مهدويت
 
همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهي به پيام آشنايي بنوازد آشنارا (حافظ)
 
دعای عظم البلا
تقديم به ساحت مقدس مادر آقا صاحب الزمان حضرت فاطمه الزهرا سلام الله عليها

فرمولی ساده اما پیچیده !!

 

فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ * وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ‏

 

 

والسلام ..

 

 + بعضی وقت ها که ادم حرفی برای گفتن نداره  ؛ باید ببینه خدا چه حرفی برای گفتن داره .. مثلا همین حرف بالایی !

+  اولین باری که قران رو دست گرفتید " لطفا" معانی این ایات را هم در سوره ی زلزال مرور کنید ...

+ هل لک من اثر ؟



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 11 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

 

بسم الله الرحمن الرحیم

همه می دانیم که محمد رسول الله – که درود خداوند و فرشتگان بر او و خاندان پاک و پیروانش باد - با طرح شعار توحید و نفی خدایان و قبله های دروغین متعدد که انسانها را در زندگی زمینی به خود می خوانند و آرام آرام آنها را به ورطه ی نیستی و نابودی می کشانند، به فرمان خداوند هستی بپاخواست و با فراخواندن انسانها در زیر پرچم یکتایی و وحدانیت حق، سیاه و سفید، ایرانی و عرب، اروپایی و آفریقایی و همه و همه را برادر خواند و به آنها آموخت تا با اتحاد و تعاون در نیکوکاری و تقوا بکوشند.

پرچم پیامبر (ص) پس از اندکی توقف بر دستان خدایی مولا علی (ع) قرار گرفت و این بار کوشید تا آنچه را که سالهای تلاش حبیب و دوست خداوند به بار آورده بود حفظ کند و از کژراهه ای که سست عنصران و دورویان شروع کرده بودند در امان نگه دارد؛ اما افسوس و صدافسوس که دوباره خدایان متعدد در چهره ی قدرت، ثروت، خودبرتربینی، و به حقارت و پستی کشاندن حتی هم کیشان در دایره ی اسلام شروع شد و تلاش امام حسن (ع) بر فتح دلهای مؤمنین به دست خدایان دروغین بی ثمر ماند و موحدین حقیقی در اقلیت ماندند و آخرین پرچم حق که بر دستان حق نمای خون خداوند، حسین (ع) برافراشته شد و با خون یاران باوفا و سعادتمندش در کربلا درآمیخت و بر زمین افتاد. بهتر است بدانیم شعار پرچم کربلای حسینی که بر دستان حق بوس ابوالفضل (ع) حمل می شد این بود: «نصر من الله و فتح قریب و بشر الصابرین». این شعار پیامی بود به یاران کربلا و همه عاشورایی های ادوار تاریخ؛ که منتظران حقیقی منجی موعود و مهدی منتظر بدانید که یاری خداوند و پیروزی نهایی نزدیک (و البته حتمی) است و این بشارت و مژده ای است از جانب پروردگار بر بندگان صبور در مذلت.

 از آن پس امامان راستین شیعه از حصری به حصری و از زندانی به زندانی تحت نظارت و مراقبت شدیدتر دورویانی که در ظاهر و کلام شعار توحید می دادند و در عمل و زندگی، مقهور و بنده ی خدایان زمینی بودند قرار گرفتند.

دیگر هیچ پرچمی برافراشته نشد؛ اما همه امامان به پرچم ظفرنمون امام دوازدهم (ارواحناله الفداء) اشاره داشتند و برای ثبت شدن و رسیدن آن به گوش موحدان راستین و پیروان حقیقی، شعار آن را بیان نمودند؛ که نقش پرچم آن عزیز البیعت لله است. پرواضح است که امامان عزیز ما به دلیل دارا بودن عصمت از هرگونه کار عبثی به دور بودند و مطمئناً دلیلی بر بیان شعار این پرچم وجود داشته و صرفاً جهت پیشگویی یا اطلاع رسانی به آیندگان نبوده است که آن را بیان نمودند؛ و بر ما شیعیان فرض است که به اهدافی که ائمه معصوم ما از بیان این شعار داشتند توجه کامل داشته و با جدیت تمام به معرفی آن بپردازیم.

عجب حکایتی است که امام با این شعار که بر پرچمش نقش بسته می آیند و همه ی تشهدگویان، بلکه همه ی عالمیان را به بیعت با خداوند فرا می خوانند و از برکت وجود مبارک خویش توحید حقیقی را به همه ی جهانیان می آموزانند و آنان را از شرکی که بدان گرفتارند می رهانند.

اکنون که در ایام بشارت بزرگان و صاحب نظران قرار داریم و به فرموده شان، تمامی نشانه ها به جز پنج نشانه بوقوع پیوسته اند و ما پیروان دین پیامبر خاتم و جانشینان بر حقش بر آراستگی خویش با آیین پاک پیامبر رحمت برای سربازی و جانبازی در رکاب امام زمان (ع) آماده می شویم، باید بدانیم که امام با این پرچم ظهور خواهند کرد و لااقل طرح شعار امام زمان (ع) در نزد ما شیعیان بیگانه نباشد و گفتار امامان عزیزی که این اخبار را در بین ما شیعیان به یادگار، نه به هشدار و تذکر گذاشته اند اثر حقیقی خویش را ظاهر کرده و ما را به امام عصرمان پیوند زند.

شاید بدانید که تقریباً همزمان با معرفی پرچم امام زمان (ع) در این سایت در تیر ماه سال 1391 سایتی متعلق به احمد الحسن یمانی در عراق با دعوت به خویش به عنوان نماینده امام زمان (عج) به طرح این پرچم پرداخت. وی بعدها دعوی فرزندی امام زمان را کرد و امروز حتی دعوی منجی بودن می نماید.

عجیب نیست که در آستانه ظهور فتنه ها برپا نشود و آب را گل آلود نکنند؛ و اگر غیر از این بود عجیب می نمود؛ البته متاسفانه همیشه با غفلت اردوی حق پرستان دشمن نفوذ می کند و با زدن نعل وارونه به فریب معتقدان دست می زند. عده ای از دوستان علیرغم وجود اسناد محکم و بلاشبهه در روایات پیرامون شعار پرچم امام زمان (ع) که حتی به تأیید بزرگترین محققین معاصر شیعه نیز قرار گرفته است، از طرح آن به علل واهی منجمله همسو نشدن با احمد الحسن یمانی سرباز زده اند که با این کار عملاً در دام دشمن گرفتار شده اند و به هدف دشمن در طرح نکردن پرچم امام زمان و به انحراف کشاندن این شعار دامن زده اند.

در شرایط کنونی یکی از مهمترین موضوعاتی که ما را به ظهور پیوند می زند شناختن ظاهر و باطن شعار پرچم امام زمان است که در حال حاضر نزد شیعیان بیگانه است و با اظهار تاسف باید اقرار کرد که سالهاست مهجور و مغفول مانده است.

عزیزان منتظر! اگر صرفنظر از همه بیانات بزرگان معاصر شیعه که بر اساس رصد دقیق روایات شیعه و البته الطاف خفیه حضرت حق، عصر ظهور را اعلام کرده اند، بدایی (تغییر در فرمان) توسط خداوند صورت گیرد و ظهور را نزدیکتر از آنچه در اذهان منتظران می گذرد، بوقوع رساند و امام با شعار «البیعت لله» ظهور نمایند:

اولین خطایی که صورت می گیرد اینست که عده ای که این شعار و پرچم را توسط احمدالحسن دیده اند و شنیده اند آن را به او نسبت می دهند و به جای نزدیک شدن به امام از او دور می شوند و دیگران را نیز به دور شدن تبلیغ و تشویق می نمایند.

دومین خطایی که رخ می دهد ناشناس بودن شعار پرچم امام زمان (عج) نزد شیعیان است که با طرح آن از جانب امام به جای آثار پیوند شیعیان با امام به واکنش جاهلانه و یا لااقل بدون آمادگی از سوی شیعیان با امام و طرح شعار ایشان خواهد انجامید.

آیا این نتیجه ای نیست که شیطان به دنبال آن است؟

پرواضح است که تبلیغ پیرامون پرچم امام زمان (ع) با اهداف و ضرورتهای پیش گفته بر منتظران و مشتاقانش فرض است تا با چاپ و تبلیغ آن در بین شیعیان و نصب آن در اماکن متبرکه و زیارتی و مساجد و تکایا به آشنایی و انتشار آن نزد شیعیان بپردازند و قطعا بدانید که با این کار

اولاً شیعیان را با شعار و نقش پرچم امام زمان (ع) آشنا خواهید ساخت و با این کار زمینه پیوستن آنان را به امامشان فراهم می نمایید.

ثانیاً فرصت را از دست دشمن خواهید گرفت و توطئه ی آنها را در انحراف افکار بلااثر خواهید ساخت.

ثالثاً با طرح این موضوع خود بخود دلهای غافل بیشتری به امام معطوف گشته و با دعای خویش در فرج و ظهور امام با دیگر منتظران مشارکت کرده و همنوا می گردند و عملاً نزدیکی ظهور را با مشارکت خویش رقم خواهند زد.

دوستان عزیز یک بار دیگر با خواندن پست "شعار پرچم امام زمان (ع) هنگام ظهور" به حقیقت این مطالب ایمان آورده و در توسعه این معنی در بین شیعیان همت گماریم باشد که با این کار خداوند را از کارمان راضی گردانده و موجبات نزدیکتر شدن مان را به مولایمان فراهم نماید انشاالله.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

بسم الله

 

خدا بي نهايت است و لا مكان و بي زمان

اما به قدر فهم تو،كوچك مي شود

و به قدر نياز تو ، فرود مي آيد

و به قدر آرزوي تو گسترده مي شود

و به قدر ايمان تو ، كارگشا مي شود

و به قدر نخ پيرزنان دوزنده ، باريك مي شود

و به قدر دل اميدواران گرم مي شود

 

يتيمان را پدر مي شود و مادر

بي برادران را برادر مي شود

بي همسر ماندگان را همسر مي شود

عقيمان را فرزند مي شود

نا اميدان را اميد مي شود

گمگشتگان را راه مي شود

در تاريكي ماندگان را نور مي شود

رزمندگان را شمشير مي شود

پيران را عصا مي شود

و محتاجان به عشق را عشق مي شود

 

خداوند همه چيز مي شود همه كس را

به شرط اعتقاد

به شرط پاكي دل

به شرط طهارت روح

به شرط پرهيز از معامله با ابليس

 

بشوييد قلب تان را از هر احساس ناروا

ومغزتان را از هر انديشه ي خلاف

و زبان تان را از هر گفتار ناپاك

و دست تان را از هر آلودگي در بازار

 

و بپرهيزيد

از ناجوانمردي ها

ناراستي ها

نامردمي ها!

 

چنين كنيد تا ببينيد كه خداوند

چگونه بر سر سفره ي شما

با كاسه اي خوراك و تكه اي نان مي نشيند

وبر بند تاب ، با كودكان تان تاب مي خورد

و در دكان شما ، كفه هاي ترازوتان را ميزان مي كند

ودر كوچه هاي خلوت شب ، با شما آواز مي خواند

 

مگر از زندگي چه ميخواهيد

كه در خدايي خدا يافت نمي شود؟

كه به شيطان پناه مي بريد

كه در عشق يافت نمي شود

كه به نفرت پناه مي بريد؟

كه در حقيقت يافت نمي شود

كه به دروغ پنا ه مي بريد؟

كه در سلامت يافت نمي شود

كه به خلاف پناه مي بريد؟

و مگر حكم زيستن را از ياد برده ايد

كه انسانيت را پاس نمي داريد؟!

 

                                                               صدر المتالهين(ملا صدراي شيرازي



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا
بسم رب المهدی عج

یک سخنرانی جدید و جالب دیگه از دکتر حسن عباسی با عنوان دکترین امام خامنه ایی، حتما این سخنرانی جالب وجدید را گوش کنید.به نظر من دیدهای جدید را ممکنه جلوتون باز بکند مخصوصا در حوزه زمینه سازی ظهور
 


[تصویر: OSTaD%20ABBaSi%20WwW.ANTi666.iR.jpg]


لينك دانلود صوتي: {لينك مستقيم} حجم 14 مگابابت


 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت امیرالمومنین علی و الائمه علیهم السلام

الحمدلله الذی جعل فی قلوبنا محبت الحسین علیه السلام ثم الصلاة و السلام علی اشرف الانبیاء و المرسلین حبیب اله العالمین ابالقاسم المصطفی محمد صلوات الله علیه و علی اهل بیته الاطهار الطیبین المعصومین واللعنة الدائمه علی اعدائهم و مخالفیهم ومنکری فضائلهم و مناقبهم

چرا گریه نکنیم ؟ چرا سیاه نپوشیم؟

 اعتراض می کنند به شیعیان که چرا شما دو ماه عزاداری می کنید و چرا گریان و محزون هستید

مگر اینهایی که چنین می گویند خود احساس ندارند والبته دارند و خودشان در مصیبت و از دست دادن عزیزانشان حیران می شوند و نمی دانند چگونه عزاداری کنند و چگونه تحمل کنند غم فراق عزیزانشان را ...

ولی بزرگترین مصیبت این عالم که همان عاشورا و شهادت امام الشهدا و اولاد و انصارشان هست و همیشه تاریخ لازم به عزاداری و آن هم عزاداری که همراه بوده با تعقل و تفکر و عزاداری معرفتی و عزاداری که شعر و شعار و شعور و بصیرت افراد را زیاد کرده و من اینجور نمی گم که عزاداری صرف یعنی تنها و تنها گریه کردن ماجور نیست و یا بی ثواب است بلکه می گویم اشک ریختن و محزون شدن و حتی آه و حزن قلبی در این مکتب خصوصا زمانی که با معرفت و بصیرت و آگاهی و با این نیت که معرفتمون به خدا و اهل بیت افزایش پیدا کند به مراتب فضیلت خیلی بیشتری نزد خدا و اهل بیت علیهم السلام دارد

پس نتیجه آن که هر چه معرفت به خدا و اهل بیت علیهم السلام بیشتر باشد و بیشتر شود دیگر جای هیچ اعتراضی باقی نمی ماند و البته جواب هایی خیلی مفصل به این شبهات که چرا عزاداری و چرا مشکی پوشی داده شده است و من به آن جوابها لینک می دهم شما دوستان مطالعه فرمایید

جالب است بدانیم هر شخصی در این عالم به مقام ویژه ای در محضر خداوند متعال رسید بواسطه رعایت و احترام به چند مورد بوده اول آن که تلاش در معرفت الله جل و علا داشته و و چون به صورت ویژه خدای متعال را شناخت به گونه ای عمل کرد که عملکردش خدایی شد و اراده اش اراده خدا و آن شخص اولش رسول خاتم هست و دوم امیرالمومنین و به همین ترتیب رتبه پایین ترینش شیعیان و خداشناسان و موحدان واقعی است

دوم آن شخص که ولایت امیرالمومنین را بدون چون و چرا و بدون اعتراض قبول کرد و معتقدیم ولایت و نبوت از اول تاریخ بوده و از همان زمان اول خلقت بحث نبوت و ابلاغ و ولایت و امامت بوده و اتفاقا باید مومنین حقیقی به کلیت این مسائل یعنی وحدانیت خداوند متعال نبوت رسولی و امامت و این که منتقمی خواهد آمدو... همیشه و در همه ادیان الهی بوده و هست

سوم اشک و گریه و ماتم بر اهل بیت رسول خصوصا سید الشهدا صلوات الله علیه و این هم سوم مطلبی است که همیشه و در طول تاریخ بوده است مثلا زمان آدم که وقتی اسماء مبارک و مقدس خمسه طیبه را یاد گرفت توسط جبرئیل به نام مبارک حضرت حسین علیه السلام که رسید آدم محزون شد و گریان و روضه امام الشهدا را شنید از جبرئیل و گریست و ماتمزده شد یا مثلا حضرت نوح زمانی که خواست کشتی بسازد لوحی را از جانب الهی دریافت کرد که نام خمسه طیبه علیهم السلام بر آن حک شده بود که وقتی به نام حسین علیه السلام رسید گریست و محزون شد و روضه خوانی شد و عزاداری شد

یا وقتی حضرت ابراهیم که خود را شیعه مرتضی علی می داند و آن هم بعد از مقام خلیل بودن و نبی بودن رسول بودن و اولوالعزم شدن و بالاترین افتخار خود بعد از این چهار رتبه والا به شیعه بودن خود مفتخر است او در زمانی که خواست قربانی کند اسماعیلش را و از آن امتحان الهی سربلند بیرون آمد در آنجا هم جبرئیل روضه خوانی کرد و ذبیح الله را و ذبح عظیم را برایش تفسیر کرد و ابراهیم خلیل الله هم محزون شد و عزاداری کرد و ماتم زده شد

حضرت اسماعیل حضرت موسی حضرت عیسی و حضرات انبیائ علی نبینا و آله و علیهم السلام هر کدام گذرش به کربلا افتاد و به گونه ای مستمع روضه ها و مصیبت های کربلا شده اند و گریه ها کرده اند و عزاداری و ماتم زده شده اند...

عرض می کنم بواسطه ۱:معرفت الهی و اعتقاد به وحدانیت و توحید ۲:اعتقاد به نبوت انبیاء و ولایت امیرالمومنین و اهل بیت علیهم السلام  و ۳: گریه و اشک و ندبه و عزاداری بر سید الشهدا صلوات الله علیه و البته نه این که منحصر به این سه باشد

خصوصا معلوم میشود اشک و ماتم و عزاداری بر شاه مظلوم و امام بی کفن آقا ابا عبدالله الحسین صلوات الله علیه نه تنها اعتراض که ندارد بلکه باعث قرب الهی باعث مورد رضایت حضرت الله و حضرات انبیاء واقع شدن و بالاترین درجه که همان قرب الهی و مقام رضوان الله هست که حتی از بهشت هم بالاتر است نصیب انسان عزادار آگاه و بصیر می شود نصیب انسان گریان و محزون با معرفت می شود

پس این آثار و درجات مترتب است بر شخص شیعه ای که ماتم زده و عزادار امام حسین علیه السلام هست و در طول محرم و صفر سیاهپوش و رخت عزا بر تن دارد و سینه زن و گریه کن و گریاننده و اهل ادب و احترام به خادمین و واعظین و مادحین اهل بیت علیهم السلام است و ....تولی و تبری داشتن ...

(این که ادامه دارد در مطلب گذاشتم منظورم این هست که همه چیز منحصر به این مطالب نمی شود  ..)

منابع صحبت های من:

اشک روان بر امیرکاروان مرحوم شهرستانی

بکاءللحسین مرحوم میرجهانی

بحارالانوار مرحوم شیخ محمدباقر مجلسی (ره) ، جلد 44

 و كتاب خصائص الحسینیه،

برای مطالعه بهتر و بیشتر در این زمینه به لینک های زیر مراجعه فرمایید:

فضیلت گریه بر امام حسین علیه السلام

چرائی گریه و سوگواری

گریه های رسول خدا بر امام حسین صلوات الله علیهما

گریه پیامبران بر امام حسین علیهم السلام

حجم جلد۱ 367 کیلوبایت
حجم جلد۲ 249 کیلوبایت

نظر شما چیست؟!

متن ویراستاری نشده به بزرگواری خودتون ببخشید

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 8 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

 فقهاء شيعه (‌اعلى الله مقامهم) با استناد به روايات، پوشيدن لباس سياه را در ايام عزادارى سيدالشهداء‌ عليه السلام جايز و مستحب مى‌دانند. اين مطلب را گاه در فتوا و گاهى در وصيت نامه هايشان بيان كرده و اغلب در عمل نيز از خود نشان داده‌اند.

 

 از محضر مرحوم آيت الله العظمى ميرزا جواد تبريزى در مورد نظر مرحوم بحرانى بر رحجان لباس سياه در عزادارى امام حسين عليه السلام پرسيده شده است و ايشان هم با تأييد نظر مرحوم بحراني،‌ پوشيدن لباس سياه را از مظاهر حزن در مصيبت سيد الشهداء و اهل بيت و اصحاب و ائمه هدى عليهم السلام، دانسته و اظهار اندوه را در مصائب آنان با توجه به روايات از نظر شرعى مستحب مى‌داند:

سؤال:

 هل ترون ما ذهب إليه صاحب الحدائق من أن لبس السواد في عزاء سيد الشهداء وبقية الأئمة عليهم السلام، راجح شرعا؟

 جواب: ما ذهب إليه صاحب الحدائق قدس سره صحيح، فإن لبس السواد من مظاهر الحزن على ما أصاب سيد الشهداء وأهل بيته وأصحابه، وكذا سائر الأئمة عليهم السلام، وإظهار الحزن في مصائبهم مندوب شرعا، للنصوص الكثيرة وفيها الصحيح، والله العالم .

سؤال: به عقيده شما پوشش سياه در عزادارى امام حسين و سائر ائمه عليهم السلام رجحان شرعى دارد؟ چنانچه صاحب حدايق نظرش همين است.

جواب: نظر صاحب حدائق صحيح است ؛ زيرا پوشش سياه از مظاهر حزن در مصيبت سيدالشهداء و اهل بيت و ياران او و سائر ائمه هدى است و اظهار حزن در مصيبت آنان به خاطر روايات فراوان كه در ميان آنها روايت صحيح وجود دارد ؛‌ مستحب شرعى است.

العاملي، (معاصر) الانتصار ج 9، ص247 ناشر: دار السيرة، بيروت، لبنان الطبعه الأولى 1422

2. علامه سيد محمد جعفر طباطبائى حائرى (ره)

ايشان بعد از اين كه نظرش را بر استحباب سياه پوشى در مراسم عزادارى سالار شيهدان ابراز مى‌كند؛ در چگونگى دلالت روايات بر استحباب دو دليل مى‌آورد:

ا. سكوت و تأييد امام على بن الحسين عليهما السلام

به اين بيان كه زنان هاشمى در محضر امام سجاد در سوگ سيدالشهدا به ماتم و عزادارى پرداختند و لباس سياه در بر كردند و امام هم با سكوتش كار آنان را تأييد كردند و اگر اين كار مرجوح بود و يا جايز نمى‌بود حتماً آن حضرت مانع مى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شد و در صورت منع، بر آنان نيز اطاعت امام زمانش واجب بود؛ پس سكوت و تأييد امام دليل بر جواز و استحباب اين كار است؛ به ويژه اين كه در ميان زنان بنى هاشم، حضرت زينب سلام الله عليها كه بالاترين مقام را بعد از معصوم دارد؛ نيز لباس سياه پوشيده است.

ب. استحباب عزاداري

از آنجائى كه اقامه عزادارى امام حسين از شعائر دينى و از باب استحباب پاداش‌هايى بر آن مترتب است؛ پوشيدن لباس سياه كه نشانه حزن و شعار عزادارى است جنبه استحبابى به خود مى‌گيرد؛ چنانچه پوشيدن لباس سياه، از گذشته دور تا به امروز در همه نقاط عالم شعار حزن بر فقدان عزيزى است:

وجه الدلالة على الاستحباب هو لبسهن ذلك بمحضره عليه السلام وعدم منعهن عن لبسه وأمرهن بغيره من مراسم العزاء وخصوصاً بعد وجود مثل الصديقة الصغرى زينب الكبرى عليها السلام الذى لا يقصر فعلها عن فعل المعصوم لكونها تالية له في المقامات العالية والدرجات السامية.

 كما يدل له انه شعار الحزن والعزاء على المفقود العزيز الجليل من قديم الزمان وسالف العصر والاوان: وكما هو المرسوم اليوم في جميع نقاط العالم.

 الطباطبائي الحائري،‌ السيد ميرزا جعفر حفيد صاحب الرياض قدهما (المتوفى سنة 1321هـ‍) ارشاد العباد إلى استحباب لبس السواد على سيد الشهداء والأئمة الأمجاد عليهم السلام، ص28،‌ ص،‌ مصحح: السيد محمد رضا الحسيني الأعرجي الفحام.

او در جاى ديگر عقيده و رفتار پدرش (حاج ميرزا علامه سيد على نقى طباطبائى كه از اعاظم مجتهدین كربلا بوده) را اين گونه بيان مى‌كند:

 در اواخر عمر پدرم علامه، پوشيدن لباس سياه و ندبه‌اى او در ايام عزادارى مولاى ما امام حسين عليه السلام در فتوا و عمل تا هنگامى كه به رحمت حق پيوست ديده مى‌شد:

وكان والدي العلامة أعلى الله مقامه في أواخر أمره وعمره يرى حسن التلبس بهذا اللباس في أيام مأتم مولانا الحسين (علیه السلام) المعودة وندبيته فتوى وعملا إلى أن انتقل إلى رحمة الله.

الطباطبائي الحائري ،‌ السيد ميرزا جعفر حفيد صاحب الرياض قدهما ، (المتوفى سنة 1321ه‍) ارشاد العباد إلى استحباب لبس السواد على سيد الشهداء والأئمة الأمجاد عليهم السلام، ص54،‌ مصحح: السيد محمد رضا الحسيني الأعرجي الفحام.

3. علامه شيخ محمد حسين كاظمينى (ره) معروف به محقق كاظمى

ايشان مى‌نويسد:

وفى استثناء لبسه فى مأتم الحسين (عليه السلام) ونحوه وجهٌ غير بعيد كما فى حدائق لما دلّ على اظهار شعائر الحزن عليه (عليه السلام) ولما روى من لبس نساء بنى هاشم السواد ولم يغيّرنها فى حرّ او برد وكان زين العابدين (عليه السلام) يصنع لهن الطعام فى المأتم ولم ينكره (عليه السلام) عليهن.

و در استثناء‌ پوشش سياه در عزادارى امام حسين عليه السلام و مانند آن (از كراهت) بعيد نيست. چنان كه در كتاب حدائق نيز استثناء‌ شده است. دليل استثناء آن [رواياتي] است كه بر اظهار شعائر حزن بر امام حسين دلالت مى‌كند و دليل ديگر، روايتى است كه زنان بنى هاشم در ماتم آن حضرت سياه پوشيدند كه حتى در گرما و سرما هم از تن شان بيرون نكردند و امام زين العابدين عليه السلام در مدتى كه زنان مشغول عزادارى بودند؛‌ غذا آماده مى‌كردند و ايشان زنان را از اين كار باز نداشتند.‌

كاظمينى،‌ محمد حسين، متوفى 1308هـ ،‌ هداية الأنام فى شرح شرايع الأسلام،‌، ص454،‌ طبع نجف 1330هـ

4. ميرزا حسين نوري صاحب مستدرك الوسائل (ره)

محدث فقيه مرحوم ميرزاى نورى در مستدرك الوسائل بعد از نقل اخبار دال بر كراهت جامه سياه و روايت محاسن برقى نظر خود را بر استحباب اين گونه بيان مى‌كند: در اين اخبار و قصه ها، اشاره يا دلالت بر عدم كراهت پوشش سياه يا رجحان آن در حزن حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام است هم چنان كه سيره بسيارى در ايام حزن و ماتم آن حضرت بر اين است .

 النوري، الميرزا حسين (متوفاي1320)، مستدرك الوسائل ج3ص 328 تحقيق و الناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث، بيروت، لبنان ،‌الطبعة الثانية: 1408 - 1988 م

5. آيت الله العظمي سيستاني(مد ظله)

در كتاب استفتائات آيت الله العظمى سيستانى اين چنين آمده است:

ما هو رأيكم في لبس السواد في عزاء خامس أصحاب الكساء؟ الجواب: لبس السواد في عزاء سيد الشهداء [روحي فداه] أمر مطلوب.

نظر شما در مورد پوشيدن لباس مشكى در عزادارى امام حسين (خامس اصحاب كساء) چيست؟

جواب: پوشيدن لباس سياه در عزادارى سيدالشهداء امر پسنديده است.

استفتاءات (فتاواى مراجع) السيد السيستاني، ص192

6. آيت الله العظمى‌ميرزا جواد تبريزي (ره)

سؤال: از محضر شما استدعامندم نظر تان را در باره مسأله‌اى كه بعد از مسأله مظلوميت حضرت زهرا سلام الله عليها جايگاه مهمى‌را در كويت گرفته است؛ بيان فرمائيد.

و آن مسأله، پوشيدن لباس سياه و سينه زدن در اثناء‌ مراسم عزادارى سيدالشهداء عليه السلام در ماه محرم و بقيه ايام عزادارى امامان عليهم السلام است.

 لا إشكال ولا ريب ولا خلاف بين الشيعة الإمامية في أن اللطم ولبس السواد من شعائر أهل البيت عليهم السلام، ومن المصاديق الجلية للآية: ذلك ومن يعظم شعائر الله فإنها من تقوى القلوب.

 كما أنها من مظاهر الجزع الذي دلت النصوص الكثيرة على رجحانه في مصائب اهل البيت ومآتمهم. ومن يحاول تضعيف هذه الشعائر أو التقليل من أهميتها بين شباب الشيعة، فهو من الآثمين في حق أهل البيت عليهم السلام، ومن المسؤولين يوم القيامة عما اقترفه في تضليل الناس عن مظالم الأئمة عليهم السلام. ثبت الله المؤمنين على الإيمان والولاية. والله الهادي إلى سواء السبيل.

جواب:‌

 بدون شك در ميان شيعه هيچ گونه اختلافى نيست در اين كه سينه زنى و پوشيدن لباس سياه از شعائر اهل بيت عليهم السلام و از مصاديق بارز اين آيه كريمه است كه مى‌فرمايد: و هر كس شعائر الهى را بزرگ دارد اين كار نشانه تقواى دلهاست.

چنانچه اين كارها از مظاهر جزع در مصائب و سوگوارى اهل بيت عليهم السلام است كه روايات فراوان بر رجحان آن دلالت مى‌كند. هركس در تضعيف يا كم رنگ نمودن اهميت آن در ميان جوانان شيعه تلاش نمايد از جفا كاران در حق اهل بيت است و از جمله كسانى است كه در قيامت مورد سؤال قرار مى‌گيرد از آنچه كه مردم را در باره ظلم كنندگان به اهل بيت به اشتباه انداخته است. خداوند مؤمنان را بر ايمان و ولايت اهل بيت ثابت قدم نگهدارد. و خداوند هدايت كنند به راه راست است.

الشيخ الكوراني العاملي، (معاصر) الانتصار ، ج 9، ص247 ناشر: دار السيرة، بيروت، لبنان الطبعه الأولى 1422

7. وصيت نامه آيت الله العظمي مرعشي نجفي(ره)

ايشان در وصيت نامه خود اين چنين مى‌نويسد:سفارش مى كنم او [پسرم] را به اينكه لباس سياهى كه در ماه محرّم و صفر مى پوشيدم جهت حزن واندوه در مصيبتهاى آل رسول اكرم (صلى الله عليه وآله) با من دفن شود.

رفيعى،‌ على،‌ «علاء مرودشتى» شهاب شريعت; درنگى در زندگى حضرت آية الله العظمى مرعشى نجفى(ره)،، ص366 ، (طبع كتابخانه عمومى حضرت آية الله العظمى مرعشى، قم1373ش)

علاوه بر آقايان اعلام، فقهاى ديگر همانند: مرحوم فاضل دربندى در كتاب اسرار الشهاده، ص60 چاپ تهران، سال 126، سيد اسماعيل عقيلى نورى در وسيلة‌ المعاد فى شرح نجاة العباد ج 2، ص170، شيخ زين العابدين مازندرانى (متوفاى 1309) در ذخيرة المعاد، ص620 چاپ بمبئى سال 1298، علامه سيد حسن صدر در كتاب تبيين الرشاد فى لبس السواد على الأئمة الأمجاد و شيخ أبو الفضل تهرانى در شفاء الصدر، ص324 من سبع بمبئى سنة 1309 همگى بر استحباب فتوا داده اند.

و از نگاه عمل نيز علماى بزرگ معاصر در ايام شهادت سالار شهيدان و ايام شهادت ائمه اطهار عليهم السلام لباس سياه مى‌پوشند.

نتيجه:

با در نظر داشت سخنان بزرگان فقهاء،‌ مشروعيت و استحباب امور ذيل در ايام محرم و عاشوراى حسينى اثبات مى شود:

1.استحباب سياه‌پوشي

2.استحباب اقامه مجالس عزادارى

3.استحباب اطعام عزاداران

4.استحباب خدمت گذارى در مجالس عزاداري



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 8 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

 امام حسن عسکری علیه السّلام فرمودند :

حضرت مهدى  علیه السلام  داراى غیبتى است (طولانى) که نادانها در آن زمان متحیر مى شوند ، اهل باطل در آن غیبت به هلاکت مى رسند و وقت تعیین کنندگان دروغ مى گویند ، سپس ظهور و خروج مى کند .  

در این نوشتار به بررسی چند ویژگی اندک از امام حسن عسکری علیه السلام می پردازیم


 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 7 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا
  •  مسئله وجود مقدس امام زمان‏(عج) از نظر فلسفی چگونه توجیه می‏شود؟ آیا دلیل فلسفی بر اثبات وجود آن حضرت وجود دارد؟

    درباره وجود مبارک حضرت حجّت‏(عج) «برهان عقلی بر امکان» اقامه می‏شود؛ یعنی بر اساس حکم عقل، ممکن است انسان کاملی عمر طولانی داشته باشد.

    ما به دیدن عمرهای کوتاه عادت کرده‌ایم. اما اگر شخصی، از همه علل و عوامل طبیعی آگاه باشد و آنچه برای او سودمند است، فراهم کند و از آنچه برای او زیانبار است بپرهیزد، می‏تواند عمر طولانی داشته باشد. این مسئله خارق عادت است؛ نه خارق عقل. «معجزه» هم چیزی خارق عادت است، نه خارق عقل. علم نیز به چنین چیزی راه نیافته است، زیرا علم به امور عادی راه دارد؛ نه امور غیر عادی. کرامت نیز در امور خلاف عادت جاری است.


    * حیات حضرت ولی عصر(علیه‌السلام) از نظر علمی چگونه توجیه می‏شود؟

    اول: حیات طولانی امام زمان(علیه‌السلام) بر خلاف عادت است، نه بر خلاف علّیّت؛ یعنی به طور عادی کسی نمی‏تواند، هزار یا ده هزار سال زندگی کند؛ اما به صورت غیر عادی (خرق عادت) این کار ممکن است.

    دوم: اگر بدانیم انسان چیست و چه کسی بدن او را اداره می‏کند، اصلاً این پرسش برای ما مطرح نمی‏شود؛ برای مثال برای عرفا و حکمای بزرگ، اصلاً چنین پرسش هایی مطرح نمی‏شود.

    بنده زمانی به دندانپزشک محترمی مراجعه کردم. او می‏گفت دندان های بعضی صد سال سالم می‏ماند و نمی‏پوسد؛ ولی اگر فولاد صد سال شب و روز کار کند، فرسوده می‏شود. چون اگر فولاد و آهن فرسوده شود، دیگر چیزی جایگزین آن نمی‏شود؛ امّا دندان انسان هر روز عوض می‏شود و هر روز سلول های جدیدی جای سلول های مرده و قدیمی را می‏گیرد.

    با این توضیح، همه ذرات بدن در حرکت و تعویض است و روح آدمی همه حرکات این ذرات را تحت کنترل دارد. حال اگر روح انسان کاملی، بر خلاف عادت (نظم عادی)، بهترین سلول ها را جایگزین کند و دقیق‏ترین کنترل ها را روی قسمت های مختلف بدن داشته باشد، یک انسان کامل می‏تواند، میلیون‌ها سال زنده بماند (این مطلبی است که در علم پزشکی امروز به اثبات رسیده است).

    مُلای رومی طی مثالی می‏گوید: اگر شما روز یا شبی در کنار نهر روانی که آب آن به آرامی در حرکت است، بنشینید و تصویر خورشید یا ماه را در آن ببینید، متوجه می‏شوید که صدها عکس می‏آید و می‏رود و شما همچنان خیال می‏کنید که ساعت ها با عکس نخست روبه‏رو بوده‏اید، در حالی که آینه‏ها و عکس های متعدد، هر لحظه می‏آمدند و می‏رفتند.

    آب مبدَل شد در این جو چند بار ...... عکس ماه و عکس اختر برقرار

    این بزرگوار در جای دیگر می‏گوید:

    ای برادر تو همان اندیشه‏ای ............. ما بقی تو استخوان و ریشه‏ای

    بنابراین، اگر کسی روح و سلطه آن بر بدن خود را بشناسد، و سَیَلان، حرکات و تعویض ذرات بدن را تحت کنترل روح بداند و نیز کمی با حکمت و عرفان آشنا شود، این اشکال که چگونه یک انسان می‏تواند یک یا دو میلیون سال یا بیشتر بماند، برای او مطرح نمی‏شود. اگر پیوند روح با خالق جهان هستی به اندازه‏ای بود که قدرت خاصی ما فوق قدرت افراد عادی یافت، می‏تواند همان طور که بدن خود را می‏گرداند، خارج از بدن خود را هم اداره کند، زیرا خارج از روح او هم حکم بدن او را دارد.

    وجود مبارک امیرمؤمنان(ع) در خطبه قاصعه نهج‏البلاغه می‏فرماید: من در حضور پیامبر اکرم‏صلی الله علیه و آله و سلم بودم که مشرکان حجاز به پیامبر اکرم‏صلی الله علیه و آله و سلم گفتند، اگر تو پیامبری معجزه‏ای (حسّی) بیاور تا تو را بپذیریم. آنگاه گفتند: دستور بده نیمی از درختی که روبروی تو است، از نیمه دیگر جدا شود و به حضور تو بیاید. حضرت فرمود: اگر این کار را انجام بدهم، ایمان می‏آورید؟ گفتند: بلی. حضرت علی(علیه‌السلام) در ادامه می‏فرماید: من دیدم که این درخت دو نیم شد و نیمی از آن در جای خود ایستاد و نیم دیگر حرکت کرد و جلو آمد، به طوری که شاخه‏های آن روی دوش ما قرار گرفت.

    مشرکان گفتند: دستور بده نیمه دیگر آن هم از جای خود حرکت کند و نزد تو بیاید. پیامبر اکرم‏صلی الله علیه و آله و سلم این کار را هم انجام دادند. بعد گفتند: دستور بده دو نیمه درخت به هم متصل شود و در جای اول قرار گیرد؛ با این همه، مشرکین باز هم ایمان نیاوردند.

    همه کرامات محال عادی هستند؛ نه محال عقلی که محال عقلی (مانند 2×2=5) کرامت یا اعجازبردار نیست؛ به هر حال، حیات حضرت ولی‏عصر(عج) محال عادی است؛ نه محال عقلی.


    * دلیل قرآنی وجود حضرت حُجّت (عج) چیست؟

    مرحوم کلینی (رضوان اللّه علیه) در کتاب شریف کافی طی بابی از ائمه(علیهم‌السلام) نقل کرده است که به سوره قدر احتجاج کنید، زیرا در سوره قدر آمده است، هر سال لیلة القدری دارد و فرشتگان در شب قدر، هر سال با همراهی روح (جبرئیل سلام اللّه علیه)، همه احکام و امور را به زمین نازل می‏کنند.

    وقتی فرشتگان احکام و امور را به زمین می‏آورند، باید آن را به کسی بسپارند، چون افراد عادی نمی‏توانند میزبان فرشتگان باشند و احکام صادره را تحویل بگیرند، پس تنها کسی که در روی زمین مهمان‏دار فرشتگان و تحویل گیرنده این امور و مقدّرات است، وجود مبارک ولی عصر(علیه‌السلام) است، بنابراین با توجه به روایاتی که مرحوم کلینی نقل کرد، از نظر قرآن، در شب قدر که همه فرشتگان به همراهی جبرئیل(سلام اللّه علیه) یا روح، مقدّرات امور را نازل می‏کنند، باید آن را به کسی بسپارند و به او گزارش بدهند؛ گیرنده این امور وجود مبارک ولی عصر(ارواحنا فداه) است.


    * چگونه می‏توان امام زمان‏(عج) را شناخت؟

    شناخت بر دو قسم است: «شناخت تاریخی» و «شناخت واقعی» که از قسم نخست مهم‏تر است. مسئله مهم این است که ما آن حضرت را به حقیقت بشناسیم و ایشان نیز ما را ببیند؛ نه اینکه ما حضرت را ببینیم.

    در زمان پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم (که مقامش از همه امامان بالاتر است) عده زیادی آن وجود مبارک را می‏دیدند، اما خدای سبحان درباره آنها فرمود: «و تراهم ینظُرُون اِلیک و هُم لایُبصرون»؛ آنها را می‏بینی که به تو می‏نگرند؛ ولی تو را نمی‏بینند. اهل نظر هستند، اما اهل بصیرت نیستند. هنر این است که به گونه‏ای باشیم که وجود مبارک امام زمان(علیه‌السلام) ما را ببینند.

    در قرآن کریم آمده است: خدا که بر همه چیز بصیر است، در روز قیامت به عده‏ای نگاه نمی‏کند: «ولایُکلّمهم اللّه و لاینظرُ اِلیهم یومَ القیامةِ و لایزکّیهم» و نگاه تشریفی خود را نسبت به عده‏ای اعمال نمی‏کند.

    اگر ما در مسیر صحیح حرکت کنیم، آن حضرت ما را می‏بیند.
  • برگرفته از بهترین وبلاگ جهان


ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 7 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا
توقيع امام زمان (عج) براى جمعى از مردم قم
 
در كتاب «احتجاج» از شيخ موثق ابوعمر عامرى رحمة الله عليه روايت مى‏كند كه گفت :

ابن ابى غانم قزوينى و جماعتى از شيعيان درباره فرزند امام حسن عسكرى (ع) گفتگو نمودند.
ابن ابى غانم مى گفت: حضرت رحلت فرمود و اولادى نداشت .
سپس آنها نامه‏اى در اين خصوص نوشتند و به ناحيه مقدسه فرستادند (تا و كلاى حضرت بآستان مقدسش برسانند) و درآن نامه نوشتند كه ما بر سر اين موضوع كشمكش نموده‏ايم.


جواب نامه آنها بخط آن حضرت صلوات الله عليه بدين مضمون صادر گشت :


بسم الله الرحمن الرحيم .

خداوند ما و شما را از فتنه‏ها نگاهدارد و بما و شما روح يقين موهبت كند، و از سوء عاقبت باز دارد. خبر ترديدى كه گروهى از شما در امر دين نموده‏ايد،

و شك و تحيرى كه درباره صاحبان امر خود بدل آنها راه يافته است ، بمن رسيد، ما از اين موضوع بخاطر شما غمگين شديم نه بخاطر خودمان و درباره شما

ناراحت شديم نه درباره خودمان زيرا خدا با ماست و جز بخدا به هيچكس نيازى نداريم و حق با ماست و بنا بر اين كسيكه از اطاعت ما سرباز مى‏زند،

ما را بوحشت نمى‏اندازد. ما اثر صنع خدائيم و مردم بطفيل و جود ما ، موجود گشته‏اند.

اى مردم ! چرا دچار ترديد گشته و در حال تحير مطلب را بر خود مشتبه مى‏سازيد.

آيا نشنيده‏ايد كه خدا مى‏فرمايد:


يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم يعنى : اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، خدا و پيغمبر و صاحبان امر خود را، اطاعت كنيد؟

نمى‏دانيد كه در اخبار رسيده است كه حوادثى براى ائمه ، گذشته و آينده شما روى مى‏دهد، و آيا نديده‏ايد كه خداوند از زمان حضرت آدم تا زمان

امام حسن عسكرى سنگرهائى براى شما قرار داده كه به آنها پناه بريد و علائمى مقرر داشته تا بوسيله آن هدايت شويد؟ بطوريكه هر گاه يكى از آن

علامتها پنهان شود علامت ديگرى ظاهر مى‏گردد و هر وقت ستاره اى غروب كند؛ ستاره ديگرى مى‏درخشد؟

پس وقتيكه امام حسن عسكرى (ع) رحلت فرمود: گمان كرديد كه خداوند دين خود را باطل كرد، و رشته واسطه ميان خود و بندگانش را قطع نمود؟

نه . چنين نبوده . و تا روز رستخيز و ظهور امر خدا كه مردم او را نمى‏خواهند ، هم چنين نخواهد بود.

امام گذشته با سعادت رحلت فرمود و همچون پدران بزرگوارش از دست مردم رفت، وصيت و علم و فرزند و جانشين او در ميان ما است و جز ظالمان گناهكا

ر كسى راجع به منصب و مقام امامت وى با ما نزاع ندارد و جز منكر كافر كسى ادعاى اين منصب بزرگ را نمى‏كند.

اگر ملاحظه مغلوب شدن امر خدا و آشكار و علنى گشتن سرّ الهى نبود چنان حق ما براى شما ظاهر مى‏گرديد كه عقلهاتان حيران گردد و ترديدتان بر طرف

شود ولى آنچه خداوند خواسته تحقق خواهد يافت؛ و هر چيزى در لوح محفوظ مرقوم است .

پس شما هم از خدا بترسيد و تسليم ما شويد و كارها را بما واگذاريد. همه گونه خيروخوبى از ما بمردم مى‏رسد.

آنچه بر شما پوشيده است، براى اطلاع از آن اصرار مورزيد. و بچپ و راست ميل نكنيد، مقصد خود را با دوستى ما براساس راهى كه روشن است بطرف ما

قرار دهيد. من آنچه لازمه نصيحت بود، بشما گرفتم و خداوند بر من و شما گواه است .

اگر محبت به شما نداشتيم و صلاح شما را نمى‏ديديم و بخاطر ترحم و شفقت بر شما نبود، گفتگوى با شما را ترك مى گفتيم ...
و صلى الله على محمد النبى و آله و سلم تسليماً.


ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 6 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

«دلم شکسته و جانم هنوز چشم به راحت
 شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت
در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست 
اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت
ز گرد راه برون آ که پیر دست به دیوار
به اشک و آه یتیمان دویده بر سر راهت
در انتظار تو می میرم و در این دم آخر
 دلم خوش است که در خواب دیدم به خوابگاه گاهت
کنون که می دمد از مغرب آفتاب نیابت 
چه کوه های سلاطین که می شود پرکاهت
تویی که پشت و پناه جهادیان خدایی 
سر جهاد تویی و خداست پشت و پناهت.» 
شعر انتظار فرج از استاد شهریار



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 6 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا
(تعداد کل صفحات:10)      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10