پیامبران و مردان خدا که در لحظهء مرگ از آرامش کاملی برخوردارند از مشکلات وسختیهای این لحظهءانتقالی بی نصیب نیستند.
چنانکه در حالات پیامبر(ٌص)آمده است که در لحظات آخر عمر مبارکش دست خود را در ظرف آبی میکرد و به صورت خود میکشید و میفرمود: همانا مرگ سکراتی دارد.
حضرت علی علیه السلام در خطبه 109 نهج البلاغه ترسیم زنده و گویایی از لحظهء مرگ و سکرات آن دارد و فرموده است:
سکرات مرگ؛توأم با حسرت از دست دادن آنچه داشتند بر انان هجوم می آورد و اعضای بدنشان سست میشود ورنگ از صورتهایشان می پرد وکم کم مرگ در آ«ان نفوذ کرده، میان آنان و زبانشان جدایی می افکند.
در حالیکه او در میان خانواده اش است،با چشمش می بیند با گوشش می شنود و عقل و هوشش سالم است. اما نمی تواند سخن بگوید. در این اندیشه است که عمرش را در چه راهی فانی کرده است و روزگارش را در چه راهی سپری کرده است.
در خطبه ای دیگر هشدار داده است که :
اگر آنچه را که مردگان شما دیده اند ،شما هم می دیدید وحشت می کردید و ترسان می شدید،سخنان حق را می شنیدید و اطاعت می کردید.
ولی آنان آنچه را که دیده اند از شما پوشیده است و به زودی پرده ها کنار می رود و شما هم مشاهده می کنید.
لحظات جان دادن که زمان جدایی روح از بدن است برای هر کس غم انگیز و اندوهبار است .
چون این حالت هنگام تحویل وتحول حیات به ممات بوده ویا به زبان دیگر،ارتحال روح از این عالم به عالم دیگر است.
تسلیم کردن جان،تلخی و مرارت بسیار دارد و گویا هر کس در مرتبهء خود از این ترس وهول عظیم بر خوردار است.
نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 12:17 AM - روز شنبه 7 اسفند 1389 |

سکرات مرگ بحث مفصلی دارد که لااقل از بحث مختصری از آن نمی توان چشم پوشی کرد؛و چون این مسئله مربوط به خروج روح از بدن و ورود آن به صحنه ای از عالم ارواح یعنی برزخ است ،باید به این معنا توجه کرد،که چگونه روح از کالبد آدمی خارج شده و به چه طریق جدا می شود.
در تفسیر نمونه آمده است که (سکره ی مرگ)حالتی است شبیه (مستی) که بر اثر فرا رسیدن مقدمات مرگ به صورت هیجان و انقلاب فوق العاده ای به انسان دست میدهد.وگاه بر عقل او چیره میشود و او را در اضطراب و ناآرامی شدیدی فرو می برد.
مرگ یک مرحله ی انتقالی مهم است که باید انسان در آن لحظه تمام پیوندهای خود را با جهانی که سالیان درازی با آن خو گرفته بود قطع کند،ودر عالمی گام بگذارد که برای او کاملا"تازه و اسرار آمیز است.
بخصوص این که در لحظهء مرگ،انسان درک و دید تازه ای پیدا میکند.
وبی ثباتی این دنیا را با چشم خود می بیند و حوادث پس از مرگ را کم و بیش مشاهده میکند در اینجاست که وحشتی عظیم سرتا پای او را فرامیگیرد و حالتی شبیه به مستی به او دست می دهدولی مست نیست!
ایکاش بتوانیم قبل از فوت به موت برسیم ودل کندن از دنیا را از قبل آموخته باشیم.
نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 12:14 AM - روز شنبه 7 اسفند 1389 |
ايرانيان در منظر قرآن :
طبق استناد به احاديثي كه وارد شده در قرآن آياتي وجود دارد كه اشاره به قوم ايران و ايرانيان دارد كه به بعضي از آنها اشاره ميشود. پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ به هنگام تلاوت قرآن به اين آيه رسيدند كه خداوند ميفرمايد: « ... وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثالَكُمْ»[1] يعني « و اگر روي برگردانيد (خداوند) جاي شما را به مردمي غير از شما خواهد داد كه مانند شما نخواهند بود.» از آن حضرت پرسيدند: كساني كه اگر ما روي برگردانيم خداوند آنها را به جاي ما قرار ميدهد چه كساني هستند؟ رسول خدا در حالي كه بردوش سلمان فارسي ميزد فرمود: «اين مرد و قوم او هستند.»[2]
در حديثي ديگر ابوهريره ميگويد: خدمت پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ نشسته بوديم كه سوره جمعه نازل شد. آن را براي ما تلاوت كرد و وقتي به آيه « و آخرينَ منهم لمّا يلحقوا بِهم»[3] رسيد، مردي پرسيد يا رسول الله آن گروه چه كسانياند؟ آن حضرت ضمن اشاره به سلمان فرمودند: «قسم به جان كسي كه جانم در دست او است «لو كان الايمان معلقاً بالثريا لتناوله رجل من العجم و اسعدهم به الفارس؛ اگر ايمان به ستاره ثريا بسته باشد و در آسمان قرار گيرد افرادي از عجم آن را به دست ميآورند و سعادتمندترين آنها مردم فارس (ايران) هستند.»[4]
آيه ديگري در قرآن است كه طبق حديث نبوي از ايرانيان به عنوان پاسداران و نگهبانان دين ياد شده است. آيه ميفرمايد: «اگر اين قوم نسبت به آن (هدايت الهي) كفر ورزند (مهم نيست) زيرا كساني را نگاهبان آن ساختيم كه نسبت به آن كافر نيستند.»[5] شخصي از رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ پرسيد: اي رسول خدا منظور از آن گروه نگهبان دين در اين آيه چه كساني هستند؟ حضرت فرمودند: سوگند به خدا، اين گروه نگهبان ، سلمان و قوم او هستند.»[6]
قرآن از اسلام آوردن ايرانيان،كوششها، خدمات و تلاشهاي پر ثمر آنان براي پيشرفت اسلام، در زمينههاي مختلف پيشگويي ميكند كه نشانگر جايگاه بلند ايرانيان است كه به اسلام ناب محمدي ـ صلي الله عليه و آله ـ ايمان آورده و با عشق و معرفت از قرآن و عترت پاسداري ميكنند.
ايران و ايرانيان از زبان پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ و ائمه ـ عليهم السلام ـ :
رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ غير از احاديثي كه در تفسير آيات در مورد ايرانيان آورديم، بارها در مورد ايران و ايرانيان سخن گفته و از آنها به نيكي ياد كرده است كه به چند مورد اشاره ميشود. پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ ميفرمايند «ايرانيان خويشاوندان ما اهل بيتاند ... »[7] و در جاي ديگر ميفرمايند: «اعظم الناس نصيباً في الاسلام اهل الفارس؛ در بين مردم، مردم فارس بيشترين سهم را از اسلام دارند.»[8] و در جايي ديگر از ايرانيان به عنوان خوشبختترين مردم ياد كرده و ميفرمايند: « اسعد العجم بالاسلام اهل الفارس؛ خوشبختترين ملت غير عرب به واسطه اسلام مردم ايرانند.»[9] و در مقالي ديگر ايرانيان را اهل بهشت مينامد و آنها را جزء شفاعت شدگان در قيامت به حساب ميآورد و ميگويند: «اول كساني كه در روز قيامت برايشان شفاعت ميكنم از ميان امتم، اهل بيتم هستند سپس نزديكترين نزديكانم از قريش ... سپس از عجمها»[10]
علي ـ عليه السلام ـ هم كه حكومتش حكومت عدل و داد بود و ملاك برتري انسانها را به يكديگر تقوا و ايمان آنها ميدانست احترام خاصي به ايران و ايرانيان داشت و هيچ تبعيضي ميان اعراب و آنها قائل نميشد و هميشه از آنها به نيكي ياد ميكرد روزي اشعث نزد امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ آمد و از ميان صفوف جماعت گذشت تا خود را به نزديكي حضرت رساند و گفت: «اي امير مؤمنان اين سرخ رويان (ايرانيان) كه اطراف شما را گرفته و نزد شما نشستهاند بر ما چيره شدهاند.» حضرت از اين سخن اشعث ناراحت شد و سرش را به زير افكند، بعد فرمودند: « آيا امر ميكنيد كه آنان (ايرانيان) را طرد كنم؟ هرگز طرد نخواهم كرد چون در اين صورت از زمره جاهلان خواهم بود. اما سوگند به خدايي كه دانه را شكافت و بندگانش را آفريد، حتماً شما را براي برگشت مجدد به آيينتان سركوب ميكنند، همانگونه كه شما آنان (ايرانيان) را در آغاز براي پذيرش اين آيين سركوب نموديد.»[11]
علي ـ عليه السلام ـ هميشه در بزرگداشت ايرانيان ميكوشيد و به آن تأكيد ميكردند، هنگامي كه عمر از راه ايران به طرف مدينه ميرفت، قصد كرد زنان ايراني را بفروشد و مردان آنها را عبد عرب قرار دهد تا افراد ضعيف را حمل كنند و پيران را بر پشت خود طواف دهند. امام علي ـ عليه السلام ـ به او فرمود: پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ ميفرمايند: «بزرگان قوم را احترام كنيد، هرچند مخالفت شما كردند و اين ايرانيان حكيم و با احتراماند آنها به ما سلام ميكنند و رغبت به اسلام دارند ... » عمر گفت علي بن ابيطالب از من پيشي گرفت و عزم مرا درباره عجمها نقض كرد.»[12]
وقتي ايرانيان از تبعيض اعراب نسبت به خود شكايت كردند علي ـ عليه السلام ـ به پيش اعراب رفت و در اين زمينه با آنها صحبت كرد و مفيد واقع نشد آن حضرت ميان موالي آمد و گفت: «با كمال تأسف اينان حاضر نيستند با شما روش مساوات در پيش گيرند و مانند يك مسلمان متساوي الحقوق رفتار كنند. من به شما توصيه ميكنم كه بازرگاني پيشه كنيد، خداوند به شما بركت خواهد داد.»[13]
ائمه ديگر هم در مناسبتي و رويدادهاي مختلف از ايران و ايرانيان و آداب و رسوم آنها تعريف و تمجيد كردند همواره سعي داشتند ذهنيت برتري اعراب بر ايرانيان را از بين ببرند مخصوصاً همانطور كه از روايات و شواهد بر ميآيد امام زمان ـ عج الله تعالي فرجه الشريف ـ به ايران عنايت خاصي دارند آن حضرت خطاب به ميرزاي قمي ميفرمايند: «اين جا (ايران) خانه شيعيان ما است. ميشكند، خم ميشود، خطر هست ولي ما نميگذاريم سقوط كند، ما نگهاش ميداريم.»[14]
روايات و احاديث در مورد شهرهاي ايران مخصوصاً قم و خراسان هم بسيار چشمگير ميباشد و در اين روايات از شهر قم بسيار تعريف و تمجيد شده است كه به طور اختصار به بعضي اشاره ميشود.
در فضيلت شهر قم و اهل آن روايات بيشماري وجود دارد كه در آنها از قم با عناوين و القاب مختلف و ستايشهاي گوناگوني ياد شده مثل سرزمين نجيبان، حجت بلاد، معدن علم و فضل، استراحتگاه مؤمنان، مأواي فاطميان، محل باز شدن در بهشت، سرزمين مقدس، حرم اهل بيت، شهر پر بركت، كوفه كوچك و ... كه به بعضي اشاره ميشود. امام صادق ـ عليه السلام ـ ميفرمايد: «اهل خراسان اعلامنا و اهل قم انصارنا و اهل كوفه اوتادنا[15]؛ مردم خراسان بزرگان ما و مردم قم ياران ما و مردم كوفه حاميان استوار ما هستند.» در جاي ديگر امام صادق ـ عليه السلام ـ ميفرمايند: «بر مردم قم فرشتهاي بالهايش را گشوده است كه هيچ جباري نميتواند اراده بد كند مگر اين كه خداوند او را ذوب ميكند، مانند نمك در آب. سپس به عيسي بن عبدالله اشاره كرد و فرمود: سلام خدا بر اهل قم كه شهرهاي آنان را از آب باران سيراب ميكند و بركاتش را بر آنها نازل ميكند و بديهايشان را به خوبي بدل ميكند. آنها اهل ركوع، سجود، قيام و قعود هستند. آنها فقها و علما و فهميده ها هستند. آنها اهل درايت و روايت و حسن عبادت هستند.»[16] و يا در مورد شهر طالقان امام صادق ـ عليه السلام ـ ميفرمايد: «خداي متعال را گنجهايي است در طالقان كه نه طلاست و نه نقره و درفشي كه از آغاز تا كنون باز نشده و به اهتزاز در نيامده است. اين خطه داراي مرداني است كه نسبت به ذات مقدس خداوند ترديدي در آن قلبها ايجاد نميشود ... آنان زاهدان شب و شيران روزند. در اطاعت از امام و رهبرشان مطيعتر از كنيزكان نسبت به مولاي خويشاند ... شعار آنان خونخواهي سالار شهيدان امام حسين ـ عليه السلام ـ است ... به واسطه اين رادمردان خداوند امام بر حق مهدي ـ عليه السلام ـ را پيروز ميگرداند.»[17]
نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 12:48 AM - روز جمعه 6 اسفند 1389 |
آدم این قالب نیست ،قالب همچون کاروانسرائی است که در او هر لحظه خلق نو فرود می آید و باز میرود.اگر کاروانسرادار عاقل باشد و آگاه،دائما" در تماشا باشد و خلق نو را که در کاروانسرا فرود می آیند ،تفحص میکند که ،کیانند؟آسمانیانند یا زمینیان ؟عرشیانند یا فرشیان؟ منظور از آمد ورفت خلق نو(اندیشه) میباشد.
هر اندیشه شخصی است و تن تو در مقابل اندیشه سپر یا آلتی است.اکنون بنگر که در درون آدمی چه اندیشه های بیشمار است ؛از نیک و بد از پری ودیو و زمین و آسمان .
در سورهءالفتح آیه7 حق تعالی میفرماید:سپاه زمین و آسمان از آن منست،اندیشه های حق و معرفت ،سپاه آسمانند و اندیشه های دنیا و احوال دنیا و اسباب رزق سپاه زمینند،حال توجه کن که در قالب تو آسمانیان وعرشیان در رفت و آمدند یا سپاه فرشیان و زمینیان؟؟؟؟
نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 9:03 PM - روز پنج شنبه 5 اسفند 1389 |
رسول خدا (ص) مرمود:
ما اهل بیتی هستیم که خدا آخرت را برا ما خواسته است و این اهل بیت من ،بعد از من دچار بلا شده و(از حقوق خود) محروم خواهند شد،تا اینکه عده ای که بیرقهای سیاهی دارند از طرف مشرق می آیند و دو مرتبه یا سه مرتبه حق خود را طلب میکنند و حق به آنه نمی دهند تا اینکه جنگ کنند و غالب شوند ،آنگاه حق آنها را میدهند،ولی قبول نمیکنند و حق را به مردی از اهل بیت من رد میکنند و او زمین را پر از عدل می کتد بعد از آنکه از ظلم پر شده باشد.هر کدام از شما آن را درک کردید باید خود را به آن برسانید ولو با دست و سینه خود از روی برف بروید زیرا که او مهدی علیه السلام است.
هنگامی که پرچمهای سیاه از خراسان به راه افتاد به سویش بشتابید ولو با سینه خیز رفتن بر روی برفها باشد، که صاحبان آن پرچمها طرفداران حق هستند،آنها حق را مطالبه میکنند ولی به آ«ه داده نمیشود،نبرد میکنند و پیروز میشوند آنچه می خواستند به آنها داده میشود ،ولی آنها دیگر نمی پذیرند،گویی با چشم خود می بینم که شمشیرها را حمایل کرده اند و پیش می تازندتا پرچم ها را به مهدی علیه السلام تسلیم کنند،آگاه باش که آنها یاران مهدی اند و زمینهء سلطنت جهانی او را آماده می سازند دل های آنان چون آهن است هنگامی که پرچم های سیاه را مشاهده کردید که از سوی مشرق به حرکت درآمده فارسیان را گرامی بدارید که دولت ما در میان آنها می باشد(غیبت شیخ طوسی،ملاحم و الفتن)
u313
نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 12:38 PM - روز پنج شنبه 5 اسفند 1389 |
امام کاظم علیه السلام فرمود:
مردی از قم مردم را به حق فرا می خواند .پیرامونش گروهی گرد میآیند که دل هایشان مانند پاره های آهن است.طوفان های وزنده ،آنان را نمی لرزاند و از جنگ خسته نشده و نمی هراسند.به خدا توکل کرده و عاقبت از آن پارسایان است.(بحارالانوار)
چون حکومت بنی فلان سپری شود ،خداوند با مردی از ما اهل بیت(ع)بر آل محمد(ص)منت می نهد،که با تقوا گام می سپارد،و براساس هدایت رفتار میکند،و در کارهایش رشوه نمی گیرد،به خدا سوگند نام او و پدرش را می دانم،آنگاه به محضر امام عادل از ما میرسد....(بشارة الاسلام)
چون نشانه های ظهور فرا رسد ،خداوند یکی از شیعیان ایرانی را برمی انگیزد که بر گرامی ترین اسب سوار عرب (هاشمی و بلند مرتبه است)است،خداوند به وسیله آنها دین را یاری میکند.(بشارةالاسلام)
وقتی دیدید از طرف مشرق بیرقهای سیاهی نمایان شد فارس را اکرام کنید،زیرا که دولت ما در میان آنهاست.(ملاحم و الفتن)
u313
نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 12:12 PM - روز پنج شنبه 5 اسفند 1389 |
ترس و عشق را هرگز نمی توان در یک زمان و با هم تجربه کرد .جوهر هستی ما عشق است.در معنا هیچ تنگنا و مشکلی نخواهد توانست ما را از پیش رفتن باز دارد.یعنی در آن حالت مسائل روزمره نیز ناپدید می شوند و جرأت خود نمایی پیدا نمی کنند.
به خود آئید و گفته کسانی را که به هر نحوی می خواهند شما را به بردگی فکری بکشانند وحقارت و بیچارگی را پیشکشتان سازند مورد اعتنا قرار ندهید.
اگر با عشق خدا زندگی می کنید هیچ کس قادر نخواهد بود شما را در زندان فکری پیشنهادی خود محبوس و مقید سازد.

نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 8:49 PM - روز چهارشنبه 4 اسفند 1389 |
چرا افرادی قربانی اهداف نامطلوب و نا مقدس می شوند؟ دلیلش این نیست که دنیا پر از شیاد و رند و ظالم است؛بلکه به این خاطر است:!
فریب خوردگان با اعمال و گفتارشان به دیگران پیام داده اند که،(از من سوءاستفاده کنید،من آمادگی آن را از هر حیث دارم).
در زندگی شهیدان کربلا به این برخورد می کنیم ،هر کس با منشأ معنوی مطلق(امام) پیوند داشته باشد نور خدایی که در اندرون او می تابد از طریق دستهایش به سخن در می آید واز طریق سیمایش به همه لبخند می زند.در چنین وضعی است که مانند شهدای کربلا توانایی ایثار بدون قید و شرط را به دست می آورد.
در اوج هشیاری از مرز توجه به خودکه گذشته ،از خود فراتر می روید و جذب معنا و مفهوم می شوید.اندک اندک آمادگی خواهید داشت تا همه ی عشقی را که دیگران می توانند به شما داشته باشند بپذیرید در چنین حالی کشش وصف ناپذیر و عنان گسیخته برای ایثار عشق در خود احساس می کنید و با جانفشانی در راه سعادت فرد و جامعه مانند شهیدان کربلا ،جهان را درخشان و تابناک می نمائید.
نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 12:46 PM - روز چهارشنبه 4 اسفند 1389 |
انسان سالک باید در پی بیداری به این مهم توجه داشته باشد ؛
آنچه زنده را از مرده متمایز میکند، خواه در بین گیاهان ویا در میان انسان ها رشد و بالندگی است .سرچشمهء شادمانی و رضایت خاطر ،در قلب و ذهنی است که از طریق اندیشه به بیرون فرستاده میشود،البته قلب و ذهنی که بیمار نباشد.
اصل هر بیماری در درون انسان است و این آدمی است که این بیماری را به این سو و آن سو می کشاند.
یک شخصیت سالم همانطور که سید الشهدا بر خود نگریست بر خویش نگاه می اندازد و می گوید:من موجود مقتدر، خلاق، و دوست داشتنی ام، من در نظام هستی، موجودی عالم و متعالی ام، و از این رو لیاقت عالیترین عطایای کائنات را دارم در حین حال برآنم که با پیروی از طرح الهی زندگی، راه رشد و بالندگی را بپیمایم.
اگر چون حسین بن علی (ع) به هدف خود ایمان داشته باشیم ،فرصت ها در برابرمان صف آرایی میکنند و اگر بر این باشیم که کارها درست از آب در نمی آیند ،موانع یکی یکی در برابرمان قد علم خواهند کرد.
نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 7:48 PM - روز سه شنبه 3 اسفند 1389 |
حکما گویند:آسمان و زمین و عالم هستی،عالم کبیر است ؛
و هستی وجود آدمی عالم صغیر است.
اولیا بر عکس ایشان می گویند.حکما ظاهر یعنی(صورت ) را می بینند
چون آسمان و زمین از لحاظ صورت بزرگتر از آدم است ،آن را عالم کبیر
گویند.ولی چه بسیار کوچک ها هست که بزرگ است،و چه بسیار
بزرگ ها که کوچک اند.
دست وپا به (صورت) از مردمک چشم بزرگترند،اما این معنی که در
چشم است در این اعضا ء نیست.
آسمان و زمین خانهءاجساد واجسام است و بدنها که قالب آدمی اند
خانهءروح وعقل و ایمان است.
پس تن خانهء معنی است و جهان خانهء صورت. وصورت محدود است
و معنی نامحدود. پس قالب آدمی عالم کبیر است و آسمان و زمین
عالم صغیر می باشند.
آسمان و زمین از معنی آدمی و علم او پدید آمده اند پس جهان برای
آدمی و به معنی آدمی زائیده شده است.
نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 8:39 PM - روز دوشنبه 2 اسفند 1389 |
انسان که از پروردگار و سیستم و راهنمائی پروردگار دوری گزید
انسان که خود را پرستید وهوای خویش را خدای خویش گرفت
انسان که خود را نشناخت و بی راهنما در وادی حیرت به افت وخیز
پرداخت و سیستم زندگی خود را بر پایهء این نادانی و هوا پرستی بر پای داشت
انسان که خدایانی بجز خدا ،برای خود گرفت؛
از مال و ثروت خدا ساخت،از هوی وهوس خدا ساخت ، از ماده خدا
ساخت،از تولید خدا ساخت،از نژاد خدا ساخت ازسرزمین خدا ساخت،
ازقانونگذاران خود خدایانی ساخت؛تا آنها،این حق ویژهء خدا را غصب
کنند و بدینسان حق الوهیت را نیز که ویژهء خداست غاصبانه در اختیار
گیرند.
انسان همهء این خدایان را ساخت وپرستید تا از خدا بگریزد و از
پرستش او سر باز زند!
انسان که همهء این کارها را به خود کرد ،به ناچار باید کیفر سرشت
را بچشد و جریمهء مخالفت با فریاد عمیق فطرت را بپردازد.
جریمهء کمر شکن،کوبنده و نابود کننده ،و چنین شد ،انسان ، این
جریمه را از جان،از اعصاب، از بدن، از سلامتی، از آرامش، از مواهب ،
از ویژه گی ها ،از دنیا و آخرت خود پرداخت.
نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 2:19 PM - روز دوشنبه 2 اسفند 1389 |
آن هنگام كه خدا ابليس را به سجده آدم امر كرد ، ابليس تكبر نموده از خدا خواست كه او را از اين فرمان معاف داشته در عوض ، عبادتي كند كه هيچ كس خدا را آن گونه عبادت نكرده باشد ! خداوند درپاسخ به او فرمود : عبادت آن است كه من فرمان مي دهم نه آن كه تو مي خواهي يعني عبادت ، اطاعت از فرمان خدا است ، و تنها به سجده رفتن و تضرع نمودن عبادت نيست . نماز و دعا به شرطي عبادت است كه در اطاعت از فرمان خدا باشد . رسول خدا (صلی الله علیه واله) در خطبه غديريه فرمودند : اي مردم ، خداي بزرگ دينش را با امامت علي كامل كرد، پس كساني كه امامت او و جانشينان او از فرزندان من كه تا قيامت و حظور در برابر حق مي آيند را نپذيرند، اعمالشان در دنيا و آخرت نابود شده در آتش جاودانه خواهند بود. لذا امام صادق(علیه السلام) فرمودند : براي دشمن ما اهل بيت تفاوتي ندارد ، چه روزه گرفته نماز بخواند و يا زنا كرده دزدي كند ، او در آتش خواهد بود . در عصر حاضر نيز ، آن بابي كه هيچ عبادتي جزء از طريق ولايت او پذيرفته نيست ، وجود مقدس امام زمان (علیه السلام) است. در زيارت جامعه ، خطاب به اين بزرگوار مي گوييم : ((باب ولايت شما است كه خداوند عبادات واجب را مي پذيرد.)) پس كسي كه خدا را از غير اين باب ، بندگي كند ، خدا از او نخواهد پذيرفت . امام صادق (علیه السلام) در نامه اي به مفضل بن عمر مرقوم فرمودند : كسي كه نماز خوانده ، زكات بدهد ، حج و عمره بجا آورد ولي معرفت آن كس كه خدا اطاعت او را واجب ساخته است نداشته باشد ، نه نماز،نه روزه گرفته ، نه زكات داده ، نه حج و عمره بجا آورده ، نه از جنايت غسل كرده و تطهير نموده ، و نه حرامي را رها كرده و نه حلالي را حلال داشته است.يعني هر عبادتي كه بدون ولايت ائمه(ع) و اعتقاد به امامت آنها انجام شده باشد باطل است .
نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 1:02 AM - روز دوشنبه 2 اسفند 1389 |
زندگی دنیوی چیزی جز بازیچه و سرگرمی نیست.در واقع زندگی
دنیوی عبارتست از؛یک سلسه عقاید اعتباری و غرض های موهوم
و دنیا از آنجا که آدمی را از مهمات حیات اخرویش که حیات حقیقی و
ابدی است باز می دارد نوعی لهو و لعب است.
لعب یعنی سرگرمی به موهومات
لهو هم چیزی است که انسان را از امور مهم باز می دارد .
دار آخرت حیاتی است حقیقی و ثابت،چنین حیاتی جز برای اهل تقوی
حاصل نمی شود.
نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 1:03 AM - روز یک شنبه 1 اسفند 1389 |
به زودي شبه هایی به شما روي خواهد آورد و شما نه پرچمي خواهيد داشت كه ديده شود و نه امامي كه هدايت كند. تنها كساني از اين شبهه نجات خواهند يافت كه دعاي غريق را بخوانند. دوران غريبي است دوران غيبت. امواج شبهه و فتنه از هرسو رو ميكند و تا به خود بيايي چون كشتي شكسته ها در دل درياي بيكران، حيران و سرگردان دست و پا ميزني كه آيا دستگيري هست؟ آيا فريادرسي هست؟ آيا كسي براي نجات اين غريق بي پناه ميآيد؟ امّا هميشه روزنة اميدي هست. از ميان تاريكيها، نوري ميدرخشد و تو را به خود ميخواند كه اي غريق درياي فتنه ها و اي سرگردان در ميان شبهه ها نجاتت را تنها از من بخواه!
آنچه گفته شد مقدّمه هایی بود براي حديثي از امام صادق(ع).
عبدالله بن سنان، يكي از ياران امام صادق(ع) نقل ميكند كه روزي آن حضرت خطاب به ما فرمودند:
به زودي شبهه اي به شما روي خواهد آورد و شما نه پرچمي خواهيد داشت كه ديده شود و نه امامي كه هدايت كند. تنها كساني از اين شبهه نجات خواهند يافت كه دعاي غريق را بخوانند.
گفتم: دعاي غريق چگونه است؟
فرمود: ميگويي:
يا الله يا رَحمنُ يا رحيمُ يا مُقَلِّبَ القُلُوبِ ثبِّت قَلبِي عَلي دِينكَ.1
اي خدا، اي بخشنده، اي بخشايشگر، اي كسي كه قلبها را دگرگون ميسازي! قلب مرا بر دينت پايدار فرما.
بياييد دستهايمان را بلند كنيم و از خدا بخواهيم كه تا ظهور حجتش قلبهاي ما را بر صراط مستقيم پايدار بدارد و از در افتادن در امواج فتنه ها و شبهه هاي آخرالزّمان نگه دارد.
نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 3:15 PM - روز شنبه 30 بهمن 1389 |
هنگامی که خورشید تابان تاریک شود و زمانی که ستارگان آسمان تیره گردند و آنگاه که کوه ها به حرکت درآیند و در آن وقت که با ارزش ترین اموال به فراموشی سپرده شوند و هنگامی که حیوانات وحشی و غیر وحشی جمع شوند و زمانی که دریاها مثل آتش سوزان شعله ور گردند وآن زمانی که هر کسی با افراد هم سان خود همنشین شود و وقتی که از دختران زنده به گور پرسیده شود به کدامین گناه کشته شدند؟و زمانی که نامهء اعمال خلق گشوده شود و وقتی که آسمان از جا کنده شود و آنگاه که دوزخ شعله برکشد و وزمانی که بهشت را به اهلش نزدیک سازند ؛آری در آن هنگام هر کس میداند چه چه چیز را آماده کرده است.
سوگند به ستارگانی که باز میگردندو حرکت میکنند واز دیده ها پنهان میشوند ،سوگند به شب هنگامی که چهرهء جهان را تاریک می سازد و سو گند به صبح هنگامی که تنفس کند؛که این قرآن کلام رسول بزرگوار جبرئیل حق است که صاحب قدرت است و نزد خداوند صاحب عرش مقام والایی دارد.او در آسمان ها مورد اطاعت فرشتگان و امین وحی خداست و مصاحب پیامبر،دیوانه نیست.پیامبر جبرئیل را در افق روشن دیده است و نسبت به آنچه از طریق وحیدریافت کرده است بخل ندارد.این قرآن کلام شیطان رانده شده نیست.پس به کجا می روید؟این قرآن چیزی جز تذکر برای اهل جهان نیست تا هر کس از شما بندگان بخواهد راه مستقیم در پیش گیرد و شما اراده نمی کنید ،مگر خدای آفرینندهء جهان اراده کند.
نظرات (0) نويسنده : ياسمين چيني چيان - ساعت 7:21 PM - روز جمعه 29 بهمن 1389 |