
نويسنده: عليرضا تاجريان
دوران زندگي قائم (عج) را مي توان به سه دوره زير تقسيم کرد:
1- دوره ي کودکي (از سال 255 تا 260 هـ ق)
2- دوره ي غيبت صغري (از سال260 تا 329 هـ ق)
3- دوره ي غيبت کبري (از سال 329 هـ ق شروع شده و تاکنون ادامه دارد).
دوران کودکي حضرت مهدي (عج) از هنگام تولد آن حضرت شروع و تا زماني که پدر بزرگوارشان حضرت امام حسين عسگري (ع) به شهادت رسيدند، ادامه داشت. در دوران کودکي نيز محل مهدي (عج) مخفي بود و برخي از اصحاب ايشان را مي ديدند.
شايد سئوالي که در اينجا مطرح شود، اين است که راز مخفي داشتن ولادت و محل زندگي حضرت مهدي(عج) به چه دليل بوده است؟
براي پاسخ به اين سئوال بايد نگاهي به دوران قبل از ولادت حضرت مهدي (عج) داشته باشيم:
رواياتي که در مورد ولادت حضرت مهدي (عج) از پيامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) نقل شده بود، کم کم در بين فرمانروايان و دستگاه حکومت جبار، نگراني هايي پديد آورد. در اخبار و احاديث نقل شده بود که از امام حسن عسکري ( ع ) فرزندي تولد خواهد يافت که تخت و کاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد کرد و عدل و داد را جانشين ظلم و ستم ستمگران خواهد نمود.
اخبار و رواياتي که در مورد حضرت مهدي (عج) نقل شده بود، معتصم عباسي، هشتمين خليفه عباسي را به وحشت انداخت و او را به اين انديشه واداشت که بايد از تولد نوزدان جلوگيري کرد و حتي مادران بيگناه را کشت تا نور امامت خاموش شود و آخرين منجي عالم، حضرت مهدي (عج) را به دنيا نيايد.
از اين رو به دستور خليفه عباسي، جاسوسان و مراقباني چند گماشتند و حتّي قابله هايي را مأمور کردند تا داخل خانه امام عسکري عليه السلام را زير نظر بگيرند. ليکن خداوند، که در هر حال، نور هدايت را پاينده مي دارد، اين بود که خدا به اراده خويش، دوران بارداري مادر مهدي (عج) را پنهان ساخت. بعد از تولد مهدي (عج)، خداوند بزرگ در مورد او نيز همان کاري را کرد که درباره حضرت موسي (ع) کرد، چرا که دشمنان مهدي (عج) همان روش و سياست فرعونيان را دنبال مي کردند و درصدد بود تا از ولادت آخرين نوازدي که منجي عالم است، جلوگيري کنند و اگر آن کودک متولد شد، او را از ميان بردارند.
حال مي توانيم به اين سئوال که راز مخفي داشتن ولادت و محل زندگي حضرت مهدي (عج) به چه دليل بوده است؟ پاسخ دهيم؛ علت اين که دوران حمل و سپس تولد حضرت مهدي (عج) و محل زندگي آن حضرت از مردم نگه داشته شد و جز تعداد معدودي از نزديکان، يا شاگردان و اصحاب خاص امام حسن عسکري (ع) او را نمي ديدند، اين بود که اراده خداوند بر آن قرار گرفته بود که اين کودک به دنيا بيايد و دست جباران و ستمگران دستگاه عباسي به او نرسد تا از خطري که او را تهديد مي کرد، درامان ماند پس مشيت و حکمت الهي بر اين تعلق گرفت که مهدي (عج) را از نظرها پنهان نگهدارد، تا دست دشمنان از وي کوتاه گردد تا واسطه فيوضات رباني، بر اهل زمين سالم ماند.
در دوران کودکي آن حضرت در مدت 5 يا 4 سال آغاز عمر مبارکشان که پدر بزرگوارشان حيات داشتند، شيعيان خاص به حضور حضرت مهدي ( ع ) مي رسيدند. در روايات آمده است که روزي چهل تن به محضر امام يازدهم رسيدند و از امام خواستند تا حجت و امام بعد از خود را به آنها معرفي کند تا او را بشناسند و امام حسن عسکري (ع)چنان کرد و آنان کودکي را ديدند که بيرون آمد، همچون پاره ماه شبيه به پدر خويش.
امام عسکري فرمود : پس از من، اين پسر امام شماست و خليفه من است در ميان شما، امر او را اطاعت کنيد، از گرد رهبري او پراکنده نگرديد، که هلاک مي شويد و دينتان تباه مي گردد. اين را هم بدانيد که شما او را پس از امروز نخواهيد ديد، تا اينکه زماني دراز بگذرد. بنابراين از نايب او، عثمان بن سعيد اطاعت کنيد.
امام حسن عسکري (ع) بدين شکل، ضمن تصريح به واقع شدن غيبت کبري، مهدي (عج) را به جماعت شيعيان معرفي کرد و استمرار سلسله ولايت را اعلام داشت.
حضرت مهدي ( ع ) پنهان مي زيست تا پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکري (ع) در روز هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجري ديده از جهان فرو بست. در اين روز بنا به سنت اسلامي، مي بايست حضرت مهدي (عج) بر پيکر مقدس پدر بزرگوار خود نماز گزارد، تا خلفاي ستمگر عباسي جريان امامت را نتوانند تمام شده اعلام کنند و يا بدخواهان آن را از مسير اصلي منحرف کنند و وراثت معنوي و رسالت اسلامي و ولايت ديني را به دست ديگران سپارند.
در اين زمان مردم ديدند کودکي همچون خورشيد تابان با شکوه هر چه تمامتر از سراي امام بيرون آمد، جعفر کذاب عموي خود را که آماده نماز گزاردن بر پيکر امام بود به کناري زد و بر بدن مطهر پدر نماز گزارد.
بيرون آمدن حضرت مهدي ( ع ) و نماز گزاران آن حضرت همه جا منتشر شد. کارگزاران و مأموران معتمد عباسي به خانه امام حسن عسکري (ع ) هجوم بردند، اما هر چه بيشتر جستند کمتر يافتند و در چنين شرايطي بود که براي بقاي حجت حق تعالي، امر غيبت امام دوازدهم پيش آمد و جز اين راهي براي حفظ جان آن «خليفه خدا در زمين » نبود.
غيبت صغري
بعد از آنکه پدر بزرگوار حضرت مهدي (عج) ديده از جهان فرو بست، غيبت صغري حضرت مهدي (عج) نيز آغاز شد. مدت غيبت صغري بيش از هفتاد سال به طول نينجاميد و در اين مدت مردم از طريق نايبان خاص پاسخ نامه و سئوالات خود را از امام دوازدهم جويا مي شدند.
نايبان خاص که به محضر مهدي (عج) مي رسيدند و به نواب اربعه معروفند: عبارتند از :
1) عثمان بن سعيد عمري
2) محمد بن عثمان بن سعيد عمري
3) حسين بن روح نو بختي
4) علي بن محمد سمري
دوره غيبت صغري را مىتوان دوران آمادگى براى غيبت كبرى دانست.
غيبت کبري
غيبت کبري بعد از غيبت صغري آغاز شد و تاکنون ادامه دارد. در اين دوران ارتباط مستقيم با حضرت مهدي (عج) قطع شد و مردم موظف شدند در امور خود به نواب عام يعنى فقهاء و آگاهان به احكام شرع مراجعه كنند.
سئوالي که در اينجا مطرح مي شود، اين است که چرا از همان ابتداي امر، غيبت کبري حضرت مهدي (عج) آغاز نشد؟
در پاسخ بايد گفت که اگر غيبت كبرى يكباره و ناگهان رخ مىداد ممكن بود موجب انحراف افكار شود و ذهنها آماده پذيرش آن نباشد اما به تدريج و در طول مدت غيبت صغرى ذهنها آماده شد و بعد غيبت كامل آغاز گرديد و نيز ارتباط با امام توسط نواب خاص در دوران غيبت صغرى و همچنين شرفيابى برخى از شيعان به خدمت امام قائم (عج) در آن دوره مساله ولادت و حيات آن گرامى را بيشتر تثبيت كرد و اگر غيبت كبرى بدون اين مقدمات شروع مىشد شايد اين مسائل تا اين حد روشن نمىبود و ممكن بود براى برخى ايجاد ترديد و اشكال نمايد خداى متعال به حكمتخويش غيبت امام زمان (عج) را - همانطور كه از پيش پيامبر اکرم (ص) خبر داده بودند - به دو گونه قرار داد غيبتى خفيفتر طى مدتى كوتاهتر جهت آمادگى براى غيبت كامل كه آن (غيبت صغرى) است و پس از آن غيبتبزرگ و طولانى كه آن (غيبت كبرى) است تا بدين ترتيب پيروان اهل بيت (عليهم السلام) بر ايمان و پيروى خويش استوار و ثابت قدم بمانند و اعتقاد قلبى خود را نسبتبه امام خويش از دست ندهند و در انتظار او و فرج الهى بسر برند و در مدت غيبت به دين الهى تمسك جويند و خودسازى كنند و به وظايف مذهبى خود عمل نمايند تا فرمان الهى در مورد ظهور و قيام امام عصر (عج) در رسد و به سعادت و نجات كامل نائل آيند.
دوران غيبت کبري در واقع دوران امتحان و سنجش ايمان و عمل مردم است؛ در اين مدّت طولاني است که بزرگترين مرحله آزمايش و امتحان، در دار طبيعت و سنجش ايمان و عمل خلق وجود دارد، تا معلوم گردد در خلال اين روزگاران، در هر نقطه از جهان،چگونه استفاده مي برند و چه نتيجه اي مي گيرند و افراد در برابر احساس وظيفه چه مي کنند و علّت به وجود آمدن چه اعمال و حوادثي و آثار و افکار و رفتاري مي شوند...
حکمت غيبت
علت غيب حضرت مهدي (عج) يکي از رازهاي الهي است که نمي توانيم با فکر و علم محدود بشري به آن پي ببريم اما مي توان با توجه به روايات و احاديثي که از ائمه اطهار (ع) نقل شده است، تا حدودي با حکمت غيبت آشنا شد. اما قبل از آنکه به اين بحث بپردازيم بايد به دو نکته اشاره داشته باشيم :
نکته اول اينکه غيب موقت رهبران الهي از ميان مردم، در امت هاي پيشين نيز سابقه داشته است؛ موسى بن عمران عليه السلام چهل روز از امتخود غايب شد و در ميقات به سر برد (اعراف/142). حضرت مسيح عليه السلام به مشيت الهى از ديدگاه امتخويش پنهان گرديد، و دشمنان قادر به كشتن او نگشتند (نساء/158). حضرت يونس عليه السلام مدتى از قوم خود غايب گشت (صافات/140).
نکته دوم، اصل دانستن علت غيبت نيست، بلکه مهم اين است بدانيم در عصر غيبت چه بايد کرد؟
حضرت قائم(عج) در نامه اي به سفيرش محمد بن عثمان اين چنين مي نويسد:
« اما در مورد علت غيبت، خداي تبارک و تعالي مي فرمايد: اي کساني که ايمان آورده ايد! هرگز نپرسيد از مسايلي که اگر فاش شود شما را اندوهگين سازد ... هر يک از پدران من، بيعتي از طاغوت هاي زمان به گردن داشتند ولي به هنگامي ظهور خواهم نمود که بيعت احدي از طاغوت ها به گردنم نباشد.
اما کيفيت انتفاع مردم از وجود من در زمان غيبت همانند انتفاع آنان از خورشيد است هنگامي که ابرهاي تيره آن را بپوشاند، من امان براي اهل زمين هستم، همان طور که ستارگان امان براي اهل آسمان است.
در مورد مسائلي که به شما سودي نخواهد داشت پرسش نکنيد و در مورد آنچه براي شما بيان شده، خود را به زحمت نيندازيد و در رابطه با تعجيل فرج، بسيار دعا کنيد که فرج شما نيز به آن بسته است و سلام بر کسي که از هدايت پيروي کند.»
با توجه به نکاتي که اشاره شد، مي توان در حد فکر بشري حکمت هاي زير را براي علت غيبت حضرت مهدي (عج) ذکر کرد:
حکمت اوّل: آزمايش مردممردم در عصر غيبت در بوته آزمايش الهي قرار مي گيرند و مراتب استواري آنان در ايمان و اعتقاد سنجيده مي شود.
امام موسي بن جعفر عليه السّلام فرمودند: «هنگامي كه پنجمين فرزند امام هفتم غائب شد مواظب دين خود باشيد و مبادا كسي شما را از دين خود خارج كند. اي پسر من! صاحب الامر ناچار غيبتي خواهد داشت به طوري كه گروهي از مؤمنين از عقيده برميگردند. خدا به وسيلة غيبت، بندگانش را امتحان ميكند».
حکمت دوم: آزادي از بند بيعت با طاغوتهاي زمان
حسن بن فضال ميگويد علي بن موسي الرضا (ع) ميفرمايد: «گويا شيعيانم را ميبينم كه هنگام مرگ دومين فرزندم (امام حسن عسكري) در جستوجوي امام خود همهجا را ميگردند امّا او را نمييابند». عرض كردم: «چرا يا ابن رسول الله؟» فرمود: «براي اينكه امامشان غائب ميشود». عرض كردم: «چرا غائب ميشود؟» فرمود: «براي اينكه وقتي با شمشير قيام نمود بيعت احدي بر گردنش نباشد».
حکمت سوم: حفظ جان امام
بايد توجه داشت که آخرين حجت معصوم الهى براى تحقق بخشيدن به آرمانى بزرگ (گسترش عدل كلى و به اهتزاز درآوردن پرچم توحيد در جهان) در نظر گرفته شده است، و اين آرمان نياز به گذشت زمان و شكوفايى عقل و دانش بشر و آمادگى روحى بشريت دارد، تا جهان به استقبال موكب آن امام عدل وآزادى رود. طبيعى است كه چنانچه آن حضرت پيش از فراهم شدن مقدمات در ميان مردم ظاهر شود، سرنوشتى چونان ديگر حجتهاى الهى (شهادت) يافته و قبل از تحقق آن آرمان بزرگ ديده از جهان برخواهد بست. به اين حكمت، در روايات نيز اشاره شده است.
امام باقر عليه السلام فرمود: براى حضرت قائم - عجل الله تعالى فرجه الشريف - غيبتى است قبل از ظهور. راوى از علت آن پرسيد، امام فرمود: «براى جلوگيرى ازكشته شدن»
در عصر غيبت به چه کساني بايد مراجعه کرد؟
بايد توجه داشت که پيوند امام (ع) با مردم قطع نشده و نخواهد شد، در عصر غيبت نيز، اين ارتباط برقرار است. براي آنکه بهتر به اين نکته پي ببريم، مثال «خورشيد ابرآلود» را مي آوريم:
در برخي روايات از امام قائم (عج) در دوران غيبت تعبير به خورشيدي شده است که در پس ابرها قرار دارد.
مثال خورشيد ابرآلود که براي امام غايب آورده اند، به درستي صدق مي کند: خورشيد، چه آشکار باشد و چه در پس ابر، خورشيد است، و همه ي آثار وجود و فعليّتهاي تأثيري او بر قرار است. نهايت هنگامي که در پس ابر است، پرتو طلايي رنگ او، به چشمها نمي رسد، امّا ديگر اثرها و تأثيرهاي او در جريان و مستدام است.
بنابراين در عصر غيبت نيز ارتباط مردم با امام عصر (عج) قطع نشده است.
«هنگامي که در دوران غيبت کبري شيعيان ارتباط مستقيم با آن حضرت ندارند بايد به چه کسي مراجعه کنند و وظائف ديني خود را از چه کسي بپرسند و به آن عمل کنند؟»
اين سئوالي است که اسحاق بن يعقوب از حضرت مهدي (عج) پرسيده است و امام قائم (عج) در پاسخ اين سؤال فرموده اند:
« ... وَ أمّاالْحَوادِثُ الْواقِعَةِ فَارْجِعوا فيها إلي رُُواةِ أحاديثِنا، فَإنَّهُمْ حُجَّتي عَلَيْکُمْ وَ أنا حُجَّة اللهِ ...؛ در حوادث به راويان احاديث ما مراجعه کنيد که آنها حجّت من بر شما هستند و من حجّت خدا بر شما هستم».
راهنماي مردم در عصر غيبت، نائب امام است. مسلمين در اين عصر نيز بي سرپرست رها نشده اند. و طبق قاعده لطف کلامي- که در امامت به آن استدلال مي شود- نائب امام، به جاي امام قرار دارد. و احياء و اجراي احکام قرآن، و رهبري شعار قرآن، و تشکيل دادن جامعه قرآني، به عهده اوست و نائب امام در هر عصر،عالم بزرگ آن عصر است، عالم نمومه امام (عالم ربّاني) و جامع همه شرائط لازم.
بنابراين در زمان نيابت عامه، نايب عام امام (عج)، که همه شرايط نيابت عامه را دارا باشد، در راس جامعه قرار مي گيرد و مردم به او مراجعه مي کنند و او به نيابت از حضرت مهدي (عج)، صاحب «ولايت شرعيه» است.
«ولي فقيه» در اصل همان نايب عام امام (عج) است که شايستگي نيابت عام آن حضرت را داراست و چنين فردي مي تواند به جانشيني از امام قائم (عج) زمام امور را در دست بگيرد.
ادامه مطلب







