مهدويت
 
همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهي به پيام آشنايي بنوازد آشنارا (حافظ)
 
دعای عظم البلا
تقديم به ساحت مقدس مادر آقا صاحب الزمان حضرت فاطمه الزهرا سلام الله عليها


با دلِ پُر امید؛
چشم انتظاریم هنوز ...

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُم

فرمایش امام زمان(عج):
"بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج که آن فرج شما است".

2-این دعا سبب زیاد شدن نعمتهاست
3-اظهار محبت قلبی
4-نشانه انتظار
5-زنده کردن امر ائمه اطهار
6-مایه ناراحتی ووحشت شیطان لعین
7-نجات یافتن از فتنه های آخرالزمان
8-اداکردن قسمتی از حقوق آن حضرت
9-تعظیم خداوند و دین خداوند است
10-حضرت صاحب الزمان در حق او دعا می کند
11-شفاعت آن حضرت در قیامت شامل حالش می شود.
12-شفاعت پیغمبر ان شاالله شامل حال او می شود
13-این دعا فرمانبری امر الهی وطلب فضل و عنایت او است
14-مایه استجابت دعا می شود
15-ادا کردن اجرومزد رسالت است
16-مایه دفع بلاست
17-سبب وسعت روزی است
18-باعث آمرزش گناهان می شود
19-تشرف به دیدار آن حضرت دربیداری وخواب
20-رجعت به دنیا درزمان ظهورآن حضرت
21-ازبرادران پیغمبر خواهد بود
22-فرج مولای ماحضرت صاحب الزمان زودتر واقع خواهدشد
23-پیروی ازپیغمبروامامان
24-وفای به عهدوپیمان خداوندی
25-آثارنیکی به والدین برای دعاکننده حاصل می گردد
26-فضیلت رعایت وادای امانت برایش حاصل می شود
27-زیادشدن اشراق نورامام(ع) دردل او
28-طولانی شدن عمر
29-تعاون وهمکاری درکارهای نیک وتقوی
30-رسیدن به نصرت ویاری خداوند وپیروزی بردشمنان به کمک خداوند
31-هدایت به نور قرآن مجید
32-نزداصحاب اعراف معروف می گردد
33-هدایت به نورقرآن مجید
34-اِِیمنی ازعقوبتهای اخروی
35-وهنگام مرگ به او مژده میرسد وبااوبه نرمی رفتار می شود
36-این دعا اجابت دعوت خدا ورسول الله است
37-باامیرالمومنین دردرجه آن حضرت خواهدبود
38-محبوبترین افراد نزد خداوند خواهدبود
39-عزیزترین وگرامی ترین افراد نزد پیغمبرمی شود
40-ازاهل بهشت خواهد بود
41-دعای پیغمبرشامل حالش میگردد
42-کردارهای بداوبه کردارهای نیک مبدل شود
43-خداوند متعال درعبادت اورا تائید فرماید
44-بااین دعا عقوبت از اهل زمین دورمی شود
45-ثواب کمک به مظلوم رادارد
46-ثواب احترام به بزرگتر وتواضع نسبت به اورادارد
47-پاداش خونخواهی مولای مظلوم حضرت اباعبدالله الحسین رادارد
48-وشایستگی دریافت احادیث ائمه اطهاررامی یابد
49-نوراوبرای دیگران نیز-روزقیامت-درخشان می گردد
50-هفتادهزارنفراز گنهکاران راشفاعت می کند
51-دعای امیرالمومنین درباره اودرقیامت
52-بی حساب داخل بهشت شدن
53-ایمن بودن از تشنگی روزقیامت
54-جاودانه بودن دربهشت
55-مایه خراش روی ابلیس ومجروح شدن دل اواست
56-روزقیامت هدیه های ویژه ای دریافت می دارد
57-خداوندازخدمتگذاران بهشت نصیبش فرماید
58-درسایه گسترده خداوندقرار گرفته ورحمت براونازل میشود-مادامی که مشغول دعا باشد-
59-پاداش نصیحت مومن رادارد
60-مجلسی که درآن برای حضرت قائم دعاشود،محل حضورفرشتگان گردد
61-دعاکننده موردمباهات خداوند شود
62-فرشتگان برای او طلب آمرزش می کنند
63-ازنیکان مردم-پس از ائمه اطهار-میشود
64-این دعا اطاعت ازاولی الامر است که خداوند اطاعتشان راواجب ساخته است
65-مایه خرسندی خداوند میشود

66-مایه خشنودی پیغمبر می گردد
67-این دعا خوشایندترین اعمال نزد خداوند است

68-ازکسانی خواهدبود که خداونددر بهشت به اوحکومت دهد 69-حساب او آسان می شود
70-این دعا درعالم برزخ وقیامت مونس مهربانی خواهد بود
71-این عمل بهترین اعمال است
72-مایه دوری غصه هاست
73-دعای هنگام غیبت بهتر از دعای هنگام ظهور امام است
74-فرشتگان درباره اش دعا می کنند
75-دعای حضرت سیدالساجدین شامل حالش می شود
76-این دعا تمسک به ثقلین است
77-چنگ زدن به ریسمان الهی است
78-سبب کامل شدن ایمان است
79-مانند ثواب همه بندگان به اومی رسد
80-تعظیم شعائرخداوند است
81-این دعاثواب شهید با پیغمبررادارد
82-ثواب شهید زیرپرچم حضرت قائم رادارد
83-ثواب احسان به مولای ما حضرت صاحب الزمان رادارد
84-دراین دعا ثواب گرامی داشتن شخص عالم است
85-پاداش گرامی داشتن شخص کریم رادارد
86-درمیان گروه ائمه اطهار محشور می شود
87-درجات او در بهشت بالا می رود
88-از بدی حساب روز قیامت ایمن باشد
89-نایل به بالاترین درجات شهدا درروز قیامت
90-رستگاری به شفاعت فاطمه زهرا(س)
برگرفته از کتاب گرانسنگ "مکیال المکارم"
تالیف مرحوم آیت الله سیدمحمدتقی موسوی اصفهانی (جلداول)



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 23 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

تبیان زنجان

گل باغ امیدم، کجایی کجایی

دعایم همه این است بیایی بیایی

بود یاد تو هر شب، دعای سحر من

بیا ای پسر من، بیا ای پسر من

 

میان در و دیوار فقط یاد تو بودم

بیا ای گل نرگس ببین روی کبودم

به یک ضربه جدا شد، ز شاخه ثمر من

بیا ای پسر من، بیا ای پسر من

 

غریبی علی را در خانه چو دیدم

به مسجد بدویدم، ز دل آه کشیدم

نبودی که ببینی، چه آمد به سر من

بیا ای پسر من، بیا ای پسر من

 

من آن یاس کبودم که در سینة قبرم

فقط اشک تو ریزد شبانه روی قبرم

ز اشک شب تارت، شده خون جگر من

بیا ای پسر من، بیا ای پسر من

 

بیا تا که ببینی، علی خانه نشین شد

شرر ریخت به باغش، گلش نقش زمین شد

سیه گشت از این غم، جهان در نظر من

بیا ای پسر من، بیا ای پسر من

 

دل ما چو چراغی به کاشانة ما سوخت

ندیدی که چگونه، در خانة ما سوخت

روان خون دل آنجا، شد از چشم تر من

بیا ای پسر من، بیا ای پسر من

 

علی بود علی بود در آن جمع گرفتار

مرا کشت، مرا کشت، فشار در و دیوار

به جز محسنم آنجا، نشد کس سپر من

بیا ای پسر من، بیا ای پسر من



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 23 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

عمريست در هواي خودت گريه ميکني
عمريست با نواي خودت گريه ميکني

گاهي کنار تربت مخفي مادرت
بر خاک آشناي خودت گريه ميکني

يک شب کنار پنجره فولاد ميروي
با حاجت ودعاي خودت گريه ميکني

شبهاي جمعه زائر شش گوشه ميشوي
با ياد کربلاي خودت گريه ميکني

با خواندن زيارت ناحيه تا سحر
با سوز روضه هاي خودت گريه ميکني

لايق نبوده ايم انيس غمت شويم
بادرد وغصه هاي خودت گريه ميکني

ماکه اهميت به غيابت نميدهيم
از غربتت براي خودت گريه ميکني

هرهفته نامه هاي مرا ميزني ورق
بر حال اين گداي خودت گريه ميکني

کس تاب آن نداشته هم گريه ات شود
تنها تو پا به پاي خودت گريه ميکني



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 23 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

اگر چه دلیلی مسلم بر واجب بودن ایستادن در هنگام ذکر این لفظ وجود نداد اما در این حد می توان گفت که این امر در بین مردم، به عنوان یک عمل مستحب، ریشه ای مذهبی دارد و در حقیقت، اظهار ادب و احترام به آن امام عزیز است.

چنانکه نقل شده: حضور امام رضا (ع) در خراسان کلمه «قائم» ذکر شد، حضرت برخاست و دستش را بر سر نهاد و فرمود: «اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه» خداوندا! بر فرجش شتاب کن، و راه ظهور و نهضتش را آسان گردان" ۱

و از روایتی چنین استفاده می شود که این رفتار در عصر امام صادق (ع) نیز معمول بوده است. از حضرت صادق (ع) سوال شد: علت قیام در موقع ذکر «قائم» چیست؟

حضرت فرمود: صاحب الامر غیبتی دارد بسیار طولانی، و از کثرت لطف و محبتی که به دوستانش دارد، هر کس وی را به لقب قائم - که مشعر است به دولت کریمه او، و اظهار تأثری است از غربت او - یاد کند، آن حضرت هم نظر لطفی به او خواهد نمود؛ و چون در این حال، مورد توجه امام واقع می شود سزاوار است از باب احترام به پا خیزد و از خدا تعجیل در فرجش را مسئلت نماید.» ۲.

البته می توان گفت در بعضی شرایط واجب می باشد. مثل اینکه این لقب یا القاب دیگر حضرت در مجلس یاد شود، آنگاه همه اهل مجلس به احترام آن به پا خیزند. در این حال اگر کسی از اهل مجلس بدون عذر از جای خود برنخیزد، این برنخاستن توهین و هتک حرمت آن حضرت خواهد بود، و بدیهی است این عمل حرام می باشد.

آیت الله سید محمود طالقانی - رحمه الله علیه - می گوید: «این دستور قیام، شاید (فقط) برای احترام نباشد، و الا باید برای خدا و رسول و اولیای مکرم دیگر هم به قیام احترام کرد، بلکه دستور آمادگی و فراهم کردن مقدمات نهضت جهانی و در صف ایستادن برای پشتیبانی این حقیقت است... این همه فشار و مصیبت، از آغاز حکومت دودمان دنائت و رذالت اموی، تا جنگهای صلیبی و حمله مغول و اختناق و تعدیلهای دولتهای استعماری، بر سر هر ملتی وارد می آمد، خاکسترش هم به باد فنا رفته بود؛ لیکن دینی که پیشوایان حق آن دستور می دهند که چون اسم صریح «قائم» مؤسس دولت حقه اسلام برده می شود، به پا بایستید و آمادگی خود را برای انجام تمام دستورات اعلام کنید، و خود را همیشه نیرومند و مقتدر نشان دهید، هیچ وقت نخواهد مرد.»

 

در وبلاگ یا وبسایت خود ثبت کنید و از منبع هم ذکر نکنید (اختیاری)



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 22 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

اسامى ، اوصاف ، القاب حضرت مهدى علیه السلام

مرحوم ثقة الاسلام نورى در بیان اسماء شریفه امام عصر (علیه السلام)، با استناد به آیات و روایات و کتب آسمانى پیشین و تعبیرات راویان و تاریخ نگاران تعداد یکصد و هشتاد و دو اسم و لقب براى حضرت مهدى(علیه السلام)ذکر مى کند و مدّعى است که در این مقام، از استنباط هاى شخصى و استحسان هاى غیر قطعى خوددارى نموده است که در غیر این صورت چندین برابر این اسماء و القاب، قابل استخراج از کتب مختلفه بود. که از آن جمله است:
محمّد، احمد، عبداللّه، محمود، مهدى، برهان، حجّت، حامد، خلف صالح، داعى، شرید صاحب، غائب، قائم، منتظر و… . «نجم الثاقب، از صفحه ۵۵ تا ۱۳۲٫»
کنیه هاى آن حضرت عبارتند از: ابوالقاسم (هم کنیه پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم))، ابوعبداللّه، اباصالح که مرحوم نورى ابو ابراهیم، ابوالحسن و ابوتراب را نیز از کنیه هاى ایشان شمرده است.
در اینجا به ذکر پاره اى عناوین و صفات که در ضمن زیارتهاى مختلفه و ادعیه مربوط به حضرت مهدى (علیه السلام) مورد تصریح قرار گرفته است اشاره داریم، با این امید که دقّت و تأمّلى در آنها، ما را با شئونات مختلفه آن بزرگوار آشنا ساخته و مقاماتى را که غالباً از لسان معصومین(علیهم السلام) در ضمن این دعاها و زیارتها براى امام دوازدهم(علیه السلام)بر شمرده شده براى مان روشن تر سازد.
قابل ذکر اینکه تمام این عناوین و اوصاف بطور خاص در مورد حضرت مهدى(علیه السلام)وارد گردیده، اگرچه بسیارى از آنها در مورد سایر امامان بزرگوار اسلام(علیهم السلام)نیز مى تواند مصداق داشته باشد.
دیگر اینکه، آنچه ذکر مى شود نه به ادّعاى اسم یا لقب آن حضرت، بلکه به عنوان بهرهورى از تعابیر موجود در نصوص زیارت و دعاست، اعم از اینکه واژه اى مفرد یا جمله اى توصیفى باشد.
بقیّة اللّه: باقیمانده خدا در زمین.
خلیفة اللّه: جانشین خدا در میان خلایق.
وجه اللّه: مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى که اولیاى حق رو به او دارند.
باب اللّه: دروازه همه معارف الهى، درى که خدا جویان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش مى کنند.
داعى اللّه: دعوت کننده الهى، فرا خواننده مردم به سوى خدا، منادى راستین هدایت الى اللّه.
سبیل اللّه: راه خدا، که هرکس سلوکش را جز در راستاى آن قرار دهد سر انجامى جز هلاکت نخواهد داشت.
ولى اللّه: سر سپرده به ولایت خدا و حامل ولایت الهى، دوست خدا.
حجة اللّه: حجّت خدا، برهان پروردگار، آن کس که براى هدایتِ در دنیا، و حسابِ در آخرت به او احتجاج مى کنند.
نور اللّه: نور خاموشى ناپذیر خدا، ظاهر کننده همه معارف و حقایق توحیدى، مایه هدایت رهجویان.
عین اللّه: دیده بیدار خدا در میان خلق، دیدبان هستى، چشم خدا در مراقبت کردار بندگان.
سلالة النّبوّة: فرزند نبوّت، باقیمانده نسل پیامبران.
خاتم الاوصیاء: پایان بخش سلسله امامت، آخرین جانشین پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم).
علم الهدى: پرچم هدایت، رایت همیشه افراشته در راه اللّه، نشان مسیر حقیقت.
سفینة النّجاة: کشتى نجات، وسیله رهایى از غرقاب ضلالت، سفینه رستگارى.
عین الحیوة: چشمه زندگى، منبع حیات حقیقى.
القائم المنتظر: قیام کننده مورد انتظار، انقلابى بى نظیرى که همه صالحان چشم انتظار قیام جهانى اویند.
العدل المشتهر: عدالت مشهور، تحقق بخش عدالت موعود.
السیف الشاهر: شمشیر کشیده حق، شمشیر از نیام بر آمده در اقامه عدل و داد.
القمر الزّاهر: ماه درخشان، ماهتاب دلفروز شبهاى سیاه فتنه و جور.
شمس الظلاّم: خورشید آسمان هستى ظلمت گرفتگان، مهر تابنده در ظلمات زمین.
ربیع الأنام: بهار مردمان، سر فصل شکوفایى انسان، فصل اعتدال خلایق.
نضرة الأیّام: طراوت روزگار، شادابى زمان، سرّ سرسبزى دوباره تاریخ.
الدین المأثور: تجسّم دین، تجسید آیین بر جاى مانده از آثار پیامبران، خودِ دین، کیان آیین، روح مذهب.
الکتاب المسطور: قرآن مجسّم، کتاب نوشته شده با قلم تکوین، معجزه پیامبر در هیئت بشرى.
صاحب الأمر: دارنده ولایت امر الهى، صاحب فرمان و اختیاردار شریعت.
صاحب الزمان: اختیار دارِ زمانه، فرمانده کل هستى به اذن حق.
مطهّر الأرض: تطهیر کننده زمین که مسجد خداست، از بین برنده پلیدى و ناپاکى از بسیط خاک.
ناشر العدل: برپا دارنده عدالت، بر افرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گیتى.
مهدى الامم: هدایتگر همه امّت ها، راه یافته راهنماى همه طوایف بشریت.
جامع الکَلِم: گردآورنده همه کلمه ها بر اساس کلمه توحید، وحدت بخش همه صفها.
ناصر حق اللّه: یاریگر حقِ خدا، یاورِ حقیقت.
دلیل ارادة اللّه: راهنماى مردم به سوى مقاصد الهى، راه بلد و راهبر انسانها در راستاى اراده خداوند.
الثائر بأمر اللّه: قیام کننده به دستور الهى، بر انگیخته به فرمان پروردگار، شورنده بر غیر خدا به امر خدا.
محیى المؤمنین: احیاگر مؤمنان، حیاتبخش دلهاى اهل ایمان.
مبیر الکافرین: نابود کننده کافران، درهم شکننده کاخ کفر، هلاک کننده کفار.
معزّ المؤمنین: عزّت بخش مؤمنان، ارزش دهنده اهل ایمان.
مذلّ الکافرین: خوار کننده کافران، درهم شکننده جبروتِ کفر پیشگان.
منجى المستضعفین: نجات دهنده مستضعفان، رهایى بخش استضعاف کشیدگان.
سیف اللّه الّذى لاینبو: شمشیر قهر خدا که کندى نپذیرد.
میثاق اللّه الّذى أخذه: پیمان بندگى خدا که از بندگان گرفته شده.
مدار الدهر: مدار روزگار، محور گردونه وجود، مرکز پیدایش زمان.
ناموس العصر: نگهدارنده زمان، کیان هستى دوران.
کلمة اللّه التامه: کلمه تامّه خداوند، حجّت بالغه الهى.
تالى کتاب اللّه: تلاوت کننده کتاب خدا، قارى آیات کریمه قرآن.
وعداللّه الّذى ضمنه: وعده ضمانت شده خدا، پیمان تخلّف ناپذیر الهى.
رحمة اللّه الواسعة: رحمت بى پایان خدا، لطف و رحمت بى کرانه پروردگار رحمت گسترده حق.
حافظ اسرار رب العالمین: نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهاى ربوبى.
معدن العلوم النبویّه: گنجینه دانش هاى پیامبرى ـ خزانه معارف نبوى.
نظام الدین: نظام بخش دین.
یعسوب المتقین: پیشواى متقین.
معزّ الاولیاء: عزت بخش یاران.
مذلّ الأعداء: خوار کننده دشمنان.
وارث الانبیاء: میراث بر پیامبران.
نور ابصار الورى: نور دیدگان خلایق.
الوتر الموتور: خونخواه شهیدان.
کاشف البلوى: بر طرف کننده بلاها.
المعد لقطع دابر الظلمه: مهیّا شده براى ریشه کن کردن ظالمان.
المنتظر لاقامة الأمت و العوج: مورد انتظار براى از بین بردن کژیها و نادرستى ها.
المترجى لازالة الجور و العدوان: مورد آرزو براى بر طرف کردن ستم و تجاوز.
المدّخّر لتجدید الفرائض و السنن: ذخیره شده براى تجدید واجبات و سنن الهى.
المؤمّل لاِحیاء الکتاب وحدوده: مورد امید براى زنده ساختن دوباره قرآن و حدود آن.
جامع الکلمة على التقوى: گرد آورنده مردم بر اساس تقوى.
السبب المتصل بین الأرض و السماء: واسطه بین آسمان و زمین، کانال رحمت حق بر خلق.
صاحب یوم الفتح و ناشررایة الهدى: صاحب روز پیروزى و بر افرازنده پرچم هدایت.
مؤلف شمل الصلاح و الرضا: الفت دهنده دلها بر اساس رضایت و درستکارى.
الطالب بدم المقتول بکربلا: خونخواه شهید کربلا.
المنصور على من اعتدى علیه وافترى: یارى شده علیه دشمنان وافترا زنندگان.
المضطرّ الّذى یجاب اذا دعى: پریشان و درمانده اى که چون دعا کند دعایش مستجاب شود

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 22 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

یا رب به در تو روســیاه آمده ام
بر درگه تو به اشک و آه آمده ام

اذنم بده راهم بده ای خـالق من
افکنده سر و غرق گناه آمده ام

عمرم به گناه ومعصیت شد سپری
با بار گنه حضور شاه آمده ام

گم کرده ره و منزل پرخوف وخطر
طی کرده بسوی شاهراه آمده ام

یارب تو کریمی و رحیمی و عطوف
بــا عــذر و اشــتـبـاه آمــده ام

غــفــار توئی صــمـد توئی بـنـده منم
محتاجم و با حال تباه آمــده ام

با بـیـم و امـیـد و حـالـت اســتــغــفـار
با چشم تر و نامه سیاه آمده ام

یـا رب تــو بــده بـــرات آزادی مـن
درمـانده مـنم بهر پـنـاه آمـــده ام

من معترفم به جرم و عصیان و گـناه
در بـارگـهت چو پرِّ کاه آمده ام

دریای کــرم توئی و مـن ذره خــاک
با لطف تواینگونه به راه آمده ام

دسـت مـن افـتـاده نـالان تـو بـگـیـر
چون یوسفم و ز قعر چاه آمده ام

یا رب به مـحـمـد و عـلـی و زهـرا
پهـلوی شکـسته را گواه آمـده ام

حقّ حـسـن و حسـیـن و اولاد حسین
نـومـید مکن که روسیاه آمده ام

بـر نــامــه اعـمـال مـحـبـت نـظـری
بر عمر گذشته عذرخواه آمده ام



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 22 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

…

به پای مهدی، همه سربازیم
ز ارکان ابر قدرت قرار اندازیم
ما خمارانیم، عبد جانانیم
تا ابد انصارالمهدی می مانیم
اللّهم عجّل لولیک الفرج

 

…

بخوانید یاران، همه دلداران
سرود هم عهدی در فراق جانان
می خوانم هر شب، شعر هم عهدی
شب جمعه منم و ذکر یا مهدی
اللّهم عجّل لولیک الفرج

…

ای آخرین امیر ولایت شتاب کن
غیبت شده به حد کفایت شتاب کن
تا کربلا زمین را بهار کن
بهر انتقام حسین قیام کن
اللّهم عجّل لولیک الفرج

…

زمستان خسته شد از بی بهاری
جهان می لرزد از این بی قراری
گمانم جمعه ای باقی نمانده
خدایا تا به کی چشم انتظاری
اللّهم عجّل لولیک الفرج

…

گلها همه با اذن تو برخاسته اند
از بهر ظهور تو خود آراسته اند
مردم همه در لحظه تحویل بی شک
اول فرج تو از خدا خواسته اند
اللّهم عجّل لولیک الفرج

…

ارسال رایگان پیامک
در بزم ولا جام هدایت مهدی است
مقصود زنور بی نهایت مهدی است
ثبت است که بر جریده ی عالم قدس
گلواژه ی روشن هدایت مهدی است
اللّهم عجّل لولیک الفرج

عمری بجز غفلت زیادت سر نکردیم
اینکه تو با ما همرهی باور نکردیم
آقایی آن یار را دیدیم صد بار
اما مرام خویش را بهتر نکردیم
اللّهم عجّل لولیک الفرج

…

وقتی میان نفس و هوس جنگ می شود
قلبم یک چشم به هم زدنی سنگ می شود
آقا ببخش که سرم گرم زندگیست
کمتر دلم برای شما تنگ می شود
اللّهم عجّل لولیک الفرج

…

میان شک و یقین پیر می شود بی تو
دلی که طعمه زنجیر می شود بی تو
نیامدی که ببینی در این دیار غریب
غروب جمعه چه دلگیر می شود بی تو
اللّهم عجّل لولیک الفرج

…

همه گویند به امید ظهورش صلوات
کاش این جمعه بگویند به تبریک حضورش صلوات
اللّهم عجّل لولیک الفرج

…

شوق تو به باغ لاله جان خواهد داد
عطرتو به گلها هیحان خواهد داد
فردا که در آفاق بپیچد نورت
تکبیر تو کعبه را تکان خواهد داد
اللّهم عجّل لولیک الفرج

…

کوچه های شهر ما ویران نمی ماند عزیز
کار و بار عشق بی سامان نمی ماند عزیز
یک نفر فردا زمین را نور باران می کند
مهدی ما تا ابد پنهان نمی ماند عزیز
اللّهم عجّل لولیک الفرج

…

خوب است ما هم مثل باران حس بگیریم
هر شب سراغی از گل نرگس بگیریم
اللّهم عجّل لولیک الفرج

…

در جمکران مانند باران حس بگیریم
ردّی، نشانی از گل نرگس بگیریم
همچون پِرِ پروانه ها اوجی بگیریم
اینک سراغی از گل نرگس بگیریم
اللّهم عجّل لولیک الفرج



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 22 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

شيخ كلينى و غير او از احضرت صادق عليه السّلام روايت كرده‏اند:اين دعا را تعليم زراره فرمود:كه در زمان غيبت و امتحان شيعه بخوانند:
اَللّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَكَ لَمْ اَعْرِف نَبِيَّكَ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى رَسُولَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى رَسُولَكَ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَكَ اَللّهُمَّ عَرِّفْنى حُجَّتَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دينى
خدايا خود را به من بشناسان،زيرا اگر خود را به من نشناسانى فرستاده‏ات را نشناخته‏ام،خدايا فرستاده‏ات را به من‏ بشناسان،زيرا اگر فرستاده‏ات را به من نشناسانى حجّتت را نشناخته‏ام،خدايا حجّتت را به من بشناسان،زيرا اگر حجّتت را به‏ من نشناسانى،از دين خود گمراه مى‏شوم.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 22 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

بسم رب المهدي عجل ا... تعالي فرجه الشريف

السلام عليك يا مولاي، سلام مخلص لك في الولايه اشهد انك الامام المهدي قولاً و فعلاً و انت الذي تملأ لارض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جوراً فعجل الله فرجك و سهل مخرجك و قرب زمانك و كثر انصارك و اعوانك و انجز لك ما و عدك فهو اصدق القائلين و نريد ان نمن علي الذين استضعوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين، يا مولاي يا صاحب الزمان.

سلام بر مهدي، جوهر دين و نور يقين، ذخيره الهي و منجي نهائي؛

سلام بر مهدي، كعبه مقصود و قبله موعود، سر عظيم و اسم اعظم؛

سلام بر مهدي، ستاره طالع و نجم ثاقب، مسيح مسيحها و موعود موعودها؛

سلام بر مهدي، صاحب شب قدر و عصاره عصر؛

سلام بر مهدي، ديده بان خدا و مظهر هدي، وصي اوصياء و گزيده اولياء؛

سلام بر مهدي، علم منصوب و علم مصبوب، پرچم برافراشته و دانش انباشته؛

سلام بر آن عزيزي كه كمال موسي و بهاء عيسي و صبر ايوب با اوست، و آن سفينه النجاه در وصفش فرمود: تعرفون المهدي بالسكينه و الوقار، و بمعرفه الحلال و الحرام و بحاجه الناس اليه و لايحتاج الي احد.

او كه چون برخيزد عالمي را برخيزاند و بدنبال خويش كشاند.

به دورش دولت حق رخ نمايد

جهان را فيض وي فرخ نمايد

اللهم اجعلني من انصاره و اعوانه، اللهم كما جعلت قلبي بذكره معموراً فاجعل سلاحي بنصرته مشهوراً.

او كه چون بيايد امحاء باطل و احقاق حق نمايد و نشان دهد كه سيرت عدل كدام است و احياي كتاب و سنت به چه معناست؟

او كه چون در آيد يعطف المهوي عل يالهدي هواپرستي را به خداپرستي بازگرداند و صالحان را وارث زمين گرداند و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذاكران الارض يرثها عبادي الصالحون (انبياء /105)

اي دلشدگان! به ره يافتگان تأسي كنيد و سكه عشق بنام او زنيد كه رخساره اش چون ستاره تابنده است، غم ......

حسرت ديدار جان جانان را نزدايد و نشايد كه به يافتن درهم و ديناري مشغول شويم و زا آن خزانه حق مغفول! السلام عليك يا حجه ا.... التي لاتخفي

مهدي جان! كاش نسيان بر حلاوت ايمان رجحان نمي يافت تا ترا در هيچ زمان به آني و كمتر از آني از خاطر نمي برديم و جز غصه هجران، نمي خورديم و دست نياز جز به درگاه خداي بي نياز بر نمي داشتيم و جز در طلب آن طلعت رشيده و غره حميده نمي شتافتيم.

اي هميشه بهار! تنها اقرار به وجود انوار و عنايت سرشارت رهگشاي كار نيست كه شما بزرگواران عناصر الابرار و دعائم الاختيار مي باشيد و بر زمين دل عاشقانتان، بذر باور مي پاشيد.

و اين باور است كه عشق به شما را در دل مومنين نهاد و چون اين واقعه رخ داد و اين نقش بر ضمير افتاد شما را ساسه العباد و اركان البلاد و بر خيمه هستي اوتاد دانستيم، به جستجويتان كمر شوق مي بستيم و بر موانع راه به ذوق مي خنديديم كه:

رنج آسا دان چو مقصد شد بزرگ

گرد گله توتياي چشم گرگ

به ديدن يوسف اگر دست از ترنج نشناختند، و اكبر نه و قطعن ايديهن و قلن حاش لله ما هذا بشراً ان هذا
الا ملك كريم. ترا نديده بسيار كسان دل باختند كه:

آن كس که ترا شناخت جان خاك ره است

همه دل خوشي عاشق از تو به يك دم نگه است

ايا ابواب الايمان و امناء الرحمن! بندگان را شيريني دلباختگي بچشانيد و به وادي عشق بكشانيد تا همه دنيا را با دمي ديدار معامله نكنند و چون مصلحت ديدار مقدر نبود از انتظار، اظهار تنگي حوصله نكنند. در اين دنياي تار به نور انتظار، دل خوش دارند كه شما ائمه الهدي و مصابيح الدجي ايد؛ نشانه خدائيد كه قاصد راه تقرب، با شما آغاز سفر كند و به شوق مقصد با سختي گذر، سركند.

مولاي من! طليعه نورت و زمزمه ظهورت، آغاز حضورت نيست! كه آن هر دو، زمانها را در نور ديده و اين را ديده هاي محرم در لحظات مغتنم به چشم بيقرار ديده!

تو غائب از نظر نامحرماني، كه چشم ناپاك را خاك حرمت كور مي كند و ديدنت را ناميسور!

هزار مرتبه گر شويم اين دهان به گلاب

هنوز نام تو بردن كمال بي ادبي است

آنان را كه داعيه ارادت است، در پيش رو، باديه امتحان رشادت است و در محضر آن برگزيده انام، زبان را جاي عرض اندام نيست. كه چون عنايتش بر اين ارادت مهر قبول زد تيغ كلام از نيام كام برون نمي خزد، بل تنها از دل، نسيم سپاس مي ورزد.آري داعيه دار را در اين ميدان، نه فقط كار دشوار است كه در طي اين طريق، سنگيني بار است. پس بكوشيم تا جامه عشق بپوشيم.

كه عاشق را نگاهي مي كند مست

كه جان با آن نگه، خواهد شد از دست

عزيزان! عاشقان! محرمان!

يك چشم زدن غافل از آن ماه نباشيد

شايد كه نگاهي كند آگاه نباشيد

اين سوداگري نه سرسري است كه غفلت از بي هنري است

تشنه را چشمه نيز چشم انتظار است

آن سان كه تشنه بر چشمه، بي قرار

تو بندگي چو گدايان به شرط مزد مكن

كه خواجه خود روش بنده پروري داند

كاهلي نشان جاهلي است، بهوش باش كه هرچه در جام ارادتت ريخت به ولع بنوش، نوشت باد! نوش!



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 21 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

منتظرم!

منتظر دلى از جنس نور، كسى از قوم خورشيد!

كسى از نژاد نفس‏هاى گرم! مردم نيز منتظرند!

و غرق در لحظه‏هاى انتظار، نيازشان را از لابه‏لاى نفس‏هاى حيران خود

بازگو مى‏كنند.

شقايق‏ها منتظرند! منتظر كسى كه به فرهنگ شبنم ايمان بياورد.

كسى كه آيينه‏هاى مكدر زمانه را در هم بشكند

و اشك‏هاى ارغوانى‏ را از كوچه‏هاى پريشانى نجات دهد.

كوچه‏ها چشم به راهند! كوچه‏ها نيز چشم به راهند!

چشم به راه قدم‏هايى هستند كه زخم‏هاى بى ‏رحم گمراهى را از چشمان

مردم پاك كند.

كوچه‏ها منتظر چشمان باران ‏زايى هستند كه با قدم‏هايش جان مردم را به

شبنم اشك‏ها بشويد.

جاده‏ها منتظر رهگذرى هستند كه براى هميشه خواهد ماند.

منتظر قدم‏هايى كه تن مرده كوچه‏ها را زنده مى‏كند.

لاله‏ها منتظرند! در اين عرصه انفجار بلا،

مردم ياد لاله‏ها را بين كوچه‏هاى اين شهر خاموش گم كرده‏اند

و حتى امواج درياى عاشق سر بر ساحل نگاه‏هايى تيره مى‏گذارند

و سرود عطش را سر مى‏دهند.

لاله‏ها منتظرند؛ منتظر كسى كه همزاد موج‏هاى خورشيدى است.

كسى از جنس ابر، پريزاد باران.

عاشقان منتظرند! عاشقان بى‏تابند،

بى ‏قرارند تا هم آواز شيدايى صبح فردا باشند.

اى دريا تبار، بر گونه‏هاى امت ‏ببار. عاشقانت صبورند،

منتظر خواهند ماند.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 21 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا
(تعداد کل صفحات:10)      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10