
سلامی از اعماق قلب برآمده و از ذرات وجود متبلور شده،
سلامی با چشمانی اشکبار که دائم از فراق و دوری تو گریان است.
ای معبود من و ای یگانه خالق هستی بخش بعد از سلام ذکر تو می گویم
با زبانی پر از لکنت و گرفتگی در برابر عظمت بی حد و حساب تو .
همیشه در پیشگاه کبریایی تو سر به سجده فرو می آورم و شکر تو را به جا می آورم
و تو را لحظه ای از یاد و قلبم بیرون نمی کنم.
همیشه به اسماة مقدسه می خوانمت تا شاید این اذکار الهی مر همی باشد بر قلب مملو از گناه و تباهی ام
و سرچشمه امیدی برای بخشایش بنده ای گنه کار که هر روز بیشتر و بیشتر در منجلاب ظلمت غرق می شود.
ای خالق جان بخش:
هر چند از غم گناه تکیده و کمر از شدت سنگینی تباهی و فساد شکسته اما همچنان
در قلبم با رقه هایی از امید هست که قلب زنگار زده از گناهم را جلا بخشد.
با تمام زنگارهای سیاهی و دل مردابی که آغشته از گناه نا امیدی است هنوز هم
روزنه ای از محبت تو در قلبم جا کرده که مرا به رحمت نامنتهای تو متصل می کند
و من تلاش می کنم که این روزنه ی محبت را بارور کنم تا نهایت بتوانم با امیدی که به نا امیدی می ماند
از این منجلابها و سیاهی ها جدا شده و به سرچشمه ی فیض تو متصل شوم و
امیدوارم دستان هدایت تو در دستان ضعیف من جا گیرد و امیدی به
راهنمایی داشته باشم ...
الهی...
ادامه مطلب








