چاقی منشأهای مختلفی دارد که هنوز همه آنها به خوبی شناخته نشده است. گفته می شود عوامل ارثی (ژنتیکی) و فیزیولوژیک نقش مهمی در ادامه چاقی دارد، هر چند شواهد قطعی در این مورد هنوز به دست نیامده است.
چاقی منشأهای مختلفی دارد که هنوز همه آنها به خوبی شناخته نشده است. گفته می شود عوامل ارثی (ژنتیکی) و فیزیولوژیک نقش مهمی در ادامه چاقی دارد، هر چند شواهد قطعی در این مورد هنوز به دست نیامده است.
به ارث بردن تیپ های مختلف بدنی و فعالیت جسمانی اندک نه تنها به مصرف کمتر انرژی می انجامد بلکه ممکن است به طور مستقیم در افزایش میزان خوردن غذا تأثیر داشته باشد.
مهم تر این که شروع چاقی در کودکی بیش از شروع آن در بزرگسالی مشکل زاست و چاقی کودکی از چاقی بزرگسالی در برابر درمان مقاوم تر است. همچنین کودکان چاق بیشتر از کودکان غیرچاق سلول چربی دارند. با کاهش وزن بدن، موجودی چربی سلول ها اندک می شود اما تعداد سلول های چربی به حال خود می ماند. تأثیرات یادگیری اجتماعی نیز عامل تعیین کننده فربهی است. به نظر می رسد که بین چاقی و عوامل اجتماعی ـ فرهنگی چون پایگاه اجتماعی ـ فرهنگی و متغیرهای نژادی و خانوادگی ارتباط وجود دارد.
یکی از تحقیقات انجام شده (شاشتر و همکارانش، ۱۹۷۱) نشان داد که نشانه های غذایی بیرونی مختص موقعیت، مانند دفعات غذاخوردن، خوشمزه بودن غذا و جلو چشم و در دسترس بودن غذا، عادت غذاخوردن افراد چاق را بیش از افراد غیرچاقی که بیشتر به محرکات فیزیولوژیک و درونی گرسنگی حساس هستند تحت تأثیر قرار می دهد.
یافته های مستند پژوهشی نشان می دهد که درمان چاقی باید با اداره محیط سرو کار داشته باشد. اغلب فرض مبنای درمان با روش متغیر رفتار این بوده است که صرفنظر از ریشه چاقی، این مشکل به طور عمده تابعی است از عادات نامناسب غذاخوردن. به عبارت ساده تر، افراد فربه همواره مقدار کالری ای که می گیرند بیش از مقداری است که از طریق حرکات انرژی بر، مصرف می کنند.
● درمان فربهی
برای درمان فربهی روش های گوناگونی به کار رفته است. از جمله استفاده از رژیم های مختلف غذایی، مصرف داروهای کاهش دهنده اشتها، خواب مصنوعی (هیپنوتیزم)، روان درمانی فردی و گروهی و گروه های خودیار.
استون کارد (۱۹۷۲) ـ محقق ـ با بررسی روش های سنتی برای کاهش وزن و علل شکست آنها، نتیجه گرفته است که روش تغییر رفتار مؤثرترین راه درمان چاقی است.
این روش مبتنی بر این فرض است که افراد می توانند بر رفتار غذاخوردن خود کنترل شخصی داشته باشند.
