عروس ایام ...

< تبریک="" ما="" را="" در="" دهه="" عاشقانه="" ترین="" ایام="" پذیرا="" باشید="">

واژه «عید» به معنای رجوع و برگشتن است و «قربان» به معنای قربانی یا هر آنچه با آن بر پروردگار، تقرب جویند. از این رو، می‌توان عید قربان را به معنای بازگشت انسان به مقام تقرّب الهی دانست.


واژه «عید» تنها یک بار در قرآن آمده و به معنای روزی است که نعمت‌های آسمانی بر مۆمنان فرود می‌آید. در فرهنگ اسلام نیز از روزی که انسان در آن گناه و معصیتی مرتکب نشود، به عید تعبیر کرده‌اند. اعیاد اسلامی هم‌چون فطر، مبعث، غدیر و قربان، افزون بر این که خاطره رخداد مهمی را در یادها زنده می‌کنند و بزرگ‌داشت، درس‌آموزی و تبلیغ آن رویداد را یادآور می‌شوند، روزهای ویژه رحمت و لطف خداوندی نیز به شمار می‌آیند. در این عیدها، عطایا و نعمت‌های الهی، بر بندگان فرود می‌آیند و دریچه‌های بخشش و آمرزش پروردگار گشوده می‌گردد.

واژه «عید» به معنای رجوع و برگشتن است و «قربان» به معنای قربانی یا هر آنچه با آن بر پروردگار، تقرب جویند. از این رو، می‌توان عید قربان را به معنای بازگشت انسان به مقام تقرّب الهی دانست. این مقام در سایه مبارزه با هواهای نفسانی و در پرتو خودسازی و بهره‌وری از فرصت‌های ناب به دست می‌آید.

زایران خانه خدا پس از تحمّل مرارت‌های بسیار و پرهیز از آلایش‌های دنیوی، اینک به منزلگاه آخر رسیده‌اند. پایان عبادت‌ها، رازها و رمزهایی برازنده در خود نهان دارند، و از این روست که رمضان در منزل فطر، نماز با سلام، هفته با جمعه و حج با عید قربان به اتمام می‌رسند.

پروردگار متعال در قرآن مجید، زیباترین تصویر عشق الهی انسان را در داستان رضای ابراهیم (علیه السلام) و تسلیم اسماعیل (علیه السلام)، این گونه ترسیم کرده است: «و وقتی با او به جایگاه سعی رسید، گفت: ای پسرک من! من در خواب [چنین] می‌بینم که تو را سر می‌بُرم، پس ببین چه به نظرت می‌آید؟ گفت: ای پدر! آنچه را مأموری انجام ده! ان شاء الله مرا از شکیبایان خواهی یافت. پس وقتی هر دو تن در دادند [و هم دیگر را بدرود گفتند] و [پسر] را به پیشانی برخاک افکند، او را ندا دادیم که ای ابراهیم! رۆیای [خود] را حقیقت بخشیدی، ما نیکوکاران را چنین پاداش می‌دهیم. راستی که این همان آزمایش آشکار بود».

زایران خانه خدا پس از تحمّل مرارت‌های بسیار و پرهیز از آلایش‌های دنیوی، اینک به منزلگاه آخر رسیده‌اند. پایان عبادت‌ها، رازها و رمزهایی برازنده در خود نهان دارند، و از این روست که رمضان در منزل فطر، نماز با سلام، هفته با جمعه و حج با عید قربان به اتمام می‌رسند

عید قربان، حکایت آزمایش ابراهیم، اسماعیل و هاجر (علیهم السلام) و تاریخ عبودیت است. این حکایت و این آزمون، در طول تاریخ، همواره تکرار شده، اگرچه هیچ‌گاه بر آن شیوه و به آن‌گونه نبوده است. تکرار حیات‌بخش آن واقعه، در کربلا و در آزمایشی متفاوت تجلی یافت. در آن سرزمین، حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) ابراهیم، زینبْ (علیها السلام) هاجر و فرزندان و یاران حسین (علیه السلام) اسماعیل این واقعه بودند. اینان حماسه این آزمون را پرشکوه‌تر بر پهنه ابدیت رقم زدند؛ چرا که ابراهیمِ کربلا، نه تنها یک اسماعیل، که اسماعیل‌هایش را به مذبح برد و در پایان خود نیز به قربان‌گاه شهادت رفت.

هاجر اگر بر جدایی اسماعیلی که به دامانش بازگشت صبر پیشه ساخت، زینب (علیها السلام) بر مصیبتِ فراقِ ابدی 72 عزیز، صبورانه سوخت. اگر آنان خانه کعبه را بنا نهادند تا مردمان به آنجا رو آورند و با خدای کعبه تجدید عهد کنند، امام حسین و امام زین العابدین (علیهما السلام) و زینب (علیها السلام) نیز با ایثار خون و رشادت‌های بی‌شمار، غبار غفلت و حجاب و نفاق را از چهره اسلام زدودند.

راز زندگی مردان راستین الهی، در آن است که آنان برای رسیدن به کوی دوست و کسب رضایت محبوب، هرچه جز خدا در دل دارند، بر جای می‌گذارند تا پاک و مطهر به بارگاه ربوبی حضرت حق وارد شوند. در این عرصه، قربانی، وسیله قرب است و عید قربان، روز تقرّب و نزدیکی به درگاه پروردگار. قربانی کردنِ هر آن چه غیر اوست و در دل و جان مسکن گزیده، مقدمه قُرب است.

عید قربان، حکایت آزمایش ابراهیم، اسماعیل و هاجر (علیهم السلام) و تاریخ عبودیت است. این حکایت و این آزمون، در طول تاریخ، همواره تکرار شده، اگرچه هیچ‌گاه بر آن شیوه و به آن‌گونه نبوده است. تکرار حیات‌بخش آن واقعه، در کربلا و در آزمایشی متفاوت تجلی یافت

این همان رمز قربانی و یکی از ارکان مهم حج ابراهیمی است. در سنّت قربانی، آدمی در آزمونی الهی، با بریدن گلوی طمع و با جدا ساختن اندکی از مال خود، از سر رضا و تسلیم و بدون بخل و تنگ نظری، هدیه‌ای در خور را نثار دوست می‌کند. بدون تردید، همان‌گونه که در آیه 37 سوره حج آمده، خداوند متعال از گوشت و پوست و خون قربانی بهره‌ای نخواهد برد، بلکه تقوا، پرهیزکاری و فرمان‌بُرداری انسان است که خدا را خشنود کرده و نردبان رشد و تعالی آدمی می‌شود.

بسیاری از فقها با استدلال به آیه 36 سوره حج، بر این باورند که گوشت قربانی را حتی به غیر مسلمان نیز می‌توان بخشید. از این رو، شایسته است فقیران را از هر مذهب و مرام، از منافع قربانی بهره‌مند ساخت. در کتاب مناسک حج حضرت امام خمینی آمده است: «احتیاط آن است که ذبیحه را سه قسمت کنند، یک قسمت را هدیه بدهند و یک قسمت را صدقه بدهند و قدری هم از ذبیحه بخورند و صدقه را به مۆمنین بدهند ... و اگر صدقه را به فقرای کفار بدهد یا آن که تمام ذبیحه را به آن‌ها بدهد، اشکال ندارد» .

در دنیایی که هر گروه و دسته، برای استثمار دیگران نقشه می‌کشند و تنها به منافع خویش می‌اندیشند، بدون تردید، تنها مکتبی چون اسلام ـ که دارای چنین تفکری بشر دوستانه و خیرخواهانه است و در عمل آن را به اثبات رسانده ـ قابل اعتماد و اطمینان است. اسلام، دین زدودن فقر است؛ حالْ هر کس و هر کجا که باشد. این‌گونه جامع نگری‌هاست که توجه مردمان گیتی را به این مکتب انسان‌ساز متوجه کرده است.


منبع : مقاله آزمون بندگی/عید قربان، اصغر عرفان، ص 98.


[پنج شنبه 25 مهر 1392 ]  [10:23 PM]  [عروس ایام]

بعداز عید قربان مرسوم است حاجی در بازگشت از سفر خویش میهمانی را ترتیب دهد و در روایت نیز به این امر سفارش شده است، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: ولیمه فقط در پنج مورد است در جشن عروسى و در جشن ولادت در ختنه کردن و در خرید خانه در بازگشت از حج. ( الخصال / ترجمه فهرى  /ج‏1 / 348) دیدار فردی که از سفر حج بازگشته خالی از لطف نیست و در روایت دیدار کردن آنها سفارش شده است.


دیدار حاجی

(و قال صلوات اللَّه علیه بادروا بالسّلام على الحاجّ و المعتمرین و مصافحتهم من قبل ان تخالطهم الذّنوب)

و کالصحیح منقولست از حضرت سید السّاجدین صلوات اللَّه علیه که فرمودند که مبادرت کنید و پیش دستى نمایید که به زودى ایشان را دریابید به استقبال ایشان یا اعم که سلام کنید بر جمعى که حج کرده باشند یا عمره به جا آورده باشند یا هر دو و مصافحه کنید با ایشان پیش از آن که مکدر شوند به کدوردت گناهان چنانکه گذشت که نور حج با ایشان است تا آلوده گناهان نشده باشند. و محتمل است که تا چهار ماه نشده باشد مصافحه بهتر باشد چون احادیث متواتره وارد است که تا چهار ماه گناه نمى‏نویسند اگر چه نور حج نیز نمى‏ماند با گناهان اعم از صغیره و کبیره ( لوامع صاحبقرانى مشهور به شرح فقیه  /ج‏7 /165) 

 پیش دستى نمایید که به زودى ایشان را دریابید به استقبال ایشان یا اعم که سلام کنید بر جمعى که حج کرده باشند یا عمره به جا آورده باشند یا هر دو و مصافحه کنید با ایشان پیش از آن که مکدر شوند به کدوردت گناهان چنانکه گذشت که نور حج با ایشان است تا آلوده گناهان نشده باشند

محمّد بن حمزه از یک تن از روات از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که‏ فرمود: هر کس با حاجى که از سفر حجّ بازگشته ملاقات کند و با وى مصافحه نماید مانند کسیست که خود استلام حجر کرده باشد (یعنى آنکه دست خود را به حجر الاسود رسانیده باشد). ( ثواب الأعمال / ترجمه غفارى ) امام سجاد (علیه السلام) به تعجیل در زیارت حاجی سفارش نموده اند چرا که تا چهار ماه برای حاجی  گناهی نوشته نمی شود و روایت و شرح آن اینگونه است:

در صحیح از سعد اسکاف منقول است که گفت از حضرت امام محمد باقر صلوات اللَّه علیه شنیدم که مى‏فرمودند که چون کسى اراده حج داشته باشد و شروع کند در تهیه راه حج هر گامى که بر مى‏دارد ده حسنه در نامه عملش مى‏نویسند و ده سیئه محو مى‏کنند و ده درجه او را بلند مى‏کنند تا چون از تهیه فارغ مى‏شود و در دانه مى‏شود چهار پاى او هر گامى که بر مى‏دارد ده حسنه در نامه عملش مى‏نویسند و ده سیئه محو مى‏کنند و ده درجه او را بلند مى‏کنند تا وقتى که از افعال حج فارغ مى‏شود جمیع گناهان او را مى‏آمرزند و چهار ماه دیگر که آن ذى الحجه و محرم و صفر و ربیع الاول است حسنات از جهت او مى‏نویسند و گناهان را نمى‏نویسند مگر آن که فعلى صادر شود که واجب شود دخول نار به سبب آن به آن که کافر شود پس چون چهار ماه تمام مى‏شود با مردمان مساوى مى‏شود که حسنات و سیئات او را مى‏نویسند (لوامع صاحبقرانى مشهور به شرح فقیه  /  ج‏7 / 45 )   

چون کسى اراده حج داشته باشد و شروع کند در تهیه راه حج هر گامى که بر مى‏دارد ده حسنه در نامه عملش مى‏نویسند و ده سیئه محو مى‏کنند و ده درجه او را بلند مى‏کنند تا چون از تهیه فارغ مى‏شود و در دانه مى‏شود چهار پاى او هر گامى که بر مى‏دارد ده حسنه در نامه عملش مى‏نویسند

به کدامین حاجی توجه نمی شود

جابر جعفى از امام باقر (علیه السلام) نقل مى‏کند که پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: حاجى سه قسم است: بهترین آنها از نظر بهره‏اى که مى‏برد، کسى است که گناهان پیش و پس او آمرزیده شده باشد و خداوند او را از عذاب آتش حفظ کند، کسى که در مرتبه بعدى قرار مى‏گیرد، آن حاجى است که گناهان پیش و پس او آمرزیده شده باشد و عمل را در بقیه عمرش از سر بگیرد و کسى که در مرتبه بعد از آن قرار دارد، شخصى است که خانواده و مالش حفظ شده باشد. ( الخصال / ترجمه جعفرى   / ج‏1  /  223)    

اما در میان زائران بیت الحرامی نیز وجود دارند که بسته به رفتارشان نباید به آنها توجه کرد. میسّر از امام باقر (علیه السلام) نقل مى‏کند که فرمود: به کسى که قصد این خانه (کعبه) را مى‏کند، اگر سه خصلت نداشته باشد اعتنا نمى‏شود: پرهیزکارى که او را از معاصى خداوند حفظ کند و بردبارى که با آن مالک خشم خود باشد و خودش رفتارى با کسى که با او رفیق شده است. ( همان/   225 ) بنابراین این سه خصیصه از ویژگی لازم و اساسی یک زائر خانه خدا به شمار می آید: 1) پرهیزکاری 2) بردباری 3) خوش رفتاری

بنابراین فردی که پس از بازگشت از سفر حج همچون سابق بوده و تفاوتی در رفتار وی مشهود نگردد نمی توان گفت حجش مقبول حق بوده است و از این جهت رسیده است که « علامت قبول حج آن است که حال آدمی بعد از حج بهتر از سابق گردد» و  در خبر دیگری وارد است که « از علامت قبول حجّ ترک معاصی است که سابق می کرده و بدل کردن همنشینان بد را به همنشینان خوب، و مجالس لهو به غفلت را به مجالسی که در آن یاد خدا می شود » ( معراج السعادة ) بنابراین آدمی چون به قصد حج از وطن بیرون رود و داخل بیابان گردد و رو به خانه خدا آرد باید بیرون رفتن خود از دنیا را متذکر گردد و دائم در حال خوف و رجاء بوده و بداند مقصود اصلی از طواف، طواف دل است به یاد پروردگار.

                                                                                                                                             مریم پناهنده

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منابع:

1)معراج السعادة / نراقی

2) الخصال / ابن بابویه

3) لوامع صاحبقرانى مشهور به شرح فقیه  / مجلسی

4) ثواب الاعمال / ابن بابویه


[پنج شنبه 25 مهر 1392 ]  [10:23 PM]  [عروس ایام]

روز بزرگی که آن را عید می نامند

عید قربان

درمیان ما روزهای خاص و بزرگی وجود دارد که آن را عید می نامیم در فرهنگ نامه ابجد نیز عید اینگونه تعریف شده است: العِید- ج‏ أَعْیَاد [عود]: روزیکه در آن حادثه یا اتفاق مهمّى در سال رخ داده باشد که در هر سال آنرا به یاد گیرند، موسم و فصل، آنچه از بیمارى و یا غم و اندوه که همواره بر شخص وارد شود.


اعیاد بزرگ

در فرهنگ ها و سنت های مختلف،روزهایی بنا به مناسبت های خاص خویش به عنوان عید تعیین شده اند برای مثال در میان ما ایرانیان روز اول بهار به عنوان عید نوروز تعیین گشته است. درمیان مسلمانان نیز چهار روز است که به عنوان عید تعیین گشته است:

مفضل بن عمر مى‏گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: مسلمانان چند تا عید دارند؟

فرمود: چهار عید، گفتم: من عید فطر و قربان و جمعه را مى‏شناسم فرمود: بزرگترین و شریف‏ترین آنها روز هجدهم ذیحجه است و آن روزى است که در آن روز پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) امیر المۆمنین (علیه السلام) را بلند کرد و او را براى مردم به جانشینى نصب کرد، گفتم: در این روز وظیفه ما چیست؟ فرمود: بر شماست که آن روز را به عنوان سپاسگزارى و ستایش خداوند روزه بگیرید با اینکه خداوند در هر لحظه سزاوار سپاسگزارى است. و همین طور بود که پیامبران اوصیاء خود را امر مى‏کردند که در آن روز که وصىّ نصب مى‏شود روزه‏دار باشند و آن روز را عید بگیرند و هر کس در آن روز روزه بگیرد بهتر از عمل شصت سال است. ( الخصال / ترجمه جعفرى ج‏1 /383 ) عید قربان و عید فطر نزد مسلمانان از جایگاه و منزلت بزرگی برخوردار است به گونه ای که این روز را در تعطیل اعلام کرده و اوقات خویش را صرف گرامیداشت این روز می کنند و سعی می کنند مجالس شادی خویش را در این اعیاد بزرگ بر پا کنند.

بنابراین روزی که بنده آلوده به گناهی نشده باشد، روزی است که یه قدم به محبوب خویش نزدیکتر گشته و خود و خدای خویش را راضی و خشنود گردانیده است و عید واقعی این روز است

تاریخچه عید

تعیین کردن روزی خاص به عنوان عید سابقه ای طولانی دارد و مختص به عصر ما نمی باشد. هبة اللّه علیه السّلام فرزندان و تابعین خود را مأمور کرد که در هر- سالى یک روز نزد او جمع شوند، موقعى که نزد آن حضرت اجتماع میکردند آن بزرگوار تابوت را باز میکرد و در آن نظر مینمود لذا آن روز براى آنها روز عید مقرّر شد، جهت اینکه هبة اللّه علیه السّلام در آن تابوت نظر میکرد این بود که در انتظار قیام حضرت نوح علیه السّلام بود. ( ترجمه إثبات الوصیة / متن    23 )

 

روزی که در آن گناهی نباشد

حضرت امیر المومنین علی (علیه السلام) تعریفی متمایز از عید ارائه داده و آن را روزی می داند که در آن بنده مرتکب گناهی نشده باشد. « این عید کسی است که خدا روزه اش را پذیرفته و نماز او را ستوده است و هر روز که خدا را نافرمانی نکنند، آن روز عید است!. » ( نهج البلاغه،حکمت 428) بنابراین روزی که بنده آلوده به گناهی نشده باشد، روزی است که یه قدم به محبوب خویش نزدیکتر گشته و خود و خدای خویش را راضی و خشنود گردانیده است و عید واقعی این روز است.

روز عید قربان نیز یکی از بهترین روزها تعیین شده است و روز بسیار شریفی است که اعمالی را نیز برای آن منظور کرده اند، از جمله غسل و نماز و قربانی کردن و خواندن دعا

سر موفق نشدن عامه براى درک فضائل عید فطر و قربان

 على بن احمد رحمة اللَّه علیه از محمّد بن یعقوب، از على بن محمّد از کسى که ذکرش نموده از محمّد بن سلیمان، از عبد اللَّه بن جنید تفلیسى از رزین، وى مى‏گوید: حضرت ابو عبد اللَّه علیه السّلام فرمودند:هنگامى که حضرت حسین بن على علیهما السّلام را با شمشیر زدند و آن جناب روى زمین سقوط کرد، سرعت و شتاب کردند که سر مبارکش را قطع کرده و ببرند منادى در این وقت از جانب عرش نداء داد: اى امّت ظالم و ستمگرى که بعد از پیامبرتان گمراه شدید خدا موفّقتان نکند که عید قربان و فطر را درک کنید، سپس راوى گفت، امام علیه السّلام فرمودند: به خدا سوگند موفّق نشده و نخواهند شد تا وقتى که منتقم خون حسین علیه السّلام قیام کند. ( علل الشرائع / ترجمه ذهنى تهرانى ج‏2    261 ) 

 

زیارت بهترین مکان در بهترین روز

و در موثق کالصحیح منقول است که حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه علیه فرمودند که محبوب‏ترین جاهاى زمین نزد حق سبحانه و تعالى مکه معظمه است هیچ خاکى نزد حق سبحانه و تعالى محبوب‏تر از خاک آن نیست و هیچ سنگى نزد حق سبحانه و تعالى محبوب‏تر از سنگ آن نیست و هیچ کوهى محبوب‏تر از کوه آن نیست به نزد من و هیچ آبى محبوب‏تر از آب آن نیست به نزد من‏ . ( لوامع صاحبقرانى مشهور به شرح فقیه   / ج‏7  /  219)

روز عید قربان نیز یکی از بهترین روزها تعیین شده است و روز بسیار شریفی است که اعمالی را نیز برای آن منظور کرده اند،  از جمله غسل و نماز و قربانی کردن و خواندن دعا. حج خانه خدا در این روز مقرر شده است و این حج با اعمالی همراه است که مردمان با آنها انس نگرفته‌ اند و عقول از درک سرّ آنها عاجز است مثل زدن سنگریزه، و هروله میان مروه و صفا، پس به جا آوردن آن نیست مگر به جهت محض اطاعت امر و اظهار بندگی.

بنده‌ایم و پیشه ما بندگی است    بندگان را با سببها کار نیست


منابع:

1)لوامع صاحبقرانى مشهور به شرح فقیه/ مجلسی

2)علل الشرایع / ابن بابویه

3)معراج السعادة / نراقی

4)نهج البلاغه / ترجمه دشتی

5)الخصال / ابن بابویه

6)إثبات الوصیة  / علی بن حسین مسعودی


[پنج شنبه 25 مهر 1392 ]  [10:23 PM]  [عروس ایام]

بهترین سرزمین نزد خداوند مکه است که خانه کعبه در آن قرار دارد، و در موثق کالصحیح منقول است که حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه علیه فرمودند که محبوب‏ترین جاهاى زمین نزد حق سبحانه و تعالى مکه معظمه است هیچ خاکى نزد حق سبحانه و تعالى محبوب‏تر از خاک آن نیست و هیچ سنگى نزد حق سبحانه و تعالى محبوب‏تر از سنگ آن نیست و هیچ کوهى محبوب‏تر از کوه آن نیست به نزد من و هیچ آبى محبوب‏تر از آب آن نیست به نزد من‏(  لوامع صاحبقرانى مشهور به شرح فقیه  / ج‏7 /  219)   


 از این رو یکی از با فضیلت ترین اعمال را می توان زیارت این خانه مکرّمه دانست. اما امکان زیارت این خانه برای همگان وجود ندارد و افراد نمی توانند هر سال در روز عید قربان لحظات خویش را صرف اعمال حج کنند. باید گفت اعمال این روز فقط به زیارت خانه خدا خلاصه نمی شود و اعمال دیگری را نیز شامل می شود.

پنج خصلت طلایی

 ابان بن محمد از امام جواد (علیه السلام) نقل مى‏کند که فرمود: در روز عید قربان چیزى با فضیلت‏تر از پنج چیز نیست: قربانى کردن، یا راه رفتن در جهت نیکى به پدر و مادر یا خویشاوندى که قطع رحم کرده تا به او چیزى ببخشد و آغاز سلام کند، یا مردى که از بهترین جاى قربانیش به دیگران اطعام کند و بقیه آن را به همسایگان از یتیمان و بیچارگان و بردگان بدهد و از اسیران دلجویى کند.(  الخصال / ترجمه جعفرى /ج‏1 /433) در ادامه به روایاتی در باب  قربانی کردن ،  نیکی به والدین و صله رحم اشاره خواهیم کرد.

قربانی

یکی از اعمال این عید بزرگ قربانی کردن است و قربانی مختص حاجیان نبوده بلکه مسلمانان تمامی جهان بسته به استطاعت مالی خویش در این روز قربانی می کنند. 

از حضرت امیر المۆمنین صلوات اللَّه علیه که فرمودند که اگر مردمان بدانند که چه ثوابست در قربانى هر آینه قرض کنند به درستى که قطره اول خون قربانى که بیرون مى‏آید جمیع گناهان صاحبش را مى‏آمرزند

امام على علیه السّلام فرموده: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم روز عید قربان براى مردم خطبه مى‏خواند و مى‏فرمود: اى مردم! امروز، روز «ثجّ» و «عجّ» است، روز «ثجّ» است بدین خاطر که خون قربانى‏ها را مى‏ریزید، هر کس نیّت خالصانه و صادقانه داشته باشد، اولین قطره خونى که روى زمین ریخته مى‏شود، کفّاره گناه او خواهد بود، و روز «عجّ» یعنى روز دعاست، پس به درگاه خدا ناله بزنید و انابه داشته باشید، زیرا به خدایى که جان محمد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم به دست اوست، از این سرزمین کسى محروم و ناآمرزیده بر نمى‏گردد، مگر اینکه مرتکب «گناه کبیره» اى شده‏باشد، که بر آن اصرار و ابرام داشته، و تصمیم نداشته باشد، وجود خویش را از چنگال آن گناه آزاد گرداند! (النوادر( للراوندی ) / ترجمه صادقى اردستانى/267 ) و منقول استاز حضرت موسى بن جعفر صلوات اللَّه علیهما که حضرت سید المرسلین صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند که نفیس کنید قربانیهاى خود را، یعنى شتر و گاو و گوسفند نفیس فربه بى عیب را بکشید به درستى که فرداى قیامت بار بردار شما خواهند بود بر صراط که بر آن سوار خواهید شد و از صراط خواهید گذشت پس هر چند نفیس‏تر است شما را زودتر از صراط خواهد گذرانیده و هر چند لاغرتر است در آن روز نیز لاغر خواهد بود و از صراط و برتر خواهد گذشت‏.

امام کاظم

و کالصحیح منقول است از حضرت امام موسى کاظم صلوات اللَّه علیه که ام سلمه که بهترین زنان حضرت سید المرسلین صلّى اللَّه علیه و آله بود بعد از خدیجه که حق سبحانه و تعالى از او خوشنود باد به خدمت حضرت سید المرسلین صلّى اللَّه علیه و آله آمد و گفت یا رسول اللَّه گاه هست که عید قربان حاضر مى‏شود و بهاى قربانى ندارم آیا قرض بکنم و قربانى کنم حضرت فرمودند که قرض کن که این قرض را حق سبحانه و تعالى ادا مى‏کند چون از جهت رضاى اوست چنانکه در حج نیز خواهد آمدو منقول است در قوى از حضرت امیر المۆمنین صلوات اللَّه علیه که فرمودند که اگر مردمان بدانند که چه ثوابست در قربانى هر آینه قرض کنند به درستى که قطره اول خون قربانى که بیرون مى‏آید جمیع گناهان صاحبش را مى‏آمرزند ( لوامع صاحبقرانى مشهور به شرح فقیه /ج‏7 /108)    

از امام جواد (علیه السلام) نقل مى‏کند که فرمود: در روز عید قربان چیزى با فضیلت‏تر از پنج چیز نیست: قربانى کردن، یا راه رفتن در جهت نیکى به پدر و مادر یا خویشاوندى که قطع رحم کرده تا به او چیزى ببخشد و آغاز سلام کند، یا مردى که از بهترین جاى قربانیش به دیگران اطعام کند و بقیه آن را به همسایگان از یتیمان و بیچارگان و بردگان بدهد و از اسیران دلجویى کند

نیکی به پدر و مادر

مردى خدمت حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله آمد و گفت: مرا وصیت کن فرمود:به خداوند شرک نیاور اگر چه تو را به آتش بسوزانند و عذاب کنند باز هم دل خود را از ایمان خالى مکن و مطمئن باش. دیگر اینکه به پدر و مادرت نیکى کن و آن‏ها را مورد محبت و احسان خود قرار بده و براى آنها وسائل راحتى فراهم کن چه زنده باشند و چه مرده اگر امر کنند که مال و ثروت خود را در فلان طریق مصرف کن باید اطاعت کنى. ( مشکاة الأنوار / ترجمه عطاردى/149  ) و امام صادق (علیه السلام) فرمودند افضل اعمال نماز در وقت است و نیکویی با والدین و جهاد در راه خدا. ( معراج السعادة)  

صله رحم

برخى از اصحاب ما گوید: که به حضرت صادق عرض کردم: برادران و عموزادگانم خانه‏ام را بر من تنگ کرده و از همه آن خانه مرا به یک اطاق آن پناهنده کرده‏اند، و من چنانچه در این باره اقدام کنم آنچه در دست آنها است می گیرم؟ گوید: آن حضرت فرمود: صبر کن زیرا خداوند برایت گشایشى فراهم کند، گوید: من منصرف شدم، و وبائى در سال صد و سى و یک بیامد و به خدا سوگند همگى آنها مردند و یک نفر از آنها باقى نماند، گوید: من بیرون آمدم (و به نزد آن حضرت رفتم) همین که بر او وارد شدم فرمود: حال اهل خانه‏ات چطور است؟ عرض کردم: به خدا سوگند همه آنها مردند، و یک نفر از آنها زنده نماند، فرمود: این براى آن کارى بود که به تو کردند، و براى آن آزارى که به تو رساندند و قطع رحمى که کردند نابود شدند، آیا میخواستى که زنده باشند و بر تو تنگ بگیرند؟ عرضکردم: آرى بخدا سوگند.( أصول الکافی / ترجمه مصطفوى /ج‏4  / 47) 

و با همین اعمال ساده مثلا نگاه محبت آمیز به پدر و مادر و یا صله رحم به جا آوردن می توان از برکات و ثمرات این روز بزرگ استفاده کرد و بدان وسیله به خداوند متعال تقرب جست.   


منابع:

1) اصول کافی/ کلینی

2)معراج السعادة / نراقی

3)مشکاة الأنوار / طبرسی

4)لوامع صاحبقرانى مشهور به شرح فقیه/ مجلسی

5) النوادر / راوندی کاشانی

6)الخصال / ابن بابویه


[پنج شنبه 25 مهر 1392 ]  [10:23 PM]  [عروس ایام]

عید قربان، پیام آور ایثار و فداکاری، جشن رهایی از اسارت نفس و شکوفایی ایمان، عید عبادت و بندگی و اطاعت شایسته از پروردگار تواناست. عید پیروزی وظیفه و اوج تجلی روح ایثار است. عید نزدیک شدن دلهایی است که به قرب الهی رسیده اند، و روز ثبوت و اثبات عشق و تسلیم است.

عید یعنی بازگشت، بازگشت به خود و به حقیقت هستی. عید انسانها روزی است که بازگشت کنند به آنچه که حقیقتاً از آن هستند و باید باشند. بدین معنی که عید واقعی و شادی حقیقی آن وقتی است که انسان بتواند رضای خدا را به دست بیاورد و به ماهیت وجودی خود پی برده، آنطور که بایسته است حقوق همنوعان خود را رعایت نماید. از تبعیض و ریا بپرهیزد و بدون هیچ حب و بغضی به شعور فرد فرد انسان های اجتماعش احترام قائل شود و عدالت حقیقی که خداوند به تمام انسانها ارزانی داشته است را دچار خدشه ای ننماید.

هر کدام از اعیاد دینی ما به پشتوانه ی پیشینه ی تاریخی و مذهبی آن محترم شمرده می شود و در این راستا روز دهم ذی الحجه، مصادف با عید قربـان با ویژگی های عمده ای که دارد از اعیاد بسیار مقدس موحدان عالم به ویژه ما مسلمانان بشمار می رود که به یاد درسی که از ابراهیم(علیه السلام) و فرزندش اسماعیل(علیه السلام) آموخته ایم این روز را جشن می گیریم. یکی از فضایل این روز بزرگ قربانی کردن و رسیدگی به وضع بیچارگان است. همانطور که در روایت‏هاى مکررى نقل شده که در روز عید قربان (اضحى) قربانى کنید تا در این روز فرخنده که براى همگان عید است و بسیار خجسته، گرسنگان و مستمندان از خوردن گوشت‏حلال، بى‏منت، بهره مند شوند.

آن روز که ابراهیم(علیه السلام) با پاهای لرزان اما قلبی مطمئن فرزندش اسماعیل را که برای داشتنش دعاهای بسیار کرده بود، به مذبح می‌برد، از تمام نفسانیات خود در پیشگاه خداوند گذشت. اگرچه در لحظات آخر به فرمان خداوند تیغ از گلوی فرزند برکشید و گوسفند فرستاده شده از سوی پروردگارش را قربانی کرد، اما از عهده امتحانی که باید برمی آمد، برآمد و همراه با خشنودی خداوند از پرهیزگاری بنده‌اش، او نیز از سربلندی در امتحان سرخوش بود

از آنجا که ابراهیم(علیه السلام) اسطوره ای از اطاعت فرمان بی چون و چرای خداوند بود و حقیقت را با تمام وجود درک کرده بود، تمام وجودش در مقابل خدا تسلیم بود. به همین دلیل در مقابل تمامی بی خدایی ها با تمام وجودش ایستادگی می کرد. خداوند در این روز مبارک اراده کرد که ابراهیم(علیه السلام) را بیازماید و ابراهیم(علیه السلام) نیز اراده کرد تا با کمال میل فرمان الهی را اجرا کند. لذا وقتی در این آزمون بزرگ پیروز شد خدای مهربان گوسفندی را فرستاد تا به جای اسماعیلش ذبح کند. پس پیروزی در این آزمون یک عید بزرگ محسوب می شود. آری عید قربان یادآور آزمایشهای سخت و سنگین الهی از حضرت ابراهیم(علیه السلام) و ذبح حضرت اسماعیل(علیه السلام) است.

و خدا اسماعیل را به ابراهیم بخشید

و ابراهیم، خدا را به اسماعیلش ترجیح داد

و اسماعیل، خدا را بر خود ترجیح داد

و خدا اسماعیل را به ابراهیم

و اسماعیل را به اسماعیل، بخشید

و این چنین شد که قربان، عیدی مبارک شد

آن روز که ابراهیم(علیه السلام) با پاهای لرزان اما قلبی مطمئن فرزندش اسماعیل را که برای داشتنش دعاهای بسیار کرده بود، به مذبح می‌برد، از تمام نفسانیات خود در پیشگاه خداوند گذشت. اگرچه در لحظات آخر به فرمان خداوند تیغ از گلوی فرزند برکشید و گوسفند فرستاده شده از سوی پروردگارش را قربانی کرد، اما از عهده امتحانی که باید برمی آمد، برآمد و همراه با خشنودی خداوند از پرهیزگاری بنده‌اش، او نیز از سربلندی در امتحان سرخوش بود.

چرا که

خدا تمام عشق بود

عشق، آتش را گلستـان کرد

عشق، پسر را به قربـــــانگاه برد

عشق، مرگ به دست پـــدر را پذیرفت

عشق، به جای او گوسفندی را به تیغ سپرد

عشق، ابراهیم را بنده و خدا را آفریننده ساخت

و عشق خشنودی عاشق و معشوق را در برداشت


منبع : وبلاگ منتظران فرج


[پنج شنبه 25 مهر 1392 ]  [10:18 PM]  [عروس ایام]

خوشا سر به سوداى معبود سپردن و فرمان بردن از حضرت دوست!

خوشا شیطان درون خویش را به بند کشیدن و از هر چه غیر دوست، چشم پوشیدن!

خوشا لحظه قربانى کردن بت‏هاى ظاهر و باطن به پاى عشق و هم‏سفر شدن با راهیان کوى دلدار!

خوشا گرگ‏هاى خشم و غضب را از دیار دل خویش راندن!

خوشا نوبت به زمین زدن ناقه‏هاى تکبر که اسباب زحمت آدمى‏اند و سد شده‏اند در مسیر رستگارى‏اش!

خوشا روایت «بسم الله» بر گلوى خویش خواندن و کلمه توحید را بر تخت پادشاهى قلب نشاندن!

خوشا جهاد اکبر با مدعیان دروغین خدایى و خوشا جان عزیز خویش را به قربان‏گاه عشق بردن وگذشتن از همه چیز به خاطر او!

عید شرافت و بندگى

عید قربان، عید شرافت بنى آدم است و کرامت انسانى‏اش؛ جشن رها شدن از قید پدرانى است که جان فرزند خویش را نذر قربان‏گاه‏ها مى‏کردند.

عید قربان، عید سربلند بیرون آمدن از امتحان عبودیت است.

عید قربان، نقطه عطف آزادى است در تاریخ اسارت‏ها و بردگى‏هایى که بر انسان تحمیل شده بود.

عید قربان، سرآغاز حکومت توحید است و تولد ایمان و مرگ تردید.

سالک راه عشق، پلک‏هاى بسته مى‏خواهد و قلب روشن. آنجا صحنه عاقلانه‏ترین جنون‏هاى دلدادگى‏ست؛ جایى که آنچه هست، معرفت است؛ نه مصلحت. در این مسیر، روح من، اسماعیل من است و براى ابراهیم شدن، تیغى تیزتر از «فراموشى خود» ندارم. به راستى، تنها کسانى فراموش نمى‏شوند که خود را از یاد ببرند

نردبان تقرب

عید قربان، عید تسلیم است و تعظیم شعایر الهى.

از «این حیوانات که قربانى مى‏کنید، نه گوشت و خونشان، که تقواى شما به خدا مى‏رسد».

قربانى کردن، نماد شکرگزارى است و نماد خاکسارى و ره‏سپارى با دین حنیف ابراهیم علیه‏السلام

قربانى کردن، نماد انفاق است؛ انفاق عزیزترین‏ها و بهترین‏ها؛ که «لَن تَنالُوا البِرَّ حتَّى تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّون»؛ نشانه‏اى است براى نشان دادن بندگى و «هم‏صدا با حلق اسماعیل» نواى اطاعت سر دادن.

قربانى کردن، نردبان تقرب است و ذره شدن تا اوج... تا ملکوت... چاقو زیر گلوى «حرص» نهادن است و ریختن خون «بخل»؛ دل از تیرگى‏ها شستن است و تن سپردن به پاکى آب‏هاى طهارت...

عید قربان

آن روز، ابراهیم در کنار آبى‏ترین تصور رسالت خویش، به نمایشى سرخ فراخوانده مى‏شد. آنجا صحنه رقابت آسمان با زمین بود و او باید میان اسماعیل و پروردگارش، یکى را بر مى‏گزید.

محبوب ابراهیم، تحفه‏اى از او خواسته است؛ هدیه‏اى به نازکى حلق مبارک اسماعیل و اراده‏اى به استحکام تیزترین شمشیرها. اینجا نقطه رویارویى همه انسان با شیطان است؛ این عید قربان است؛ عیدى که در آن، توحید ابراهیم، در دو راهى انتخابى سخت مى‏ایستد و ملائک، نفس‏ها را براى تماشا حبس مى‏کنند.

ابراهیم سربلند

اسماعیل و ابراهیم به راه افتاده‏اند. سجاده‏اى به وسعت تمامى زمین، در قربان‏گاه پسر، رو به راه شده است. ابراهیم در برابر رسالت خویش، خم مى‏شود و رکوع مى‏کند تا تیزى شمشیر خویش را دو برابر کند و تحفه‏اى را که براى اثبات صداقت خویش پیش‏کش آورده است، تقدیم کند؛ ولى شمشیر با حلق اسماعیل در نمى‏آمیزد و سرانجام، سربلندى انسان در بلندترین قله تاریخ دلدادگى‏اش اتفاق مى‏افتد.

عید قربان، عید شرافت بنى آدم است و کرامت انسانى‏اش؛ جشن رها شدن از قید پدرانى است که جان فرزند خویش را نذر قربان‏گاه‏ها مى‏کردند

ابراهیم! امتحان تو، بلنداى سقف عشق را در معمارى بندگى نشان داد و خدا تو را استعاره کرد براى عبرت مدعیان ایمان.

با اسماعیل درونم

سالک راه عشق، پلک‏هاى بسته مى‏خواهد و قلب روشن. آنجا صحنه عاقلانه‏ترین جنون‏هاى دلدادگى‏ست؛ جایى که آنچه هست، معرفت است؛ نه مصلحت. در این مسیر، روح من، اسماعیل من است و براى ابراهیم شدن، تیغى تیزتر از «فراموشى خود» ندارم. به راستى، تنها کسانى فراموش نمى‏شوند که خود را از یاد ببرند.

بارالها! نفس خویش را در هر لحظه «رمى جمرات» مى‏کنم تا هر آنچه جز تو در من تجسم شود، محکوم به نابودى باشد.

الهى! حجّ درونى‏ام را به قربانى‏کردن نفس پایان ده تا اسماعیل وجودم را که در من به ودیعه نهاده‏اى، باهمان معصومیت کودکانه به دیدار تو آورم.

اسماعیل چه‏قدر تکرار شد!

اسماعیل! تو بارها تکرار شدى. بعد از تو، روزهایى در تاریخ سر رسید که روزى چند مرتبه عید قربان مى‏شد و چه ابراهیم‏ها که پسرانشان را با دست خالى به مقتل مى‏بردند و با دستى پر از بوى بهشت باز مى‏گشتند! تو آغازگر مکتبى بودى که در آن، شمشیر، جز به اراده دوست نمى‏برد و شاگردان تو از آن به بعد هر جا که شیطان دیدند، سنگ در دست گرفتند و دورش کردند؛ مثل بچه‏هاى فلسطین.

ابراهیم! شکوه محض لحظه ایثار، میراث آیه ‏هاى خلوصى است که پیامبرش تو بودى .


منبع : مۆسسه جهانی سبطین


[پنج شنبه 25 مهر 1392 ]  [10:17 PM]  [عروس ایام]

یکی از مطالب بحث برانگیز راجع به آیه غدیر این است که چرا در ظاهر بین این آیه و ما قبل و ما بعد آن ربطی احساس نمی شود؟!


«الْیَوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکمُ الإِسْلاَمَ دِینًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیم»(1)؛ امروز دین شما را به کمال رسانیدم و نعمت خودبر شما تمام کردم و اسلام را دین شما برگزیدم پس هر که در گرسنگی بی چاره ماند بی آنکه قصد گناه داشته باشد ، بداند که خدا آمرزنده و مهربان است .

چه آیه را راجع به قضیه غدیر بدانیم مثل تمامی شیعیان و بسیاری از برادران اهل تسنن (2) یا آن را به قضیه غدیر بی ربط بدانیم در هر صورت این سۆال پا بر جاست که  چرا آیه به ماقبل و مابعد خود بی ربط است !؟

اساسا آیا لازم است آیات قرآن به قبل و بعد خود ، مانند کتابهای متعارف بشری ، مرتبط باشند ؟!

اگر لازم است آیا این ربط بین آیات برای افراد عادی قابل درک است؟!

مفسیرین تا چه اندازه به ارتباط آیات با یکدیگر توجه نموده اند؟!

آیا ممکن نیست هدف خداوند از گنجاندن این جملات در آیه 3 مائده جلب توجه به آنها باشد همانطور که ما انسانها اگر بخواهیم به جمله ای از جملاتمان توجه شود به آن جمله برجستگی خاصی می دهیم به عنوان مثال آن را با صدایی بلند تر از سایر جملات ادا می نماییم یا در نوشتار آن را پر رنگ تر یا با رنگ دیگری می نویسیم که با سایر متن تفاوتی ویژه داشته باشد ؟!

اگر احتمال دهیم ولو بطور ضعیف که این جملات برای جای دیگری از قرآنند ، برای کدام سوره اند ؟ آیا جای مناسب تری وجود دارد ؟!

آیا می توان ادعا نمود که ترتیب قرآن موجود ، هم ترتیب سور و هم ترتیب آیاتش از زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله بوده است ؟!

کفار امید به این بسته بودند که با از دنیا رفتن پیامبر صلی الله علیه و آله دین او را از بین ببرند ولی خداوند با تعیین جانشین برای پیامبر صلی الله علیه و آله، امید آنها را نا امید نمود و این چنین دین خود را کامل نمود

چرا آیه دیگر که راجع به غدیر می باشد یعنی آیه 67 مائده در جای دیگری از سوره واقع شده و در کنار آیه اکمال نیامده ؟!

سه جمله « أکملت و أتممت و رضیت » تفسیر یکدیگرند یا هر کدام معنای مستقلی از یکدیگر دارند ؟!

الف و لام در کلمه « الیوم » از چه نوعی است ؟!

علت تقدم کلمه « الیوم » بر سایر کلمات جمله چیست ؟!

مگر ولایت و جانشینی امیر المۆمنین علیه السلام قبل از غدیر بیان نشده بود که بیان آن در روز غدیر موجب عظمت این روز شد؟!

آیا ویژگی یافتن این روز به این دلیل نبود که این بیان ولایت در حضور جمعیت عظیمی واقع شد که تا به آن روز وبعد از آن نظیر نداشت ؟! (یعنی اتمام حجت شد وبرای کسی عذر باقی نماند ) .

آیا ویژگی این روز اعطای ولایت باطنی به امیر المۆمنین بود وغدیر روز آغاز این نوع از ولایت هم می باشد ؟!

عید غدیر

تمامی این سۆالات وسۆلات دیگری از این دست ، محور های ارزشمندی را می تواند به روی محققین علوم قرآنی واهالی تفسیر وغدیر پژوهان بگشاید!

اما آنچه در این مختصر می گنجد و در حد توان نویسنده می باشد این است که :

این جملات از آیه ربط کاملی به جملات قبلی دارند یعنی جملات : « الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلاتخشوهم واخشون » (3) .

چرا که کفار امید به این بسته بودند که با از دنیا رفتن پیامبر صلی الله علیه و آله دین او را از بین ببرند ولی خداوند با تعیین جانشین برای پیامبر صلی الله علیه و آله، امید آنها را نا امید نمود و این چنین دین خود را کامل نمود .

اما با بقیه آیه که نسبتا طولانی می باشد و با سایر آیاتی که این آیه را در بر گرفته اند ظاهرا بی ارتباط است و علت این بی ربطی همان است که در برخی سۆالات بیان شد یعنی برجسته نمودن آیه مثل این که شخصی مشغول سخنی است ولی ناگهان صحبت خود را قطع نموده و به شکل جمله معترضه مطلب مهم دیگری را ولو بی ربط ، بیان می دارد و صبر نمی کند تا مطلبی که به آن مشغول بوده تمام شود ، مبادا فرصت بگذرد و موفق به بیان آن مطلب مهم نشود !

نظیر این مسأله ، آیه تطهیر می باشد که به تواتر و از طریق شیعه و سنی (4) به اثبات رسیده است که مربوط به خصوص پنج تن علیهم السلام می باشد اما با این حال لابلای آیاتی واقع شده که مضمون آن ، نصیحت به همسران پیامبر می باشد !

ولایت یک نعمت تام و تمام تلقی شده و دین اسلام با آن کامل شده و به وسیله ولایت است که این دین مورد پسند خداوند واقع شده است چرا که هر یک از سه جمله « أکملت وأتممت ورضیت » به معنی جدا گانه ای اشاره دارد و مضمون آن منحصرا در غدیر واقع شده است !

مسئله دیگر که قابل توجه است این است که در این آیه ، ولایت یک نعمت تام و تمام تلقی شده و دین اسلام با آن کامل شده و به وسیله ولایت است که این دین مورد پسند خداوند واقع شده است چرا که هر یک از سه جمله « أکملت وأتممت ورضیت » به معنی جدا گانه ای اشاره دارد و مضمون آن منحصرا در غدیر واقع شده است !

از همین جا معلوم می شود که علت تقدم کلمه « الیوم » فهماندن حصر است یعنی همان قاعده معروف که : ( مقدم کردن کلمه ای که قاعده اقتضای تأخیر آن را دارد مفید حصر و اختصاص است ).

به عبارت واضح تر از این تقدم فهمیده می شود که اکمال دین و اتمام نعمت و مورد پسند واقع شدن دین اسلام از طرف خداوند ، منحصر به روز غدیر است .

حال می توان فهمید علت این که عید غدیر بزرگترین عید اسلام یا عید الله الأکبر (5) است، چیست؟!

نکته دیگر این که الف و لام کلمه مذکور به اصطلاح عهد می باشد یعنی به روز خاصی اشاره دارد که همه مسلمانان آن را می شناسند اگر چه برخی اظهار بی اطلاعی کنند !

و به این نکته آخر هم باید توجه داشت که به اعتراف برادران اهل تسنن سوره مائده آخرین سوره ای است که بر پیامبر نازل شده ودر آن هیچ منسوخی وجود ندارد!‌(6)

جواب برخی از سۆالات دیگر با تأمل در مطالب بالا روشن می شود و جواب برخی دیگر با پیگیری کاربر محترم !

 

پی نوشت ها :

1-مائده / 3 : « فقط در امروز دینتان را برایتان کامل کردم ونعمت خود را بر شما تمام نمودم واسلام را به عنوان دینی برایتان پسندیدم » .

2- شواهد التنزیل ،ج1 ص201 وتاریخ مدینة دمشق ، ج42 ص233 وتاریخ بغداد ج8ص284 .

3- « فقط امروز بود که کافران از [ نابودی ] دین شما نا امید شدند پس از آنان نهراسید واز من بهراسید ».

4- صحیح مسلم  ، ج7ص130ومسند احمد ، ج1ص331وووسنن ترمذی ، ج5ص328.

5- وسائل الشیعة ، طبع اسلامیه ج5ص224 .

6- یعنی حتی آیه وضوء که آیه 6 سوره مائده است وبر شیوه وضوء شیعیان صحه می گذارد ودستور به مسح پا می دهد نه شستن آن نیز این چنین است ونسخ نشده برای تحقیق بیشتر مراجعه شود به : الدر المنثور ، ج2ص252و252والجامع لأحکام القرآن ، ج6ص3130والمسح فی وضوء الرسول ، ص60و61 .

 حمید حاج علی         مدرس حوزه علمیه قم

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


[پنج شنبه 25 مهر 1392 ]  [10:17 PM]  [عروس ایام]

عید قربان، پیام آور ایثار و فداکاری، جشن رهایی از اسارت نفس و شکوفایی ایمان، عید عبادت و بندگی و اطاعت شایسته از پروردگار تواناست. عید پیروزی وظیفه و اوج تجلی روح ایثار است. عید نزدیک شدن دلهایی است که به قرب الهی رسیده اند، و روز ثبوت و اثبات عشق و تسلیم است.

عید یعنی بازگشت، بازگشت به خود و به حقیقت هستی. عید انسانها روزی است که بازگشت کنند به آنچه که حقیقتاً از آن هستند و باید باشند. بدین معنی که عید واقعی و شادی حقیقی آن وقتی است که انسان بتواند رضای خدا را به دست بیاورد و به ماهیت وجودی خود پی برده، آنطور که بایسته است حقوق همنوعان خود را رعایت نماید. از تبعیض و ریا بپرهیزد و بدون هیچ حب و بغضی به شعور فرد فرد انسان های اجتماعش احترام قائل شود و عدالت حقیقی که خداوند به تمام انسانها ارزانی داشته است را دچار خدشه ای ننماید.

هر کدام از اعیاد دینی ما به پشتوانه ی پیشینه ی تاریخی و مذهبی آن محترم شمرده می شود و در این راستا روز دهم ذی الحجه، مصادف با عید قربـان با ویژگی های عمده ای که دارد از اعیاد بسیار مقدس موحدان عالم به ویژه ما مسلمانان بشمار می رود که به یاد درسی که از ابراهیم(علیه السلام) و فرزندش اسماعیل(علیه السلام) آموخته ایم این روز را جشن می گیریم. یکی از فضایل این روز بزرگ قربانی کردن و رسیدگی به وضع بیچارگان است. همانطور که در روایت‏هاى مکررى نقل شده که در روز عید قربان (اضحى) قربانى کنید تا در این روز فرخنده که براى همگان عید است و بسیار خجسته، گرسنگان و مستمندان از خوردن گوشت‏حلال، بى‏منت، بهره مند شوند.

آن روز که ابراهیم(علیه السلام) با پاهای لرزان اما قلبی مطمئن فرزندش اسماعیل را که برای داشتنش دعاهای بسیار کرده بود، به مذبح می‌برد، از تمام نفسانیات خود در پیشگاه خداوند گذشت. اگرچه در لحظات آخر به فرمان خداوند تیغ از گلوی فرزند برکشید و گوسفند فرستاده شده از سوی پروردگارش را قربانی کرد، اما از عهده امتحانی که باید برمی آمد، برآمد و همراه با خشنودی خداوند از پرهیزگاری بنده‌اش، او نیز از سربلندی در امتحان سرخوش بود

از آنجا که ابراهیم(علیه السلام) اسطوره ای از اطاعت فرمان بی چون و چرای خداوند بود و حقیقت را با تمام وجود درک کرده بود، تمام وجودش در مقابل خدا تسلیم بود. به همین دلیل در مقابل تمامی بی خدایی ها با تمام وجودش ایستادگی می کرد. خداوند در این روز مبارک اراده کرد که ابراهیم(علیه السلام) را بیازماید و ابراهیم(علیه السلام) نیز اراده کرد تا با کمال میل فرمان الهی را اجرا کند. لذا وقتی در این آزمون بزرگ پیروز شد خدای مهربان گوسفندی را فرستاد تا به جای اسماعیلش ذبح کند. پس پیروزی در این آزمون یک عید بزرگ محسوب می شود. آری عید قربان یادآور آزمایشهای سخت و سنگین الهی از حضرت ابراهیم(علیه السلام) و ذبح حضرت اسماعیل(علیه السلام) است.

و خدا اسماعیل را به ابراهیم بخشید

و ابراهیم، خدا را به اسماعیلش ترجیح داد

و اسماعیل، خدا را بر خود ترجیح داد

و خدا اسماعیل را به ابراهیم

و اسماعیل را به اسماعیل، بخشید

و این چنین شد که قربان، عیدی مبارک شد

آن روز که ابراهیم(علیه السلام) با پاهای لرزان اما قلبی مطمئن فرزندش اسماعیل را که برای داشتنش دعاهای بسیار کرده بود، به مذبح می‌برد، از تمام نفسانیات خود در پیشگاه خداوند گذشت. اگرچه در لحظات آخر به فرمان خداوند تیغ از گلوی فرزند برکشید و گوسفند فرستاده شده از سوی پروردگارش را قربانی کرد، اما از عهده امتحانی که باید برمی آمد، برآمد و همراه با خشنودی خداوند از پرهیزگاری بنده‌اش، او نیز از سربلندی در امتحان سرخوش بود.

چرا که

خدا تمام عشق بود

عشق، آتش را گلستـان کرد

عشق، پسر را به قربـــــانگاه برد

عشق، مرگ به دست پـــدر را پذیرفت

عشق، به جای او گوسفندی را به تیغ سپرد

عشق، ابراهیم را بنده و خدا را آفریننده ساخت

و عشق خشنودی عاشق و معشوق را در برداشت


منبع : وبلاگ منتظران فرج


[پنج شنبه 25 مهر 1392 ]  [10:15 PM]  [عروس ایام]

برخیز ابراهیم! ...

این صدای وحی است که تو را می‏خواند. ابراهیم! برخیز و تمام دل بستگی‏ات ـ اسماعیل ـ را برای قربانی آمده ساز! تو، در آستانه‏ی امتحان دشواری قرار گرفته‏ای! باید، دوباره «تبر» به دست‏گیری و قیام کنی! مگر نه این‏که در یک دل؛ دو عشق نگنجد! برخیز و ذبح عظیمت را، مهیا کن!

چه انتخاب سختی پیش رو دارد ابراهیم! درهای آسمان باز شده است و کاینات، مبهوت و مضطرب، انتظارِ تصمیم بزرگ وی را می‏کشند. ساکنان عرش، چشم به قلب و دهان او دوخته‏اند و آن طرف، «ابلیس»، بی‏صبرانه و مشتاق، لحظه‏ی فرو ریختنِ وسعت یقین و صبر پیامبر را انتظار می‏کشد!

و در این میانه، «خدا»، صبورتر از همیشه، وَفای بهترین بنده‏اش را به تماشا نشسته است.

ابراهیم، سابقه‏ی درخشانی دارد. تاریخ، سرشار از لحظه‏ها و تصاویر ناب و بی بدیلِ عشقِ شورانگیز و عارفانه‏ی او به خداست. کدام آزمون، شرمنده‏ی سربلندی و پیروزی‏اش نیست و کدام آتش، وام‏دارِ عمیقِ عشق الهی‏اش؟ 

عید قربان آمد و اکنون تو ابراهیمی.....

و اکنون ابراهیمی و اسماعیلت را به قربانگاه آورده ای !!!

اسماعیل تو کیست ؟

مقامت ؟ آبرویت ؟ موقعیتت ؟ شغلت ؟ پولت ؟ خانه ات ؟ باغت؟ اتوموبیلت ؟

معشوقت ؟ خانواده ات ؟ علمت ؟ درجه ات ؟ هنرت ؟ لباست ؟ نامت

؟ نشانت ؟ جانت ؟ جوانیت ؟ زیباییت ؟ ...

... من چه میدانم ؟!!!

اینک که توفیق دعای عرفه و زیارت مولایمان حسین علیه السلام و حضرت علی اکبر و حضرت عباس سلام الله علیهم اجمعین نصیبت شد، در فلسفه عید قربان غوطه ور شو، اگر چیزی تحویلت نشد به حضرات معصومین صلی الله علیهم اجمعین متوسل شو، که دلیل راهند و نجات دهنده ما در هلکات

این را تو خود می دانی و تو خود آن را ، او را ، هر چه که هست و هر چه

هست ، باید برای قربانی انتخاب کنی .....

عید قربان بر همه مبارک باد چه مسلمان و چه غیر مسلمان

سم رب الشهداء و الصدیقین

عید قربان رسید و ما هنوز در فهم " وَ فَدَینَاهُ بِذِبحٍ عَظِیم" مدهوش!

اینک که توفیق دعای عرفه و زیارت مولایمان حسین علیه السلام و حضرت علی اکبر و حضرت عباس سلام الله علیهم اجمعین نصیبت شد، در فلسفه عید قربان غوطه ور شو، اگر چیزی تحویلت نشد به حضرات معصومین صلی الله علیهم اجمعین متوسل شو، که دلیل راهند و نجات دهنده ما در هلکات.

به هر صورت وظیفه ما تعظیم شعائر است.

عید قربان مبارک

حج دارد وارد مراحل آخر می شود و زائران بیت الله الحرام دارند حاجی می شوند.

مبارکشان باد و دعا می کنیم کما هو حقه حاجی شوند و حاجی بمانند.

خداوند انشاءالله حج واقعی نصیب شما و ما کناد.


منبع :  مۆسسه جهانی سبطین


[پنج شنبه 25 مهر 1392 ]  [10:15 PM]  [عروس ایام]

آغازی بر یک پایان

عید قربان، تنهاروزی از بی شماری ایام نیست تا در تعیّن یک نامْ معنا، در قاموس واژه های یک قومْ توضیح، و در فرهنگ یک آیینْ تفسیر شود. این روزْ روایت اوج مند زیباترین حکایت عشق آسمانیِ یک انسان الهی است. این روز، فرجامِ نیک یک مناسکْ و آغاز یک راه است؛ پایان رنج های سفر، اشک های شوق، تن پوش های برابری، درس های برادری، بارقه های رحمت، لحظه های خاکْ ساری، هنگامه های برائت، و آغاز راهی است برای حفظ همه این ره یافت ها، فصلی برای همه این شکفتن ها و ترنّمی برای آفریده شدن دوباره. عید قربان، عید بشارت های الهی و روزی برای باز یافتن خودِ گم شده انسان است.


عید در فرهنگ دینی

واژه «عید» تنها یک بار در قرآن آمده و به معنای روزی است که نعمت های آسمانی بر مؤمنان فرود می آید. در فرهنگ اسلام نیز از روزی که انسان در آن گناه و معصیتی مرتکب نشود، به عید تعبیر کرده اند. اعیاد اسلامی هم چون فطر، مبعث، غدیر و قربان، افزون بر این که خاطره رخ داد مهمی را در یادها زنده می کنند و بزرگ داشت، درس آموزی و تبلیغ آن روی داد را یادآور می شوند، روزهای ویژه رحمت و لطف خداوندی نیز به شمار می آیند. در این عیدها، عطایا و نعمت های الهی، در سریرهایی از نور بر بندگان فرود می آیند و دریچه های بخشش و آمرزش پروردگار، به مِهر بر مردمان گشوده می گردد. از این رو، آنان که لحظه های ناب را قدر می شناسند، در این روزها با عطر نیاز و راز، غبار غفلت را از دل های آلوده شان می زدایند و دل را از زنگار گناه، پاک می سازند.


عید قربان، عرصه جهاد اکبر

واژه «عید» به معنای رجوع و برگشتن است و «قربان» به معنای قربانی یا هر آن چه با آن بر پروردگار، تقرب جویند. از این رو، می توان عید قربان را به معنای بازگشت انسان به مقام تقرّب الهی دانست. این مقام در سایه مبارزه با هواهای نفسانی و در پرتو تهذیب، خودسازی و بهره وری از فرصت های ناب به دست می آید. زایران خانه خدا که پس از تحمّل مرارت های بسیار و پرهیز از آلایش های دنیوی، اینک به منزل گاه آخر رسیده اند، و نیز مردمانی که این روز را از روزهای ویژه الهی می دانند، عید قربان را جشن می گیرند. در این روز، مردمان مسلمان، با بزرگ داشت خاطره ابراهیم و اسماعیل و با درس آموزی از ایثار تأثیرگذار آن دو بزرگ مرد یکتاپرستِ تاریخ، بار دیگر با نهیب بر اندیشه های خویش، باورهای خود را به ستیز با خودخواهی ها و منیّت ها می فرستند، تا در پیکار اصلی با هواهای نفسانی ـ که به جهاد اکبر تعبیر شده ـ پیروز میدان باشند.


[پنج شنبه 25 مهر 1392 ]  [4:20 PM]  [عروس ایام]
تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3