آن چه در این گفتار می خوانیم :
1- اسوه ی کمال وتمام عبودیت خداوند
2- اقراربه ربوبیت خدا
3- خدا ترسی علما
4- کرامت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله
5- معرفی حضرت علی علیه السلام به عنوان ولی
6- تکنولوژی تبلیغ در خطابه ی غدیر
7- حجّت برمخلوقین آسمان وزمین
8- وظيفه ي پیامبراکرم صلی الله علیه وآله بَلاغِ مبين
9- امر و نهی
10- الگوی انسان ها
11- صفات پیامبرصلی الله علیه وآله
12- اطاعت از خدا وائمه علیهم السلام
سيستم حکومت بشری پیامبران علیهم السلام
در ادامه ی درس گذشته، مواردی از خطابه ی غدیر که راجع به نبوت آمده است را بیان می کنیم:
رسول خدا صلی الله علیه وآله در بخش اول خطبه ی غدیر می فرمایند:
أَحْمَدُهُ كَثيراً وَأَشْكُرُهُ دائماً عَلَي السَّرّاءِ والضَّرّاءِ وَالشِّدَّةِ وَالرَّخاءِ، وَأُومِنُ بِهِ و بِمَلائكَتِهِ وكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ [1] او را ستایش فراوان و سپاس جاودانه می گویم در شادی ورنج و آسایش و سختی و به او و فرشتگان و نبشته ها و فرستاده هایش ایمان داشته
در سيستم هاي حکومت بشري ، اساساً حُکم پادشاه غير از حُکم رعيت و ساير مردم محسوب می شده است و از قانون رعيت جدا بوده است. پيامبران، اسوه ی کمال و تمام عبوديت خداوند هستند؛ چون در تمام احکام با مردم شريک اند و در عین حال تکاليف سخت تری نیز دارند. يکي از آن مواردي که با مردم شريک اند، ايمان و اقرار به محتواي دين است؛ لذا در ادامه ی حمدشان مي فرمايند: وَ أُومِنُ بِهِ و بِمَلائكَتِهِ وكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ.
>>>>>
أَسْمَعُ لاِمْرِهِ وَاُطيعُ وَأُبادِرُ إِلي كُلِّ مايَرْضاهُ [2] فرمان او را گردن می گذارم و اطاعت می کنم وبه سوی هرآنچه مایه ی خوشنودی اوست، می شتابم.
امرش را مي شنوم و اطاعت مي کنم و براي به دست آوردن رضايت خدا مبادرت و دقت مي کنم؛ یعنی نه تنها در تکليف بندگي خدا با مردم شریک ام؛ بلکه بايد سعي کنم اين بندگي را به مراتب بهتر به جا آورم و در انجام آن سبقت بگيرم.
وأَسْتَسْلِمُ لِماقَضاهُ، رَغْبَةً في طاعَتِهِ وَ خَوْفاً مِنْ عُقُوبَتِه [3] و به حکم و فرمان او تسلیم، چرا که به فرمان بری او شایق و از کیفر او ترسانم.
وقتي پيامبران و پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله به مردم مي فرمايند: بايد بين خوف و رجا باشيد و خوف و رجا در قلبتان با هم همسان و مساوي باشد، خودشان هم اينگونه اند. با اين که مقام عصمت کبري دارند؛ ولي مانند ساير مردم، هم از خدا خوف دارند و هم به رحمت خدا اميدوارند. اين ها نکته هاي توحيدي و اخلاقي مهمی است.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در ابتدای بخش دوم، صفحه ی 62 مي فرمايند:
وَأُقِرُّلَهُ عَلي نَفْسي بِالْعُبُودِيَّةِ [4] و اکنون به بندگی خویش و پروردگاری او گواهی می دهم.
يعني همان گونه که در قلبم است به زبان نیز مي آورم و تصديق مي کنم.
وَ أَشْهَدُ لَهُ بِالرُّبُوبِيَّةِ وَأُؤَدّي ما أَوْحي بِهِ إِلَي حَذَراً مِنْ أَنْ لا أَفْعَلَ فَتَحِلَّ بي مِنْهُ قارِعَةٌ لايَدْفَعُها عَنّي أَحَدٌ [5] و وظیفه ی خود را در آن چه وحی شده انجام می دهم مباد از سوی او عذابی فرود آید که کسی را یارای دور ساختن آن از من نباشد.
آن چه را که خدا بر گردن من گذاشته ادا مي کنم، برای اين که مي ترسم اگر انجام ندهم، عذاب ريشه کن کننده اي بر من وارد شود که هيچکس نتواند آن عذاب را از من بردارد.
عبوديت و خدا ترسی پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله به حدّی است که در انجام مأموريتي که خدا بر عهده ایشان گذاشته است، در مقابل120هزار نفر اقرار مي فرمایند: اگر فرمان و مأموریت خدا را انجام ندهم، مي ترسم عذابی بر من نازل شود که هيچکس نتواند از من دفاع کند.(یعنی در اينجا شفاعت پذيرفته نيست) این هم نکته ی مهمی است.
خدا ترسی بندگان عالم
قرآن کریم می فرماید:
إنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ [6]
همانا بندگاني که عالم اند، از خدا مي ترسند.
پيامبران و اولياي خدا در رأس خدا ترسان اند؛ ترس از عظمت خدا و ترس از کوچکي عبوديت خودشان! و اين ترس باعث بندگي شان مي شود، ضمن اين که به خدا اميد دارند.
کرامت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله
رسول خدا صلی الله علیه وآله در فراز دیگر می فرمایند:
لِعِلْمي بِقِلَّةِ الْمُتَّقينَ وَكَثْرَةِ الْمُنافِقينَ وَإِدغالِ اللّائمينَ وَ حِيَلِ الْمُسْتَهْزِئينَ بِالْإِسْلامِ [7] زیرا کمی پرهیزگاران و فزونی منافقان و دسیسه ملامت گران و مکر مسخره کنندگان اسلام را می دانم.
پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله مي فرمايند: به خاطر کمي متّقين و زيادي منافقين و کساني که استهزاء و مسخره مي کنند، مي خواستم از مأموريتم استعفا بدهم، ولي جبرائيل سه بار آمد و گفت: اگر مأموریت خدا را انجام ندهي، تمام رسالتت بر باد مي رود و انگار هيچ کاري انجام ندادهاي. من مجبور شدم که انجام دهم و اين منافقین و کسانیکه مرا مسخره میکنند به من گفتهاند که چهقدر سخنشنو و زودباوری؟ همانان که خداوند در وصفشان در کتاب خود فرموده: به زبان می گویند آن چه را که در دل هایشان نیست؛ اما نمي دانند که اگر من سخن شنو هستم به نفع شان است.
وَلكِنِّي وَاللَّهِ في أُمورِهمْ قَدْ تَكَرَّمْتُ [8] لیکن به خدا سوگند در کارشان کرامت نموده لب فرو بستم.
همه را مي شناسم؛ اما به خاطر کرامتي که دارم و حفظ آبروي افراد اسمشان را نمي آورم.
اين مسئله نشان مي دهد که پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله در مقام عبوديت و پيامبري چه قدر در برابر مردم صبر و گذشت دارند.
معر فی ولی
رسول اکرم صلی الله علیه و آله در بخش سوم خطابه می فرمایند:
مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ آخِرُ مَقامٍ أَقُومُهُ في هذا الْمَشْهَدِ، فَاسْمَعوا وَ أَطيعوا وَانْقادوا لاِ مْرِ(اللَّهِ) رَبِّكُمْ، فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ هُوَ مَوْلاكُمْ وَإِلاهُكُمْ، ثُمَّ مِنْ دونِهِ رَسولُهُ وَنَبِيُّهُ الْ مخاطِبُ لَكُمْ، ثُمَّ مِنْ بَعْدي عَلي وَلِيُّكُمْ وَ إِمامُكُمْ بِأَمْرِاللَّهِ رَبِّكُمْ [9]اميرالمؤمنين علي عليه السلام را به عنوان ولی و مولا معرفی می فرمایند؛ لذا اول از مولويّت خدا اسم مي برند و می فرمایند: بعد از خدا مولاي شما رسول اوست که الان با شما صحبت مي کند؛ يعني من از خدا مولويّت گرفته ام و مولويّت به معناي سرپرستی و جانشيني است که مسلّط بر اموال و انفس مردم است.
تکنولوژی تبلیغ
يکي از نکات برجسته اي که پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله در تمام خطابه رعايت فرموده اند اين است که مرتب مي فرمايند: من از طرف خدا حرف مي زنم و مأمور هستم تا علي عليه السلام را از طرف خدا معرفي مي کنم. یکی از مباحث تکنولوژی تبلیغ در خطابه ی غدیر این است که اگر محتوای تبلیغ انسان ـ چه کالای مادی، چه تئوری علمی و چه مطلب دینی ـ وصل به یک بِرند یا شرکت بزرگ باشد، اعتبارش بیشتر است. پیامبر اکرم صلي الله عليه وآله از همان ابتدا خودشان را متصل به خدا و عالم الوهیت معرفی می فرمایند. يعني از شاخصه هاي بزرگ پيامبران و ائمه عليهم السلام اين است که هيچ حرفي را به خودشان نسبت نمي دهند و یک ديگر را از طرف خداوند متعال معرفي می فرمایند. در واقعه ی عظيم غدیر هم که مردم را جمع کردند و اميرالمؤمنين علی عليه لسلام را معرفي فرمودند از جانب خدا دانسته اند. از اول تا آخِر خطابه مرتب خواسته اند که بفرمایند من مأمور خدايم.
رسول گرامی اسلام درفراز دیگری می فرمایند:
وَ أَنَا ـ (وَاللَّهِ) ـ خاتَمُ الْأَنْبِياءِ وَالْمُرْسَلينَ والْحُجَّةُ عَلي جَميعِ الْمخْلوقينَ مِنْ أَهْلِ السَّماواتِ وَالْأَرَضينَ [10]
و همانا من فرجام آنان و برهان بر آفریدگان آسمانیان و زمینیانم
يعني پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله خاتم اند؛ بعد از ایشان پيامبر و شريعتي نخواهد بود. ضمن اين که ايشان حجت اند بر تمام اهل آسمانيان و زمينيان.
بنابر آيات کريمه ی قرآن، به جز پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله بقیه ی پیامبران نسبت به نبوّت و رسالت خویش چنین ادّعایی نداشته اند که: ما بر جميع مخلوقين از اهل آسمان ها و زمين حجّت ايم.
در انتهای بخش سوم، مي فرمايند:
أَلاوَقَدْ أَدَّيْتُ، أَلاوَقَدْ بَلَّغْتُ، أَلاوَقَدْ أَسْمَعْتُ ،أَلاوَقَدْ أَوْضَحْتُ [11] هشدار که من وظیفه ی خود را ادا کردم. هان! من وظیفه ام را ابلاغ کردم و به گوش شما رساندم. هشدار که روشن نمودم.
چهار مرتبه با کلمه ی هشداری ألا می فرمایند: آگاه باشيد که من ادا کردم، من رساندم، من شنوانيدم، من توضيح دادم.
پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله می فرمایند: چون من بنده هستم؛ بايد مأموريت خودم را انجام بدهم و تمام تلاش من بر انجام مأموريت است و آگاه باشيد که من مأموريت خویش را انجام دادم. این نکته ي مهمی است.
دغدغه ی انجام مأموريت
پیامبر صلی الله علیه وآله در انتهای بخش چهارم، مي فرمايند:
اَللَّهُمَّ إِنِّي أُشْهِدُكَ أَنِّي قَدْ بَلَّغْتُ [12] خداوندا، تو را گواه می گیرم که پیام تو را به مردمان رساندم.
پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله دغدغه ي انجام مأموريت خویش را دارند. خيلي مهم است، خدای متعال به ايشان امر فرموده است. اين دغدغه ی انجام مأموريت بايد به ما هم منتقل شود. پيامبر ما آن قدر دغدغه دارند که مرتب مي فرمايند:
خدايا! شاهد باش که من تبليغ کردم.
از امام سجاد علیه السلام پرسيدند: چرا وقتي مي خواهيد براي نماز وضو بگيريد، بدنتان مي لرزد و رنگ تان زرد مي شود؟ فرمودند:آیا مي دانيد مي خواهم در مقابل چه کسي بایستم؟ دغدغه ي بودن در مقابل خدا
رسول خدا در انتهاي بخش پنجم، مي فرمايند:
وَ ما عَلَي الرَّسُولِ إِلاَّالْبَلاغُ الْمُبينُ [13] و بر فرستاده وظیفه ای جز بیان روشن نیست.
وظيفه ي من بلاغِ مبين است.
توجه کنيد! پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله براي اين که بلاغ مبین را انجام دهند، تمام نيرويشان را صرف مي کنند و اين قدر حرص و دغدغه دارند. مبين يعني روشن و روشن کننده. وظيفه ي پيامبر صلي الله عليه وآله فقط بلاغِ مبين است؛ اما نتيجه با خدا است. این هم نکته مهمی است.
پیغمبر صلی الله علیه و آله درفراز دیگری مي فرمايند:
مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَمَرَني وَنَهاني، وَقَدْ أَمَرْتُ عَلِيّاً وَنَهَيْتُهُ (بِأَمْرِهِ). فَعِلْمُ الْأَمْرِ وَالنَّهُي لَدَيْهِ [14] هان مردمان! همانا خداوند مرا فرمان داده و بازداشته و من نیز به دستور او به علی امر و نهی کرده ام، پس دانش امر و نهی در نزد علی است.
همانا خداوند مرا امر و نهي کرده و من هم به امر خدا به علي علیهالسلام امر و نهي کردهام. هر چه به علي علیهالسلام گفتهام به امر خدا بوده و از خود چيزي نگفتهام. تمام امر و نهيها، حلال و حرامها و علم و دانشها را منسوب به خدا ميدانند.
بازدر ابتدای بخش هفتم، میفرمایند:
مَعاشِرَالنّاسِ، أَنَا صِراطُ اللَّهِ الْمُسْتَقيمُ الَّذي أَمَرَكُمْ بِاتِّباعِهِ، ثُمَّ عَلِي مِنْ بَعْدي. ثُمَّ وُلْدي مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّةُ الْهُدي [15] هان مردمان! خداوند را صراط مستقیم منم که فرمان به پیروی آن داده و سپس علی است و آنگاه فرزندانم از نسل او ، پیشوایان هدایت اند.
پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله آمده اند به مردم بگويند: بايد خدا ترس باشيد، نبايد مُشرک باشيد و بايد تقوا داشته باشيد، براي رعایت تقوا و بندگي خدا يک راه و يک الگو داريد. راه و الگو، اول من ام. اگر من آمده ام که شما را به صراط مستقيم (عبوديت) دعوت کنم؛ صراط مستقيم من ام و سپس علی علیه السلام و فرزندانم از نسل او.
در ادامه ی بخش هفتم، چند صفت از صفات خودشان را بیان می فرمایند:
مَعاشِرَ النّاسِ، أَلاوَإِنّي (أَنَا) النَّذيرُ و عَلِي الْبَشيرُ. مَعاشِرَالنّاسِ)، أَلا وَ إِنِّي مُنْذِرٌ وَ عَلِي هادٍ مَعاشِرَ النّاس (أَلا) وَ إِنّي نَبي وَ عَلِي وَصِيّي.[16] هان مردمان! همانا من انذارگرم و علی بشارت دهنده ! هان که من بیم دهنده ام و علی رهنماست. هان که من پیامبرم و علی وصی من است.
در ابتدای بخش نهم،می فرمایند:
مَعاشِرَالنّاسِ، إِنّي قَدْبَيَّنْتُ لَكُمْ وَأَفْهَمْتُكُمْ [17] هان مردمان ! من پیام خدا را برایتان آشکار کرده، تفهیم نموده ام.
يکي از اختلافات اساسي بين ما و اهل تسنن اين است که مکتب اهل سنت معتقدند: هر چه لازم بوده را پيامبر به مردم فرموده اند و رفته اند، اما شیعه معتقدند: هر چه لازم بوده را به مردم نفرموده اند؛ مقداري را به مردم فرموده اند و مقداري را که هنوز مردم زمان فهمش را نداشته اند به اميرالمؤمنين علی عليه السلام فرموده اند.
بله همه دين را فرموده اند، امّا به چه کسي؟ مثلاً اجرا و قانون حکومت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف و تمام چيزهايي که ایشان بايد بدانند؛ آيا به مردم فرموده اند؟ خیر، بلکه به اميرالمؤمنين علی عليه السلام فرموده اند و همين طور ادامه پيدا کرده و به وسيله ی هر امام به امام بعدی سپرده شده است.
در ادامه ی بخش نهم، پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله دوباره به عبوديت خودشان اشاره مي فرمایند:
أَلاوَإِنَّي قَدْ بايَعْتُ اللَّهَ وَ عَلِي قَدْ بايَعَني وَأَنَا آخِذُكُمْ بِالْبَيْعَةِ لَهُ عَنِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ [18] هشدار! من با خداوند بیعت کرده! و علی با من پیمان بسته است و اکنون از سوی خدای عزوجل بر امامت او از شمایان پیمان می گیرم.
آخرين نکته را در بخش یازدهم، می فرمایند:
مَعاشِرَالنّاسِ، مَنْ يُطِعِاللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ عَلِيّاً وَ الْأَئِمَةَ الَّذينَ ذَكرْتُهُمْ فَقَدْ فازَفَوْزاً عَظيماً [19] هان مردمان !فرمان بردار از خدا و فرستاده ی او و از علی و امامان که نام بردم به رستگاری بزرگ دست یافته است.
اطاعت از خدا و رسول او و از علي عليه السلام و امامان که نام بردم، همه در راستای اطاعت پروردگار است.
يعني من و علي و فرزندان او غير از حرف خدا حرف ديگري نداريم.
[1] . سروش آفتاب / قسمت 1 :72
[2] . سروش آفتاب / قسمت 1 :74
[3] . سروش آفتاب / قسمت 1 :74
[4] . سروش آفتاب / قسمت 2 :74
[5] . سروش آفتاب / قسمت 2 :74
[6] . فاطر(35): 28.
[7] . سروش آفتاب / قسمت 2 :78
[8] سروش آفتاب / قسمت 2 :82
[9] . سروش آفتاب / قسمت 3 :84
[10] . سروش آفتاب / قسمت 3 :90
[11] . سروش آفتاب / قسمت 3 :98
[12] . سروش آفتاب / قسمت 4 :102
[13]. سروش آفتاب / قسمت 5 :108
[14] .سروش آفتاب / بخش:118:6
[15] . سروش آفتاب / بخش:120:7
[16] . سروش آفتاب / بخش:130:7
[17] . سروش آفتاب / قسمت 9 :136
[18] . سروش آفتاب / قسمت 9 :136
[19] . سروش آفتاب / قسمت 11 :154
