مهدويت
 
همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهي به پيام آشنايي بنوازد آشنارا (حافظ)
 
دعای عظم البلا
تقديم به ساحت مقدس مادر آقا صاحب الزمان حضرت فاطمه الزهرا سلام الله عليها

 

نويسنده: عليرضا تاجريان
دوران زندگي قائم (عج) را مي توان به سه دوره زير تقسيم کرد:
1- دوره ي کودکي (از سال 255 تا 260 هـ ق)
2- دوره ي غيبت صغري (از سال260 تا 329 هـ ق)
3- دوره ي غيبت کبري (از سال 329 هـ ق شروع شده و تاکنون ادامه دارد).
دوران کودکي حضرت مهدي (عج) از هنگام تولد آن حضرت شروع و تا زماني که پدر بزرگوارشان حضرت امام حسين عسگري (ع) به شهادت رسيدند، ادامه داشت. در دوران کودکي نيز محل مهدي (عج) مخفي بود و برخي از اصحاب ايشان را مي ديدند.
شايد سئوالي که در اينجا مطرح شود، اين است که راز مخفي داشتن ولادت و محل زندگي حضرت مهدي(عج) به چه دليل بوده است؟
براي پاسخ به اين سئوال بايد نگاهي به دوران قبل از ولادت حضرت مهدي (عج) داشته باشيم:
رواياتي که در مورد ولادت حضرت مهدي (عج) از پيامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) نقل شده بود، کم کم در بين فرمانروايان و دستگاه حکومت جبار، نگراني هايي پديد آورد. در اخبار و احاديث نقل شده بود که از امام حسن عسکري ( ع ) فرزندي تولد خواهد يافت که تخت و کاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد کرد و عدل و داد را جانشين ظلم و ستم ستمگران خواهد نمود.
اخبار و رواياتي که در مورد حضرت مهدي (عج) نقل شده بود، معتصم عباسي، هشتمين خليفه عباسي را به وحشت انداخت و او را به اين انديشه واداشت که بايد از تولد نوزدان جلوگيري کرد و حتي مادران بيگناه را کشت تا نور امامت خاموش شود و آخرين منجي عالم، حضرت مهدي (عج) را به دنيا نيايد.
از اين رو به دستور خليفه عباسي، جاسوسان و مراقباني چند گماشتند و حتّي قابله هايي را مأمور کردند تا داخل خانه امام عسکري عليه السلام را زير نظر بگيرند. ليکن خداوند، که در هر حال، نور هدايت را پاينده مي دارد، اين بود که خدا به اراده خويش، دوران بارداري مادر مهدي (عج) را پنهان ساخت. بعد از تولد مهدي (عج)، خداوند بزرگ در مورد او نيز همان کاري را کرد که درباره حضرت موسي (ع) کرد، چرا که دشمنان مهدي (عج) همان روش و سياست فرعونيان را دنبال مي کردند و درصدد بود تا از ولادت آخرين نوازدي که منجي عالم است، جلوگيري کنند و اگر آن کودک متولد شد، او را از ميان بردارند.
حال مي توانيم به اين سئوال که راز مخفي داشتن ولادت و محل زندگي حضرت مهدي (عج) به چه دليل بوده است؟ پاسخ دهيم؛ علت اين که دوران حمل و سپس تولد حضرت مهدي (عج) و محل زندگي آن حضرت از مردم نگه داشته شد و جز تعداد معدودي از نزديکان، يا شاگردان و اصحاب خاص امام حسن عسکري (ع) او را نمي ديدند، اين بود که اراده خداوند بر آن قرار گرفته بود که اين کودک به دنيا بيايد و دست جباران و ستمگران دستگاه عباسي به او نرسد تا از خطري که او را تهديد مي کرد، درامان ماند پس مشيت و حکمت الهي بر اين تعلق گرفت که مهدي (عج) را از نظرها پنهان نگهدارد، تا دست دشمنان از وي کوتاه گردد تا واسطه فيوضات رباني، بر اهل زمين سالم ماند.
در دوران کودکي آن حضرت در مدت 5 يا 4 سال آغاز عمر مبارکشان که پدر بزرگوارشان حيات داشتند، شيعيان خاص به حضور حضرت مهدي ( ع ) مي رسيدند. در روايات آمده است که روزي چهل تن به محضر امام يازدهم رسيدند و از امام خواستند تا حجت و امام بعد از خود را به آنها معرفي کند تا او را بشناسند و امام حسن عسکري (ع)چنان کرد و آنان کودکي را ديدند که بيرون آمد، همچون پاره ماه شبيه به پدر خويش.
امام عسکري فرمود : پس از من، اين پسر امام شماست و خليفه من است در ميان شما، امر او را اطاعت کنيد، از گرد رهبري او پراکنده نگرديد، که هلاک مي شويد و دينتان تباه مي گردد. اين را هم بدانيد که شما او را پس از امروز نخواهيد ديد، تا اينکه زماني دراز بگذرد. بنابراين از نايب او، عثمان بن سعيد اطاعت کنيد.
امام حسن عسکري (ع) بدين شکل، ضمن تصريح به واقع شدن غيبت کبري، مهدي (عج) را به جماعت شيعيان معرفي کرد و استمرار سلسله ولايت را اعلام داشت.
حضرت مهدي ( ع ) پنهان مي زيست تا پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکري (ع) در روز هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجري ديده از جهان فرو بست. در اين روز بنا به سنت اسلامي، مي بايست حضرت مهدي (عج) بر پيکر مقدس پدر بزرگوار خود نماز گزارد، تا خلفاي ستمگر عباسي جريان امامت را نتوانند تمام شده اعلام کنند و يا بدخواهان آن را از مسير اصلي منحرف کنند و وراثت معنوي و رسالت اسلامي و ولايت ديني را به دست ديگران سپارند.
در اين زمان مردم ديدند کودکي همچون خورشيد تابان با شکوه هر چه تمامتر از سراي امام بيرون آمد، جعفر کذاب عموي خود را که آماده نماز گزاردن بر پيکر امام بود به کناري زد و بر بدن مطهر پدر نماز گزارد.
بيرون آمدن حضرت مهدي ( ع ) و نماز گزاران آن حضرت همه جا منتشر شد. کارگزاران و مأموران معتمد عباسي به خانه امام حسن عسکري (ع ) هجوم بردند، اما هر چه بيشتر جستند کمتر يافتند و در چنين شرايطي بود که براي بقاي حجت حق تعالي، امر غيبت امام دوازدهم پيش آمد و جز اين راهي براي حفظ جان آن «خليفه خدا در زمين » نبود.

غيبت صغري
بعد از آنکه پدر بزرگوار حضرت مهدي (عج) ديده از جهان فرو بست، غيبت صغري حضرت مهدي (عج) نيز آغاز شد. مدت غيبت صغري بيش از هفتاد سال به طول نينجاميد و در اين مدت مردم از طريق نايبان خاص پاسخ نامه و سئوالات خود را از امام دوازدهم جويا مي شدند.
نايبان خاص که به محضر مهدي (عج) مي رسيدند و به نواب اربعه معروفند: عبارتند از :
1) عثمان بن سعيد عمري
2) محمد بن عثمان بن سعيد عمري
3) حسين بن روح نو بختي
4) علي بن محمد سمري
دوره غيبت صغري را مى‏توان دوران آمادگى براى غيبت كبرى دانست.

غيبت کبري
غيبت کبري بعد از غيبت صغري آغاز شد و تاکنون ادامه دارد. در اين دوران ارتباط مستقيم با حضرت مهدي (عج) قطع شد و مردم موظف شدند در امور خود به نواب عام يعنى فقهاء و آگاهان به احكام شرع مراجعه كنند.
سئوالي که در اينجا مطرح مي شود، اين است که چرا از همان ابتداي امر، غيبت کبري حضرت مهدي (عج) آغاز نشد؟
در پاسخ بايد گفت که اگر غيبت كبرى يكباره و ناگهان رخ مى‏داد ممكن بود موجب انحراف افكار شود و ذهنها آماده پذيرش آن نباشد اما به تدريج و در طول مدت غيبت صغرى ذهنها آماده شد و بعد غيبت كامل آغاز گرديد و نيز ارتباط با امام توسط نواب خاص در دوران غيبت صغرى و همچنين شرفيابى برخى از شيعان به خدمت امام قائم (عج) در آن دوره مساله ولادت و حيات آن گرامى را بيشتر تثبيت كرد و اگر غيبت كبرى بدون اين مقدمات شروع مى‏شد شايد اين مسائل تا اين حد روشن نمى‏بود و ممكن بود براى برخى ايجاد ترديد و اشكال نمايد خداى متعال به حكمت‏خويش غيبت امام زمان (عج) را - همانطور كه از پيش پيامبر اکرم (ص) خبر داده بودند - به دو گونه قرار داد غيبتى خفيفتر طى مدتى كوتاه‏تر جهت آمادگى براى غيبت كامل كه آن (غيبت صغرى) است و پس از آن غيبت‏بزرگ و طولانى كه آن (غيبت كبرى) است تا بدين ترتيب پيروان اهل بيت (عليهم السلام) بر ايمان و پيروى خويش استوار و ثابت قدم بمانند و اعتقاد قلبى خود را نسبت‏به امام خويش از دست ندهند و در انتظار او و فرج الهى بسر برند و در مدت غيبت‏ به دين الهى تمسك جويند و خودسازى كنند و به وظايف مذهبى خود عمل نمايند تا فرمان الهى در مورد ظهور و قيام امام عصر (عج) در رسد و به سعادت و نجات كامل نائل آيند.
دوران غيبت کبري در واقع دوران امتحان و سنجش ايمان و عمل مردم است؛ در اين مدّت طولاني است که بزرگترين مرحله آزمايش و امتحان، در دار طبيعت و سنجش ايمان و عمل خلق وجود دارد، تا معلوم گردد در خلال اين روزگاران، در هر نقطه از جهان،چگونه استفاده مي برند و چه نتيجه اي مي گيرند و افراد در برابر احساس وظيفه چه مي کنند و علّت به وجود آمدن چه اعمال و حوادثي و آثار و افکار و رفتاري مي شوند...

حکمت غيبت
علت غيب حضرت مهدي (عج) يکي از رازهاي الهي است که نمي توانيم با فکر و علم محدود بشري به آن پي ببريم اما مي توان با توجه به روايات و احاديثي که از ائمه اطهار (ع) نقل شده است، تا حدودي با حکمت غيبت آشنا شد. اما قبل از آنکه به اين بحث بپردازيم بايد به دو نکته اشاره داشته باشيم :
نکته اول اينکه غيب موقت رهبران الهي از ميان مردم، در امت هاي پيشين نيز سابقه داشته است؛ موسى بن عمران عليه السلام چهل روز از امت‏خود غايب شد و در ميقات به سر برد (اعراف/142). حضرت مسيح عليه السلام به مشيت الهى از ديدگاه امت‏خويش پنهان گرديد، و دشمنان قادر به كشتن او نگشتند (نساء/158). حضرت يونس عليه السلام مدتى از قوم خود غايب گشت (صافات/140).
نکته دوم، اصل دانستن علت غيبت نيست، بلکه مهم اين است بدانيم در عصر غيبت چه بايد کرد؟
حضرت قائم(عج) در نامه اي به سفيرش محمد بن عثمان اين چنين مي نويسد:
« اما در مورد علت غيبت، خداي تبارک و تعالي مي فرمايد: اي کساني که ايمان آورده ايد! هرگز نپرسيد از مسايلي که اگر فاش شود شما را اندوهگين سازد ... هر يک از پدران من، بيعتي از طاغوت هاي زمان به گردن داشتند ولي به هنگامي ظهور خواهم نمود که بيعت احدي از طاغوت ها به گردنم نباشد.
اما کيفيت انتفاع مردم از وجود من در زمان غيبت همانند انتفاع آنان از خورشيد است هنگامي که ابرهاي تيره آن را بپوشاند، من امان براي اهل زمين هستم، همان طور که ستارگان امان براي اهل آسمان است.
در مورد مسائلي که به شما سودي نخواهد داشت پرسش نکنيد و در مورد آنچه براي شما بيان شده، خود را به زحمت نيندازيد و در رابطه با تعجيل فرج، بسيار دعا کنيد که فرج شما نيز به آن بسته است و سلام بر کسي که از هدايت پيروي کند.»
با توجه به نکاتي که اشاره شد، مي توان در حد فکر بشري حکمت هاي زير را براي علت غيبت حضرت مهدي (عج) ذکر کرد:

حکمت اوّل: آزمايش مردممردم در عصر غيبت در بوته آزمايش الهي قرار مي گيرند و مراتب استواري آنان در ايمان و اعتقاد سنجيده مي شود.
امام موسي بن جعفر عليه السّلام فرمودند: «هنگامي كه پنجمين فرزند امام هفتم غائب شد مواظب دين خود باشيد و مبادا كسي شما را از دين خود خارج كند. اي پسر من! صاحب الامر ناچار غيبتي خواهد داشت به طوري كه گروهي از مؤمنين از عقيده برمي‌گردند. خدا به وسيلة غيبت، بندگانش را امتحان مي‌كند».

حکمت دوم: آزادي از بند بيعت با طاغوت‌هاي زمان
حسن بن فضال مي‌گويد علي بن موسي الرضا (ع) مي‌فرمايد: «گويا شيعيانم را مي‌بينم كه هنگام مرگ دومين فرزندم (امام حسن عسكري) در جست‌وجوي امام خود همه‌جا را مي‌گردند امّا او را نمي‌يابند». عرض كردم: «چرا يا ابن رسول الله؟» فرمود: «براي اينكه امامشان غائب مي‌شود». عرض كردم: «چرا غائب مي‌شود؟» فرمود: «براي اينكه وقتي با شمشير قيام نمود بيعت احدي بر گردنش نباشد».

حکمت سوم: حفظ جان امام
بايد توجه داشت که آخرين حجت معصوم الهى براى تحقق بخشيدن به آرمانى بزرگ (گسترش عدل كلى و به اهتزاز درآوردن پرچم توحيد در جهان) در نظر گرفته شده است، و اين آرمان نياز به گذشت زمان و شكوفايى عقل و دانش بشر و آمادگى روحى بشريت دارد، تا جهان به استقبال موكب آن امام عدل وآزادى رود. طبيعى است كه چنانچه آن حضرت پيش از فراهم شدن مقدمات در ميان مردم ظاهر شود، سرنوشتى چونان ديگر حجت‏هاى الهى (شهادت) يافته و قبل از تحقق آن آرمان بزرگ ديده از جهان برخواهد بست. به اين حكمت، در روايات نيز اشاره شده است.
امام باقر عليه السلام فرمود: براى حضرت قائم - عجل الله تعالى فرجه الشريف - غيبتى است قبل از ظهور. راوى از علت آن پرسيد، امام فرمود: «براى جلوگيرى ازكشته شدن‏»

در عصر غيبت به چه کساني بايد مراجعه کرد؟
بايد توجه داشت که پيوند امام (ع) با مردم قطع نشده و نخواهد شد، در عصر غيبت نيز، اين ارتباط برقرار است. براي آنکه بهتر به اين نکته پي ببريم، مثال «خورشيد ابرآلود» را مي آوريم:
در برخي روايات از امام قائم (عج) در دوران غيبت تعبير به خورشيدي شده است که در پس ابرها قرار دارد.
مثال خورشيد ابرآلود که براي امام غايب آورده اند، به درستي صدق مي کند: خورشيد، چه آشکار باشد و چه در پس ابر، خورشيد است، و همه ي آثار وجود و فعليّتهاي تأثيري او بر قرار است. نهايت هنگامي که در پس ابر است، پرتو طلايي رنگ او، به چشمها نمي رسد، امّا ديگر اثرها و تأثيرهاي او در جريان و مستدام است.
بنابراين در عصر غيبت نيز ارتباط مردم با امام عصر (عج) قطع نشده است.
«هنگامي که در دوران غيبت کبري شيعيان ارتباط مستقيم با آن حضرت ندارند بايد به چه کسي مراجعه کنند و وظائف ديني خود را از چه کسي بپرسند و به آن عمل کنند؟»
اين سئوالي است که اسحاق بن يعقوب از حضرت مهدي (عج) پرسيده است و امام قائم (عج) در پاسخ اين سؤال فرموده اند:
« ... وَ أمّاالْحَوادِثُ الْواقِعَةِ فَارْجِعوا فيها إلي رُُواةِ أحاديثِنا، فَإنَّهُمْ حُجَّتي عَلَيْکُمْ وَ أنا حُجَّة اللهِ ...؛ در حوادث به راويان احاديث ما مراجعه کنيد که آنها حجّت من بر شما هستند و من حجّت خدا بر شما هستم».
راهنماي مردم در عصر غيبت، نائب امام است. مسلمين در اين عصر نيز بي سرپرست رها نشده اند. و طبق قاعده لطف کلامي- که در امامت به آن استدلال مي شود- نائب امام، به جاي امام قرار دارد. و احياء و اجراي احکام قرآن، و رهبري شعار قرآن، و تشکيل دادن جامعه قرآني، به عهده اوست و نائب امام در هر عصر،عالم بزرگ آن عصر است، عالم نمومه امام (عالم ربّاني) و جامع همه شرائط لازم.
بنابراين در زمان نيابت عامه، نايب عام امام (عج)، که همه شرايط نيابت عامه را دارا باشد، در راس جامعه قرار مي گيرد و مردم به او مراجعه مي کنند و او به نيابت از حضرت مهدي (عج)، صاحب «ولايت شرعيه» است.
«ولي فقيه» در اصل همان نايب عام امام (عج) است که شايستگي نيابت عام آن حضرت را داراست و چنين فردي مي تواند به جانشيني از امام قائم (عج) زمام امور را در دست بگيرد.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 28 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

 

 

امام زمان(علیه السلام) از آن رو كه وارث همه پیامبران عظیم الشّأن و اولیاى گران قدر الهى است، مجموعه اى كامل از صفات كمال و جمال را دارا است. او تجلّى بخش اخلاق عظیم پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) و خصوصیات شگفت امیرالمؤمنین(علیه السلام) و مكارم و فضایل والاى فاطمه زهرا(علیها السلام) و فرزندان معصوم او است. اشاره به برخى از این ویژگى ها مى توانند مقدمه اى آگاهى بخش براى تبعیّت از او و همسویى با او باشد.

1 ـ دانش گسترده:

امیرالمؤمنین(علیه السلام) درباره او فرمودند: «هو اكثركم علماً»؛ «او دانشمندترین شمااست.» (1) تولد حضرت صاحب الزمان مبارك باد

امام باقر(علیه السلام) فرمود: «دانایى به كتاب خداى عزّوجل و سنّت پیامبر او در قلب مهدى ما مى روید همچنانكه گیاهان به بهترین شكل از زمین مى رویند. پس هر كس او را دید بگوید: سلام بر شما اى اهل بیت رحمت و نبوّت و اى گنجینه علم و جاى گاه رسالت» (2)

2 ـ زهد و بى اعتنایى به دنیا:

امام رضا(علیه السلام) درباره او فرمود: «وَ ما لِباسُ الْقائِمَ اِلاَّ الْغَلیظُ، وَ ما طَعامُهُ اِلاَّ الْجَشَبُ»؛ «لباس قائم(علیه السلام) ما چیزى نیست جز پوشاكى خشن و غذاى او چیزى نیست جز طعامى خشك» (3)

3 ـ عدالت گسترى در بین مردم:

امام باقر(علیه السلام) درباره حضرت مهدى(علیه السلام) فرمود: «یَعْدِلُ فى خَلْقِ الرَّحْمنِ، اَلْبِرِّ مِنْهُمْ وَالْفاجِرِ»؛ «او در بین مردم به عدالت رفتار مى كند چه نیكوكار باشند و چه بدكار.» (4)

پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: «مردى به نزد او مى آید و مى گوید: اى مهدى چیزى به من ببخش، عطایى بفرما. پس حضرت مهدى(علیه السلام)آن مقدار از مال را كه او بتواند حمل كند در دامنش مى ریزد.»

4 ـ عمل به سنّت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم):

پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: «او از من است، اسمش همانند اسم من است. خداوند مرا و آیین مرا به وسیله او حفظ مى كند. و او به سنت و روش من عمل مى كند.» (5)

5 ـ جود و بخشش:

پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: «مردى به نزد او مى آید و مى گوید: اى مهدى چیزى به من ببخش، عطایى بفرما. پس حضرت مهدى(علیه السلام)آن مقدار از مال را كه او بتواند حمل كند در دامنش مى ریزد.» (6)

6 ـ دعا و عبادت:

نمازهاى خاص و دعاهاى فراوانى كه از ناحیه مقدّسه امام زمان(علیه السلام) رسیده است، همگى دلالت بر مداومت آن بزرگوار بر دعاها و عباداتى دارند كه به یقین بالاترین نشانه بندگى و قوى ترین عامل در تقرّب به سوى خدا به شمار مى آیند.

اگر پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) براى آمادگى یافتن جهت دریافت مسئولیت بزرگ رسالت، مأمور به اقامه نماز شب به صورت واجب مى شود، به این معنا است كه كثرت بندگى و شدت اهتمام به نماز و دعا و عبادت، لازمه پذیرش مسئولیت هاى بزرگ است و از همین رو، قبول مسئولیت حاكمیت بخشیدن به توحید و عدالت در سراسر دنیا توسط امام زمان(علیه السلام)جز در سایه عبادت هاى همیشگى و دعاهاى پیوسته آن بزرگوار میسّر نیست.

 

امام زمان (ع)

7 ـ شجاعت و صلابت:

رویارویى با همه مشركان و مستكبران و به زانو درآوردن همه قدرت هاى طاغوتى دنیا، دلاورى بى نظیر و استوارى بى بدیل مى طلبد. كسى كه همچون امام حسین(علیه السلام) مرد میدان رزم باشد و همانند امام على(علیه السلام) زره اش پشت نداشته باشد و همچون رسول الله در گرماگرم پیكارها رزمش مایه دل گرمى رزم آوران و حضور قاطعانه اش پشتوانه كفر ستیزان باشد.

8 ـ صبر و شكیبایى:

استقامت و صبر هر انسان را باید با بررسى میزان بلاها و مقدار مشكلات وارده بر او، برآورد كرد. صبورترین و بردبارترین انسان هاى تاریخ چند سال در برابر سختى ها دوام آورده و چه اندازه بلاها و غم ها را تحمل كرده اند؟

به یقین محنت ها و بلاها و مصیبت هاى امام زمان(علیه السلام) در طول این همه قرن، هرگز قابل مقایسه با هیچ انسان دیگرى نیست; زیرا نه تنها كثرت بلاها و طول زمان ابتلائات است كه صبر و استقامتى والا مى طلبد; بلكه نوع مسئولیت انسان هم در تعیین میزان استقامت و شكیبایى، تأثیرگذار است و حضرت مهدى(علیه السلام) امام زمان و حجت عالمیان و ولى همه مؤمنان و پدر و سرپرست همه شیعیان است.

پی نوشت ها:

1- غیبت نعمانى، منتخب الاثر، ص309.

2- كمال الدین، منتخب الاثر، ص309.

3- غیبت نعمایى، منتخب الاثر، ص307.

4- منتخب الاثر، ص310.

5- همان و غیبت نعمایى.

6- كنزالعمال، جلد 6، ص39; و ینابع الموده، ص۴۳۱

منبع : تبيان



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 28 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

از زبان آيت‌الله آقا نجفي

آيت‌الله شيخ محمّدتقي اصفهاني مشهور به آقا نجفي در يك‌صد سال پيش با تتبّع در روايات و احاديث اهل‌بيت(ع)، پنجاه‌وچهار وظيفة مؤمنان در زمان غيبت امام زمان(عج) را در دو جلد بيان مي‌كند.

اكنون 25 وظيفة اوّل با اندكي تصرّف و تلخيص در پي مي‌آيد:

وظيفة اوّل، غمگين بودن به علّت مفارقت آن‌جناب و مظلوميّت آن حضرت.
در «كافي» از حضرت صادق(ع) منقول است كه فرمود: «كسي‌كه مهموم باشد براي ما و غمناك باشد به جهت مظلوميّت ما، نفس كشيدن او، ثواب تسبيح دارد».

وظيفة دوم؛ منتظر فرج و ظهور آن حضرت بودن.
در جلد دوم «كمال‌الدّين وتمام‌النّعمـ↨» از امام محمّد تقي(ع) منقول است كه فرمودند: «قائم ما آن مهدي‌ است كه واجب است در زمان غايب بودن او انتظار او را داشتن و او سومي از اولاد من است...»
و از حضرت امير‌المؤمنين(ع) روايت شده است كه: «افضل عبادت‌ها، انتظار فرج است.»1
و در حديث ديگر از حضرت صادق(ع) منقول است كه: «هر مؤمني بميرد در حالي‌ كه منتظر ظهور آن‌جناب باشد، مثل آن است كه در خيمة حضرت قائم(ع) بوده باشد».2

وظيفة سوم، گريه كردن در دوري آن‌ حضرت و به جهت مصيبت آن‌جناب.
در كمال‌الدّين از حضرت صادق(ع) روايت شده است كه فرمودند: «به‌خدا قسم غايب مي‌شود امام شما زماني از روزگار و آزموده مي‌شوند تا آنكه گفته مي‌شود، مرد و از دنيا رفت يا به ‌كدام وادي رفت و هر آينه ‌چشم‌هاي مؤمنان بر او گريان مي‌شود.»3
و از حضرت رضا(ع) مروي است كه: «هر مؤمني ياد كند مصيبت ما را ـ يعني مصيبت پيغمبر(ص) و هر يك از ائمه را ـ پس گريه كند يا كسي را به جهت ظلمي كه بر ما شده بگرياند، روز قيامت با ما و در درجة ما است.»

وظيفة چهارم، به امر امام، تسليم و مقيّد باشد و در امر ظهور عجله نكند.
يعني چون و چرا در امر ظهور آن‌جناب نكند و آنچه از جانب آن‌ حضرت مي‌رسد، صحيح و مطابق با حكمت بداند كه در كمال‌الدّين از حضرت امام محمّد تقي(ع) روايت شده است كه فرمود: «امام بعد از من، پسر من علي است. امر او، امر من است و قول او، قول من و طاعت او، طاعت من و امام بعد از او پسر او حسن است، امر او، امر پدر اوست و قول او، قول پدرش و طاعت او، طاعت پدرش.» آنگاه ساكت شدند. راوي گويد، پرسيدم: يابن رسول‌الله! پس امام بعد از حسن كيست؟ حضرت گرية شديدي كردند، آنگاه فرمودند: «امام بعد از امام حسن عسكري، پسر او قائم منتظَر است.» گفتم: يا بن رسول‌الله! چرا او را قائم گويند؟ فرمود: «براي آنكه قائم مي‌شود بعد از آنكه ذكر او مرده باشد و بيشتر قائلان به امامتش مرتد شوند.» گفتم: چرا او را منتظَر ناميدند؟ فرمود: «به‌جهت آنكه روزهاي غيبت او بسيار باشد و زمان غايب بودنش، دراز مي‌شود. پس، مخلصان، انتظار خروج او [را] كشند و شك‌كنندگان او را انكار كنند و منكران به ‌ذكر او استهزاء كنند و كساني‌كه وقت براي ظهورش معيّن كنند، دروغ‌گو باشند و عجله‌شوندگان هلاك شوند و تسليم‌شوندگان نجات يابند.»4

وظيفة پنجم، به مال خود، آن حضرت را صله كنند.
در «كافي» از حضرت صادق(ع) نقل شده كه فرمودند: «هيچ چيز نزد خدا محبوب‌تر از صرف نمودن مال، براي امام نيست و به درستي كه خداوند در عوض يك‌درهم كه مؤمن از مال خود به صرف امام برساند، به اندازة كوه احد در بهشت به ‌او عطا مي‌فرمايد.» آنگاه فرمود: حق‌تعالي در قرآن كريم فرموده: «مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً و َاللهُ يَقْبِضُ و َيَبْسُطُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ؛ كيست آن كس كه به [بندگان] خدا وام نيكويى دهد تا [خدا] آن را براى او چند برابر بيفزايد و خداست كه [در معيشت بندگان] تنگى و گشايش پديد مى‏آورد و به سوى او بازگردانده مى‏شويد.»5 سپس فرمود: به خدا قسم اين آيه به خصوص در صله كردن امام به مال نازل شد.»6
در «بحارالانوار» از «كامل‌الزّياراة»، ص 319 نقل شده است كه امام موسي كاظم(ع) فرمودند: «هر كس نتواند به ‌زيارت ما بيايد؛ بايد صالحان از دوستان ما را زيارت كند تا ثواب زيارت ما برايش نوشته شود و هر كس نتواند ما را صله كند، بايد نيكان از دوستان ما را صله كند تا ثواب صله كردن ما برايش نوشته شود.»

وظيفة ششم، صدقه دادن به قصد سلامت آن‌ ذات، چنانچه در «نجم الثّاقب»، ص 442 ذكر فرموده‌اند.
وظيفة هفتم، شناختن صفات آن حضرت و در هر حال عزم بر ياري آن ‌جناب داشتن و در فراقش ندبه و زاري كردن.7
وظيفة هشتم، طلب كردن معرفت آن‌ حضرت از ذات اقدس الهي و خواندن اين دعا كه در كتاب كافي و كمال‌الدّين از حضرت صادق(ع) روايت شده است: «اللهمّ عرّفني نفسك، فانك إنْ لم تُعرّفني نفسك لم اعرف نبيّك، اللهمّ عرّفني رسولك فانّك إن لم تعرّفني رسولك لم اعرفْ حجّتك، اللهمّ عرّفني حجتك فانّك انْ لم تعرّفني حجتك ضللتُ عن ديني.»8
وظيفة نهم، مداومت نمودن به خواندن اين دعا كه از حضرت صادق(ع) روايت شده است: «يا الله يا رحمن يا رحيم يا مقلّب القلوب ثبّت قلبي علي دينك.»9
وظيفة دهم، اگر بتواند به نيابت آن حضرت قرباني كند، چنانچه در «نجم‌الثّاقب» آمده است.
وظيفة يازدهم، نبردن نام اصلي آن حضرت كه نام حضرت رسول‌الله است. [ضرورت دارد] شيعيان، آن حضرت را به لقب ياد كنند؛ مثل: قائم، منتظَر، حجّت، مهدي و امام غايب و در اخبار متعدّد، فرموده‌اند كه بردن نام آن حضرت در زمان غيبت جايز نيست.10
وظيفة دوازدهم، برخاستن به جهت احترام نام آن بزرگوار به ‌خصوص اسم «قائم»، چنانچه در ص 444 نجم‌الثّاقب آمده است.
وظيفة سيزدهم، به هر ميزان كه ممكن است براي جهاد با دشمنان در ركاب آن‌ جناب، اسلحه مهيّا كند.
در بحارالانوار از كتاب «الغيبـ↨ نعماني» منقول است كه حضرت صادق(ع) فرمود: «بايد مهيّا نمايد هر يك از شما براي ظهور حضرت قائم، آلت حربي اگر چه يك تير باشد، اميد است همين كه اين نيّت را داشته باشد، حق تعالي او را از اصحاب و ياران او قرار دهد.»

وظيفة چهاردهم، در مهمّات به آن حضرت متوسّل شود و عريضة توسّل بيندازد. چنانچه در جلد 22 بحار منقول است.
وظيفة پانزدهم، در دعا كردن، خدا را به حقّ آن حضرت قسم دهد و آن جناب را شفيع قرار دهد، چنانچه در كمال‌الدّين منقول است.
وظيفة شانزدهم، بر دين قويم ثابت باشند و دنبال صداها و مزخرفاتي كه از هر گوشه‌اي برمي‌خيزد، نروند؛ زيرا تا خروج سفياني و صيحة آسماني بلند نشود، ظهور امام(ع)، واقع نمي‌شود.
در جلد 52 بحارالانوار به نقل از «غيبت شيخ طوسي» از حضرت امام رضا(ع) روايت شده است: «سه ندا از آسمان بلند مي‌شود كه همه كس مي‌شنود و اين نداها در ماه رجب ظاهر مي‌شود. اوّل، الا لعنة الله علي الظّالمين. دوم؛ ازفة ‌الازفة يا معشر المؤمنين. سوم؛ مي‌بينيد بدني محاذي خورشيد و ندا مي‌شود: اين است امير‌المؤمنين كه به تحقيق براي هلاك كردن ظالمان برگشته است.» و در جلد دوم كمال‌الدّين منقول است: «اوّل كسي كه با امام زمان(عج) بيعت مي‌كند؛ جبرئيل است. آنگاه يك پاي [خويش را] بر بيت‌الله [الحرام] مي‌گذارد و يك پاي بر بيت‌المقدّس و ندا مي‌كند به ندايي كه همة خلايق مي‌شنوند: أَتَى أَمْرُ اللهِ فَلاَ تَسْتَعْجِلُوهُ».

وظيفة هفدهم، معاشرت و رفت و آمد بسيار با مردمان روزگار او را از ياد امام زمان(عج) باز ندارد.
در جلد اوّل كمال‌الدّين از امام محمّد باقر(ع) روايت شده است كه فرمودند: «مردم! زماني مي‌آيد كه امام غايب مي‌شود. خوشا به حال آنها كه بر امر ما ثابت باشند. در آن زمان، كمترين ثوابي كه براي آنها در نظر مي‌گيرند؛ اين است كه خداوند آنها را ندا مي‌فرمايد كه اي بندگان من! به سرّ من ايمان آورديد و حجّت غايب مرا تصديق كرديد. بشارت باد شما را به نيكويي ثواب، از شما قبول مي‌كنم اعمال خوب را و عفو مي‌كنم اعمال بد شما را و مي‌آمرزم گناهان شما را و به بركات شما باران مي‌بارم بر بندگانم و دفع بلا از آنها مي‌كنم، اگر شما نبوديد بر آنها عذاب مي‌فرستادم.»
در ادامه، راوي پرسيد كدام عمل، افضل اعمال مؤمن در آن زمان است و پاسخ شنيد: «نگاه داشتن زبان و ماندن در خانة خود»؛ يعني بدون ضرورت با مردم دنيا معاشرت و رفت و آمد نكند، كه او را از ياد امامش باز دارد.

وظيفة هجدهم، ذكر صلوات خاصّة آن حضرت؛ آن‌چنان كه در كتاب‌هاي بحارالانوار، «مكارم‌الاخلاق» و «جما‌ل‌الاسبوع» آمده است.
صلواتي كه در صفحة 284 مكارم‌الاخلاق از شيخ طبرسي نقل شده، ‌بدين شرح است: «اَللهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَللهُمَّ اِنَّ رَسُولَكَ الصّادِقَ الْمُصَدَّقَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ قالَ اِنَّكَ قُلْتَ ما تَرَدَّدْتُ في شَيءٍ اَ نَا فاعِلُهُ كَتَرَدُّدي في قَبْضِ رُوحِ عَبْدِي الْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ الْمَوْتَ وَاَكْرَهُ مَسآئَتَهُ اَللهُمَّ فَصَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجَّلْ لِوَلِيِّكَ الْفَرَجَ وَالْعافِيَةَ وَالنَّصْرَ وَلا تَسُؤْني في نَفْسي وَلا في اَحَدٍ مِنْ اَحِبَّتي.»

وظيفة نوزدهم، فضايل و كمالات آن حضرت را ذكر كردن؛ زيرا كه آن جناب وليّ‌نعمت و واسطه در جميع نعمت‌هاي خداوند است كه به ما مي‌رسد و طبق فرمودة امام سجاد(ع) كه در صفحة 422 مكارم‌الاخلاق ذكر شده، يكي از راه‌هاي شكر وليّ‌نعمت، گفتن فضايل و كمالات اوست.
وظيفة بيستم، اظهار كردن اشتياق واقعي به زيارت جمال مبارك امام زمان(ع).
چنانچه در جلد اوّل كمال‌الدّين وتمام‌النّعمه آمده است، حضرت امير‌المؤمنين(ع) به سينة خود اشاره مي‌كردند و آه مي‌كشيدند و اظهار شوق به لقاي امام دوازدهم را داشتند.

وظيفة بيست و يكم، مردم را به سوي معرفت آن جناب و خدمت به آن بزرگوار دعوت كردن.
در كافي از سليمان ‌بن ‌خالد، مروي است كه به حضرت صادق(ع) عرض كردم: مرا اهل بيتي است و آنها سخن مرا مي‌شنوند. آيا آنها را به سوي اين امر دعوت كنم؟ امام در پاسخ فرمودند: بلي! خدا در كتاب خويش مي‌فرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ؛11 اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد خودتان و كسانتان را از آتشى كه سوختِ آن مردم و سنگ‌هاست؛‏ حفظ كنيد.»

وظيفة بيست و دوم، صبر داشتن در مقابل سختي‌ها و آزار دشمنان دين و سرزنش آنها در زمان غيبت امام زمان(عج).
در جلد اوّل كمال‌الدّين از حضرت سيّد‌الشّهداء(ع) روايت شده كه فرمود: «هر مؤمني كه در زمان غايب بودن امام دوازدهم، بر اذيّت و تكذيب دشمنان صبر كند؛ به منزلة كسي است كه با كفّار در خدمت رسول‌الله(ص) جهاد كرده باشد.»

وظيفة بيست و سوم، هديه كردن ثواب اعمال صالح خود مانند قرائت قرآن و غيره به امام زمان(ع).
وظيفة بيست و چهارم، داشتن طلب زيارت آن حضرت.
وظيفة بيست و پنجم، دعا كردن به وجود مبارك آن بزرگوار و طلب كردن فتح، نصرت و ظهور آن جناب از خداوند.
در توقيع شريفي از آن حضرت روايت شده است كه فرمودند: «براي تعجيل در فرج من بسيار دعا كنيد، چرا كه گشايش و شادماني شما در آن است».12
و از حضرت امام حسن عسكري(ع) مروي است كه فرمود: «اين دعا باعث ثبوت بر ايمان است».13

گردآوري: گروه اينترنتي تاجريان
منبع: ماهنامه موعود شماره 118
----------------------------------------

پي‌نوشت‌ها:
1. تحف العقول، ص 201.
2. بحارالانوار، ج 52، ص 125.
3. كمال‌الدّين و تمام‌النّعمه، ج 2، ص 347.
4. همان، ص 378.
5. سورة بقره (2)، آية 245.
6. اصول كافي، ج 1، ص 537.
7. نجم‌الثّاقب، ص 424.
8. كمال‌الدّين وتمام ‌النّعمه، ج 2، ص 342.
9. همان، ص 352.
10. اصول كافي، ج 1، ص 332.
11. سورة تحريم (66)، آية 6.
12. احتجاج، ج 2، ص 284.
13. كمال‌الدّين و تمام‌النّعمه، ج 2، ص 384.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 27 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

مهدی‌یاوران جوان – قسمت اول

 

 

 

جوانی، شورانگیزترین لحظات زندگی و دلپذیرترین فرصت‌های حیات انسانی است كه خاطر ات و مخاطرات شیرین آن همچون رنگین كمانی زیبا و شگفتی‌آفرین از جلوه‌های عشق و معرفت، شور و شیدایی و رشد و شكوفایی در آسمان خاطرات همگان نقش می‌زند. فصلی است برای شكفتن غنچه‌های كمال و معرفت و موسمی است برای جوشش زلال ایمان و معنویت.

 

جوانان، جوانه‌های سرسبز و شاداب و شكوفه‌های زیبا و دلپذیر درخت زندگی و حیات انسانی‌اند كه در دنیای پیچیده امروز، صحنه‌های تلخ و شیرین زندگی را از زلال نگاه ساده و صمیمی و افق آرمانی خویش تجربه می‌كنند تا آرام آرام وارد دنیای بزرگی و بزرگ‌ترها شوند. در این میان جوان مؤمن بر آن است تا شوریدگی جوانی را با شوق ایمان و عرفان در هم آمیزد و سرّ زندگی خویش را با عبادت و نیایش و پویایی خویش را با طراوت امید وتلاش همچنان زنده و پرحرارت نگه دارد.

با توجه به جایگاه مهم جوان و جوانی؛ آموزه‌های دینی همواره بر این موقعیت تأكید فراوانی كرده و بدان توجه نموده است.

 

گام‌های نخست، نگاهی به مبدأ

 

آنگاه كه جوان نخستین گام‌ها را در مسیر می‌نهد، آوای خوش فطرت، او را به جست‌و‌جوی آگاهانه آفریدگار می‌خواند و در پس این كنكاش است كه بارقه‌های الهی قلب او را به نور یگانه پرستی روشن می‌سازد. و از اینجاست كه او به دنبال تقویت این بینش ارزشمند، گام‌های استوارتری بر‌می‌دارد.

 

بسی روشن است كه پیروی از آموزه‌های سفیران خداوند و جانشینان آنها، چراغی فروزان فرا راه او خواهد بود، تا این استواری را با استقامت تمام استمرار بخشد.

آموزه‌هایی كه در جهت روشن ساختن فلسفه زندگی و شناخت هدف‌های اساسی آن و نیز پدید‌ آوردن نشاط و امیدواری به آینده‌ای بهتر برای تداوم زندگی راهنمایی‌های ارجمندی را در دسترس نهاده است.

 

در این گام‌های نخستین است كه جوان در پس اندیشه در مبدأ آفرینش زیرساخت‌های شناخت هدف آفرینش را نیز در نهاد خود شكل می‌دهد تا در پرتو این دو باور، زندگی را بر شیوه‌ای سالم و دل‌پذیر سامان بخشد.

بی‌گمان در این مرحله حساس، عقل و فطرت سالم با یاری خواهی از آموزه‌های دینی ـ آیات قرآن و سخنان معصومان علیهم السلام ـ راه را بر رهروان هرچه روشن‌تر ساخته، او را برای رسیدن به كمال مطلوب آماده می‌سازد.

 

اندیشه سالم حكم می‌كند ـ افزون برآنچه اشاره شد ـ گذر از راه‌های ناپیموده، نیازمند راهنمایان رهیافته است. آنان كه هم راه را می‌شناسند و هم مقصد را.

 

اینان در این مرحله می‌توانند در آشنایی جوان با ویژگی‌های جهان بینی مذهبی و هدایت اندیشه و تأملات مذهبی او، و نیز كامل كردن ساختار فكری او در بینش توحیدی و توانمند ساختن او در برابر شبهه‌های مربوط، نقش اثر گذاری داشته باشند که زندگی رهیافتگان سرشار از این راهبری‌هاست.

 

یگانه‌پرستی در آینه تاریخ

 

عفیف كندی گوید: «در زمان جاهلیت به قصد خرید لباس و عطریات برای خانواده‌ام به مكه رفتم. بر عباس‌بن عبدالمطلب ـ كه تاجر بود ـ وارد شدم». روزی در مسجدالحرام نشسته و به كعبه نگاه می‌كردیم، آفتاب در وسط آسمان بود. جوانی روی به كعبه ایستاد، پسری آمد و در طرف راست او ایستاد بعد بانویی آمد و در پشت سر آنها ایستاد. جوان به ركوع رفت آن دو نیز به ركوع رفتند، جوان سر از ركوع برداشت آن دو نیز سر برداشتند، او به سجده رفت آن دو نیز به سجده رفتند.

 

به عباس گفتم: «این كار بزرگی است». عباس گفت: «بلی كار بزرگی است. می‌دانی این جوان كیست؟ او محمد بن عبدالله پسر برادرم است و آن پسر، علی فرزند برادرم ابوطالب است و آن بانو، خدیجه دختر خویلد، همسر محمد است. برادرزاده‌ام می‌گوید: «پروردگار آسمان‌ها و زمین است كه او را به این دین مأمور نموده است. به خدا سوگند در روی زمین، این دین به جز این سه نفر پیرو ندارد».1

و این سرآغاز راه است. تا فرجام به کجا انجامد؟

این راه همچنان ادامه دارد....

 

پی نوشت :

1- ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفه الصحابه، ج3، ص546؛ ن.ك: ابن عبدالله بن عبدالبر، الاستیعاب، ج 3، ص1090.

 

به نقل از : پایگاه مهدویت



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 27 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

مهدی‌یاوران جوان - قسمت دوم

 

دین‌شناسی و دین‌داری

جوانی، دلپذیرترین لحظات زندگی و شورانگیزترین فرصت‌های حیات انسانی است كه خاطرات و مخاطرات شیرین آن همچون رنگین كمانی زیبا و شگفتی‌آفرین از جلوه‌های عشق و معرفت، شور و شید ایی و رشد و شكوفایی در آسمان خاطرات همگان نقش می‌زند. فصلی است برای شكفتن غنچه‌های كمال و معرفت و موسمی است برای جوشش زلال ایمان و معنویت.

جوان، هنگام گذر در مرحله یگانه‌پرستی، خود را نیازمند آگاهی‌های هر چه بیشتر درباره دین می‌بیند. از این رو به دنبال شناخت مبانی اعتقادی در بینش اسلامی گام می‌نهد. او در این مسیر همواره به دنبال كشف رازهای آفرینش است و برای پاسخ به نیازهای فطری و درونی خود به دنبال اثبات هدفمند بودن نظام آفرینش و زندگی خویش است.

رفته رفته در این دوره، جوان، حوزه دین‌شناسی را به دین‌داری نزدیك و نزدیكتر می‌كند تا جایی كه دین داری او به طور كامل منطبق بر دین‌شناسی می‌گردد و این دو نه فقط در عرصه فكر و اندیشه كه عرصه رفتار و كردار را نیز به طور كامل زیر نفوذ خود قرار می‌دهد به گونه‌ای كه رفتارهای دینی او بر اساس فهمی آگاهانه از دین صورت می‌گیرد.

روشن است كه كمال این مرحله بدان است كه پس از تعمیق‌‌بخشی به باورهای اساسی، در برابر هرگونه شبهه و كژی، پاسخ‌های درخور و روشنی در نهاد خود شكل داده باشد.

بی‌ترید در این مرحله سرمشق از رهیافتگان، نقش بسیار ارزنده‌ای در رسیدن به مقصد دارد كه از جمله آنها هدایت و تقویت جوشش فكری و تكاپوی درونی جوان در كشف رازهای آفرینش و قانونمند بودن هستی است. چنان‌كه روحیه توكل و پدیدآوردن باورهای قلبی به حكمت پدیده‌های آفرینش با مطالعه در آموزه‌های اسلام و منابع معتبر از دیگر راه‌های گذر سالم از این مرحله به شمار می‌آید.

دین‌داری در آینه تاریخ

پیشوایان دین به هر مناسبتی یكتاپرستی و دین‌داری را بزرگ می‌داشتند. به گونه‌ای كه كسانی كه دقت بیشتر به پرستش خداوند داشتند در چشم ایشان محبوب‌تر بودند.

«مسمع‌بن عبدالملك‏» ‌‏گوید: در«سرزمین مِنا‏» نزد امام صادق علیه السلام مشغول خوردن انگور بودیم، فقیری آمد و از امام كمك خواست، امام خوشه انگوری به او داد، او نپذیرفت و گفت: «اگر پول هست ‏بدهید». امام فرمود: «خدا برایت ‏برساند.»

فقیر رفت و برگشت، همان خوشه انگور را خواست. امام فرمود: «خدا برایت‏ برساند.» و چیزی به او نداد. فقیر دیگری آمد، امام سه حبه انگور به او داد. او گرفت و گفت: «سپاس خدای را كه پروردگار جهانیان است و مرا روزی عطا كرد».

امام هر دو دست را پر از انگور كرد و به او داد، فقیر گرفت و گفت: «سپاس خدای را كه پروردگار جهانیان است».

امام فرمود: بایست، و از غلام خود پرسید: «چقدر پول همراه داری؟» گویا بیست درهم داشت، آنها را نیز به فقیر داد، فقیر گفت: «سپاس خدای را، خداوندا! این نعمت از توست، تو یكتائی و شریكی برای تو نیست».

امام فرمود: بمان و پیراهنی كه در بر داشت در آورد و به او داد و فرمود بپوش.

فقیر پوشید و گفت: «سپاس خدای را كه به من لباس داد و مرا پوشانید»، و به امام رو كرد و گفت: «خدا به تو جزای خیر دهد».

«مسمع‏» می‌‏گوید: به نظر می‌‏آمد كه اگر این بار هم امام را دعا نمی‌‏كرد و فقط به شكر و سپاس خدا می‌‏پرداخت امام باز به او چیزی می‌‏داد و همچنان ادامه پیدا می‌‏كرد.۱

و این است سنت رهیافتگان در دینداری و ارج نهادن به دینداران.

این راه همچنان ادامه دارد.

پی‌نوشت

۱. محمدبن یعقوب كلینی، الكافی، ج۴، ص۴۹.

به نقل از : پایگاه مجازی مهدویت



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 27 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

جلوه و جمال جوان در سیمای حضرت مهدی عج و یاران

نسل جوان چون از فطرت دست نخورده و سرشت پاکی بهره مند است در طول تاریخ همواره از حرکتهای اصلاحی و دینی استقبال و حمایت کرده است. در آغاز رسالت پیامبر صل الله علیه و آله و سلم و پیش از آشکار شدن رسالت آن حضرت، تعداد چشمگیری از جوانان به افکار و اندیشه های حضرت لبیک گفتند و اسلام آوردند. از سوی دیگر، رسول گرامی اسلام به جوانان عنایت ویژه ای داشت و اغلب از آن ها در امور مهم اجرایی، نظامی، دینی و غیره بهره می گرفت و بعضی را به عنوان نماینده و سفیر نزد پادشاهان و رهبران کشورهای دیگر می فرستادند که گاهی آن حضرت به خاطر همین گزینش ها مورد اعتراض اصحاب میانسال قرار می گرفت.[1] در زمان امام علی علیه السلام و سایر امامان معصوم هم، جوانان نقش و جایگاه مهمی داشتند، چنانکه نقش جوانان در قیام تاریخی کربلا بر کسی پوشیده نیست. علاوه بر شواهد تاریخی، تجربه انقلاب اسلامی ایران هم این واقعیت را به وضوح نشان داد. قشر پرشور و پویای جوان در تمام مراحل انقلاب، حضوری حماسی داشته و از جان خود در راه رشد، بالندگی و پیروزی انقلاب مایه گذاشتند، بعد از پیروزی نیز، این قشر در برابر انواع و اقسام ترفندهای دشمن مقاومت کرد، به گونه ای که می توان گفت اگر حضور چشمگیر و حماسی جوانان در انقلاب اسلامی ایران صورت نمی گرفت امروزه سرنوشت انقلاب و جایگاه آن معلوم نبود.

در رکاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

شواهد معتبر تاریخی و تجربه های عینی درنهضت بزرگ اسلامی ایران به خوبی نشان می دهند که نقش قشر جوان در ظهور حضرت حجت و حکومت آن حضرت به مراتب چشمگیرتر از گذشته و امروز خواهد شد و خدمات جوانان در راه تحقق آرمانهای امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف به اوج خود خواهد رسید، این موضوع با روایتی از امام صادق علیه السلام مورد تأکید قرار گرفته، ایشان می فرمایند: «هنگام ظهور حضرت مهدی، جوانان شیعه در حالی که بر روی بامهای خانه هایشان در خواب به سر می برند همگی در یک شب به ندای آسمانی آن حضرت لبیک می گویند و در همان شب، بدون وعده قبلی به سوی مکه می شتابند در بامداد خود را به آن شهر می رسانندو به زیارت امام و رهبر خویش نایل می شوند».[2]

اولین سفیر جوان

امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: هنگام ظهور آن حضرت، جوانی از سوی آن حضرت به عنوان سفیر انتخاب می شود و از جانب آن حضرت به سوی مکه می رود، تا پیام امام را به اهل مکه برساند و آن ها را به پیروی از حکومت حق فراخواند (دربرخی روایات، از او باعنوان «نفس زکیه» و «سید حسنی» یاد شده است). وی خود را به مکه می رساند و پیام آن حضرت را به مردم ابلاغ می کند، اما حکمرانان مکه او را میان رکن و مقام به شهادت می رسانند. این جوان سلحشور، نخستین سفیر حضرت حجت و اولین شهید در راه تحقق حکومت جهانی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است.[3]

313 یاور جوان

اوصاف و خصوصیاتی که در احادیث منقول از ائمه هدی علیهم السلام برای 313 نفر از اصحاب خاص امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ذکر شده، عبارت است از: «جوان، عالم، فقیه، عارف، ایمان استوار، شجاع، متواضع، شیفتة شهادت و...» صفت جوانی یکی از ویژگیهای این گروه می باشد.

حضرت علی علیه السلام فرمود: اصحاب و یاران حضرت مهدی جوانانی هستند که در میان آنها پیرمرد به چشم نمی خورد مگر خیلی اندک مانند سرمه در چشم و نمک در غذا که کم ترین چیزی است».[4]

منجی جوان

در کلمات بیشتر امامان معصوم علیهم السلام صفت جوانی یکی از ویژگیهای حضرت مهدی مطرح شده و با عبارات گوناگونی جوانی آن حضرت مورد تأکید قرار گرفته که به چند نمونه از آن روایات اشاره می شود.

1. امام علی علیه السلام فرمود: مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، جوانی از قبیله قریش و مرد چابک و ماهری از تبار دلیر مردان است که در سن 30 یا کمتر از 40 سال ظهور می کند.»[5]

2. امام حسن علیه السلام فرمود: خداوند عمر حضرت مهدی را در غیبت طولانی می کند و سپس او را به صورت شخصی جوان ظاهرمی سازد تا معلوم شود که خدای متعال بر همه چیز قادر و تواناست».[6]

3. در روایات متعددی از امام صادق علیه السلام نقل شده است که ایشان فرمودند: «مهدی جوانی رشید و بلندقامت است که در سن نزدیک به 30 سال ظهور خواهد کرد.[7]

4. امام رضا علیه السلام فرمود: علامت مهدی، این است که وی از نظر سنی، پیر اما در ظاهر و سیما، جوان خواهد بود به طوری که هر کس آن حضرت را زیارت کند 40 یا کمتر از آن را تصور خواهد کرد.»[8]

پی نوشت :

[1] . طبقات الکبری، ص125.

[2] . بحارالانوار، ج52، ص370.

[3] . ارشاد،مفید، ج2، ص368.

[4] . منتخب الاثر، صافی گلپایگانی، ص484، غیبه نعمانی، ص316.

[5] . ملاحم و فتن، ابن طاووس، ص73، نجم الثاقب، ص114.

[6] . کمال الدین و تمام النعمة، صدوق، ص105.

[7] . همان، ص191.

[8] . کمال الدین و تمام النعمه، ص652.

پدید آورنده : حمیده دانشجو



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 27 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

او بنام «حسين بن روح» بود و کنيه اش «ابوالقاسم» و در لقب به «نوبختي» شهرت داشت.

در جامعه تشيع آن روزگار، شخصيت پرآوازه، انديشمند و معروف بود و پيش از افتخار تصدي نيابت خاص، وکيل دومين سفير حضرت
مهدي عليه السلام جناب محمد بن عثمان بود، هم به املاک او نظارت داشت و هم رابط ميان او و بزرگان شيعه در نقاط مختلف کشور
پهناور اسلامي بود و از اين راه دستورات و تعليمات اهل بيت عليهم السلام و اخبار نهاني را به آنان مي رسانيد.

به همين جهت، هنگامي که شيعيان ديدند دومين نايب امام عصر عليه السلام او را امين مي شناسد و به او اعتماد مي کند و به
فضيلت و دينداري او گواهي مي نمايد و او را شايسته وکالت خويش مي نگرد، به تدريج اعتماد همگي به او فزوني يافت و مرود توجه
همگان قرار گرفت.

او شخصيت والايي بود که به خردمندي و فرزانگي و رشد فکري وديني شهرت بسزايي داشت و موافق و مخالف بر اين واقعيت گواهي
مي دهند، تا جايي که اهل سنت نيز او را تکريم و احترام مي نمودند.

اين امتيازات و شرايط و ويژگيها براي «جناب حسين بن روح» پايگاه پرشکوه مردمي و موقعيت بلندي بخشيده بود که همه مردم،
با وجود راه و روش مختلف و هدف و مذهب متفاوت و در سطوح گوناگون به او بهاي بسيار مي دادند و به ديده احترام مي نگريستند.

پيش از رحلت دومين نايب خاص، فرماني از جانب امام عصر عليه السلام صادر گرديد که به موجب آن، جناب «محمد بن عثمان»
دستور يافت تا «حسين بن روح» را

بجاي خويش معرفي کند و چنين کرد.

او آنگونه که مي بايد اعلان کرد که جانشينش پس از رحلت، حسين بن روح خواهد بود و بدين منظور، بزرگان شيعه را گرد آورد و
ضمن بياناتي، از جمله فرمود: «اگر من از دنيا رفتم حسين بن روح جانشين من است چرا که دستور يافته ام او را بجاي خويش
برگزينم، از اين رو در زندگي خود به او مراجعه کنيد و در کارها به او اعتماد ورزيد.» [1] .

و نيز هنگامي که ساعتهاي واپسين عمر او فرا رسيد، انبوهي از سرشناسان و بزرگان شيعه کنار بسترش گرد آمدند و آن جناب
خطاب به آنان گفت: «اين ابوالقاسم، حسين بن روح نوبختي جانشين من است و ميان شما و حضرت صاحب الأمر عليه السلام سفير و وکيل
و مورد اطمينان و امين است.

از اين رو در کارهايتان به او مراجعه کنيد و در کارهاي مهم خود به او اعتماد نماييد. من اين فرمان را دريافت داشته بودم
و آن را به شما دوستداران اهل بيت رسانيدم.» [2] .

روايت است که دومين نايب خاص امام عصر عليه السلام دوست گرم و پرمهري بنام «جعفر بن احمد» داشت و با او بسيار نشست و
برخاست مي نمود.

اين دوستي به جايي رسيده بود که آن جناب، در اواخر زندگي اش جز غذايي که در خانه اين دوست فراهم مي شد چيزي ميل نمي کرد
و بسياري از شيعيان با آگاهي بر اين دوستي در اين انديشه بودند که جعفر بن احمد، سومين نايب خاص امام عصر عليه السلام و
جانشين دوست خود خواهد بود، اما حضرت مهدي حسين بن روح نوبختي را به سفارت برگزيد.

جالب است که «جعفر بن احمد» با وجود ارتقاء مقام حسين بن روح هرگز رفتار و عملکرد دوستانه و صميمانه خويش را با او
تغيير نداد بلکه همانگونه، که در





خدمت دومين نايب امام عصر عليه السلام تا آخر کار، در کمال مهر و وفا ايستاد، به خدمت سومين نايب نيز کمر همت بست.
همواره در مجلس او حضور مي يافت و او را مخلصانه در راه انجام وظايف و به دوش کشيدن بار گران مسئوليتهايش ياري مي کرد. و تا
آخرين لحظات زندگي «جناب نوبختي» در خدمت او ايستاد، تا سرانجام سومين نايب خاص نيز پس از 21 سال خدمت به حق و عدالت، در سال
326 هجري جهان را بدرود گفت.

 


[1] غيبت طوسي، ص 227.

[2] مدرک ياد شده.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 26 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

در روایات مهدوی ، از جوانان بسیار سخن به میان آمده است .

مولایمان علی (ع) می فرمایند :

یاران اصلی قائم (عج) همگی جوان هستند و سالخورده در میان آنان اندک است ، به سان سورمه در چشم یا نمک در طعام ، باز هم کمتر .

{بحارالانوار، ج۵۲، ص۳۳۳}

در حدیثی دیگر آمده است که سید هاشمی که از فرزندان امام حسن (ع) است با دوازده هزار سوار به حضرت مهدی (عج) می چیوندد ، جوان است .

{ملاحم ابن طاووس، ص ۷۷}

امام صادق (ع) نیز می فرمایند :

در حالی که جوانان شیعه ، در پشت بام ها خوابیده اند ، ناگهان آنها را گروه گروه در یک شب و بدون وعده قبلی نزد حضرت می آورند. آنگاه همگی صبحگاه نزد حضرت گرد می آیند .

{بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۹۸}

جالب است بدانید که در حدیثی از امام حسن (ع) روایت شده است :

... خداوند عمر حضرت مهدی (عج) را در روزگار غیبت طولانی می گرداند . پس از آن با قدرت بی پایانش او را با چهره جوانی کمتر از ۴۰ سال ظاهر می کند .

{کمال الدین ، ج ۱ ، ص ۳۱۵}



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 26 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا
توجه به شور نشاط جوانان به قدری در روایت اسلامی مورد توجه است که حتی تشکیل حکومت جهانی حضرت مهدی(علیه السلام) بر نیروی فراوان و با نشاط جوان تکیه دارد. به عنوان نمونه به روایاتی در این ضمینه توجه می کنیم:

1- ابا صَلَت هِروی از امام رضا(علیه السلام) در مورد علامت حضرت مهدی(علیه السلام) در زمان قیام سؤال می کند، حضرت می فرماید:

«عَلامَتُهُ اَن یَکونِ شیخِ السِن شابَ المَنظَر حَتی انَ الناظِرَ الیهِ لَیَحسَبَ اِبن اربَعینَ سنَة اَو دُونها. و اَن مِن علامَتِهِ اَن لا یهرُمُ بِمُرُورِ الاَیامِ وَ اللیالی حتی یَأتیَ اَجَلُهُ»

نشانه و علامت حضرت این است که از نظر سن پیر ولی از نظر ظاهر جوان است به حدی که اگر کسی به او توجه کند او را در سنین 40 و یا کمتر می یابد و نشانه او این است که به گذشت روزها و شبها پیر نمی شود تا زمانی که وقت رحلتش فرا رسد. رهبر این جامعه جهانی جوان با تمام نشاط و قدرت جوانی است گرچه عمر دراز بر او گذشته باشد.

2- در جریان شب قیام امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:

بیَنا شِبابَ الشیعَة عَلی ظُهورِ سُطوحِهِم نیامً اذاً تَوافُوا اِلی صاحِبِهِم فی لَیلَةَ واحِدَةٍ علی میعادٍ فَیُصَبحُونَ بمکةِ)

جوانان شیعه پشت بام های خویش در خوابند که ناگهان ندای صاحب خود در یک شب بدون وعده قبلی پاسخ می دهند و صبح در مکه حضور دارند

3- امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) در خصوص یاوران امام عصر(علیه السلام) می فرمایند:

«اَصحابَ المَهدی شَبابَ لاکهُولَ فیهِم اِلا مَثل کحلِ العَینِ و الملحِ فی الزادِ وَ اَقَلُّ الزّاد المِلح

یاران مهدی(علیه السلام) جوانند و پیری در آنها نیست مگر مثل ثرمه چشم و یا به اندازه نمک در زاد و توشه سفر که معمولاً نمک کمترین وسیله سفر است.

چنین نسل جوانی اداره تحت عنایات و قدرت حضرت مهدی(علیه السلام) به عهده خواهند داشت و کفر و ستم و بیداد را از صحنه زمین محو می کند.

یکی از امتیازات منحصر به فرد شیعه داشتن امامان معصوم و رهبران فکری جوان است. هیچ جریان فکری و هیچ نهضت علمی، فرهنگی و راهبری در طول حیات انسان، مانند جریان و نهضت شیعه رهبرانش جوان نبوده و نیستند. میانگین سن ائمه (علیه السلام) 25 سال است.

شیعه با این پیشینه چشم به دولتی دوخته است که امام و یارانش جوان هستند. دولت جوان و تشکیل شدن حکومت جهانی جوانان، از معارف عمیق شیعه است. دولت امام مهدی(عج) زیبایی های فراوان و جلوه های بی بدیلی دارد که تاکنون هیچ مشابهی برای آن دیده نشده است. رهبر جوان، یاران جوان و رجعت جوانان تنها از مؤلفه های حکومت امام زمان(عج) است. روایات بسیار فراوانی داریم که حضرت بقیه الله روحی فداه هنگامی که ظاهر می شود بین سی الی چهل ساله به نظر می رسد، از آنجا که در ده ها حدیث از غیبت طولانی آن حضرت گفتگو شده است و هرگز مقصود این نیست که سن واقعی آن حضرت کمتر از چهل وپنج باشد؛ بلکه بر حسب آنچه مردم از سیمای مبارک آن حضرت تصور می کنند، جوان باطراوات و شادابی است که بین سی الی چهل می باشد
.منبع:مجمع جوانان انقلاب اسلامی- مجا

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 26 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا
(تعداد کل صفحات:10)      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10