خاطرات شهید محمدحسن نظرنژاد از فرماندهان جنگ
شهید محمد حسن نظر نژاد ، بیش از 140 ماه در میدانهای نبرد حضور داشته اند . در عملیات آزاد سازی سوسنگرد یک چشم خور را ازدست می دهند و مجروح می شوند.بعد از مداوا در عملیات دیگری یک گوش خود را از دست می دهند و مجروح می شوند. بعد از مداوا در یک عملیات دیگر کمر ایشان می شکند و مجروح می شوند .در عملیات های دیگر ترکش به سر ، سینه ، شکم ، دست ، پای ایشان برخورد می کند و مجروح می شوند . بعد از مداوا در عملیات های دیگر یک دست و یک پای ایشان می شکند و مجروح می شوند . ایشان جانباز 90 % بوده اند که بعد از جنگ ، در یک ارتفاع کوهستانی تنگی نفس می گیرند و به درجه رفیع شهادت نائل می شوند.
این كتاب، حاصل گفتوگوی 36 ساعته سید حسین بیضایی با شهید نظرنژاد در سال 1374 و اوایل 1375 است كه به شكل ویدیویی ضبط شده و اكنون از سرنوشت آن فیلمها خبری در دست نیست، اما كلمهها و جملههای آن مصاحبهها پس از ضبط، روی كاغذهای سفید آمده و ماندگار شدهاند.
برای تدوین خاطرات اولیه از قلم مصطفی رحیمی سود جسته شده و همه پانوشتهای كتاب هم از متن خاطرات به پایین صفحهها آمده كه گفتههای خود شهید بابانظر است.
شكل روایت كتاب از ابتدا تا انتها به صورت اول شخص مفرد و از زبان شهید محمدحسن نظرنژاد است كه به صورت خطی، از زمان تولد آن شهید در سال 1325 در یكی از روستاهای اطراف مشهد شروع و به ابتدای سال 1375 (چند ماه قبل از شهادتش) ختم میشود.

چاپ هشتم رمان «سفر به گرای 270 درجه» نوشته احمد دهقان در 264 صفحه و قطع رقعی، از سوی انتشارات سوره مهر روانه بازار كتاب شد.
رمان «بوومه شین» نوشتة محمدعلی قاسمی در شمارگان 5000 نسخه توسط نشرصریر به قیمت 20000 ریال و در 227 صفحه درسال 1385 منتشرگردید.
مرزی بین خیال و واقعیت: رمان «عقرب روی پله های راه آهن اندیمشك یا از این قطار خون می چكد قربان!» نوشتة حسین مرتضائیان آبكنار در سال 1385 توسط نشرنی به تیراژ2200 نسخه و در83 صفحه منتشرگردید.
رمان گردان چهار نفره که تشکیل شده از چهار عدد پسر به نامهای: ناصر، علی، سعید و حسن و همه ماجراهایش از خط اول تا خط آخر در خودِ خود جبهه جنگ میگذرد، آن هم زیر رگبار مسلسل و توپ و تانک و همه این جور چیزها، پسرانه است.
حمله بزرگ، خاطرات سرهنگ دوم عراقی؛ موفق اسعد الدجیلی از جنگ هشت ساله ایران و عراق است. او در بیان این خاطرات سعی كرده، لحظه لحظه اتفاقاتی را كه در طول جنگ رخ داده به تصویر بكشد و وقایع را مو به مو تشریح كند تا از این طریق در خلق مفاهیم تازهای در ارتباط با ایرانیها، سهمی داشته باشد.
پارههای جنایت بادهای برفی/ خاطرات سروان عراقی احمد غانمالربیعی/ ترجمه: محمدنبی ابراهیمی / انتشارات سوره مهر/ (1387چاپ دوم)/ 2200 نسخه/ 1050 تومان کتاب بادهای برفی، خاطرات سروان عراقی، احمد غانم الربیعی از دوران تحصیل در دانکشده نظامی و جنگ است. این کتاب ادامه کار انتشارات سوره مهر در چاپ خاطرات افسران نظامی عراقی در جنگ است و روایتهایی غریب دارد: «تانکهای ما به نقطه معینی از روستا رسیده بودند که ناگهان بارانی از گلوله بر آنها بارید. سه دستگاه تانک به آتش کشیده شدند و همه دچار حیرت شدیم... تعدادی جوان ایرانی بودند که تا آخرین لحظه مقاومت کردند....آنها توانسته بودند جلوی حرکت لشکر را بگیرند. فرمانده لشکر توبیخ شد... فرمانده... گفت: آنها تعدادی بچهاند، از سبیلهایتان خجالت نمیکشید؟... طولی نکشید که... روستا با خاک یکسان شد و نفس مقاومت آن بریده شد» این کتاب پر است از خاطرات احمد غانم از حمله به شهر مهران و خرمشهر و جنایات ریز و درشت عراق در جنگ.
«آخرین شب در خرمشهر» خاطرات سرهنگ عراقی كامل جابر از آخرین شب محاصره خرمشهر است كه توسط دفتر ادبیات و هنر مقاومت منتشر شده است. كامل جابركه در آخرین شب محاصره به خرمشهر اعزام شد.، در این كتاب از ویرانسازی خانهها و مغازههای سالم مانده در خرمشهر برای پاكسازی منطقه به منظور بهتر جنگیدن نیروهای عراقی صحبت میكند. وی از درگیری نیروهای عراق و ایران در آپارتمانهای مسكونی نزدیك خرمشهر و درگیری تیپ 33 نیروی دریایی عراق و نیروهای ایرانی در شمال شرقی خرمشهر میگوید. فرار سربازهای عراقی و رشادت نیروهای ایرانی را شرح میدهد و علت مقاومت گروهی از سربازان و افسران در شب آزادسازی خرمشهر را بیان میكند. بخش پایانی كتاب نیز حاوی اسناد محرمانه و فوری ارتش عراق، همراه با تصویر اصل آنها است.
«گردان گمشده» خاطرات سرگرد عراقی عزالدین مانع است. او سالها این خاطرات را در صندوق سینه محبوس كرد. این خاطرات به مرور در ذهن او رنگ باخت، اما توانست آنها را در یك روزنامه به ثبت برساند.«گردان گمشده» از جملهكتابهای ادبیات ضد جنگ محسوب میشود و سندی گویا از واقعیتهای جنگ تحمیلی است. این كتاب، به بخش كوچكی از واقعیتی بزرگ به نام جنگ میپردازد. جنگی كه در طول هشت سال از سوی عراق به ایران تحمیل شد.
«آخرین شلیك» داستان زندگی و روزهای پر تلاطم كاظم فرامرزی در جنگ است كه پس از گذشت دو دهه از پایان جنگ ایران و عراق از سوی دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری منتشر شده است. فصل یكم این كتاب درباره دوره كودكی و نوجوانی اوست. فرامرزی در این فصل از نام و موقعیت خانوادگیاش میگوید.
راوی كتاب «آتش و خون در خرمشهر» سرهنگ دوم ستاد، خالد سلمان محمود كاظمی، یكی از افسران بلندپایه عراقی است. او كه هنگام تحصیل در دانشكده نظامی، از ادامه تحصیل در این دانشكده منصرف میشود، اما نمیتواند هدفش را اجرا كند درباره دردها و رنجهای مرحله اشغال خرمشهر و جنایتهایی كه در این شهر انجام شد سخن میگوید.