ...

< تبریک="" ما="" را="" در="" دهه="" عاشقانه="" ترین="" ایام="" پذیرا="" باشید="">

پیامبر گرامی- صلی الله علیه و آله- در سال دهم هجرت برای انجام فریضه وتعلیم مراسم حج ‏به مكه عزیمت كرد. این بار انجام این فریضه با آخرین سال عمر پیامبر عزیز مصادف شد و از این جهت آن را «حجه الوداع‏» نامیدند. افرادی كه به شوق همسفری ویا آموختن مراسم حج همراه آن حضرت بودند تا صد و بیست هزار تخمین زده شده‏اند.
مراسم حج‏به پایان رسید وپیامبر اكرم صلی الله علیه و آله راه مدینه را،در حالی كه گروهی انبوه او را بدرقه میكردند وجز كسانی كه در مكه به او پیوسته بودند همگی در ركاب او بودند، در پیش گرفت. چون كاروان به پهنه بی آبی به نام «غدیر خم‏» رسید كه در سه میلی «جحفه‏»[1] قرار دارد، پیك وحی فرود آمد وبه پیامبر فرمان توقف داد. پیامبر نیز دستور داد كه همه از حركت‏باز ایستند وبازماندگان فرا رسند.
كاروانیان از توقف ناگهانی وبه ظاهر بی موقع پیامبر در این منطقه بی آب، آن هم در نیمروزی گرم كه حرارت آفتاب بسیار سوزنده وزمین تفتیده بود، در شگفت ماندند.مردم با خودمی گفتند:فرمان بزرگی از جانب خدا رسیده است ودر اهمیت فرمان همین بس كه به پیامبر ماموریت داده است كه در این وضع نامساعد همه را از حركت‏باز دارد وفرمان خدا را ابلاغ كند.
فرمان خدا به رسول گرامی طی آیه زیر نازل شد:
یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك و ان لم تفعل‏فما بلغت رسالته والله یعصمك من الناس .[2]
«ای پیامبر، آنچه را از پروردگارت بر تو فرود آمده است‏به مردم برسان واگر نرسانی رسالت‏خدای را بجا نیاورده‏ای؛وخداوند تو را از گزند مردم حفظ می‏كند».
دقت در مضمون آیه ما را به نكات زیر هدایت می‏كند:
اولا: فرمانی كه پیامبر صلی الله علیه و آله برای ابلاغ آن مامور شده بود آنچنان خطیر وعظیم بود كه هرگاه پیامبر (بر فرض محال) در رساندن آن ترسی به خود راه می‏داد وآن را ابلاغ نمی‏كرد رسالت الهی خود را انجام نداده بود، بلكه با انجام این ماموریت رسالت وی تكمیل می‏شد.

>>>>>


[جمعه 3 آبان 1392 ]  [3:58 PM]  [عروس ایام]
غدیر

عید سعید غدیر که مهمترین عید ویژه ما شیعیان است، یادآور ماجرای منصوب شدن امیرالمۆمنین علیه السلام توسط پیامبر بزرگ اسلام صلی الله علیه و آله می‌باشد. چقدر خوب است که شیعیان در این ایام مبارک علاوه بر برگزاری جشن و شادمانی، مقداری هم درباره این حادثه بزرگ تاریخی مطالعه و تحقیق داشته باشند.


حادثه ای انکارناپذیر

ماجرای غدیر خم از جمله حوادث مهم تاریخ اسلام است که خوشبختانه بگونه‌ای نقل و روایت شده که جای تردید و شک در مورد اصل آن وجود ندارد. بنا بر جستجویی که مرحوم آیت الله امینی در کتاب شریف « الغدیر» انجام داده، در منابع اهل سنت موضوع غدیر را،  صد و ده نفر از صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله [1]، هشتاد و چهار نفر از تابعین[2]، پنجاه و شش نفر از علمای قرن دوم[3]، بیش از نود نفر از علمای قرن سوم[4]، چهل و دو نفر از علمای قرن چهارم[5]، بیست و چهار نفر از علمای قرن پنجم[6]، بیست نفر از علمای قرن ششم[7]، بیست و یک نفر از علمای قرن هفتم[8]، هجده نفر از علمای قرن هشتم[9]، شانزده نفر از علمای قرن نهم[10]،چهارده نفر از علمای قرن دهم[11]، دوازده نفر از علمای قرن یازدهم[12]، سیزده نفر از علمای قرن دوازدهم[13]، دوازده نفر از علمای قرن سیزدهم [14] و نوزده نفر از علمای قرن چهاردهم[15] آن را نقل کرده‌اند. روشن است که با توجه به امکانات جستجویی جدید، این آمار افزایش می یابد.

همچنین اگر منابع شیعه هم در این بحث گردآوری شود، فهرست کاملی از محدثین و علمای اسلام در اختیار پژوهشگران قرار خواهد گرفت. به هر حال جایی برای تردید در این موضوع وجود ندارد که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در آخرین حج خود که در سال دهم هجری انجام گرفت، مولا امیرالمۆمنین علیه السلام را به عنوان جانشینی خود منصوب نمودند.

آنچه جالب است مواردی است که خود امیرالمۆمنین علیه السلام برای اثبات حقانیت خود در مسئله خلافت، به ماجرای غدیر استناد کرده‌اند.

>>>>>


[جمعه 3 آبان 1392 ]  [1:24 PM]  [عروس ایام]
غدیر

خداوند آیه اكمال دین و اتمام نعمت را بنا بر محكم ترین روایات كتب شیعه و سنّى، و اقرار هزاران دانشمند و اهل علم، و خداوندان درایت و روایت به همین خاطر نازل كرد، كه مردمان تا روز قیامت بدانند دیندارى بدون قبول ولایت و سرپرستى و دلالت و راهنمایى امام على علیه السلام، كارى ناقص و ناتمام بوده، و این گونه دیندارى مورد رضاى حق نیست، و دین بدون امام على علیه السلام قدرت این را ندارد كه صاحبش را به رضایت و جنّت خدا برساند.

آرى در ایمان و اخلاق و عمل هر انسانى، جلوه دادن ولایت و بصیرت و امامت و هدایت امام على علیه السلام واجب است، كه درخت دیندارى و عبادت، و شجره حیات بدون ولایت امیرالمۆمنین على علیه السّلام در دنیا و آخرت میوه نمى‏دهد.(1)

اهمیت ولایت مولا

در اهمیت ولایت داشتن ایشان همین بس که همه انسانها بخاطر این موضوع در روز قیامت بازخواست خواهندشد. شیخ صدوق به اسناد خود روایت کرده است که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: در این آیه شریفه‏: «وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْۆُلُونَ»،‏ مقصود، سۆال از ولایت‏ امام على‏ علیه السّلام است.(2)

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: ولایت‏ على‏ بن ابى طالب، ولایت خداست.(3)

دعایی از ولیّ برای ولایت

‏ سلیم مى‏گوید: به امیرالمۆمنین علیه السّلام عرض كردم: از خداوند بخواه تا مرا در دنیا و آخرت از اولیاى تو قرار دهد؟ فرمود: خداوندا، او را از آنان قرار ده.

سپس حضرت رو به من كرد و فرمود: آیا به تو بیاموزم چیزى كه از پیامبر صلى اللَّه علیه و آله شنیده‏ام كه به سلمان و ابوذر و مقداد آموخت؟ عرض كردم: بلى، یا امیر المۆمنین. فرمود:

هر صبح و شام ده مرتبه بگو: «اللّهمّ ابعثنى على الایمان بك و التّصدیق بمحمّد رسولك و الولایة لعلىّ بن ابى طالب و الایتمام بالأئمّة من آل محمّد، فإنّى قد رضیت بذلك یا ربّ»، یعنى: «خداوندا، مرا با ایمان به خودت و تصدیق پیامبرت محمد و ولایت‏ على‏ بن ابى طالب و اقتدا به امامان از آل محمد مبعوث فرما. اى پروردگار، من به این عقیده راضى هستم».

عرض كردم: یا امیر المۆمنین، سلمان و ابوذر و مقداد این دعا را برایم نقل كردند، و از هنگامى كه از ایشان شنیده‏ام آن را ترك نكرده‏ام. فرمود: تا زنده هستى آن را ترك مكن.(4)

خداوند براى انسان مۆمن كه به ربوبیت خدا و نبوّت رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و ولایت و امامت حضرت على علیه السّلام اقرار كند و واجبات الهى را نیز انجام دهد تعهّد فرموده است كه او را در جوار قرب خود جاى دهد و او را از این مقام باز ندارد.
 
>>>>>

 


[جمعه 3 آبان 1392 ]  [1:21 PM]  [عروس ایام]
امام علییكى از مهمترین رخدادهاى تاریخ بشریت در یك روز گرم، در كنار غدیر خم رقم خورد، در آن روز پیامبر رحمت و امید، دست وفادارترین یار خود را بالا برد و ضمن سخنانى سرشار از حكمت و معرفت ایشان را به جانشینى خود منصوب ساخت و بدین وسیله دین خود را كامل كرد. شعاع و درخشندگى این حادثه فرخنده، چنان عالم گیر است كه هیچ عقل سلیم و وجدان پاكى نمى تواند آن را انكار كند و انس و جن، دوست و دشمن، شیعه و سنى، مسیحى و یهودى، همه و همه به آن معترف هستند.

گواهی جنّیان

جعفر بن عبدالحمید نقل مى كند: در جایى جمع بودیم، شخصى گفت: على وصى رسول خدا بود. دیگران گفتند: این گونه نیست . آمدیم پیش ابوحمزه ثمالى و جریان را به او گفتیم، ابوحمزه گفت: علاوه بر انسان ها، اجنه نیز بر جانشینى او گواهى داده اند.

ابو خیثمه تمیمى به من گفت: زمانى كه قضیه حكمیت بین معاویه و على – علیه السلام- اتفاق افتاد، با خودم گفتم، نه با على همراهى مى كنم و نه علیه او كارى انجام مى دهم . بالاخره به روم رفتیم . وقتى كه در ساحل رود میافارقین (1) عبور مى كردم، صدایى از پشت سرم شنیدم كه مى گفت:

یا ایها السارى بشط فارق                          مفارق للحق دین الخالق

متبع به رئیس مارق                                 ارجع الى وصى النبى (2) الصادق

برگشتم ولى چیزى ندیدم پس گفتم :

انا ابوخیثمة التمیمى                                لما رایت القوم فى الخصوم

تركت اهلى غازیا للروم                              حتى یكون الامر فى الصمیم (3)

باز شنیدم كه گفت :

اسمع مقالى وارع قولى ترشدا                   ارجع الى على الخضم الصیدا

ان علیا هو وصى احمدا(4)

ابوخیثمه مى گوید: پس پیش على – علیه السلام-  برگشتم .(5)

تعبد بدون ولایت على علیه السلام تعبدى است كه راه به مقصود نمى برد. شریعت منهاى ولایت على علیه السلام شریعتى بى روح و بى معنویت است. ولایت على علیه السلام مرز شناخت حق از باطل است.

>>>>>

 


[جمعه 3 آبان 1392 ]  [1:18 PM]  [عروس ایام]
عید غدیر

همانگونه که بر اساس روایات پذیرفتن ولایت امیرالمۆمنین علی علیه السّلام دارای ثمرات و نتایج بسیاری است که موجب سعادت انسان خواهد شد. در مقابل نپذیرفتن ولایت حضرت نیز دارای عواقب شوم در دنیا و آخرت است. در این مقاله تنها چند نمونه از نتایج، اما مهمترین نتایج پذیرا نبودن ولایت آمده است.


گمراه شده از راه حق

ابوبصیر از حضرت صادق علیه السّلام نقل كرد كه در تفسیر آیه‏ «فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ فِی ضَلالٍ مُبِینٍ‏»؛ فرمود: اى گروهى كه تكذیب كردید موقعى كه امر پروردگار را در مورد ولایت‏ علی‏ و ائمه علیهم السّلام بعد از او به شما رساندم خواهید فهمید چه كسی در گمراهى‏ آشكار است. چنین نازل گردید و در آیه‏ «إِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا» فرمود: اگر تغییر دهید جریان را و برگردید از آنچه مأموریت دارید «فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیراً»؛ خداوند به آنچه انجام مى‏دهید مطلع است.(1)

بی بصیرتی

عن ابن عبّاس فی قول اللّه تعالى: «و من أعرض عن ذكری فإنّ له معیشة ضنكا، و نحشره یوم القیامة أعمى»، أنّ من ترك ولایة علیّ أعماه اللّه و اصمّه.

جبرئیل بر پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله نازل شد و گفت اى محمد! خدایت سلام می رساند و می فرماید: من هفت آسمان و آنچه در آنهاست آفریدم و هفت زمین و آنچه بر آنها است و جایى عظیمتر از ركن و مقام نیافریدم و اگر بنده‏اى در آنجا مرا بخواند از روزى كه آسمانها و زمینها را آفریدم و منكر ولایت‏ على‏ مرا ملاقات‏ كند او را به رو در سقر اندازم.(2)

از امام رضا علیه السلام نقل شده که فرموده اند: خداوند، كسانى كه ولایت‏ علىّ‏ بن أبى طالب علیه السّلام را قبول ندارند به افراد نابینا تشبیه نموده است‏.

زیرا گفتار پیامبر صلى اللَّه علیه و آله بر آنها سنگین و دشوار مى‏آمد و نمى‏توانستند به آن سخنان گوش فرا دهند.(3)

من تو را به پیامبرى اختیار كردم و على را به ولایت تو. پس هر كس ولایت‏ على‏ را قبول نكند، نمى‏خواهد داخل بهشت بشود. چون به بهشت داخل نمى‏شوند مگر دوستداران على. و آن بهشت حتى براى انبیاء حرام است مگر این كه قبلا شما و على و فاطمه و عترت على داخل شوند و شیعه آنها داخل شوند، بعد هم انبیاء داخل مى‏شوند. حضرت فرمود: من از شنیدن این كلمات به خداوند سجده كردم.
 
>>>>>

 


[جمعه 3 آبان 1392 ]  [1:15 PM]  [عروس ایام]
امام علی

در زبان عربی «امیر» به معنی فرمانده، سلطان و رهبر است. بعد از اسلام، كسانی را كه از سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله و خلفا به فرماندهی ماموریت‌های جنگی منصوب می‌شدند «امیر» می‌نامیدند. اما عنوان «امیرالمومنین» به معنی خلیفه و فرمانده كل قوای اسلام و پیشوای مومنان است.


به اعتقاد علمای شیعه، «امیرالمومنین» عنوانی است كه خدای تعالی به امام علی بن ابی طالب علیه السلام داده و هیچ كس دیگر، چه قبل و چه بعد از او، برازنده این لقب نیست.

رزق دانش مومنان

جابربن یزید می گوید: به امام باقر علیه السلام عرض كردم: فدایت گردم، چرا على علیه السلام را امیرالمۆ منین نامیدند؟ فرمود: از علم خود آنان را تغذیه مى كرد و به آنها مى آموخت. مگر قول خداوند را نشنیده اى: «و نمیر اهلنا»(1)؛ یعنى: و به خانواده خود، غذا مى رسانیم. (2)

گواهان الهى در روى زمین

ابوحمزه ثمالى مى گوید: امام باقر علیه السلام از پدرش روایت كرده كه جد بزرگوارش فرموده است: خداوند جل جلاله جبرئیل را به نزد حضرت محمد صلى الله علیه و آله فرستاد، تا آن حضرت در حال حیات خود براى ولایت امام على علیه السلام از مردم شاهد و گواه بگیرد، و پیش از وفات خود حضرتش را به نام «امیرالمۆمنین» نامگذارى نماید.

پیامبر صلى الله علیه و آله نه نفر از یاران و مشهورین از اصحاب خود را فرا خواند و فرمود: من شما را فرا خوانده ام تا گواهان الهى در روى زمین باشید، خواه بر گواهى خود پایدارى كنید، یا كتمان نموده و از اداى شهادت خوددارى كنید.

آنگاه فرمود: اى ابابكر! برخیز و بر على به نام «امیرالمۆمنین» سلام ده . او گفت : آیا این فرمان خدا و رسول اوست ؟ رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: آرى . وى برخاست و بر آن حضرت به عنوان «امیرالمۆمنین» سلام داد.

>>>>>


[جمعه 3 آبان 1392 ]  [1:15 PM]  [عروس ایام]
حضرت محمد

رسول گرامی اسلام صلى الله علیه و آله كه سر حلقه سلسله عالم امكان و به ساحت قرب حق از همه نزدیكتر است مسلما علم بیشترى از جانب خداوند به او افاضه شده و برابر نص صریح قرآن كریم كه می فرماید: «علمه شدید القوى»(1) آن حضرت بر رمز وجود و اسرار كائنات بیش از هر كسى آگاه بوده است.

 


 در این میان علم وصی ایشان حضرت امام على علیه السلام مقتبس از علوم و حكم آن جناب است زیرا برابر نقل مورخین از عامه و خاصه امام على علیه السلام دروازه شهر علم پیغمبر صلى الله علیه وآله بود.(2)خود حضرت امیر علیه السلام نیز فرمود:

«لقد علمنى رسول الله صلى الله علیه و آله الف باب كل باب یفتح الف باب»(3)

یعنى رسول خدا مرا هزار باب از علم یاد داد كه هر بابى هزار باب دیگر باز می كند.

و شیخ سلیمان بلخى در كتاب ینابیع المودة می نویسد كه على علیه السلام فرمود:

«سلونى عن اسرار الغیوب فانى وارث علوم الانبیاء و المرسلین»(4)

درباره اسرار غیب‏ها از من بپرسید كه من وارث علوم انبیاء و مرسلین هستم.

آری، امام على علیه السلام صریحا فرمود: «سلونى قبل ان تفقدونى» بپرسید از من پیش از آنكه از میان شما بروم! و از این جمله كوتاه میزان علم آن جناب روشن می شود زیرا موضوع علم را قید نكرده و دائره سۆالات را محدود ننموده است بلكه مردم را در سۆال از هر نوع مشكلات علمى آزاد گذشته است و این سخن دلیل احاطه آن حضرت بر رموز آفرینش و اسرار خلقت است و چنین ادعائى به غیر از وى از كسى دیده و شنیده نشده است. چنانكه ابن ابى الحدید در شرح نهج البلاغه گوید: همه مردم اجماع كردند بر اینكه احدى از صحابه و علماء نگفته «سلونى قبل ان تفقدونى» مگر على بن ابیطالب.(5)

>>>>>


[جمعه 3 آبان 1392 ]  [1:06 PM]  [عروس ایام]

 

 

غدیر

به نام خداوند بخشاینده مهربان

حمد و ثنای الهی

ستایش خداوندی را که در یگانگی، والا و در بی‌همتایی، نزدیک و در اقتدار شکوهمند، و در ارکان خود بسی بزرگ است. دانشش بر همه چیز احاطه دارد و حال آن که او در مقام خوش است و آفریدگان، همگی مقهور قدرت اویند. بزرگی که پیوسته بوده و ستوده‌ای که همیشه خواهد بود. پدید آورنده آسمان‌های بلند و گستراننده گستره شده‌ها و فرمانروای مطلق زمین‌ها و آسمان‌هاست و بی‌اندازه پاک و بی‌نهایت پاکیزه است. پروردگار فرشتگان و روح‌القدس و نسبت به هر آنچه آفریده، فزون‌بخش است و چه ساخته و پرداخته، غرقه عطا و فضل اویند. هر دیده‌ای را می‌بیند، و هیچ دیده‌ای را توان دیدار او نیست.

بزرگوار و بردبار و بخشنده‌ایست که رحمتش همه چیز را فرا گرفته و منعمی است که بر همه مخلوقات منت دارد.

در اجرای کیفر مجرمان شتاب نمی‌کند و به عذابی که در خور آنند تعجیل نمی‌نماید. به اسرار نهان و به سویداء سینه‌ها آگاه است و هیچ رازی از او پوشیده نیست و هیچ امر پنهانی او را به اشتباه نمی‌افکند.

بر همه اشیاء، محیط و بر همه چیز، چیره و بر هر نیرویی غالب و بر هر کاری تواناست. نیست مانندی برایش و حال آن که او پدید آورنده همه موجودات است از نیستی. جاودانی که به عدل، پایدار است و خدایی جز او نیست. سرافراز و حکیم و والاتر از آن که به دیده‌ها مشهود گردد ولیکن او هر دیده‌ای را در می‌یابد و بر هر چیز دقیق و آگاه است.

خداوند، بزرگوار و بردبار و بخشنده‌ایست که رحمتش همه چیز را فرا گرفته و منعمی است که بر همه مخلوقات منت دارد.

به دیده هیچ بیننده در نیامده تا وصفش ممکن شود و احدی را از چگونگی پیدا و پنهانش آگاهی نیست مگر به همان مقدار که خود (عزّوجلّ) از خویشتن خبر داده است.

و گواهی می‌دهم او خدایی است که هستی، آکنده قداست اوست و آغازِ بی آغاز و انجام بی فرجام (همه هستی) به نور او احاطه شده است.

فرمانش بی مشورت مستشاری جاری و نافذ است و قضا و تقدیرش بی مدد همکاری، بر کائنات حکومت دارد و در تدبیر امر خلقش، هیچ نقص و بی نظمی نیست.

>>>>


[جمعه 3 آبان 1392 ]  [1:02 PM]  [عروس ایام]
غدیرمقدمه اول: معنای عید

عید در نگاه اولیه به معنای روز شادی، رهایی و بخشش به نظر می‌آید اما در نگاه عمیقتر، واژه عید از ریشه عود به معنای بازگشت ساخته شده است؛ با این توضیح معلوم می‌شود که عید روزی است که در آن به اصل خود باز می‌گردیم و در حقیقت نوعی توبه می‌کنیم تا به آن حقیقتی که برای خود کمال می‌دانیم بازگردیم.

مقدمه دوم : عید تقویمی و عید ارادی

از آنجا که مفهوم «بازگشت» سهم بزرگی از معنای عید را تشکیل می‌دهد، معلوم می‌شود که عید کاری است ارادی؛ به عبارت دیگر هر چند در هر سال با مراجعه به تقویمها از روزهای عید پی می‌بریم، این اطلاع نباید ما را راضی کند؛ زیرا تقویمها تنها یادآور عیدهای رسمی هستند و درباره عیدهای ارادی سکوت می‌کنند. به عبارت دیگر ممکن است یک روز به لحاظ تقویمی عید باشد اما ما به لحاظ حقیقی و در نزد خدا در آن روز به سمت آرمانهای اصلی خود باز نگشته باشیم که در آن صورت آن روز برای ما عید نخواهد بود.

>>>>


[جمعه 3 آبان 1392 ]  [12:54 PM]  [عروس ایام]
غدیرفرخنده باد عید الله اکبر عید سعید غدیر بر همه مسلمانان گیتی و بلکه بر همه جویندگان مسیر سعادت و نیکبختی در دنیا و آخرت .

مقاله کوتاه  پیش رو می کوشد تا با نور افشانی  عقل و خرد و از رهگذر  واقعه بزرگ غدیر  بیراهه ای بس خطرناک را برملا کند تا مبادا  دچارش شویم  یا اگر در آن هستیم  از آن نجات یابیم . به امید خدا! 

 

یک اصل نابخردانه

با دو مثال فرضی خیلی ساده  و روشن و البته به ظاهر بی ارتباط شروع می کنیم. فرض کنید یک شرکت بازرگانی می خواهد برای  هدایت هواپیمای ترابری خود خلبان استخدام کند. یا فرض کنید برای یک عمل جراحی به دنبال پزشک جراح  می گردید. هر عقل سلیم و اندیشه درستی می گوید برای انجام  صحیح، موفقیت آمیز و بدون درد سر این دو عمل باید به دو خلبان  کارآزموده و یک مهندس مجرب مراجعه نمود. حال فقط فرض کنید و فقط فرض کنید کسی بگوید اصلا لازم نیست به خلبان یا مهندس مراجعه شود. راه منطقی دیگری نیز وجود دارد!! و آن مراجعه  به آراء عمومی است. ببینیم اگر مردم اتفاق نظر کردند  که از میان همه مردم با همه مشاغل و مهارتهایی که دارند، جناب "الف " و جناب " ب " خلبان باشند یا آقای " جیم " مهندس باشد همین درست است. لذا  هدایت هواپیما و رسم نقشه را باید به همینها  سپرد. نتیجه آنکه اگر مردم  متفق شدند که یک دانشمند زمین شناس خلبان شود یا یک زرگر، مهندس شود همین درست است و باید  هدایت هواپیما و نقشه کشی را به همین ها سپرد. چرا؟! چون اجماع مردم بر این افراد منعقد شده است.

روشن است که خیلی تعجب  کرده اید. هم از اصل ماجرا و هم از بی ربطی آن به بحث غدیر . ولی باید بگوییم متأسفانه  عین این ماجرای نامعقول  و خردگریز پس از واقعه غدیر رخ داد. پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله – به امر خدای حکیم  حضرت امام علی بن ابی طالب – علیه السلا م – را به جانشینی  خویش و امامت جامعه  معرفی کردند. آن هم در اجتماعی کم نظیر.(1) و این یعنی به امر خدای متعال فقط ایشان است که می باید بر این منصب عظیم و سرنوشت ساز قرار بگیرد و هیچ فرد دیگری سزاوار این جایگاه نیست. که اگر بود قطعا خداوند علیم حکیم وی را معرفی می کرد .

>>>>>


[جمعه 3 آبان 1392 ]  [12:49 PM]  [عروس ایام]
تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3