حیات انسان، و نشاط، بالندگی و پویایی زندگی او به تلاش و کار و فعالیت بستگی دارد.
پیامبر اکرم (ص) ، حضرت فاطمه زهرا (س) و ائمه معصومین در طول زندگی هیچ گاه دست از کار و تلاش برنداشتند. پیامبران دیگر نیز در زندگی، اهل کار و تلاش جدی بودند.
امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرماید:
خداوند به حضرت داود علیه السلام وحی فرستاد که تو اگر از بیت المال استفاده نمیکردی، بنده خوبی بودی. تنها مشکلت همین است که خودت با دست و توان و نیرویت تلاش نمیکنی تا از زحمت خودت بهره بگیری. اگر این مشکل برطرف شود، بنده خوبی هستی.
داود چهل روز گریست. پس از آن خداوند به آهن امر فرمود که «برای بنده ام داود نرم شو.» و از آن به بعد، داود هر روز با دست خودش یک زره می ساخت و هزار درهم می فروخت. او در ظرف مدتی نه چندان طولانی، 360 زره ساخت و 360 هزار درهم به دست آورد و از بیت المال بی نیاز شد.
یکی از یاران امام صادق علیه السلام می گوید:
امام را در حالی که جامه خشنی به تن وبیلی در دست داشت، در باغ خودش سرگرم کار دیدم. عرق از پشت سرش جاری بود.
به امام گفتم:«بیل را به من بدهید تا به جای شما کار کنم.»
فرمود:« انی احب ان تیاذی الرجل بحر الشمس فی طلب المعیشه» (من دوست دارم که مرد در راه اداره زندگی، با حرارت خورشید اذیت شود و به رنج بیفتد.)
یکی از یاران امام هفتم میگوید:
امام را عرقریزان در حال کار بر زمینی دیدم. به امام گفتم:«خدمتکارانتان کجایند که شما کار می کنید؟!»
فرمود:«آن کس که بهتر از من و بهتر از پدرم بود، با دست خودش در زمینش بیل زده است.»
پرسیدم:«او کیست؟»
فرمود:«رسول خدا و امیرالمؤمنین و اجدادم. تمام آنها با دستهای خویش کار کردهاند. کار و تلاش، برنامه پیامبران و فرستادگان آسمانی و اوصیاء و صالحان است.»
امام صادق علیه السلام می فرماید:
امیرالمؤمنین علیه السلام هیزم میآورد و آب تهیه میکرد و جارو میکرد، و فاطمه زهرا سلام الله علیه گندم آرد می کرد و خمیر می ساخت و نان می پخت. خدا فرموده است: ملعون من القی کله علی الناس؛ (کسی که بار اداره زندگی را به عهده دیگری بگذارد از رحمت خداوند به دور است.)
تفسیر آیات 85 سوره هود و 181- 183 سوره شعراء: « و یا قوم ، اوفوا المکیال و المیزان بالقسط، و لاتبخسوا الناس
اشیاءهم ، و لاتعثوا فی الارض مفسدین. ـ ( شعیب گفت: )ای قوم من، پیمانه کردنی و وزن کردنی را تمام دهید و به داد (و انصاف) رفتار کنید؛ و از بهای آنچه مردمان دارند (کار و کالاهای آنان) نکاهید، و چون انسادگران، در زمین به تبهکاری مپردازید» ( هود/85 ) .
« اوفوا الکیل و لاتکنوا من المخسیرین، وزنوا بالقسطاس المستقیم، ولاتبخسوا الناس اشیاءهم و لاتعثوا فی الارض مفسدین. ـ (شعیب به قومش گفت) پیمانه را تمام دهید و از کمکنندگان (خیانتکاران در پیمانه) مباشید، و با ترازوی راست و درست وزن کنید؛ و چیزها ( کارو کالای ) مردمان را نکاهید، و در زمین به تبهکاری مپردازید» ( شعراء /181-183).
مضمون جمله نخست این چند آیه، در آیات دیگر نیز آمده است: در سوره « الرحمان »، خداوند پس از آن که نعمتهای خود را به یاد انسان میآورد و میگوید: خدا قرآن را تعلیم داد، انسان را آفرید و به او قدرت بیان ( سخن گفتن، عقل، فهم و درک ) آموخت؛ و جهانی را سامان داد که در آن خورشید و ماه به حساباند و ستارگان و درختان برای خدا سجده میکنند؛ و آسمان را بر افراشت و میزان را نهاد، برای اینکه در میزان طغیان نکیند. « واقیموا الوزن بالقسط و لا تخسروا المیزان1. و وزن را با داد و انصاف به پا دارید و میزان را نکاهید». همچنین درسوره مطففین میخوانیم: « ویل للمطففین، الذین اذا اکتالوا علی الناس یستوفون؛ و اذا کالوهم او وزنوهم یخسرون؛ ألایظن اولئک انهم مبعوثون، لیوم عظیم، یوم یقوم الناس لرب العالمین؛ کلا ان کتاب الفجار لفی سجین2. وای برکم فروشان، کسانی که چون مال مردم را برای خود پیمانه کنند، به طور کامل میستانند، وچون برای آنان کیل یا وزن کنند، کم میدهند ( و از کیل و وزن میکاهند). آیا اینان زنده شدن پس از مرگ را باور ندارند که چنین میکنند؟! باید بدانند که در روز بس بزرگ و باشکوه، مردمان (برای حسابرسی) در پیشگاه خدا حاضر شوند ( کسانی که چنین فاجران خواهد بود ) و این چنین نیست که اینان اهل نجات و آسوده باشند؛ بلکه نامه اعمال تبهکاران در سجین بررسی میشود».
در ادامه این تعالیم قرآنی آمده است که شیوه کسب این گونه انسانهای تبهکار چون زنگاری بر قلب آنها رسوب کرده است و از این رو قیامت از نظر خدا پوشیده میمانند و پس از حسابرسیهای قیامت، آتش دوزخ را میچشند.
و نیز در همین سوره هود، پیش از آیه مورد بحث، آمده است: « و الی مدین اخاهم شعیباً قال: یا قوم اعبدواالله، مالکم من اله غیره، و لاتنقصوا المکیال و المیزان، انی اریکم بخیر، و انی اخاف علیکم عذاب یوم محیط3.
و به سوی اهل مدین برادرشان ـ برادر ایمانی نوح، هود، صالح، ابراهیم و لوط ـ شعیب را فرستادیم . شعیب به آنان گفت: ای قوم من، الله را بپرستید، خدایی جز او برای شما نیست؛ و پمانه و ترازو را مکاهید؛ من شما را به خیر ( نیکی و رشد) میبینم، و بر شما از عذابی فراگیر میترسم ».
کار، سیره انبیا و اولیای الهی
کار و تلاش، سیره تمام پیامبران آسمانی است. پیامبران پیش از بعثت، به کارهای سختی، همچون: شبانی، کشاورزی و... می پرداختند. شخصیت و زندگی آنان با کار همراه بود و با تمام وجود زحمت ها و تلاش های طاقت فرسای مردم ضعیف جامعه را درک می کردند. پیامبران و ائمه معصومین علیهم السلام حتی پس از رسیدن به مقام نبوت و جانشینی، همواره با کار و تلاش مأنوس بوده اند. مقام کارگری، از دیدگاه معصومین شأن والایی دارد. از نظر پیامبر گرامی اسلام، منزلت کارگران در ردیف انبیاست. ایشان فرموده است:
هر کس از دست رنج خویش مخارج زندگی خود را تأمین کند، روز قیامت در صف پیامبران قرار خواهد گرفت و از عنایاتی که پیامبران بهره مندند، بی نصیب نخواهد ماند.
داشتن درآمد بیشتر، از درآمد کمتر مطلوب تر است، زیرا با مازاد درآمد می توان به انجام کارهای نیک و پسندیده اقدام کرد. آدمی باید با کمک به هم نوعان روح دیگر خواهی را در خود تقویت و دست تهی دستان و افتادگان را بگیرد. بدین منظور، امام علی علیه السلام در گرمای سوزان عربستان، تعداد زیادی چاه و قنات احداث کرد. نخلستانی با هزاران درخت خرما آباد کرد و زمین های بسیاری را زیر کشت برد. بعضی از قنات ها و زمین های آبادی را که خود احداث و زیر کشت برده بود، وقف نیازمندان کرد.
همچنین آن امام دل سوز، از حاصل دست رنج خود افراد بسیاری را از اسارت و بندگی نجات داد و آزادی را به آنان بازگرداند.
بنابراین، با توجه به روش و سیره ائمه معصومین علیهم السلام ، کار و تلاش از صفات پسندیده و مایه رستگاری انسان و پیشرفت جوامع انسانی است.
این است که در احادیث میخوانیم، سود مؤمن از مؤمن رباست، مگر اینکه برای تجارت و کسب و کار، کالایی را به او بفروشد و در این صورت سودی اندک از او بگیرد4. امام صادق(ع) سود صددرصدی حاصل از فروش کالا به خاطر کمیابی آن در شهر و نیازمردم به آن را نمیستاند5. و یا آن گاه که فردی میخواهد با انحصار در خرید، ملک دیگری را به قیمت ارزان از دستش درآورد، او را به شدت از این کار برحذر میدارد6.
کار، وسیله تقرب به خداوند
اسلام به کار و کارگر ارزش بسیار والایی داده است، به گونه ای که کار کردن را از بزرگ ترین عبادت ها و وسیله ای برای تقرب به پروردگار شمرده است. در اسلام کارگر، شهید زنده و کارگری شغل انبیاست و از راه کسب و کار می توان به بهشت برین رسید. قرآن مجید کارکردن را با ارزش می داند و می فرماید: «نیست برای انسان، مگر بازتاب عمل و واکنش کارش. سپس، به پاداش کامل تری خواهید رسید». (نجم: 40 و 41)
از سوی دیگر بی کاری و تن آسایی صفاتی هستند که در ادبیات دینی، با نفرت و نکوهش از آنها یاد شده است. در اسلام کار به عنوان یک دستور دینی واجب است. در روایتی از پیامبر گرامی اسلام9 آمده است: «تلاش در جهت کسب روزی حلال، بر هر زن و مرد مسلمان واجب است».
در حدیثی دیگر، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله کار را برترین عبادت دانسته است. ایشان کار را بهترین راه رسیدن به سعادت معرفی می کند و می فرماید: «نود درصد راه تقرب، به کار منتهی می شود».
از نظر اسلام همه مسلمانان باید به کار و حرفه ای بپردازند. انسانی که کار نمی کند و تنها به عبادت و پرستش خداوند بسنده می کند، دعایش از سوی خداوند پذیرفته نیست. از امام صادق علیه السلام روایت است که آن حضرت از علی ابن العزیز پرسید: عمرابن مسلم چه کار می کند؟ گفت: فدایت شوم! کسب و کار را رها کرده به عبادت روی آورده است. فرمود: وای، مگر نمی داند دعای بدون کار و کوشش پذیرفته نمی شود.
اگر در جامعه ای بر اساس آموزه های دینی عمل شود و کار ارزش یابد و به عنوان مایه رستگاری و وسیله تقرب به پروردگار به آن نگریسته شود، فرهنگ کار تقویت خواهد شد و البته برآیند چنین اندیشه ای؛ ابتکار، خلاقیت و رشد و توشعه به معنای عام خواهد بود.
ارزش کار و کراهت اجیر شدن در اسلام
ارزش کار افراد را ذات أقدس اله در قرآن مشخص کرده، اهل بیت مشخص کردند. اگر وجود مبارک پیغمبر (ص) دست یک کارگر را می بوسد، ارزش او را مشخص کرده. حضرت دست کارگر را می بوسد، نه دست اجیر را! فرمود: برای خودت کار بکن. ما کجای فقه داریم که اجیر شدن و مزدور شدن مستحب است؟! در روایات کتاب اجاره که شاید خیلی هایتان آشنائید؛ آنجا تقریباً نهی تنزیهی دارد که شما خودت را اجیر نکن، مزدور نکن؛ برای خودت کار بکن! کار کردن مستحب است، دست کارگر را ذات مقدّس حضرت بوسید، نه دست اجیر را که آدم برای دیگری کار بکند !
خدا امام و شهداء را غریق رحمت کند؛ اینکه بخش وسیعی از سرمایه های مملکت رفته به طرف تعاونی، برای همین جهت است. بخش خصوصی را با تعاونی دارند تقویت می کنند که اصرار قانون اساسی بود یعنی این که بگذارید مردم برای خودشان کار بکنند، نه مزدور دیگران باشند !
یک وقت وزارت کار کارگرها را جمع کرد،؛ خیال کرد ما برای آنها حدیث می خوانیم که وجود مبارک پیغمبر دست مزدور را بوسید؛ آن روز که ما آن حرف را، نمی دانم چند سال قبل بود نقل کردیم؛ برای بعضی ها تلخ بود، سعی کردند این را چاپ نکنند! خیال کردند که اسلام که می گوید دست کارگر را باید بوسید، پیغمبر دست کارگر را بوسید، یعنی دست مزدورها را!! که عدّه ای سرمایه دار باشند، کار بکنند؛ عدّه ای هم اجیر باشند. این را که نگفته اند !
گفتند: کار خوب است، کارگر عزیز است؛ نهاجیر! یعنی برای خودت کار بکن. دولت هم موظّف است مشکلات اینها را حل بکند، به اینها وام بدهد، تسهیلات بکند، اینها برای خودشان کار بکنند. فرق گذاشتن بین مزدوری و کارگری در دستورات دین ما هست .
آزمون انسانها به وسیله فقر و غنا و تشویق اسلام به کار و تلاش
کمتر کسی است که بتواند فقیرانه مؤمن باشد! و اگر کسی نیازمند بود، مشکل جدی پیدا می کند. امّا دو تا مطلب است؛ مردم نمی توانند فقر را تحمل کنند، با این دعاها باید حل بشود. امّا اگر ذات أقدس له کسی را در کلاس فقر نشاند، او راامتحان کرده؛ نه اینکه او را تحقیر کرده باشد! و اگرکسی را در کلاس ثروت نشانده، به او مال داده؛ نه این است که او را تجلیل کرده. فرمود: کلّا. نه آن است، نه این؛ ما داریم شما را امتحان می کنیم. وقتی امتحان می کنیم، شما در کلاس امتحان نشسته اید که جای اکرام و اهانت نیست؛ نّ الغ نا و الفقر بعد العرض علی الله .(1)
فقر تازیانه ای دردناک برای فرد و جامعه
امّا فقر چیز بسیار دردناکی است، در روایات ما هم هست که : ما ضرب الله سبحانه و تعالی عبداً ب سوط اوجع م ن الفقر (2). سوط با سین و طای مؤلف یعنی تازیانه. فرمود: ذات أقدس له هیچ فرد یا جامعه ای را با تازیانه ای دردناک تر از فقر نزد. و خدای سبحان هم هیچ کسی را فقیر نکرده، بلکه به اندازه کافی برکات نازل کرده. امّا مشکلات جامعه این است که یک عدّه مستکبران حق اینها را دارند می بلعند! وگرنه خدا کسی را فقیر نکرده. اگر چنانچه به طور عدل و حکمت تقسیم بشود، همه کس همه چیز دارند؛ حالا یک قدری بیشتر، یک قدری کمتر .
فرمود: اینها عائله منند. من مار و عقرب را بی روزی نگذاشتم؛ ما م ن دابّه لا علی الله ر زقها (3). چند بار این آیه سوره هود و غیر هود خوانده شد! فرمود: من معیلم، اینها هم عائله منند، همه شناسنامه دارند. فرمود: من هیچ موجودی را بی روزی نگذاشتم .
ضرورت کار و تلاش پیگیر برای دستیابی به روزی وسیع
فرمود: روی دوش زمین راه بروید و روزی بگیرید، فامشوا ف ی مناک ب ها (4). مگر آدم روی دوش زمین بخواهد سوار بشود، کوه شناسی کند، برود بالای کوه؛ معدن شناسی کند، از دل این معدن، طلا و نقره و زغال سنگ در بیاورد، یا از دل این زمین، نفت و گاز در بیاورد، کار آسانی است؟! فرمود: روی دوشش سوار بشوید، روزی بگیرید.، بله ما عالمی داریم به نام (بهشت). اگر شما مؤمن و با عمل صالح بودید؛ آنجا که رسیدید، نهر عسل در اختیار شماست. و انهاأ م ن عسل مصفّی(5). آن نهر عسل دیگر از کندو در نیآمده، از زنبور و نیش در نیآمده. سخن از یک کیلو و هزار کیلو و ده هزار کیلو نیست؛ نهر روان است. وقتی شما شرائط را فراهم کردید، می روید آنجا و می نوشید. امّا اینجاودر این دنیا که هستید باید زحمت و تلاش و کوشش کنید .
آفرینش انسان در دشواری ها و تشویق او به کار و تلاش
فرمود: مگر من شما را نیآفریدم؟! مگر من این عالم را نیآفریدم؟! آن کسی که این عالم را آفرید، مهندس و معمار و بنّای این عالم است، قسم خورد؛ فرمود: قسم یاد می کنم که مصالح ساختمانی انسان، رنج و سختی است، لقد خلقنا النسان ف ی کبد (6). کب د همین دستگاه گوارش است، امّا کبد یعنی رنج. فرمود: من سوگند یاد می کنم انسان تا روی زمین است در رنج است. اینجا جای آسایش نیست! من 80 سال او را می آزمایم، تا نهر عسل به انتظار او باشد. انهاأ م ن ماء
غ یر آس ن (7)، و انهاأ م ن لبن لم یتغیّر طعمه (8). 4 تا نهر جاری است به انتظار او؛ این 80 سال یا 100 سال را خوب امتحان بدهد؛ ما میلیاردها سال، برای ابد او را در کنار آن نهرها پذیرائی می کنیم. این کجایش بر خلاف رحمت است؟! ذات اقدس اله سوگند یاد کرد که انسان تا انسان است، در زحمت است . اینجا، جای آسایش نیست .بسیاری از سرمایه دارها هستند که همیشه شب ها باید با قرص خواب بخوابند. شما خیلی از کارگرها رامی بینید که در کنار خیابان، راحت خوابیده اند! لذّت و رفاه و آسایشی که او دارد، هرگز خیلی از سرمایه دارها ندارند بنابراین اراده وتلاش و سعی انسان است که نصیبی برای او فراهم می کند؛ ل لرّ جال نصیأ م مّا اکتسبوا و ل لنّساء نصیأ م مّا اکتسبن (9)
کار در دیدگاه آیات و روایات
در آیات و روایات بسیاری از کار به عنوان عمل صالح یاد شده و از مقام کارگر ستایش شده است و کارگران نیز به بهشت جاویدان بشارت داده شده اند. بنابر رهنمودهای دینی، مسلمانان باید در انجام کار نیک از همدیگر پیشی گیرند: «انّما تُفاضَلُ القوُم بِالاَعْمال؛ گروه ها از طریق کار نسبت به هم برتری می یابند.» این نگرش و رویکرد مقدس به کار، موجب می شود که برای آن مرزی تعیین نشود.
اوُصیکَ اَنْ لایَکُونَنَّ لِعَمَلِ الْخَیْرَ عِنْدَکَ غایَةً فِی الْکَثْرِة.
سفارش می کنم تو را که برای عمل خیر، در نزد تو محدودیتی نباشد.
نگاه قدسی و عبادی به کار، انگیزه کار کردن را در انسان تقویت می کند و مرتبه معنوی و اجتماعی او را بالا می برد. در همین ارتباط، در قرآن مجید می خوانیم:
«درجات و مقامات عالی، ویژه مؤمنانی است که تلاش های عملی مثبت و سازنده دارند». (طه:75)
در سخنی زیبا از امام صادق علیه السلام هم آمده است:
سه چیز از اسباب سعادت است. یکی از آنها این است که انسان برای بهبود زندگی و کسب و معیشت خود، صبحگاهان از خانه بیرون رود و شبانگاهان برگردد.
پیام متن:
1. تلاش برای انجام کار با تمام توان؛
2. دست یابی به درجات عالی در پرتو کار و تلاش.
نکوهش بی کاری در اسلام
امام علی علیه السلام در هشداری، بی کاری و تن پروری را نکوهش کرده و فرموده است: «با اراده سست، ضعف پیشگی، و گرایش به بی کاری، بعید است که انسان به سعادت برسد».
بی توجهی به کار و روی آوردن به تنبلی و بی کاری، در حوزه اقتصاد، روان شناسی و جامعه شناسی، به عنوان یک معضل و پدیده زیان بار معرفی شده است که اختلالات روانی، نابهنجاری های اجتماعی و بزهکاری از پی آمدهای آن است. ادامه یافتن این مشکل برای مدت طولانی، آسیب های روانی جبران ناپذیری را در سطح کلان به وجود می آورد؛ آسیب هایی که عزت و اعتماد و اتکای به نفس را از افراد بی کار می گیرد.
بی کاری، تنها ریشه اقتصادی ندارد، یعنی حتی با جریان فعالیت های اقتصادی نسبتا مطلوب در جامعه و وجود مشاغل کافی و متنوع برای افراد، عده ای از کار کردن سرباز می زنند. این نوع بی کاری، ریشه فرهنگی دارد. در این گونه مواقع باید با ایجاد فرهنگ کار و ارزش گذاری به همه نوع مشاغل و هدایت به سمت نگاه عبادی به کار، انگیزه ها را افزایش و تعداد بی کاران را کاهش داد.
سفارش به استفاده بهینه از وقت، به منظور نهادینه سازی فرهنگ کار بسیار مهم است. اتلاف وقت از بزرگ ترین گناهان به شمار می آید و برای رسیدن به رستگاری می باید از وقت محدود و عمر کوتاه، بیشترین بهره را برد. هدر دادن وقت در قالب خواب زیاد، رفت و آمدهای غیرضروری، زیاده گویی و غیره، از نظر اخلاقی پسندیده نیست. امام علی علیه السلام در نکوهش وقت گذرانی می فرماید: «بی کاری دائمی فساد آور است.» اسلام با نگاه تکلیفی به کار و نیز جهاد خواندن آن، انگیزه کار را در مؤمنان افزایش می دهد و از طریق مبارزه با بی کاری، تنبلی و تن آسایی به احیای فرهنگ کار اقدام می کند. آموزه های دینی، بی کاری و تنبلی را عامل انحراف و ناهنجاری عنوان می کند و تن آسایی و مصرف گرایی را از عوامل فقر و نداری می داند. پیامبر گرامی اسلام با افراد بی کار به سردی برخورد می کرد و آشکارا نارضایتی خود را نشان می داد. ایشان روزی مرد نیرومندی را دید، با تعجب پرسید: آیا حرفه ای دارد؟ گفتند: بی کار است. فرمود: او که کار نمی کند، ارزشی ندارد.
بی شک انسان بی کار افزون بر رنج خود، خانواده و اطرافیانش را هم از این نظر در فشار و سختی نگه می دارد و به آنها آسیب می رساند. در سخنی امام صادق علیه السلام می فرماید: «انسان توانمند اگر کار نکند، در خوش گذرانی و بطالت می افتد و سرانجام به خود و خویشاوندانش آسیب های جدی می رساند».
امام علی علیه السلام در گفتاری، بر این مهم این گونه اشاره می کند: «سهل انگاری و تنبلی، به از بین رفتن حقوق دیگران می انجامد».
انسان تن آسا نزد خداوند هم ارج و قربی ندارد، چنان که امام صادق علیه السلام فرد بی کار را محبوب خدا نمی شمارد و می فرماید: «خداوند از خواب زیاد و بی کاری پیوسته نفرت دارد». بی کاری افزون بر زیان های اقتصادی، آثار سوء روحی، روانی دارد و در برخی از روایت ها به آثار زیان بار روانی بی کاری اشاره شده است. نفس کار، شادابی و نشاط آور است و در مقابل، بی کاری عامل افسردگی وپژمردگی روان است. از امام علی علیه السلام نقل است: «کار کردن، بر توان و نیروی انسان می افزاید.» و «عدم فعالیت بدنی، انسان را سست و ضعیف می سازد و شادابی و نشاط را از او می گیرد».