عروس ایام ...

< تبریک="" ما="" را="" در="" دهه="" عاشقانه="" ترین="" ایام="" پذیرا="" باشید="">

فردا عرفه است

چه‌قدر تلخ است وقتی بدانی که هیچ نیستی و هیچ نمی‌ارزی. چه‌قدر دردناک است وقتی به پشت سر خود نگاه کنی و ببینی از چه گردنه‌هایی عبورت داده‌اند و ندانسته‌ای. چه‌قدر حسرت‌آور است وقتی بدانی چه‌قدر دوری.

چه حس و حال غریبی است در این غروب و چه‌قدر بی‌تاب فردایم. فردایی که عرفه است.

عرفه است و بوی حسین(علیه السلام) می‌آید. بوی خون و کربلا. بوی عشق و محرّم. دعای عرفه و دلی که می‌لرزد. دلی می‌لرزد که نکند به هیچ هم نیرزد و دستش به دامانی نرسد.

کاروانی در راه است. کاروانی به عظمت تمام بشریت و مسیری که هماره راهی می‌طلبد. حسین(علیه السلام)  به کربلا می‌رود تا بمیرد و می‌میرد تا بماند. به کربلا می‌رود تا کعبه‌ای دیگر بنا کند و همه دیدند سعی صفا و مروه‌اش را و قربانی‌کردنش را و حجّ خونینش را!

عطر اشک فضای کوچه‌ی دلم را خوشبو کرده و حسّی غریب، با صدایی به لحن آشنا در گوشم می‌نوازد که حسین(ع) دار و ندار عشق مظلوم و مهجور است. اگر با من باشد می‌گویم که عشق متعالی فقط یکبار و آن هم در کربلا جلوه کرده و تکلیف خود را با همه روشن کرده است. بهتر بگویم عشق در کربلا با همه‌ی کاینات درددل کرد و هم تکثیر شد و هم تکبیر.

کربلا خلاصه‌ای است از آنچه باید می‌شدیم و نشدیم. عرفه می‌آید و من هنوز باور نکرده‌ام. عرفه می‌آید و من ...

باید حسین(علیه السلام)  را دیگرگونه بشناسم و باورش کنم. اگرچه در این مسیر هزاران بار بر زمین خورده‌ام اما باید دوباره برخیزم. فردا عرفه است

****

عرفه،قربان،عاشورا

قربان هر ساله پس از عرفه می آید. به راستی کدام یک  از پس دیگری است؟ کدام یکشان را باید در دیگری جست؟ عرفه سازنده قربان است یا قربان مخزن عرفه؟ سیاق کدامشان در قلب دیگری است؟

قربان، هر ساله پس از عرفه می آید و دل ها را شادمان می گرداند. حال آن که این قربان خود عرفه ای است، بر قربانی که هر سال پس از آن می آید و خلق را به عزا می نشاند. گویی که ابراهیم راهی است که به حسین ختم می شود و حسین صراطی است که ابراهیم را در آغوش کشیده است، و این قربان موجب اندوه فراق عرفه است و آن عرفه علّت وصال قربان

ابراهیم را باید در حسین جست یا حسین را در ابراهیم؟

حسین مناجات می کند و ابراهیم قربانی....

و حسین قربانی می شود و ابراهیم مناجی.

از قربانی مناجی سرور برمی خیزد و از مناجات قربانی اندوه.

عشق، بلاد غریبی است. آن گاه که عطش، قربانیان را به تقلا می آورد، یکی در تشنگی جسم، که به زمزم سیراب می شود و یکی در تشنگی جان که هر چه زردی کویر به سرخی خون رنگین شود نیز، این درد قرار نمی گیرد. سلوک ابراهیم در آن است که خون و قربانی ختم به زمزم و میقات و کعبه شود، و سلوک حسین آن است که هزار زمزم و میقات و رکن و مقام، جمله قربانی خونین گردند.

و گویی پسند پروردگار نیست که ابراهیم را آگاهی از خواست احد رحمان باشد، و خلیل می بایست به جهل وصال را لبّیک گوید. اما به دیگر روی خواست پروردگار چنان است که حسین به علم پروردگار آگاه باشد و به اختیار سر تا پای لبّیک شود.

بر فراز جبل الرحمة ابراهیم از خنجر شکوه می کند که چرا نمی بری؟ و چرا نمی بری ای خنجر؟

حال آن که در قربانگاه حسین، این خنجر است که به ناله می آید که چرا ببرم؟ و چرا ای حسین؟

و در هر دو پاسخ از جانب عرش می آید که قربانی آن است که خداوند عزیز انتخاب کرده.

قربان، هر ساله پس از عرفه می آید و دل ها را شادمان می گرداند. حال آن که این قربان خود عرفه ای است، بر قربانی که هر سال پس از آن می آید و خلق را به عزا می نشاند. گویی که ابراهیم راهی است که به حسین ختم می شود و حسین صراطی است که ابراهیم را در آغوش کشیده است، و این قربان موجب اندوه فراق عرفه است و آن عرفه علّت وصال قربان.


منبع : وبلاگ شاید بخوانی ام 

وبلاگ اندیشه در حیات


[یک شنبه 28 مهر 1392 ]  [10:39 PM]  [عروس ایام]

زانو بزن! اینجا آستان خاکساری‏ست، اینجا بلندمرتبه‏ترین نقطه تعالی انسان است. این سجده‏گاه، این خاک، این صحرا... .

این صحرا، صحرای عرفات است و تو حاجی کعبه شوق.

عاشق‏تر از همیشه آمده‏ای به عرفات شوق، به عرفات عشق، به عرفات بندگی؛ در صحرایی که مجنون‏ترین مجنون‏ها لیلای نفس را وارهانیده‏اند و در پی جنون خویش لیلای بندگی را وادی به وادی، واحه به واحه جست‏وجو می‏کنند.

این صحرا صحرای عرفات است که صحرای محشر است و تو در میان عاشقان، به پایکوبی و دست‏افشانی پرداخته‏ای در سجده‏های شوق در سجده‏های بندگی و دلدادگی؛ عیدتان مبارک!

عرفه، عید بخشایش است، روز کشیدن خط بطلان بر هر آنچه سیاهی‏ست در درون انسان در قلب انسان. روز بستن هر چه دریچه رو به ویرانی‏ست؛ ویرانی روح، ویرانی نفس. روز بازکردن هر چه پنجره‏ست؛ پنجره‏هایی که جز به نور باز نمی‏شوند.

این صحرا نقطه آغاز است برای روح و دلی که به جز خدا، هیچ معبودی را برنمی‏تابد و سر بر آستان بندگی هیچ ناخدایی نمی‏ساید و تنها خداوند را به پرستش لب می‏گشاید.

این صحرا، صحرای شوق است و این روز، روز تحولی در زندگی، روز اول آفرینش عشق.

عرفات را می‏شناسی؛ از همان دقیقه‏ای که مُحرم دیدار معشوق شدی، از همان سپیده‏ای که خویشتن را در حوله سپید احرام پیچیده‏ای تا در تلألو نور محض، به درگاه خدایت اظهار بندگی کنی و حالا که در عرفات، در روز عرفه، سر بر آستان نیایش گذاشته‏ای، می‏فهمی بندگی یعنی: «لا اله الاّ اللّه‏»

*****

عرفه آمد ومن هنوزدرکوچه پس کوچه های تنگ وتاریک دلم سرگردانم....هنوز دلتنگم و هنوز غریب....

امسال هم عرفه، اجازه ندادند عرفات باشم....نتوانستم همنفس با فرشتگان و همصدا با مولایم در بهترین سرزمین"عرفات" نیایش کنم........

بار الها،خواسته های دلم به وسعت عالم و آدم است،امااز تو می خواهم آگاهی ،عشق ، نیاز ومبارزه راکه فلسفه نیایش های زیباترین روح پرستنده"حضرت سجاد (علیه السلام)"است، از من نگیری ......

عرفه روز دعاست.خداخودبه دعا امر فرمودند وبه اجابت ،ضمانت.

چه دعایی باید کرد؟چه گفت؟چه خواست؟!!

نمی دانم......

واقعا نمی دانم........

خدایا اگر نبود پدرونبودنمازهای او، من اصلا نمازخوان می شدم؟!!!

اگر اشکهای او درمصیبت سیدالشهداءنبود،من کجا سینه زن می شدم؟!!!

اگر درخلوت دررثای فرزند شهیدش ، روضه علی اکبر نمی خواند؛ من چگونه عاشورا رامی فهمیدم؟ !!!

اگر...........

اگرمادرم هر روز با خدا خلوت نمی کرد و قرآن نمی خواند ،من کجا قرآن خوان می شدم؟

اگر بغض مادردر مظلومیت ائمه نمی شکست ، من کجا معنی پاکی و معصومیت را می فهمیدم؟!!!

اگرنبود شاخه های استجابت قنوت مادرم،من کجا به هر آنچه می خواستم ،می رسیدم؟!!!

اگر.........

امسال هم عرفه، اجازه ندادند عرفات باشم....نتوانستم همنفس با فرشتگان و همصدا با مولایم در بهترین سرزمین"عرفات" نیایش کنم........

بار الها،خواسته های دلم به وسعت عالم و آدم است،امااز تو می خواهم آگاهی ،عشق ، نیاز ومبارزه راکه فلسفه نیایش های زیباترین روح پرستنده"حضرت سجاد (علیه السلام)"است، از من نگیری ......

خدایا بر محمد و آلش درود و رحمت فرست.......

خدایا در این روز شریف که خود براستجابت دعا ضمانت کردی، پدرم را قرین رحمت خاصه ی خویش قرارده وبر خوان نعمت مولایش- اباعبدالله- مهمان......

خدایا مادرم را در پناه الطافت،آرامشی عطا فرما که شاهد به بار نشستن میوه های زندگی اش باشد....

خدایا،حتی برای لحظه ای مرا به خودم وا مگذار ، مرا ببخش و بیامرز......" آمین یا رب العالمین "


منبع : مرکز مجلات تخصصی حوزه

سایت قطره


[پنج شنبه 25 مهر 1392 ]  [11:11 PM]  [عروس ایام]

گویی هنوز در «عرفات» رو به جلوه‏زار «کعبه» ایستاده و از پرتو چهره نورانی‏اش، صحرا غرق نور شده است! گویی ایستاده و دست‏های پر از اجابت خود را به آسمان گرفته و ملکوت الهی غرق شنیدن عاشقانه‏های اوست: اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی لَیسَ لِقَضآئِهِ دافِعٌ وَ لا لِعَطائِهِ مانِعٌ و...

ستایش از آن خدایی است که قضایش را دفع کننده‏ای و عطایش را منع کننده‏ای نیست.

اَللهُمَ إِنّی اَرْغَبُ اِلَیکَ وَ اَشْهَدُ بِالرُّبُوبِیةِ لَکَ مُقِرّا بِانَّکَ رَبّی، وَ اِلَیکَ مَرَدّی،...

الهی، اینک من به سوی تو روی می‏کنم و به پروردگاری‏ات گواهی می‏دهم؛ اقرار می‏کنم که آفریدگار من تویی و بازگشت من به سوی توست، ...

گویی در «کربلا» ایستاده است! و تصویر لاجوردی آسمان، شگفت‏انگیزتر و بشکوه‏تر از همیشه، در ازدحام سپید فرشتگان، گم شده است!

پرتو قنوتش، حتی دورترین ستاره را به تماشا می‏خواند و تسبیح کلمات آسمانی‏اش غلغله در عرش می‏اندازد؛ نگاه حقیقت شناس فرشتگان پر از ستاره است و نغمه «یا حسین» با اشک‏ها و آمین‏های پی در پی، گوشه گوشه آسمان را فرا گرفته است.

امروز، روز عرفه است، روز نیایش، روز ستایش واقعی و توحید محض.

امروز باید عظمت خداوند متعال «جلّ جلاله» را بی‏پرده دید!

امروز باید غیر از آسمان، برای خود سقفی نساخت!

امروز باید سجاده بر خاک نهاد، باید محراب تماشا را تا افق گسترد، باید وسعت لا یتناهی اندیشه و احساس را به هم آمیخت!

الهی، به حق امام حسین علیه‏السلام ، و به حق مسلم بن عقیل علیه‏السلام ، شناخت قدر و حرمت روز عرفه را به ما بیاموز تا روزی‏مند از رحمت واسعه تو گردیم!

امروز، روز طولانی‏ترین نیایش‏های عاشقانه با خداست!

امروز، روز همایش رحمت خداوند است، روز نا امیدی اهریمن، از نارسایی ترفندهایش.

امروز، روز سخاوت حضرت حق «عزّ و جل» است، روزِ «اَللهُمَّ یا اَجْوَدَ مَنْ اَعْطی وَ یا خَیرَ مَن سُئِلَ وَ یا اَرْحَمَ مَنِ اسْتُرْحِمَ».

امروز، روز اوج‏گیری نور صلوات است که منزلت خاکیان را بر افلاکیان ثابت می‏کند.

امروز، روز استجابتِ «یا مُجیبُ دَعْوَةِ الْمُضْطَرّینُ» است!

امروز، روز عرفه است است، روز نیایشِ خونین حضرت مسلم‏بن عقیل علیه‏السلام ، روز استجابت دعای پیر فرزانه کوفه، شهید عشق حسین علیه‏السلام ، هانی بن عروه رحمه‏الله است! امروز، روز دعا و اشک و «یا حسین» در تمام صحراهای آغشته به عطر کربلاست!

امروز، مۆمنین در سایه‏زار چتر رحمت، دل‏های عاشق خود را به امتحان عشق می‏سپارند.

امروز، روز معراجِ دل‏های کربلایی است که هم‏نوا با کاروان سالار عشق عاشورا، می‏خوانند: لآ اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ الْمُوحِّدِینَ،...

امروز، روز سخاوت حضرت حق «عزّ و جل» است، روزِ «اَللهُمَّ یا اَجْوَدَ مَنْ اَعْطی وَ یا خَیرَ مَن سُئِلَ وَ یا اَرْحَمَ مَنِ اسْتُرْحِمَ»

امروز، روز همراهی و هم‏صدایی متیقن با «یا ربّ یا ربّ»های امام حسین علیه‏السلام است!

امروز، روز زیبای سیر و سلوک عارفانه در عالم بالاست، روز عارفان حقیقی، روز معراج دل، به اعلی علیینِ تسبیحِ حضرت پروردگار!

امروز، روز پالایش وجود از هر گونه تعلّق و شرک و گناه است، روز توبه!

الهی، به حق امروز که روز نیایش‏های عاشقانه و عارفانه امام حسین علیه‏السلام است، به شرافت «روز عرفه»، در طول سال، ما را از مغفوران درگاهت قرار بده، نه از محرومان!

الهی، به حق امام حسین علیه‏السلام ، و به حق مسلم بن عقیل علیه‏السلام ، شناخت قدر و حرمت روز عرفه را به ما بیاموز تا روزی‏مند از رحمت واسعه تو گردیم!

الهی، به حق عبادت اولیای درگاهت در این روز مبارک، زیارت حجتِ(عج) پنهان از نظرت را در دنیا و شفاعتش را در جهان آخرت نصیبمان گردان. آمین!

شکوفه‏های پیروزی، شکرانه‏های استجابت .


منبع : مرکز مجلات تخصصی حوزه


[پنج شنبه 25 مهر 1392 ]  [11:08 PM]  [عروس ایام]

عرفه، روز نیایش است؛ روزی که قطرات اشک، چون کودکان مادر از دست داده، دامن عرش را محکم می‏گیرند و بنیاد هستی را به لرزه درمی‏آورند.

روز عرفه، روز «خدایا خدایا!» است؛ روزی که کبوتران دعا از گنبد آبی «ربنا» پرواز می‏کنند و فوج فوج به ایوان کبریا فرود می‏آیند و تا برگ استجابت را از دستان سخاوتمند «یا غفار» نگرفته‏اند، بازنمی‏گردند.

عرفه، روز اعتراف است؛ اعتراف بندگان گناه‏کار در شبستان نیلگون اشک استغفار، در محضر بلند پروردگار.

عرفه، روز استغفار است؛ استغفار از رجس و پلیدی، استغفار از هر آنچه زشتی و بدسرشتی است. عرفه روز بازگشت است؛ «بازگشت به خویشتن»، بازگشت به دامن پرمهر یار، به آغوش نگار، بازگشت به آرامش و قرار.

عرفه، صمیمانه‏ترین روز بنده و مولاست. بندگان، امروز صمیمانه و صادقانه در حضور مولا به تقصیر گناه خویش اعتراف می‏کنند و مولای مهربان و عطوف، دست نوازش بر سر و رویش می‏کشد و آسمان آسمان آسایش و آرامش به او هدیه می‏کند.

امروز روز سبز دعاست؛ روز عبودیت، روز بزرگ پرستش.

امروز بندگان، صادقانه بندگی می‏کنند و خواجه، سخاوتمندانه خواجگی.

امروز روز نیایش است؛ روز «یارب، یارب!»

امروز، عرفات، بارگاه حسین است. حسین آمده است که آخرین زمزمه‏های فراق را شکوه و نامه وصال را توسط یار، امضا کند.

امروز، عارفانه‏ترین زمزمه‏های هستی از تارهای حنجره حسینی به سمت آسمان می‏رود و راه‏های آسمان را کهکشان کهکشان روشن می‏کند. امروز، زمزمه‏های حسین، هستی را به وجد می‏آورد. سلام بر حسین! سلام بر اصحاب حسین!

 

صلای عشق

دستان لرزانم را به آسمان بلند می‏کنم. سرم را در آسمان می‏چرخانم. جز نور نمی‏بینم.

امروز، عارفانه‏ترین زمزمه‏های هستی از تارهای حنجره حسینی به سمت آسمان می‏رود و راه‏های آسمان را کهکشان کهکشان روشن می‏کند. امروز، زمزمه‏های حسین، هستی را به وجد می‏آورد. سلام بر حسین! سلام بر اصحاب حسین!

فریاد می‏زنم و پژواک صدایم را نمی‏شنوم. چشمه چشمه اشتیاق از چشمانم جاری می‏شود. زمین می‏چرخد، آسمان می‏چرخد و من... من که تو را سال‏هاست در طوافم و تو ای قبله‏گاه راستین من که «یا مَن هو اَقربُ إِلی من حَبلِ الوَرید»ی، چگونه خویش را از تو دور ببینم؟!

خود را از بیابان‏های غفلت، به سوی سرزمین نور می‏کشم؛ به مکانی که بهترین بندگان، در این روز پرالتهاب، تو را می‏خوانند. صدای عشق می‏آید.

صدا، صدای حسین علیه‏السلام است و من که چون سنگ‏ریزه‏ای ناچیز، دل به اوج کلمات او بسته‏ام، آسمان و زمین، با حسین علیه‏السلام می‏خوانند و تمام صحرا تکرار می‏کند. فوج فوج فرشتگان، صحرای لم یزرع عرفات را پوشانده است.

بی‏سپاس، چگونه لب به سخن بگشاید، وقتی حسین علیه‏السلام ، نعمت‏های تو را می‏شمارد و سپاس می‏گوید؟!

الهی!

چگونه به درگاه تو روی آورم، وقتی خویش را آلوده پست‏ترین عصیان‏ها می‏بینم و در توشه عملم جز زشتی و سیاهی نیاندوخته‏ام؟دعای امام را شامل این ذرات ناچیز و بی‏ارزش عرفات کن که بر زمین، به امید عنایت تو نشستیم و حسین علیه‏السلام را شفیع قرار دادیم. تمام اجزای این خاک اشک می‏ریزند و تمام ذرات این صحرا فریاد می‏زنند: «اللهم انی ارغب الیک و اشهدُ بالرّبوبیة لکَ مُقراً بِانکَ رَبّی و الیک مَرَدّی».

«خسی در میقات» 


منبع : مرکز مجلات تخصصی حوزه


[پنج شنبه 25 مهر 1392 ]  [10:51 PM]  [عروس ایام]

انسانی که در مسیر الهی قرار دارد تا وقتی که عبد صالح خداوند نشده است از اولیاء خداوند نخواهد شد.


در این نوشتار کوتاه قصد نداریم به گزارش واقعه ی عظیم و عجیب امتحان حضرت ابراهیم (علیه السلام) بپردازیم بلکه در صدد بیان چند نکته ی اساسی از معارف اعتقادی و عرفانی اسلام هستیم و فرض ما آنست که خواننده ی محترم تا حد قابل قبولی از آن واقعه ی بزرگ مطلع است.

در چندین سال اخیر نغمه ای گوشنواز ولی باطل ساز شده است که "بشر امروزی برخلاف بشر گذشته های دور و از جمله بشر صدر اسلام به دنبال تکالیفی که بردوش وی قرار دارد نیست و در عوض در جستجوی حقوق و امتیازات خود می باشد اصولا مسأله ی عبودیت در برابر خداوند سبحان مسأله ای است مرتبط با عصر برده داری! و روشن است در این عصر که برده داری منسوخ شده است دیگر سخن گفتن از عبودیت پروردگار متعال جایی ندارد و نادرست است" اگر کسی اندکی با پایه های عرفان اصیل اسلامی بلکه تا حدی با معانی قرآن مجید و روایات نورانی اهل بیت نبوت (علیهم السلام) آشنا باشد اولا از این سخنان شگفت زده می شود و بعد بسیار غمگین که عده ای در بهترین فرض بی اطلاع چگونه راه کمالات روحی انسانها را مسدود می کنند!؟ خداوند متعال در آیه پایانی سوره مبارکه طلاق می فرماید: « اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ یَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَیْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَیْءٍ عِلْمًا »

حضرت آیت الله مکارم – دام ظله- در ترجمه این آیه می فرمایند" خداوند همان کسی است که هفت آسمان را آفرید و از زمین نیز همانند آنها را فرمان او در میان آنها پیوسته فرود می آید تا بدانید خداوند بر هر چیز تواناست و اینکه علم او به همه چیز احاطه دارد" واضح است که تفسیر این آیه مبارکه به ویژه معنای هفت آسمان و همانندی خلقت زمین با آن نیازمند بحثهای دراز دامنی است ولی در هر حال نمی توان در یک مطلب تردید روا داشت و آن اینکه طبق آیه شریفه هدف از تدبیر آسمان و زمین بلکه هدف از خلقت آنها معرفت الله بوده است اینکه آدمی به قدرت و علم بیکران الهی عالم بشود حال این مطلب را در کنار آیه 56 سوره ذاریات قرار دهیم. که می فرماید: و «ما خلقت الجن و الانس الالیعبدون» یعنی جن و انس را خلق نکردم مگر برای آنکه مرا عبادت کنند آری هدف خلقت معرفت الله است  و این معرفت الله ربطی تنگاتنگ دارد با عبادت خداوند متعال.

از وظیفه آن کسی که خداوند سبحان در جانش به عظمت درک شده است و در قلبش دارای جایگاهی با شکوه است آن است که به سبب این عظمت – هر آنچه غیر اوست ناچیز و کوچک قلمداد بشود

 گفتن آنکه مرحوم علامه شعرانی – قدس سره – می فرماید: روایت شده است که منظور از "لیعبدون" در آیه شریفه "لیعرفون" می باشد که در این صورت عرض ما کاملا قابل تصدیق خواهد بود. برگردیم به آن ساز به ظاهر قشنگ و واقعا نادرست! آری آدمی هم متعجب می شود و هم آزرده خاطر.

اما ربط اینها به عید قربان چیست؟

باید بگوییم شاید خداوند حکیم این روز را که روز جلوه گیری عبودیت حضرت ابراهیم (علیه السلام) آنهم در آن سطح بالا می باشد به عنوان عید قرار داده است تا ما در سرتاسر زندگی توجه به مساله ی بسیار حیاتی و اصلی عبودیت داشته باشیم .

همان عبودیتی که مطابق آیات 60و61 سوره یس صراط مستقیم است " أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْكُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ " ؛ آیا با شما عهد نیستم ای بنی آدم که شیطان را عبادت نکنید همانا او دشمن آشکار است و مرا عبادت کنید این است صراط مستقیم.

عید قربان

در اینجا باید عرض کنیم تمام عظمت حضرت ابراهیم (علیه السلام) مربوط به عبودیت آن جناب است در کتاب اصول کافی حداقل دو روایت نقل شده است که تا حدودی گویای مطلب فوق می باشند یکی از حضرت امام باقر (علیه السلام) و دیگری از حضرت امام صادق (علیه السلام) که در قسمتی از مفاد خود که مربوط به این مقاله می شود با هم یکسان هستند راوی می گوید: حضرت باقر (علیه السلام) فرمودند: "ان الله اتخذه ابراهیم عبدا قبل ان یتخذه نبیا و اتخذه نیبا قبل ان یتخذه رسولا و اتخذه رسولا قبل ان یتخذه خلیلا و اتخذه خلیلا قبل ان یتخذه اماما..." (1) از این روایت شریف چنین دریافت می شود که سیر صعودی مدارج آن حضرت ابتدا از مقام "عبد" بودن شروع شده است. جالب آنکه در حدیث این درجه یک مقام و منزلت معرفی شده است و پس از آن مقام نبوت رسالت خلقت و امامت به آن جناب از طرف خداوند سبحان اعطاء شده است جناب صدر المتألهین – رحمه الله – در شرح حدیث امام صادق (علیه السلام) می فرماید: ...."فمالم یصر عبدا صالحا مطلقا یصرولیا من اولیاء الله...." (2) یعنی انسانی که در مسیر الهی قرار دارد تا وقتی که عبد صالح خداوند نشده است از اولیاء خداوند نخواهد شد.

در چندین سال اخیر نغمه ای گوشنواز ولی باطل ساز شده است که "بشر امروزی برخلاف بشر گذشته های دور و از جمله بشر صدر اسلام به دنبال تکالیفی که بردوش وی قرار دارد نیست و در عوض در جستجوی حقوق و امتیازات خود می باشد .

اما سرّ این درجه از عبودیت چیست؟

به نظر می رسد راز آن در معرفت فراوان به پروردگار هستی نهفته است در نهج البلاغه از حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام) نقل شده است که " .... ان من حق من عظم الله سبحانه فی نفسه و جل موضعه من قبله ان یصغر عنده- لعظم ذلک – کل ما سواه ..." (3) یعنی از وظیفه آن کسی که خداوند سبحان در جانش به عظمت درک شده است و در قلبش دارای جایگاهی با شکوه است آن است که به سبب این عظمت – هر آنچه غیر اوست ناچیز و کوچک قلمداد بشود.

آری یکی از ما سوای خداوند تبارک و تعالی فرزند جوان و دلبند آدمی است. به نظر می رسد معرفت الله آدمی را به عبودیت و تا اعلا درجه ی پیشرفت معنوی می رساند در اینجا تذکر و فقط تذکر – یک نکته دارای اهمیت است و آن اینکه: آدمی باید با یک شناخت ولو ابتدایی به وادی عبودیت پای گذارد و از آن پس افزون بر تلاش های متعارف مثل تفکر و مطالعه با عمل بر اساس تعبّد دائما و به عنایات خداوند کریم معرفت خود را بیشتر و عمیق تر نماید. آنگاه این معرفت درجه ی بالاتری از عبودیت را به ارمغان می آورد. و خلاصه آنکه به نظر میرسد بین معرفت الله و عبادة الله یک هم افزایی وجود دارد.

آری به احتمال فراوان یکی از حکمت های بزرگداشت عید قربان تأمل در مسأله ی عبودیت و آزمایش بزرگی است که حضرت خلیل الرحمان رو سپید از آن بیرون آمدند.

خوبست در پایان یادآور شویم که خوانندگانی که مایل به کسب آگاهی در زمینه فلسفه و تفسیر نوع امتحانات خداوند متعال هستند می توانند به کتاب ارجمند معارف قرآن (خداشناسی) که تنظیم دروس تفسیری حضرت علامه آیت الله مصباح یزدی می باشد مراجعه نمایند.

پی نوشت ها :

1-اصول کافی، ج1، ص175

2- شرح اصول الکافی، ج2، ص430

3-نهج البلاغه خطبه 216

 سید علی محمد هاشمی رضوانی  - بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


[پنج شنبه 25 مهر 1392 ]  [10:39 PM]  [عروس ایام]

واژه «عید» به معنای رجوع و برگشتن است و «قربان» به معنای قربانی یا هر نچه با ن بر پروردگار، تقرب جویند. از این رو، می‌توان عید قربان را به معنای بازگشت انسان به مقام تقرّب الهی دانست.


ایام حج بهترین فرصت برای تطهیر است. زمانی است برای اندیشیدن و بهتر شدن. حاجیان در این ایام تلاش خویش را در جهت انجام هر چه بهتر دستورات به کار می‌برند و در نهایت پس از چند روز عبادت و راز و نیاز با خداوند متعال و تحمل سختی‌های گوناگون وارد قربانگاه می‌شوند تا قربانی خویش را تقدیم حضرت حق کنند.

این عمل به پیروی از حضرت ابراهیم (علیه السلام) صورت می‌گیرد. آن هنگام که در خواب دستور ذبح اسماعیل (علیه السلام) به ایشان ابلاغ می‌گردد و پدر موظف می‌شود یگانه پسر خویش را با دستان خود سر ببرد. ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) صبورانه و مطیعانه دستور پروردگار خویش را لبیک می‌گویند و راهی قربانگاه می‌گردند.

شیطان تمام تلاش خود را برای منصرف نمودن ابراهیم (علیه السلام) به کار می‌برد اما تنها با سنگ‌هایی از جانب وی مواجه می‌گردد. پدر چشمان پسر را می‌بندد، چاقو بر دست می‌گیرد و بر حلق اسماعیل (علیه السلام) می‌کشد. اما تیزی چاقو به اذن خداوند متعال از آن دور می‌گردد و این‌چنین ابراهیم (علیه السلام) در امتحانی دیگر سربلند می‌شود و گوسفندی را که از جانب خداوند برایش فرستاده شده بود ذبح می‌کند.

اکنون حاجیان به تبعیت از ابراهیم (علیه السلام) باید در روز دهم ذی الحجه حیوانی را قربانی نمایند تا به یاد آورند ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) چگونه فرمان باری تعالی را با جان و دل پذیرفتند و بی‌هیچ چون و چرایی خاشعانه ندایش را لبیک گفتند.

قربانی باید از بهترین نوع باشد. هرگونه عیب و ایراد در ذبیح سبب ابطال عمل خواهد شد تا آدمی به یاد داشته باشد که باید هم‌چون هابیل بهترین‌ها را تقدیم خداوند نمود و هم‌چون اسماعیل (علیه السلام) از جان گذشت و مانند ابراهیم (علیه السلام) صبر در امتحانات نمود تا از رحمت رحمان بهره‌مند گردید.

اکنون حاجیان به تبعیت از ابراهیم (علیه السلام) باید در روز دهم ذی الحجه حیوانی را قربانی نمایند تا به یاد آورند ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) چگونه فرمان باری تعالی را با جان و دل پذیرفتند و بی‌هیچ چون و چرایی خاشعانه ندایش را لبیک گفتند

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز فرموده‌اند: «هیچ كاری در روز عید قربان نزد خداوند از خونی كه ریخته می‌‏شود دوست داشتنی‌‏تر نیست، قربانی در روز قیامت با همان شاخ‌ها و سم‌هایش حاضر می‌شود. خون حیوان قربانی پیش از آن كه بر زمین گسترده گردد جایگاهش در نزد خداوند معین بوده است، جان‌های خود را با آن پاكیزه و معطر سازید».

هم‌چنین نقل شده است که اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در پرداخت بهای گوسفند قربانی زیاده‌روی می‌كردند و دوست نداشتند كه در خرید قربانی چانه بزنند، زیرا بهترین قربانی، گران‌قیمت‌‏تر و دوست‌داشتنی‌‏تر در نزد صحابه بود.

انسانی که پای در میدان جهاد با نفس می‌گذارد باید بداند که پیروزی در این کارزار به آسانی ممکن نیست. ورود در این میدان نیازمند انجام تمرین‌هایی است. باید مشق صبر، استقامت، شجاعت، ایثار، فرمان‌پذیری و دوری از امیال شخصی را از بر نمود. باید به یاد داشت که در این کارزار گاه باید از جان گذشت تا طعم شیرین پیروزی را چشید.

و خداوند برای آنکه این راه را آسان‌تر گرداند از مثال‌هایی استفاده کرده است و بارها و بارها، به شیوه‌های مختلف آن‌ها را به یاد انسان‌ها آورده است. او در کتب آسمانی خویش از افرادی سخن گفته است که نه تنها در این میادین پیروز گشته‌اند بلکه سرمشق و الگو برای دیگران قرار گرفته‌اند. او از هابیل، نوح، موسی، آسیه، مریم و عیسی (علیهم السلام) سخن می‌گوید تا یادآور گردد پیروزی در این مسیر عزمی راسخ می‌خواهد.

هر زمان و مکانی از این پس برای او حکم حج را دارد. وظیفه‌اش سنگین‌تر و تکالیفش بیش‌تر شده است. او با جان خویش ندای حق را شنیده است که بندگانش را فرامی‌خواند و با چشم دل آغوش رحمت پروردگار خوش را درک کرده و دریای بی‌کران جود و بخشش را دیده است

 او محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را اسوه‌ای نیکو برای مردمان معرفی می‌نماید تا بدانند با پیروی از او می‌تواند به رب جل و اعلی نزدیک‌تر گردند. خداوند از این طریق می‌خواهد به بندگانش ثابت نماید هیچ چیز در این عالم غیر ممکن نیست و سخت‌ترین مسیرها نیز با توکل بر او و پیروی از دستوراتش سهل و هموار خواهند شد.

او تعالیم خویش را به گونه‌ای قرار داده است که علاوه بر انجام بندگی، طریق پرستش را نیز آموزش دهد. حج را بر مسلمانان واجب می‌نماید تا بدانند راه رسیدن به او نزدیک اما پر فراز و نشیب است. روز نهم ذی الحجه را عید می‌نامید و در شمار ایام الله قرار می‌داد تا نشان دهد جهاد با نفس و پیروزی بر شیطان رجیم تا چه حد ارزش و جایگاه دارد.

آری! عید قربان نماد بندگی و عبودیت است. نماد صبر و استقامت در مقابل سختی‌ها است. نماد پیروزی در امتحانات خداوند است.

حاجی در این روز باید حلقوم هوا و هوس خویش را بریده و با عزمی راسخ در جهت انجام دستورات الهی به موطن خویش بازگردد. او باید به یاد داشته باشد که هر روز برایش عید قربان است و هیچ زمانی وجود ندارد که از میدانگاه جهاد با نفس خارج شود. هر زمان و مکانی از این پس برای او حکم حج را دارد. وظیفه‌اش سنگین‌تر و تکالیفش بیش‌تر شده است. او با جان خویش ندای حق را شنیده است که بندگانش را فرامی‌خواند و با چشم دل آغوش رحمت پروردگار خوش را درک کرده و دریای بی‌کران جود و بخشش را دیده است.

پس ای حاجی همیشه حاجی بمان.

حجتان مقبول


[پنج شنبه 25 مهر 1392 ]  [10:30 PM]  [عروس ایام]

عید قربان از جایگاه والایی نه تنها در میان مسلمانان بلکه در بین سایر ادیان نیز برخوردار است. هر چند اختلافاتی در مورد جریانات آن روز در میان مردم جهان وجود دارد لکن ادیان ابراهیمی چون یهودیت و مسیحیت اصل جریان را پذیرفته و بدان اعتقاد دارند. اسلام نیز با قرار دادن آدابی خاص در این روز به پاسداشت مقام حضرت ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) پرداخته است.


در روایات اسلامی از عید قربان با عنوان روز حج اکبر یاد شده است. به عنوان نمونه از معاویة بن عمار روایت شده كه گفته است: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: روز حج اكبر چه روزی است؟ امام (علیه السلام) فرمودند: «روز قربان است، و حج اصغر عمره است».‏

این‌گونه توجه و فضیلت قرار دادن برای یک روز نشان‌دهنده آن است که بی‌شک در این روز حکمت‌ها و اسرار فراوانی نهفته است و آن را در شمار ایام الله و روزهای مخصوص خدا قرار می‌دهد.

زایران بیت الله الحرام در این روز چندین عمل را باید انجام دهند:

اول آنکه هفت سنگ ریزه را در هفت نوبت به ستون‌هایی که نماد شیطان رجیم است پرتاب نمایند تا به یاد آورند در این روز ابراهیم (علیه السلام) با اراده‌ای فولادین در برابر شیطان ایستاد و فرمان پروردگار خویش را بی هیچ بهانه‌ای پذیرفت. به این کار «رمی جمره» گویند.

دوم آنکه بهترین حیوان را برای قربانی در پیشگاه پروردگار آماده می‌سازد. در این زمان حاجی باید به یاد آورد که حضرت ابراهیم (علیه السلام) فرزند خویش را که بالاترین و ارزشمندترین دارایی‌اش در جهان بود تقدیم درگاه حق تعالی نمود. او باید به یاد داشته باشد که خدایی شدن و خدایی ماندن به راحتی ممکن نیست. باید اسماعیل‌ها قربانی نمود و جان‌ها فدا کرد. باید بداند طریق بندگی و عبودیت اگر چه سخت و دشوار است پایانی خوش و فرجامی نیکو را به همراه دارد. او باید به یاد داشته باشد که هم‌چون هابیل بهترین را برای خدا بیاورد و از خساست قابیل عبرت گیرد که عاقبتی بد به دنبال دارد.

فرستادن گوسفند برای ابراهیم (علیه السلام) نفی ذبح فرزندان بود و پخش گوشت قربانی در میان فقیران و نیازمندان پوچی عمل دادن قربانی به بتان را آشکار ساخت. خدا خود در قرآن فرموده است هیچ بخشی از قربانی به او نخواهد رسید تنها و تنها نیت خالص و اطاعت بندگان است که او را شاد خواهد ساخت

در ادیان گذشته قربانی نمودن عملی خرافی و پست بود. بسیاری از تمدن‌های قدیمی خون فرزندان خویش را در برابر الهه‌های دروغین جاری می‌ساختند. برخی با دادن قربانی به بت‌ها در پی یافتن امان یا رحمت از بتان بودند. خداوند متعال با دادن رنگ و بویی دیگر به این عمل در اسلام، خط بطلانی بر افکار پوچ این اقوام کشید و هم‌چون گذشته طریق فلاح و رستگاری را به مردم نشان داد. فرستادن گوسفند برای ابراهیم (علیه السلام) نفی ذبح فرزندان بود و پخش گوشت قربانی در میان فقیران و نیازمندان پوچی عمل دادن قربانی به بتان را آشکار ساخت. خدا خود در قرآن فرموده است هیچ بخشی از قربانی به او نخواهد رسید تنها و تنها نیت خالص و اطاعت بندگان است که او را شاد خواهد ساخت.

از دیگر رازهایی که در این عمل نهفته است مساوات و برابری است. بر اساس تعالیم اسلامی بهتر است حاجیان گوشت قربانی را سه بخش کرده، بخشی را برای نیازمندان کنار گذارند، بخش دیگر را به خویشاوندان دهند و قسمت آخر را خود استفاده نمایند. به این ترتیب خداوند یکتا علاوه بر آنکه سنت انفاق و صدقه دادن را ترویج نموده و به گوش جهانیان می‌رساند یکسانی افراد عادی با مساکین را نیز بیان می‌دارد. به آنان گوشزد می‌کند که تنها ملاک برتری افراد تقواست و مال و مقام هرگز سبب جایگاه والاتر افراد نزد حضرت حق نخواهد شد. اباحه دادن گوشت قربانی به غیر مسلمانان نگاه بشردوستانه اسلام را نمایان‌تر می‌سازد و به جهانیان گوشزد می‌کند که اسلام نه تنها هیچ‌گاه به خود اجازه تجاوز و سلب امنیت مردم سایر ادیان را نداده بلکه به فکر بهبود زندگی آنان نیز می‌باشد.

تراشیدن

سوم آنکهمردانی که زایر بیت الله الحرام هستند باید موهای خویش را از ته بتراشند و برای زنان نیز بهتر است قدری از مو و ناخن خود را کوتاه نمایند تا بر خود متذکر شوند زیبایی‌های ظاهری ارزشی در پیشگاه خداوند ندارد. خدا خود این زیبایی‌ها را به هر کس به هر اندازه که خواسته داده است و می‌تواند هر زمان که بخواهد از آنان بازپس گیرد. باید دل از این زیبایی‌های ظاهری شست و همت خویش را صرف پاک ساختن درون و کسب زیبایی‌های دورن که اکتسابی هستند نمود.

چهارمین عمل که شاید مهم‌ترین اعمال ـ به ویژه در سال‌های اخیر ـ باشد برائت جستن از مشرکان می‌باشد. حاجیان پس از طی چندین روز سختی و اقامت در صحرایی بی‌آب و علف و انجام فرائض مخصوص و عبادات فراوان اکنون به پیروی از پیشوایان خویش فریاد برائت از مشرکین سر می‌دهند تا ندای توحید و یگانه‌پرستی را در جهان طنین‌انداز کرده و خط بطلانی بر شرک و نمادهای گوناگون آن بکشند. اهمیت این مطلب در زمانه‌ای که هجوم دشمنان به اسلام و مقدسات اسلامی روز به روز رو به افزایش است بیش از پیش می‌باشد و امید است امسال پررنگ‌تر از سال‌های گذشته برگزار گردد.

آری! این بخشی بسیار ناچیز از زیبایی‌های این روز باشکوه است. روزی که به حق حج اکبر نام‌بردار است و تصویری زیبا از اسلام و شعائر اسلامی را ترسیم می‌نماید.

زینب مجلسی راد  - بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


[پنج شنبه 25 مهر 1392 ]  [10:30 PM]  [عروس ایام]

واژه «عید» به معنای رجوع و برگشتن است و «قربان» به معنای قربانی یا هر آنچه با آن بر پروردگار، تقرب جویند. از این رو، می‌توان عید قربان را به معنای بازگشت انسان به مقام تقرّب الهی دانست.


واژه «عید» تنها یک بار در قرآن آمده و به معنای روزی است که نعمت‌های آسمانی بر مۆمنان فرود می‌آید. در فرهنگ اسلام نیز از روزی که انسان در آن گناه و معصیتی مرتکب نشود، به عید تعبیر کرده‌اند. اعیاد اسلامی هم‌چون فطر، مبعث، غدیر و قربان، افزون بر این که خاطره رخداد مهمی را در یادها زنده می‌کنند و بزرگ‌داشت، درس‌آموزی و تبلیغ آن رویداد را یادآور می‌شوند، روزهای ویژه رحمت و لطف خداوندی نیز به شمار می‌آیند. در این عیدها، عطایا و نعمت‌های الهی، بر بندگان فرود می‌آیند و دریچه‌های بخشش و آمرزش پروردگار گشوده می‌گردد.

واژه «عید» به معنای رجوع و برگشتن است و «قربان» به معنای قربانی یا هر آنچه با آن بر پروردگار، تقرب جویند. از این رو، می‌توان عید قربان را به معنای بازگشت انسان به مقام تقرّب الهی دانست. این مقام در سایه مبارزه با هواهای نفسانی و در پرتو خودسازی و بهره‌وری از فرصت‌های ناب به دست می‌آید.

زایران خانه خدا پس از تحمّل مرارت‌های بسیار و پرهیز از آلایش‌های دنیوی، اینک به منزلگاه آخر رسیده‌اند. پایان عبادت‌ها، رازها و رمزهایی برازنده در خود نهان دارند، و از این روست که رمضان در منزل فطر، نماز با سلام، هفته با جمعه و حج با عید قربان به اتمام می‌رسند.

پروردگار متعال در قرآن مجید، زیباترین تصویر عشق الهی انسان را در داستان رضای ابراهیم (علیه السلام) و تسلیم اسماعیل (علیه السلام)، این گونه ترسیم کرده است: «و وقتی با او به جایگاه سعی رسید، گفت: ای پسرک من! من در خواب [چنین] می‌بینم که تو را سر می‌بُرم، پس ببین چه به نظرت می‌آید؟ گفت: ای پدر! آنچه را مأموری انجام ده! ان شاء الله مرا از شکیبایان خواهی یافت. پس وقتی هر دو تن در دادند [و هم دیگر را بدرود گفتند] و [پسر] را به پیشانی برخاک افکند، او را ندا دادیم که ای ابراهیم! رۆیای [خود] را حقیقت بخشیدی، ما نیکوکاران را چنین پاداش می‌دهیم. راستی که این همان آزمایش آشکار بود».

زایران خانه خدا پس از تحمّل مرارت‌های بسیار و پرهیز از آلایش‌های دنیوی، اینک به منزلگاه آخر رسیده‌اند. پایان عبادت‌ها، رازها و رمزهایی برازنده در خود نهان دارند، و از این روست که رمضان در منزل فطر، نماز با سلام، هفته با جمعه و حج با عید قربان به اتمام می‌رسند

عید قربان، حکایت آزمایش ابراهیم، اسماعیل و هاجر (علیهم السلام) و تاریخ عبودیت است. این حکایت و این آزمون، در طول تاریخ، همواره تکرار شده، اگرچه هیچ‌گاه بر آن شیوه و به آن‌گونه نبوده است. تکرار حیات‌بخش آن واقعه، در کربلا و در آزمایشی متفاوت تجلی یافت. در آن سرزمین، حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) ابراهیم، زینبْ (علیها السلام) هاجر و فرزندان و یاران حسین (علیه السلام) اسماعیل این واقعه بودند. اینان حماسه این آزمون را پرشکوه‌تر بر پهنه ابدیت رقم زدند؛ چرا که ابراهیمِ کربلا، نه تنها یک اسماعیل، که اسماعیل‌هایش را به مذبح برد و در پایان خود نیز به قربان‌گاه شهادت رفت.

هاجر اگر بر جدایی اسماعیلی که به دامانش بازگشت صبر پیشه ساخت، زینب (علیها السلام) بر مصیبتِ فراقِ ابدی 72 عزیز، صبورانه سوخت. اگر آنان خانه کعبه را بنا نهادند تا مردمان به آنجا رو آورند و با خدای کعبه تجدید عهد کنند، امام حسین و امام زین العابدین (علیهما السلام) و زینب (علیها السلام) نیز با ایثار خون و رشادت‌های بی‌شمار، غبار غفلت و حجاب و نفاق را از چهره اسلام زدودند.

راز زندگی مردان راستین الهی، در آن است که آنان برای رسیدن به کوی دوست و کسب رضایت محبوب، هرچه جز خدا در دل دارند، بر جای می‌گذارند تا پاک و مطهر به بارگاه ربوبی حضرت حق وارد شوند. در این عرصه، قربانی، وسیله قرب است و عید قربان، روز تقرّب و نزدیکی به درگاه پروردگار. قربانی کردنِ هر آن چه غیر اوست و در دل و جان مسکن گزیده، مقدمه قُرب است.

عید قربان، حکایت آزمایش ابراهیم، اسماعیل و هاجر (علیهم السلام) و تاریخ عبودیت است. این حکایت و این آزمون، در طول تاریخ، همواره تکرار شده، اگرچه هیچ‌گاه بر آن شیوه و به آن‌گونه نبوده است. تکرار حیات‌بخش آن واقعه، در کربلا و در آزمایشی متفاوت تجلی یافت

این همان رمز قربانی و یکی از ارکان مهم حج ابراهیمی است. در سنّت قربانی، آدمی در آزمونی الهی، با بریدن گلوی طمع و با جدا ساختن اندکی از مال خود، از سر رضا و تسلیم و بدون بخل و تنگ نظری، هدیه‌ای در خور را نثار دوست می‌کند. بدون تردید، همان‌گونه که در آیه 37 سوره حج آمده، خداوند متعال از گوشت و پوست و خون قربانی بهره‌ای نخواهد برد، بلکه تقوا، پرهیزکاری و فرمان‌بُرداری انسان است که خدا را خشنود کرده و نردبان رشد و تعالی آدمی می‌شود.

بسیاری از فقها با استدلال به آیه 36 سوره حج، بر این باورند که گوشت قربانی را حتی به غیر مسلمان نیز می‌توان بخشید. از این رو، شایسته است فقیران را از هر مذهب و مرام، از منافع قربانی بهره‌مند ساخت. در کتاب مناسک حج حضرت امام خمینی آمده است: «احتیاط آن است که ذبیحه را سه قسمت کنند، یک قسمت را هدیه بدهند و یک قسمت را صدقه بدهند و قدری هم از ذبیحه بخورند و صدقه را به مۆمنین بدهند ... و اگر صدقه را به فقرای کفار بدهد یا آن که تمام ذبیحه را به آن‌ها بدهد، اشکال ندارد» .

در دنیایی که هر گروه و دسته، برای استثمار دیگران نقشه می‌کشند و تنها به منافع خویش می‌اندیشند، بدون تردید، تنها مکتبی چون اسلام ـ که دارای چنین تفکری بشر دوستانه و خیرخواهانه است و در عمل آن را به اثبات رسانده ـ قابل اعتماد و اطمینان است. اسلام، دین زدودن فقر است؛ حالْ هر کس و هر کجا که باشد. این‌گونه جامع نگری‌هاست که توجه مردمان گیتی را به این مکتب انسان‌ساز متوجه کرده است.


منبع : مقاله آزمون بندگی/عید قربان، اصغر عرفان، ص 98.


[پنج شنبه 25 مهر 1392 ]  [10:23 PM]  [عروس ایام]

بعداز عید قربان مرسوم است حاجی در بازگشت از سفر خویش میهمانی را ترتیب دهد و در روایت نیز به این امر سفارش شده است، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: ولیمه فقط در پنج مورد است در جشن عروسى و در جشن ولادت در ختنه کردن و در خرید خانه در بازگشت از حج. ( الخصال / ترجمه فهرى  /ج‏1 / 348) دیدار فردی که از سفر حج بازگشته خالی از لطف نیست و در روایت دیدار کردن آنها سفارش شده است.


دیدار حاجی

(و قال صلوات اللَّه علیه بادروا بالسّلام على الحاجّ و المعتمرین و مصافحتهم من قبل ان تخالطهم الذّنوب)

و کالصحیح منقولست از حضرت سید السّاجدین صلوات اللَّه علیه که فرمودند که مبادرت کنید و پیش دستى نمایید که به زودى ایشان را دریابید به استقبال ایشان یا اعم که سلام کنید بر جمعى که حج کرده باشند یا عمره به جا آورده باشند یا هر دو و مصافحه کنید با ایشان پیش از آن که مکدر شوند به کدوردت گناهان چنانکه گذشت که نور حج با ایشان است تا آلوده گناهان نشده باشند. و محتمل است که تا چهار ماه نشده باشد مصافحه بهتر باشد چون احادیث متواتره وارد است که تا چهار ماه گناه نمى‏نویسند اگر چه نور حج نیز نمى‏ماند با گناهان اعم از صغیره و کبیره ( لوامع صاحبقرانى مشهور به شرح فقیه  /ج‏7 /165) 

 پیش دستى نمایید که به زودى ایشان را دریابید به استقبال ایشان یا اعم که سلام کنید بر جمعى که حج کرده باشند یا عمره به جا آورده باشند یا هر دو و مصافحه کنید با ایشان پیش از آن که مکدر شوند به کدوردت گناهان چنانکه گذشت که نور حج با ایشان است تا آلوده گناهان نشده باشند

محمّد بن حمزه از یک تن از روات از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که‏ فرمود: هر کس با حاجى که از سفر حجّ بازگشته ملاقات کند و با وى مصافحه نماید مانند کسیست که خود استلام حجر کرده باشد (یعنى آنکه دست خود را به حجر الاسود رسانیده باشد). ( ثواب الأعمال / ترجمه غفارى ) امام سجاد (علیه السلام) به تعجیل در زیارت حاجی سفارش نموده اند چرا که تا چهار ماه برای حاجی  گناهی نوشته نمی شود و روایت و شرح آن اینگونه است:

در صحیح از سعد اسکاف منقول است که گفت از حضرت امام محمد باقر صلوات اللَّه علیه شنیدم که مى‏فرمودند که چون کسى اراده حج داشته باشد و شروع کند در تهیه راه حج هر گامى که بر مى‏دارد ده حسنه در نامه عملش مى‏نویسند و ده سیئه محو مى‏کنند و ده درجه او را بلند مى‏کنند تا چون از تهیه فارغ مى‏شود و در دانه مى‏شود چهار پاى او هر گامى که بر مى‏دارد ده حسنه در نامه عملش مى‏نویسند و ده سیئه محو مى‏کنند و ده درجه او را بلند مى‏کنند تا وقتى که از افعال حج فارغ مى‏شود جمیع گناهان او را مى‏آمرزند و چهار ماه دیگر که آن ذى الحجه و محرم و صفر و ربیع الاول است حسنات از جهت او مى‏نویسند و گناهان را نمى‏نویسند مگر آن که فعلى صادر شود که واجب شود دخول نار به سبب آن به آن که کافر شود پس چون چهار ماه تمام مى‏شود با مردمان مساوى مى‏شود که حسنات و سیئات او را مى‏نویسند (لوامع صاحبقرانى مشهور به شرح فقیه  /  ج‏7 / 45 )   

چون کسى اراده حج داشته باشد و شروع کند در تهیه راه حج هر گامى که بر مى‏دارد ده حسنه در نامه عملش مى‏نویسند و ده سیئه محو مى‏کنند و ده درجه او را بلند مى‏کنند تا چون از تهیه فارغ مى‏شود و در دانه مى‏شود چهار پاى او هر گامى که بر مى‏دارد ده حسنه در نامه عملش مى‏نویسند

به کدامین حاجی توجه نمی شود

جابر جعفى از امام باقر (علیه السلام) نقل مى‏کند که پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: حاجى سه قسم است: بهترین آنها از نظر بهره‏اى که مى‏برد، کسى است که گناهان پیش و پس او آمرزیده شده باشد و خداوند او را از عذاب آتش حفظ کند، کسى که در مرتبه بعدى قرار مى‏گیرد، آن حاجى است که گناهان پیش و پس او آمرزیده شده باشد و عمل را در بقیه عمرش از سر بگیرد و کسى که در مرتبه بعد از آن قرار دارد، شخصى است که خانواده و مالش حفظ شده باشد. ( الخصال / ترجمه جعفرى   / ج‏1  /  223)    

اما در میان زائران بیت الحرامی نیز وجود دارند که بسته به رفتارشان نباید به آنها توجه کرد. میسّر از امام باقر (علیه السلام) نقل مى‏کند که فرمود: به کسى که قصد این خانه (کعبه) را مى‏کند، اگر سه خصلت نداشته باشد اعتنا نمى‏شود: پرهیزکارى که او را از معاصى خداوند حفظ کند و بردبارى که با آن مالک خشم خود باشد و خودش رفتارى با کسى که با او رفیق شده است. ( همان/   225 ) بنابراین این سه خصیصه از ویژگی لازم و اساسی یک زائر خانه خدا به شمار می آید: 1) پرهیزکاری 2) بردباری 3) خوش رفتاری

بنابراین فردی که پس از بازگشت از سفر حج همچون سابق بوده و تفاوتی در رفتار وی مشهود نگردد نمی توان گفت حجش مقبول حق بوده است و از این جهت رسیده است که « علامت قبول حج آن است که حال آدمی بعد از حج بهتر از سابق گردد» و  در خبر دیگری وارد است که « از علامت قبول حجّ ترک معاصی است که سابق می کرده و بدل کردن همنشینان بد را به همنشینان خوب، و مجالس لهو به غفلت را به مجالسی که در آن یاد خدا می شود » ( معراج السعادة ) بنابراین آدمی چون به قصد حج از وطن بیرون رود و داخل بیابان گردد و رو به خانه خدا آرد باید بیرون رفتن خود از دنیا را متذکر گردد و دائم در حال خوف و رجاء بوده و بداند مقصود اصلی از طواف، طواف دل است به یاد پروردگار.

                                                                                                                                             مریم پناهنده

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منابع:

1)معراج السعادة / نراقی

2) الخصال / ابن بابویه

3) لوامع صاحبقرانى مشهور به شرح فقیه  / مجلسی

4) ثواب الاعمال / ابن بابویه


[پنج شنبه 25 مهر 1392 ]  [10:23 PM]  [عروس ایام]

روز بزرگی که آن را عید می نامند

عید قربان

درمیان ما روزهای خاص و بزرگی وجود دارد که آن را عید می نامیم در فرهنگ نامه ابجد نیز عید اینگونه تعریف شده است: العِید- ج‏ أَعْیَاد [عود]: روزیکه در آن حادثه یا اتفاق مهمّى در سال رخ داده باشد که در هر سال آنرا به یاد گیرند، موسم و فصل، آنچه از بیمارى و یا غم و اندوه که همواره بر شخص وارد شود.


اعیاد بزرگ

در فرهنگ ها و سنت های مختلف،روزهایی بنا به مناسبت های خاص خویش به عنوان عید تعیین شده اند برای مثال در میان ما ایرانیان روز اول بهار به عنوان عید نوروز تعیین گشته است. درمیان مسلمانان نیز چهار روز است که به عنوان عید تعیین گشته است:

مفضل بن عمر مى‏گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: مسلمانان چند تا عید دارند؟

فرمود: چهار عید، گفتم: من عید فطر و قربان و جمعه را مى‏شناسم فرمود: بزرگترین و شریف‏ترین آنها روز هجدهم ذیحجه است و آن روزى است که در آن روز پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) امیر المۆمنین (علیه السلام) را بلند کرد و او را براى مردم به جانشینى نصب کرد، گفتم: در این روز وظیفه ما چیست؟ فرمود: بر شماست که آن روز را به عنوان سپاسگزارى و ستایش خداوند روزه بگیرید با اینکه خداوند در هر لحظه سزاوار سپاسگزارى است. و همین طور بود که پیامبران اوصیاء خود را امر مى‏کردند که در آن روز که وصىّ نصب مى‏شود روزه‏دار باشند و آن روز را عید بگیرند و هر کس در آن روز روزه بگیرد بهتر از عمل شصت سال است. ( الخصال / ترجمه جعفرى ج‏1 /383 ) عید قربان و عید فطر نزد مسلمانان از جایگاه و منزلت بزرگی برخوردار است به گونه ای که این روز را در تعطیل اعلام کرده و اوقات خویش را صرف گرامیداشت این روز می کنند و سعی می کنند مجالس شادی خویش را در این اعیاد بزرگ بر پا کنند.

بنابراین روزی که بنده آلوده به گناهی نشده باشد، روزی است که یه قدم به محبوب خویش نزدیکتر گشته و خود و خدای خویش را راضی و خشنود گردانیده است و عید واقعی این روز است

تاریخچه عید

تعیین کردن روزی خاص به عنوان عید سابقه ای طولانی دارد و مختص به عصر ما نمی باشد. هبة اللّه علیه السّلام فرزندان و تابعین خود را مأمور کرد که در هر- سالى یک روز نزد او جمع شوند، موقعى که نزد آن حضرت اجتماع میکردند آن بزرگوار تابوت را باز میکرد و در آن نظر مینمود لذا آن روز براى آنها روز عید مقرّر شد، جهت اینکه هبة اللّه علیه السّلام در آن تابوت نظر میکرد این بود که در انتظار قیام حضرت نوح علیه السّلام بود. ( ترجمه إثبات الوصیة / متن    23 )

 

روزی که در آن گناهی نباشد

حضرت امیر المومنین علی (علیه السلام) تعریفی متمایز از عید ارائه داده و آن را روزی می داند که در آن بنده مرتکب گناهی نشده باشد. « این عید کسی است که خدا روزه اش را پذیرفته و نماز او را ستوده است و هر روز که خدا را نافرمانی نکنند، آن روز عید است!. » ( نهج البلاغه،حکمت 428) بنابراین روزی که بنده آلوده به گناهی نشده باشد، روزی است که یه قدم به محبوب خویش نزدیکتر گشته و خود و خدای خویش را راضی و خشنود گردانیده است و عید واقعی این روز است.

روز عید قربان نیز یکی از بهترین روزها تعیین شده است و روز بسیار شریفی است که اعمالی را نیز برای آن منظور کرده اند، از جمله غسل و نماز و قربانی کردن و خواندن دعا

سر موفق نشدن عامه براى درک فضائل عید فطر و قربان

 على بن احمد رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یعقوب، از على بن محمّد از کسى که ذکرش نموده از محمّد بن سلیمان، از عبد اللَّه بن جنید تفلیسى از رزین، وى مى‏گوید: حضرت ابو عبد اللَّه علیه السّلام فرمودند:هنگامى که حضرت حسین بن على علیهما السّلام را با شمشیر زدند و آن جناب روى زمین سقوط کرد، سرعت و شتاب کردند که سر مبارکش را قطع کرده و ببرند منادى در این وقت از جانب عرش نداء داد: اى امّت ظالم و ستمگرى که بعد از پیامبرتان گمراه شدید خدا موفّقتان نکند که عید قربان و فطر را درک کنید، سپس راوى گفت، امام علیه السّلام فرمودند: به خدا سوگند موفّق نشده و نخواهند شد تا وقتى که منتقم خون حسین علیه السّلام قیام کند. ( علل الشرائع / ترجمه ذهنى تهرانى ج‏2    261 ) 

 

زیارت بهترین مکان در بهترین روز

و در موثق کالصحیح منقول است که حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه علیه فرمودند که محبوب‏ترین جاهاى زمین نزد حق سبحانه و تعالى مکه معظمه است هیچ خاکى نزد حق سبحانه و تعالى محبوب‏تر از خاک آن نیست و هیچ سنگى نزد حق سبحانه و تعالى محبوب‏تر از سنگ آن نیست و هیچ کوهى محبوب‏تر از کوه آن نیست به نزد من و هیچ آبى محبوب‏تر از آب آن نیست به نزد من‏ . ( لوامع صاحبقرانى مشهور به شرح فقیه   / ج‏7  /  219)

روز عید قربان نیز یکی از بهترین روزها تعیین شده است و روز بسیار شریفی است که اعمالی را نیز برای آن منظور کرده اند،  از جمله غسل و نماز و قربانی کردن و خواندن دعا. حج خانه خدا در این روز مقرر شده است و این حج با اعمالی همراه است که مردمان با آنها انس نگرفته‌ اند و عقول از درک سرّ آنها عاجز است مثل زدن سنگریزه، و هروله میان مروه و صفا، پس به جا آوردن آن نیست مگر به جهت محض اطاعت امر و اظهار بندگی.

بنده‌ایم و پیشه ما بندگی است    بندگان را با سببها کار نیست


منابع:

1)لوامع صاحبقرانى مشهور به شرح فقیه/ مجلسی

2)علل الشرایع / ابن بابویه

3)معراج السعادة / نراقی

4)نهج البلاغه / ترجمه دشتی

5)الخصال / ابن بابویه

6)إثبات الوصیة  / علی بن حسین مسعودی


[پنج شنبه 25 مهر 1392 ]  [10:23 PM]  [عروس ایام]
تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3