مهدويت
 
همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهي به پيام آشنايي بنوازد آشنارا (حافظ)
 
دعای عظم البلا
تقديم به ساحت مقدس مادر آقا صاحب الزمان حضرت فاطمه الزهرا سلام الله عليها

اي مولاي من

بس است اين جدايي،

ديگر تاكي اين فراق به طول مي انجامد؟

آقامي دانم من لايق ديدارتان نيستم؛شمارابه خاطر دوستان خوبتان ظهور كنيد.

بعد از هر جمعه كه مي آيد و مي رود،مي گويم:

بازهم اين رفت و تونيامدي.فقط نشسته ام نه تلاشي و نه كوششي.

به ياد اين جمله«انتظار بهانهْ نشستن نيست؛بلكه انگيزه ايستادن است»افتادم وبه

خود گفتم:

واي....

آيابراي امام زمانت كاري كرده اي؟

آيا مثل كوفياني يا مثل ياران امام حسين(ع)؟

باخود گفتم كوفيان حداقل مقدمات رااول فراهم كردند؛آياتومقدمات را فراهم كرده اي؟

و همهْ پاسخ ها نه و نه ونه بود

چشــم آلوده كجا، ديدهْ دلداركجا؟

دل سرگشته كجا؛وصف رخ يار كجا؟

قصــــهْ عشق كجا،وين سر بيــــــــداركجا؟

مــــردم كوفــــــــــه كجا؛العجــــــــــــل ياركجا؟

لفــظ بي كار(عمــل)كجــــــــا؛منتــــــــظر ياركجـــا؟



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 21 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا
به سیل اشک باید شست راه کاروان‌ها را

هنوز از جبهه می‌آرند تابوت جوان‌ها را

کدامین کاروان آهنگ یوسف باخودش دارد

غم ابرو کمان‌ها می‌نوازد قد کمان‌ها را

نه پیراهن به تن مانده و نه بوی پیرهن مانده

امان از اینچنین داغی که می‌برد امان‌ها را

به دنبال جوان خوش قد و بالای خود بودم

همانان که با خود می‌بردند این استخوان‌ها را

اگر دریا نمی‌گنجد به کوزه با چه اعجازی

میان چفیه پیچیدند جسم پهلوان‌ها را

خبر دادند یوسف‌ها به کنعان باز می‌گردند

ندانستیم با تابوت می‌آرند آنها را

به روی شانه لرزان مردم یک به یک رفتند

خدا از شانه مردم نگیرد این تکان‌ها را

چنان شیرین دنیای ما شورانده دنیا را

که از ما وام می‌گیرند آیین تماشا را

به شوق رویت صبح دل‌انگیزی که ما داریم

هرآیینه به مغرب می‌برند آیینه ما را

بگو امواج سرکش بیش از این خود را مرانجاند

که طوفان‌ها مصمم می‌کند مردان دریا را

به ما روز ازل تصویری از یاری نشان دادند

که می‌جنگیم و می‌جوییم آن تصویر زیبا را

به ما یک یا علی گفتند و عاشق بار آوردند

به ما گفتند مولایی که می‌باید

برای چیدن عطرش مسافر شد سحر‌ها را

به ما گفتند جنگی هست و باید مرد میدان بود

همان جنگی که سی‌سال است خون کرده جگرها را

همان جنگی که مادرها به پایش مادری کردند

پدرهامان فدا کردند در راهش پسرها را

همان داغ مکرر، داغ سنگین، داغ طولانی

همان جنگی که می‌آورد طوفان خبرها را

به ما گفتند هنگام نماز عید قربان است

و ما سوی منا بردیم بعد از سجده سرها را

ببین قربانی‌ات را، به نفسی انت یا مولا

که ما آموختیم از نام شیرینت الفبا را

تو می‌آیی و این یلدای طولانی

که چشمان تو تضمین می‌کند خورشید فردا را



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 20 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

عصريك جمعه دلگير،دلم گفت بگويم بنويسم

كه چراعشق به انسان نرسيده است؟

چرا آب به گلدان نرسيده است؟

چرالحظه باران نرسيده است؟

...وهركسي كه در اين خشكي دوران به لبش جان نرسيده است،

به ايمان نرسيده است.

وغم عشق به پايان نرسيده است.

بگو حافظ دل خسته زشيرازبيايدبنويسدكه هنوزم كه هنوزاست،

چرايوسف گمگشته به كنعان نرسيده است؟

چراكلبه احزان به گلستان نرسيده است؟

دل عشق ترك خورد،گل زخم نمك خورد،زمين مرد،

خداوند گواه است،دلم چشم به راه است؛ ودرحسرت يك پلك نگاه است.

ولي حيف نصيبم فقط آه است و همين آه خدايا برسد كاش به جايي؛

برسد كاش صدايم به صدايي...

عصراين جمعه دلگير وجود توكناردل هربيدل آشفته شود حس، توكجايي گل نرگس؟

به خداآه نفس هاي غريب توكه آغشته به حزني است زجنس غم وماتم،

زده آتش به دل عالم وآدم

مگراين روز وشب رنگ شفق يافته درسوگ كدامين غم عظمي

به تنت رخت عزاكرده اي اي عشق مجسم كه به جاي نم شبنم

بچكدخون جگردم به دم از عمق نگاهت

نكندبازشده ماه محرم كه چنين ميزند آتش به دل فاطمه آهت

به فداي نخ آن شال سياهت

به فداي رخت اي ماه بيا،صاحب اين بيرق واين پرچم واين مجلس واين روضه واين بزم تويي؛

آجرك الله،عزيزدو جهان يوسف درچاه،دلم سوخته ازآه نفس هاي غريبت

دل من بال كبوترشده،خاكسترپرپرشده،

همراه نسيم سحري روي به فطرس معراج نفس گشته هوايي وسپس رفته به اقليم رهايي

به همان صحن وسرايي كه شما زائرآني

وخلاصه شود آياكه مرا نيزبه همراه خودت زير ركابت ببري

تابشوم كرب وبلايي؛ به خدا درهوس ديدن شش گوشه دلم تاب ندارد،

نگهم خواب ندارد شب من روزن مهتاب ندارد،

همه گويندبه انگشت اشاره:مگراين عاشق بيچاره ي دلداده ي دل سوخته ارباب ندارد؟

توكجايي؟توكجايي شده ام بازهوايي...

گريه كن گريه وخون گريه كن آري كه هرآن مرثيه را خلق شنيده ست

شماديده اي آن راواگرطاقتتان هست كنون من نفسي روضه مقتل بنويسم؛

وخودت نيز مددكن كه قلم دركف من همچوعصا دركف موسي بشود

چون تپش موج مصيبات بلنداست.

به گستردگي ساحل نيل بلند است.

...واين بحرطويل است وببخشيداگراين مخمل خون برتن تبدارحروف است

كه اين روضه ي مكشوف لهوف است.

عطش برلب عطشان لغات است وصداي تپش سطربه سطرش همگي موج مزن آب فرات است.

وارباب همه سينه زنان كشتي آرام نجات است؛

ولي حيف كه ارباب((قتيل العبرات)) است؛

ولي حيف كه ارباب ((اسيرالكربات))است؛

...ولي هنوزم كه هنوزاست حسين بن علي تشنه ياراست

وزني محو تماشاست زبالاي بلندي،

الف قامت اودال همه هستي اودركف گودال و سپس آه كه؛((الشمر...))

خداياچه بگويم كه(( شكستند سبو را وبريدند))...

دلت تاب ندارد به خدا باخبرم ميگذرم ازتپش روضه كه خود غرق عزايي،

تو خودت كرب و بلايي؛

قسمت ميدهم آقا به همين روضه كه درمجلس ما نيز بيايي،

تو كجايي.... توكجايي....


سروده استاد سيدحميد برقعي



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 20 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

یار من مهدی نیا، اینجا کسی یعقوب نیست

لحظه ای چشمانشان، از دوریت مرطوب نیست

نازنین، اینجا خدا هم پیششان محبوب نیست

نوبهارم، در فراقت هیچ کس محزون نشد

منجی انسانیت، اینجا شرایط جور نیست

گرچه در هر جمعه ای زیبا دعایت می کنند

این دعاها بر زبان است، جنسشان مرغوب نیست



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 20 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

گفتند درباره ي تو عاشقانه ننويسيم حيف است، كم است،

براي تو آري ، اما براي من؟


عاشقانه هايم تنها براي توست،

براي تو كم است از تو سرودن، براي من اما همه چيز است.

اي تنها بهانه ي ماندن! اي تنها رابط ميان ما و آسمان! نيامدي اين جمعه هم پدر،

نيامدي صاحبم، امامم، آقاي من، مولا ...

نيامدي...


 



آه ازين چشم هاي بي لياقت

تو باشي و ما تو را نبينيم!؟

آه ازين دل بي لياقت

تو غريب باشي و ما را غم نباشد!؟

آه ازين همه بي غيرتي

تو « هل من ناصر » بگويي و ما اين همه كر!؟


چند جمعه مانده تا لايق شدنمان ارباب؟

براي بيداريمان دعا مي خواني دلشكسته ي من؟

 



چقدر از آسمان دورم

چقدر رنگ زمين گرفته دلم

چقدر غرق ظلمتم، چقدر دلتنگ نورم

از آسمان به زمين نيامديم براي رنگ زمين گرفتن

اينجا قرار بود نقطه ي پروازم شود تا خدا،

اينجا قرار بود هماني شوم كه او مي پسندد.

خودش تو را به يادم اورد ، خودش تو را در دلم نشاند

دلم به دستت اي رابط ميان زمين و آسمان، اي امام هدايت، اي مهدي

دلم به دستت



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 19 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

ظهور فرقه­های جدید

در دوران قاجاریه به دلیل تبعیض، بی­عدالتی­­، فقر، وضعیت ناگوار معیشتی و بطور کلی وضعیت اسفبار اقتصادی، سیاسی که بر کشور حاکم بود، مردم در تنگا قرار داشتند.
علاوه بر این جنگها و شکست­های پیاپی ایران از روس، و اوضاع نابسامان هیئت حاکمه و درباریان در دوره فتحعلی شاه، ایران را به سقوط و اضمحلال کشانیده بود و در دوران محمدشاه، رشو­ه­گیری و فروختن مشاغل، بی­کفایتی و بی­لیاقتی درباریان و شقاوت مامورین دولتی و حکام محلی در گرفتن مالیات­های سنگین از مردم، مملکت را ویران کرده بود.[1]
از طرفی بیماریهای واگیردار چون طاعون و وبا در طی این سالها (1236 ­ـ 1310 ه ق) تقریبا 65 بار جان هزاران نفر را گرفت و قحطی نیز مصیبتی بود که هر چند سال یک بار ایرانیان را گرفتار می­کرد.[2]
این اوضاع و احوال، زمینه را برای گرایش مردم به اندیشه مهدویت و ظهور یک ناجی فراهم می­کرد و در سالهای بعد با ادامه یافتن این نابسامانی­ها، در دوره ناصری شدت یافت و مردم را روحاً، برای قبول مهدویت از جانب کسی که ادعای ستیز با هیئت حاکمه را داشت فراهم می­کرد، تا آنها را از اوضاع فلاکت­ بار نجات دهد. و از طرفی مردم بی­دانشی را که ذهنشان در طول دوران بسیار، پرورش یافته تعصب و اوهام بود را به آسانی به خود جلب می­کرد.[3]
در نبود عقل و آگاهی هر عملی از انسان متعصب، آن هم از مردمی که زیر بار این همه مشقت تنها به دنبال راه نجات و رهایی هستند، به دنبال خواهد داشت، و بدون هیچ تفکر و تاملی به فرقه­های جعلی و ساختگی همچون بابیه جلب می­کند.
به گفته دکتر آدمیت «خلقی که به بابیه گرویدند در زمره همان مردمی بودند که در همان اوان، اعتقاد یافتند که بقعه صاحب الامر در تبریز معجزه فرموده و آن اعجاز در شخصیت گاوی، تجسم پیدا کرده است و آنگاه مردم فوج فوج همی رفتند و بر سم آن حیوان بوسه همی­ زدند...[4]
هنر سران باب این بود که احساسات تعصب­ آمیز مردمی که قرنها در پی ظهور قائم منتظر بودند، برانگیخت. آنچه بیشتر مایه رونق کار بابیان در مرحله اول ظهورشان شد و نام باب را بر سر زبانها انداخت عصیان و مخالفت علیه دولت بود و گرنه معلوم نیست که اعتباری می­یافتند یا همچون صدها فرقه دیگر و یا فرقه سلف­شان شیخیه به فراموشی سپرده می­شدند.
چنانچه وقتی مردم دیدند سید باب، مردی اهل آشوب و جنگ علنی نیست بلکه مدارا پذیر و سازش کار است از نیمه راه بازگشتند و یا بعد از شکست سختی که پیروان و بابیان بعد از سید علی محمد باب در مازندران و خاصه در زنجان خوردند، نه تنها شدت قیام بابیه فرو ننشست بلکه از اعتبارشان نیز کاسته شد.[5]
پس آنچه مردم را عاصی و به طغیان کشانیده بود، به جان آمدن آنها از ظلم بی­حد و بیداد بی­شمار هیئت حاکمه بود، نه تعصب دینی صرف و یا دست­های پنهان ممالک بیگانه.
بنیان­گذار فرقه بابیه و اعتقادات او
بابیه به پیروان میرزا سید علی محمد باب گفته می­شود، وی پسر محمد رضا شیرازی بود و در سال 1236 ه .ق در شیراز به دنیا آمد و در کربلا و نجف به تحصیل علوم روحانی در مکتب سران فرقه شیخیه، شیخ احمد احسائی و سید کاظم رشتی، پرداخت و بعد از مرگ سید کاظم رشتی دعوی جانشینی او را کرد و به شیراز رفت و دعوی بابیت و واسطگی حضرت مهدی(عج) و مومنین را کرد و سپس پا را فراتر نهاده، خود را مهدی موعود نامید. و در کنف حمایت معتمد الدوله، حاکم اصفهان( از طرف محمدشاه)، به بسط و گسترش عقاید خود پرداخت و به امید یافتن پیروانی از مردم و هیئت حاکمه نامه­هایی به بزرگان نوشت و به تصور خود حکومت مقدس و مذهبی موعود را بنیان گذاشت.
بعد از مرگ معتمد الدوله و شکایت علمای شیراز و اصفهان به دستور محمدشاه، سیدباب، دستگیر و به "قلعه جهریق" فرستاده شد. بابیان از هر طرف به دیدار او شتافتند و زندان به نوعی زیارتگاه تبدیل شده بود. سید علی باب در زندان کتاب مقدس خود «بیان» را نوشت و این کتاب را ناسخ قرآن شمرد، چنانچه قرآن کتاب­های پیش از خود را منسوخ ساخته است.[6]
بقیه در ادامه متن ...


ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 19 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

 

 

سخت است ولی مولا، خوب است نمی آیی

دلتنگ توام اما خوب است نمی آیی

یک کوفه فریب و غم،

یک شام پر از محنت


آیی تو شوی تنها، خوب است نمی آیی

یک نیمه ی شعبان را در فکر تو می مانند

از فکر روی فردا، خوب است نمی آیی

یک جمعه فقط ندبه، یک هفته فراموشی

بود تو شود رویا، خوب است نمی آیی

لاف غم عشق تو ذکر همه ی مردم

بنگر به دل آنها، خوب است نمی آیی

پیش نظر بعضی حاجت بدهی خوبی

اما نه برای ما، خوب است نمی آیی

یک شام سه شنبه را در کوی تو می آیند

اما دلشان اینجا، خوب است نمی آیی

سرداب تو مخروبه، قبر پدرت ویران

شهر تو پر از اعداء، خوب است نمی آیی

با این همه درد و غم، می سوزی و می سازی

ای منتقم زهرا، خوب است نمی آیی



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 19 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

ایاتی از سوره ابراهیم

   آیة – ۴۶ – شدت مکر وحیلهء دشمنان حضرت قائم (ع)

متن آیه وَقَدْ مَکَرُواْ مَکْرَهُمْ وَعِندَ اللّهِ مَکْرُهُمْ وَإِن کَانَ مَکْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَالُ 

ترجمه آیه و آنان [ نهایت ] نیرنگشان را [ بر ضدِّ خدا و پیامبران ] به کار گرفتند ، و [ کیفر عقوبت دنیایى و آخرتى ]نیرنگشان نزد خداست و هر چند که از نیرنگشان کوه ها ا متن […]

 آیة ۴۵ – رسیدن مساکن وبیوت ظالمین به حضرت مهدی (ع) واصحاب آن حضرت

متن آیه وَسَکَنتُمْ فِی مَسَـاکِنِ الَّذِینَ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ وَتَبَیَّنَ لَکُمْ کَیْفَ فَعَلْنَا بِهِمْ وَضَرَبْنَا لَکُمُ الأَمْثَ

  ترجمه آیه و در مساکن کسانى که به خود ستم کردند ، ساکن شدید ، در صورتى که براى شما روشن و آشکار است که ما با آنان [ به سبب ستم هایشان ]چه کردیم و متن حدیث […]

   آیة ۴۴ – ظهور وقیام حضرت قائم (ع) وعدهء نزدیک الهی

متن آیه وَأَنذِرِ النَّاسَ یَوْمَ یَأْتِیهِمُ الْعَذَابُ فَیَقُولُ الَّذِینَ ظَلَمُواْ رَبَّنَا أَخِّرْنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِیبٍ نُّجِبْ دَعْوَتَکَ وَنَتَّبِعِ الرُّسُلَ أَوَلَمْ تَکُونُواْ أَقْسَمْتُم مِّن قَبْلُ مَا لَکُم مِّن زَوَال

  ترجمه آیه و مردم را از روزى که عذاب به سویشان می آید ، هشدار ده . پس کسانى که ستم ورزیده اند ، می گویند […]

  آیة ۲۸ – حضرت پیامبر وائمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین نعمتهای الهی

متن آیه أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ بَدَّلُواْ نِعْمَةَ اللّهِ کُفْرًا وَأَحَلُّواْ قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ

  ترجمه آیه آیا کسانى را که [ شکر ]نعمت خدا را به کفران و ناسپاسى تبدیل کردند و قوم خود را به سراى نابودى و هلاکت درآوردند ، ندیدى ؟

 آیة ۵ – اعتقاد به حضرت مهدی (ع) از ایمان به غیب

متن آیه وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآیَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللّهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِّکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ

ترجمه آیه و همانا موسى را با نشانه هاى خود فرستادیم [ و به او وحى کردیم ] که قوم خود را از تاریکى ها به سوى روشنایى بیرون آور و روزهاى […]

منبع : ایاتی از سوره ابراهیم Archives - پرتال پایگاه تخصصی تبیان مهدویت



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 18 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

 

 ایاتی از سوره ال عمران

 آیة ۱۸۱ – حضرات ائمه وحضرت رسول شاهدان الهی بر مردم

متن آیه وَمِمَّنْ خَلَقْنَا أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ یَعْدِلُونَ «۱۸۱»

  ترجمه آیه و از میان کسانى که آفریده ایم [ یعنى جنّیان وآدمیان ] گروهى [ هستند که هم نوعان خود را ] به حق هدایت می کنند و به درستى و راستى داورى می نمایند . « ۱۸۱»
 

  آیة ۲۰۰ – وجوب اعتقاد وتمسک به حضرت مهدی (ع) در زمان غیبت
 

متن آیه یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون

ترجمه آیه اى اهل ایمان ! [ در برابر حوادث ]شکیبایى کنید ، و دیگران را هم به شکیبایى وادارید ، و با یکدیگر [ چه در حال آسایش چه در بلا و گرفتارى ] پیوند و ارتباط برقرار کنید و […]
 

   آیة ۱۴۴ – رجعت وبازگشت شهدا به دنیا 

متن آیه وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ وَمَن یَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَیْهِ فَلَن یَضُرَّ اللّهَ شَیْئًا وَسَیَجْزِی اللّهُ الشَّاکِرِی

ترجمه آیه و محمّد جز فرستاده اى از سوى خدا که پیش از او هم فرستادگانى [ آمده و ] گذشته اند ، نیست . […] 

   آیة ۱۴۲ – امتحان وابتلاء مؤمنین به فتنه ها قبل از ظهور حضرت مهدی

متن آیه أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَعْلَمِ اللّهُ الَّذِینَ جَاهَدُواْ مِنکُمْ وَیَعْلَمَ الصَّابِرِی

  ترجمه آیه آیا پنداشته اید [ با ایمانِ بدون عمل ] وارد بهشت می شوید ، در حالى که هنوز خدا کسانى از شما را که در راه خدا جهاد کرده اند وشکیبایان را [از دیگران] مشخص و معلوم […]
 

   آیة ۱۴۰ – حضرت مهدی (ع) دولت وحکومت حق الهی

متن آیه إِن یَمْسَسْکُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِّثْلُهُ وَتِلْکَ الأیَّامُ نُدَاوِلُهَا بَیْنَ النَّاسِ وَلِیَعْلَمَ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُواْ وَیَتَّخِذَ مِنکُمْ شُهَدَاء وَاللّهُ لاَ یُحِبُّ الظَّالِمِینَ

  ترجمه آیه اگر [ در جنگ احد ] به شما آسیب و جراحتى رسید ، آن گروه را نیز [ در جنگ بدر ] آسیب و جراحتى مانند […]
 

   آیة ۱۲۵ – فرستادن خداوند ملائکه جنگ بدر را به یاری حضرت مهدی (ع) 

متن آیه بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَیَأْتُوکُم مِّن فَوْرِهِمْ هَـذَا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلآئِکَةِ مُسَوِّمِی

  ترجمه آیه آرى ، اگر شکیبایى ورزید و پرهیزکارى کنید و دشمنان در همین لحظه ، جوشان و خروشان بر شما بتازند ، پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته نشان دار یارى می دهد . […]

   آیة ۹۷ – حضرت مهدی (ع) وبیعت با آن حضرت ، حرم امن الهی

متن آیه فِیهِ آیَاتٌ بَیِّـنَاتٌ مَّقَامُ إِبْرَاهِیمَ وَمَن دَخَلَهُ کَانَ آمِنًا وَلِلّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلاً وَمَن کَفَرَ فَإِنَّ الله غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ

ترجمه آیه در آن نشانه هایى روشن [ از ربوبیّت ، لطف ، رحمت خدا و از جمله ]مقام ابراهیم است و هر که وارد آن شود […]

   آیة ۸۳ – بروز حوادث واتفاقات در عالم وپیروزی اسلام وحق وعدالت

متن آیه أَفَغَیْرَ دِینِ اللّهِ یَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعًا وَکَرْهًا وَإِلَیْهِ یُرْجَعُونَ

   ترجمه آیه آیا [ اهل کتاب پس از این همه دلایل روشن ] غیر دین خدا را خواستارند؟ در حالى که هر که در آسمان ها وزمین است از روى رغبت یا کراهت در برابر او [و اراده […]

  آیة ۸۱ – رجعت وبازگشت ائمه وانبیاء ومومنین ودشمنان دین به دنیا

متن آیه وَإِذْ أَخَذَ اللّهُ مِیثَاقَ النَّبِیِّیْنَ لَمَا آتَیْتُکُم مِّن کِتَابٍ وَحِکْمَةٍ ثُمَّ جَاءکُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَکُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِکُمْ إِصْرِی قَالُواْ أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُواْ وَأَنَاْ مَعَکُم مِّنَ الشَّاهِدِین

ترجمه آیه و [ یاد کنید ] هنگامی که خدا از همه پیامبران [ و امت هایشان ] پیمان […]

   آیة ۶۸ – خطبه حضرت مهدی (ع) هنگام قیام در کنار کعبه

  آیة ۶۸ – خطبه حضرت مهدی (ع) هنگام قیام در کنار کعبه متن آیه إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَاهِیمَ لَلَّذِینَ اتَّبَعُوهُ وَهَـذَا النَّبِیُّ وَالَّذِینَ آمَنُواْ وَاللّهُ وَلِیُّ الْمُؤْمِنِین

  ترجمه آیه مسلماً نزدیک ترین مردم به ابراهیم [ از جهت پیوند وانتساب معنوى ]کسانى اند که [ از روى حقیقت ] از او پیروى […]

 

   آیة ۵۵ – نزول حضرت عیسی (ع) و قتل دجال بدست آن حضرت در زمان حضرت

متن آیه إِذْ قَالَ اللّهُ یَا عِیسَى إِنِّی مُتَوَفِّیکَ وَرَافِعُکَ إِلَیَّ وَمُطَهِّرُکَ مِنَ الَّذِینَ کَفَرُواْ وَجَاعِلُ الَّذِینَ اتَّبَعُوکَ فَوْقَ الَّذِینَ کَفَرُواْ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأَحْکُمُ بَیْنَکُمْ فِیمَا کُنتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُون

ترجمه آیه [ یاد کنید ] هنگامی که خدا فرمود : اى عیسى ! من تو را [ از روى زمین […]

   آیة ۴۶ – نزول حضرت عیسی (ع) در سن میان سالگی 

متن آیه وَیُکَلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَکَهْلاً وَمِنَ الصَّالِحِین

ترجمه آیه و با مردم در گهواره [ به صورت کارى خارق العاده ] و در میان سالى [ با زبان وحى ] سخن می گوید و از شایستگان است

   آیة ۳۷ – ظرف غذا وطعام بهشتی حضرت فاطمه س در نزد حضرت مهدی

متن آیه فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَکَفَّلَهَا زَکَرِیَّا کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَکَرِیَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقاً قَالَ یَا مَرْیَمُ أَنَّى لَکِ هَـذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ إنَّ اللّهَ یَرْزُقُ مَن یَشَاء بِغَیْرِ حِسَاب

  ترجمه آیه پس پرودگارش او را به صورت نیکویى پذیرفت ، و به طرز نیکویى نشو و […]

منبع : ایاتی از سوره ال عمران  -  پرتال پایگاه تخصصی تبیان مهدویت



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 18 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

بحث و بررسي درباره تاريخچه فرق و مذاهب در ايران نياز به تأليف كتابي به طور مستقل دارد، چون از بدو ورود اسلام به ايران عوامل مختلفي در پيدايش فرق نقش داشته است. لذا ما در اين رساله از دوره قاجار (1210 ه ق) [1] عوامل پيدايش فرق و مذاهب در ايران را به بعد مورد بحث قرار مي دهيم.

دوره قاجار را مي توان عصر فرقه سازي و دوران پيدايي و ميدان داري انديشه هاي انحرافي برشمرد. در سده ي «سيزده ه ق»، مسلكها و مذهبهاي سست بنياد، نابخردانه، انحرافي، عزت سوز، فتنه انگيز، در مردابها و صفحه دلهاي زنگار زده روييدند و در جاي جاي سرزمين مقدس ايران، غبار انگيختند و فضا را آلودند.

در اين زمان گروههايي با داعيه هاي گوناگون، نغمه هايي ساز كردند و باورهاي فاسد، خرافي و از ياد رفته ي پيشين را با رنگ و لعابي تازه وارد ميدان انديشه و سياست كردند.

فرقه هاي بدعت گذار، گروهي از مردم سست ايمان و ناآشنا به مباني اصلي اسلامي را در پيرامون خود گرد آوردند و با اين حركت در بين خانواده ها و بخشي از جامعه اختلاف پديد آورده، و پايه هاي امنيت جامعه را سست كردند و جامعه را از ترقي و پيشرفت بازداشتند.

هر چند اين موجهاي كوتاه در اقيانوس بزرگ اسلامي به چشم نمي آمدند اما چون بر خلاف مسير انساني و فطري در حركت بودند، فتنه و فساد برمي انگيختند و از همه مهم تر، چون پاره اي از اينها به قدرتهاي بزرگ، وابستگي داشتند در دژهاي امنيتي جامعه، گسست پديد آوردند و جامعه را از ترقي و كمال بازداشتند.

همزمان با فتنه انگيزهاي فرقه ها در ايران، در ديگر سرزمينهاي اسلامي نيز مذهبهاي ساختگي و انحرافي بر سر راه حركت ديني، غبار انگيزي مي كردند و در راه به كرسي نشاندن انديشه هاي باز دارنده از هر گونه تلاش ويران گر سرباز نمي زدند.

همه ي گروههاي مورد بحث در دوران قاجار، در يك چيز مشترك بودند و آن خاموش كردن و فسردن شعله هاي مقدس و افروخته و روشنايي بخش شيعه بود كه در جاي جاي ميهن اسلامي و ديگر سرزمينها، گرما مي بخشيدند.

شيعه در زمانها، برهه ها و صحنه هاي گوناگون عرصه داري مي كرد و نور مي پراكند و با مباني قوي و روشنايي بخش خود در هر ساحتي كه وارد مي شد، حرف اول را مي زد و پيروان از جان گذشته در پيرامون خود گرد مي آورد.

اين مكتب قوي و هميشگي، خوشايند ذهنها، فكرها و انسانهاي آلوده و دستان پليد و قدرتهاي تباهي آفرين نبود. از اين رو هميشه بر آن بودند كه يا آن را تحريف كنند و از داخل بپوسانند و از پويايي بازدارند يا نابودش كنند و تمام نشانه هاي آن را از صفحه روزگار بزدايند. كار نخست را دراويش، صوفيه، شيخيه، بابيه و... به عهده داشتند و كار دوم را وهابيت، قاديانيها و...

اما آنچه در اين نوشته برآنيم اين است كه، مي خواهيم بدانيم چه انگيزه هايي در پيدايش و گسترش مسلكهاي پوچ و بي هويت ساز اثر گذار بود و چه سببها و انگيزه هايي، شمازي از مردم را با اين گروه همراه ساخت تا ايران را عرصه تاخت و تاز انديشه ها و باورهاي خرافي و ناسازگار با قرآن و سيره اهل بيت قرار دهند؟



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 18 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا
(تعداد کل صفحات:10)      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10