
سليمان بن جعفر گويد: براي انجام بعضي از كارها همراه امام رضا عليه السلام بودم تا اين كه خواستم به خانه ام باز گردم . حضرت فرمود: برگرد و با من بيا و امشب را نزد من بمان . من هم برگشتم و به همراه او حركت كرديم تا اينكه وارد منزل شديم . حضرت نگاهي به غلامان خود كرد كه مشغول گل كاري و ساختن اصطبل بودند و بعضي از آنها كارهاي ديگر انجام مي دادند. در بين آنها غلام سياهي كه غريب بود كار مي كرد. امام عليه السلام به غلامان خود گفت : اين مرد اينجا چه مي كند؟ آنها در جواب گفتند: او به ما كمك مي كند و ما هم چيزي در برابر به او خواهيم داد. امام عليه السلام فرمود: اجرت او را تعيين كرديد؟ گفتند: نه ما هر چه به او بدهيم راضي است .
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 مهر 1389 ساعت 11:00 PM | نظرات (0)
RSS




