مادر حضرت امام رضا عليه السلام

نامهاى مادر امام

مادر امام رضا عليه السلام، بانويى به نام ( تُكتَم ) از اهالى نوبه است كه پس از ورود به خانه موسى بن جعفر عليه السلام، وى را ( نجمه ) ناميده اند.در كتابهاى تاريخى ، از وى با نامهاى ( سُكَن، خيزران، صقره، اروى ، ام البنين و طاهره ) نيز ياد شده است كه اينها احتمالاً القابى است كه به مناسبتهاى گوناگون، به وى داده اند. مثلاً سُكَن از مادّه ( سكون ) به مناسبت وقار آن مخدَره، و خيزران ( كه نام تركه هاى سرخ رنگ بوته اى است) به مناسبت اندام ظريف وى ، و نجمه به دليل نورانيت او، و صقره ( باز ) به جهت تيزبينى و همت والاى آن بانو، و ام البنين به تفألِ آوردن فرزندان، و طاهره به دليل حصانت و پاكى وى از دنائت بوده است.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 شهریور 1389  ساعت 6:50 PM | نظرات (0)

رهنمودهاى اخلاقى امام رضا(علیه السلام)

سراسر زندگانى حضرت ثامن الحجج امام رضا عليه السلام مشحون از رهنمودهايى در اخلاق و تعليم و تربيت مى باشد كه استقصاء وغوررسى همه آنها در حدود توان و بضاعت ناچيز اين بنده نيست، و حتى به آسانى معترفم كه اطلاعات محدود و اندك اين جانب به عشرى از اعشار و به نمى از يَم آنها رسا نمى باشد. اما اجمالاً بى هيچگونه ترديدى معتقديم كه همه امامان معصوم عليهم السلام داراى منصب الهى در جهت ارشاد مردم بوده اند، لذا راهنمايهاى آنان مبتنى بر يك بنيادى الهى و آسمانى مى باشد كه سزاست بشر براى نيل به سعادت، اين ارشادات را الگوهايى واجب الاتّباع براى تمام شئون حياتى خويش قرار دهد.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 شهریور 1389  ساعت 6:50 PM | نظرات (0)

ياران امام رضا علیه السلام

ابراهيم بن ابى البلاد

وى از ثقات راويان و از قرّاء قرآن و ادباى زمان خويش است. حضرت رضا(ع) بر او ثنا فرموده و رساله اى به وى مرقوم داشته است.

احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى كوفى

وى از ثقات راويان حديث و صاحب « كتاب الجامع » است كه به « جامع بزنطى » معروف است. بزنطى از محضر حضرت موسى بن جعفر(ع) نيز كسب فيض نموده و نزد حضرت رضا(ع) مرتبه و منزلتى داشته و پس از آن حضرت، به فرزندش جوادالائمه(ع) نيز اختصاص داشته است.
بزنطى از كسانى است كه متقدمان شيعه، احاديث منقول از وى را ـ گرچه مرسلاً نقل كرده باشد ـ موصوف به صحّت شمرده و به فقه و فضل وى اقرار داشته اند. وفات وى به سال 221 هجرى ( يعنى 18 سال پس از درگذشت حضرت رضا عليه السلام ) اتفاق افتاد.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 شهریور 1389  ساعت 5:46 PM | نظرات (0)

پرتويي از فروغ دانش ثامن الحجج (علیه السلام)

نويسنده: دكتر محمدمهدي ركني يزدي
وقتي سخن گفتن از دانشمندان و توصيف شايسته از بزرگان علم و فضيلت كاري است دشوار، توصيف و تعريف از معصومين(ع) و ائمه دين كه پايگاه معنويشان والاتر از حد عادي است و شخصيت علمي و فضايلشان از گنجينه علم و حكمت الهي بهره گرفته است(1) پيداست چه مايه دشوارياب و دست نيافتني است، و اين چنين است مقام علم و حكمت ثامن الائمه(ع).


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 شهریور 1389  ساعت 5:46 PM | نظرات (0)

صفات عاليه انسانى

صفات عاليه انسانى

نويسنده: آیت الله العظمی شیرازی

حضرت امام رضا (علیه السلام) بر حسب ظاهر دوّمين شخصيّت كشور اسلامى آن روز بودند و حضرت رضا (علیه السلام) با مقامى كه داشتند، بر حسب ظاهر آن روز وليّعهد بوده، و قادر بر هرگونه كارى بودند.امّا به خودشان تغييرى راه نداده، و پيوسته به ارشاد و هدايت مردم پرداخته و ساده مى‏زيستند، و لذا در احوالشان آمده كه به هنگام صرف غذا. تمام غلامان و زيردستان كوچك و بزرگ و حتى مهتر خويش را احضار مى‏فرموده و با سخنان خود آنان را مأنوس مى‏كرده و بعد همه باهم دسته‏جمعى بر سر يك سفره به صرف غذا مشغول مى‏شده‏اند، و هنگامى كه يكى از حضار عرضه داشت: براى زيردستان سفره جداگانه‏اى بگسترانيد، امام فرمودند: خداى ما يكى، و پدر و مادرمان حضرت آدم و حوّا هم يكى است، و جزاى هركسى در گرو عمل اوست.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 شهریور 1389  ساعت 5:40 PM | نظرات (0)

100 سخن گران بها از ثامن الائمّه (ع)


100 سخن گران بها از ثامن الائمّه (ع)

1. مؤمن‌ ، مؤمن‌ واقعى‌ نيست‌ ، مگر آن‌ كه‌ سه‌ خصلت‌ در او باشد : سنتى‌ از پروردگارش‌ و سنتى‌ از پيامبرش‌ و سنتى‌ از امامش‌ . اما سنت‌ پروردگارش‌ ، پوشاندن‌ راز خود است‌ ، اما سنت‌ پيغمبرش‌ ، مدارا و نرم‌ رفتارى‌ با مردم‌ است‌ ، اما سنت‌ امامش‌ صبر كردن‌ در زمان‌ تنگدستى‌ و پريشان‌ حالى‌ است‌ .(اصول‌ كافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 339)




ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 شهریور 1389  ساعت 5:40 PM | نظرات (0)

زندگانى امام على بن موسى الرضا (علیه السلام) (2)

زندگانى امام على بن موسى الرضا (علیه السلام) (2)

نويسنده: مهدى پيشوايى

موضعگيرى چهارم

امام ـ عليه السلام ـ چون به مرو رسيد ماهها گذشت و او همچنان از موضع منفى با مأمون سخن مى گفت . نه پيشنهاد خلافت و نه پيشنهاد وليعهدى ـ هيچ كدام ـ را نمى پذيرفت تا آنكه مأمون با تهديدهاى مكرر به قصد جانش برخاست .امام با اين گونه موضعگيرى زمينه را طورى چيد كه مأمون را روياروى حقيقت قرار داد. امام گفت : مى خواهم كارى كنم كه مردم نگويند على بن موسى به دنيا چسبيده , بلكه اين دنياست كه از پى او روان شده است . با اين رويّه به مأمون فهماند كه نيرنگش چندان موفقيت آميز نيست و در آينده نيز بايد دست از توطئه و نقشه ريزى بر دارد. در نتيجه از مأمون سلب اطمينان كرد و او را در هر عملى كه مى خواست انجام دهد به تزلزل در انداخت . علاوه بر اين , در دل مردم نيز بر ضد مأمون و كارهايش ش و ترديد افكند.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 شهریور 1389  ساعت 5:33 PM | نظرات (0)

تعداد صفحات :17   1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >