عروس ایام ...

< تبریک="" ما="" را="" در="" دهه="" عاشقانه="" ترین="" ایام="" پذیرا="" باشید="">
امام علییکی از اشکالاتی که گاهی از اوقات به ذهن افراد سطحی و کم سواد از سنی و شیعه می رسد این است که چرا نام مولا بصراحت در قرآن به کار نرفته علی رغم این همه قرابت که با رسول خدا صلی الله علیه و آله و بلکه با خود خدا داشته است و علی رغم ادعای شیعه در مورد اهمیت مسئله امامت؟!

حتی کار به جائی رسیده که بعض جهال از شیعه به همین دلیل قائل به تحریف قرآن شده اند.(1)

جواب های بسیار مناسبی بزرگان ما خصوصا حضرت امام خمینی(ره) به این اشکال داده اند(2) که معروف ترین آن جلوگیری از وقوع تحریف لفظی قرآن است چرا که کسانی که آتش به در خانه فاطمه زهرا سلام الله علیها بردند و کل احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله را که صحابه در ذیل آیات نوشته بودند به بهانه حفظ قرآن از مخلوط شدن با حدیث، سوزاندند و نهضت حدیث سوزی را به راه انداختند چه باکی داشتند از حذف نام مولا، ولی با این همه، آیات قابل توجهی از قرآن وجود دارد که به اعتراف فریقین در شأن مولا و امامت اوست بدون تصریح به اسم .

اما آنچه حقیر قصد ذکر آن را دارم و آن را در جائی ندیده ام این است که می توان این احتمال را داد كه خداوند اسم ایشان را برده اما بگونه ای که از چشم دشمنان مخفی بماند و حتی کسانی که قرآن را از حفظ هستند و بارها آن را تکرار نموده اند بلکه از بسیاری از دوستان حضرت نیز مخفی بماند و آن این آیه می باشد:

« و وهبنا لهم من رحمتنا و جعلنا لهم لسانَ صدقٍ علیّا »(3)

>>>>>


[جمعه 3 آبان 1392 ]  [12:49 PM]  [عروس ایام]
غدیردر قرآن کریم دو آیه وجود دارد که نزول آن مختص به واقعه غدیر خم در سال دهم هجری قمری و در ابلاغ انتصاب الهی امام علی بن ابی طالب صلوات الله علیه به عنوان وصایت و خلافت بلافصل ایشان است. آیه اول آیه ای است که دستور ابلاغ این انتصاب به پیامبر اسلام صلی اللَّه علیه و آله و سلم در آن آیه داده شده است؛ و آیه دوم آیه ای است که بعد از ابلاغ آن حضرت نازل شد.

آیه قبل از خطبه پیامبر

یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكافِرینَ  (آیه67،سوره مائده)

در اخبار داریم كه در چند موضع در عرفات، مكه، جُحفه، امر به ابلاغ این موضوع شده بود لكن فورى نبود و پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله و سلم می دید و می دانست كه منافقین در اطراف و كنار هستند و كاملا با این موضوع مخالف سر سخت هستند و می ترسید موجب انبعاث فتنه و تشتت مسلمین و منجر باتلاف نفوس و قتل آن سرور شود و منتظر تأمینى از پروردگار بود تا در غدیر خم این امر اكید تهدید آمیز رسید كه فرمود (وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ) كه اصلا تبلیغ رسالت نشده زیرا شرط صحت كلیه عبادات ایمان، و رستگارى در آخرت و نیل به سعادت و بهشت و نجات از عذاب منوط به ایمان است چنانچه سر تا سر قرآن به این ناطق است و یكى از اركان مهمه ایمان، ولایت است و بدون او ایمان نیست و با عدم ایمان خلود در عذاب و بطلان كلیه اعمال است پس به انتفاء جزء اخیر علت، معلول منتفى می شود و دستگاه رسالت لغو و باطل می گردد.

«وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»؛ این وعده، قلب مبارك پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله و سلم را آرام و این تهدید موجب تشجیع آن سرور شد، ابلاغ فرمود و از تمام اخذ بیعت گرفت حتى از نساء و تا سه روز در این محل ماند تا بیعت تمام شد.

«إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكافِرِینَ»؛ از آن قساوت قلب و سیاهى دل و عناد و حسد و عصبیت، از قابلیت هدایت افتادند و كردند آنچه كردند كه در بعض اخبار دارد كه مردم به دو شاهد حق خود را می گیرند و امام على علیه السلام با دوازده هزار شاهد نتوانست حق خود را بگیرد.[1]

>>>>>


[جمعه 3 آبان 1392 ]  [12:49 PM]  [عروس ایام]

 آن چه دراین گفتار می خوانیم :
اعلان امامت
عَلِي بْنَ أَبي طالِبٍ أَخي وَ وَصِيّي
معنای وليّ
آيه­ ي ولايت
نصب امام، از جانب خدا


اعلان امامت امیرالمؤمنین علیه ­السلام
در دومين درس امامت از خطابه­ ي غدير بعضي از اصطلاحات خطابه را مورد بحث قرار مي­ دهيم.

پيامبر­ اکرم صلي ­الله ­عليه ­و­­آله در ابتدای بخش دوم می­ فرمایند:
­بِسْمِ‏اللَّهِ الرَّحْمانِ الرَّحيمِ،  يا أَيُهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّك ــ في عَلِي يَعْني فِي الْخِلاَفَةِ لِعَلِي بْنِ أَبي طالِبٍ ــ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ[1]
ای فرستاده ی ما آن چه از سوی پروردگارت درباره ی علی و جانشینی او بر تو فرو فرستادیم به مردم برسان وگرنه رسالت خداوندی را به انجام نرسانده ای و البته خداوند تو را از آسیب مردمان نگاه می دارد.

خدا به من وحي فرمود: اي رسول! آن چه از جانب پروردگارت درباره­ ي خلافت و جانشيني علي­ بن­­ ابيطالب به تو نازل شده را ابلاغ کن.

تعبير امامت و جانشيني با چند واژه به کار رفته است: وارث و وراثت، امام و امامت، خليفه و خلافت، وصّي و وصايت، وليّ و ولايت.

عید غدیر خم

 


[جمعه 3 آبان 1392 ]  [12:41 PM]  [عروس ایام]
غدیرپیامبر اکرم صلی الله علیه و آله اعلام کرده بود این آخرین حج اوست و می خواهد روش صحیح حج را به مردم یاد داده، تمام آداب حج را اجرا نماید. مسلمانان بسیاری برای درک آخرین حج فرستاده خدا عازم حج گردیدند و حال پس از اتمام حج راهی سرزمینهای خود بودند. برخی حاجیان از آبگیر[1] «خم» رد شده بودند و گروهی آرام آرام به آنجا نزدیک می شدند. منطقه «خم» مانند تقاطعی بود که راهها در آنجا از هم جدا می شد. ناگاه پیک های رسول خدا صلی الله علیه و آله، حاجیانِ از «خم» عبور کرده را فراخواندند تا به آن باز گردند.

آنچه را بر من وحی کرده ادا می کنم

رسول الله صلی الله علیه و آله دستور داد همه صبر کنند تا آنان که عقب تر هستند نیز برسند. سپس بر منبر گونه ای، که از جهاز شتران درست شده بود، بالا رفت. آن روز به قدری گرم بود که مردم ناچار شدند عباهای خود را زیر پا پهن کنند تا پاهاشان از شدت حرارت نسوزد.[2] در این هنگام بود  که همه حاجیان دیدند پیامبر خدا صلی الله علیه و آله  کسی را بالای جهاز شتران در کنار خود آورد، دستش را بلند کرد و شروع به خطبه خواندن نمود:

«حمد مخصوص خدایی است که... علمش همه چیز را در بر گرفته است... رازهای درون آدمی را فهمیده... هیچ امر مخفی، برای او پنهان نبوده و مشتبه نمی شود. آن خدایی که به همه چیز احاطه داشته، بر همه چیز غلبه، در همه چیز قوت و بر همه کار قدرت دارد... شکننده ی هر ستمکارِ خیره سر و نابود کننده ی هر شیطنت پیشه ی شورش‌گر است... در آشکار و نهان و در سختی و آسایش حمدش می کنم.... به فرمانش گوش داده، آن را اطاعت کرده، به هر چه  راضیش کند مبادرت ورزیده و تسلیم قضای او هستم... آنچه را بر من وحی کرده ادا می کنم از بیم آنکه اگر ادا ننمایم عذابی کوبنده مرا فرا گیرد که هیچ کس نتواند نجاتم دهد... زیرا خدا به من اعلام کرد که اگر آنچه را بر من فرستاده ابلاغ نکنم اصلا رسالت او را ابلاغ نکرده ام و البته او خود نگهداری مرا برایم ضمانت کرده است و  او خدای کافیت کننده و کریم است. خداوند به من وحی نمود: «بسم اللَّه الرحمن الرحیم یا أیُّها الرسولُ بَلِّغْ ما أنزِلَ إلَیكَ مِن ربِّك‏ و إن لَم تَفعَلْ فَما بَلَّغتَ رِسالَتَه و اللَّهُ یَعصِمُكَ مِن الناسِ‏»...[3]


[جمعه 3 آبان 1392 ]  [12:41 PM]  [عروس ایام]

با توجه به اینکه در تمامی منابع معتبر شیعه واقعه غدیر به طور کامل همراه با وقایع قبل و اتفاقات بعد از آن ذکر شده است از ذکر منابع شیعه در زمینه سند واقعه غدیر خودداری کرده و صرفا منابع اهل سنت را ذکر کردیم.

برای نمایش بزرگتر تصاویر بروی آنها کلیک کنید.



[جمعه 3 آبان 1392 ]  [12:48 AM]  [عروس ایام]

فَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسَّسَتْ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیْكُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقَامِكُمْ وَ أَزَالَتْكُمْ عَنْ مَرَاتِبِكُمُ الَّتِی رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فِیهَا وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْكُم...
...وخدا لعنت كند بر امتی كه شما را از مقام و مرتبه خود منع كردند و رتبه ای كه خدا مخصوص شما گردانیده بود از شما گرفتند و خدا لعنت كند امتی كه شما را مقتول ساخت...
در این فراز از زیارت قدسی عاشورا، خطِ سیر انحرافاتی كه به شهادت امام حسین علیه السلام و یارانشان انجامید، به وضوح نشان داده می شود. ابتدا ایشان را از مقام و رتبه خود دور كردند و سپس رتبه ای كه خدا به ایشان داده بود گرفته و در نهایت امام حسین علیه السلام را شهادت كردند. در واقع امتی كه امام علیه السلام را از مقام خود دور كردند و مقامی را كه خدا به ایشان داده بود گرفتند و ایشان را به شهادت رساندند، در یك ردیف مورد غضب خدا قرار می گیرند. به این معنی كه غصب مقامات خدادادی آن حضرت، مانند شهید كردن ایشان است.
اما به راستی این مقام و رتبه چه بوده است؟

>>>>>>>>>>>>>


[چهارشنبه 1 آبان 1392 ]  [11:12 PM]  [عروس ایام]

روز هجدهم ماه ذی‌الحجه، یادآور روز مهمی در تاریخ است. این روز را باید به حق از عظیم‌ترین اعیاد نامید، همان‌گونه که در روایات بر اهمیت این روز و برتری آن بر سایر اعیاد تأکید شده است.

هجدهم ذی‌الحجه روزی است که رسول خدا(ص) پس از انجام حج در سال دهم هجری به هنگام مراجعت به مدینه، مردم را در وادی «غدیر» جمع کرد و فرمان خدا یعنی نصب حضرت علی(ع) به امامت و ولایت بر امت را به آنان ابلاغ کرد. و آن جا بود که آیه 3 سوره مائده(اَلْیوْمَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُم، وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتی، وَ رَضیتُ لَکُمُ الاْسْلامَ دِیناً) نازل شد. و خداوند با برگزیدن حضرت علی(ع) به امامت امت، دین اسلام را کامل گردانید و دشمنان آن را ناامید و مأیوس ساخت.

در ادامه بر اساس متون دینی، فضیلت و اعمالی که برای این روز وارد شده است را یادآور می‌شویم:

 


[سه شنبه 30 مهر 1392 ]  [10:28 PM]  [عروس ایام]

 خطبه و خطابه:
در لسان العرب آمده: الخطاب و المخاطبه: مراجعة الكلام، و قد خاطبه بالكلام مخاطبه و خطابا، و هما یتخاطبان.
و از قول لیث آمده: الخطبه مصدر الخطیب. خطب الخاطب على المنبر، و اختطب یخطب خطابة، اسم الكلام: خطبه.
از قول ابومنصور نیز آمده كه الخطبه اسم للكلام السذى یتكلم به الخطیب فیوضع موضع المصدر{1}
فیروزآبادى در معناى خطبه آورده: خَطبَ الخاطبُ على المنبر خَطابة، بالفتح، و خُطبة بالضم، و ذلك الكلام: خُطبه ایضاً، أو هى الكلامُ المنثورُ المسجعُ و نحوهُ{2}
در تهذیب اللغة آمده: الخطبه مثل الرساله التى لها اول و آخر{3}
ابن اثیر در النهایه ذیل این واژه آورده كه الخطبه بالضم فهو من القول و الكلام{4}
طریحى در مجمع البحرین گوید: الخطبه تختص بالموعظه و الكلام المخطوب به. فیقال: خطبنا رسول اللّه‏صلى الله علیه وآله وسلم اى وعظنا{5}
در منتهى الارب آمده: خطبه كلامى است كه در ستایش خدا و نعت نبى‏صلى الله علیه وآله وسلم و موعظه خلق باشد. نثر مسجع و مقفّا{6}
لذا خطبه كلامى است كه ابتدا و انتها دارد، داراى قافیه است و مسجع مى‏باشد، در آن حمد و ثناى خداوند و پند و اندرز خلق لحاظ شده است.
 

>>>>


[دوشنبه 29 مهر 1392 ]  [12:15 AM]  [عروس ایام]

الف:
آمنین                            
الأثمین                         
اصحاب الصحیفه
اصحاب السبت                   
اصحاب السعیر                          
الانصاء                         
الاوصیاء                         
أمت                          
أهل السموات و الارضین                   
اهل الشرك                         
الائمه                 
اخوان الشیاطین                    
اولیاء الله                       
الاولین                     
الاخرین                        
اعداءالله          

ت:                                                       
التابعین  

ج:                          
الجاحدین   

ح:  
حزب الله  
الحجاج
 
خ:
الخائنین    
خالدین
الخاسرین   

ذ:
ذریه

ر:
راکعون

س:
السفهاء

ش:
الشاکرین

ص:
الصالحین
الصابرین

ظ:
الظالمین

ع:
العالمین
العربی
العجمی

غ:
الغاصبین
الغالبون

ف:
الفائزون

ق:
القاسطین

ک:
الكافرین

ل:
الائمین

م:                                                  
المخالفین                
المتكبرین                            
مسلمون
المغتصبین                            
المقصرین                          
المجرمین                    
المعاندین                            
المكذبین          
المحسنین                           
مهتدون
المارقین                                                                                           
المفلحین                           
المؤمنین                        
المتقین                                
المنافقین                          
المستهزئین
المهاجرین
المرسلین
المخلوقین

ن:
الناکثین
النبیین


[دوشنبه 29 مهر 1392 ]  [12:15 AM]  [عروس ایام]

اساس هدایت اسلام تعلیماتی است که دین اسلام برای انسان آورده است تا صراط مستقیم را به او شناسانده و او را به پیمودن آن موفق سازد. این تعلیمات در دو رکن پیوسته به هم گرد آمده است:
قرآن و حدیث. دو رکنی که طلب هدایت از هر یک از آن دو، بدون رجوع به دیگری امکان پذیر نیست.
تصور این که با قرآن کریم بدون مراجعه به عترت و احادیث و تعالیم آن، می توان به «هدایت فعلیه» رسید، درست نیست و برخلاف خود قرآن کریم و وصیت های مکرر و موکد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است، چنان که تعلیمات عترت نیز بدون عرضه تعلیمات آنان بر قران کریم درست نیست و برخلاف تعلیمات خود عترت است، بلکه دو صورت یاد شده اصلاً تمسک (چنگ زدن و پیروی کردن) نیست، نه تمسک به قرآن و نه تمسک به عترت.
این موضوع بسیار مهم، در حدیث نبوی مسلم الصدور؛ یعنی «حدیث ثقلین» به روشنی تبیین شده است.

انی تارک فیکم الثقلین ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی – احدهما اعظم من الاخر کتاب الله حبلٌ ممدود من السماء الی الارض، و عترتی اهل بیتی، و لن یفترقا حتی یردوا علی الحوض فانظروا کیف تخلفونی فیهما.
من در بین شما دو چیز گران قدر را می گذارم که تا وقتی به آن دو تمسک جویید، بعد از من گمراه نمی شوید یکی از آن دو از دیگری بزرگتر است: کتاب خدا که طناب کشیده شده از آسمان به زمین است و عترت من خاندان من و از یکدیگر جدا نمی شوند تا در کنار حوض بر من وارد شوند. پس بنگرید که در نبود من (به جای من) چگونه با آنان رفتار می کنید.

حدیث ثقلین از پرآوازه ترین احادیث گنجینه های حدیث مسلمان است و بزرگان مذاهب اسلامی در کتاب هایشان، اعم از صحاح و سنن و مسانید و تفاسیر و سیره ها و تواریخ و لغت و غیر این ها، از این حدیث یاد کرده اند. شیعیان این حدیث صحیح و متواتر را یکی از دلائل امامت و وصایت بلافصل حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام می دانند و آن را به هشتاد و دو طرق، با عباراتی متفاوت از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت کرده اند. اهل سنت نیز این حدیث را بهتر دانسته و آن را از ده ها طریق و از بیست و اندی صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله روایت کرده اند. از آن جمله می توان به این احادیث اشاره کنیم:
ـ امام احمد حنبل، از طریق ابی سعید خدری از رسول خدا  صلی الله علیه و آله نقل می کند که فرمود:
انی تارک فیکم الثقلین احد هما اکبر من الاخر، کتاب الله حبل ممدود من السماء الی الارض و عترتی اهل بیتی و انهما لن یفترقا حتی یرد علی الحوض ـ حاکم نیشابوری نیز از طریق زید بن ارقم از رسول خدا  صلی الله علیه و آله نقل می کند:
انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و اهل بیتی و انهما لن یفترقا حتی یرد اعلی الحوض
ـ ترفدی در سنن خود از طریق زیدبن ارقم نقل می کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
انی تارک فیکم ما ان تمسکتم به لن تضلوا ابعدی، احدهما اعظم من الآخر، کتاب الله جمل ممدود من السماء الی الارض و عترتی اصل بیتی. و لن یتفرتا حتی یردا علی الحوض فانظرو ا کیف تخلفونی فیما.
ـ عبدا الملک خرگوشی در کتاب خود به نام «شرف النبوه» نقل کرده است:
انی تارک فیکم الثقلین: کتاب الله و عترتی. فإن تمسکتم بهما لن تضلوا من بعدی همچنین کسانی مانند خطیب تبریزی، شمس الدین سخاوی شافعی، عامر بن لیلی الغفاری. محب الدین طبری و … نیز این حدیث را نقل کرده اند.
در این راستا می توان درس هایی را از حدیث ثقلین آموخت و بر دلالت این حدیث بر امامت اهل البیت ـ علیهم السلام ـ متذکر شد:
1ـ از حدیث وجوب پیروی فهمیده می شود.
2ـ پیروی از اهل البیت علیهم السلام بر امت واجب است.
3ـ پیروی از اهل البیت علیهم السلام همچون پیروی از قران است
4ـ لفظ «ثقلین» دلیل بر وجوب پیروی است.
5ـ امر به اعتصام دلیل بر وجوب پیروی است.
6ـ لفظ«اخذ»در حدیث دلیل بر وجوب پیروی است.
7ـ جدا نشدن قرآن و عترت از یكدیگر، دلیل بر وجوب پیروی است.
8ـ قرآن و اهل البیت علیهم السلام توام و با یكدیگر می باشند.
9ـ دلالت حدیث بر عصمت امامان از اهل البیت علیهم السلام
10ـ دلالت حدیث بر اعلمیت و افضلیت اهل البیت علیهم السلام و سایر موارد …

پس از این که بر روایت بزرگان علم حدیث نسبت به حدیث ثقلین آگاه شدیم، به ناچار می بایست بر گفتار بعضی از متعصبین گذشته اهل سنت در ایراد و اشكال بر این حدیث متذکر شویم و به بیان سستی و بی اعتباری سخن آنان پرداخت که به دلیل گستردگی بحث و لزوم پاسخگویی به تک تک تعارضات می بایست به کتاب کبیر عبقات الانوار تألیف علامه میرحامد حسین نیشابوری هندی رجوع کرد.

حدیث ثقلین بر هر مسلمانی محبت قطعی است. پیام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این حدیث این است: من در میان شما امت، دو یادگار گرانقدار باقی می گذارم که تا هنگامی که به آن دو تمسک جویید، گمراه نخواهید شد. یکی کتاب خدا (قرآن) و دیگری عترت من.

حدیث ثقلین همانگونه که دلالت می کند بر امامت دوازده امام از اهل البیت  علیهم السلام و امامت و خلافت بلافصل علی علیه السلام بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله همچنین دلالت می کند بر وجود امام دوازدهم حجه الله المنتظر و بقای وجود شریف آن حضرت ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ زیرا این حدیث دلالت می-کند بر عدم جدایی کتاب و عترت تا روز قیامت و تا لحظه ورود بر حوض ـ پس همانگونه که قرآن مجید تا روز قیامت باقی است، همچنین واجب است که کسی از اهل البیت وجود داشته باشد که شایسته برای تمسک و و اقتدا به او باشد و امام زمان خود باشد و حجت وقت از عترت طاهره تا روز قیامت.

برگرفته از کتاب: خلاصه عبقات الانوار حدیث ثقلین تالیف: میرحامد حسین هندی
ترجمه دکتر سید حسن افتخارزاده.


[دوشنبه 29 مهر 1392 ]  [12:12 AM]  [عروس ایام]
تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3