فکر کردن به غم و غصه مادر سخت است
خواندن روضه در چند برابر سخت است
از حسین این همه اصرار: حسن حرف بزن
از حسن بغض پی بغض: برادر سخت است
جواد شیخ الاسلامی
آیینه ی پلکها ترک می خواهد
زخم جگر انگار نمک می خواهد
با گریه بیایید به دادش برسیم
مادر وسط کوچه کمک می خواهد
وحید قاسمی
سرمايه ي محبت زهراست دين من
من دين خويش را به دو دنيا نمي دهم
گر مهر و ماه را به دو دستم نهد قضا
يك ذره از محبّت زهرا نمي دهم
امروز بزم ماتم زهرا بهشت ماست
اين نقد را به نسيه ی فردا نمي دهم
سید رضا مؤید
بيا، مرو ز کنارم، بيا که مي ميرم
نکن مرا به غريبي رها، که مي ميرم
توان کشمکشم نيست بي تو با ايام
برونم آور از اين ماجرا که مي ميرم
نه قول همسفري تا هميشه ام دادي؟
قرار خويش منه زير پا، که مي ميرم
به خاک پاى تو سر مى نهم، دريغ مکن
زچشم هاى من اين توتيا، که مي ميرم
مگر نه جفت توام قوي من؟ مکن بي من
به سوي برکه ى آخر شنا، که مي ميرم
اگر هنوز من آواز آخرين توأم
بخوان مرا و مخوان جز مرا که مي ميرم
براي من که چنينم تو جان متصلي
مرا ز خود مکن اي جان جدا، که مي ميرم
ز چشم هايت اگر ناگزير دل بکنم
به مهرباني آن چشم ها که مي ميرم …
حسین منزوی
غم زمانه خورم یا فراق یار کشم
به طاقتی که ندارم کدام بار کشم
نه قوتی که توانم کناره جستن از او
نه قدرتی که به شوخیش در کنار کشم
نه دست صبر که در آستین عقل برم
نه پای عقل که در دامن قرار کشم
ز دوستان به جفا سیرگشت مردی نیست
جفای دوست زنم گر نه مردوار کشم
چو میتوان به صبوری کشید جور عدو
چرا صبور نباشم که جور یار کشم
شراب خورده ساقی ز جام صافی وصل
ضرورتست که درد سر خمار کشم
گلی چو روی تو گر در چمن به دست آید
کمینه دیده سعدیش پیش خار کشم
سعدی
زیر باران دوشنبه بعد از ظهر
اتفاقی مقابلم رخ داد
وسط کوچه ناگهان دیدم
زن همسایه بر زمین افتاد
سیب ها روی خاک غلطیدند
چادرش در میان گرد وغبار
قبلا این صحنه را...نمی دانم
در من انگار می شود تکرار
آه سردی کشید،حس کردم
کوچه آتش گرفت از این آه
و سراسیمه گریه در گریه
پسر کوچکش رسید از راه
گفت:آرام باش! چیزی نیست
به گمانم فقط کمی کمرم...
دست من را بگیر،گریه نکن
مرد گریه نمی کند پسرم
چادرش را تکاند، با سختی
یا علی گفت و از زمین پا شد
پیش چشمان بی تفاوت ما
ناله هایش فقط تماشا شد
صبح فردا به مادرم گفتم
گوش کن ! این صدای روضهء کیست
طرف کوچه رفتم و دیدم
در ودیوار خانه ای مشکی است
با خودم فکر می کنم حالا
کوچه ء ما چقدر تاریک است
گریه،مادر،دوشنبه،در،کوچه
راستی! فاطمیه نزدیک است...
از مجموعه (قبله مايل به تو)
بسم الله الرحمن الرحیم
استاد فاطمی نیا
اگر بگوییم "بعضی" راحت میشویم
آدم "بعضی"نگوید میرود جهنم! مثلا بگوید تمام بقال ها متقلب هستتند، تمام کارمند ها چنین هستند، روز قیامت یک بقال خوب جلوی آدم را میگیرد، چند تا کارمند خوب جلوی آدم را میگیرند، میگویند ما اینطور نبودیم چرا گفتی! اگر بگوییم "بعضی"راحت میشویم، بگوییم بعضی بقال ها،بعضی کارمندها.
بسم الله الرحمن الرحیم
💠 مرحوم حضرت آیت الله محمّدتقی بهجت :
هر کس که برای حاجتی به مکان مقدّسی مانند مسجد جمکران می رود ، باید که اعظم حاجت نزد آن واسطۀ فیض ، یعنی فرجِ خود آن حضرت را از خدا بخواهد.
اللهم عجل لولیک الفرج
بسم الله الرحمن الرحیم
✅آیت الله بهجت:
چه مصیبتی از فقدان امام زمان (عج) بزرگتر است؟؟؟
خدا می داند که به واسطه این فقدان چه محرومیت ها داریم...
بسم الله الرحمن الرحیم
چگونه دائم الذکر باشیم؟
✅ پاسخ مرحوم حضرت آیت الله عزیزالله خوشوقت :
اگر گناه نکنیم ، ایمان بالا می رود و ایمان که بالا رفت عقربه ی دل خود به خود رو به خدا میرود ، و ارزش خدا و عظمت خدا در چشم انسان زیاد می شود.
انسان عاقل اگر چیز قابل توجّه داشته باشد ، هیچ موقع دنبال آشغال نمی رود.
ترک گناه ، راه رسیدن به این نقطه است.
