مهدويت
 
همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهي به پيام آشنايي بنوازد آشنارا (حافظ)
 
دعای عظم البلا
تقديم به ساحت مقدس مادر آقا صاحب الزمان حضرت فاطمه الزهرا سلام الله عليها
دعا

خدایا، مرا ببخش! به خاطر همه لحظه هایی که به یاد تو نبوده ام!

به خاطر همه سجده هایی که زود سر از مهر برداشتم .

به خاطر همه درهایی که کوبیده ام و خانه تو نبوده اند .

به خاطر همه حاجاتی که از غیر تو خواسته ام .

به خاطر همه وعده هایی که تو دادی و من باور نکردم .

به خاطر همه آنچه به خاطر سعادت من از من خواستی و من اعتماد نداشتم .

به خاطر همه آنچه خواستی به من بفهمانی و من نفهمیدم .

به خاطر همه نعمتهایت که شکر نکرده ام .

به خاطر همه مهربانی هایت که با گناه پاسخ داده ام .

به خاطر همه چشم پوشی هایت که سوء استفاده کرده و گستاخ تر شده ام .

به خاطر همه آنچه در راه من خرج کرده ای و من هیچ در راه تو خرج نکرده ام .

به خاطر ...

مرا ببخش! نه به خاطر آنکه من لیاقت بخشیده شدن دارم;

به خاطر اینکه تو شایسته بخشیدنی!

نه به خاطر آنکه گناهان من بخشودنی هستند;

به خاطر اینکه تو اهل عفو و مغفرتی و گذشت کار توست

نه به خاطر اینکه من خوب شده ام;

به خاطر اینکه تو خوبی!

نه به خاطر آنکه مرا خوشحال کنی

به خاطر اینکه پیامبرت و اولیاء تو، خوشحال شوند!

مرا ببخش، نه به خاطر من!

به خاطر «آن که » گناهان من اول او را اذیت می کند!

به خاطر «آن که » گناهان من، غربت و آوارگی و غیبت او را تمدید می کند!

به خاطر «آن که » هر هفته پرونده اعمال مرا به دست او می دهند!

به خاطر «آن که » این بار نمی داند با چه رویی پیش تو شفاعت مرا کند!

به خاطر «آن که » قرار است بر زمین آقایی و سروری کند و گناهان من مانع این کار شده اند!

به خاطر «آن که » دوستش داری و او تو را دوست دارد!

به خاطر «آن که » ناراحتی او ناراحتی توست و خوشحالی او خوشحالی تو!

به خاطر امام زمان مرا ببخش!



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 4 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

حجت الاسلام دانشمند : اگر من از مظلومیت رهبر بگویم شاید دلتان خون بشود ، خیلی مظلومند ایشان .

این موضوع را من با یک واسطه می گویم . با یکی از محافظ های آقا در حرم امام رضا روبروی ضریح ، دو به دو با هم بودیم .

گفتم از آقا چه خبر ؟

میگفت ما روزهای دوشنبه ، ( این را میگفت و گریه میکرد ) می رویم سرکشی میکنیم به خانواده شهدا . آقا می فرمودند به خانواده شهدا نگویید که ما می آییم که به زحمت نیافتند .

یک ربع قبل آقا در ماشین هستند ما درب میزنیم و میگوییم آقا می خواهند تشریف بیاورند منزل و یک سلام و علیکی با مادر و پدر شهید نمایند .

یکبار رفتیم درب خانه دو شهید ، من خودم رفتم دیدم درب باز است و آب و جارو کرده اند . درب زدم ، مادر شهید آمدند دم درب و گفتند : آقا کو ؟

گفتم : کدام آقا ؟

گفت : مقام معظم رهبری کجاست ؟

گفتم : شما از کجا می دانید ؟

شروع کرد به گریه کردن ، گفت دیشب خواب بچه هام را دیدم ، بچه ها آمدند گفتند خوش بحالت ، فردا سید علی می خواهد بیاید خانه تان .

به اینجا که رسید ، مقام معظم رهبری هم رسیدند به درب خانه .

بعد مادر شهید گفت من خواب دیدم که امام هم تشریف آوردند و گفتند فردا آقا سید علی آقا می خواهند بیایند ، ما هم تبریک می گوییم . و یک مطلبی هم امام فرمودند و پیغام دادند که من به شما بگویم .

مقام معظم رهبری فرمودند چه پیغامی ؟

مادر شهید گفتند : امام فرمودند سلام ما را به آقا سید علی آقا برسانید و به ایشان بگویید اینقدر از خدا طلب مرگ نکن ! فرج نزدیک است ان شاءالله .

اقا خیلی گریه کرد .

 

حجت الاسلام دانشمند : مظلوم است آقا . یک کاری نکنیم که اگر گره ای نمی توانیم باز کنیم ، لااقل گره بر گره نیاندازیم .این واقعاً ظلم است ، خدا نمی بخشد .

در این دنیا مرکز شیعه فقط ایران است . افغانستان ، پاکستان ، مصر ، عربستان و عراق را ببینید . در ممالک اسلامی کجا شیعه همه کاره است ، ایران مرکز شیعه است ، دل امام زمان به شما بسته شده و امید امام به شماست .

خدایا رهبر مظلوم و با کرامت انقلاب را بحق امام زمان محافظت بفرما .

منبع پایگاه صالحات



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

سخنان مهم استاد شفیعی سروستانی در خصوص وقایع ماههای اخیر در کشورهای منطقه و ارتباط آن با مقدمات ظهور که از برنامه تا جمعه ظهور ( رادیو معارف ) پخش شد را می توانید از لینک زیر دانلود کنید.

 

 

دانلود



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

بده پیمانه ای ساقی گل از گلزار می آید

بیا مطرب بزن چنگی که امشب یار می آید.

دل یعقوبیم امشب مشامش بوی گل دارد

که یوسف می رسد از ره پی بیمار می آید.

 صدای پای او هر دم به گوشم می رسد از ره

برای دیدنش چشمم دما دم زار می آید.

عجب شوری به سر دارم نمی دانم خداوندا

غم از دل می رود اکنون که آن غمخوار می آید.

چنان افتان و خیزانم که سر از پا نمی دانم

به شیدائی دل و جانم همه تبدار می آید.

به شکر چشم ناز او دلم آتش زدم عمری

به عجرش امشب آن زیبا پی تیمار می آید.

خدایا سر مکن امشب که ماهم می رسد از ره

پس از عمری فراق و غم پی این کار می آید.

دل گمنامیم گرچه نباشد لایق لطفش

مرا او مرحمت دارد که از گفتار می آید.

شاعر : علی پرهام

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

 

از علامه جعفری پرسیدن چی شد که به این کمالات رسیدین؟

ایشان در جواب خاطره ای از دوران طلبگی تعریف میكنند و اظهار میكنند كه هر چه دارند از كراماتی ست كه بدنبال این امتحان الهی نصیبشان شده :

 

«ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم . خیلی مقید بودیم که ، در جشن ها و ایام سرور ، مجالس جشن بگیریم ، و ایام سوگواری را هم ، سوگواری می گرفتیم ، یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) اول شب نماز مغرب و عشا می خواندیم و یک شربتی می خوردیم آنگاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب می دادیم . یک آقایی بود به نام آقا شیخ حیدر علی اصفهانی ، که نجف آبادی بود ، معدن ذوق بود . او که ، می آمد من به الکفایه ، قطعا به وجود می آمد جلسه دست او قرار می گرفت .

 

آن ایام مصادف شده بود با ایام قلب الاسد (10 الی 21 مرداد ) که ما خرما پزان می گوییم نجف با 52 و یا 53 درجه خیلی گرم می شد . آنسال در اطراف نجف باتلاقی درست شده بود و پشه های بوجود آمده بود که ، عربهای بومی را اذیت می کرد ما ایرانیها هم که ، اصلا خواب و استراحت نداشتیم . آنسال آنقدر گرما زیاد بود که ، اصلا قابل تحمل نبود نکته سوم اینکه حجره من رو به شرق بود . تقریبا هم مخروبه بود . من فروردین را در آنجا بطور طبیعی مطالعه می کردم و می خوابیدم . اردیبهشت هم مقداری قابل تحمل بود ولی دیگر از خرداد امکان استفاده از حجره نبود . گرما واقعا کشنده بود ، وقتی می خواستم بروم از حجره کتاب بردارم مثل این بود که وردست نان را از داخل تنور بر می دارم ، در اقل وقت و سریع !

 

با این تعاریف این جشن افتاده بود به این موقع ، در بغداد و بصره و نجف ، گرما ، تلفات هم گرفته بود ، ما بعد از شب نشستیم ، شربت هم درست شد ، آقا شیخ حیدر علی اصفهانی که ، کتابی هم نوشته بنام « شناسنامه خر » آمد. مدیر مدرسه مان ، مرحوم آقا سید اسماعیل اصفهانی هم آنجا بود ، به آقا شیخ علی گفت : آقا شب نمی گذره ، حرفی داری بگو ، ایشان یک تکه کاغذ روزنامه در آورد . عکس یک دختر بود که ، زیرش نوشته بود « اجمل بنات عصرها » « زیباترین دختر روزگار » گفت : آقایان من درباره این عکس از شما سوالی می کنم . اگر شما را مخیر کنند بین اینکه با این دختر بطور مشروع و قانونی ازدواج کنید – از همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یک لحظه هم خلاف شرع نباشد – و هزار سال هم زندگی کنید . با کمال خوشرویی و بدون غصه ، یا اینکه جمال علی (ع) را مستحبا زیارت و ملاقات کنید . کدام را انتخاب می کنید . سوال خیلی حساب شده بود . طرف دختر حلال بود و زیارت علی (ع) هم مستحبی .

 

گفت آقایان واقعیت را بگویید . جا نماز آب نکشید ، عجله نکنید ، درست جواب دهید. اول کاغذ را مدیر مدرسه گرفت و نگاه کرد و خطاب به پسرش که در کنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی گفت : سید محمد! ما یک چیزی بگوئیم نری به مادرت بگوئی ها؟

 

معلوم شد نظر آقا چیست؟ شاگرد اول ما نمره اش را گرفت! همه زدند زیر خنده. کاغذ را به دومی دادند. نگاهی به عکس کرد و گفت: آقا شیخ علی، اختیار داری، وقتی آقا (مدیر مدرسه) اینطور فرمودند مگر ما قدرت داریم که خلافش را بگوئیم. آقا فرمودند دیگه! خوب در هر تکه خنده راه می افتاد. نفر سوم گفت : آقا شیخ حیدر این روایت از امام علی (ع) معروف است که فرموده اند « یا حارث حمدانی من یمت یرنی » (ای حارث حمدانی هر کی بمیرد مرا ملاقات می کند) پس ما انشاالله در موقعش جمال علی (ع) را ملاقات می کنیم! باز هم همه زدند زیر خنده، خوب ذوق بودند. واقعا سوال مشکلی بود. یکی از آقایان گفت : آقا شیخ حیدر گفتی زیارت آقا مستحبی است؟ گفتی آن هم شرعی صد در صد؟ آقا شیخ حیدر گفت : بلی گفت : والله چه عرض کنم (باز هم خنده حضار )

 

نفر پنجم من بودم. این کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمی توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم : من یک لحظه دیدار علی (ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی دهم. یک وقت دیدم یک حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت همچو حالتی ندیده بودم. شبیه به خواب و بیهوشی بلند شدم. اول شب قلب الاسد وارد حجره ام شدم، حالت غیر عادی، حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم، یکبار به حالتی دست یافتم. یک دفعه دیدم یک اتاق بزرگی است یک آقایی نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قیافه ای که شیعه و سنی درباره امام علی (ع) نوشته در این مرد موجود است. یک جوانی پیش من در سمت راستم نشسته بود. پرسیدم این آقا کیست؟ گفت : این آقا خود علی (ع) است، من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون، رفتم همان جلسه، کاغذ رسیده دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود. نمی دانم شاید مرحوم شمس آبادی بود خطاب به من گفت : آقا شیخ محمد تقی شما کجا رفتید و آمدید؟ نمی خواستم ماجرا را بگویم، اگر بگم عیششون بهم می خوره، اصرار کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند. خدا رحمت کند آقا سید اسماعیل ( مدیر ) را خطاب به آقا شیخ حیدر گفت : آقا دیگر از این شوخی ها نکن، ما را بد آزمایش کردی. این از خاطرات بزرگ زندگی من است».

 

منبع: تبیان به نقل از سایت علمی دانشجویان ایران



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

طبق روایات امام حسین ـ علیه السلام ـ اولین كسی است كه پس از حیات حضرت حجت (عج) رجعت می‌كند و بعد از رحلت حضرت مراسم غسل و نماز بر بدن حضرت را بر عهده می‌گیرد.


در این نوشتار به بررسی برخی معجزات امام عصر (عج) و پاسخ یک سوال می پردازیم:

معجزات امام عصر (عج):

معجزات آن حضرت، دو دسته است:

الف) معجزاتى كه آن حضرت در دوران تولّد و كودكى و غیبت، انجام داده اند.

1- تولّد بدون ظاهر شدن آثار حمل

از امام حسن عسكرى (علیه السلام) نقل شده كه به حكیمه (دختر امام جواد(علیه السلام)) فرمود: «امشب، به خانه ى ما بیا; زیرا، امر مهمّى رخ خواهد داد.». حكیمه پرسید: «چه اتفاقى؟». امام (علیه السلام) فرمود: «قائم آل محمد امشب به دنیا خواهد آمد.». حكیمه پرسید: «از چه كسى؟». امام (علیه السلام) فرمود: «از نرجس.»

حكیمه مى گوید: «به نزد نرجس رفتم و به او، فرزند بزرگوارى را بشارت دادم، در حالى كه هیچ اثر حملى در او مشاهده نكردم.»

چنین معجزه اى، در مورد حضرت موسى (علیه السلام) هم بیان شده است. در مادر او، یوكابد، هیچ آثار حملى ظاهر نبود و تا روزى كه موسى (علیه السلام) به دنیا آمد، كسى نفهمید كه او حامله است.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

در این مقاله که به کوشش دفتر معارف اسلامی بیت آیت ا.. مکارم شیرازی تهیه شده، احادیث معتبر اهل سنت درباره واقعیت یورش به خانه وحی و شهادت بانوي دو عالم حضرت فاطمه سلام الله عليها بیان می شود.

حجم فایل:140 کیلو بایت



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 2 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

 

اين نرم افزار حاوي موارد ذيل مي باشد :

«دشمني وهابيت با پيامبر به روايت تصوير» شامل «حذف نام پيامبر» ، «استفاده ابزاري از آيات قرآن» و «محو تدريجي سخنان پيامبر»
«جنايت تخريب بقيع» ، شامل «تاريخ ايجاد حرم ائمه بقيع» ، «روند تدريجي تغييرات در بقيع» و «كيفيت گنبد و بارگاه و تخريب بقيع»
متن كامل كتاب «وهابيت از منظر عقل و شرع» نوشته دكتر حسيني قزويني در هفت فصل شامل :
- وهّابيّت عامل تفرقه ميان امّت ها
- ريشه هاى تاريخى وهّابيّت
-كارنامه عملى وهابيت
- وهّابيّت و خداشناسى
- وهّابيّت و تكفير مسلمانان
- وهّابيّت واتهام بدعت به مسلمانان
- حرمت توسّل به پيامبران و اولياء،
بخش پرسش و پاسخها شامل 25 سوال پيرامون وهابيت
بخش فتواهاي عجيب و غريب علماي وهابيت شامل 33 فتواي مضحك
بخش عقايد غير منطقي وهابيت شامل 12 عقيده
بخش صوتي وهابيت با بيش از 140 سخنراني گلچين شده از دكتر عصام العماد(دانشمند وهابي شيعه شده) و دكتر حسيني قزويني با قابليت دانلود يا پخش آنلاين
بخش تصويري وهابيت با بيش از 25 قطعه فيلم بسيار ديدني از توضيحات دكتر عصام العماد(دانشمند وهابي شيعه شده) با قابليت دانلود يا پخش آنلاين
بخش اخبار وهابيت با 14 مقاله پيرامون عملكردهاي جنايتكارانه وهابيت
بخش آنتي وهابيت با معرفي سايتهاي ضد وهابيت ، كتابهاي ضد وهابيت ، دانلود كتابهاي فارسي و عربي بر ضد وهابيت و دانلود نرم افزارهاي رايانه و تلفن همراه بر ضد وهابيت و...

(حجم فایل : 4.33مگابایت )

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

این نرم افزار حاوي بيش از 60 مقاله در مورد تولد ، زندگينامه ، غيبت ، ظهور و مسائل بعد از ظهور امام زمان(عج) می باشد همچنین حدود 30 پرسش و پاسخ پيرامون امام زمان و شبهات مطرح شده است علاوه بر این مناظرات و سوالات پيرامون امام زمان(عج) و مهدويت در انجمن گفتگوي ديني ، مقالات مهدي شناسي و نحوه برگزاري جشنهاي شعبانيه ، پيامك و اشعار مهدوي ، نواي صوتي و تصويري انتظار شامل مولودي ، كليپهاي زيبا و ناله هاي فراق ، 70 حكايت خواندني و....

دریافت فایل برنامه ( 2.29 مگابایت )



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا
(تعداد کل صفحات:10)      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10